Windows vs. Linux

Windows vs Linux

مدتی است که سی دی های Linux Ubuntu به دستم رسیده اند. نسخه Liveش را دیده ام، اما راستش را بخواهید به دلم نچسبید که حتی در کنار Windows نصبش کنم. یعنی دلیلی برای این کار ندیدم!

در وبلاگهای مختلف خیلی درباره Linux میخوانم. اما تاکنون قانع نشده ام که چرا باید Windows با تمام امکاناتش را کنار بگذارم و از Linux استفاده کنم که به نظر من هنوز هیچکدام از نسخه هایش قابل مقایسه با Microsoft Windows 98 هم نیستند!

به نظر میرسد، دو دلیل عمده، بعضی ها را به سمت استفاده از سیستم عاملهای Linux سوق میدهد: Open Source بودن آن و امنیت بالاترش.

Open Source بودن برای برنامه نویسان و توسعه دهندگان میتواند ویژگی مهمی باشد. از سوی دیگر این ویژگی باعث میشود که Linux قیمت ارزانتری برای مصرف کننده داشته باشد و یا حتی برای مصارف خانگی رایگان شود. که البته در کشور ما، با توجه به نبود قانون کپی رایت، زیاد نمی توان روی این گزینه مانور داد.

اما درباره امنیت. خوب! من اینقدر درباره این موضوع شنیده بودم که واقعاً باورم شده بود که Linux زشت امنیت بیشتری نسبت به Windowsهایی دارد که Microsoft شبانه روز در حال ترمیم کردن آن است. تا اینکه استاد عزیزم جناب آقای وحید زارعی که در محضرشان دوره های MCSE را میگذرانیم، در این رابطه مثال خوبی زدند.

تصور کنید که فردی بخواهد در ایران نحوه دزدی یک نوع اتومبیل را یاد بگیرد. به نظر شما بهتر است دزدی کردن از پراید را فرا بگیرد یا از رویزروز را؟! مسلماً با توجه به فراوانی پراید در ایران، وی نحوه دزدی از پراید را خواهد آموخت. درباره Windows و Linux هم تقریباً چنین معادله ای وجود دارد. از آنجائیکه Windows سیستم عامل غالب در اکثر مکانها می باشد، و قطر دایره دارت آن نسبت به Linux بسیار بزرگتر است، لذا در آمار و ارقامها گفته می شود که Windows نسبت به Linux دارای حفره های امنیتی بیشتری است!

اما از سوی دیگر حتماً توجه دارید که تعداد شرکتهایی که برای سیستم عاملهای Windows برنامه های آنتی ویروس و آنتی هک می سازند، هم تعدادشان بسی بیشتر است!

گذشته از همه اینها، به نظر من بزرگترین برتری سیستم عاملهای Windows کاربرپسند بودن (User Friendly) آنهاست. هیچوقت کار کردن با Linux براحتی کاربری Windows نخواهد بود. Wizradهای Windows کار را برای همه آسان کرده است. و Help آن مرجع کاملی است که در رویارویی با وخیم تریم مشکلات می توان روی آن حساب کرد.

از سیستم عاملها که بگذریم، من درباره مرورگرها هم چنین احساسی دارم. خیلی درباره برتریهای Mozila Firefox می شنوم. اما هر قدر سعی میکنم به آن عادت کنم، باز به جاهایی میرسم که فقط Internet Explorer میتواند مشکلم را حل کند. حتی برخلاف آنچه که شنیده ام، نه تنها Firefox از IE سریعتر نیست که در تجارب شخصی دریافته ام که در بعضی موارد خیلی هم کندتر عمل میکند. البته ویژگی نصب کردن Plugin در آن بسیار جالب است و همین باعث شده تا در کنار IE به Firefox بعنوان مرورگر دومم نگاه کنم.

