چگونه از ابزارهای اجتماعی وبلاگها استفاده کنیم؟

همه می دانیم که انسان موجودی است اجتماعی، که زندگی او به دور از جامعه پوچ و بی مفهوم است. او می کوشد تا در هر محیط تازه ای که پا می نهد، اجتماعی نو بنا نهد و همواره می کوشد که جامعه اش گسترش یافته و روابطش مستحکمتر شود.

“وب” به عنوان یکی از نمادهای بدون مرز زندگی اجتماعی بشر نیز از این قاعده مستثنی نیست. دیری است که وب۲ جای دنیای ساکن وب۱ را گرفته و روز به روز روابط را تنگاتنگ تر و محکم تر می کند. حتی “وبلاگ”ها نیز که از پدیده های دنیای وب۱ بودند، حالا شکل و رویی جدید به خود گرفته اند و دیگر مثل قبل سوت و کور نیستند، که اگر چنین باشند، دیری نپاید که به تاریخ سپرده خواهند شد.

حالاً با ابزارهای وب۲، شما وبلاگها را خارج از دامنه شان نیز می خوانید و دیدگاهتان را درباره نظریات نویسنده اش بیان می کنید. صاحبان وبلاگها می توانند تنها با یک کلیک مطالب وبلاگهای دیگر را با خوانندگان شان به اشتراک بگذارند، حتی آنها که وبلاگ هم ندارند، می توانند مطالب مورد علاقه شان را در سایر شبکه های اجتماعی تنها با یک اشاره به اشتراک بگذارند. شما حتی می توانید با دنبال کردن حسابهای اجتماعی نویسندگان وبلاگهای مورد علاقه تان، از گذر لحظه ای زندگی آنها نیز باخبر باشید و از مینیمال هایشان لذت ببرید. حتی شما می توانید بقیه خوانندگان ثابت یک وبلاگ را نیز بشناسید و با آنها طرح دوستی و گفت و شنود بریزد و…

در یک کلام! این روزها با شبکه های اجتماعی هیچ کس تنها نیست!

اما در این مطلب می خواهیم ببینیم که چگونه باید از این همه ابزار اجتماعی که این روزها در وبلاگها سر برآورده اند استفاده کنیم:

اشتراک خوراکی


اولین گام برای وارد شدن به دنیای اجتماعی وبلاگها، این است که مشترک خوراک (فید) آنها شوید. در این باره بسیار گفته اند. خلاصه اش این است که شما لیست وبلاگهای مورد علاقه تان را به یک خوراک خوان (فیدخوان) مثل گوگل ریدر یا Microsoft Outlook می دهید و از این پس به جای اینکه به تک تک آنها سر بزنید، مستقیماً مطالب جدیدشان را از طریق خوراک خوانتان مطالعه می کنید.

بین خودمان بماند! اما اگر هنوز از خوراک خوان استفاده نمی کنید، باید بدانید که خیلی از غافله عقبید! پس صدایش را در نیاورید و زود مطلب “همه چیز درباره خوراک و خوراک خوانی” را بخوانید تا تنها با طی چند گام کوچک یک خوراک خوان حرفه ای شوید!

اشتراک ایمیلی

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین مطالب بلاگ نوشت را در پست الکترونیکی تان تحویل بگیرید:


اگر زیاد از ایمیل استفاده می کنید یا موقعیت تان به گونه ای است که فقط ایمیل در دسترس تان است، میتوانید مطالب جدید وبلاگهای مورد علاقه تان را در ایمیل تان دریافت کنید و آنها را مطالعه نمائید.

برای این کار در وبلاگها به دنبال کادر “اشتراک ایمیلی” بگردید و آدرس ایمیل تان را در آن وارد کنید. پس از آنکه روی دکمه “اشتراک” یا “ارسال” را کلیک کردید، صفحه جدیدی نمایان می گردد، که شما بایستی کاراکترهایی که در تصویر می بینید را در کادر مربوطه وارد نمائید، و سپس روی گزینه Complete Subscription Request کلیک کنید:

در مرحله آخر، شما باید ثابت کنید که صاحب ایمیلی بودید که آدرسش را وارد کرده اید. برای این کار ایمیلی  جهت تائید به آدرس وارد شده ارسال می گردد. تنها کاری که شما بایستی انجام دهید، این است که ایمیل را باز کنید و روی لینکی که در آن وجود دارد، کلیک نمائید:

حالا شما مشترک خبرنامه ایمیلی وبلاگ مورد نظر شده اید.

