از گوگلی که تحریم کرده‌ایم…

فیلتر شدن سایت‌ها و سرویس‌ها در ایران چیز جدیدی نیست. الحمدلله اکثر سرویس‌های پرطرفدار روی وب هم آمریکایی هستند و بهانه‌ی فیلتر کردن‌شان هم کلاً جور است. همین گوگل و جیمیل هم چندین بار بی سر و صدا فیلتر شده بودند اما این‌بار رسماً خبرش اعلام شد. بهانه‌اش را هم گذاشتند “انتشار فیلم موهن علیه پیامبر اسلام در سرویس یوتیوب”!

خب شاید افراد کم اطلاع فکر کنند که بد هم نشده! به هر حال باید برای توهین به پیامبر واکنشی نشان داده شود. اما آیا واقعاً این واکنش منطقی‌ست؟

Google یکی از بزرگترین شرکت‌های فعال در دنیای وب امروز است. این بزرگی را هم ساده به دست نیاورده است:

گرچه پیش از موتور جستجوگر گوگل، موتورهای دیگری هم وجود داشتند. اما این google.com بود که انقلابی در صنعت جستجوی تحت وب بوجود آورد و دیگرانی چون مایکروسافت را هم به تکاپو انداخت. و گرچه امروزه موتورهای جستجوی قدرتمندی در وب حضور دارند اما هنوز هم که هنوز است گوگل در رتبه‌های نخست این جدول جای دارد.

Gmail هم در نوع خود انقلابی در صنعت ایمیل محسوب می‌شد. روزی که سرویس رایگان و با حجم بالای گوگل ارائه شد خیلی‌ها برای داشتن دعوتنامه‌ی عضویت در این سیستم دست و پا می‌زدند! تا جایی که حتی دعوتنامه‌های آن خرید و فروش هم می‌شد! و این علاقه از روی کیفیت خدمات و سرعت خوب سرویس جیمیل بود. شاید فکرش را هم نمی‌کردیم که در کشوری که اکثریت آن ایمیل را با آی‌دی یاهو می‌شناختند، جیمیل این‌قدر طرفدار پیدا کند!

روزی هم که Orkut آمد، نخستین تجربه‌ی خیلی‌ها از شبکه‌ی اجتماعی تحت وب شکل گرفت. گرچه گوگل روی این سرویس موفقیت چشمگیری نداشت. اما به نظر من این پروژه در زمان نامناسبی کلید خورده بود، وگرنه شاید با توسعه‌ی اورکات دنیا نیازی به فیس‌بوک پیدا نمی‌کرد!

Google Reader سرویس به درد بخور و کارآمد دیگری از گوگل است. در زمانه‌ای که فیدخوانی خصوصاً در میان بلاگرها و بلاگ‌خوان‌ها رواج پیدا می‌کرد، گوگل به این نیاز پاسخ گفت و حالا یکی از بزرگترین و بهترین فیدخوان‌های موجود روی وب را ارائه می‌کند. گرچه خیلی از ایرانی‌ها با تغییرات این سرویس‌دهنده موافق نبودند اما هنوز هم جایگزینی برای گوگل ریدر قدرتمند نیامده است!

حتی اگر اهل فناوری هم نباشید، حتماً تاکنون اسم Android را شنیده‌اید. یکی از سیستم عامل‌های قدرتمند تلفن‌های همراه و تبلت‌ها. که این روزها طرفداران بیشماری پیدا کرده و روز به روز بر تعداد کاربرانش افزوده می‌شود. آیا می‌دانستید که توسعه‌ی این سیستم‌عامل هم توسط گوگل انجام می‌گیرد؟!

چه کسی تصور می‌کرد که روزی Internet Explorer بتواند در صنعت مرورگرهای اینترنتی رقیب پیدا کند؟ اما حالا علاوه بر Mozilla Firefox، مرورگر گوگل Chrome هم طرفداران زیادی دارد و شکی نیست که قدرت‌های گوگل کروم یکی از عوامل مهم شکسته شدن شاخ اینترنت اکسپلورر بوده است!

برای دیدن لیست کاملی از سرویس‌ها و خدمات Google کافیست نگاهی به این صفحه بیاندازید!

YouTube هم یکی از سرویس‌هایی‌ست که گوگل ارائه می‌دهد. یوتیوب یک سایت اشتراک ویدئوست. کاربران می‌توانند در این سایت عضو شوند و فایل‌های ویدئویی را آپلود کرده و برای تماشای دیگران بگذارند. گوگل ابزار این کار را فراهم کرده است. اما محتوای منتشر شده ربطی به گوگل ندارد و تا زمانی که محتوای منتشر شده قانونی را نقض نکند، حق دخالت در آن را ندارد. در موضوع اخیر هم حتی با وجود تقاضای کاخ سفید، گوگل اعلام کرد که طی قوانین محلی از دیده شدن فیلم در برخی از کشورها جلوگیری نموده اما از آنجایی که حقوق انتشاردهنده محفوظ است، لذا حذف کامل آن برعهده‌ی وی می‌باشد.

