بایگانی برچسب: Steve Jobs

خرید کتاب “استیو جابز” به قیمت دلخواه

کتاب استیو جابزکتاب «استیو جابز» اثر والتر آیزاکسون که در مدت کوتاهی پس از فوت این نابغه‌ی تکنولوژی منتشر شد، به سرعت به پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۱ بدل گردید. که این موضوع را می‌شود به تلفیق جذابیت زندگی جابز با قدرتمندیِ قلم آیزاکسون نسبت داد. اما واقعاً حیف می‌شود اگر خودمان را از فیض این اثر محروم کنیم.

اگر اهل خواندن کتاب‌های چاپی هستید، تنها با ۱۰هزار تومان می‌توانید کتاب را با ترجمه‌ی فارسی مهدی ابراهیمی سفارش دهید. به نظر من که واقعاً با توجه به حجم کتاب، قیمت ناچیزی می‌پردازید! پیشنهاد می‌کنم که اگر اهل کتاب خواندن هم نیستید، این کتاب را برای روز مبدا هم که شده بگیرید و نگه دارید!

اما برای آن‌هایی که هنوز تصمیم به خرید کتاب چاپی نگرفته‌اند یا آن‌هایی که اهل خواندن کتاب‌های الکترونیکی هستند، نسخه‌ی الکترونیکی کتاب استیو جابز با ترجمه‌ی ناصر (نیما) دادگستر، که در وبگاه نارنجی انتشار یافته است، یک پیشنهاد فوق‌العاده است!

گرچه این اثر الکترونیکی بصورت رایگان عرضه می‌شود، اما هنگام دانلود به رنج‌هایی که برای تهیه‌ی این گنج ۶۰۰ صفحه‌ای برده شده، فکر کنید و سعی کنید تا با پرداخت مبالغ دلخواه راه را برای ادامه‌ی کارهای اینچنینی باز کنید. جدای از آن‌که با این کار، فرهنگ احترام به حقوق دیگران را در خودمان تقویت می‌کنیم.

دفتر یادبود استیو جابز

در صحنه‌ی پیوسته به جای زندگی، تنها بعضی از نغمه‌ها را مردم همواره به یاد می‌سپارند.

شکی نیست که نغمه‌ی هنرمندانه‌ی استیو جابز یکی از ماندگارترین‌هاست…

گروهی از هواداران ایرانی استیو جابز، به یاد وی، دفتر یادبودی را باز کرده‌اند تا آنانی که از درگذشت آن مرد متاثر هستند، یادگاری، در آن ثبت کنند…

استیو جابز از زبان خودش

من همیشه با شرکت Apple در ارتباط خواهم ماند. امیدوارم در سراسر زندگیم، کارها به گونه‌ای پیش روند که اهداف زندگی من و اهداف Apple مثل یک پرده‌ی نقش‌دار، در تار و پود هم تنیده شوند. شاید چند سالی اینجا نباشم، اما من همیشه باز خواهم گشت.

— استیو جابز، ۱۹۸۵

این جملات را استیو جابز طی مصاحبه‌ای با Playboy در سال ۱۹۸۵ ایراد نمود. این‌ها را در فوریه ۱۹۸۵، درست قبل از خروجش از شرکت اپل، که به همراه استیو وزنیاک و رونالد وین، تاسیس کرده بود، بیان نمود. اپل، از یک گاراژ شروع به کار کرد، اما هوش وزنیاک و راهبری جابز، طی نه سال آن را به یک شرکت تراز اولدر زمینه‌ی کامپیوترها تبدیل نمود.

استیو همیشه راه خودش را برای انجام کارها داشت، خصلت مشهوری که موج‌های مهندسی بسیاری را بر جای گذاشت. وقتی کارها خوب پیش می‌رفتند، او پرستیدنی بود، اما هنگامی که کار از روال خارج می‌شد، کسی نمی‌توانست سراغش برود.

در می ۱۹۸۵، جابز توسط جان اسکالی که از شرکت Pepsi به عنوان مدیرعامل شرکت اپل، به کار گرفته شد، اخراج گردید! در این مدت استیو برای انجام دادن کارهایش، فراغت بیشتری یافت.