ادامه خواندن چگونه از ابزارهای اجتماعی وبلاگها استفاده کنیم؟

همه چیز درباره خوراک و خوراک خوانی

خوراک چیست؟

شاید در وبلاگها و وب سایتهای مختلف با واژه هایی همچون “خوراک”، “خمیرمایه”، “فید” و “RSS” برخورد کرده باشید. این واژه ها معرف نوع جدیدی از خروجی اطلاعات تحت وب هستند. در این نوع از خروجی مطالب، اصل بر ساده سازی و فشرده سازی است.

برای مثال اگر شما بلاگ نوشت را در آدرس www.BlogNevesht.com در قالب شکل و شمایل خاصی می بینید، خروجی خوراک آن، فاقد هرگونه شکل و شمایل و تنها حاوی مطالب می باشد، به همین علت هم سرعت بارگذاری صفحه خوراک بسیار بالاتر از صفحه اصلی وبلاگ می باشد.

اما بالا بودن سرعت بارگذاری، تنها مزیت خروجی خوراک نیست. مهمترین مزیت خروجی خوراک، قابل انتقال بودن آن می باشد.

نرم افزارها و سرویس هایی وجود دارند که می توان خروجی خوراکهای مختلف را در آنها جمع کرد و به مطالعه آنها پرداخت. یعنی شما می توانید خوراک بلاگ نوشت و چندین سایت و وبلاگ دیگر را در یک جا جمع کنید و هر وقت که این وبگاهها مطلب جدیدی داشتند، به مطالعه مطالب آنها بپردازید.

با این کار علاوه بر آنکه قادر خواهید بود به دسته بندی کردن وبگاههای مورد علاقه تان بپردازید، می توانید در صرف زمان جهت باز کردن صفحات مختلف وب صرفه جویی کنید، و در زمان کمی آخرین مطالب به روز شده چندین سایت و وبلاگ را مطالعه کنید.

از دیگر مزیتهای خروجی خوراک، عدم ف.ی.ل.ت.ر.پذیری آن می باشد. و از این طریق شما می توانید حتی به مطالب سایتهای مسدود شده نیز دسترسی داشته باشید.

چگونه آدرس خوراک وبگاههای مختلف را پیدا کنیم؟

برای پیدا کردن آدرس خروجی خوراک وبگاههای مختلف، باید در صفحه اصلی آن دنبال واژه هایی مانند “اشتراک”، “خوراک”، “خمیرمایه” و… بگردید.

علاوه بر آن نماد خروجی خوراک یک آیکن نارنجی رنگ مانند می باشد که با کلیک کردن روی آن به آدرس خوراک وبگاه راهنمایی می شوید. (البته توجه داشته باشید که امروزه رنگها و شکلهای مختلفی از این آیکن وجود دارد، که اکثر آنها در یک نقطه و دو خطی که درون مربع می بینید، مشترک هستند!)

استفاده از گوگل ریدر برای خوراک خوانی

همانگونه که اشاره شد، امروزه نرم افزارها و سرویس های بسیاری وجود دارند که به اصطلاح خوراک خوانی می کنند و به FeedReader معروف هستند. شما به کمک این سرویسها می توانید خوراکهای مورد علاقه تان را جمع آوری نمائید و به خواندنشان بپردازید. بدین ترتیب، هر بار برای خواندن مطالب وبلاگها و سایتهای مختلف، تنها کافیست به خوراک خوان تان مراجعه کنید و همه آنها را یکجا ببینید.

پیشنهاد من، استفاده از Google Reader بعنوان خوراک خوان می باشد. در ادامه نحوه استفاده از این سرویس را به زبان ساده توضیح خواهم داد:

برای استفاده از سرویس گوگل ریدر باید یک حساب کاربری Google داشته باشید. اگر چنین حسابی ندارید از اینجا می توانید بصورت رایگان صاحب یک آدرس Gmail (سرویس ایمیل شرکت گوگل) شوید که بعنوان یک حساب کاربری گوگل هم کار می کند. (اگر در پر کردن فرم ثبت نام مشکل دارید، این تصویر را ببینید.)

پس از آنکه حساب کاربری تان آماده شد، به آدرس http://google.com/reader بروید، و با وارد کردن نام کاربری و کلمه عبورتان وارد شوید.

