Face Off 8 : بابک محمودی vs کامیار ندیمی

در آستانه اولین روز شهریور ماه، شماره دیگری از فیس آف وبلاگ نویسان ایرانی را با حضور دو ITنویس مطرح و دوست داشتنی ترتیب داده ایم.

قبل از هر چیز تشکر ویژه خود را نثار دوستانی می کنم که در تهیه این فیس آف با من همکاری داشته اند:

همکاران Face Off 8

میلاد احرامپوش: نویسنده وبلاگ روزنوشت میلاد و شرکت کننده Face Off 4

بامدادی: نویسنده وبلاگ بامدادی و شرکت کننده Face Off 6

شروین فتحی: نویسنده وبلاگ یک فتحی و شرکت کننده Face Off 4

هزاران نقطه: نویسنده وبلاگ هزاران نقطه و شرکت کننده Face Off 6

بابک محمودی

نویسنده وبلاگ زنگوله به آدرس www.zangoole.com که خوراکش از این آدرس قابل دسترسی است. اگر نمی دانید خوراک به چه دردی می خورد، اینجا را ببینید!

بابک خودش را اینطور برای خوانندگان فیس آف معرفی کرده است:

آدمی هستم واقع گرا و منطقی ، از بچگی علاقه زیادی به کامپیوتر و گجت ها داشتم در شش سالگی اسباب بازی های محبوبم یک کومودور ۶۴ دوست داشتنی بود و یک کمد پر از سیم و لامپ و آرمیچر و از این جور چیزا…. قبلآ بیشتر در زمینه امنیت شبکه فعال بودم و در چند تا از گروه های زیرزمینی ایرانی فعالیت می‌کردم البته کلاهم از برف هم سفید‌تر بود! ولی این روز ها بیشتر وبلاگ ها و اخبار عادی را دنبال می‌کنم. احتمالآ الان تصویر ذهنی‌ای که از من ساخته‌اید یک گیک لاغر با عینک ته استکانی و پشت غوز کرده است اما بر عکس ، با اینکه خیلی از خصوصیات گیک ها را دارم خیلی از خصوصیات افراد دقیقآ نقطه‌ی مقابل گیک را هم دارم ، عاشق ورزش های Extreme  هستم و هر وقت فرصتی بیایم پارکور و ژیمناستیک تمرین می‌کنم به ورزش های رزمی هم علاقه زیادی دارم و در حال حاظر کونگ فو (Wing Chun) تمرین و تدریس می‌کنم و از زندگی لذت می‌برم.
کوچیک همتون ، بابک

بعضی از پستهای زنگوله عبارتند از: از ادیسون درس وبلاگ نویسی بگیرید!غلظت فید شما چقدر است؟لیسانس رایگان سه نرم افزار فوق العاده برای استفاده بدون وجدان درد!

کامیار ندیمی

کامیار قبلاً در وبرگر به آدرس www.weburger.net می نوشت و حالا وبلاگش را به وردپرس.کام منتقل کرده است و با نام کامی در وب در www.kaaam.wordpress.com می نویسد. در هر صورت شما می توانید خوراک نوشته های کامی را از این آدرس دنبال کنید.

کامیار عزیز با اینکه در مسافرت بود و به اینترنت دسترسی نداشت اما لطف کرد و حتی زودتر از موعد مقرر پاسخ سوالات را برایمان ارسال کرد.

و اما نیک بنگرید که نظر این دو وبلاگ نویس عزیز درباره وبلاگستان و پیرامونش چیست:

۱- میلاد: هدفتان از وبلاگ نویسی چیست؟ آیا کسب درآمد از این طریق نیز جز اهدافتان بوده است؟ آیا در ایران می توان به وبلاگ نویسی بعنوان یک حرفه نگاه کرد؟

بابک: در درجه اول می‌نویسم تا مفید واقع شوم! دوست دارم دانسته های هر چند اندک خودم را با دیگران به اشتراک بگذارم ، گویی از این طریق حس عجیبی در درونم ارضا می‌شود.
اما در کنار این ، وبلاگ نویسی باعث می‌شود در جریان رویداد ها باشم ، با افراد جدید آشنا شوم و چیز های جدید یاد بگیرم. همچنین به نظر من داشتن یک وبلاگ خوب می‌تواند به عنوان یک امتیاز مثبت در رزومه افراد باشد. کسب درآمد جز اهدافم نبوده اما سعی می‌کنم حداقل هزینه سالیانه هاست و دومین را در بیاورم. «در ایران می توان به وبلاگ نویسی بعنوان یک حرفه نگاه کرد؟» لطفآ خیالاتی نشوید!

کامیار: اون اوایل که وبلاگ نویسی رو به صورت رسمی شروع کردم شاید تنها برای استفاده از ابزار جدیدی به نام وبلاگ بود و برای آشنایی هرچی بیشتر با این پدیده مطالبی رو مینوشتم ولی الان که به مسیر طی شده نگاه میکنم میبینم از همان ابتدا هدف چیز دیگری بوده، هدفی که امروز دنبال میکنم، شاید باورتون نشه ولی یه حسی دارم که منو وادار میکنه به دونستن و اشتراک دانسته ها، یه جور احساس مسوولیت در برابر کسی که میاد تو اینترنت و دنبال چیزی میگرده شاید با مطالب من به هدفش برسه و شاید با مطالب شما بخصوص اینروزها که بایت بایت اینترنت رو مطالب غیرمفید پر کرده.
کسب درآمد رو تنها در یک دوره ی زمانی بخصوص (نه از ابتدا) به عنوان یک هدف دنبال میکردم، زمانی که فکر میکردم بابت نوشتنم باید حقی رو بگیرم، اما امروزه دید من عوض شده و همین که کاربری در مورد یک مطلب نظرش رو بیان میکنه از ته دل خوشحال میشم چراکه یک قدم به هدف اصلیم که مفید بودن برای دیگران هست نزدیک میشم.
وبلاگ نویسی در ایران با مشکلات متعددی همراه است که اکثر دوستان با اونها آشنا هستن، شاید در آینده خیلی از چیزها دستخوش تغییر بشن و بشه به کسب درآمد واقعی فکر کرد، کسب درآمد سوای تمام فوایدی که داره یک عامل تشویقی خیلی خوب برای وبلاگ نویس هست که اون رو به ادامه ی نوشتن دلگرم میکنه.

۲- یک فتحی: به نظر شما پیشرفت سریع وبلاگهای آی تی در آمارها، به دلیل پتانسیل بالای نویسندگان شان است یا به دانش بالای مخاطبان شان بر می گردد؟

بابک: به نظرم چند علت دارد ، مهمترین آن این که وبلاگ های آی تی عمومآ عاری از هر نوع مطلب شخصی هستند و اطلاعات آنها برای مخاطب به نوعی «غیرقابل از دست دادن تر» است.
دوم اینکه چون فرهنگ وبلاگ خوانی هنوز فراگیر نشده اکثر مخاطبان وبلاگ ها همان کسانی هستند که بیشتر با کامپیوتر و آی تی سر و کار دارند تا موضوع های دیگه که هم همانطور که شما ذکر کردید دانش فنی بیشتری دارند و هم آی تی موضوع مورد علاقه شان است.

