رضا(ع)

و چه پر معناست این «بارگاه ولایت مدار سلطان ارض طوس» و چه سمبل فصیح و بلیغی است این «گنبد طلا»! بام حرم! حرمی که در آن، خلیفه و امام، جلاد و شهید، در کنار هم آرمیده اند و… چه می گویم؟! هارون در وسط و امام در کنار، یعنی که برای تکریم امام، نزدیک قبر خلیفه دفنش کرده اند و در گوشه ای از مقبره خلیفه! و مدفن امام، در آغاز، خانه حمید بن قحطبه!
و صحن حرم امام، باغ او، باغی که امام را به انگور مسموش پذیرایی کرد!
عجبا که «بنا تا کجا می تواند آموزنده باشد و آگاه کننده»!…

برگرفته از «مذهب علیه مذهب» دکتر علی شریعتی

محمد(ص)

محمد، پیامبر مسلح و ویران کننده امپراطوری های شرق و غرب…
محمد، وارث ابراهیم و مظهر دین توحید خدا و وحدت خلق در تاریخ انسان…
محمد، مردی که در دلش قلب عیسی می تپد و در دستش شمشیر خون آلود سزار را دارد و نجات بشریت اسیر به این هر دو نیازمند است، که قیصر تنها خون می ریزد و عیسی تنها دوست می دارد و این دو، بی هم، هیچ نمی ارزند…
پیغمبر اسلام، آخرین پیام آور این دینی است که در طول تاریخ به تصریح مکرر قرآن، همه پیامبرانش آمده اند، تا «حکمت» را و «کتاب» را و «عدالت» را در جهان تعلیم کنند و پیغمبر اسلام آخرین پیامبر از این نهضت جهانی و بشری پیامبرانی است که به نام اسلام، بشریت را به عبودیت خدای واحد می خواندند تا از عبودیت غیر از او سرها را آزاد کنند و پیامبر اسلام آمده است تا با تحقق همه جانبه جهان بینی توحید، وحدتی به تاریخ بشری، وحدتی به نژادها، به ملت ها، به گروه ها و به خاندان ها و طبقات اجتماعی بشری ببخشد، تفرقه هایی که همواره به وسیله مذهب شرک توجیه می شده است… پیغمبر اسلام، موعود بردگانی بود که در طول تاریخ یقین کرده بودند، که سرنوشت محتومشان بردگی است…

تلخیصی از مجموعه آثارهای ۵ ـ ۹ ـ ۱۳ ـ ۱۹ دکتر علی شریعتی

حسن(ع)

حسن وارث حکومتی است که از پدر مانده و فرمانده سپاهی است که در درونش نفاق تا اعماق صمیمی ترین یاران وی نفوذ کرده، بهترین افسران و فرماندهان سپاه، پنهانی با پول ها و با زورها و وعده های بنی امیه سر و سِر دارند، و برای یک توطئه بزرگ، یک خیانت بزرگ، معامله می کنند. افسران برای فروش خود با خریداران انسانیت و شرف در دمشق چانه می زنند.
از نظر قلمرو حکومت، حسن بر یکی از نیرومند ترین و خطرناک ترین و حساس ترین قسمتهای سرزمین اسلامی دستی ندارد و این قسمت یکپارچه به دست دشمن افتاده است.
در خود عراق نیز جناح ها متفرق شده اند. اشراف نسبت به رژیم علوی نمی توانند وفادار باشند و توده به سستی و غفلت گرفتار شده است. خوارج که توده متعصب و از جان گذشته مذهبی اند و قدرت خطرناک عوام اند، روی در روی ایستاده اند و حسن، به عنوان مظهر آخرین تلاش صمیمی ترین و آگاه ترین و مترقی ترین یاران نهضت جدید اسلامی، در برابر جبهه نفاق یا دشمنان داخلی، هر روز ضعیف تر می شود و ضعیف تر، تا لحظه دردناک و فاجعه آمیزی، که آخرین تلاش و مقاومت «اسلام عدالت» در برابر «اسلام اشرافیت» پایان می گیرد و صلح با دشمن داخلی تنها راه چاره، یعنی بیچارگی یی است که حسن ناچار می پذیرد. زیرا شکست خورده است و شکست خورده صلح نمی کند، صلح بر او تحمیل می شود، درست مثل شکست.
حسن (ع) که در مدینه به عنوان رهبر و مظهر تلاش روح انقلاب در برابر «جاهلیت جان گرفته جدید» نشسته، اکنون به صورت یک فرد عادی خلع سلاح شده در آمده است.
وقتی می بینیم که دشمن در داخل خانه امام و رهبر مردم، نیز رخنه کرده، و جاسوسان بنی امیه، در خلوت خانه او، محرم او شده اند! و حتی همسرش را مزدور خود ساخته اند و توسط او مسمومش کرده اند، می توانیم حدس بزنیم که جبهه عدالت و آزادی مردم تا کجا ضعیف شده است! قدرت امام حسن به عنوان رهبر نیرویی که به نام اسلام هنوز دارد مقاومت می کند، به اندازه ای است که وقتی می میرد، در خود مدینه، که شهر جدش و مادرش است، و شهر خانواده او است، و شهر مهاجرین و انصار پیغمبر اسلام است، امکان این را، که در جایی که خودش می خواهد دفن شود ندارد، در قبرستان عمومی شهر دفنش می کنند! سرنوشت امام حسن، که مظهر تنهایی و غربت در جامعه اسلامی است، حتی در مدینه پیغمبر، نشان می دهد که جبهه حق طلبی در اسلام به کلی در هم شکسته است و ارتجاع جدید کاملاً بر همه جا و همه کس مسلط شده است و همه صحنه ها را فتح کرده است و اکنون نوبت حسین است…