چنانکه برای نخستین بار است وارد صفحه گوگل ریدرتان می شوید، لازم است برای شروع کار، آدرس خوراک چند وبگاه را وارد نمائید. برای این کار از سایدبار سمت چپ صفحه، روی گزینه Add subscription کلیک نمائید، و در کادر باز شده، آدرس وبگاه مورد نظرتان یا آدرس خوراک آنرا وارد کنید و گزینه Add را فشار دهید. بدین ترتیب نام وبگاه وارد شده در لیست خوراکهای شما قرار می گیرد و با کلیک روی آن می توانید آخرین مطالبش را ببینید.

البته گوگل ریدر، امکانات جانبی بسیاری علاوه بر دسته بندی کردن فیدها در اختیارتان قرار می دهد که از آن جمله می توان به به اشتراک گذاری مطالب و افزودن نکاتی به مطالب اشاره نمود.

آقای محمدتقی مروج، از نویسندگان کتابهای آموزشی کلید، در یک مجموعه مدون به آموزش کاربردی و تصویری گوگل ریدر پرداخته اند. شما می توانید این آموزش را از اینجا یا اینجا دانلود کنید.

پ.ن۱: اگر شما وبلاگ نویس هستید و می خواهید دستی به سر و روی خروجی خوراک وبلاگتان بکشید، حتماً “همه چیز درباره فیدبرنر” را ببینید.

پ.ن۲: اگر خواننده بلاگ نوشت هستید، پس مشترک خوراک آن شوید تا مطالب آنرا بصورت رایگان در خوراک خوان تان تحویل بگیرید.

Face Off 11 : سنجاقک vs سینادیلی

جمع و جور شدن فیس آف یازدهم خیلی طول کشید اما بالاخره طلسمش شکست و موفق شدیم بین دو مالزی نویس برگزارش کنیم.

در این فیس آف، علاوه بر سوالات متداول وبلاگی، از دو شرکت کننده محترم خواستیم تا درباره شرایط زندگی در مالزی هم کمی بنویسند تا علاقمندان به مهاجرت هم بی نصیب نمونند.

طراح لوگو: چشم غمگین
طراح لوگو: چشم غمگین

سنجاقک (فاطمه قدیانی)

فاطمه قدیانی نویسنده وبلاگ “سنجاقک” به آدرس www.sanjaaghak.blogfa.com (خمیرمایه)، متولد اول فروردین یکی از سالهای دهه شصت (البته قطعاً هجری شمسی!)، متأهل و دانشجوی کارشناسی رشته ارتباطات می باشد. ایشان در حال حاضر  ساکن سایبرجایای مالزی می باشند.

کتابهای مورد علاقه شان را می توانید در Good Reader ببینید، موزیکهای مورد علاقه شان هم به دلیل بی شمار بودن در این مجال نمی گنجید که بازگو شوند! اما باغ های کندلوس، شب های روشن، گوزن ها، لیلا، خیلی دور- خیلی نزدیک، ۲۱ Grams, Amelie, Juno و… از فیلمهای مورد علاقه شان هستند.

خانوم قدیانی از سبز، لیمویی، سرمه ای و فیروزه ای خوششان می آید و بین حیوانات نیز فقط و فقط دلفین را دوست می دارند! اگر خواستید ایشان را به ضیافتی دعوت کنید لطفاً یکی از این غذاها را سرو نمائید: ماکارونی، حلیم بادمجان، شیشلیک و انواع سوپ ها و سالادهای با حال!

سنجاقک از خود چنین می گوید:

““دلم که تنگ می شود، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم، گاهی که می خندم، اشکی می ریزم، شوقی دارم، بی حوصله می شوم، می دانم که اینجا هست! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم. دلم که تنگ می شود، سنجاقکم هست، لبخند می زنم.”
بیشتر از سه ساله که فقط برای ثبت حرف هام وبلاگ می نویسم. خودم هم ارتباطات با گرایش روزنامه نگاری می خونم. هیچ چیز مثل کتاب و موسیقی و رنگ برای من در زندگی لذت بخش نیست. خیلی آدم به جوشی نیستم، در دنیای واقعی شاید یک جورهایی خجالتی و کم حرف هم هستم. آشپزیم خوبه (البته به اعتراف سجاد). علاوه بر بحث های ارتباطی، جامعه شناسی و سینمایی به خریدکردن هم علاقه ی زیادی دارم! به صورت “نان استاپ” موسیقی در زندگی من جریان داره.”

