لینوکس، مک و ویندوز

این روزها با پیوستن حدیث جون به دار و دسته ابونتویی ها بیشتر در معرض بحث و تبادل نظر درباره سیستم عامل های مختلف قرار دارم.

این روزها پر سر و صداترین گروه، طرفداران لینوکس هستند که مدام با گوشه و کنایه یا بدون آن، بطور مستقیم یا غیر مستقیم سعی در اثبات برتری لینوکس نسبت به سیستم عاملهای مایکروسافت دارند.

و بی سر و صداترین گروه مکی ها هستند، که مثل همیشه سرشان در لاک اپل شان است و کاری به کار کسی ندارند!

من تابحال با Mac کار نکرده ام، اما از آنچه که در چندین مقاله مختلف خوانده ام چنین تصور می کنم که باید سیستم عامل فوق العاده ای باشد. سیستم عاملی که ضمن کاربرپسند بودن، از امنیت خوبی هم برخوردار است و کارهای بزرگی هم می توان با آن انجام داد. شاید اگر مک از سخت افزارهای بیشتری پشتیبانی می کرد، حالا سهم بیشتری از بازار سیستم عاملها را در دست داشت.

در سالهای پیش چندین بار انواع و اقسام Linux را تجربه کرده ام. با آنکه سیستم عامل اپن سروسی است و توسط آزادکاران توسعه پیدا کرده است، اما واقعاً پیشرفتش تحسین برانگیز است. لینوکس روز به روز بهتر و کاربرپسندتر می شود. و گرچه هنوز برای کاربران عادی سردرگم کننده و پیچیده است، اما تا ساده شدن نهایی راه بسیاری در پیش ندارد. و بزودی سهم زیادی از کامپیوترهای شخصی را نصیب خود خواهد نمود.

و اما Microsoft Windows که در چشم عده ای چون لولویی ترسناک و آهنربایی ویروسی است!

چرا منصف نباشیم؟! مایکروسافت واقعاً خوب کار کرده است و با ویندوز به همه درخواستهای کاربران پاسخ گفته است. بیل گیتس تلاش کرده تا جایی که ممکن است کار با کامپیوتر را برای همه ساده کند. فقط یک لحظه جهان کامپیوتر را بدون ویندوز تصور کنید! تا کی باید کاربران منتظر می ماندند تا کار با کامپیوتر برایشان ساده می شد؟!

من در اینجا اصلاً قصد مقایسه سیستم عاملها یا اثبات برتری یکی بر دیگری را ندارم. اما هجمه اتهامات و توهین ها به مایکروسافت نیز برایم قابل هضم نیست. ویندوز خدمت بزرگی به صنعت کامپیوتر کرده است. خیلیها کامپیوتر را با آن شناخته اند، حتی کسانی که حالا به مرحله گذار رسیده اند، نمی توانند منکر چیزهایی باشند که از کار کردن با ویندوز فراگرفته اند.

مایکروسافت گرچه اپن سورس کار نمی کند و در بعضی موارد انحصارطلبانه عمل می نماید، اما دین بزرگی بر گردن همه کسانی دارد که امروزه با کامپیوترهای شخصی کار می کنند. اگر نرم افزارهایش را نمی پسندیم، حداقل نقد درست و منطقی از آن داشته باشیم. نه اینکه از هر فرصتی برای نیش و کنایه زدن و یا مسخره کردنش بهره جوئیم.

در مورد انتخاب سیستم عامل و معرفی آن به دیگران نیز باید جانب انصاف را گرفت. هر سیستم عاملی به درد هر کسی و هر کاری نمی خورد. برای انتخاب سیستم عامل دچار جوگرفتگی و تعصب نشوید. ببینید از سیستم عامل چه می خواهید و بعد تصمیم بگیرید.

Cuil، جستجوگری از جنس نو

Cuil موتور جستجوی جدیدی است که ادعا می کند بزرگترین موتور جستجوی حال حاضر است. طبق این ادعا، این موتور سه برابر بیشتر از Google و ده برابر بیشتر از Microsoft صفحات اینترنتی را پویش می کند.

وقتی که Cuil به کلیدواژه مورد جستجو در صفحه ای می رسد، براحتی از آن صفحه عبور نمی کند و بقیه مطالب آنرا نیز مورد پویش قرار می دهد و مطالب مرتبط دیگر را نیز برایتان لیست می کند.

تفاوت دیگری که در نگاه اول به آن پی می برید، طراحی صفحه جستجو و شیوه نمایش صفحات یافت شده می باشد. در این شیوه صفحه به سه ستون اصلی و چندین ردیف مختلف تقسیم بندی می شود، و در هر کادر علاوه بر عنوان صفحه و گوشه ای از مطالب، عکس مطلب نیز ضمیمه می گردد.


شاید این موتور جدید پرمدعا سایرین را نیز به جلو هل دهد و در آینده ای نه چندان دور شاهد پیشرفتهای چشمگیری در عرصه جستجوی اینترنتی باشیم. به هر حال هر چه که باشد  ما کاربران از آن بی نصیب نخواهیم ماند، لذا باید ورود Cuil را به فال نیک بگیریم!