فشار موفق بودن، جای خودش را به فراغ‌بالی مبتدی بودن، و مطمئن نبودن، داد. این رخداد، مرا وارد خلاقانه‌ترین دوران زندگیم کرد.

— استیو جابز، ۲۰۰۵

استیو شرکت کامپیوتری NeXT را تاسیس نمود. شرکتی که تولیدکننده‌ی کامپیوترهای رومیزی بسیار پیشرفته (و البته بسیار گران) شد. کامپیوترهایی که بخاطر پایه‌ی شی‌گرا بودن‌شان، مورد استقبال توسعه‌دهندگان نرم‌افزاری قرار گرفت. گرچه این کامپیوترها هرگز نتوانستند از نظر مالی موفق باشند، اما از جهات دیگر بسیار سودرسان بودند.

در همه چیز، نقاط منفی وجود دارد. اشتباهات و عواقب غیرعمد در هرچیزی وجود دارد. تباه‌کننده‌ترین بخش تکنولوژی که من تاکنون دیده‌ام، تلویزیون است. اما همین تلویزیون بهترین و عالی‌ترین است.

— استیو جابز، ۲۰۰۳

در سال ۱۹۸۶، جابز شرکت Graphics Group، که در آن زمان شرکت کوچکی بود که به خلق جلوه‌های ویژه تصویری مثل جلوه‌های فیلم پیشتازان فضای ۲ می‌پرداخت، را به قیمت ۵ میلیون دلار خرید. در سال ۲۰۰۶، یعنی ۲۰ سال بعد از آنکه جابز مالکیت آن را در اختیار داشت، این شرکت به قیمت ۷.۴ میلیارد دلار به شرکت Disney فروخته شد (که حالا با نام Pixar شناخته می‌شود).

خیلی از اوقات، مردم نمی‌دانند که چه می‌خواهند، تا اینکه شما نشان‌شان می‌دهید.

— استیو جابز، ۱۹۹۸

در سال ۱۹۹۶، اپل، شرکت NeXT جابز را خریداری نمود و استیو را بار دیگر به شرکت برگرداند، و این بار وی را بر جایگاه مدیریت نشاند. در این زمان، استیو پروژه‌های ناموفق شرکت (مثل Newton) را تعطیل کردو در نهایت Apple را به شرکتی که امروزه می‌شناسیم، بدل نمود.

اول که شروع به حل مسئله‌ای می‌کنید، راه‌حل‌هایی که ابتدا به ذهن‌تان می‌رسند خیلی پیچیده‌اند و اغلب افراد در این مرحله، دست از تلاش می‌کشند. اما اگر ادامه دهید و با مسئله زندگی کنید و لایه‌های زیرین مشکل را کشف کنید، اغلب به راه‌حل‌های ظریف و ساده‌ای دست خواهید یافت.

–استیو جابز، ۲۰۰۶

استیو در طی ۱۵ سال همکاریش با اپل، با تعداد زیادی راه‌حل هوشمندانه برای حل مشکلاتی آمد که حتی خیلی از افراد نمی‌دانستند که چنین مشکلی دارند! iMac در سال ۱۹۹۶ تحت نظارت استیو جابز، راهی بازار شد. دستگاهی که به قول وی، «هیجان اینترنت را با سادگی مکینتاش» درهم آمیخت. اما در سال ۲۰۰۱ اپل، واقعاً گام‌هایش را محکم‌تر و بزرگ‌تر برداشت.

خلاقیت تنها ارتباط دادن بین چیزهاست. وقتی که از افراد خلاق می‌پرسید که چگونه کارها را انجام می‌دهند، آن‌ها کمی احساس گناه می‌کنند، چون در حقیقت آن‌ها کاری نمی‌کنند، بلکه فقط چیزهایی را می‌یبنند. بعد از مدتی این کار تقریباً برای‌شان عادی می‌شود.

— استیو جابز

در سال ۲۰۰۱ بود که اپل تبدیل به شرکتی شد که ما امروزه می‌شناسیم: اپل سیستم عامل Mac را با OS X (که بر پایه‌ی NeXT ساخته شده بود) بازسازی نمود، فروشگاه‌های زنجیره‌ای Apple افتتاح شدند، iPod و همراه آن iTunes ارائه شدند. در روزهای اول، این‌ها اخبار تکان‌دهنده‌ای بودند، هرچند که خیلی زود به صنعتی عادی بدل گردیدند.