سینا دیلی (سینا راحتی)

سینا راحتی نویسنده وبلاگ سینا دیلی از مالزی به آدرس www.sinadaily.com (خمیرمایه)، در ساعت چهار و نیم صبح روز دوم اسفند سال شصت به دنیا آمدند. ایشان لیسانس کامپیوتر ( گرایش مالتی مدیا) دارند و در مالزی ساکن اند.

جناب آقای راحتی، بوی بهشت با صدای حسام الدین سراج را دوست دارند و آبی آسمانی از رنگهای مورد علاقه شان می باشد. ژانر فیلمهای مورد علاقه شان هم پلیس آهنین ۲ و راه سبز است. فیل و پنگوئن را می پسندند و خورشت بامیه، بادمجان و قرمه سبزی از غذاهایی است که دوست می دارد.

سینا راحتی چنین از خودش می گوید:

“من سینا راحتی بیست و شش یا هفت ساله هستم . از سه سال و خورده ایی پیش هم در مالزی زندگی میکنم و درس میخوانم و کار میکنم .  وبلاگم را تاسیس کردم چون از تنهایی و غربت در حال مردن بودم و وبلاگ و ارتباط با مخاطب بسیار به من کمک کرد تا بتونم از اون شرایط سخت بیرون بیام .

خارج از وبلاگ

همانطور که عرض کردم، در این فیس آف یک سوال ویژه از دو شرکت کننده عزیز داشتیم. و آن اینکه کمی از شرایط زندگی در مالزی برای مان بگویند:

سنجاقک: یک شرکت هایی هستند که خدمات مشاوره مهاجرت می دهند، اگر خواستید آدرسشون رو دارم! (این سوال از اون سوال هاست که برای من جواب دادنش سخته و به سبک زندگی هر کسی بستگی داره و فقط می تونم بگم زندگی در مالزی بد نیست.)

سینا: والا حدود سه سال و خورده ایی پیش که من مالزی اومدم تعداد ایرانیها خیلی زیاد نبود اما از حدود دو سال پیش یک جوی راه افتاد و بسیاری ایرانی اینجا اومد که به نظر من هم مثبت هست و هم میتونه منفی باشه .
جنبه منفی از آن جهت که یک عده که در ایران سطح علمی و یا رفتاری پایینی داشتند و از جامعه و اطرافیان طرد شدند به مالزی اومدند و رفتارهاشون داره کم کم باعث این میشه که دید مثبت مردم مالزی به ایرانیها عوض بشه .

کارپیدا کردن برای یک ایرانی در مالزی کار آسانی نیست دلیل اصلی اش هم این است که اولا ویزای کار برای کارفرما دردسر  و هزینه دارد و دومش هم این است که غالب ایرانی های اینجا زبان های انگلیسی ضعیفی دارند البته این را هم بگویم که ایرانی های اینجا اعتماد به نفس زیادی ندارند و فکر میکنند توان رقابت با چینی مالزیایی ها را ندارند در صورتی که به نظر من ایرانی ها بسیار توانمندند و خیلی هاشون اگر در سایت های شغل یابی ثبت نام کنند میتونند کار پیدا کنند  .

اما درامد در مالزی طوری تنظیم است که بتونید به راحتی زندگی کنید اما پولدار نشوید . میتونم اینجوری بگم که درامد نرمال قشر تحصیل کرده بین سه تا هفت هزار رینگیت متفاوت هست( هر رینگیت :۲۹۰ تومان) . البته من خودم کسی را میشناسم که بیش از پنجاه هزار رینگیت حقوق میگیرد اما او یک مدیر ارشد از انگلستان است که توانایی مدیریت دوازده کمپانی را دارد
در مورد خرج زندگی هم باید بگم که تقریبا تو مایه های همین تهران خودمان است . بعضی چیز هایش خیلی ارزان تر است مثل اجاره خونه و یا گوشت قرمز و بعضی چیزهایش گران تر مثل لباس و لبنیات اما در کل ۲ نفر با اجاره خونه معمولی و خرج معمولی  میتونند با ۲ تا دو هزار و پانصد رینگیت به خوبی زندگی کنند  .

خانوم دکتر احمدنیا، خواستند در همین رابطه پرسیده شود که مهاجرت به مالزی بصورت مجردی بهتر بود یا متأهلی؟

سنجاقک: در هر دو حالت می تونه خوب باشه و هر کدوم تجربه ای متفاوت برای خودشون هستند. البته در حالت مجردی شاید خیلی دلتنگی و احساس تنهایی به وجود بیاد.