شاید بدیهی باشد اما حتماً می‌دانید که فیلم موهن به پیامبر اسلام توسط شرکت گوگل تولید نشده است. تولیدکنندگان تنها از ابزارهای ارائه شده توسط گوگل، برای انتشار فیلم در فضای وب بهره برده‌اند. حتی با حذف فیلم از روی سرویس‌های گوگل، باز این امکان برای‌شان فراهم است که خودشان سایتی راه بیاندازند و فیلمشان را نمایش دهند. گوگل هم تنها طبق قوانین خود و کشوری که در آن فعالیت می‌کند عمل کرد.

همین قوانین موجب شده است تا خودِ گوگل طبق تحریم‌های دولت آمریکا، بعضی از سرویس‌هایش را برای کاربران ایرانی مسدود کند. که این موضوع بارها موجب اعتراض کاربران ایرانی و ابراز ناراحتی آن‌ها شده بود. چرا که آن‌ها این متمایز شدن را دوست ندارند و علاقمندند تا از ابزارهای قدرتمند گوگل بهره ببرند. ابزارهایی که خیلی‌های‌شان حتی آلترناتیوی هم در وب ندارند!

حالا دولت ما تصمیم گرفته تا بار دیگر مشکلات را از طریق حذف ابزارها حل کند. این بار خودمان می‌خواهیم دسترسی کاربران‌مان را به سرویس‌های شرکت یکتایی مانند گوگل محدود کنیم! اما ما جایگزین خوبی برای این سرویس‌ها نداریم. پس ناچاریم توصیه کنیم تا از خدمات شرکت‌هایی مثل مایکروسافت و یاهو استفاده شود. غافل از این‌که این شرکت‌ها هم در موارد مشابه، اقدامی مشابه عمل گوگل انجام خواهند داد!

پس به نظر من این راهکار مناسبی برای اعتراض به فیلم موهن نیست. همان‌طور که آتش زدن پرچم و حمله به سفارت نیز راهکار خوبی نیست. راهکار منطقی به نظر من نمایش صلح و دوستی اسلامی‌ست؛ نشان دادن برخورد صحیح با نقد ناصحیح‌ست؛ استفاده از تمام ظرفیت‌ها برای نمایش چهره‌ی واقعی پیامبر مهر و دوستی‌ست. اما حرکت‌های این‌چنینی نمایان‌گر تکنولوژی‌ستیزی و سانسورمداری‌ست که مسلماً با روح اسلام واقعی بسی فاصله دارد.

Face Off ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی

هشت سال از ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ -روزی که نخستین بلاگ فارسی نگاشته شد- می گذرد. در این مدت روز به روز هویت بلاگستان فارسی شکیلتر و تاثیرگذاری آن قدرتمندتر شده است. انتخابات ۲۲ خرداد امسال و وقایع پس از آن را می توان نخستین نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست، که بلاگها در آن حضوری پررنگ و تعیین کننده داشته اند. لذا لازم است درنگی کنیم و ببینیم که بلاگستان در نخستین حضور جدی خود در جامعه حقیقی چگونه ظاهر شده است. به همین دلیل چند تن از وبلاگ نویسان لطف کرده اند و به بررسی نقش بلاگستان فارسی در حوادث پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ پرداخته اند و به میزان مفید بودن و اثرگذاری بلاگستان در این برهه زمانی، از ۰ تا ۲۰ نمره داده اند.

اجازه دهید هشتمین سالروز بلاگستان فارسی را با یاد بلاگ نویس دربند جناب آقای محمدعلی ابطحی نویسنده وبلاگ وب نوشت آغاز کنیم، که سال پیش برایمان اینگونه نوشته بودند:

وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بی نقاب از درون صاحبش تراوش کند،خواندنی است. وقتی جای رسانه را می گیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.

طراح لوگو : حدیث

و مزیّن می کنیم این ویژه نامه را به قلم سرکار خانوم سمیه توحیدلو نویسنده وبلاگ بر ساحل سلامت، که چند صباحی را به جرم نقش وبلاگشان در تحلیل انتخابات اخیر دربند بوده اند:

برای همه کسانی که یک رسانه بزرگ را آفریدند

به مناسبت هشت سالگی وبلاگ نویسی فارسی قرار بود درباره تاثیرات وبلاگ ها بر پدیده ها و اتفاقات بعد از انتخابات بنویسم. شاید شرایط خاصی که من در بعد از انتخابات درگیرش بودم مانع از این می شد که در همان زمان وبلاگ ها را دنبال کنم و از احوالات و شرایط به وقوع پیوسته باخبر شوم. اما در همان احوال علیرغم اینکه به سبب فعالیت های انتخاباتی دستگیر شده بودم، اما باید پاسخگوی نوشته هایم در پستهای وبلاگ می شدم. از نظر من نوشتن و خصوصا روزانه نویسی در وبلاگ مسئله جدی ای بود البته نه به اندازه ای که بازجوها آن را مهم می پنداشتند.