کامیار: نمیشه تنها یک عامل رو در این پیشرفت در نظر گرفت، از نظر من هردو. چراکه افزایش علم نویسنده مستقیما روی سطح دانش و سواد کاربر تاثیر میذاره و همچنین کاربر با افزایش سطح دانش از نویسنده مطالب بهتری میخواد، پس این دو با هم در تعاملند. در این موضوع نمیشه تغییر نگاه و دید کاربران به اینترنت و وب رو نادیده گرفت، امروزه نه تنها به اینترنت به چشم یک تفریح و عامل وقت گذرون نگاه نمیشه بلکه پاسخ خیلی از سوالات رو میشه در اون پیدا کرد و حتی با پیشرفت روزافزون اون تقریبا دنیای واقعی رو با دنیای مجازی درآمیخت پس وبلاگ ها که درصد بالای محتوای وب رو تشکیل میدن دیده میشن و اعتبار بالایی رو کسب میکنن، حالا به علت اینکه در ایران اکثر وبلاگ نویس ها افراد متخصص کامپیوتر هستن رشد آماری در این دسته از وبلاگ ها ملموس تره.

۳- هزاران نقطه: به نظر می رسد که اکثر آی تی نویسان سبک و سیاق مشترکی در نوشتن دارند. به نظر شما از چه شاخصهایی می توان بعنوان تفاوت آی تی نویسان نام برد؟

بابک: اینجا یک جای کار می‌لنگد که نمی‌گذارد وبلاگ نویسان بر سر مهارت های وبلاگ نویسی با یکدیگر رقابت کنند (جواب سوال آخر را ببینید) اما به عنوان یک دسته بندی ساده ، یک دسته هستند که یک سری نرم افزار و بازی و… را به خورد مخاطب داده و برچسب آی تی به خود می‌زنند. دسته‌ی دیگر کسانی که هر سایت و سرویسی که به چشمشان بخورد را معرفی می‌کنند و به نوعی هر چیز کوچکی را زیادی به درد بخور و یا مهم جلوه می‌دهند و دسته‌ی آخر کسانی که پست های ارزشمند می‌نویسند یا از وبلاگ های خوب خارجی ترجمه می‌کنند و یا آموزش های گویا و خوب در رابطه با کامپیوتر و تکنولوژی درست می‌کنند.

کامیار: موضوع شباهت در مطالب چیزی هست که در تمام دنیا رواج داره حتی در بین وبلاگ های بزرگ IT  این شباهت دیده میشه و یکی از دلایل اصلیش این هست که اکثرا به دنبال خبررسانی هستند و تولید مطلب فراموش شده البته در ایران یکی از مشکلات عمده ش همون کمبود امکانات هست که مطمئنا همه میگن شعار تکراری(!)  ولی باور کنید که کمبود امکانات یکی از معضلات بزرگ هست و شاید اگر امکانات کشورهای دیگه رو به کاربرای ایرانی میدادن امروزه افراد مجبور میشدن برای زبان دوم فارسی رو یاد بگیرن نه انگلیسی!
اما چطور میشه فرق گذاشت بین مطالب، از این لحاظ واقعا ایده ای ندارم و نمیدونم چطور باید ازهم جدا کرد ولی به هرصورت تفاوت وبلاگنویس ها و وبلاگها تقریبا از هم مشخصه و تعدادی در یک گروه کوچک و تعدادی در یک گروه بزرگ جای میگیرند که نیاز به معرفی ندارند.

۴- بامدادی: در هنگام نوشتن به کدام سبک بیشتر اهمیت می‌دهید: واقع‌گرایانه و بی‌طرف (Objective) موضوع سخن را توصیف کنید (مثلا بگویید این یک گندم است، از آن نان می‌پزند، ویتامین ب دارد، …) ؟ یا مولفه‌های فانتزی و شخصی‌تر را وارد نوشتار خود کنید و به نوعی وارد دنیایی ورای موضوع سخن شوید (مثلا بگویید گندم سمبل گناه است چون هوا به کمک گندم آدم را وسوسه کرد و …)؟

بابک: واقع گرایانه و بی طرف ، از آنجایی که من بیشتر مطالب آموزشی منتشر می‌کنم زیاد نمی‌توانم مولفه های شخصی و فانتزی را وارد نوشته کنم و البته مهارت زیادی هم در این زمینه ندارم.

کامیار: تقریبا میشه گفت که هیچ کدوم، تا اونجایی که لازم و از ضرورات باشه به بیان واقعیات میپردازم و اگر مناسب دیدم در ادامه به بیان دیدگاه خودم میپردازم و یا تجاربی که داشتم و سعی میکنم وجهه ای از موضوع رو به نمایش بگذارم که مثل بقیه نباشه و حرفی تازه برای گفتن داشته باشه. البته این رو نباید به دسته ی دوم یعنی نوشته های فانتزی مرتبط دونست، هرچند که گاهی اوقات از این سبک در نوشتن استفاده میکنم.

۵- بامدادی: مطالب فنی ممکن است جالب یا آموزنده باشند، اما معمولا جنجال‌برانگیز نیستند. تا حالا شده هوس کرده باشید مطلبی بنویسید که جنجال ایجاد کند؟ و خوانندگان را به دو دسته‌ی موافق و مخالف تقسیم کند؟

بابک: حق با شماست ، هوس که شدییید. ولی چون موضوع اصلی وبلاگ من در رابطه با کامپیوتر و اینترنت است این هوس ها را عملی نمی‌کنم چون آن موضوع های جنجال برانگیز عمومآ خارج از این مباحث هستند و در زمینه آی تی نمی‌شود زیاد آشوب به پا کرد.

کامیار: چه کسی است که جنجال را دوست نداشته باشد؟ من فکر میکنم که همه به نحوی به دنبال این موضوع هستند حالا ممکنه بعضی از افراد بخاطر حفظ یکسری از منافع یا پیروی از قوانین شخصیشون از این کار پرهیز کنن. من هم به نوعی از این موضوع استقبال میکنم ولی نه اینکه مدام به این فکر باشم که امشب جنگی نو راه بندازم!  سعی م بیشتر در این هست که از موضوعات محرک در جهت مثبت استفاده کنم که جداسازی خوانندگان مسلما یکی از اهداف مثبت هستش برای داشتن وبلاگی بهتر.

۶- فتحی: اغلب نظرات گذاشته شده در وبلاگهای آی تی نیاز به مدیریت ندارند. تابحال پیش آمده است که بخواهید قبل از انتشار بر آنها نظارت کنید؟

بابک: خیر ، اگر در وبلاگ من نظری بگذارید همان لحظه منتشر می‌شود مگر اینکه شامل کلمات سیاه یا بیش از دو لینک باشند.

کامیار: همونطور که اشاره کردید معمولا احتیاجی به نظارت نیست، مگر در موارد خاص (مثلا موارد جنجال برانگیز) که من با این مورد هم موافق نیستم و ترجیح میدم هرکاربری نظر خودش رو ارائه کنه حتی نظراتی که مخالفت شدیدی دارند با مطلب، چراکه اینرو حق کاربر میدونم و نظارت بر نظرات رو مثل بستن بخش نظرات میدونم که اصلا خوب نیست و وبلاگ نویس تنها به خودش ضربه میزنه.

۷- فکر می کنید وبلاگستان فارسی در رتبه بندی جهانی چه جایگاهی دارد؟

بابک: به نظرم وبلاگ نویسان فارسی زبان از دانش فنی خوبی برخوردارند و مهارت های وبلاگ نویسی هم تقریبآ دارند یعنی از این لحاظ در جایگاه خوبی هستیم اما چیز های خیلی مهم تری هست که مانع پیشرفت وبلاگستان شده. مثل سرعت کم اینترنت ، نبود سیستم جامع برای تبلیغات و کسب درآمد ، کمبود سرویس های اینترنتی وطنی و… که یقین دارم اگر مشکلات اینها حل شود شاهد یک انقلاب بزرگ در وبلاگستان فارسی خواهیم بود.