نمیدانم تا چه اندازه استدلالهایم درباره برتری محصولات Microsoft میتوانند درست باشند. اما از دوستانی که در این رابطه نظری دارند، استدعا دارم تا با راهنمایی هایشان کمک کنند تا زودتر از این سردرگمی نجات پیدا کنم!

نامه ای سرگشاده به بیل گیتس

نوشته: لنس الاناف (Lance Ulanoff)
مترجم: صادق جم

بیل عزیز!

در آغاز سال ۲۰۰۵ هستیم و قبل از هر چیز بایستی از شرکت شما و شرکتهای مشابه تشکر نمائیم که از زمان کمودور ۶۴ تاکنون راه بسیاری را پیموده اید. ما از شما خیلی متشکریم که کامپیوترها را به خانه ها و دفاتر کار ما آورده اید و زندگی ما را آسانتر و مفیدتر نموده اید. اما در زیر این موفقیت، نقایصی هم نهفته است و کارها آنگونه که باید انجام نمی شوند. من ۱۰ تا از نقیصه هایی که به ذهنم می آمده اند را در زیر لیست کرده ام. من آنها را به شما تقدیم میکنم و امیدوارم که در نسخه های جدید محصولات مایکروسافت آنها را مدنظر قرار دهید.

۱. منابع سیستمی هیچوقت کافی نیستند

من یک لپ تاپ خوب با مشخصات زیر دارم:
· ریزپردازنده ۱.۶ گیگاهرتزی پنتیوم M،
· حافظه اصلی ۵۱۲ مگابایتی DDR،
· ۸۰ گیگابایت هارد دیسک،
· و کارت گرافیکی ATI مخصوص لپ تاپ از نوع Radeon 9000
همانگونه که مشخص است این سیستم یک سیستم پرقدرت محسوب میشود. اما امکانات لازمی که شما برای نصب شدن Windows XP Pro پیشنهاد نموده اید، به شرح زیر می باشند:
· ترجیحاً ریزپردازنده ۳۰۰ مگاهرتزی یا بالاتر و حداقل ریز پردازنده ۲۳۳ مگاهرتزی از خانواده پنتیوم/سلرون اینتل و یا خانواده K6/اتلون/دیوران شرکت AMD و یا دیگر ریزپردازنده های سازگار،
· ۱۲۸ مگابایت یا بالاتر RAM (حداقل بایستی ۶۴ مگابایت باشد، که با این مقدار ممکن است در اجرای برخی قسمتها با مشکل مواجه شود)
· ۵/۱ گیگا بایت فضای خالی روی هارد دیسک
· سوپر VGA با وضوح تصویر حداقل ۶۰۰ × ۸۰۰ یا بالاتر
· مانیتور، CD-ROM یا DVD Drive

با توجه مشخصات پیشنهادی شرکت شما و مشخصات سیستم من، معلوم می شود که من یک سیستم بسیار مجهز برای اجرای ویندوز دارم. از آنجائیکه من یک کاربر حرفه ای هستم در نتیجه نباید غیر معمول باشد که من حداقل شش صفحه جستجوگر Internet Explorer، شش سند Word، سه فایل Excel، هشت سند Notepad، Photoshop، AIM، و شاید حتی صفحه هواشناسی را با هم روی سیستمم باز کنم. خبر خوب این است که این برنامه ها برای مدتی بخوبی کار می کنند. اما من یک عادتی دارم که کامپیوترم را برای ساعتها روشن می گذارم. من در دفتر کار و خانه با کامپیوتر کار می کنم، و حدس می زنید که چه اتفاقی می افتد؟ منابع سیستمی من کافی نیستند و بیش از توان سیستم من می باشند. معمولاً سیستم این موضوع را صریحاً به من اعلام نمی کند، اما از نحوه اجرای سیستم (زمان دسترسی بسیار پائین، کلیک کردن روی یک سند Word و هیچ اتفاقی نیفتادن و…) این مسئله کاملاً برای من روشن شده است.

