برچسب مطالب ‘محمدعلی ابطحی’

این روزهای بلاگستان فارسی


داشتم فکر می‌کردم که اگر حسین درخشان امروز بین ما بود، حتماً دادش در می‌آمد که «نه آقا جان! امروز تولد وبلاگستان نیست! تولد وبلاگستان آبان ماه است که من “سردبیر:خودم” را راه انداختم» و حتماً برچسب دشمنی را هم به ما می‌زد! یادش بخیر! یادم هست دو سال پیش وقتی از وی خواستم تا [...]

این روزهای پر ز حزن


این روزها حرفهای زیادی برای نوشتن داشتم که متاسفانه خودسانسوری اعمالی نگذاشت که اینجا درجشان کنم. این موضوع خیلی عذابم می دهد، به اندازه ای که حالی برای نوشتن در باب موضوعات دیگر هم برایم نمانده است. امروز بیش از هر زمان دیگری خود را بخاطر پیوند دادن شخصیت حقیقم با دنیای مجازی لعن می [...]

دو سال و سیزده روز


عجب روزگاری شده ها! آدم وقت نمی کنه یادش بمونه که چه روزی سالگرد ازدواجشه! انگار همین چند روز پیش بود که خدمت آقای خاتمی و آقای ابطحی رسیدیم تا عقد من و حدیث عزیز رو جاری کنن! یادش بخیر… پ.ن۱: باز شانس آوردم که خودم اول یادم اومد :دی پ.ن۲: خدای نکرده در چنین [...]

اندر جشن پرشین بلاگ


تجربه جالبی بود. هر کس را که دور و برت می دیدی دوست داشتی بدانی که کیست و وبلاگش چیست. و به قول خانم مجری مراسم در صورتش زل می زدی، تا به نتیجه ای برسی! گرچه زل زدن کار خوبی نیست! اما شناختن کسانی که تابحال عکسی ازشان ندیده ای خیلی کار مشکلی است. [...]

یکسال پس از شوهر شدن…


هر سال که میگذرد بر تعداد سالروزهایی که باید بگیریم افزوده می شود! و این موضوع تا آنجا پیش می رود که سالی فرا رسد، هر روزش خاطره. و اینجا یک قدمی پایان است… بگذریم! تا آن روز راه بسیار است. تازه امروز اولین سالروز عقد من و حدیث جون است. ۳۶۵ روز است که [...]

عضو خوراک مطالب شوید