سالکی گفت: «مرشدان همگی میگویند که گنج معنوی در کاوشی انفرادی یافت میشود. اگر چنین است، ما برای چه گرد هم آمدهایم؟» مرشد پاسخ داد: «جنگل همواره از تک درخت نیرومندتر است. جنگل در خود رطوبت نگه میدارد، در برابر توفان مقاومت میکند و خاک را حاصلخیز نگه میدارد. این است دلیل اجتماعی شما. اما [...]
برچسب مطالب ‘مکتوب’
با موقعیتها چانه نزنیم
در روم باستان، عدهای غیبگو با عنوان سیبیلها جمع شدند و آینده امپراتوری روم را در نُه کتاب نوشتند. سپس کتابها را به تیبریوس عرضه کردند. امپراتور رومی پرسید: «بهایشان چقدر است؟» سیبیلها گفتند: «یکصد سکه طلا.» تیبریوس آنها را با خشم از خود راند. سیبیلها سه جلد از کتابها را سوزاندند و بازگشتند و [...]
چه کسی تعداد پرندگان را تعیین میکند؟
مرشد میگوید: «چشمانت را ببند. یا حتی با چشمان باز، دستهای پرنده را در حال پرواز در ذهنت مجسم کن. حالا به من بگو چند پرنده میبینی؟ پنج؟ یازده؟ شانزده؟ جواب هر چه باشد ـ و البته این سوال مشکلی است ـ نکتهای در این تجربه کوچک به روشنی رخ مینمایاند. میتوانی در خیالت دستهای [...]
آنان که فقط به دنبال نوراند
مریدی نزد مرشدش آمد و گفت: «سالهاست که در جستجوی نور هستم. گمان میکنم که به رسیدن به آن نزدیکم. میخواهم بدانم که گام بعدی چیست؟» پیر گفت: «چگونه زندگیت را میگذرانی؟» مرید گفت: «هنوز کاری نیاموختهام. پدر و مادرم کمکم میکنند. فکر میکنم این موضوع زیاد مهمی نباشد.» مرشد گفت: «گام بعدی این است [...]
اگر هنوز زندهای
نویسنده در نیویورک است. او برای حاضر شدن در قرار ملاقاتی قدری دیر کرده است. وقتی از هتل خارج میشود، متوجه میشود که پلیس اتومبیلش را به پارکینگ منتقل کرده است. ناهارش بیش از معمول طول میکشد و بالاخره دیر به سر قرارش میرسد. به بهایی که باید برای این دیر کردن بپردازد فکر میکند. [...]