۲. توضیحات جزئی بیشتری لازم است

بعضی اوقات که سیستم من پاسخ نمی دهد ـ نه اینکه کاملاً قفل کند، منظور مواقعی است که مشغول است ـ من اغلب می بینم که شکلهای Microsoft Word، Outlook، و Internet Explorer روی نوار Taskbar با رنگ نارنجی چشمک می زنند. مشخص است که آنها کاری انجام می دهند، اما وقتی که من روی آنها کلیک می کنم صفحه مربوط به آنها باز نمی شود. و این کار امکان پذیر نمی باشد تا اینکه کار آن برنامه بطور کامل خاتمه پیدا کند.
بیل! آیا تاکنون به یک پیغام گردشی و حرکتی برای اعلام فعالیت سیستم اندیشیده اید؟ این پیغام می تواند شبیه این باشد: «سند Word بسته می شود»، «فایل Traffic.xls از برنامه Excel ذخیره می شود» و…

۳. حتی هنگامی که می خواهید به من اطلاع دهید، این کار صورت نمی گیرد!
هنگامی که سیستم من کُند می شود و به موقعیت قفل شدن نزدیک می شود، من معمولاً از Ctrl+Alt+Del برای دسترسی به جعبه کنترل و منوی Taskbar استفاده می کنم. متاسفانه، وقتی که من در این مواقع روی منوی Taskbar کلیک می کنم، شانس من برای دسترسی به این منو ۵۰-۵۰ است، در حالیکه این شانس باید در هر شرایطی ۱۰۰ درصد باشد.

۴. اطلاعات داده شده همیشه مفید نیستند

وقتی که مدیریت Taskbar ظاهر می شود و من سعی می کنم تا ببینم که چه برنامه ای باعث کندی سیستم شده است، همواره Word، Outlook و IE را به عنوان برنامه هایی که زیاد از منابع سیستمی استفاده میکنند را نشان می دهد. اما من نمی توانم اجرای این برنامه ها را متوقف کنم، چرا که من به شدت از آنها استفاده می کنم. اما اگر آنها را متوقف نکنم، هم گیر می افتم. پس آمدن به جعبه کنترل Taskbar نیز نتیجه ای را در بر نداشته است!

۵. بعضی اوقات فایل هایم خورده می شوند!
سیستم IBM T40 من براساس تکنولوژی بی سیم ساخته شده است و من مرتباً آنرا با خود حمل می کنم تا به ملاقات هایم بپردازم. اما من همه برنامه هایم را نمی بندم و همانطور که گفتم روی سیستم حدود ۶ فایل Word باز است. در هر بار انتقال از حالت شبکه بی سیم به شبکه سیم کشی شده، هنوز همه فایلهای Word روی Desktop هستند. البته من در بین دفتر کار تا اتاق ملاقات هیچ فایلی را ذخیره نمی کنم. اما متاسفانه با این کار فایلهای زیادی را از دست می دهم. البته اگر قبل از انتقال و تبدیل فایلها را ذخیره کنم، فایلها از دست نخواهند رفت.

۶. Word می تواند Outlook را پائین بکشد!
Outlook یک ایستگاه مناسب جمع آوری e-mail است که از برخی تابعهای سودمند Word بهره می گیرد. من از Word برای ویرایش کردن e-mailهایم استفاده می کنم و هنگامی که Word دچار مشکل می شود، به این معناست که کل سیستم نامه های الکترونیکی من دچار مشکل شده اند. آقای بیل! آیا راهی وجود دارد که برنامه Word بدون اینکه بر Outlook تاثیر بگذارد، دچار مشکل شود؟ یا شاید هم زمان آن رسیده باشد که قسمت ویرایشگر متنی Outlook بهبود یابد تا از برنامه Word بطور کامل جدا شود.