پایان دوران Windows XP

پایان دوران ویندوز اکس پیبعد از خداحافظی بیل گیتس، از دیروز استیو بالمر بجای او به اتاق ریاست پا نهاد. و همزمان با این اتفاق، طبق قرار قبلی، مایکروسافت فروش Windows XP را بعد از ۶ سال متوقف ساخت. البته لازم به ذکر است که گرچه فروش این سیستم عامل متوقف شده است، اما پشتیبانی فنی از آن تا سال ۲۰۰۹ و پشتیبانی محدود تا سال ۲۰۱۴ ادامه خواهد داشت.

Windows XP را می توان در مقایسه با سیستم عاملهای قبلی مایکروسافت، یک شاهکار نامید. گرچه در سالهای اولیه عرضه آن، بسیاری با آن احساس راحتی نمی کردند و کار با Windows 98 را ترجیح می دادند، اما به تدریج اقبال عمومی به این سیستم عامل آنقدر زیاد شد که حالا عده ای می کوشند تا مایکروسافت را متوقف ساختن فروشش باز دارند!

اما از زمان عرضه Windows Vista تاکنون، عده ای این سیستم عامل را مناسب نمی دانند و ترجیح داده اند که با همان XP سر کنند. من که تابحال با سیستم عامل جدید مایکروسافت مشکلی نداشته ام. و اتفاقاً خیلی هم از آن راضی هستم. به نظر من Vista نسبت به XP بسیار بسیار قدرتمندتر، بهتر و امن تر است. Vista امکانات و ابزارها زیادی را در خود جای داده است که هنوز بسیاری از آنها ناشناخته مانده اند.

البته تاحدودی با این ادعا که استفاده از منابع سیستمی این OS بطور غیرعادی زیاد می باشد، موافق هستم. Vista علاوه بر آنکه حجم زیادی از هارد دیسک و RAM را اشغال می کند، در استفاده از قدرت CPU نیز افسارگسیخته است. اما این موضوع برای PCهای امروزی که هر روز بر قابلیتهای سخت افزاری شان افزوده می شود، مشکل چندانی محسوب نمی شود. شکی نیست که XP از بسیاری از قابلیتهای سخت افزارهای امروزی نمی تواند به نحوی شایسته استفاده کند و بهتر است PCهای بروز از یک سیستم عامل بروز هم استفاده کنند. با ایمانی هم که به Microsoft و روند رو به جلویش دارم، مطمئنم که در سیستم عامل بعدی (Windows 7) مشکلات موجود را نیز برطرف خواهد کرد.

گزارش مراسم خداحافظی بیل گیتس

بالاخره ۲۷ ژوئن ۲۰۰۸ (۷ تیر ۱۳۸۷) فرا رسید و Bill Gates کسی که Microsoft را با آرزوی قرار دادن یک PC روی هر میز و در هر خانه، بنا نهاده بود، کار تمام وقتش در صنعت نرم افزارهای کامپیوتری را در این شرکت رها کرد.

در زیر گزارش رویترز از مراسمی را که دیروز به همین مناسبت برگزار شده بود می خوانید:

خاطرات بیل گیتس در مایکروسافت

بخشهایی از نطق بیل گیتس درباره خاطراتش در مایکروسافت ـ گزارش شده توسط Daisuke Wakabayashi :

شروع با مایکروسافت

مایکروسافت از محدود کمپانی هایی است که با یک رویا شروع شد. رویای مهم کردن نرم افزارها. رویای وجود داشتن کامپیوترهای شخصی. اینها آرزوهایی من و پل آلن بودند که زمانی خیلی احمقانه به نظر می رسیدند.

ارتباط با IBM

ارتباط با IBM از دوره های مهم مایکروسافت به شمار می رود. ما شریک آنها بودیم، در آن زمان آنها تصمیم گرفتند که ما زیاد در IBM نقش نداشته باشیم. آنها با OS/2 ادامه دادند و ما به سمت Windows رفتیم، که پایانش هم مشخص شد.

توسعه یافتن تجارت

یادم است که من و استیو (بالمر) یک شب کامل با هم نشستیم و فکر می کردیم که آیا ممکن است روزی یک کمپانی ـ مایکروسافت یا هر کمپانی دیگری ـ یک میلیارد نسخه فروش داشته باشد. این عدد خیلی زیادی است!

من آن چیزهایی را که بعضی ها فکر می کنند مایکروسافت در آنها پیشرفتی نداشته است، دوست دارم. بله، ما اشتباه هم می کنیم. اما بر میگردیم و از اشتباهاتمان درس می گیریم. بسیاری از موفقیتهای امروز ما از همین طریق بدست آمده اند.

من ایمیلی به یکی از روزنامه ها فرستادم و از آنها پرسیدم چگونه Windows می تواند بهتر باشد؟ و آنها جواب دادند که این قسمت از ایمیل واقعاً تکان دهنده بود! و من بهشان گفتم شما فکر می کنید من تمام روز چکار می کنم؟ ارسال ایمیل هایی مثل این کار هر روزه من است!

ترک کردن مایکروسافت

برای من، بعد ۳۳ سال، این تغییر خیلی بزرگی است. من معتادم به اینکه به مایکروسافت بیایم. بعضی روزها بچه ها را در ماشین سوار می کنم تا به مدرسه برسانم شان، ولی وقتی که شروع به رانندگی می کنم، فکرم مشغول کارهایم در مایکروسافت می شود و به سمت آنجا حرکت می کنم، تا اینکه آنها به من می گویند: «چرا داریم به مایکروسافت می رویم؟» و من دوباره فرمان را به سمت مدرسه کج می کنم!

