اگر نامرئی بودم!

بریر عزیز مرا به بازی وبلاگی نامرئی ها دعوت کردند! در این بازی قرار است بگویم که اگر نامرئی بودم چه می کردم!

بعضی وقتها که کار بدی کردم و نمی خواستم با کسی روبرو بشم، یا گاهی که دوست داشتم تنها می بودم، و خیلی وقتهای دیگه با خودم می گفتم که کاش نامرئی بودم! حتی شده که توی بازی های کامپیوتری هم وقتی که باید یکی از نیروها رو انتخاب می کردم، نیروی نامرئی بودن رو بر می گزیدم! به طور کلی نامرئی بودن در نظر من یکی از قدرتمندترین قابلیت هاست!

چند تا از کارهایی که در صورت نامرئی بودن حتماً انجامشون میدم به شرح زیر هستند:

– گرفتن مچ واعظانی که در خلوت کار دیگر می کنند!

– کمک کردن یواشکی به افراد مغروری که واقعاً نیاز به کمک دارند!

– گوش دادن به حرفهایی که مردم پشت سر من می زنند! (در این صورت خیلی از مشکلاتی که دارم رو می تونم برطرف کنم. البته ممکنه که خیلی مشکلات جدید هم بوجود بیاد!)

و خیلی کارهای دیگه ای که با این جسم آشکار نمی شه انجامشون داد!

در انتها دوست دارم بدونم که  سمیه توحیدلو، آرش کمانگیر، بامدادی، هزاران نقطه، امین ثابتی، دکتر مزیدی، بابک، میلاد، فواد، آق فری، امین، جوزف، کاپیتان بدون هواپیما، شاهین و همه کسانی که اسمشون رو شنیدم یا خواهم شنید، اگر نامرئی بودند چه می کردند!