سینا: به طور قطع یقین مجردی بهتر بود چون سختی هایی که اول مهاجرت کشیدم پدری از من دراورد که یاداوری اش چهار ستون بدنم را میلرزاند .
البته شاید اگر متهل بودم دیگر مشکل دپرس شدن و افسردگی به سراغم نمیامد و سعی میکردن زندگی بهتری داشته باشم .

البته پول حلال مشکلات است و اگر کسی پول کافی دارد فرقی واقعا نمیکند چون اینجا همه جور چیز بنا به هر سلیقه ایی وجود دارد .

و اما برگردیم به روال عادی فیس آف و پرسش و پاسخهای وبلاگی:

۱- فواد: چه حسی باعث می‌شه که آدم با شرایطی که خارج از ایران داره باز هم بخواد با زبان فارسی وبلاگ بنویسه و با مخاطبان فارسی زبانش ارتباط برقرار کنه؟

سنجاقک: در واقع من هیچ وقت از ایران جدا نشده و نمی شم که بخواهم به زبان فارسی وبلاگ ننویسم. البته من نمی دونم که شرایط مورد نظر شما که اشاره کردی چی هست اما فکر می کنم که وبلاگ نویسی به فارسی خیلی به موقعیت مکانی وابسته نیست.

سینا: ما ایرانی ها به قطب جنوب هم سفر کنیم باز همزبان و همدل خودمون و پیدا میکنیم . اگر به اغلب ایرانیهای سراسر جهان نگاه کنید همه سعی میکنند با ایرانیها رفت و آمد کنند و کمتر میشود که ایرانی باشد و از دیگر ایرانیها ببرد و ارتباط نداشته باشد . من به شخصه هر جای دنیا که باشم خودم را متعلق به ایران میدانم و هر روز صبح تا همه خبر های ایران را نخوانم و دو کلام فارسی حرف نزنم آرامش نمیگیرم .

۲- فکر می کنید حضور شما در کشوری خارج از ایران باعث شده که حال و هوای پست هاتون با حال و هوای وبلاگ هایی که از داخل ایران نوشته میشه متفاوت باشه؟

سنجاقک: فکر می کنم که روزمرگی ها و جنس واگویه هام با زمانی که در ایران بودم فرق کرده باشه. به هر حال زندگی در خارج از ایران حس های جدیدی در آدم به وجود میاره که در قطعا در نوشته های آدم بی تاثیر نیست. البته بعید می دونم که خیلی حال و هوای نوشته های وبلاگ من عوض شده باشه.

سینا: فکر میکنم کمی دید من نسبت به ایران و شرایط ایران فرق کرده چون از بیرون به ایران نگاه میکنم . در کل جواب سوالتون بله است.

۳- آیا وبلاگ های غیر ایرانی رو هم دنبال می کنید؟ اگر پاسخ تون مثبت هست، به نظر شما چه تفاوت عمده ای بین وبلاگستان فارسی و وبلاگستانهای کشورهای دیگه وجود داره؟

سنجاقک: نه، وبلاگ های غیر ایرانی رو دنبال نمی کنم.

سینا: راستش را بخواهیدنه . اما شده بشینم و وبلاگ چند نفر خارجی را بخوانم اما اینکه دنبال کنم نه اصلا .

۴- فواد: آیا شده با جامعه‌ی وبلاگ نویسان ایرانی در کشور محل سکونت تون در تماس باشید؟ یا حتی جمع کوچکی از وبلاگ‌نویسان ایرانی در اونجا رو دور هم جمع کنید؟

سنجاقک: خیر. خیلی علاقه ای هم به این کار ندارم. جز وبلاگ عکاسی نفیسه مطلق هیچ وبلاگ فارسی در مالزی رو دوست ندارم.

سینا: بله . چند تا از وبلاگ نویس ها را حضوری دیدم و با چند تای دیگه در تماسم . تصمیم هم داریم یک جلسه وبلاگی راه بندازیم تا همه رو دور هم جمع کنیم .