اما بعد از گذشت ۷۰ روز اولین و طبیعی ترین کار، گرفتن خبر از ایامی بود که به زعم بسیاری از ناظرین سرعت تحولاتش آنقدر بالا بود که نتوان آن را با روزها و ماه های مشابه مقایسه نمود. خواندن اخبار و حتی دیدن فیلم ها و صحنه های تظاهرات و اعتراض مردم و یا صحنه های خشونت ها نمی توانست به تنهایی منتقل کننده حس و حال آن روزها باشد. آنها به مانند اسنادی کاملا بی روح بودند که تنها و تنها خشونت آن روزها را برایم منتقل می کردند. تنها دو منبع می توانست بازگوکننده وضعیت آن روزگار باشد. دو منبعی که بسیار از آن بهره جستم و صادقانه باعث حیرتم گردید. اولین منبع گفتگوهای شفاهی و توضیحاتی بود که افراد از حضورشان و از حضور مردم ارائه می دادند و دومین وسیله خواندن وبلاگ کسانی بود که شاهدان عینی ِ وقایع بودند و یا به نحوی گزارشی از آنچه دیده اند و شنیده اند ثبت کرده اند. به واقع وبلاگستان در این مدت مکتوب کننده و ثبت کننده خاطرات شفاهی مردمی شده بود که علاقمند به تغییر بودند و برای خواستشان برخاسته بودند. دیگر نیاز نبود برای شناخت بهتر به خاطرات سینه به سینه و یا در گوشه دفتر یادداشتی ثبت شده مراجعه نمود که این خاطرات و شرح وضعیت ها به شکل علنی و در دسترس بود. کافی بود وارد گوگل ریدر شوی و تمام آیتم های نخوانده ای که دوستانت نوشته اند تک به تک بخوانی یا اینکه تمامی به اشتراک گذارده شده هایی که آن روزها بوی خشم و بوی اعتراضش بیش از هر شخصی نویسی ای شده بود ببینی. نکته جالب این بود که کوتاه نوشته ها و یا شخصی نوشته های دوستان وبلاگ نویس ِ غیر سیاسی نیز به بهترین نحوی منتقل کننده آن حس و حال بود. به جرات باید بگویم یکی از بهترین منابع مرور حوادث همانهایی بود که در وبلاگ ها خواندم. البته ناگفته پیداست در وبلاگ خوانی باید حواسم می بود که این اسناد خالی از دخالت شخصی ِ نویسنده نیست و همان می تواند نوشته را با اغراق و یا با کم و ناچیز انگاری همراه کند. آنچه مهم بود برآیندی بود که از این خواندن ها می شد گرفت. بی جهت نیست که وقتی در جستجوگرها برای گرفتن اطلاعات می گردی بیشترین حجم اطلاعات را باید در این دفترچه یادداشت های شخصی ای پیدا کنی که روزی روزگاری بعد از نوشته شدن در گوشه صندوق ها و یا پشت کتابخانه ها خاک می خورد و امروز به بهترین شکلی آنها منتشر شده است. به واقع در این حوادث هر شهروند یک رسانه بوده است. یک رسانه نوشتاری، یک رسانه تصویری. ثبت وقایع از طریق نوشته، عکس و فیلم اتفاقی بود که در این اعتراضات توسط شهروند خبرنگارانی انجام شد که اینبار فعال شده بودند و گوی رقابت را از روزنامه نگاران و خبرنگاران حرفه ای ربودند. با امید روزی که دسترسی شهروندان به رسانه ها نامحدود باشد و هر شهروند صاحب یک رسانه باشد.

و اما سایر بلاگ نویسانی که نظراتشان را به اشتراک گذارده اند (به ترتیب زمان دریافت مطالب):

علیها نویسنده یک طراح وب :

در این دوره، یک ۲۲خردادِ متفاوت را تجربه کردیم. اگر شما هم جزئی از وبلاگستانِ فارسی بودید – چه خواننده و چه نویسنده – حتما متوجه ی این شدید که خبرهای آن روزها را سریع تر از هرکسی به دست می آوردید.
وبلاگستان و وبلاگستانی ها انصافا گل کاشتند. همین که تعدادی از وبلاگ نویس های عزیزمان دستگیر و یا تهدید به این امر شدند، خود گویای تاثیرگذاری بسیار زیادِ آن است.
سالگردِ وبلاگستانِ فارسی هست، تبریکاتِ بنده را هم پذیرا باشید :- ) هرچند که نمره ی وبلاگستان ۲۰ است اما من به آن نمره ی ۱۹ می دهم و ۲۰ را نگه می دارم برای دوره ی بعد :- )

شایان شلیله نویسنده دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران :

در مورد نقش وبلاگ نویسان در رویداد های اخیر شاید حرف های زیادی بشود زد. البته بررسی نقش وبلاگ نویسان که چه نتیجه ای داشته است را پس از مدت کوتاه ۲ ماهه نمی شود بررسی کرد که این حرف ها و نوشته ها چه تاثیر فرهنگی در جامعه داشته است.

اما نقش وبلاگ نویسان رو در مورد پوشش خبری و استفاده از تکنولوژی می شود خیلی دقیق بررسی کرد. پوشش خبری و اطلاع رسانی بعد از انتخابات به دلیل مشکلات زیادی که خبرنگاران داشتند در پوشش خبری، به دوش وبلاگ نویسان بود.

استفاده از سایت ها و افرادی که آن ها را تهیه می کردند و در اینترنت قرار می دادند را شاید بشود گفت یک حرکت بسیار بزرگ و قوی بود.

در شرایطی که این سایت ها فیلتر شده بودند، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه شده بود و تهیه مطلب هم کم خطر نبود، وبلاگ نویسی و در کل وبلاگ نویسان شناخته شده ویا ناشناخته به درستی وارد میدان شدند و این فاصله اطلاع رسانی و پوشش خبری رو کامل کردند.