برگرفته از حسین وارث آدم ـ دکتر علی شریعتی

بهترین فوتوبلاگها

بالاخره نتایج مسابقه بهترین فوتوبلاگها (Photobloggies) منتشر گردید و بار دیگر مشارکت و همبستگی عمومی وبلاگ نویسان به ثمر نشست!!
براساس آراء جامعه اینترنتی فوتوبلاگ کسوف متعلق به آرش عاشوری نیا در منطقه آفریقا و خاورمیانه به عنوان بهترین فوتوبلاگ شناخته شده است.
همچنین فوتوبلاگ Daily Does of Imagery متعلق به سام جوان روح به عنوان بهترین فوتوبلاگ کانادا شناخته شده است.
ضمن تبریک به این دو بزرگوار، به جامعه اینترنتی ایرانیان نیز تبریک عرض می کنم که اثبات کرده اند، هر چه خواهند، می توانند کرد. و صادقانه اعتراف می کنم که بسیار خوشنودم که عضو ناچیزی از این جامعه هستم.

نامه های عاشقانه یک پیامبر

یکی از کتابهای پر طرفدار پائولوکوئلیو، کتابی است که در آن به بازنویسی و گردآوری نامه های جبران خلیل جبران به ماری هَسکل پرداخته است. در این نامه ها درونی ترین افکار جبران به ثبت رسیده است که در نوع خود جالب هستند.
یکی از قسمتهایی که برای من خیلی جالب بود، قسمتی بود که همین چند دقیقه پیش آنرا خواندم و درباره نگرش جبران از خداوندگار می باشد. بد ندیدم که شما هم آنرا بخوانید:

ادراک نوینی کم کم در من ظهور می یابد، که روز و شب با من است و در تمام گام هایم حضور دارد. گویی کم کم، دیدگانم در آفرینش خالق حضور می یابند. آفرینش را همچون یک مه، در میان کوه ها، دشت ها و دریاها می بینم. او هنوز خود را به تمامی نمی شناسد. میلیونها سال گذشته اند، و او ـ در حرکت به سوی خواسته خویش ـ می کوشد خود را بیشتر کشف کند. برای همین انسان را می آفریند.
خداوند فقط خالق انسان و زمین نیست. افزون بر آن، او داور هر آن چیزی است که در زیر خورشید رخ می دهد. خداوند به گونه ای ناب در این خواسته اولیه اش تجلی می یابد ـ که انسان و زمین بخشی از او هستند. خداوند نیرویی جنبان است، که از راه همین خواسته رشد می کند، و بدین گونه، هر آن چه بر روی زمین است، همراه با او رشد می کند.
آن خواسته سرچشمه قدرت است که همه چیز را دگرگون می کند.

این گرسنگی که این همه سال همراه من بود، میل به تشخیص موجودی فراسوی خودم بود. به شیوه های گوناگون کوشیدم، و اکنون به یگانه راه قطعی رسیده ام: از راه خدا.
روح در جستجوی خداوند است. همان گونه که هوای گرم رو به بالا دارد، و رودها به سوی دریا جاری اند. روح دو توانایی دارد: تمنای جستجو، و توانایی جنگیدن به خاطر این تمنا.
و روح هرگز راهش را گم نمی کند، همان گونه که آب به بالای کوه جاری نمی شود. برای همین، تمامی ارواح به خداوند می رسند، مهم نیست چه قدر طول بکشد.
نمک ویژگی هایش را از دست نم دهد، حتا اگر در آبهای تمامی اقیانوسها حل بشود. روح گرسنگی خود را به خداوند از دست نمی دهد؛ روح ابدی است، و روزی سیر خواهد شد.
روح هرگز جستجوی خداوند را رها نمی کند. و آن گاه که به او رسید، کشف می کند که او هم در جست و جوست.