۵- فواد: محدودیت‌های جامعه‌ی مالزی که مثل ایران یک کشور اسلامی به حساب میاد در مقایسه با ایران چقدر متفاوت است و اگر کمتر است، چه تاثیری بر روابط اجتماعی، انسانی و حتی وبلاگ‌نوسی شما گذاشته است؟

سنجاقک: نسبت به ایران که شاید اصلا محدودیتی نداشته باشه اما هیچ تاثیری روی روابط انسانی، اجتماعی و نحوه وبلاگ نویسی من نذاشته. البته آزادی دسترسی به اطلاعاتی که در مالزی وجود داره قطعا لذت بخشه.

سینا: راستش را بخواهید مالزی به صورت اسمی کشور اسلامی است اما در عمل هر کسی به کیش خود عمل میکند . اینجا درصد بالایی از جمعیت را بودایی ها ، مسیحیها و ادیان و نژاد های دیگر تشکیل میدهد و هر کسی میتونه طبق آداب و رسومش رفتار کند و کسی هم به کسی کار ندارد .

این پدیده اینقدر جالب است که در طبقه پایین قمار خانه ( کازینو ) نمازخانه هم وجود دارد .

۶- آیا اونجا هم پدیده ای مثل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ وجود داره؟ نظرتون درباره اینجور برخوردها چیه؟

سنجاقک: ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی وجود نداره اما نرم افزارهایی در بازار هست که امکان اعمال کنترل رو به خانواده ها می دهد. من به شدت با ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی مخالفم و به نظرم یک نوع توهین به مردم هم هست.

سینا: والا من که تا الان به سایت ف.ی.ل.ت.ر شده برخورد نکردم اما شنیدم سه یا چهار تا از سایت های سیاسی را ف.ی.ل.ت.ر کردند . به نظر من ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ تنها راه را برای رسیدن به هدف سخت میکند وگرنه من که ایران بودم دوستان هر سایتی را که میخواستند باز میکردند . در کل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ اخلاقی را میپسندم آن هم در محیط های آموزشی ولاغیر .

۷- تا چه حد ابزارهای وب۲ (خوراک خوانها مثل گوگل ریدر، سرویسهای مینی بلاگینگ مثل توئیتر، شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و…) در دنیای مجازی شما رخنه کرده اند؟

سنجاقک: خیلی زیاد. شاید بیشتر وقت من در دنیای مجازی با همین ها می گذرد. شخصا وابستگی زیادی به گوگل ریدر، توییتر و فرندفید دارم.

سینا: راستش را بخواهید زیاد رخنه نکرده است . عضو فیس بوک نشده ام چون خاطره خوبی از اورکات نداشتم و زیاد هم از گوگل ریدر استفاده نمیکنم.

۸- فکر می کنید که ظهور ابزارها و سرویس های جدید وب چه تاثیری در نقش وبلاگها دارند؟ آیا موجب تقویت جایگاه اونها میشن یا اینکه جایگاهشون رو متزلزل می کنند؟

سنجاقک: فکر می کنم در صورتی که وبلاگ نویس ها به استفاده از این ابزار ها روی بیارن باعث معرفی و تاثیر گذاری بیشتر وبلاگ ها می شه.

سینا:

۹- زندگی مجازی براتون شیرینتره یا زندگی حقیقی؟ اگه قرار باشه یکی رو انتخاب کنید کدومش رو ترجیح میدید؟

سنجاقک: هر دو شیرینی و تلخی های خودشون رو دارن. بدون هیچ کدوم کامل نیستم. از ترجیح هم خبری نیست چون هر کدوم اون یکی رو کامل می کنن و به قول معروف هر گلی بوی خودش رو می ده!

سینا: قطعا زندگی واقعی برایم شرین تر است و وبلاگ برای من جایی است که حرفهایم را بزنم و احساس آرامش کنم .

۱۰- هر چه که مجال گفتنش رو نیافتید…!

سنجاقک: گفتم که من کم حرفم، تا همین جا هم خیلی حرف زدم که حالا بخوام چیز اضافه تری هم بگم.

سینا: تورو به خدا بگویید همین جوری پا نشند و زندگی را بفروشند و بیایند مالزی . اینجا حلوا پخش نمیکنند . اگر واقعا پشتوانه مالی خوبی دارند حرفی نیست که بیایند و درس بخونند اما خیلی میبینم که میایند و بعد چند ماه دست از پا دراز تر بر میگردند ایران .

و اما سوال آخر:

نظرتون درباره پروژه ای مثل Face Off یا پروژه های مشابه چیه؟ آیا تاثیری هم می تونند داشته باشند؟

سنجاقک: برای سرگرمی جالب و خوبه.