برای خود من خیلی جالب بود که یک بار در دفتر نشسته بودن داشتم فیس بوک بازی می کردم دیدم یک فیلم ویدئویی به اشتراک گذاشته شد که دقیقا در سرکوچه ما گرفته شده بود. یعنی سرعت انتقال اطلاعات مثل تهیه فیلم، ارسال اون به اینترنت و به اشتراک گذاشتنش تا اونجا که به من برسه کمتر از یک ساعت طول کشیده بود. یعنی من فیلمی رو از محله زندگی خودم میدیدم که دور دنیا رو گشته و سریع تر از اینکه خبرش به صورت چهره به چهره به من برسه با استفاده از تکنولوژی به دست من رسید.

شاید برای کسی که در خارج زندگی می کنه و از ایران دور هستش و مدت زیادی هم هست که به ایران نیومده این موضوع خیلی اهمیت نداشته باشه ولی برای من که در ۱۰ دقیقه بیشتر با خونه فاصله ندارم و رویداد های به این نزدیکی که در اطراف من روی میده رو هم با استفاده از تکنولوژی سریع تر مطلع میشم دقیقا میتونه توضیح این باشه که نقش وبلاگستان و استفاده از تمام ابزار ها برای اطلاع رسانی تا چه اندازه ای اهمیت داره.

در پایان هم من واقعا به وبلاگ نویسی از نظر استفاده از وبلاگ و تکنولوژی های وب نمره ۲۰ رو میدم. البته نه تنها من بلکه همه ما شاهد بودیم که تمام دنیا هم از این موضوع شوکه شدن، و کم نبودند افرادی که از این رویداد به عنوان انقلاب وب ۲ یا شکوه روزنامه نگاری شهروندی نام بردند.

چون در تمام کشور ها خیلی سال است که روزنامه نگرای شهرورندی مطرح شده ولی در واقع نقش و تاثیر گزاری روزنامه نگاری شهروندی در دنیا تا قبل از انتخابات ایران در چنین حجمی اصلا روی نداده بود.

امین ثابتی نویسنده ندای امروز :

بلاگستان فارسی در وقایع پس از ۲۲ خرداد ماه تا حدودی جای یک رسانه‌ی ملی را پر کردند و به خوبی وقایع را پوشش دادند. مزیت مهم پوشش اخبار توسط بلاگستان فارسی در آن بود که تمامی دیدگاه‌ها و نظرها بیان می‌شد و هیچ صدایی سانسور نمی‌شد، به همین دلیل می‌توان وبلاگستان فارسی را بی‌طرف‌ترین رسانه‌ی ایرانی د وقایع پس از ۲۲ خرداد دانست. نمره: ۱۶

بابک محمودی نویسنده زنگوله :

وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نقش فناوری هایی نظیر اینترنت در جامعه را به خوبی و روشنی نشان داد. من تمام دوره های مختلف، از آن زمان که واژه «وبلاگ» در فارسی معنا نداشت تا آن موقع که وبلاگ داشتن کلاس داشت و تا الان را «از نزدیک» دیده ام. اخیرآ به وضوح احساس می کنم که کلمه «وبلاگ» خیلی خیلی بیش از پیش جا افتاده. همه ما دیدیم و داریم می بینیم که به لطف اینترنت و سرویس دهنده های رایگان هر فرد به یک رسانه تبدیل شده است.

فضاهایی مثل توییتر و فرندفید هم جزئی از وبلاگستان فارسی هستند و مطمئنم همه شما از نقش مثبت آنها به خوبی آگاه هستید. توییتر به ما ثابت کرد که میکروبلاگینگ و پاسخ به سوال «What are you doing?» گاهی چقدر می تواند مهم باشد و فرندفید هم به عنوان یک سکوی خبرگزاری جمعی و به اشتراک گذاری اهمیت و قدرت خودش را بیش از پیش به ما ثابت کرد.

من به نقش وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نمره ۱۴ می دهم، نمره ای که صد در صد قبول است اما هنوز خیلی جای پیشرفت دارد.

ما بیشماریم!

نویسنده وبلاگ گیله مرد :

وبلاگستان در دوران پس از انتخابات ضعف های رسانه دولتی را پر کرد و نقش بسیار مهمی در انعکاس وقایع داشت تا جایی که بسیاری از شفاف سازی ها در همین وبلاگستان صورت گرفت و وبلاگ نویس تبدیل شد به کابوسی در بیداری برای آنها که حق را نادیده گرفتند. هر چند در پاره ای از موارد یک جانبه گرایی هم صورت می گرفت ولی از حق نباید گذشت که وبلاگ های فارسی در مجموع نقش یک رسانه ملی را بازی کردند که مدت ها در حسرتش بودیم. به امید روزی که بتوانیم در شاهد به بلوغ رسیدن این کودک هشت ساله باشیم.