مطمئنم که یک روزی در همین ماه آینده، در حالی که غرق در افکارم برای توسعه دادن نرم افزاری هستم، اشتباهاً به طبقه پنجاهم (اتاق قبلیم) می روم و از آنجا به طبقه پائین (اتاق جدیدم) بر میگردم، و بالاخره بخاطر این حواس پرتی ها از مایکروسافت اخراجم خواهند کرد!

خاطرات گیتس با بالمر

بخشهایی از خاطره گویی بیل گیتس و جانشینش، استیو بالمر، در جمع کارمندان مایکروسافت

آشنایی با همدیگر

بیل گیتس: من و استیو هر دو در هاروارد بودیم. من پر انرژی بودم و ایده هایی در ذهن داشتم. یکی از دوستان که استیو را می شناخت، من را به او معرفی کرد و گفت: «این پسر مثل خودت سوپر انرژی است. او پسر مرتبی است». ما با هم آشنا شدیم و با هم به سینما رفتیم. ما مشترکات زیادی با هم داشتیم. و از آن روز با هم شروع کردیم و درباره ایده هایی که در ذهن داشتیم و کارهایی که میخواستیم انجام دهیم، صحبت می کردیم. واقعاً جالب بود.

استیو بالمر: بله ما رفتیم که با هم فیلم ببینیم. “آواز در باران” این فیلم مورد علاقه من بود. من تابحال آنرا ۳۰ دفعه دیده ام… بعد از اینکه از فیلم برگشتیم، با هم شروع به رقصیدن کردیم، و بعد کشتی گرفتیم و یکی من را زمین زد. بیل تلاش می کرد تا او را شکست دهد.

پیوستن بالمر به مایکروسافت

بالمر: بیل و آلن با من مصاحبه کردند. بعد پدر و مادر بیل مرا به ناهار دعوت کردند. من قبلاً یکبار با آنها ملاقات کرده بودم. بعد از پایان مصاحبه کاری، احساس می کردم که این منحصر به فردترین مصاحبه ای بود که انجام داده ام. بیل گفت: «بسیار خوب، من شهر را ترک خواهم کرد. این ماشین من. مراقب خودت باش.» من او را به فرودگاه رساندم و او از میانه مصاحبه کاری به تعطیلات رفت. از همان جا من حدس زدم که استخدام شده ام!

گیتس: من می دانستم که استیو را می خواهم. من می دانستم که به استیو نیاز دارم. چون هر قراردادی مثل یک معجزه است… باید تخمین زد که چه باید کرد، چگونه قیمت گذاری کرد، چگونه به کارمندان حقوق داد. به به دوستانم حقوق زیادی نداده ام و از ایشان شرمنده ام. خصوصاً از استیو شرمنده ام که مدام می گفتم: «هی، بیا اینجا»!

مذاکره درباره حقوق بالمر

گیتس: من به تعطیلات رفته بودم و در  قایق نشسته بودم. و در همان حال ما از طریق تلفن بیسیم، با هم در مورد دستمزد بالمر مذاکره میکردیم. ما از فرمولی استفاده می کردیم که دستمزدش حدود ۳۶۰۰۰ دلار یا…

بالمر: ۴۰۰۰۰ یا ۵۰۰۰۰ دلار!

گیتس: من با دوستانی بودم که مست کرده بودند و مدام می گفتند: «هر چقدر میخواهد بهش بده»!

بالمر: او به من گفت: «نگران نباش!». من بخاطر بیل به مایکروسافت آمدم. من از برنامه نویسی چیزی نمی دانستم، درباره کامپیوترهای شخصی هم اطلاعاتی نداشتم. اما بیل را می شناختم و می دانستم که یک کمپانی موفق دارد. می دانستم که بیل یک فرد موفق و زیرک است و مطمئن بودم که اتفاقات خوبی در پیش خواهد بود.

روزی که بالمر قصد داشت مایکروسافت را ترک کند

بالمر: من با خودم گفتم: «احمقانه است! من درسم را در دانشگاه رها کرده ام و آمده ام در یک کمپانی با ۳۰ کارمند، دفتردار شده ام». والدینم به دانشگاه راه نیافته بودند. پدرم دبیرستان را به پایان نرسانده بود، و رها کردن تحصیلات من، از سوی آنها کار درستی محسوب نمی شد… من یکبار دیگر با بیل و پدرش برای شام بیرون رفتم. بیل برای اینکه مرا از رفتن باز دارد، گفت: «تو این کار را نخواهی کرد. تو این کار را نخواهی کرد.  تو این کار را  نخواهی کرد. ما می خواهیم روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر بگذاریم. این اصلاً کار ارزشمندی نیست که تو تجارت را رها کنی و به دانشگاه برگردی.» شاید بارها او این آرزوها را تکرار کرده بود، اما این بار لحن سخنش به گونه ای بود که مرا برای ماندن متقاعد ساخت.

در پارکینگ شرکت

گیتس: در روزها اول، ما بطور باورنکردنی سخت کار می کردیم. آن روزها یکی از سرگرمی های ما این بود که تلاش کنیم تا اتومبیل خودمان را در اولین محل پارکینگ، پارک کنیم، این یعنی اینکه ما از همه زودتر آمده ایم. اگر در هنگام رفتن اتومبیلی در سمت چپ شما پارک بوده باشد، بدین معنی بود که صاحب آن شما را «دور زده است»، یعنی قبل از شما آمده و بعد از شما می رود. خیلی تحقیر کننده بود که کسی شما را دور بزند! ما درباره این کار به Mel Hallerman در IBM هم گفتیم و او این پروژه را در آنجا هم راه انداخت و بخوبی آنرا اجرا می کرد. او از همه زودتر می آمد و از همه دیرتر می رفت.

