طبیعت دیلمان، قربانی کارخانه سیمان

دیلمان، از مناطق کوهستانی جنگلی و سرسبز و دیدنی استان گیلان است. جاده‌ی سیاهکل – دیلمان هم یکی از زیباترین و رویایی‌ترین جاده‌های ایران به شمار می‌رود که در ایام تعطیلات مملو از مسافرین و گردشگرانی‌ست که برای دیدن طبیعت زیبا و تاحدودی بکر آن هجوم می‌آورند.

deylaman1

اما چند سالی است که احداث کارخانه سیمان در ارتفاعات دیلمان، عبور در این جاده زیبا را به کابوس بدل کرده است. آن‌گونه که از ظواهر امر و شنیده‌ها بر می‌آید، عبور ماشین‌های سنگین کارخانه سیمان، با تناژ بالاتر از حد استاندارد موجب خرابی آسفالت جاده شده است. علاوه بر آن خودتان تصور کنید که عبور متعدد و شبانه‌روزی ماشین‌های سنگین چه آسیبی می‌تواند به محیط زیست این منطقه بزند.

آخرین باری که این مسیر را طی می‌کردیم، چند تا عکس از خرابی‌های جاده گرفتم، البته معتقدم که این عکس‌ها نمی‌توانند عمق فاجعه را نمایش دهند، اما برای جلب توجه‌ها آن‌ها را در این مطلب با شما به اشتراک می‌گذارم. لطفاً شما هم برای جلب نظر کسانی که می‌توانند کاری کنند، به اشتراکش بگذارید.

deylaman2

deylaman3

deylaman4

deylaman5

deylaman6

خشکسالی

شاید تابحال شنیده باشید که امسال با خشکسالی روبرو خواهیم شد. اما عمق فاجعه خیلی بیشتر از آن چیزی است که شما فکر میکنید!

امروز دومین روز اردیبهشت ماه هست، اما هنوز سفید رود خالی از آب است، به همین دلیل هم هیچ جا خبری از آغاز کاشت برنج در شالیزارهای استان نیست! این در حالی است که در سالهای گذشته حداکثر بعد از سیزدهم فروردین ماه همه شالیزارها زیر کشت می رفتند. اما امسال با توجه به کمبود آب بی سابقه حتی به خیلی از روستاهایی که دورتر از آبراههای اصلی هستند، گفته شده که از خیر کاشت برنج بگذرند. آنچه که من از اهالی و ریش سفیدان شنیدم، این بود که چنین خشکسالی ای را در طول عمرشان به چشم ندیده بودند. حتماً استحضار دارید که تاکنون حتی یک بارش بهاری را هم در گیلان شاهد نبوده ایم!

اما این خشکسالی از سوی دیگر دستاویزی شده است برای نامزدهای دور دوم انتخابات مجلس! هر کس به طریقی با مردم همدردی می کند، دیروز نامه یکی از نامزدها به وزیر نیرو را دیدم، که از وی درخواست کرده بود تا سدها را باز کند که آب به مزارع برسد!  یکی نیست بپرسد آقای وزیر از کجایش آب در بیاورد بریزد پشت سد؟!

البته شمار مردمی هم که گول این حرفها را می خورند، کم نیست! اما به هر حال با این وضع خشکسالی که پیش آمده، بعید نیست که صندوقهای دور دوم انتخابات را نیز خشکسالی بگیرد!

اینجا هم برف باریدن گرفت

برف در آستانه اشرفیهاولین دانه های برف امسال در آستانه اشرفیه از دیشب باریدن گرفت، و امروز همچنان ادامه دارد.

هنوز اوضاع بحرانی نشده است، اما روزهای آفتابی هم ما هر از چند گاهی از نعمت برق محروم بودیم، چه برسد به این روز برفی! از سوی دیگر گشتی های اداره گاز از این سو به آن سو حرکت میکنند و از مردم میخواهند که در مصرف گاز صرفه جویی نمایند تا خدای نکرده با افت فشار گاز در لوله های سراسری، با قطعی مواجه نشویم!

یعنی واقعاً برای کشوری که دومین دارنده ذخایر گازی دنیاست، و با این حال، از کشورهای واردکننده، قطعی گاز بیشتری دارد، نباید متاسف بود؟ (قابل توجه آن عزیزانی که برای پستهای انتقادی، نظرات مستهجن می گذارند!)

پیش از اینها، به یاد دارم که هرگاه برف شروع به باریدن میکرد، همه آرزو داشتیم که بیشتر ببارد! اما از آن سال کذایی که برف سنگین مشکل ساز شده بود، حالا که یک شب برف میبارد، همه به جنب و جوش می افتند. البته این برف، در حد و اندازه این حرفها نمیتواند باشد، اما به هر حال سرد است!

غروب دریای خزر

از بچگی وقتی به عنوان یک گیلانی و یک ایرانی به ساحل دریای خزر میرفتم، یک احساس تعلق ویژه ای نسبت به این دریا داشتم. انگار که این دریا از آنِ ماست!

اما حالا دیگه دوست ندارم، اصلاً به ساحل برم! چون احساس غربت بهم دست میده!

دهشال

“دهشال” دهستانی است از توابع شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان. و البته زادگاه مادرم.

“شال” در زبان محلی هم به معنی “شغال” است و هم به معنی “شالیزار”. شغل اصلی مردم این روستا کشاورزی است و یکی از مرغوبترین برنجهای آستانه در این منطقه کاشت میشود. از همین رو آنجا را “دهشال” یعنی “ده شالیزار” گویند. از سوی دیگر در ایام قدیم، شغال که حیوانی است در زمره سگ سانان، در این منطقه به وفور یافت میشد، لذا میتوان “دهشال” را به ” ده شغال” هم معنا کرد که البته امروزه این معنی منسوخ شده است!

بعد نوشت (۱۹/۲/۸۷): یکی از خوانندگان عزیز تذکر داده اند که وجه تسمیه هایی که برای “دهشال” آورده ام صحیح نیستند. ایشان گفته اند “شال” نام قبیله ای است که در زمانهای قدیم در این “ده” اقامت داشته اند.

بد نیست بدانید که سالها پیش از آنکه بقعه سیدّ جلال الدّین اشرف (ع) در آستانه اشرفیه بنا گردد، و “کوچان” به برکت وجود این امامزاده به “آستانه اشرفیه” بدل گردد، خود یکی از توابع دهستان بزرگ دهشال بوده است. اما امروزه با وجود گذشت سالها، بدلیل کم توجهی مسئولان همچنان به صورت روستایی بی بضاعت باقی مانده است که مردم آن حتی از داشتن آب آشامیدنی سالم هم محرومند.

عکسهای زیر را از اطراف خانه پدربزرگم در دهشال گرفته ام:

شالیزارهای برنج حالا دیگر سبز هستند

شالیزراهای برنج حالا دیگر کاملاً سبز شده اند، و میروند که در تابستان به بار بنشینند

این میوه ها را اینجا انبه می خوانند

این میوه ها را اینجا “انبوه” میخوانند!

تا حالا شنیدید میگن بوقلمون صفت

شنیدید میگن بوقلمون صفت؟!

این جوجه تازه چند روزه که به دنیا اومده. و البته ماشینی هم نیست

این جوجه تازه چند روز است که بدنیا آمده و البته ماشینی هم نیست!

اینها هم درست مثل ما، با وجود طبیعت زیبایی که در اطرافشان هست دربندند

اینها هم درست مثل ما، با وجود طبیعت زیبایی که در اطرافشان هست، دربندند…