۷. برچسبهای هوشمند (Smart Tags) لعنتی!
من از برچسبهای هوشمند متنفرم! آنها در بالای اسناد من ظاهر می شوند و پیشنهادهای غیرسودمندی ارائه می دهند. و حتی در برخی موارد جلوی دیدن متنی را که می خواهم ببینم، می گیرند. و بدتر آنکه برای اولین باری که ظاهر می شوند، نمی توانم آنها را حذف کنم. البته شما از کار انداختن آنها را آسان نموده اید ـ متشکرّم!ـ ولی چرا از چنین ابزارهای آزاردهنده و غیرمفید در محلهای دست اول استفاده می کنید؟

۸. پیغامهای بیهوده!
یک روز که با سیستمم آهسته تر از یک کودک به سمت دندانپزشکی در حرکت بودم، پیغامی ظاهر شد و به من خبر داد که دیسک سختم نزدیک پر شدن است. این پیغام خیلی برایم تکان دهنده بود. آخرین باری که دقت کرده بودم، حداقل نیمی از هارد ۸۰ گیگا بایتی سیستم من خالی بود. روی درایو راست کلیک کردم و همانطور که حدس زده بودم، تقریباً نصف هاردم خالی بود. پس معنی این پیغام چه بود؟ آیا جز این است که این یک پیغام بیهوده بوده است؟!
آیا شما تاکنون، هنگامی که خواستید تا برنامه ای را ببندید با کادر محاوره ای “End Now” برخورد کرده اید؟ به نظر من فقط در ۳۰ درصد از مواقع این کادر واقعاً عمل می کند! من معمولاً مجبورم که چند بار به پنجره Taskbar مراجعه کنم و کلید End Now را فشار دهم تا اینکه آن برنامه بالاخره پس از سه چهار بار متوقف شود.
وقتی که خطاهایی در سیستم رخ می دهد و ویندوز می خواهد که این خطاها را به شرکت Microsoft گزارش دهد، من معمولاً این اجازه را نمی دهم. اوائل همیشه اجازه می دادم، اما هیچوقت هیچ پاسخی برای حل مشکلم دریافت نکرده ام، پس این کار چه فایده ای دارد؟

۹. Windows /Word/ IE کامپیوتر را از آشغال پر می کنند!
اخیراً سیستم من تا اندازه غیرقابل استفاده ای کند شد، و نحوه عملکرد آن مانند سیستمی شد که فضای خالی آن بسیار کم شده باشد یا اصلاً فضای خالی نداشته باشد. راست کلیک کردن روی درایو به من نشان داد که هنوز فضا خالی زیادی روی سیستم باقی است، اما من فکر کردم که شاید خالی کردن مقداری از هارد بتواند وضعیت سیستم را بهبود ببخشد. من روی درایو C راست کلیک کردم و گزینه “Disk Cleanup” را انتخاب کردم. کادری ظاهر شد که به من گفت که سیستم در حال چک شدن است تا معوم شود که چه فایلهایی می توانند پاک شوند. در انتها به من گزارش داده شد که روی این درایو ۱۲۶ مگابایت فایلهای موقتی اینترنت (Temporary Internet Files)، ۳۶۷ مگابایت فایلهای موقتی سیستم، ۴ گیگا بایت فایلهای قدیمی فشرده شده و ۵/۲ گیگا بایت فایلهای آف لاین (Offline) وجود دارد. و پیشنهاد کرد که همه فایلهای موقتی از روی هارد پاک شوند. اما در بین فایلهای Offline نسخه های پشتیبان اسناد من هم وجود داشتند (من هر روز فایلهای سیستم خود را با شبکه هماهنگ می کنم) که برای من بسیار مهم بودند، من بسیار متعجب شده بودم که چرا ویندوز این موضوع را نمی داند! البته من در انتخاب گزینه ها اختیار داشتم. اما چرا این همه فایل اضافی در سیستمم وجود داشت؟ چرا باید همه چیز در سیستم ذخیره شوند؟ به نظر می رسد که این عمل فقط باعث درهم ریختگی سیستم می شود.