کامیار: جایگاه خوب، اگر فاکتورهایی مثل انواع آمارها را حذف کنیم و امکانات وبلاگنویسان بزرگ دنیا که معمولا انگلیسی زبان هستند رو با امکانات وبلاگ نویسهای ایرانی یکسان کنیم اگر نتیجه بهتر نبود مسلما بدتر هم نخواهد بود و رتبه ی خیلی خوبی را کسب میکنیم، البته در حال حاضر هم این رتبه رتبه ی خوبیست، نفوذ وبلاگ های فارسی در اینترنت و سایت های بزرگ و همچنین در خود کشور رو نمیشه نادیده گرفت، چیزی مثل بهترین ها از کمترین ها : )

۸- اگر بخواهید وبلاگهای وبلاگستان فارسی را دسته بندی کنید، چطور این کار را انجام می دهید؟

بابک: وبلاگ های زرد – وبلاگ های شخصی – وبلاگ های به درد نخور – وبلاگ های مفید

کامیار: یک دسته بندی دقیق و منظم، در حال حاضر وبلاگ های بسیاری داریم که متاسفانه درست دسته بندی نشده اند و خیلی از موارد نامربوط را با هم در یک دسته میبینیم!  شاید اگر دسته بندی دقیق و تخصصی تر باشه و به دسته های ریزتری تقسیم بشه وب فارسی از این رو به اون رو بشه، برای درک بهتر یک شهر شلوغ مثل تهران را با یک شهر شلوغ مثل توکیو مقایسه کنید، این کجا و آن کجا نه؟ مطمئنا یکی از دلایل برتری توکیو نظم حاکم بر آنجاست.

۹- به نظر می رسد با توسعه یافتن وب۲، محدوده حریم خصوصی افراد در وب، کوچکتر شده است؟ نظر شما در این باره چیست؟

بابک: درسته ، اما خوشبختانه هنوز هر کس می‌تواند اندازه‌ی حریم خصوصی‌اش را در اینترنت بزرگ یا کوچک کند. به نظرم بهتر است بگوییم با گسترش وب۲ فضای اینترنت اجتماعی تر شده است.

کامیار: به نظر من همچین چیزی نیست، حریم خصوصی افراد تا زمانی که فرد دلش بخواد میتونه خصوصی بمونه و هرچقدر هم مایل بود محدوده ش رو گسترش بده وب۲ تاثیری بر این افراد نداره و تنها دایره ی انتشار و اشتراک دانسته های فرد رو بالا میبره، حالا یه کسی دوست داره که حرفهای توی ذهنش رو به اشتراک بگذاره و از توییتر استفاده کنه و یکی هم دوست داره نهایتا افراد دور و برش یک شناخت کلی ازش داشته باشن که به یک صفحه ی استاتیک بسنده میکنه. پس وب۲ کاری به حریم خصوصی افراد نداره و عامل رشد برای کاربرانیست که در بالا گفتم.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!

بابک: کاش همه می‌فهمیدند که اینترنت فقط یاهو مسنجر و ۳۶۰  و عکس های یانگوم نیست….

کامیار: امید روزی که زبان دوم هرفرد فارسی بشه، این آرزو دست نیافتنی نیست، کمی تلاش میخواهد و البته شرایطی هم باید وجود داشته باشد که متاسفانه فعلا به شکل مانع جلوی پای ما هستند. کسانی که این حرف را غیرممکن میدونند نگاهی به افراد خارج از کشور بندازند و ببینند که چگونه هرروز در مسیر پیشرفت قدم برمیدارند : )

و اما سوال آخر:

الگوی وبلاگ نویسی شما چه وبلاگی است؟ (لطفاً آنها را چه ایرانی و چه خارجی نام ببرید)

بابک: اگر جواب های قبلی‌ام را کامل نخواندید لطفآ این یکی را کامل بخوانید ، ما وبلاگ نویس های ایرانی و خصوصآ آی تی نویس ها نمی‌توانیم بگوییم فلان وبلاگ «الگو» من است. خود من و اکثر ماها مقاله های خوب را ترجمه می‌کنیم و این مفید ترین کاری است که از دست ما بر می‌آید. فرض کنید همگی به زبان انگلیسی وبلاگ می‌نوشتیم ، آن وقت دیگر مطالب LifeHacker  وProblogger  و… طرفداری نداشت بلکه آن وقت واقعآ باید خودمان دست به کار می‌شدیم و ابتکار به خرج می‌دادیم و مطلب می‌نوشتیم و وبلاگ نویس خوب فقط آن زمان مشخص می‌شود. اما تقصیر خودمان هم نیست بلکه دو علت بزرگ دارد ، مهم ترین آن اینکه وبلاگ نویس های ایرانی پولی از وبلاگشان در نمی‌آورند که انگیزه‌ای برای ابتکار و تلاش زیاد داشته باشند. دوم اینکه ما چیز های وطنی زیادی نداریم که بخواهیم راجع به آنها بنویسیم و به اصطلاح پست ایرانی تولید کنیم. چند نرم افزار ایرانی داریم؟ چند سرویس اینترنتی ایرانی داریم؟ چند نفر از اینها استفاده می‌کنند؟ روزی چند تا به اینها افزوده می‌شود که ما بخواهیم آنها را معرفی کنیم و راجع به نکات مثبت و منفی و… آنها بنویسیم؟ نتیجه می‌شود اینکه کسی عملآ خودش ابتکاری به خرج نمی‌دهد که بخواهد «الگو» داشته باشد بلکه می‌تواند «منبع» داشته باشد. ببخشید طولانی شد.

کامیار: این اولین باره که به این موضوع فکر میکنم! الگو به اون صورت که مدنظر شماست ندارم ولی بعضا دلم خواسته مثل دیگری باشم، هرفردی مطمئنا این آرزو رو از کودکی در دلش داشته. چون تاکید روی نامبردن بوده عنوان میکنم که روزی خیلی دوست داشتم مثل دکتر مجیدی مینوشتم ولی بعدها متوجه شدم که از هیچ نظر در یک دسته بندی قرار نمیگیرم حتی سعی کردم که دسته بندی ها را یکی کنم ولی تلاش بیهوده بود و هر دم به سمت قبلی کشیده میشدم. پس تلاشم رو میکنم تا روزی من رو به عنوان الگو قرار بدن ; )
اما در بین خارجی ها ReadWriteWeb  رو خیلی دوست دارم و صدالبته جنجال های TechCrunch رو و همچنین سرعتی که Mashable در انتشار اخبار داره و وبلاگ های دیگه ای که در زمینه های موردعلاقم فعالیت میکنن مثل آموزش های طراحی و برنامه نویسی و … . احساس میکنم بیشترین مشکلم در انشا هست و نمیتونم اونطور که باید مطلب رو ادا کنم و یکی از اهداف بزرگ همین یادگیری بیان مطالب هست.

و اما شما نظرات و دیدگاههای کدام وبلاگ نویس را در فیس آف هشتم بیشتر دوست دارید؟!

نتیجه نظرسنجی Face Off 8 :

در پایان یک هفته نظرسنجی از خوانندگان، بابک محمودی با کسب ۶۶% آرا به عنوان برنده نظرسنجی انتخاب گردید.

Face Off 7 : دکتر احمدنیا vs خانم توحیدلو

به جبران تاخیر در دو فیس آف گذشته، فیس آف هفتم را کمی زودتر منتشر می کنم! البته یکی از عوامل دیگر این ماجرا لو رفتن لوگوی فیس آف هفتم در دقایقی پیش بود!

