HootSuite؛ پیشخوان شبکه‌های اجتماعی

یکی از سردرگمی‌های دنیای دیجیتال امروز، تعدد شبکه‌های اجتماعی دوست‌داشتنی است. فعالیت همزمان در شبکه‌هایی مثل توئیتر، فرندفید، فیس‌بوک، گوگل پلاس، و بخصوص به روز کردن Status آن‌ها می‌تواند کمی مشکل‌ساز باشد. و در چنین وضعیتی بود که وب‌سرویس‌هایی مثل ping.fm که امکان به روزرسانی همزمان Social Networkها را فراهم می‌آورند، گسترش یافتند.

HootSutie هم یکی از پیش‌خوان‌های مدیریت و حضور همزمان در چندین سرویس اجتماعی مختلف است. به کمک این وب‌سرویس شما قادر خواهید بود تا با صرفه‌جویی در زمان، چندین شبکه‌ی اجتماعی، از جمله Twitter و Facebook را در کنار همدیگر مانیتور کنید و مطالب‌تان را تنها با یک کلیک در همه‌ی آن‌ها انتشار دهید.

همچنین به کمک این ابزار شما قادر خواهید بود، مطالب منتشره‌ی خود در رسانه‌های اجتماعی را ردگیری کنید و گزارش‌های آماری از آن‌ها استخراج نمائید.

زمان‌بندی کردن برای انتشار پیام در آینده، یکی دیگر از امکانات فوق‌العاده‌ی هوت‌سوئیت است. بدین ترتیب و با این امکان شما مطمئن خواهید بود که ارسال هیچ پیامی را فراموش نخواهید کرد و آن‌لاین بودن و به روز بودن خود را تاحدودی تضمین خواهید نمود!

یکی دیگر از ویژگی‌های مهمی که این روزها، یک وب‌سرویس خوب حتماً باید داشته باشد، دارا بودن اپلیکیشن برای انواع تلفن‌های همراه و تبلت‌هاست. HootSutie برای آیفون/آی‌پد، و سیستم‌های آندرویدی و بلک‌بری، بصورت جداگانه اپلیکیشن مخصوص ارائه می‌کند. و بدین ترتیب همراه همیشگی شما محسوب می‌گردد!

HootSutie ویژگی‌های خوب دیگری هم دارد که حتی این امکانات با پرداخت هزینه، بیشتر هم می‌شوند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره می‌توانید این صفحه را ببینید.

با توجه به گشت و گذاری که در چند روز اخیر در سرویس‌های این‌چنینی داشتم، به نظر من هوت‌سوئیت می‌تواند اکثر خواسته‌های یک کاربر اجتماعی را برطرف کند. پیشنهاد می‌کنم که حتماً سری به آن بزنید.

پی‌نوشت:  با تشکر از احسان نوروزی برای آشنا کردن من با هوت سوئیت!

چگونه از ابزارهای اجتماعی وبلاگها استفاده کنیم؟

همه می دانیم که انسان موجودی است اجتماعی، که زندگی او به دور از جامعه پوچ و بی مفهوم است. او می کوشد تا در هر محیط تازه ای که پا می نهد، اجتماعی نو بنا نهد و همواره می کوشد که جامعه اش گسترش یافته و روابطش مستحکمتر شود.

“وب” به عنوان یکی از نمادهای بدون مرز زندگی اجتماعی بشر نیز از این قاعده مستثنی نیست. دیری است که وب۲ جای دنیای ساکن وب۱ را گرفته و روز به روز روابط را تنگاتنگ تر و محکم تر می کند. حتی “وبلاگ”ها نیز که از پدیده های دنیای وب۱ بودند، حالا شکل و رویی جدید به خود گرفته اند و دیگر مثل قبل سوت و کور نیستند، که اگر چنین باشند، دیری نپاید که به تاریخ سپرده خواهند شد.