بالمر: او اصلاً زندگی نمی کرد!

گیتس: حدود نه ماه بعد، من و استیو به همراه مل برای شام بیرون رفتیم. و مل گفت: «یکی آمده که از من سخت کوش تر است. من واقعاً خیلی زود می آیم و خیلی دیر می روم، اما او هر روز از من زودتر می آید و دیرتر هم می رود. باید بفهمم که او کیست.» بعد از شام ما به پارکینگ IBM رفتیم و مل ماشین آن فرد را به ما نشان داد. استیو به آن نگاه کرد و گفت: «یک لحظه صبر کنید! این اتومبیل اجاره ای است که ما چند ماه پیش گرفتیمش و یادمان رفت پسش بدهیم!»

پرسش و پاسخ

ابتدا گیتس و بالمر به سوالات تعدادی از کارمندان جواب دادند:

مهمترین دستاوردهای شما چه بود؟

بیل گیتس: ما افکار مردم درباره نرم افزار و کامپیوتر را تغییر دادیم. من فکر میکنم که این مهمترین کاری بود که ما انجام دادیم.

استیو بالمر: ایشان کارهای بزرگ زیادی انجام داده اند که می توانند به آنها افتخار کنند. تنها کافیست به چیزهای زیادی که در عرصه کامپیوتر اتفاق افتاده است فکر کنید. صنعت نرم افزار اصلاً وجود نداشت، اما حالا وجود دارد. هیچ کامپیوتر شخصی وجود نداشت. بیل واقعاً در تولد کامپیوتر شخصی نقش بسزائی داشت. در حقیقت بیل کامپیوتر شخصی IBM را طراحی کرد. این تاریخی فراموش نشدنی است.

در بعضی از ستیزه ها ما از جلو رهبری می کردیم. این خیلی بهتر از دنباله رو بودن است. این برای ما جالبتر بود. واقعاً عالیست که شما مردم را شگفت زده می کنید. خیلی از کارمندهای فعلی مایکروسافت تاکنون موفق نشده اند که این حس را بچشند. ما قدم به قدم با کمپانی های بزرگی جنگیده ایم و بر آنها پیروز شده ایم. Windows با OS/2 جنگید و بر آن پیروز شد.

بزرگترین اشتباهتان چه بود؟

بیل گیتس: بزرگترین اشتباهمان وقتی بود که توجه نکردیم که نرم افزار در آینده ممکن است به کجا برود و زودتر روی این موضوع کار نکردیم. بعضی اوقات چیزی محبوبیت دارد و شما سه تا چهار سال وقت نیاز دارید تا آنرا آماده کنید.

وقتی که ما کار بر روی واسط گرافیکی را شروع کردیم، به رقبایمان هم گفتیم که روی این موضوع کار کنند، اما آنها این کار را نکردند. مشخص است که این یک اشتباه بزرگ از جانب آنها بود، چون ما این کار را کردیم و آنها با مشکلات بزرگی روبرو شدند. در صنعت نرم افزار، شما بایستی پیچهای جاده پیش رو را پیش بینی کنید. ما خیلی از این پیچها را پیش بینی کردیم. آنها همیشه می گفتند «هی ببینید، مایکروسافت به قله رسیده است» و ۲۰ سال است که همین حرف را تکرار می کنند. دلیلش این است که ما پیچها را به موقع پیش بینی کردیم، اما خیلی از آنها را نیز از دست دادیم.

جستجو در وب و صنعت تبلیغات آن لاین چیزهای مهمی بودند که ما در اثر اشتباه آنها را از دست دادیم. اگر ما سه سال زودتر، اهمیت آنرا درک می کردیم و کار بر روی این صنعت را شروع می کردیم، کار خیلی آسانتر می شد.

بالمر: یک روز تصمیم گرفته بودم تا اشتباهاتمان را روی کاغذ لیست کنم، اما وقتی که لیست خیلی طویل می شد، ترسیدم و آنرا کنار گذاشتم!

خداحافظی

بعد از یکساعت پرسش و پاسخ، بیل و استیو با چشمان گریان، نطق خداحافظی شان را ایراد کردند:

استیو بالمر: به هیچ طریقی نمی توان از بیل تشکر کرد. بیل موسس است. بیل رهبر ماست. هیچکس نمی تواند از او تشکر کند. ما از بیل بخاطر فرهنگش متشکریم. ما از بیل بخاطر فرصتی که به تک تک ما در اینجا داده است، متشکریم. همه ما، چه آنهایی که هفته پیش کار را آغاز کرده اند و چه آنهایی که ۲۸ سال با مایکروسافت گذرانده اند، بخاطر فرصتی که برای بالفعل کردن پتانسیل هایمان به ما داد، ممنونیم. ما این شانس را داشتیم که در کمک کردن به جامعه نقش داشته باشیم، این شانس را داشتیم که بعنوان یک حرفه ای رشد کنیم، این شانس را داشتیم که با بزرگترین و درخشان ترین کمپانی در جهان کار کنیم و این شانس را داشتیم که پیشرفت کنیم. من برای همه اینها از بیل متشکرم.