شرکت کنندگان دور هفتم Face Off از زندگی بر ساحل سلامت می نویسند! دو بانوی بسیار وقت شناس و منظم که چند روز قبل از رسیدن موعد مقرر پاسخهایشان را ارسال کردند. برای من جای بسی سعادت است که در پروژه فیس آف میزبان دکتر احمدنیا و دکتر توحیدلو هستم:

دکتر شیرین احمدنیا

نویسنده وبلاگ از زندگی به آدرس blog.ahmadnia.net که توسط SPIP مدیریت می شود. و خوراک آن را از این آدرس می توانید دنبال کنید.

دکتر احمد نیا خود را اینطور معرفی می کند:

متولد خرداد ۱۳۴۲ هستم. یه زنم، یه بار ازدواج کردم که خب البته هنوز به طلاق نیانجامیده… یه دختر یکی یه دونه دارم، نصف بیشتر عمرم رو درس خوندم و حالا دارم به جبرانش هی درس می دم. اهل شکستن کلیشه ها و قالب های تحمیلی هستم. به زندگی آدمها  و احساساتشون و روابط شون علاقمندم. دایره ی دوستانم خیلی وسیعه و این یکی از علت های شادی زندگیمه. خوشحالم که سه چهارسالی هست وبلاگ نویس شده ام و به همین خاطر هم شما اینجا دعوتم کردین؛ این یعنی که خیلی مهم شدم : )

از پستهای اخیر پر استقبال وبلاگ «از زندگی» می توان به این نمونه ها اشاره کرد: سلامی دوباره From Barcelona ـ بفرمائید خواستگاری! ـ تدابیری در مقابله با افزایش مصرف الکل در ایران

خانم سمیه توحیدلو

نویسنده وبلاگ بر ساحل سلامت به آدرس smto.ir که به کمک سیستم WordPress مدیریت می شود. و خوراک آن از اینجا قابل دنبال کردن است.

خانم توحیدلو درباره خود اینطور می گوید:

سمیه توحیدلو هستم. الان جامعه شناسی می خوانم و فکر کنم تنوع طلبی باعث شده باشد سرکی به رشته های مختلف بکشم. اولش هم از مهندسی شیمی شروع شده، ‌رشته ای که هنوزم که هنوزاست، دوستش دارم و گاهی هوس بازگشتن به آن را دارم. حداقلش این که راضی نمی شوم علیرغم اینهمه فاصله از ان رشته، کتابهای آن را از کتابخانه‌ام جمع کنم. یک مهربان همسر هم دارم که بنده خدا درس و کار و اینترنت گردی‌های بیش از حد معمول من را  تحمل می کند. و وبلاگی که قرار نیست در ان نقش بازی کنم.

از پستهای اخیر خانم توحیدلو که بازتاب بیشتری داشته اند عبارتند از: این سر جدا روی کدامین بدن خوش رقصی می کند؟ ـ موقع گرفتن جان آدمها دست و دلتان بلرزد ـ چقدر باید نگران بی تفاوتی در جامعه باشیم؟

قبل از اینکه پاسخ سوالات این دو استاد بزرگوار را بخوانیم، لازم است از کسانی که در برگزاری Face Off 7 بنده را یاری کردند، تشکر کنم:

همکاران Face Off 7

آرش کمانگیر: نویسنده وبلاگ کمانگیر و شرکت کننده Face Off 5
بامدادی: نویسنده وبلاگ بامدادی و شرکت کننده Face Off 6
شروین فتحی: نویسنده وبلاگ یک فتحی و شرکت کننده Face Off 4

و اما پرسش و پاسخها:

۱- یک فتحی: آیا درباره وبلاگتان و موضوعاتش در منزل هم صحبت می کنید؟ نگاه خانواده تان به وبلاگ شما چگونه است؟

دکتر احمدنیا: شوهرم که اصلاً چشم دیدن وبلاگ منو نداره،  فقط با دخترم گاهی پیش می آد که راجع به پست های وبلاگم صحبت کنم، اون هم زمانیه که به زور می خوام وادارش کنم بره یه سری به وبلاگ مامانش بزنه!  این دختره اصلاً مامانش رو تحویل نمی گیره! عجب دوره زمونه ای شده!

خانم توحیدلو: سوژه های من از جامعه می‌ایند و درباره‌شان با اطرافیانم حرف می‌زنم. همسرم که باید حتما بخوانند، ‌یعنی می ایستم بالا سرش تا وبلاگ را بخواند و نظر بدهد. بقیه اعضای خانواده هم می‌خوانند. بنابراین هر وقت کسی را می بینم باید اطمینان بدهم که سعی می کنم طوری بنویسم که کسی کاری به کارم نداشته باشد. در واقع مطالب را قبول دارند اما نگرانم هم هستند.

۲- آرش کمانگیر: آیا پیش می آید که دانشجویان شما سر کلاس یا در دانشگاه در مورد وبلاگ با شما صحبت کنند؟ آیا این دو وجه شخصیت تان را در محیط کار مجزا نگاه می دارید؟

دکتر احمدنیا: من هرگز خودم راجع به وبلاگم سر کلاس هام صحبت نمی کنم. بعضی وقتها هم که دانشجوها اشاره ای به وبلاگم می کنن زود موضوع رو عوض می کنم. وبلاگ من اساساً بر مبنای علائق شخصی ، تجربیات و احساساتمه و الزاماً مطالب علمی و یا جامعه شناختی توش نمی نویسم بنابر این لزومی نمی بینم که موضوعاتش سر کلاس مطرح بشه. البته هر وقت مطلب وبلاگم موضوعی اجتماعی بوده ؛ بدون این که بگم این مطلبیه که در وبلاگم نوشتم راجع بهش در کلاس صحبت می کنم. ترجیح می دم اگر دانشجوها از وبلاگم مطلع شدند یا خواستند راجع به مطالبش اظهار نظر کنن در همون قالب رابطه ی وبلاگی باشه  به صورت کامنت و نه بحث سر کلاس!

خانم توحیدلو: دانشجوهای زیادی ندارم چون اصولا استاد نیستم. فقط بابت یادگرفتن معلمی، سر یکی دو کلاس حاضر می‌شوم. چیزی درباره وبلاگم سر کلاس نگفته‌ام. بنابراین بحثی سر نوشته های من نمی‌شود. البته هستند دانشجویانی که با جستجو به وبلاگ می‌آیند و در کامنتدونی با هم گفتگو می کنیم.
اما کلاسم وبلاگ محور است. همان اولین جلسه آدرس وبلاگی را می دهم. جزوه ها، ‌مطالب کلاسی و هرچیزی وابسته به کلاس را آنجا می‌گذارم. بچه ها هم تکالیف را و اخبار مهم هفته را انجا می‌نویسند. اینقدر هست که اگر قرار باشد دانشجویان شیطنت آنورمیزی بکنند، بهترین کار هک کردن وبلاگ کلاس باشد. این ترم تجربه تلخش را داشتم!

۳- پیش آمده که اطرافیان تان را به نوشتن وبلاگ تشویق کنید؟

دکتر احمدنیا: اوه بله. فراوون. تجربه ی وبلاگ نویسی اینقدر برای من مثبت و شیرین بوده که به خیلی ها تاکنون توصیه کردم !

خانم توحیدلو: خیلی زیاد. اعضای خانواده که وبلاگ نویس شدند. هم کلاسی‌هایم هم احتمالا در یک برنامه سه ساله وبلاگ خواهند نوشت. دوستانم هم اغلب وبلاگ نویسند یا وبلاگ نویس‌ ها را دوست دارند. البته زورم به مهربان همسر نمی‌رسد!

