کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید:«میگویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه میتوانم برای زندگی به آنجا بروم؟» خداوند پاسخ داد: « از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفتهام. او از تو [...]
برچسب مطالب ‘مادر’
جوجههای نوشی را برگردانید
تیر ۱۸م, ۱۳۸۴
۲ دیدگاه
نوشی عزیز خبر داد که شوهر سابقش جوجههایش را برده و هنوز برنگردانده است. من حاضرم هر کاری از دستم بر بیاید را برای برگشتن جوجهها به آغوش مادرشان انجام دهم. فعلاً تنها همین کار از دستم برمیآمد، امیدوارم که مفید باشد. خیلی بد است که در چنین شبهای عزیزی، مادری را از فرزندانش جدا [...]