ما برای کارهایی که می‌کنیم، خیلی مشتاقیم.

— استیو جابز، ۱۹۸۵

بعد از این، اپل، در سال ۲۰۰۷، iPhone، در سال ۲۰۰۸، App Store و در سال ۲۰۱۰، iPad را عرضه نمود. هر سه‌ی این محصولات، با وجود تمام کنجکاوی‌ها و تردیدها، چنان گسترش پیدا کردند که هیچ‌کس – مطمئناً حتی خود استیو جابز هم – فکرش را نمی‌کرد. گرچه شاید مردم اخیراً از iPhone 4S راضی نبوده باشند، اما این بخاطر محصولات حیرت‌آوری‌ست که اپل در گذشته با آن‌ها همه را مسحور کرده است.

من متاسفم. این درست است. بچه‌دار شدن، دید شما را نسبت به چیزها تغییر داده است. ما متولد شدیم، در حال زندگی می‌کنیم و می‌میریم. این واقعه برای یک مدت طولانی‌ست که در جریان است.

— استیو جابز، ۱۹۹۳

استیو جابز تاثیر پررنگی روی صنعت گذاشت. تاثیر شگرف او روی دنیای الکترونیک شخصی، غیرقابل انکار است و فوت ناگهانیش، چاله‌ی عظیمی بر جای گذاشت که پرشدنی نیست. اما او همچنین میراث بزرگی بر جای گذاشت که نظیر آن بسیار کم است. اپل حالا محکم و استوار بعنوان لیدر دنیای الکترونیک شخصی، ایستاده است و برای خیلی‌ها آن همیشه خانه‌ای خواهد بود که استیو آن را بنا کرده است.

در انتها پیشنهاد می‌کنم که به هیچ عنوان سخنرانی استیو جابز را در مراسم فارغ‌التحصیلی دانشگاه استنفورد – با زیرنویس فارسی – از دست ندهید:

 

منبع

بیل گیتس از زبان دیگران

جای تعجب ندارد که در طی این سالها بیل گیتس موضوع بسیاری از صحبتها بوده است. افراد زیادی در سخنانشان از او نام برده اند، از رقیبانش تا کمدینها و سایر مردم. با نزدیک شدن به زمان کناره گیری وی از مایکروسافت، برخی از سخنان مثبت یا منفی ای را که دیگران درباره گیتس گفته اند، در زیر لیست می کنیم:

بیل بطور مرتب دنبال ایده هایی می گردد تا آنها را بدزدد. این واقعاً روش عاقلانه ای است. این روش او را خیلی موفق می کند. بعد او شروع می کند به پول گرفتن، بخاطر ایده هایی که دزدیده است. او واقعاً فکر می کند که از اول، آن ایده ها، مال خودش بودند… او نمی تواند خودش را مثل Rockefeller تصور کند، او فکر می کند که Edison است.

لری الیسون (Larry Ellison) ـ مدیر کمپانی Oracle ـ نقل شده از کتاب “نرم افزار: ایده ای گرفته شده از لری الیسون و اوراکل” نوشته متیو سیموندز (Matthew Symonds) با اضافاتی از شخص لری الیسون

بیل نخستین کمپانی نرم افزاری بزرگ را بنا نهاده است.

استیو جابز (Steve Jobs) – مدیر کمپانی Apple ـ نقل شده از کنفرانس مشترک با بیل گیتس در سال گذشته

در تکنولوژی های پیشرفته سه شرکت انحصاری ـ Intel، Cisco و Microsoft ـ وجود دارند، اما فقط یکی از آنها از این بابت دچار مشکل است. [گیتس و مدیرش استیو بالمر (Steve Ballmer)] مثل جوانان میانسالی هستند که نمی دانند بزرگ شده اند، و همه چیز را این ور آن ور پرت می کنند.

باب متکالف (Bob Metcalfe) ـ خالق اترنت (Ethernet) و موسس کمپانی ۳Com ـ نقل شده از مقاله ای در واشنگتن پست در سال ۲۰۰۰

کرنش کردن شما در برابر بیل ممکن است کمی خطرناک باشد… او می توان انتخاب اول برای شروع کارهای گروهی باشد.