حالاً با ابزارهای وب۲، شما وبلاگها را خارج از دامنه شان نیز می خوانید و دیدگاهتان را درباره نظریات نویسنده اش بیان می کنید. صاحبان وبلاگها می توانند تنها با یک کلیک مطالب وبلاگهای دیگر را با خوانندگان شان به اشتراک بگذارند، حتی آنها که وبلاگ هم ندارند، می توانند مطالب مورد علاقه شان را در سایر شبکه های اجتماعی تنها با یک اشاره به اشتراک بگذارند. شما حتی می توانید با دنبال کردن حسابهای اجتماعی نویسندگان وبلاگهای مورد علاقه تان، از گذر لحظه ای زندگی آنها نیز باخبر باشید و از مینیمال هایشان لذت ببرید. حتی شما می توانید بقیه خوانندگان ثابت یک وبلاگ را نیز بشناسید و با آنها طرح دوستی و گفت و شنود بریزد و…

در یک کلام! این روزها با شبکه های اجتماعی هیچ کس تنها نیست!

اما در این مطلب می خواهیم ببینیم که چگونه باید از این همه ابزار اجتماعی که این روزها در وبلاگها سر برآورده اند استفاده کنیم:

اشتراک خوراکی


اولین گام برای وارد شدن به دنیای اجتماعی وبلاگها، این است که مشترک خوراک (فید) آنها شوید. در این باره بسیار گفته اند. خلاصه اش این است که شما لیست وبلاگهای مورد علاقه تان را به یک خوراک خوان (فیدخوان) مثل گوگل ریدر یا Microsoft Outlook می دهید و از این پس به جای اینکه به تک تک آنها سر بزنید، مستقیماً مطالب جدیدشان را از طریق خوراک خوانتان مطالعه می کنید.

بین خودمان بماند! اما اگر هنوز از خوراک خوان استفاده نمی کنید، باید بدانید که خیلی از غافله عقبید! پس صدایش را در نیاورید و زود مطلب “همه چیز درباره خوراک و خوراک خوانی” را بخوانید تا تنها با طی چند گام کوچک یک خوراک خوان حرفه ای شوید!

اشتراک ایمیلی

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین مطالب بلاگ نوشت را در پست الکترونیکی تان تحویل بگیرید:


اگر زیاد از ایمیل استفاده می کنید یا موقعیت تان به گونه ای است که فقط ایمیل در دسترس تان است، میتوانید مطالب جدید وبلاگهای مورد علاقه تان را در ایمیل تان دریافت کنید و آنها را مطالعه نمائید.

برای این کار در وبلاگها به دنبال کادر “اشتراک ایمیلی” بگردید و آدرس ایمیل تان را در آن وارد کنید. پس از آنکه روی دکمه “اشتراک” یا “ارسال” را کلیک کردید، صفحه جدیدی نمایان می گردد، که شما بایستی کاراکترهایی که در تصویر می بینید را در کادر مربوطه وارد نمائید، و سپس روی گزینه Complete Subscription Request کلیک کنید:

در مرحله آخر، شما باید ثابت کنید که صاحب ایمیلی بودید که آدرسش را وارد کرده اید. برای این کار ایمیلی  جهت تائید به آدرس وارد شده ارسال می گردد. تنها کاری که شما بایستی انجام دهید، این است که ایمیل را باز کنید و روی لینکی که در آن وجود دارد، کلیک نمائید:

حالا شما مشترک خبرنامه ایمیلی وبلاگ مورد نظر شده اید.

ادامه خواندن چگونه از ابزارهای اجتماعی وبلاگها استفاده کنیم؟

وبلاگ نویسی حرفه ای: گذار از روزانه نویسی به توئیترنویسی؟!

یکی از بحثهایی که همیشه حول موضوع وبلاگ نویسی حرفه ای مطرح است، بلاگهایی هستند که نویسنده در آنها از احوال روزانه خود می نویسد و معمولاً به روزنوشت ها یا روزانه ها معروفند.

سال های ابتدایی ظهور وبلاگ، هدف از بوجود آمدن پدیده ای بنام وبلاگ این بود که نویسنده یک دفتر خاطرات تحت وب داشته باشد و در آن ضمن ارائه گزارشی از اتفاقات جالب زندگیش، به صفحاتی که در حین وبگردی هایش به آنها بر می خورد لینک دهد. اما رفته رفته با ظهور وب سرویس هایی همچون Delicious (خوشمزه!) لینک دادن در وبلاگ ها وارد مرحله جدیدی شد. این گونه سرویس ها علاوه بر آنکه مراحل لینک دادن به صفحات وب را آسانتر می کنند، دسته بندی های منسجم تر و بهتری را تشکیل می دهند که برای مخاطب این امکان را فراهم می آورد تا علاقمندی هایش را سریعتر پیدا کند.