بیل گیتس: زندگی کاری من در نرم افزار و کار کردن با افراد افسانه ای خلاصه شده است. من عاشق کار کردن با افراد باهوش هستم. من کار کردن با استیو را دوست دارم. من کار کردن با همه افرادی را که اینجا هستند، دوست دارم.

چه روزهای بی مانندی که گذشتند. روزهایی که IBM تصمیم به حمله کردن به مایکروسافت را می گرفت و روزهایی که حقوق مشروع، غیر قانونی می شدند.

روزی در زندگیم نخواهد بود که به Microsoft و چیزهای بزرگی که باید انجام دهد و کمکهایی که باید انجام دهم، فکر نکنم.

منبع:Reuters

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان ـ  بیل گیتس از زبان خودش ـ بیل گیتس از زبان دیگران ـ گفتگوی خداحافظی بیل گیتس

بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

سالهای علاقمند شدن به کامپیوترها

۲۸بیل گیتس و پل آلن در حال کار با کامپیوترهای اولیه اکتبر ۱۹۵۵ (۶ آذر ۱۳۳۴)

Bill Gates در یک خانواده ثروتمند سیاتلی به دنیا آمد. او فرزند دوم William H Gates II بود. پدرش وکیل دادگستری و مادرش یک فعال امور خیرخواهانه بود.

۱۹۶۸ (۱۳۴۶-۱۳۴۷)

گیتس در Lakeside که یک مدرسه غیرانتفاعی انحصاری بود مشغول به تحصیل شد. او دو کلاس از Paul Allen عقبتر بود.

مدرسه به کمک انجمن اولیا یک ماشین تله تایپ خرید ـ ماشینی که می توانست از طریق خط تلفن، اطلاعات را به یک کامپیوتر مرکزی واقع در دانشگاه شهر ارسال کند ـ.

گیتس و آلن خیلی به این ماشین علاقمند بودند و گاهی اوقات، شبها بصورت دزدکی وارد مدرسه می شدند تا با این ماشین برنامه نویسی کنند.

۱۹۷۲ (۱۳۵۰-۱۳۵۱)

گیتس از ماشین تله تایپ برای طراحی ساعات درسی مدرسه Lakeside استفاده کرد. این کار پیچیده ای بود اما گیتس از این طریق برای دخترهایی را که برایش جذاب بودند در کلاس خودش برنامه ریزی می کرد.

فارغ التحصیلی

در سال 1970 جهشی در صنعت کامپیوتر بوجود آمد ۱۹۷۳ (۱۳۵۱-۱۳۵۲)

گیتس از مدرسه Lakeside فارغ التحصیل شد و شروع به تحصیل در دانشگاه Harvard نمود. رشته اول او حقوق بود، اما او در کلاسهای ریاضیات و اقتصاد نیز شرکت می کرد. در همین سال او با دانشجویی بنام Steve Ballmer آشنا شد.

دسامبر ۱۹۷۴ (آذر و دی ۱۳۵۳)

مقاله ای در نشریه Popular Electronics درباره ساخت نمونه جدیدی از “کامپیوترهای شخصی” با نام Altair 8800 توسط کمپانی MITS منتشر شد.

این کامپیوتر از ریزپردازنده Intel 8080 استفاده می کرد. MITS از خوانندگان خواسته بود تا برای این کامپیوتر یک زبان برنامه نویسی طراحی کنند.

اوائل ۱۹۷۵ (۱۳۵۶)

گیتس و دوست دوران مدرسه اش آلن با MITS تماس گرفتند و مدعی شدند که زبان برنامه نویسی پایه ای (BASIC) نوشته اند که با Altair کار میکند. MITS قبول کرد که برنامه آنها را ببیند. گیتس و آلن شب و روز کار کردند تا برنامه را سر وقت آماده کنند.

دو و نیم هزار مایل آن طرفتر در دره سیلیکان، کالیفرنیا، یک انجمن طرفداران کامپیوتر، با نام کلوب کامپیوتر Homebrew نیز به Altair علاقمند شدند. در آن هنگام Stephen Wozniac و Steve Jobs عضو این گروه بودند.

آلن به Albuquerque در نیومکزیکو، جائی که کمپانی MITS قرار داشت، سفر کرد و با موفقیت ساختار برنامه BASIC را که با همکاری گیتس نوشته بود، تشریح کرد. MITS، آلن را مسئول عیب یابی و سرپرست بخش نرم افزاری کرد.

تاسیس Microsoft

موفقیتهای بعدی گیتس با تاسیس شرکت مایکروسافت آغاز شدتابستان ۱۹۷۵ ـ بهار ۱۹۷۶ (تابستان ۱۳۵۴ ـ بهار ۱۳۵۵)

گیتس در Albuquerque به آلن پیوست و با هم روی توسعه دادن BASIC برای Altair کار کردند. در همین زمان آنها شرکت خود را با نام Micro Soft یا Micro-Soft تاسیس نمودند.

فوریه ۱۹۷۶ (اسفند ۱۳۵۴)

«نامه سرگشاده به طرفداران کامپیوتر» گیتس در خبرنامه کلوب کامپیوتر Homebrew منتشر شد. او از علاقمندان به کامپیوتر درخواست کرده بود که احترام به حقوق کپی رایت در برنامه های کامپیوتری را سرلوحه قرار دهند و به آن احترام بگذارند.

بهار ۱۹۷۶ (بهار ۱۳۵۵)

گیتس به هاروارد برگشت تا به تحصیلاتش ادامه دهد.