ورن رابرن (Vern Raburn) ـ یکی از اولین مدیران مایکروسافت در بخش محصولات

IT تجارتی است که من در آن سررشته ای ندارم، اما من بیل گیتس رو بخاطر عظمتش تحسین می کنم. من وی را از نزدیک می شناسم و فکر میکنم که در تجارت فردی افسانه ای است.

وارن بافت (Warren Buffett) ـ سرمایه گذار ـ نقل شده از یک سخنرانی در دانشگاهی در شمال کارولینا

مهم نیست که بیل گیتس چقدر از راههای دیگر درآمد دارد، او اینترنت را از دست داده است. درست مثل قطار سریع و السیری که او آمدنش را نمی بیند و نمی شنود.

جیم کلارک (Jim Clark) ـ از موسسین کمپانی ارتباطات Netscape ـ نقل شده از کتاب «i-Quote: استعدادها و استهزاهای عصر اینترنت» نوشته دیوید گرین (David Green)

[بیل گیتس] سهم باورنکردنی ای دارد… خیلی سخت است که تصور کنیم بدون استاندارد شدن سیستم عاملها توسط مایکروسافت، این صنعت امروزه چه جایگاهی داشت. من فکر میکنم که اگر این اتفاق نمی افتاد، امروزه این صنعت خیلی کوچکتر و ضعیفتر می بود.

مارک آندرسن (Mark Andreessen) ـ از موسسین کمپانی Netscape ـ  نقل شده از سخنرانی در نمایشگاه وب۲ در ماه آوریل

گیتس به بهترین نحو با ساختن MS-DOS از روی CP/M کار مرا از من گرفت.

گری کیلدال (Gary Kildall) ـ از دیر پیشقدمان صنعت سیستم عامل ـ نقل شده از خاطرات منتشر نشده ای تحت عنوان “ارتباطات کامپیوتری” در کتاب «آنان که آمریکا را ساختند» نوشته هارولد ایوانز (Harold Evans) با همکاری گیل باکلند (Gail Buckland) و دیوید لفر (David Lefer)

شاید خطرناکترین و قدرتمندترین فرد در صنعت دوران ما.

اسکات مکنلی (Scott McNealy) ـ رئیس شرکت Sun Microsystems ـ نقل شده از گزارش ارائه شده به کمیته قضایی در سال ۱۹۹۸

گویا این بصورت یک رسم در آمده که هروقت شما از این در می گذرید به بیل انگشت نشان دهید؟

ریچارد استالمن (Richard Stallman) ـ رهبر جنبش نرم افزار آزاد ـ نقل شده به یک دانشجو در خارج از ساختمان بیل گیتس در دانشگاه استنفورد ـ گزارش شده توسط Salon.com در سال ۱۹۹۸

امروز بیل گیتس خیلی پولدار است… میخواهید بدانید چرا؟ پاسخ یک کلمه است: ورژنها.

دیو بری (Dave Barry) ـ طنزنویس ـ نقل شده از کتابش با عنوان «دیو بری در دنیای مجازی»

بیل گیتس مثل آدمی است با عینک تک چشمی یا یک گربه ایرانی است که مرتباً در فیلم های جیمز باند از اینکه آدم پستی باشد، دوری می کند.

دنیس میلر (Dennis Miller) ـ کمدین ـ نقل شده از کتابش با عنوان «من بزله گویی میکنم، پس من هستم»

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان خودش ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

گفتگوی خداحافظی بیل گیتس

Engadget : بسیار خوشحالیم که در طی این سالها نشستهای متعددی با آقای بیل گیتس (Bill Gates) داشته ایم. و برایمان جای بسی خرسندی است که وی را یکی از طرفداران خود بنامیم. آرزو داریم که این آخرین نشست ما نباشد، اما متاسفانه، شاید چنانکه نشست دیگری هم در پیش باشد، این بار ایشان متصدی Microsoft نباشند.

این بار میخواهیم، با ایشان درباره نشست تاریخی شان با استیو جابز (Steve Jobs – مدیر شرکت Apple)، نقشه هایشان برای سازمان خیریه بیل و ملیندا گیتس، و همچنین آینده کاریشان در Microsoft سخن بگوئیم.