از آن زمان کمتر شاهد آن بوده ایم که بلاگرها در متن پستهای وبلاگشان به معرفی لینک های برتر اقدام کنند، و اغلب، این گونه لینک ها در ستون کناری (سایربار) وبلاگ یافت می شد.

امروزه وب سرویس هایی همچون توئیتر، می روند که وبلاگها را با یک تغییر اساسی دیگر روبرو کنند. این بار روز نوشت ها یا احوالات روزانه بلاگر، قسمتی از موضوع سرویس های جدید شده اند. روزانه نویسی در سرویس هایی همچون توئیتر موجب می شود که نویسنده بتواند سریعتر دیگران را از احوالاتش آگاه کند. همچنین به روز کردن سرویس هایی همچون توئیتر بسیار ساده تر از نوشتن گزارش احوالات شخصی در وبلاگ است. حتی در این سرویس ها شما بدون دسترسی به کامپیوتر و تنها با یک گوشی تلفن همراه نیز می توانید افکار و احوالات تان را با دیگران به اشتراک بگذارید.

استفاده از سرویسهایی همچون فرندفید در کنار توئیتر، این امکان را برای سایرین هم فراهم می آورد که راحتتر بتوانند به توئیت نوشتها پاسخ دهند و درباره آن اظهارنظر کنند. همچنین امکان به اشتراک گذاری در این سرویسها بسیار آسان تر است.

با وجود اینگونه سرویسهای جدید وب۲، روزانه نویسی در وبلاگ، به سبک قدیم تاحدودی غیرضروری به نظر می رسد. آیا شما اینطور فکر نمی کنید؟!

خوشحال خواهم شد ضمن توضیح دلائل تان در قسمت نظرات، با شرکت در نظرسنجی زیر آرای تان را با دیگران به اشتراک بگذارید:

روزانه های من را در اکانت توئیترم می توانید دنبال کنید!

Likaholix: چه چیزهایی را دوست دارید؟

Likaholix وب سرویسی شبیه به Twitter است که در آن بجای اینکه بگوئید “در حال انجام دادن چه کاری هستید؟” اعلام می کنید که “چه چیزهایی را دوست دارید؟”!

شما می توانید علائق تان را با یک لینک و یا یک نام معرفی کنید، و آنها را دسته بندی نمائید. بدین ترتیب در کنار شبکه های اجتماعی دیگری که حضور دارید، می توانید شبکه اجتماعی علائق تان را نیز راه اندازی کنید!

Likaholix قابلیت اتصال به Facebook و Friendfeed را هم دارد. همچنین با توجه به رده علائقی که معرفی کرده اید، پیشنهاداتی را نیز برایتان مطرح می کند و بدین ترتیب می توانید راحتتر چیزهایی را که دوست دارید، پیدا کنید!

شاید جالب باشد بدانید که این سرویس توسط دو تن از کارمندان پیشین Google راه اندازی شده است.

دوست داشته های مرا از اینجا می توانید پیگیری کنید! دوست داشته های شما کجا دسته بندی شده اند؟!

فرندفید و مباحث پیرامونش

پس از انتشار پادکست «فرندفید و فصلی نو»، دوست عزیزی برایم ایمیلی ارسال کردند و سوالاتی را درباره فرندفید مطرح نمودند. به نظرم آمد که این سوالات، دغدغه بسیاری دیگر نیز باشد، لذا با کسب اجازه از ایشان، سوالات و توضیحات بنده را اینجا منتشر می کنم.

۱- چرا و به چه علت باید انتظار داشته باشیم که در فرندفید مطالب و موضوعات به درد بخوری رد و بدل شود؟ آن هم باوجود رسانه قدرتمندی همچون وبلاگ که میتوانیم تمامی داشته هایمان را به آن انتقال دهیم.

۲- چرا و به چه علت باید انتظار داشته باشیم که بازدیدکنندگان وبلاگ در محیط فرند فید درمورد مطلب تایپ شده گفتگو کنند؟ آن هم باوجود قسمت کامنت که در رابطه با همین موضوع ایجاد شده است و تمامی وبلاگ ها از داشتن آن سود میبرند.