۱ آوریل ۱۹۷۶ (۱۳ فروردین ۱۳۵۵)

استیو جابز و استفان وازنیک که شرکت Apple را تاسیس کرده بودند، نخستین محصولشان را با نام کامپیوتر شخصی Apple I عرضه کردند.

۲۶ نوامبر ۱۹۷۶ (۶ آذر ۱۳۵۵)

گیتس و آلن، علامت تجاری “Microsoft” را به ثبت رساندند. کار آنها به انحصار MITS درآمد. گیتس تحصیلاتش را در هاروارد رها کرد و به همراه آلن، جدی تر به تجارت پرداختند.

دسامبر ۱۹۷۸ ( آذر و دی ۱۳۵۷)

درآمد مایکروسافت از ۱ میلیون دلار تجاوز کرد.

۱ ژانویه ۱۹۷۹ (۱۱ دی ۱۳۵۷)

گیتس و آلن Microsoft را از Albuquerque به محل سکونتشان در واشنگتن منتقل کردند. آنها دفتری در Bellevue ـ چند مایل دورتر از جایی که متولد شدند ـ را افتتاح کردند.

۱۱ ژوئن ۱۹۸۰ (۲۲ خرداد ۱۳۵۹)

گیتس، دوست قدیمیش در هاروارد ـ استیو بالمر ـ را مسئول امور تجاری مایکروسافت نمود.

پیشرفت در تجارت

بیل بیش از نیمی از سهام کمپانی و آلن تنها یک سوم آنرا از آن خود کردند.تابستان و پائیز ۱۹۸۰ (تابستان و پائیز ۱۳۵۹)

گیتس تلاشش را برای تولید سیستم عاملی برای کامپیوترهای شخصی IBM ـ پیشروی صنعت کامپیوتر جهان ـ آغاز نمود. مایکروسافت حقوق انتشار سیستم عامل (MS-DOS) را برای توسعه روی کامپیوترهای دیگر، برای خود محفوظ نگهداشت.

۱ جولای ۱۹۸۱ (۱۰ تیر ۱۳۶۰)

شرکت Microsoft بصورت رسمی به ثبت رسید. گیتس ۵۳%، آلن ۳۱% و بالمر ۸% از سهام کمپانی را از آن خود کردند. ارزش اولیه سهام ۹۵ سنت بود.

۱۹۸۱ (۱۳۵۹-۱۳۶۰)

درآمد مایکروسافت به ۱۶ میلیون دلار رسید. در این زمان مایکروسافت ۱۲۸ کارمند داشت.

۱۹۸۳ (۱۳۶۱-۱۳۶۲)

آلن به بیماری سخت Hodgkin مبتلا شد. با اینکه معالجات او با موفقیت پیش می رفت اما او هیچگاه به کار تمام وقت در مایکروسافت بازنگشت.

۱۹۸۵ (۱۳۶۳-۱۳۶۴)

درآمدهای مایکروسافت به ۱۴۰ میلیون دلار رسید، و تعداد کارمندانش به ۹۱۰ نفر افزایش یافت.

عرضه Windows

20دوستان دوران دانشجویی در هاروارد ـبیل گیتس و استیو بالمرـ بیش از 28 سال است که با هم کار می کنند. نوامبر ۱۹۸۵ (۲۹ آذر ۱۳۶۴)

مایکروسافت به سیستم عاملش MS-DOS یک افزونه گرافیکی اضافه کرد. این اولین نسخه Windows بود.

فوریه ۱۹۸۶ (بهمن و اسفند ۱۳۶۴)

مایکروسافت به Redmond ـ منطقه خوش آب و هوایی در سیاتل ـ نقل مکان کرد. جائی که تاکنون مرکز اصلی کمپانی در آنجا قرار دارد.

۱۳ مارس ۱۹۸۶ (۲۲ اسفند ۱۳۶۴)

سهام مایکروسافت بصورت عمومی عرضه شد. در نخستین روز قیمت سهام از ۲۱دلار به ۲۸دلار افزایش یافت.

۱۹۸۷ (۱۳۶۵-۱۳۶۶)

یک خانم جوان تگزاسی بنام Melinda French بعنوان مدیر فروش مایکروسافت منسوب شد. او و گیتس با هم روابط عاشقانه پیدا کردند.

۱۸ مارس ۱۹۸۸ (۲۸ اسفند ۱۳۶۶)

Apple برعلیه Microsoft در دادگاه طرح دعوی نمود مبنی بر اینکه سیستم “Look and Feel” ویندوز، شبیه “Graphical User Interface” اپل است. این مرافعه به مدت شش سال به طول انجامید و سرانجام Apple آنرا باخت.

۱۹۸۹ (۱۳۶۷-۱۳۶۸)

Microsoft Office عرضه شد.

۲۲ می ۱۹۹۰ (۱ خرداد ۱۳۶۹)

Windows 3.0 منتشر شد و در دو هفته اول، ۱۰۰۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت. در این هنگام همچنین Microsoft با IBM در تولید محصول مشابه ای با نام OS/2 همکاری داشت.

۲۰ آگوست ۱۹۹۰ (۲۹ مرداد ۱۳۶۹)

مایکروسافت دیدار ویژه ای در عمارت Shumway داشت تا در این مورد تصمیم گیری کند که کار روی OS/2 را رها کند و روی Windows تمرکز نماید. بعدها خبرگزاری ها نقل کردند که Microsoft و IBM از هم جدا شدند.