۴- بامدادی: به نظر شما نوشتن در وبلاگ بیشتر مخاطب و تاثیرگذاری دارد یا نوشتن در روزنامه‌ها و مطبوعات؟

دکتر احمدنیا: از نظر  گستره ی مخاطبان به هر حال فکر می کنم هنوز در کشور ما مخاطبین وبلاگ محدود هستند بنابر این به نظرم می رسه که نوشتن در مطبوعات باعث می شه پیام به تعداد افراد  بیشتری برسه. اما از لحاظ تاثیرگذاری به نظرم وبلاگ ها بهتر عمل می کنند. در وبلاگ ها ملاحظات و محدودیت های معمول در باره ی روزنامه های رسمی که در چارچوب مجوز ها عمل می کنند دیده نمی شه و بنابر این به نظرم جلب اعتماد بیشتری می کنند و  نفوذ بیشتری دارند.

خانم توحیدلو: هم هردو و هم هیچکدام. مخاطب عام تلویزیون می‌بیند و کاری به این رسانه ها ندارد. به نوعی تاثیرگذاری این دو در جامعه اندک است. اما در مقایسه دو رسانه دیگر، ‌فکر می‌کنم سهم فضای مجازی برای تاثیرگذاری در حال افزایش و سهم رسانه های مکتوب در حال کاهش است. سانسور، مطبوعات ما را دست به عصا کرده و قاعدتا اینترنت را تاثیرگذارتر و صادق‌تر نشان داده است. هرچند ته دلم روزنامه نگاری را ماندگارتر می‌دانم و نمی‌دانم چرا! – در گوشی بگویم که خودم هم مدتهاست روزنامه نمی‌خوانم اما وبلاگ تا دلتان بخواهد.

۵- یک فتحی: اگر فرض کنیم که به وبلاگهای بانوان نسبت به مردان توجهی ویژه و فارغ از محتوا می شود آیا این نگاه در مورد وبلاگ  شما نیز صدق می کند؟

دکتر احمدنیا: در عنوان وبلاگ من مشخص نیست که نویسنده اش زن است یا مرد و بوده اند کسانی که بعد از مدتی تازه پی به این برده اند که من زن هستم. به نظرم نمی رسد که آنچه شما گفته اید در مورد وبلاگ من صدق کند. اگر هم صحت داشته باشد من متوجه ی آن نشده ام.

خانم توحیدلو: فرض اولتان را به شکل عام قبول ندارم. اتفاقا وبلاگستان به شدت مردانه است. (رجوع شود به پرخواننده‌های به صورت آمار در‌آمده دیدیشی!) اما درباره وبلاگ خودم، متاسفانه قضاوت اطرافیان درباره اش این است که عنصر زنانگی در ان تقریبا یافت می‌نشود. بنابراین حتی با مفروض گرفتن پیش فرض سوال، ‌بنده از این مواهب بی‌بهره ام.

۶- بامدادی: در پاسخ به کامنت‌های تند و گستاخانه (یا حتی بعضا بی‌ادبانه) چه می‌کنید؟

دکتر احمدنیا: اخیراً با یکی از دوستان همین صحبت شد که در وبلاگ من کمتر کسی کامنت گستاخانه یا تند می گذارد و یا مثلاً ازآن مدل بحث و جدل های آتشینی که بین برخی وبلاگ نویسان رخ می دهد در این جا خبری نیست. واقعیت همین است. من به ندرت کامنت های آنچنانی دریافت کرده ام؛ به نظرم دلیلش این باشد که اصولاً مبارز نمی طلبم! همه می دانند من آدمی نیستم که لازم باشد کسی با او در بیافتد. اصراری برای قانع یا متقاعد کردن دیگران در مورد حرفهایی که می زنم ندارم و این در لحن بیانم در یادداشت هایم پیداست ( البته یک مورد مزاحم اینترنتی داشته ام که در نتیجه ی همان مورد که هرزه نگاری می کرد ناچار شدم سیستم تائید کامنت پیش از انتشار را برگزینم). کامنت هایی که حاوی ناسزا باشد منتشر نمی کنم و کامنت هایی که منتقدانه باشد حتی المقدور پاسخ می دهم آن هم با بیشترین تلاش برای مدارای سخن ناسازگار!

خانم توحیدلو: کمی لبم را می گزم، ‌بعد منتظر می‌شوم که دوستان دیگر بیایند و جواب بدهند. کامنتدونی به مرور زمان خودکنترلی خواهد داشت و حتی نیاز به حضور خودم در میان کامنت ها و پاسخ به آنها نمی‌بینم. البته گاهی مجبورم ازسانسور و عبارت جایگزین سه نقطه استفاده کنم. آن هم وقتی است که توهینی به شخص ثالثی می‌شود که بنده خدا بی خبر از ماجراست. و دوم زمانی که کمی توهین‌ها به شکل فحش در‌می‌اید و با اعتقادات بخش زیادی از خوانندگان نمی‌خواند. البته خیلی این موارد معدود است!

۷- چه وبلاگهایی را در وبلاگتان لینک می کنید؟ میانه تان با تبادل لینک چطور است؟

دکتر احمدنیا: در یکی دو یادداشت وبلاگم در این مورد به طور مبسوط توضیح   داده ام اما به اختصار تکرار می کنم. هنگامیکه از سد فیلتر بلاگرولینگ می گذرم  تقریبا به هر وبلاگی که ابراز تمایل کرده باشد لینک بهش بدهم لینک می دهم، به آنهایی که متوجه شوم به من لینک داده اند لینک می دهم، و گذشته از آن وبلاگ هایی را که علاقمند به خواندن شان باشم را نیز صرف نظر از این که به من لینک داده اند یا خیر لینک می دهم. به همین دلیل لینکدانی من از مفصل ترین لینکدانی های وبلاگستان است و هنوز به بسیاری که می باید؛ نرسیده ام  لینک بدهم. منتظر فرصت هستم …!

خانم توحیدلو: وبلاگ‌های دوستان آشنا را حتما لینک می‌کنم. وبلاگی را که می خوانم –اغلب سیاسی یا اجتماعی – حتما لینک می‌دهم و برایم تبادل لینک مهم نیست، ‌اما سعی می‌کنم به کسانی که لطف داشته‌اند و لینک داده‌اند، تا جایی که متوجه ‌شوم، ‌حتما لینک دهم.

۸- زندگی مجازی تان تنها به محدوده وبلاگها ختم می شود یا به سرویس های دیگر، مثل شبکه های اجتماعی هم سرک می کشید؟

دکتر احمدنیا: به اورکات علاقه داشتم و سر می زدم که اینروزها به دلیل فیلتر دسترسی ام محدود شده است. با جدید تر ها آشنایی چندانی ندارم.

خانم توحیدلو: وبلاگ و وبلاگ خوانی اصل ماجراست. چاشنی اش هم می‌شود اخبار سیاست و اجتماع. قاعدتا تفریحات جانبی هم هست. فعلا فرندفید کار خودش را کرده،‌ و زیاد به آن سر می‌زنم. مابقی سرویس‌ها در حد رفع کنجکاوی است و سریع رها می‌شود.

۹- دوست دارید که روابط مجازی تان را در دنیای حقیقی هم تجربه کنید؟ مثلاً با دوستان مجازی تان قرار ملاقات بگذارید، یا با آنها تماس تلفنی داشته باشید یا…

دکتر احمدنیا: بله. خیلی پیش آمده که با دوستان عالم مجاز قرار ملاقات گذاشته ام و دیدارهای خوبی را تجربه کرده ام. دوستی های وبلاگستان برایم بسیار مغتنم بوده و هست. یافتن دوستان ارزشمند و بی نظیر از مهمترین امتیازات وبلاگ نویسی بوده برای من که قدرش رو می دونم.