سینا: کار بسیار خوب و طاقت فرسایی برای مدیرانش است که امیدوارم از آنجا که پشتوانه مالی ندارند بتوانند دوام بیاورند و زنده بمانند .

نتیجه نظرسنجی FaceOff 11:

در پایان یک هفته نظرسنجی، آقای سینا راحتی با کسب ۶۰% آرا بعنوان برنده فیس آف انتخاب شدند.


۵۰ راه ساده برای بدست آوردن مشترکان خوراکی بیشتر

این مطلب ترجمه آزادی است از ۵۰ Simple Ways to Gain RSS Subscribers که در وبلاگ معتبر Daily Blog Tips منتشر شده است.

البته به نظر می رسد که برخی از روشهای ارائه شده در این مطلب، در وبلاگستان فارسی کاربرد ندارند و یا حداقل عرف نیستند، اما به هر حال بسیاری از آنها می توانند راهگشا باشند.

اکثر وبلاگ نویسان، عاشق خوانندگان خوراکی خود هستند. علاوه بر این اکثر آنها دوست دارند که مشترکان خوراکی جدیدی هم بدست آورند. خیلی مسرّت بخش است، اگر یک روز صبح از خواب برخیزید و ببینید که شمارنده فیدبرنر وبلاگتان ۲۰۰-۳۰۰ شماره جهش داشته است! اینطور نیست؟!

اما متاسفانه گویا چنین روزهایی به ندرت دیده می شوند و اکثر وبلاگ نویسها مدت زمان زیادی را صرف می کنند تا بتوانند تعداد اندکی مشترک جدید خوراکی را جذب نمایند.

آیا راهی برای حل این معضل وجود دارد؟ آیا روشی هست که بتواند تاثیر شگرفی روی تعداد مشترکین خوراک وبلاگ بگذارد؟

البته که هست! افراد زیادی در این باره نوشته اند، اما من هم می خواهم نظرم را در این باره عرضه کنم. من در این مطلب سعی کرده ام تا ۵۰ ایده ای را که برای افزایش دادن تعداد مشترکین خوراکی وبلاگ به ذهنم می رسد را لیست کنم. امیدوارم که به کار آید!

ادامه خواندن ۵۰ راه ساده برای بدست آوردن مشترکان خوراکی بیشتر

Face Off 10 : جوزف vs کاپیتان بدون هواپیما

کی گفته ما فقط سراغ  وب۲یی ها یا پربازدیدها میریم؟! مگه وبلاگ نویسی به وب۲یی بودنه؟! مگه کسایی که برای دل خودشون می نویسن، تازه شروع کردن، رفت و آمد ندارن، وبلاگشون، وبلاگ نیست؟! اصلاً کی گفته وبلاگ رو باید با این ترازوها، وزنید؟! حداقل ما توی Face Off به این چیزا اهمیت نمیدیم!

اینا رو گفتم که منتشر نشدن فیس آف ۱۵ مهر رو لاپوشونی کنم!

مهمانان فیس آف دهم، یه روزایی خیلی پرکار بودن اما الان مدتیه که وبلاگاشون رو دیر به دیر آپ میکنند. البته دنیای مجازی رو ترک نکردن، وبلاگها رو هم، همچنان دنبال می کنند، فقط خودشون کمتر می نویسند.  شخصاً دلایلی که در اینجور مواقع بیان میشن رو، فقط بهونه میدونم، شما رو نمیدونم! امیدوارم این فیس آف بهوونه ای بشه برای اینکه دوباره شاهد حضور فعال جوزف و کاپیتان عزیز در وبلاگستان باشیم!

طراح لوگو: چشم غمگین
طراح لوگو: چشم غمگین

J.O.Z.E.P.H

جوزف صداش می کنند! من که نتونستم اسمش رو از زیر زبونش بکشم. همه دور و بری هایی هم که ازش می شناسم اسم مستعار دارند! چهاردهم آذر دهه شصت متولد شده (متوجه شدید که چطور ما رو پیچوند؟!). دانشجوی ترم آخر کامپیوتره، مجرده و تهران زندگی می کنه.

متال بازان بدانند که جوزف همه نوع موسیقی دوست داره، به جز متال! The Professional یا همون لئون فیلم مورد علاقشه. پیتزا هم دوست داره (خوش بحال همسرش که دیگه نیاز نیست غذا بپزه!). استقلالی هست یا نه با خودش، اما آبی و نارنجی از رنگهای مورد علاقه جوزف محسوب میشن.