نگرانی رقبا

۱۹۹۲گیتس بر تجارت و کسب مال قانونی تمرکز کرد (۱۳۷۰-۱۳۷۱)

بعضی از شرکتهای رقیب نسبت به تسلط کمپانی گیتس بر بازار ابراز نگرانی می کردند و در این باره ملاقاتهایی را ترتیب دادند.

اکتبر ۱۹۹۲ (مهر ۱۳۷۱)

مجله Forbes اظهار داشت که گیتس به ثروتمندترین مرد آمریکا می باشد. در آن زمان دارایی های او ۶.۳ میلیارد دلار بود.

۲۰ ژانویه ۱۹۹۳ (۳۰ دی ۱۳۷۱)

ارزش تجاری Microsoft از غول صنعت کامپیوتر، IBM سبقت گرفت.

۵ فوریه ۱۹۹۳ (۱۶ بهمن ۱۳۷۱)

کمیته تجاری فدرال درباره این موضوع که آیا مایکروسافت قانون شکنی می کند یا نه، به نتیجه ای نرسید و موضوع برای رسیدگی، در ماه آگوست به دادگستری ارجاع شد.

۲۰ مارس ۱۹۹۳ (۲۹ اسفند ۱۳۷۱)

گیتس در راه برگشت از Palm Springs به همراه ملیندا فرنچ، مسیر هواپیمای شخصیش را به سمت Omaha منحرف نمود. در آنجا دوست میلیاردرش Warren Buffet آنها را به مغازه جوهرفروشیش برد. در آنجا گیتس برای فرنچ، حلقه نامزدی خرید.

۱ ژانویه ۱۹۹۴ (۱۱ دی ۱۳۷۲)

بیل گیتس با ملیندا فرنچ ازدواج نمود.

۹ ژوئن ۱۹۹۴ (۱۹ خرداد ۱۳۷۳)

مادر گیتس، Mary در سن ۶۴ سالگی بر اثر سرطان درگذشت.

۱۴ اکتبر ۱۹۹۴ (۲۲ مهر ۱۳۷۳)

شرکت Netscape سیستم هدایتگر دانلود رایگانش را بر روی اینترنت عرضه نمود.

دسامبر ۱۹۹۴ (آذر و دی ۱۳۷۳)

شایعه شد که مایکروسافت در نظر دارد کلیسای کاتولیک را بخرد. اما مایکروسافت با انتشار بیانیه ای این موضوع را تکذیب نمود.

۵ جولای ۱۹۹۵ (۱۴ تیر ۱۳۷۴)

مجله Forbes اعلام کرد که گیتس، ثروتمندترین مرد جهان می باشد. عنوانی که تا سال ۲۰۰۸ ادامه داشت.

آغاز اینترنت

۲۶گیتس کمپانی مایکروسافت را در سال 1990 به حرکت در مسیر موج اینترنت واداشت. می ۱۹۹۵ (۵ خرداد ۱۳۷۴)

گیتس مسیر تازه ای را برای حرکت Microsoft طرحریزی نمود. در مقاله ای با عنوان «موج جذاب اینترنت» که برای مدیران ارشد نگاشته بود، چنین گفت: «از این پس، اینترنت بیشترین اهمیت را خواهد داشت.»

۲۴ آگوست ۱۹۹۵ (۲ شهریور ۱۳۷۴)

با تبلیغاتی گسترده Windows 95 و سرویس آنلاین مایکروسافت MSN عرضه شدند.

سپتامبر ۱۹۹۵ (شهریور و مهر ۱۳۷۴)

گیتس بعد از ۲۰ سال همراه با خانواده و دوستان نزدیکش به تعطیلاتی در چین رفت.

اکتبر ۱۹۹۵ (مهر و آبان ۱۳۷۴)

با فروش ۷ میلیون نسخه از Windows 95، سود کمپانی ۵۸% در یکسال افزایش یافت.

۷ دسامبر ۱۹۹۵ (۱۶ آذر ۱۳۷۴)

گیتس در یک مصاحبه جهانی استراتژی های اینترنتی مایکروسافت را تشریح کرد. در مناظره جنجالی با Pearl Harbor او از ارائه مرورگر اختصاصی مایکروسافت Explorer خبر داد.

آگوست ۱۹۹۶ (مرداد و شهریور ۱۳۷۵)

Internet Explorer 3.0 عرضه شد.

۱۹۹۶ (۱۳۷۵)

Netscape از دادگاه خواست تا به تخفیفی که Microsoft به کمپانی های کامپیوتری برای نصب Internet Explorer روی محصولاتشان می دهد، رسیدگی کند.

می ۱۹۹۸ (اردیبهشت و خرداد ۱۳۷۷)

دادگاه مایکروسافت را به رقابت نابرابر و ناعادلانه محکوم کرد.

۲۵ ژوئن ۱۹۹۸ (۴ تیر ۱۳۷۷)

مایکروسافت Windows 98 را عرضه کرد.

آگوست ۱۹۹۸ (مرداد و شهریور ۱۳۷۷)

گیتس برای سه روز بصورت کنفرانس ویدئویی به دادگاه دفاعیه اش را ارائه نمود.

سپتامبر ۱۹۹۸ (شهریور و مهر ۱۳۷۷)

Larry Page و Sergey Brin شرکت Google را به ثبت رساندند.