از وقتی که برای صحبت با ما گذاشتید، سپاسگزاریم. دیشب در حال نت برداری برای مصاحبه امروز بودم که به فیلم مصاحبه اخیرتان برخوردم که در آن گفته بودید دنبال شغل جدیدی می گردید! فقط میخواستم بگویم که ما در Engadget دنبال نویسنده می گردیم!…

عالیه!

من میدانم که شما اخیراً برای گاردین چند مقاله نوشته اید…

بله! من کارهای شما را هم خیلی دوست دارم…

به هر حال میدانید که مرا کجا باید پیدا کنید!…

البته
(خنده)

من دیدار شما و استیو جابز را از نزدیک نظاره گر بودم. اینکه شما روبروی همدیگر قرار می گرفتید، به نظر من گذشته از اهمیت تاریخی آن، برای بسیاری از مردم هیجان انگیز بود. میخواهم بدانم که برای شخص شما چه احساسی داشت؟ فکر میکنم که خیلی از مردم میخواهند بدانند که این دیدار برای شما طعم تلخی داشته یا بالعکس. من احساس میکنم که به نوعی تلخ و شیرین بوده است!

خوب من به استیو علاقمندم. و همیشه نسبت به برخورد او با صنعت کامپیوترهای شخصی، بسیار احترام قائل بوده ام. به هر حال همانگونه که استحضار دارید، صنعت کامپیوترهای شخصی توسط افراد جوانی پایه گذاری شد که آنرا باور داشتند و همه آنها با هم به رشد آن کمک کردند. من و استیو هم سن و سال هستیم. البته او کمی از من بزرگتر است، و سه سال پس از آنکه نخستین کامپیوتر شخصی تولید شد، وارد این صنعت گردید. استیو، شانزدهمین مشتری مفسر زبان بیسیک من بوده است. من کمودور را شش ماه قبل از آن عرضه کرده بودم، و اگر به خاطر داشته باشید هشت ماه قبل از آن هم TRS-80 را ارائه کرده بودم، که آن زمان Floating Point BASIC را اجرا میکردند. در طی همین سالها هم من شهرت پیدا کرده بودم. و در واقع آن زمان، ما بیشتربا استیو وازیاک (Steave Woziak – از پایه گذاران Apple در کنار استیو جابز) سر و کار داشتیم – استیو جابز هنوز درگیر این کار نشده بود -. استیو واز (Woz) هم در آن روزها سعی میکرد که BASIC خودش را طراحی کند که البته موفقیتی بدست نیاورد.

ما روی پروژه های مختلفی با هم کار کرده ایم. وقتی که استیو، MAC را ارائه کرد، ما رابطه نزدیکی با هم داشتیم. سی نفر در Microsoft و بیست نفر در Apple بر روی رابطهای گرافیکی با هم رقابت میکردند. تجارب خوبی در آن زمان نصیب ما میشد. هنگامی که آنها به سمت حافظه های ۵۱۲ کیلوبایتی رفتند، ما هم رقیب آنها بودیم. آنها فکر میکردند که نرم افزار Jazz یک پیشرفت غیرمنتظره در صنعت خواهد بود، اما ما به آنها نشان دادیم که این Excel است که محصول غیرمنتظره ای محسوب میشود.

من واقعاً معتقدم که استیو مهارتهای منحصر به فردی دارد که من آنها را ندارم. شما کارهای خارق العاده ای از او می بینید که تولیدات متفاوتی را ناشی میشود.

خوب وقتی که آنجا با او روبرو می شدید چه احساسی داشتید؟ استیو به Beatles گفته که او احساس نامانوس و عجیبی داشته است. رقابتی که غیر قابل توصیف و توضیح بوده!

البته! هر کدام از ما شانسهایی داشتیم. من فکر میکنم که من و استیو، افراد خوش شانسی در صنعت بوده ایم، و این رقابت بود که ما را به این موفقیت نائل آورد. ما میدانیم که این گزینه ویژه ای است و آنجاهایی که ما در کنار هم کار کرده ایم؛ به صنعت کمک زیادی شده است. و هنگامی که ما این ارتباطات را کاملتر کنیم، صنعت کامپیوترهای شخصی وارد فاز جدیدی خواهد شد.