خانم توحیدلو: نه درباره همه آنها. اما واقعیت اینجاست که تازگی‌ها دامنه روابط حقیقی‌ام محدود شده به آشنایان مجازی. در واقع دوستان از مجاز به حقیقت درآمده در اطرافم بسیارند و انصافا دوستان خوبی یافته‌ام.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!

دکتر احمدنیا: دل من دیگه تنگ نیست ! یه روزی بود ؛ اما روزهای دلتنگی رو پشت سر گذاشتم : ) اتفاقات خوب همیشه فرامیرسند تا جایگزین اتفاقات ناخوب بشوند.

خانم توحیدلو: الان احساس دلتنگی نمی‌کنم. احساس نفس تنگی را هم در وبلاگ در خدمتتان خواهم بود. اما اینجا جا دارد از دوستانی که لطف داشته‌اند هم برای انتخاب، ‌هم برای تهیه سوالها تشکر کنم. دوستان خواننده هم بر من ببخشند پاسخهای پراکنده مرا !

و اما سوال آخر

چرا در Face Off شرکت کردید؟

دکتر احمدنیا: برای این که مشهور شوم!

خانم توحیدلو: اتفاقا مردد بودم. چون فکر می‌کردم خیلی به شناخته شدگی نفرات قبلی فیس اف نیستم و شاید صحبت های من چندان جذابیتی نداشته باشد. اما یکی از دوستان گفت شرکت کنم، ‌من هم گفتم چشم. دوست خوبی است درنوع خودش و نمی‌شود رویش را زمین انداخت!‌

فکر می کنید نظرات کدام وبلاگ نویس را بیشتر می پسندید؟

نتیجه نظرسنجی Face Off 7

در پایان یک هفته نظرسنجی، معلوم شد که پاسخهای خانم دکتر احمدنیا با کسب ۱۱۶ رای (۶۵% از کل آرا) با مزاج خوانندگان سازگارتر می باشد.

پیشنهاد: دوست دارید کدام وبلاگ نویسان در Face Off شرکت داشته باشند؟! آنها را به ما معرفی کنید.

پ.ن: بنا به درخواست خانم سمیه توحیدلو، پیشوند «دکتر» با این توضیح که ایشان هنوز دانشجوی دوره دکترا هستند، از ابتدای نامشان حذف گردید.

Face Off 6 : بامدادی vs هزاران نقطه

در ششمین فیس آف سراغ دو وبلاگ نویسی رفته ایم که هر دو با فاصله چند ماه از همدیگر وبلاگ نویسی را روی وردرس.کام شروع کرده اند. هر دو از قالبهایی یکسان برای وبلاگشان استفاده می کنند و حتی مرامنامه وبلاگهایشان هم خیلی شبیه به همدیگر است!

Face OffFace Off FeedFace Off Comments Feed

بامدادی

نویسنده وبلاگ بامدادی به آدرس www.Bamdadi.com که روی وردپرس.کام مدیریت و میزبانی می شود. شما می توانید از طریق این لینک مشترک خوراک مطالب و لینکدونی وبلاگ بامدادی شوید.

وی درباره خود و وبلاگش چنین می گوید:

مهندس هستم و نوع کارم مرا زیاد به این سو و آن سوی این حباب خاکی می‌کشاند که روزگاری فکر می‌کردم خیلی بزرگ است. اتفاق جالبی است، هر چه بیشتر سفر می‌کنم می‌فهمم ذهنیت‌های پیشینم به کل غلط بوده‌اند: طبیعت بزرگ‌تر است، شهرها کوچک‌ترند، آدم‌ها به هم شبیه‌ترند و من انگار از همه‌ی این‌ها خیلی خیلی کوچک‌ترم.
بامدادی محصول دغدغه‌ها و علاقه‌مندی‌های شخصی من است: ترس‌ها، دلتنگی‌ها، دوست‌داشتن‌ها، خاطره‌ها. نهایت سعی‌ام این بوده که این محصول شخصی تا حد امکان مسئولانه،
منصفانه، دقیق و مفید باشد بدون این‌که از «من» فاصله بگیرد. در بامدادی خودم هستم. خودِ خودِ خودم.

از پستهای اخیر بامدادی که از آنها استقبال زیادی به عمل آمد می توان به اینها اشاره نمود: مسابقه بیست سوالی خاورمیانه ـ بزرگترین جنایت جنگی چیست؟ ـ وبلاگستان فارسی در سال ۱۳۸۶ از دید تحقیق انجام شده در وزارت ارشاد

هزاران نقطه

وبلاگ هزاران نقطه تا همین چند وقت پیش روی آدرس kambiztheone.wordpress.com منتشر می شد، اما اخیراً به آدرس thousanddots.wordpress.com منتقل شده است. اما اگر از طریق خوراک وبلاگ را دنبال کنید، اصلاً متوجه تغییر آدرس وبلاگ نخواهید شد.

نویسنده هزاران نقطه درباره خودش و وبلاگش چنین می گوید:

من یک روزنامه نگار، یک خبرنگار و یک مترجمم. ده سالی در مطبوعات ایران نوشته ام و حالا مشغول تحصیل در رشته ژورنالیسم تحلیلی هستم و برای یک موسسه تحقیقی هم کار می کنم. ازدواج کرده ام و پدر دو فرزند هستم. وبلاگ هزاران نقطه، با هدف مبارزه با جهل شکل گرفت. راهی برای همفکری و بحث سالم. راهی که بشود اگر خصوصیت مثبت و یا فضیلتی هست، آن را با همه به اشتراک گذاشت و اگر عیب و ایراد و نقصی هست، آن را شناسایی کرده و ریشه کن کرد.

بعضی از پستهای اخیر و پربازتاب هزاران نقطه عبارتند از: عباس پالیزدار به چه کسی خدمت می کند؟ ـ لوگوی ضدجنگ یک تله است ـ رئیس جمهوری که دهل می زند

از این دو وبلاگ نویس خوب نیز مثل همیشه ۱۰+۱ سوال پرسیده ایم و ایشان هم لطف کرده اند و پاسخ داده اند. در ادامه پرسش و پاسخها را می خوانید:

۱- اولین عاملی که شما را به سمت وبلاگ نویسی سوق داد چه بود؟ و چه عاملی انگیزه ای شد برای ادامه دادن این مسیر؟

بامدادی: دیروز می‌نوشتم، امروز هم می‌نویسم، شاید فردا هم بنویسم. فقط رسانه عوض می‌شود. دیروز دفتر و مداد بود،‌ امروز کیبورد و مانیتور است، فردا مطمئن نیستم چه باشد. وب‌لاگ‌نویسی اما ساده است، صمیمی و بی‌واسطه است و این لذت‌بخش است. لذت‌بخش است نوشتن، خواندن و خوانده شدن. واقعا لذت بخش است.
یادم هست سال‌ها پیش به دوستانم توصیه می‌کردم خاطراتشان را جایی در دفتری بنویسند، چون نوشتن هم افکار را مرتب می‌کند و هم ذهن را آرام. الان هم داستان همان است. نوشتن درباره‌ی دغدغه‌هایم، کمک می‌کند که افکارم را مرتب کنم و ذهنم را آرامش دهم.

