دیروز اولین روز زمستونیه سال ۸۵ بود که مزیّن شده بود به سالروز ازدواج امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و البته مصادف شد با برگزاری دومین مراسم سنتی ازدواج من و حدیث جون که همون بله برون یا به زبان محلی صورت گیری باشه. با اینکه دلشوره روز خواستگاری رو نداشتم ولی به [...]
برچسب مطالب ‘ازدواج’
خواستگارکنون
آذر ۲۸م, ۱۳۸۵
۱۱ دیدگاه
۲۷ آذر روزی شد که من چند بار مردم و زنده شدم. روزی شد که من یکبار دیگر، محکمتر از پیش به دامن خدا چنگ زدم. روزی شد که من ترسیدم از اینکه یهو خیلی بزرگ شدم! واقعاً که این قافله عمر عجب میگذرد! تا همین چند وقت پیش من به ذهنم هم خطور نمی [...]
ReStart ۲
آذر ۸م, ۱۳۸۵
بدون دیدگاه
روزهای بخصوصی رو دارم سپری میکنم. روزهایی که میرن تا حجم بزرگی از سرنوشت آینده ام رو رقم بزنن. روزهایی سخت، شیرین و توأم با دلهره و دلشوره. خب به من حق بدین که وقتی در آستانه رفتن به خواستگاری و انجام امور رسمی ازدواج هستم و در کنارش دارم تلاش می کنم تا کاری [...]