در ماههای اخیری که تصدی Microsoft را در دست دارید، چه می کنید؟ آیا بیشتر زمان تان را در سازمان خیریه می گذارنید؟ یا هنوز روی تکنولوژی متمرکز هستید؟

من در حال حاضر بطور تمام وقت، در Microsoft هستم. چه بعنوان رئیس و چه به هر عنوان دیگری. شما میتوانید این موضوع را از کارکنان کمپانی بپرسید. اما اول جولای که بیاید، تغییراتی در پیش خواهد بود. ممکن است در ماه ژوئن حضور من در Microsoft کمی متفاوت باشد. نه به این خاطر که من بر کارهای دیگری تمرکز کنم، نه! بلکه از آن جهت که آخرین ماه کاری من در Microsoft خواهد بود… به هر حال در حال حاضر، من سخت تر از هر زمان دیگری در یک دهه اخیر به کار مشغول هستم.

چیزی روی میزتان مانده که احساس کنید که هنوز شروع نشده یا کاملاً به پایان نرسیده است؟

خوب! تکنولوژی همراه (Tablet) هنوز در مسیر اصلی خودش قرار نگرفته است. تماشای تلویزیون از طریق اینترنت نیز همچنین – البته منظورم فراگیر شدن این تکنولوژی هاست. بطوری که میلیونها کاربر از آنها بهره ببرند-. در حقیقت اینها در مسیر رسیدن به جاده اصلی هستند ولی هنوز در آن قرار نگرفته اند.

وقتی که من برنامه های مختلف را نگاه میکنم، می بینم که ما در بسیاری از موارد پیشرفتهای بیشتری نسبت به دیگران داشته ایم.

یا مثلاً بهره وری، چیزی است که ما هنوز باید بر روی آن کار کنیم.

محاسبه در ابر (Computing in the cloud) موضوع جدیدی است که بررسی میکند چگونه نرم افزار بطور خودکار منابع سخت افزاری را به کار گیرد. این چیز خارق العاده جدیدی است که ما برای سیستم های اطلاعاتی مصرف کنندگان خانگی و تجاری آنرا در دست انجام داریم.

اکنون، دوره زمانی شگفت انگیزی است! من معتقدم که همه این چیزها به وقوع خواهند پیوست. اما به زمان نیاز است. درست همچون تکنولوژی های پزشکی که زمان بیشتری از آنچه که من دوست دارم، برای به نتیجه رسیدن، نیاز دارند.

درباره بهره وری صحبت کردید. من فکر میکنم که Microsoft واقعاً در طی سالیان، بهره وری را از آنِ خود کرده است و بازار را در دست داشته. و این واقعاً پشتوانه محکمی برای Microsoft است. اما با این حال، شما هنوز احساس می کنید که در بدست آوردن بازار مشتریان قصور کرده اید؟ یعنی واقعاً روی مشتریان تمرکز نداشتید اما استیو جابز و شرکت Apple داشتند؟ یا اینکه آرزو میکنید که همه مشتریان دیگر را هم تحت پوشش می گرفتید؟

من فکر میکنم که کلید اصلی، مفهوم کامپیوترهای شخصی و صنعت نرم افزاری است. این چیزی است که ما در سال ۱۹۷۵ بر آن اساس، هسته اصلی شرکتمان را بنا نهادیم. برنامه های کاربردی ثالثی هستند که مصرف کنندگان، آنها را بر روی Windows اجرا میکنند. من فکر میکنم که ما مسیر اصلی را به آنها داده ایم، و شما می بینید که آنها هر روز بهتر میشوند. این نقش کلیدی ما را نشان میدهد. بله! Microsoft خودش برای موزیک و عکس و همه اینها برنامه دارد، اما آنچه که ما را متمایز میکند، این است که ما به نرم افزارهای ثالث هم وسعت اجرا میدهیم. سخت افزارها متنوع هستند، و نرم افزارها هم همینطور.ما به مرزهای تازه ای نیاز داریم که من فکر میکنم، واسط طبیعی و سرویسهای اتصال، میتوانند ما را قادر به حرکت به سمت این مرزهای جدید کنند.

ما بخاطر بازیهایی که مردم بر روی Windowsها اجرا میکنند، به خود افتخار میکنیم. اما حرکت به این مرزهای جدید، میتواند نوید وارد شدن به مرحله جدید را به آنها بدهد.