۳- چرا باوجود سیستم یاهومسنجر و روم های پر از شور و شادی اش با آن همه زیر شاخه های متنوع باید کاربران به دو دسته تقسیم شوند و جمعی به یاهو و جمعی به فرند فید بروند؟ آیا قشر وبلاگ نویسان نمیتواند با عام مردم در یک محیط که همان یاهومسنجر باشد سر کند؟

۴- چرا نباید یک جامعه مجازی کامل و با سرعت عالی برای ایرانی ها تاسیس شود؟ و چرا به پیشرفت سایت کلوب کمک نمیکنیم؟ و چرا سایتی با نام دانشگاهیان ایران به نام دوره باید تشکیل شود؟

۵- چرا باید شاخه های مختلفی را در اینترنت ایجاد کنیم که باعث سردرگمی هرچه بیشتر یک کاربر اینترنتی شود؟

۶- چرا باید در فرند فید انتظار داشته باشیم که گفتگوها و مطالب تخصصی بین کاربران رد و بدل شود و خبری از شوخی و خنده نباشد؟ آن هم وقتی که وبلاگ به راحتی میتواند میزبان مطالب تخصصی ما باشد و دیگر نیازی به انتشار آن در فرندفید نیست.

قبل از هر چیز لازم می دانم تا تعریف و نگاه خودم را از فرندفید تشریح کنم:

فرندفید یک شبکه اجتماعی تحت وب  است که گرچه امکان تولید محتوا بصورت مستقیم در آن وجود دارد اما مهمترین مشخصه آن این است که از خروجی خوراکها (فیدها) بعنوان ورودی استفاده  می کند. از همین جهت کاربردهای زیادی می توان برای آن متصور شد. که این کاربردها مختص به نوع خاصی نیستند و به تعداد موضوعات فیددار تحت وب می توان برای آن کاربرد متصور شد!

از مزیتهای دیگر فرندفید این است که امکان نظر گذاشتن برای فیدهای وارده را فراهم می آورد. یعنی علاوه بر اینکه شما می توانید خوراکهای مورد علاقه تان را وارد کنید، قادر هستید درباره آنها به بحث و تبادل نظر هم  بپردازید.ا

از مباحث مطرح شده چنین بر می آید که فرندفید مکانی است برای دسترسی آسانتر به آنچه که دوست داریم. برای نمونه من به مطالبی که شما در وبلاگتان می نویسید، عکسهایی که در فلیکر آپلود می کنید، توئیتهایی که در توئیتر می نویسید، و… علاقمندم. مسلماً خیلی کم پیش می آید که بتوانم به همه این سرویسها سر بزنم و آپدیتهای شما را ببینم. حالا در نظر بگیرید اگر بخواهم  آپدیتهای چندین نفر را دنبال کنم، وضع چقدر بدتر می شود!

اما با وجود سرویسی چون فرندفید، دیگر نیازی نیست که من به سایتهای مختلف سرک بکشم و صفحات سنگین متعدد را باز کنم. تنها کافیست به اکانت فرندفیدم بروم و به صفحات دوستانم سرک بکشم تا آخرین کارهایشان را به راحتی دنبال کنم و حتی اگر دوست دارم درباره آنها نظر بدهم.

از این جهت، مشخص می شود که در هر صورتی، به هر حال فرندفید جایی است که اطلاعات در آن رد و بدل می شود و بنا بر تجربه شخصی اکثر این اطلاعات در هر صورت مفید هستند. و این هیچ ارتباطی با رسانه های دیگر (همچون وبلاگ) ند ارد و حتی در موازات آنها هم نیست. اصلاْ رسانه هایی چون وبلاگ خودشان یکی از منابع اطلاعاتی سرویس هایی مثل فرندفید هستند.

اما در مورد سوال دوم، باید به عرض برسانم که هیچ انتظاری وجود ندارد که مخاطبان وبلاگها حتماً در فرندفید درباره مباحث مطرح شده در پستها، به مباحثه بپردازند. اما فرندفید هم راهی است برای مطرح کردن نظرات و اتفاقاً بخش نظرات فرندفید به گونه ای غیر رسمی تر می نماید و کاربران در آن راحتتر و  با خیالی آسوده تر نظراتشان را مطرح می کنند و به دلیل قرار گرفتن سریعتر نظراتشان در اختیار دیگران، از قسمت نظرات وبلاگها بسی پویاتر می باشد.