۱۰. هوشمندتر شوید!
Outlook، Word، IE و Windows همه محصولاتی بزرگ و پیچیده هستند. من می دانم که ویندوز کارهای بسیار دشواری را برای پشتیبانی کردن از هزاران نرم افزار و سخت افزارهای مختلف انجام می دهد. اما شما در هشت سال گذشته یا بیشتر برای آسان نمودن کارهای آن زحمات بسیاری کشیده اید، اما با این همه شرکت شما تنها مسئولیت انجام درست عملیاتهای نرم افزارهای خودش را می پذیرد و به بقیه نرم افزارها توجهی ندارد و آنها خودشان بایستی خود را سازگار کنند. آیا زمان آن فرا نرسیده است که Windows، Outlook، Word، و IE هوشمندتر شوند؟ شما می توانید این کار را انجام دهید.
شما قدرت آنرا دارید که کامپیوترهای رومیزی و همراه قدرتمندی را برایمان به ارمغان آورید که روشن تر، سبک تر، سریعتر و بدون مشکل تر عمل کنند.

آقای بیل! از توجه شما متشکّرم. سال ۲۰۰۵ خوبی داشته باشی! سلام مرا به ملیندا و بچه ها برسان!

با بهترین آرزوها
لنس

منبع: PC Magazine

این ترجمه در سایت خبری ITIran نیز منتشر شده است

مصاحبه گیزمودو با بیل گیتس

در راه لاگاردیا برای رسیدن به پروازی به مقصد لاس وگاس، با لاری کوهِن در مایکروسافت تماس گرفتم و با او درباره امکان یک مصاحبه با بیل گیتس صحبت کردم. درست نمی دانستم که چه چیزهایی از او بپرسم، اما نمی خواستم که او ساکت بماند. قصد داشتم تا سوالات سختی از او بپرسم: آیا بالمر واقعاً بچه ها را می خورد؟ من می توانم در صندوق پولهایت شنا کنم؟ من توپم را پر کرده بودم تا از این دست سوالات از او بپرسم، اگرچه او موضوع را به واقعیات نزدیکتر کرد. در حقیقت، همانطور که از عکس مشخص است او مرا مانند یک عروسک خیمه شب بازی در دستانش گرفت!

به هر حال آنچه که در زیر می آید صحبتهای من با بیل گیتس درباره وبلاگها، قانون کپی رایت و آینده ویندوز است.

گیزمودو: اجازه بدهید ابتدا درباره وبلاگها صحبت کنیم، چیزی که همیشه مورد علاقه شما بوده است. شما وبلاگهای زیادی را می خوانید؟ تاکنون چیزی در آنها بوده که شما را به خود جذب کند و برای خواندنش به وب سایتش بروید، یا اینکه شما فقط آنهایی را می خوانید که برایتان ارسال می شوند؟

امروزه تقریباً همه چیزهایی که در وب منتشر می شوند از تکنولوژی RSS استفاده می کنند، پس چه لزومی دارد که من به وب سایتها سر بزنم، من به لیست موضوعات مورد علاقه ام رجوع می کنم و موضوعات مورد علاقه ام را در آنها می یابم. من به Outlookم می روم که به من اجازه می دهد تا آن چیزها را ببینم. اما با این حال هنوز هم من مستقیماً به Slate Magazine ویا Wall Street Journal می روم تا آنها را بخوانم.

گیزمودو: پس شما زیاد از RSS استفاده می کنید؟

من پلاگ این (Plug-in) RSS را برروی Outlookم نصب کرده ام، و وقتی که بیکار هستم خیلی از آن استفاده می کنم. بیشتر بلاگهایی را که من می خوانم از روی ایمیل هایی است که مردم به من می فرستند و از من می خواهند که نگاهی به آن بلاگ بیاندازم. من خیلی سرم شلوغ است…به همین خاطر به جای اینکه مرتباً به پنج یا شش سایت بروم، بیشترِ وقتم را می گذارم تا ببینم که چه موضوعات جدیدی در آنها وجود دارد.