نمره من به بلاگستان فارسی ۱۸ هست! اون دو نمره هم به خاطر امثال آهستان کم کردیم

نویسنده وبلاگ گیلاس خانومی :

دلم میخواست بنویسم که راضی ام از نقش بلاگستان , اما نیستم . خیلی از ما وبلاگ نویسان در این دوران – از قبل از ۲۲ خرداد میگویم تا بعدش – کارهایمان را زمین گذاشتیم و امدیم سراغ انتخابات و هیاهو کردیم و داد زدیم و ناله کردیم و بعد دوباره برگشتیم سر کارهایمان ! شما فرض کن گردگیری میز تلوزیون یا وصل کردن یک لامپ کم مصرف … اما بودند کسانی که زندان رفتند , بیشتر از من کتک خوردند , خاطراتشان خیلی بدتر و واضح تر از خاطرات ما بود و شکنجه شدند , کشته شدند و الان در قبرهای بی هویت در گورستان در خوابیده اند . و وبلاگستان کاری نمی تواند برایشان بکند . شاید التیامی با سخنی یا همدردی یا اصلا یاد بودی ولی شده است انچه که نباید میشد و گذشته است انچه که سخت بود و بر خاطره ها ماند … حالا که قرار است نمره بدهم … نمره قبولی نمیدهم .. چون راضی نیستم . دوست ندارم بایستم و برای هیچی دست بزنم . نمی گویم هیچی بود ! اخرش هیچی شد . می بینید که اعترافات مخملی این کودتای مخملی را ؟ دوست نداشتم جای سمیه خانوم باشم . حتی یک لحظه و نمیدانم چه بگویم که درمانی باشد برای زخم های روحی اش .. فقط شرمنده ام خواهر

رضا سیدی پور نویسنده فیدوس :

چند سال پیش وقتی اولین گروه از وبلاگ نویسان به جرم تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شده و پرونده ای موسوم به پرونده وبلاگ نویسان به جریان افتاد – پرونده ای که هنوز مفتوح است – وبلاگ نویسی جایگاه خود را به عنوان یک رسانه در ایران نشان داد ، و از آن روز به بعد پای وبلاگ نویسان نیز مانند دیگر صاحبان رسانه همزمان هم به فضای سیاسی ایران و هم به دادگاه های این کشور باز شد.

استقلال فردی و آزادی عمل در وبلاگ نویسی باعث شده تا در جریانات مختلف بتواند به عنوان یک رسانه قوی و بروز عمل کرده و کمک کار اصلی دیگر رسانه های رسمی و نیمه رسمی باشد.

در کوران حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد و در حالی که فضای ملتهب داخل کشور خالی از رسانه های خارجی و رسانه های داخلی مستقل بوده و عملا خبر رسانی به داخل و خارج از کشور صورت نمی گرفت ، وبلاگ ها توانستند تا حدود زیادی این نقیصه را جبران کنند .استفاده وبلاگ نویسان از عکس و فیلم هایی که بیشتر توسط خود وبلاگ نویسان و بی واسطه تهیه می شد باعث افزایش اعتبار خبری آنها شد ، تا جاییکه در موارد بسیاری همین وبلاگ های غیر رسمی در بیشتر موارد به عنوان منابع اصلی خبری غول های رسانه ای جهان مورد استفاده قرار می گرفتند.

وبلاگ نویسی در ایران را دیگر نمی توان نهال نو رسته ای دانست چرا که هشت سال سابقه وبلاگ نویسی فارسی در عصر پر شتاب رسانه سابقه کمی نیست و من فکر می کنم جریان وبلاگ نویسی ایران در اولین آزمون خطیر خود موفق بوده و به خوبی توانسته است که وظیفه اطلاع رسانی خود را انجام بدهد.

شانزده سال سابقه معلمی و امتحان و ورقه و نمره این حسن را داشته که الان من به راحتی بتوانم نمره بدهم . نمره من به وبلاگ نویسی فارسی در جریانات پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۸ می باشد.

علیرضا نویسنده نون وا :

وقایع اخیر هرچند دردناک بود ،اما برای وبلاگستانی که همیشه در کارهای گروهی ضعیف بود ، تمرینی شد برای با هم بودن ، برای کار دسته جمعی ،حتی برای اثبات جایگاه خود اینترنت. وبلاگستان چه قبل و بعد از ۲۲ خرداد ماه ثابت کرد رسانه ای‏ست آزاد که هر فردی در آن اجازه اظهار نظر خواهد داشت. این روز رو به همه مردمان وبلاگستان تبریک عرض میکنم و به وبلاگستان نمره ۱۵٫۲۵ خواهم داد.

نویسنده وبلاگ مریم :

به نظر من وبلاگستان درجریان انتخابات بیشتر نقش رسانه ای و اطلاع رسانی داشت. البته این خیلی طبیعیه اما انتظار خود من از وبلاگ نویس ها خیلی بیشتر از این حرف ها بود. با توجه به اینکه وبلاگ نویس های تاثیر گذار اغلب آدم های تحصیل کرده و روشنفکری هستن نقششون خیلی باید فراتر از صرفا یک خبر رسانی یا تکرار داستان های انتخبات بود. متاسفانه هیچ نقد درست و حسابی و هیچ تحلیل منطقی در بلاگستان در رابطه با اتفاقات اخیر من ندیدم. به نظرم نمره وبلاگستان ۱۵ هست.شایدم ۱۰٫

آیدا رنگی نویسنده بلاگ نویس :

رسانه شمایید !