به نظر من تاکید و اهمیت دادن به شرکتهای دیگر، کاری است ما همیشه بهتر از بقیه آنرا انجام داده ایم و امیدوارم که این موضوع ما را در موقعیت مناسبی قرار دهد.

درباره Windows، یکصد میلیون لیسانس فروخته شده، بدیهی است که مقدار هنگفتی است. اما فکر میکنم در ماههای اخیر، خصوصاً با تبلیغات رسانه ها و وبلاگها، Vista واقعاً در بین مردم ضربه خورده است. خیلی از کاربران به XP بازگشت کرده اند یا حداقل از بازگشت سخن میگویند. احساس نمی کنید که بی اعتبار شده است؟ آیا در طراحی محصول اصلی کمپانی، انتظارات مصرف کنندگان لحاظ نگردیده است؟

من اینطور فکر نمی کنم! هر نسخه ای از Windows امکانات جدید زیادی دارد که مردم از آنها بهره می برند، امکاناتی که با دوام هستند اما گاه سخت!

در گذار از XP به Vista ما چیزهای زیادی برای تغییر دادن داریم. آیا درایورهای سخت افزارها آماده این گذار شده اند؟ آیا ما به روزرسانی را تا آنجائیکه میتوانستیم برای این گذار آسان کرده ایم؟

وقتی که مردم به سمت Vista حرکت میکنند، آنها در کل احساس خوبی دارند. این خوشنودی شاید کامل نباشد، اما احساس خوبی است. به هر حال ما به گذار برای بهتر شدن کارها نیاز داریم.

در حال حاضر درایورها در دسترس قرار گرفته اند. بطور کلی وقتی که ما به محصولی نگاه میکنیم و میگوئیم که «خوب است!» ممکن است چیزهای خوب بسیاری در آن باشد، اما ما برای چیزهایی که برای انتقال به نسخه جدید لازم هستندذ، بایستی آمادگی پیدا کنیم. بنابراین بازگشت میکنیم تا آماده شویم.

پروسه های سختی در Windows وجود دارد که ما درباره آنها بررسی میکنیم و آنها را آسانتر ارائه میدهیم. نظرات برای ما خیلی مهم هستند. اما Vista محصولی است که امکانات فوق العاده ای دارد. من مردم را به استفاده از آن تشویق میکنم. ما به امکانات Vista افتخار میکنیم!

بله، البته! اما آیا خودتان به شخصه از آن کاملاً راضی هستید؟

من هیچ وقت از هیچ محصول Microsoft رضایت کامل ندارم!

پس این جمله را تصدیق میکنید که «نرم افزارها هیچگاه کامل نیستند، بلکه فقط کنار گذاشته میشوند»؟

همیشه ویژگی هایی وجود دارند که من میخواهم به نرم افزارها اضافه گردند، یا امکاناتی که دوست دارم، کمی بیشتر به آنها رسیدگی شود.

افرادی که در این کمپانی موفق هستند، کسانی هستند که بطور خنده آوری سخت کوش و مصمم هستند. آنها تقریباً وادار میشوند که کار را رها کنند و در این زمان، اصلاً کار آماده ارائه شده است! اما من در هر محصولی جستجو میکنم و آرزوهایم را برای بهتر شدن آن بیان می دارم.

بخشی از سازمان خیریه بر روی تکنولوژی متمرکز است تا به بالابردن سطح سلامتی در کشورهای در حال توسعه کمک کند. آیا قصد دارید که از آن بعنوان یک شرکت نرم افزاری یا یک کمپانی در زمینه تکنولوژی استفاده کنید؟

البته که نه! مسلماً این مسئله کاملاً متفاوت است. من فکر نمیکنم که کمپانی هایی که در زمینه تکنولوژی فعالیت دارند، همه شبیه به هم باشند. اینجا در سازمان خیریه، شما با تحقیقات آکادمیک، دانشمندان بزرگ شرکتهای دارویی، دولتهای توسعه یافته و در حال توسعه، سازمانهای غیر انتفاعی و… سر و کار دارید که برای عموم فعالیت میکنند.

بزرگترین بخش سازمان خیریه ما به پیدا کردن درمان برای بیست نوع بیماری مختلف می پردازد. مالاریا، ایدز، سل و بیماری های دیگری که بسیاری از آنها در کشورهای فقیر شیوع دارند و برخی از مردم ثروتمند حتی نام آنها را نشنیده اند مانند Visceral و Leishmaniasis.