به نظر من وبلاگها خیلی خیلی مهم هستند و ما باید بر روی نرم افزارهای این بخش بیشتر کار کنیم. و ما این کار را با نسخه بتای MSN Spaces شروع کرده ایم. این سرویس دهنده به شما کمک می کند که وبلاگها، عکسها و موسیقی هایتان را منتشر کنید، ارتباطات دوستانتان را ببینید و از مسنجر بهره بیشتری را ببرید. تاکنون یک میلیون نفر از طریق این سرویس دهنده بلاگ شخصی ساخته اند. البته باید دید که چند تن از آنها همچنان باقی خواهند ماند، اما به هر حال تعداد زیادی عضو شده اند.

گیزمودو: شما با وبلاگها چطور برخورد خواهید کرد؟ آنها نظرات شخصی افراد هستند که امروزه به طرز وسیعی گسترش یافته اند، و مردم آنها را با عنوان مطبوعات شهروندی می نگرند، آنها باید حقوقی داشته باشند، مانند جراید و سازمانهای بزرگتر. آیا شما هیچ سیاستی در این باره دارید، یا اینکه حداقل دستورالعملی در این باره دارید؟ برای نمونه تصور کنید که شخصی در چین وبلاگی را تاسیس میکند و در آن نظراتی مخالف دولت را بیان می کند، آیا شما آنرا مهار می کنید یا اینکه به مدیریت آن وبلاگ خواهید پرداخت؟

خوب، ما مفتخریم که در صنعت رایانه های شخصی نقشی را بازی کنیم که اجازه دهیم تا صداهای زیادی وجود داشته باشند و آنها را برای دیگران در دسترس قرار دهیم. تاریخ این موضوع را اثبات کرده است، نشریه «بارُن» در شهرها صدای بسیاری از مردم بود، و آنها تاکنون هرگز نیاز به استخدام کردن نویسنده های خوب نداشته اند، چون آنها نفوذ و گسترش بی نظیری در بین مردم داشتند.

ما خودمان را بصورت حرفه ای یک منتشرکننده آن لاین نمی دانیم. ما تجارب Slate Magazine را بکار می بریم برای آزمودن و تجربه کردن اینکه شما چه چیزهایی و چه فرمتهایی را می توانید در مجله الکترونیکی تان منتشر نمائید که متفاوت از آن چیزهایی باشد که قبلاً انجام گرفته اند.

ما مفتخریم که در این رابطه پیشقدم بوده ایم – تقریباًحدود ده سال پیش- و آنرا در رابطه با Washington Post گذرانده ایم. البته من کارشناس مسائل رسانه نیستم و بهتر است که کارشناسان در این باره صحبت کنند.

گیزمودو: آیا درست است بگوئیم که ایده شما درباره Spaces دور دست تر خواهد بود؟ پس شما تنها قابلیت انتشار را به اشخاص می دهید و توجهی به آنچه که آنها می گویند، ندارید؟

نه. همواره سختگیری هایی درباره مطالب منتشر شده اعمال می گردد، بخصوص در مواردی که مطالب به اصطلاح دزدیده شده و یا مستهجن انتشار داده شود. قوانین انتشار آن لاین همانند انتشار کاغذی است. که در آن شما مسئول مطالب انتشار یافته می باشید و افرادی هستند که درباره آنها به شما توجه می دهند…

گیزمودو: پس شما نسبت به مطالبی که روی سِروِرتان می نشیند دقت بیشتری خواهید نمود؟

نه، قوانینی در این باره وجود دارد… اگر ما گزارشی دریافت کنیم که آن مطالب دزدیده شده هستند، و یا مطالبی مستهجن هستند و یا از این موارد، وارد عمل خواهیم شد. سیاستهای ما تنها وابسته به قوانین هستند. عقیده ما آزادی اختیار است که همین امر هم باعث علاقه مردم به رایانه های شخصی شده است. همانگونه که در دهه های گذشته دیده شده است، قدرتی که رایانه های شخصی به مردم می دهد تا آزادانه عقایدشان را بیان کنند و آزادانه به ارتباط با همدیگر بپردازند باعث تفاوت بسیار بزرگی در کنترل اطلاعاتی مردم شده است. و به همین دلیل است که صنعت رایانه های شخصی به توسعه ای باورنکردنی دست یافته است.