۲۲ خرداد ۱۳۸۸٫ کمی بعد از شادی های کوچک برای امید به ایرانی آباد ، ایرانی شاد ، ایرانی آزاد ، ایرانی بدون تحریم ، ایرانی بدون بازداشت وبلاگ نویس.

زمان، ساعت صفر مطلق ۲۳ خرداد .کمی بعد از اعلام نتایج. کمی بعد از دلسرد شدن از آزادی ، کمی بعد از تقلب …

و آغاز جنبشی در وبلاگستان فارسی که شاید بتوان نقطه عطفی در فعالیت سیاسی وبلاگ نویسان فارسی زبان دانست. بازداشت وبلاگ نویسان که کام نوشتن را برای دوستان ندیده مجازی یاران در بند تلخ کرده بود.

سانسور شدید خبری رسانه ملی بار اطلاع رسانی را به دوش وبلاگ نویسان گمنامی گذاشته بود ، که حالا ترس از بازداشت داشتند. اما با شعار ” رسانه شمایید ” همچنان وبلاگ نویسان اعتراض خود را با کلمات به گوش یاران و مخالفان می رساندند.

درخواست ازادی برای وبلاگ نویسان بازداشت شده ، روشن کردن شمع برای کشته شده ها و دیگر فعالیت های مجازی که هرکدام صدایی بود از بین هزاران نویسنده این دنیای مجازی.

در مقابل نویسنده های موافق دولت نیز بیکار ننشستند و با نطق های طولانی و تند به تخریب اتفاقها پرداختند و جنگی سایبری بین موافقان و مخالفان در گرفت.جنگی از نوع هک بین فارس و بالاترین ! و یا کلمات بین وبلاگ نویسان !

شاید اگر نویسندگان وبلاگ ها نبودند ، فریاد های پشت دیوار اوین خاموش می شد ،نگاه ” ندا ” سمبل آزادی نمی شد ، دروغ پراکنی رسانه ملی افشا نمی شد !

اما ما ، وبلاگ نویسان فارسی بودیم که توانستیم در این مسیر پرخطر ادامه دهیم و رسالت ، ” رسانه شمایید ” را انجام دهیم.رسالتی که هنوز ادامه دارد و تا روزی که وبلاگ فارسی زنده است ، پاینده خواهد ماند.

من ، به عنوان نویسنده ای از بین هزاران وبلاگ نویسی که در این مدت سعی به تصویر کشیدن دغدغه ها و اتفاقات پیرامون خود را داشت ، به تمام اعضای این جامعه وبلاگ فارسی موفقیت در این رسالت را تبریک می گویم و امیدوارم تا روز ازادی تمام وبلاگ نویسان در بند ، این حرکت ادامه داشته باشد .

با وجود تمام تحریم های موجود برای به روز نگه داشتن وبلاگ ها از جمله کم بودن سرعت اینترنت ، فیلتر ، تصویب قانون جدید جرایم اینترنتی در تیر ماه و غیره و غیره ، به وبلاگستان فارسی نمره ۲۰ را می دهم که با وجود تمام این سختی ها به راه خود ادامه داد.

لوا زند نویسنده بلوط :

متاسفانه من تابستان امسال وضع ثابتی نداشتم و وبلاگ خونی هم آداب مخصوص داره. مثل فیس بوک و تویتر نیست. حداقل برای من فرق داره.

من حوادث امسال رو به طور عمده از فیس بوک، تویتر و خبرگزاری ها دنبال کردم نه وبلاگستان. یه شرایط خاصی هم داشت مخصوصا اون دو سه هفته اول که حجم خبرها اینقدر زیاد بود که عملا وبلاگی که روزی یکی یا دوبار آپدیت میشه کارایی خبررسانی در این مورد رو نداشت یا حداقل مثل فیس بوک و تویتر نبود . عکس و ویدئو (‌که امکان به اشتراک گذاشتنشون مثلا تو فیس بوک خیلی بیشتره، هر کدوم اندازه هزار کلمه حرف میزدند). البته فکر کنم بین همه وبلاگ‌ها سه تا از وبلاگ‌هایی که دنبال می کردم از دیده های خودشون تو تظاهرات و خیابون ها می نوشتند که خب اینها هم منابع دست اولی بود.

اجازه بدید من مسله رو تحلیل نکنم و نمره ندم چون اولا همونطور که گفتم واقعا وبلاگها منبع اخبار برای من نبودند و دوما اینکه به عنوان کسی که به ماجرا نزدیک نبود و خودش تجربه دست اول نداشت نمیتونم بگم واقعیت چطور بود و وبلاگ‌ها چطور پوشش دادند اخبار رو. چیزی که هست حوادث بعد از خرداد امسال یه دریچه تازه ای رو نه تنها به روی خبرنگاری شهروندی که به روی اعتراضات مردمی باز کرد و واسه اولین بار در این حجم گسترده از تکنولوژی های اینترنتی برای جلب توجه بقیه دنیا و رسوندن صدای اعتراض استفاده شد. وبلاگ ها هم حتما از این قضیه مستثنا نیستند.