ژانویه ۲۰۰۰ (دی و بهمن ۱۳۷۸)

بالمر به عنوان مدیر اجرایی مایکروسافت منصوب گردید. گیتس بعداً اعلام کرد که آنها برای وفق پیدا کردن با نقش جدیدشان، زمان سختی را سپری کردند.

۷ ژوئن ۲۰۰۰ (۱۸ خرداد ۱۳۷۹)

پس از بررسیهای دادگستری، قاضی جکسون، حکم کرد که Microsoft بایستی به دو بخش تقسیم شود: بخش تولید سیستم عامل و بخش تولید سایر نرم افزارها. او مایکروسافت را “سو استفاده گر از انحصارات” نامید.

۲۰۰۰ (۱۳۷۸-۱۳۷۹)

درآمدهای مایکروسافت به ۲۲۹ میلیارد دلار رسید. ورشکستگی کمپانی dot-com که تاثیرات بدی روی سایر کمپانی های صنعت کامپیوتر گذاشته بود، روی مایکروسافت، تاثیر چندانی نداشت. در این زمان تعداد کارمندان مایکروسافت ۳۹۰۰۰ نفر بودند.

دهه دیجیتال

۲۰۰۰بیل گیتس برنامه های توسعه مایکروسافت را تشریح می کند (۱۳۷۸-۱۳۷۹)

خانواده گیتس اقدام به تاسیس موسسه خیریه ای نمودند که برای “کم کردن نابرابری در ایالات متحده و جهان” فعالیت می کند. آنها میلیاردها دلار از سرمایه شان را به این موسسه دادند و بزودی آن به بزرگترین موسسه خیریه دنیا بدل شد.

ژوئن ۲۰۰۱ (خرداد و تیر ۱۳۸۰)

دادگاه تجدیدنظر، حکم قاضی جکسون مبنی بر تبدیل مایکروسافت به دو بخش مجزا را نقض نمود. اما اینکه مایکروسافت از طریق استفاده ناعادلانه از قرارداد انحصاری، سرویس دهندگان اینترنت و تولیدکنندگان کامپیوتر را در جهت از بین بردن مرورگر اینترنت Netscape ترغیب می کند، تائید نمود.

۲۵ اکتبر ۲۰۰۱ (۳ آذر ۱۳۸۰)

مایکروسافت Windows XP را منتشر نمود.

۱۵ نوامبر ۲۰۰۱ (۲۴ آبان ۱۳۸۰)

مایکروسافت با عرضه xbox وارد بازار تجاری کنسول بازی شد. این محصول یک رقیب جدی برای Sony PlayStation 2 و Nintendo GameCube بود.

مارس ۲۰۰۴ (اسفند ۱۳۸۲ و فروردین ۱۳۸۳)

اتحادیه اروپا، مایکروسافت را به اقدامات انحصارطلبانه محکوم نمود.

آگوست ۲۰۰۴ (مرداد و شهریور ۱۳۸۳)

Google مسیر پیشرفت را با سرعت طی نمود. دو ماه بعد از Yahoo سبقت گرفت و دارایی هایش به ۵۰ میلیار دلار رسید.

ژانویه ۲۰۰۵ (دی و بهمن ۱۳۸۳)

گیتس ۲۹ میلیارد دلار به موسسه خیریه بیل و ملیندا گیتس بخشید.

مرزهای جدید

۱۵در سال 2008 بیل گیتس از خط مقدم مایکروسافت کناره گیری می کند ژوئن ۲۰۰۶ (۲۵ خرداد ۱۳۸۵)

بیل گیتس خبر داد که تا دو سال دیگر از مایکروسافت کناره گیری خواهد کرد تا بیشتر روی کارهای عام المنفعه و بشردوستانه تمرکز کند. او گام به گام برنامه های “گذار”ش را تشریح کرد و گفت که تمایل داشت که برای تمام عمر رئیس کمپانی باقی می ماند.

ژانویه ۲۰۰۷ (دی و بهمن ۱۳۸۵)

Windows Vista و Office 2007 ارائه شدند.

۷ ژوئن ۲۰۰۷ (۱۷ خرداد ۱۳۸۶)

گیتس به هاروارد بازگشت تا یک مدرک افتخاری دریافت کند.

۱ فوریه ۲۰۰۸ (۱۲ بهمن ۱۳۸۶)

Microsoft مبلغ ۴۴.۶ میلیارد دلار برای خرید کمپانی Yahoo پیشنهاد داد. برای نخستین بار در تاریخ، مایکروسافت قصد داشت تا کمپانی دیگری را با خود ادغام نماید. Yahoo این پیشنهاد را رد کرد.

۲۷ فوریه ۲۰۰۸ (۸ اسفند ۱۳۸۶)

مایکروسافت به دلیل اجرا نکردن قوانین غیرانحصارطلبانه، توسط اتحادیه اروپا به پرداخت ۸۹۹ میلیون یورو جریمه شد. مایکروسافت درخواست لغو این جریمه را کرده است.

تابستان ۲۰۰۸ (تابستان ۱۳۸۷)

کارکنان مایکروسافت در حال حاضر تقریباً به ۹۰۰۰۰ نفر در سراسر دنیا می رسند.

۲۷ ژوئن ۲۰۰۸(۷ تیر ۱۳۸۷)

Bill Gates کار تمام وقت در Microsoft را رها خواهد نمود تا تمرکز بیشتری بر کارش در بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس داشته باشد.

منبع: BBC News

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه:  بیل گیتس از زبان خودش ـ   بیل گیتس از زبان دیگران