با خواندن سوال سوم، این تصور در من بوجود آمد که شما نگرانی های برخی مبنی بر رفتن فرندفید به سمت و سوی چت رومها را شنیده اید، و از همین روی تصور کرده اید که فرندفید نسل جدیدی از چت روم است! در صورتی که به نظر من اصلاً چنین نیست  و با توجه به تعاریفی که از آن در بالا آوردم به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و اصلاً به منظور چت کردن (به آن صورتی که در جامعه ایرانی مطرح است) طراحی نشده است. گرچه نمیتوان انکار کرد که در آن گفتگو و گپ زدن نیز صورت می گیرد. اما واقعاً به نحوی سازمان یافته تر  و مطلوب تر.

از سوی دیگر فرندفید مختص وبلاگ نویسان هم نیست که بگوئیم وبلاگ نویسان برای خودشان کافه جدایی راه انداخته اند و در آن به چت کردن می پردازند! عضویت در آن برای عموم آزاد است و هر کس به هر نحوی می تواند از آن بهره ببرد. اما همیشه گروهی هستند که در افتتاح سرویسها پیشگامند. و اغلب این پیشگامان از کسانی هستند که بیشتر سر در  پویش و کشف تازه ها دارند. از سوی دیگر به نظر من سرویسهایی مثل فرندفید باعث میشن که وبلاگ نویسان و علی الخصوص نخبگان (آنگونه که موردنظر شماست!) بیشتر با جامعه در ارتباط باشند. لذا موضوعات مطرح شده در سوال سوم نیز از نظر من بی بنیه هستند!

بنده با تقویت سرویس های مشابه ایرانی مشکلی ندارم.  فکر هم نمی کنم کسی مشکل داشته باشد.  اما  آنچه که موجب می شود سرویس های ایرانی همیشه کمتر مورد توجه قرار گیرند آن است که همیشه دنباله رو هستند! یعنی اولین سرویس در نوع خود نیستند! مثلاً اورکات بوجود می آید و  بعد سرویسی مثل کلوب ظهور پیدا میکند. و همین عامل باعث می شود که اکثر کاربران حرفه ای که دوست دارند چیزهای جدید را تجربه کنند، رغبتی به عضویت در سایتهای مشابه بسیاری که در وب بوجود می آیند نداشته باشند. این مشکل تنها مختص به سایتهای ایرانی نیست. سایتهای مشابه خارجی زیادی وجود دارند که به این مشکل بر می خورند. بعنوان مثال برای توئیتر، آلترنتیوهای زیادی بوجود آمده است اما هیچکدام رشد توئیتر را ندارند. من فکر می کنم دلیلش همان دنباله رو بودن و عدم ارائه طرحی نوین است.

در مورد سوال پنجم، بنده فکر می کنم که وجود مشابهات و سایتهای موازی نه تنها مشکلی نیست که باعث رونق یافتن و احساس رقابت و بهتر شدن می شود. و از این روی وجود سایتهای مشابه را برای پیشرفت وب ضروری می دانم.

درباره اینکه چرا نباید در فرندفید شوخی کرد! بنده هیچگاه چنین نظری نداشته و ندارم. من معتقدم که دنیای مجازی از قانون “آزادی مطلق” تبعیت می کند و هر کاربری از سرویس های مجازی به هر نحوی که بخواهد می تواند استفاده کند و هیچ احدی نمی تواند وی را محدود کند. تنها کسانی که انتها و حد و مرزها را مشخص می کنند، طراحان سرویس ها هستند که در ضمن طراحی محدودیتها را در نظر می گیرند (آن هم در خود طرح، نه مانند برخی از سرویس های ایرانی با وضع قانون!). لذا در جایی مثل فرندفید، هر کس، هر نوع مطلبی که بخواهد می تواند وارد کند و مخالفان نهایت کاری که از دستشان بر می آید، اینکه آن فرد یا موضوع مطرح شده را بلاک نمایند! وگرنه به هیچ وجه، هیچکس قادر نخواهد بود جلوی مطرح شدن موضوعی را در پهنه گسترده وب بگیرد و به نظر من هر تلاشی در این راستا محکوم به شکست است!

البته مباحث قابل طرح درباره سرویس هایی همچون فرندفید، بسیار بیشتر از اینها هستند که مسلماً از حوصله این پست خارج است!

امیدوارم که در این مطلب توانسته باشم حق مطلب را برسانم و به روشنی دیدگاه خود را بیان کنم. به هر حال خوشحال خواهم شد اگر نظر خودتان را در این باره با بنده در میان بگذارید.