حورا نویسنده افیون :

مطمئننا اگر وبلاگستان فارسی نبود این جنبش در نطفه خفه می شد و هیچ اثر از آن باقی نمی ماند…

یک ۲۰ به وبلاگستان بدهکاریم

نویسنده وبلاگ بامدادی :

از یک دیدگاه شاید با توجه به ضریب نفوذ پایین اینترنت در ایران نقش وبلاگستان فارسی در هر گونه تحول اجتماعی در ایران ناچیز به نظر برسد. اما اگر شرایط حساس تاریخی‌ای مانند آن‌چه در چند ماه اخیر بر ایران گذشته است را در نظر بگیریم احتمالا به نتیجه‌ی دیگری می‌رسیم.

در روزهایی که جریان آزاد اطلاعات و اخبار به شدت از سوی مراکز تمرکز قدرت و ثروت مورد تهاجم قرار گرفته است، نقش رسانه‌های غیررسمی مانند وبلاگ‌‌ها و یا به صورت عام‌تر فعالیت مجازی همه‌ی کاربرانی که به شیوه‌های مختلف به تولید و انتشار اخبار (و حتی شایعات) می‌پردازند کلیدی و اساسی بوده است.

از سوی دیگر وبلاگ‌نویسان ایرانی مانند سایر شهروندان ایرانی بوده‌اند:

آن‌ها همراه با مردم رای دادند، امیدوار شدند، خود را باور کردند، باتوم خوردند، تحقیر شدند، شکنجه شدند، سکوت کردند، ترسیدند، حرف زدند، اعتراف کردند، زندانی شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند، نوشتند، نقد کردند، تحلیل کردند، اطلاع‌رسانی کردند، توی خیابان آمدند، الله و اکبر گفتند و این جا و آن‌ جا حضور خود را حفظ کردند.

نمره‌ی وبلاگستان فارسی همان نمره‌ی مردم ایران است: بیست

و چند کلامی هم از حقیر:

صادق جم نویسنده بلاگ نوشت :

اگر به هشت سال گذشته بنگریم در میابیم که بلاگهای ایرانی نه تنها چیزی از بلاگهای سایر بلاد کم ندارند، که در بسیاری از موارد هم پیشرو هستند. اما این در نظر قدرت مداران، موقعیتی گرامی نیست! بلاگها، اگر به عنوان یک رسانه، جای خود را در قشرهای مختلف جامعه باز کنند، دکان رسانه های نمایشی را برای همیشه تعطیل می کنند، و بدین ترتیب معادله قدرت را به هم می ریزند. از همین رو قدرت طلبان با تمام توان شان نخواهند گذاشت که چنین رسانه ای به شکوفایی برسد. اما این تلاشی بس بیهوده است و آزادی، محکوم به پیروزی است!

در حوادث پس از ۲۲ خرداد سال جاری، وجدان عمومی جامعه احساس می کرد که در پس نمایش های رسانه های دولتی، چیزی است که سعی می شود، پنهان نگاه داشته شود. لذا کنجکاو شد تا بداند که حقیقت چیست. این موقعیت، فرصتی را برای بلاگستان به وجود آورد تا جای خود را بعنوان یک رسانه، محکم تر کند. اما متاسفانه اضطراب حاکم بر جامعه، بر بلاگ نویسان نیز بی تاثیر نبود. به گونه ای که هراس ناشی از اقدامات قدرت طلبان موجب شد تا بسیاری از بلاگ نویسان (از جمله خود من)، به جای اینکه از فرصت بدست آمده برای ایفای رسالت خود بهره ببرند، لب ببندند و سکوت پیشه کنند!

نباید از حق گذشت که بودند بلاگ نویسانی که هویت حقیقی شان پنهان بود یا در خارج از ایران زندگی می کردند و در این راه به بهترین نحو عمل کردند. اما تعدادشان آن قدر نبود که بتوان آن را به اکثریت بلاگستان تعمیم داد.

البته همانگونه که اشاره شد عامل اصلی این فرصت سوزی را باید در فضای بسته حاکم بر جامعه حقیقی ایران جست و جو کرد که اثرات آن رفته رفته بر جامعه مجازی نیز پدیدار می شود و مقابله با آن قدری مشکل می نماید.

اما اگر سرویس های وب۲ و شبکه های اجتماعی، را در کنار بلاگها قرار دهیم، نتیجه به عمل آمده، دگرگون می شود! با توجه به ویژگی آنی بودن و حضور هویت های پنهان، فعالیت در این وب سرویس ها تا حدود زیادی کم دغدغه تر بود. همین امر موجب فعالتر بودن این سرویسها شد. تا جائی که حتی در برخی از موارد خبرگزاری ها هم از این طریق تغذیه خبری می شدند، که بدون شک این موقعیتی فوق انتظار و استثنائی بود.

لذا اگر از نمره پائین بلاگستان در وقایع اخیر بگذریم، نمره ۲۰ ایرانیان در وب سرویسهایی چون توئیتر، فرندفید، فیس بوک، یوتیوب و… می تواند نویددهنده آینده ای روشن برای دنیای مجازی ایرانیان باشد!

