۲۷ آذر روزی شد که من چند بار مردم و زنده شدم. روزی شد که من یکبار دیگر، محکمتر از پیش به دامن خدا چنگ زدم. روزی شد که من ترسیدم از اینکه یهو خیلی بزرگ شدم! واقعاً که این قافله عمر عجب میگذرد! تا همین چند وقت پیش من به ذهنم هم خطور نمی [...]
برچسب مطالب ‘خواستگاری’
ReStart ۲
آذر ۸م, ۱۳۸۵
بدون دیدگاه
روزهای بخصوصی رو دارم سپری میکنم. روزهایی که میرن تا حجم بزرگی از سرنوشت آینده ام رو رقم بزنن. روزهایی سخت، شیرین و توأم با دلهره و دلشوره. خب به من حق بدین که وقتی در آستانه رفتن به خواستگاری و انجام امور رسمی ازدواج هستم و در کنارش دارم تلاش می کنم تا کاری [...]