گیزمودو: برای عوض کردن بحث البته با حفظ نظم موضوع، اجازه دهید درباره آینده رایانه های شخصی بپرسم، به نظر شما رایانه های شخصی به کجا می روند؟ برایمان از Longhorn بگوئید. البته بدیهی است که موضوع رایانه های شخصی پیرامون زیادی دارد، مثل شبکه بندی و یا مراکز رسانه ای مالتی مدیا و…، اما حتماً شما نقطه ای را در نظر دارید که مایکروسافت را بخواهید در آن جهت حرکت دهید و ممکن است که ویندوز هم یک سکوی پرتاب برای شما بوده باشد. در این باره برایمان بگوئید.

خوب، شرکتی وجود ندارد که تا این اندازه متفاوت کار کند که نرم افزارهای مختلفی برای سخت افزارهای مختلف از شرکتهای مختلف بنویسد. ما برای همه چیز نرم افزار می نویسیم، از ساعتهای ورزشی گرفته تا تلفن ها و اتومبیل ها و… . بنابراین ما یکی از کمیاب ترین شرکتهایی هستیم که نامتمرکز کار می کنیم. هر کجا که نرم افزار می تواند بر ارزش کارها بیافزاید، ما آنرا انجام خواهیم داد.

به عقیده من برخی عاملهای طبیعی وجود دارند. برای مثال داشتن یک صفحه کامل و بزرگ برای نوشتن نامه ویا تکالیف. صفحه کامل و بزرگ در این موارد از صفحات جیبی و کوچک بهتر هستند. به همین خاطر است که مردم از تجارت موبایلی (m-commerce) صحبت می کنند، شما دوست دارید که اتومبیل تان را به سمت خانه برانید و برای خرید یک یخچال جدید توقف نکنید. به همین دلیل شما دوست دارید که از طریق گوشی همراهتان انواع مدلها را ببینید و از همان طریق هم آنها را بخرید. مردم دوست ندارند که توضیحات مربوط به یخچالها را در صفحه کامل و بزرگ ببینند و به مقایسه مدلهای مختلف بپردازند، همان صفحه کوچک و جیبی تلفن همراه کافیست!

هر جزئی بایستی نقش خودش را ایفا کند، و جادوی نرم افزاری بایستی درخصوص برنامه های شما، تماس های شما، یادآوری کارهایتان و… به شما اطمینان دهد. البته درست است که همه آنها به اینترنت متصل خواهند شد و فرمتهای خاصی را می توانند پشتیبانی کنند. بطور کلی همزمان سازی چیزی است که ما تمام وقت روی آن کار میکنیم تا آنرا بهتر نمائیم. ما می توانیم انجام چند کار همزمان را بهبود بخشیم. ما می خواهیم عملیاتهای ترکیبی و خودکار را با هم جمع کنیم.

گیزمودو: شما درباره شایعات اخیر مبنی بر اینکه شرکت Apple حمله به رقبایش را آغاز کره است، در رابطه با تولید برنامه Office Suite چه نظری دارید؟

آنها همیشه محصولات کار شده را ارائه کرده اند. من نمی دانم که آنها چگونه فکر میکنند اما ما همیشه رابطه خوبی با Apple داشته ایم.

منبع: Gizmodo.com

ترجمه من از این مصاحبه را در سایت خبرگزاری تکنولوژی اطلاعات ایران (ایتنا) به آدرس مستقیم http://www.itna.ir/archives/interview/001887.php نیز می توانید بخوانید.