البته بودند بلاگ نویسان بسیاری که اوضاع پیش آمده در حوادث اخیر، موجب شد که در نوشتن بی میل شوند. به نمایندگی از دوستان دعوت شده ای که حس نوشتن در این ویژه نامه را نداشتند، یادداشت سلمان جریری نویسنده وبلاگ سلمان را بخوانید که خواندن ویژه نامه تولد بلاگستان، بدون یادداشت نخستین بلاگ نویس فارسی زبان بی صفا می ماند:

حال و روز من هم، مثل حال و روز دوستان دیگه، خستگی و کسلی ناشی از اوضاع ایران عزیزمونه. نمی شه نوشت … نمی دونم کی دوباره می شه نوشت … … شاید همین ویژه نامه فیس آف شما و نوشته های خوب دوستان بهانه ای باشه برای شروعی مجدد.

به این امید که امید بار دیگر به بلاگستان فارسی بازگردد و به زودی شاهد بلاگ نوشتهای طوفانی پس از سکوتی معنادار باشیم…

آغاز سال نهم بلاگستان فارسی گرامی باد

چگونه از ابزارهای اجتماعی وبلاگها استفاده کنیم؟

همه می دانیم که انسان موجودی است اجتماعی، که زندگی او به دور از جامعه پوچ و بی مفهوم است. او می کوشد تا در هر محیط تازه ای که پا می نهد، اجتماعی نو بنا نهد و همواره می کوشد که جامعه اش گسترش یافته و روابطش مستحکمتر شود.

“وب” به عنوان یکی از نمادهای بدون مرز زندگی اجتماعی بشر نیز از این قاعده مستثنی نیست. دیری است که وب۲ جای دنیای ساکن وب۱ را گرفته و روز به روز روابط را تنگاتنگ تر و محکم تر می کند. حتی “وبلاگ”ها نیز که از پدیده های دنیای وب۱ بودند، حالا شکل و رویی جدید به خود گرفته اند و دیگر مثل قبل سوت و کور نیستند، که اگر چنین باشند، دیری نپاید که به تاریخ سپرده خواهند شد.

حالاً با ابزارهای وب۲، شما وبلاگها را خارج از دامنه شان نیز می خوانید و دیدگاهتان را درباره نظریات نویسنده اش بیان می کنید. صاحبان وبلاگها می توانند تنها با یک کلیک مطالب وبلاگهای دیگر را با خوانندگان شان به اشتراک بگذارند، حتی آنها که وبلاگ هم ندارند، می توانند مطالب مورد علاقه شان را در سایر شبکه های اجتماعی تنها با یک اشاره به اشتراک بگذارند. شما حتی می توانید با دنبال کردن حسابهای اجتماعی نویسندگان وبلاگهای مورد علاقه تان، از گذر لحظه ای زندگی آنها نیز باخبر باشید و از مینیمال هایشان لذت ببرید. حتی شما می توانید بقیه خوانندگان ثابت یک وبلاگ را نیز بشناسید و با آنها طرح دوستی و گفت و شنود بریزد و…

در یک کلام! این روزها با شبکه های اجتماعی هیچ کس تنها نیست!

اما در این مطلب می خواهیم ببینیم که چگونه باید از این همه ابزار اجتماعی که این روزها در وبلاگها سر برآورده اند استفاده کنیم:

اشتراک خوراکی


اولین گام برای وارد شدن به دنیای اجتماعی وبلاگها، این است که مشترک خوراک (فید) آنها شوید. در این باره بسیار گفته اند. خلاصه اش این است که شما لیست وبلاگهای مورد علاقه تان را به یک خوراک خوان (فیدخوان) مثل گوگل ریدر یا Microsoft Outlook می دهید و از این پس به جای اینکه به تک تک آنها سر بزنید، مستقیماً مطالب جدیدشان را از طریق خوراک خوانتان مطالعه می کنید.

بین خودمان بماند! اما اگر هنوز از خوراک خوان استفاده نمی کنید، باید بدانید که خیلی از غافله عقبید! پس صدایش را در نیاورید و زود مطلب “همه چیز درباره خوراک و خوراک خوانی” را بخوانید تا تنها با طی چند گام کوچک یک خوراک خوان حرفه ای شوید!

اشتراک ایمیلی

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین مطالب بلاگ نوشت را در پست الکترونیکی تان تحویل بگیرید:


اگر زیاد از ایمیل استفاده می کنید یا موقعیت تان به گونه ای است که فقط ایمیل در دسترس تان است، میتوانید مطالب جدید وبلاگهای مورد علاقه تان را در ایمیل تان دریافت کنید و آنها را مطالعه نمائید.

برای این کار در وبلاگها به دنبال کادر “اشتراک ایمیلی” بگردید و آدرس ایمیل تان را در آن وارد کنید. پس از آنکه روی دکمه “اشتراک” یا “ارسال” را کلیک کردید، صفحه جدیدی نمایان می گردد، که شما بایستی کاراکترهایی که در تصویر می بینید را در کادر مربوطه وارد نمائید، و سپس روی گزینه Complete Subscription Request کلیک کنید:

در مرحله آخر، شما باید ثابت کنید که صاحب ایمیلی بودید که آدرسش را وارد کرده اید. برای این کار ایمیلی  جهت تائید به آدرس وارد شده ارسال می گردد. تنها کاری که شما بایستی انجام دهید، این است که ایمیل را باز کنید و روی لینکی که در آن وجود دارد، کلیک نمائید:

حالا شما مشترک خبرنامه ایمیلی وبلاگ مورد نظر شده اید.

ادامه خواندن چگونه از ابزارهای اجتماعی وبلاگها استفاده کنیم؟