خوب راهی که ما در پیش گرفته ایم، هماهنگی بیشتر انرژی و منابع است. اما محرّک ما برای این مسیر، بازار نیست. این مسیر نیاز به ابداعات و اختراعات دارد. و چون ما هنوز در مراحل اولیه هستیم، من هم به این گروه پیوسته ام. و میخواهم چیزهای زیادی یاد بگیرم.

من کتابخانه بزرگی از کتب علمی و خصوصاً علوم زیستی جمع آوری نموده ام. در نیمه دوم سال، که بیشتر وقتم را صرف آنها خواهم نمود.

شما سازمان خیریه را راه اندازی نموده اید و بطور خارق العاده ای هم به آن کمک مالی میکنید. مسیر اولیه چیست؟ اولین سال سازمان چگونه خواهد بود، و شما آرزو دارید که در دوازده ماه اول چه کاری انجام گیرد؟

خوب من در سازمان بصورت پاره وقت حضور خواهم داشت. آنجا افراد بزرگی هستند که بطور تمام وقت فعالیت میکنند، از جمله پتی استونسیفر (Patty Stonesifer – سرپرست بنگاه خیریه گیتس) و همسر من که وقت زیادی میگذارد.

ما از کمک مالی ۱/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ خواهیم رسید. بنابراین ما در حال صعود کردن هستیم، و این نشان میدهد که ما بلند پروازیم. ما میخواهیم که یک کار غیرمنتظره انجام دهیم، مثلاً کشف یک واکسن جدید، و در این راه شما واقعاً به پول بیشتری نیاز خواهید داشت. اما خوشبختانه اقبال عمومی نسبت به این کارها بیشتر شده است. اجماع سازمان Global، Bono و سازمان ما که به تازگی آغاز شده است، باعث می شود تا بهتر به آنچه که می خواهیم برسیم.

خوب من با روسای سازمانهایی که در این باره تجارب زیادی دارند و بیشتر درگیر این نوع کارها هستند، دیدار خواهم کرد و از آنها برای همکاری دعوت میکنم. همچنین با افراد خیّر و نیک اندیش، نشست خواهم داشت و درباره لذّتی که از این کار نصیب من شده است سخن خواهم گفت، و آنها را ترغیب به همداستانی می کنم. به هر حال، هر کاری که از دستم بر بیاید انجام خواهم داد. اما هدف اصلی سازمان تلاش برای سلامتی دو میلیارد انسان فقیر دنیاست تا آنها هم همچون دو میلیار فرد ثروتمند احساس سلامتی داشته باشند. این هدفی بود که از ابتدا اتخاذ شده بود و من تنها جهت تسریع آن تلاش خواهم نمود.

و اما سوال آخر؛ چه محصولاتی در Microsoft است که دوست دارید قبل از رفتن ناخنکی به آنها بزنید؟

من واسط طبیعی کاربر (Natural User Interface) را دوست دارم و دلم میخواهد که با گروهی که در این باره کار میکنند، بمانم تا آنگاه که وقتش برسد و آنرا در جریان اصلی استفاده قرار دهیم.

جستجو، پروژه عظیم دیگری است که افراد مستعدی در حال پیش بردن آن هستند. افرادی که مردم آنها را نمی شناسند، اما در حال خلق چیزهای واقعاً متمایزی هستند. استیو بالمر (Steve Ballmer – رئیس جدید Microsoft) استارت این پروژه را زده است.

زمانی که در Microsoft نیستم، بر روی نرم افزارهایی برای سیستمهای درمانی و آموزشی فکر خواهم کرد. تا زمانی هم که اینجا هستم، جستجو میکنم ببینم که در این زمینه ها Microsoft چه گامی میتواند بردارد.

به هر حال در این مدّت باقیمانده، فکر کنم شاید در سه پروژه با Microsoft همکاری داشته باشم.

از نشستی که با ما داشتید بسیار سپاسگزارم.

خواهش میکنم. مصاحبه خوبی بود.

موفق باشید.

پ.ن: اگر در ترجمه، کم و کاستی بود، عذرخواهی میکنم.