هزاران نقطه: زمانی که در مطبوعات کار می کردم، گویی مد شده بود وبلاگ داشتن. همه به من می گفتند چرا وبلاگ نداری اما من دیدم از وبلاگ، یک رسانه بود برای همین چون رسانه داشتم و می نوشتم در روزنامه ها، سراغ وبلاگ نرفتم. زمانی سراغ این کار آمدم که رسانه ای در اختیارم نبود. زمانی که وبلاگ رو شروع کردم خیلی افت و خیز داشتم برای این که به یک برنامه برسم. داشتن برنامه در هر کاری این اجازه را می دهد که شما حرکت کنید. بدون هدف و برنامه، هر کاری، می شود باری به هر جهت. افت و خیزها در وبلاگ نویسی برای من زمانی بیشتر شد که فشار های گوناگونی رو به خاطر عقایدم متحمل شدم و خلاف میل درونی خودم که از هویت پنهان استقبال نمی کنم، مجبور شدم هویت مجازی برای خود تعریف کنم که ناگهان خوب شد.دوری از هویت شخصی باعث شد روی هدف تمرکز بیشتری کنم در نتیجه هزاران نقطه به نظرم خیلی بهتر شد. چون از نقطه نظر شخصی، دوستان و یا افرادی که من را می شناختند، انتظار داشتم در برخی موارد موضع بگیرم اما با هویت هزاران نقطه، دیگر توانستم روی برنامه ای که ریخته بودم، متمرکز شوم.
اول نمی دانستم اصولن این راه را ادامه می دهم یا نه. افت و خیز زیاد داشتم. اوایل شاید کامنت ها برایم مهم بود، بعد آمار و بعد لینک ها ولی بعد از مدتی، تصمیم گرفتم همه را بگذارم کنار و کاری که برای آن آمده ام را انجام دهم. به تدریج دوستان و خوانندگان خوبی پیدا کردم و تقریبن همزبان های خودم را پیدا کردم در نتیجه هدف اولیه کار برای من به دست آمد. برای همین دیگر با جدیت آن را ادامه می دهم.

۲- چرا وردپرس.کام را برای میزبانی وبلاگتان انتخاب کردید؟

بامدادی: یک اعتراف: من دامنه‌(های) دیگری هم دارم و روی آن(ها) هم وردپرس دات ارگ دارم با میزبانی خودم. بامدادی اما حکایت دیگری دارد. در بامدادی من نمی‌خواهم دغدغه‌ی به روز رسانی نرم‌افزار و نگهداری و میزبانی را داشته باشم. وردپرس دات کام همه کار برای من می‌کند و کاملا از آن رضایت دارم. وردپرس دات کام همه‌ی کارهای مهم را خودش به بهترین نحو انجام می‌دهد: سایتم را برای موتورهای جستجو بهینه‌سازی می‌کند، همیشه با آخرین دستآوردهای فنی به روز است، قابل اعتماد است، راحت و ساده است. یک کلام: در وردپرس دات کام من در متن شبکه‌ هستم.

هزاران نقطه: راستش زمانی که شروع کردم به نوشتن با وردپرس اصلن آشنا نبودم. یعنی سواد کامپیوتری من خیلی کم است. به دلیل این که به سیستم های بلاگ ایرانی اطمینان نداشتم( به لحاظ امنیت سیستم) و ارادت خاصی به گوگل داشتم، با بلاگر شروع کردم. بعد با سیستم وردپرس آشنا شدم و وبلاگ انگلیسی روی وردپرس ایجاد کردم. دوستانی داشتم که آن زمان دعوت می کردند به وردپرس بروم ولی برای مفهموم این که وردپرس خوب است را نمی فهمیدم و بلاگر نیازهای من را حل می کرد تا این که به دلایلی، مجبور شدم بلاگر را تعطیل کنم و رفتم روی وردپرس. اول خیلی سخت بود چون اصلن دستم با سیستم آشنا نبود اما به تدریج فهمیدم چرا وردپرس بهترین است. مخصوصن در این نقل و انتقال هایی که داشتم. الان دیگر می بینم هیچ سیستمی بهتر از وردپرس نیست. آینده بلاگ و بلاگ نویسی در وردپرس است.(این را زمانی یک دوست خیلی خیلی خوب به من گفت)

۳- چقدر به ظاهر وبلاگتان اهمیت می دهید؟

بامدادی: نسبتا زیاد، اما نه در حدی که هفتگی یا ماهیانه عوض شود. شاید هر چند ماه یک‌بار دستی به سر و رویش بکشم، لینک‌های مرده را حذف کنم یا اجزا‌ء را بازچینی کنم. پوسته را که خیلی به ندرت عوض می‌کنم.

هزاران نقطه: اصولن در مرام من ظاهر بی اهمیت است و در حدی که به گفته شکسپیر در استاندارد زمانه باشد، کافی است اما ظاهر را فقط در حدی اهمیت می دهم که در خدمت اهداف وبلاگ باشد(سالم، ساده، مفید) و به لحاظ تکنیکی هم سعی می کنم سنگین نباشد که همه بتوانند از آن استفاده کنند. اما برای مطالب، با توجه به حرفه ام که روزنامه نگاری است، به شکل ویرایش و انتخاب عکس خیلی اهمیت می دهم.

۴- چقدر خوانندگان وبلاگتان را می شناسید؟

بامدادی: خوانندگان دائمی را که خوب می‌شناسم و حتی بعضی‌هایشان از دوستان خوبم محسوب می‌شوند. اما خیلی از خوانندگانم را خوب نمی‌شناسم، چون بسیاری از آن‌ها به صورت گذری سر می‌زنند و فرصت کافی برای دقت‌نظر و شناختن آن‌ها را نداشته‌ام.

هزاران نقطه: هویت اصلی برخی را نمی دانم و نمی خواهم هم بدانم. برخی را از کامنت هایشان می شناسم برخی را از پیام هایی که می دهند. تقریبن می شود مخاطب را زمانی می توان پیدا کرد که آدم به زبان خودش رسیده باشد یعنی بداند چه می خواهد بگوید و این که چگونه این را بگوید. کسی که در میان این دو در حال هروله باشد، مخاطب هایش هم به همین گونه خواهند بود اما وقتی حل شد، دیگر مخاطب هم مشخص می شود. مخاطب های هزاران نقطه تقریبن در خصوصیت پرسشگری شریک هستند که من را با آنها پیوند می دهد و همین برای من مهم است.

۵- فکر میکنید برای پاگرفتن یک وبلاگ نو، چه کارهایی باید کرد؟

بامدادی: تا منظور از پا گرفتن چه باشد. اگر فقط به بالارفتن آمار وبلاگ توجه کنیم که کاری ندارد و فرمولی است که بارها ثابت شده: از مد زمانه نوشتن، با افکار عمومی مخالف نبودن، عکس و داستان از شخصیت‌های مشهور گردآوری کردن، تحلیلی ننوشتن و …  در یک کلام زرد نوشتن که این «زردی» همان رمز «طلایی» موفقیت است.
اما اگر منظور تاثیرگذار بودن و مفید بودن است کار مشکل‌تر می‌شود. در این میانه‌ی شلوغ و پرهیاهو، صدای زیبا به سختی به گوش کسی می‌رسد. باید صبور بود و پی‌گیر، از فن‌آوری‌های شبکه‌ای در حد امکان خوب استفاده کرد و مهم‌تر از همه: صادقانه دید و منصفانه تحلیل کرد و دقیق و مفید و روان نوشت.

هزاران نقطه: باید برنامه داشت. وقتی برنامه باشد، می توان راه رفتن را پیدا کرد. هدف از همه مهم تر است. بستگی دارد که کسی برای چه وبلاگ را درست می کند، برای پیج رنک و یا کامنت و یا هیت و یا نمی دانم دیگر عوامل. خودم به هیچ یک از این ها عقیده ندارم. بالاترین رقم نشر در مطبوعات در روزنامه و هفته نامه در اختیار نشریات زرد است. در دنیای کتاب و اینترنت، هیچ چیز با دنیای پورنو نمی تواند رقابت کند و سایت ها و یا انتشاراتشان رد صدر همه فهرست ها هستند، به لحاظ بازدید کننده و تیراژ البته. همیشه رسانه هایی تاثیر گذار بوده اند که بالاترین رقم را در اختیار نداشته اند اما حرفی برای گفتن داشته اند.

