اگه امروز حدیث یادش نمیافتاد که تولد وبلاگش گذشته، احتمالاً من هم یادم نمیاومد که هجده روز پیش، بلاگنوشت، وارد ششمین سال فعالیتش شده! در کل خیلی حالم از این زندگی پرمشغلهی حقیقی به هم میخوره. زندگیای که توش مجبوری نقاب بزنی و از کلهی سحر تا بوق شب سگدو بزنی تا بتونی یه لقمهی [...]




