[بازی وبلاگی] :‌ نقل فالگوشی‌ها

این چند روزی که قرار شد تا فال‌گوش بایستیم و نقلش کنیم برای همدیگر، حرف‌های زیادی را گوش دادم! اغلبشان دغدغه‌های هر روزه‌ی مردم بودند، از این‌جمله: [در بانک] پیرمرد: آقا،ببین یارانه‌ رو برام ریختن؟ تحویلدار: [دفترچه‌ی حساب را وارسی می‌کند و با تعجب می‌گوید:] شما که مرحله‌ی دوم رو هم گرفتی؟! پیرمرد: عیدیش رو […]

[لابه‌لای زندگی] : یارانه‌هایی که قبل از دریافت، خرج شده‌اند!

سوپرمارکتی سر کوچه می‌گفت که صبح مامورین تعزیرات آمده بودند سرکشی. گویا مانوری بود که بعد از واریز یارانه‌ها برگزار می‌شد. آقای مامور به فروشنده گیر داده بود که چرا قیمت روغن فلان مارک در مغازه شما از جاهای دیگر ارزان‌تر است؟! گفته بود نکند جنس‌ها را بیشتر از نیاز سفارش داده باشی و احتکار […]