۶- بیشتر وبلاگ نویس هستید یا وبلاگ خوان؟

بامدادی: باز هم سئوال کمی مبهم است. باید دید این «بیشتر» درباره‌ی چیست. اگر منظور تعداد پست‌ها باشد، که مسلما تعداد پست‌هایی که می‌خوانم از تعداد پست‌هایی که می‌نویسم بیشتر است.  یک وبلاگ‌نویس باید معجزه‌گر باشد که بتواند از تعداد پست‌هایی که می‌خواند بیشتر بنویسد.
اگر منظور زمانی است که به نوشتن اختصاص می‌دهم، در برابر زمانی که به خواندن وبلاگ‌ها اختصاص می‌دهم، فکر می‌کنم به طور میانگین تقریبا برابر باشند.

هزاران نقطه: وقتی که من برای خواندن می گذارم از همه بیشتر است اما نه فقط وبلاگ. من پدر دو فرزند هستم و درگیر امور خانواده در نتیجه باید برنامه ای داشته باشم در غیراینصورت یک جای کار می لنگد. وقت خواندن را با هیچ چیز عوض نمی کنم و برای نوشتن هر مطلب هم کلی می خوانم و بعد شروع می کنم به مطلب نوشتن که بتوانم از نوشته ام دفاع کنم و قدرت این را داشته باشم که همه زوایای آن را ببینم  و هم این که آماده بحث باشم. اما وبلاگ کم می خوانم و وقت خواندن را اول صرف کتاب و بعد اخبار و بعد وبلاگ و سایت می کنم. با احتیاط وقت برای وبلاگ خواندن می گذارم و با احتیاط بیشتر هم وبلاگ انتخاب می کنم برای خواندن، چون برخی از وبلاگ ها آدم را به درون خود می کشند و ممکن است آدم از برنامه اصلی دور بماند.

۷- خوراک (فید) چه جایگاهی در زندگی مجازی تان دارد؟

بامدادی: از اون سئوال‌هایست که نمی‌دانم چطور جوابش را بدهم. فقط می‌توانم بگویم خیلی از سایت‌ها یا وبلاگ‌ها را از طریق خوراک پی‌گیری می‌کنم، البته این مانع از مراجعه‌ی حضوری من به خود سایت‌ها نمی‌شود. به خصوص وقتی که از مطلبی خوشم بیاید و بخواهم پای آن کامنت بگذارم یا این‌که بخواهم به آن لینک بدهم، حتما به خود آن سایت مراجعه‌ی حضوری می‌کنم.
در مورد خوراک خود بامدادی هم نیم نگاهی به آمار خوانندگان دارم و طبعا از این‌که تعداد بیشتری از خوانندگانم از طریق خوراک مطالبم رو پی‌گیری کنند استقبال می‌کنم.

هزاران نقطه: بهترین کمک است. فید اجازه می دهد آدم به بهترین شکلی در جریان سایت و یا وبلاگ هایی که دنبال می کند، بماند. بهترین و به لحاظ زمانی به صرفه ترین راه است.

۸- بهترین روش برای بدست آوردن مشترکان خوراکی چیست؟

بامدادی: بهترین روش، خوب نوشتن است. در کل بالا رفتن محبوبیت یک وبلاگ و همین‌طور داشتن لینک خوراک واضح و دم دست منجر به بالا رفتن تعداد مشترکان می‌شود.

هزاران نقطه: داشتن یک شبکه خوب از نویسندگان خوب و خوانندگان خوب. باز برمی گردیم به همین بحث که باید برنامه داشت تا زبان گفت وگو به دست آید.

۹- از رابطه تان با شبکه های اجتماعی مانند Facebook، Twitter، FriendFeed و… برایمان بگوئید.

بامدادی: از توییتر و فرندفید تقریبا همیشه استفاده می‌کنم و به خصوص فرندفید منبع سرشاری از لینک و اطلاعات جدید است. فیس‌بوک کمی متفاوت است و اگر چه در آن عضو هستم و گاه و بی‌گاه آمار دوستانم را پی‌گیری می‌کنم چندان در آن فعال نیستم. دلیلش هم شخصی است چرا که اطلاعات و تحلیل و خبر را بیشتر دوست دارم تا نوع مطالبی که توی فیس‌بوک معمولا می‌شود یافت.

هزاران نقطه: تویتر عالیه، زمانی که کار می کنم یا تحقیق، هر چی لینک خوب پیدا کنم رو میارم روی تویتر. هنوز پای تویتری خوب پیدا نکردم که کل کل حسابی با هم بکنیم اما کسانی که تویت های من رو تعقیب می کنند، کلی لینک و مطلب تحلیلی می تونن ببینن که خودش جالبه. تویتر رو هنوز فکر می کنم کسی جدی نگرفته و بیشتر برای گاه نگاری ازش استفاده می کنن. فرند فید عالیه، فیس بوک هم خیلی خوبه. از راه فیس بوک تونستم کلی از دوستان بین المللی خودم رو پیدا کنم و ازشون باخبر باشم.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت … !

بامدادی: شکست خوردن حتی در یک مسابقه‌ی دوستانه‌ی فیس‌آفی تلخ است. ترجیح می‌دهم این تلخی را خودم تجربه کنم تا دوستم. بنابراین امیدوارم در این مناظره دوستم برنده شود.

هزاران نقطه: از همه خواهش می کنم در هر حالتی پرسشگر باشند. روحیه پرسشگری باعث می شود هم انتظارات آدم از مطالب و اخباری که با آن مواجه می شود، بالا رود و هم این که به شدت در اطرافیان شما تاثیر می گذارد. وقتی شما پرسشگر باشید، کسی نمی تواند مطالب موهوم را با شما قسمت کند و در نتیجه کانال کسب شعور و آگاهی از ناخالصی پاک می شود. یک چرا در همه چیز در ذهن داشته باشد. مکثی که به شما می دهد باعث می شود تحت تاثیر هیجانات احساسی قرار نگیرید و دیگر کانال ارتباط با شما باید از یک منطق پیروی کند وگرنه کارایی ندارد. این چیزی است که همه به شدت به آن نیاز داریم. از همه خوانندگان هزاران نقطه هم می خواهم همیشه نگاه انتقادی داشته باشند و نقد های خودشان منتقل کنند.

و اما سوال آخر:

فکر می کنید رقیب فیس آفی شما چه کسی باشد؟! (لطفاً یک وبلاگ نویس را نام ببرید!)

بامدادی: در این‌باره کمی فکر کردم اما صادقانه بگویم چیزی به ذهنم نرسید. خودم هم کلی هیجان دارم بدانم این شخص کیست!

هزاران نقطه: اصلن هیچ حدسی نمی توانم بزنم، شاید بامدادی.

و اما نظر شما، برای همه ما مهم است:

نتیجه نظرسنجی Face Off 6 : بامدادی  wins  هزاران نقطه

در پایان یک هفته نظرسنجی از خوانندگان ششمین فیس آف، نویسنده وبلاگ بامدادی با کسب ۶۲ رای و ۶۷% از کل آرا به عنوان پاسخ دهنده برتر این فیس آف انتخاب شدند.


Face Off

اگر خواننده اینجا بوده باشید، می دانید که مدتی است پروژه ای با نام Face Off را آغاز کرده ام که عبارت است از رو در رو نشستن با وبلاگنویسان و کسب نظر از آنها، بصورت جداگانه در رابطه با موضوعاتی واحد.

تا به حال با همکاری دوستان، سه دوره از این Face Offها را منتشر کرده ام (