“مهم نیست که کی هستم و کجای این روزگار دارم دنبال آرزوهام میگردم. مهم اینه که وبلاگی دارم و تونستم خوانندگانی رو با نوشته های خودم سر گرم کنم که دوستان خوبی برای من شدند. همین که به خودم ثابت کردم و تونستم به نوعی شخصیت سازی کنم و جوزف رو توی دنیای مجازی بین گروهی از شماها جا بدم، برام ارزشمنده. تو وبلاگم از همه چی مینویسم و در کنارش عکاسی هم هست… بیشتر دوست دارم روی خوش زندگیم رو با دوستانم قسمت کنم و از غم و غصه هایی که کم هم نیستن، ننویسم. عکسهایم را هم دوست میدارم. عکاس حرفه ای نیستم ولی به قول دوستان چشم های خوبی دارم که صحنه ها رو خوب میبینند. البته با عینک”

آدرس وبلاگ: www.jozeph.blogfa.com – (خوراک وبلاگ)

کاپیتان بدون هواپیما

از زیر زبون کاپیتان هم نتونستم اسم واقعیش رو در بیارم. حتی یه آواتر هم بهمون نداد و همچنان در اون قسمت هم اصرار داشت که “کاپیتان بدون هواپیما” باقی بمونه. کاپیتان جوان، دهم مهر ماه ۶۳ متولد شد، دانشجوی ترم آخر مکانیکه، مجرده و در شیراز سکونت داره.

کاپیتان از اونجایی که وقت خوندن درسای خودش رو هم نداره، زیاد اهل مطالعه نیست اما اگه وقت کنه دوست داره رمان بخونه. از موسیقی های آروم خوشش میاد اما معتقده که هر لحظه موسیقی خاص خودش رو می طلبه. همانطور که هر رنگی یه جایی قشنگه! (روانشناسی رنگ من میگه که کاپیتان از اوناییه که طرفدار تیم برنده است!)

غذای مورد علاقه، شکرپولوی شیرازی هاست، و به دلیل تنبلی، حیوون موردعلاقه تنبل! (که البته ایشون اشتباهاً تنبل رو با کوآلا مترادف دونستند!)

“من عاشق پروازم، عاشق سفر به جاهای دور دست، البته دارم تلاش میکنم به آرزوم برسم. وبلاگم هم خیلی دوسش دارم، وقایع مهم زندگیمو مینویسم، یه جور سنگ صبورمه که شاید نتونم همتایی واسش توی زندگیم پیدا کنم گاهی اوقات هم از وقایع روزگار مینویسم، گاهی هم راجع به پرواز”

آدرس وبلاگ: www.captainos.blogspot.com – (خوراک وبلاگ)

۱- وبلاگ کجای زندگی شما جای دارد؟ حاشیه است یا اصل؟!

J.O.Z.E.P.H: گاهی اصل و گاهی حاشیه… همه چیز از یک تجربه شروع شده است. در زندگیم زمانی وجود دارد که به “تنهایی” معروف است. من شاید به نوعی تنهاییم را با وبلاگ پر کرده ام! اوایل خیلی برایم مهم بود اما مدتیست دارد به حاشیه میرود و این خیلی خوب است. چون مجال زندگی در دنیای واقعی را به من خواهد داد.

کاپیتان: هیچ کدوم، وبلاگ در جای خودشه، یه قسمتی از زندگیم.

۲- به نظر می رسد وبلاگتان را بارها تا آستانه متروک شدن پیش برده اید. چرا دیر به دیر وبلاگتان بروز می شود؟

J.O.Z.E.P.H: وبلاگ من آینه ی احوالات من است. اینکه مسافرتی میروم. چیزی میخوانم. فکری میکنم و..و..و… خودشان را در وبلاگ نشان میدهند. شاید تکراری شدن بزرگترین دلیل متروک ماندن و ترک وبلاگ نویسیم باشد. برای من به شخصه وجود خوانندگان و حمایت هایشان بزرگترین مشوق و عامل ایجاد انگیزه برای ادامه ی کار وبلاگ بوده است. البته درگیری های روزمره و بخصوص این روزهای اخیر فرصتی برای به روز بودن باقی نمیگذارد.

کاپیتان: اولاً بیشتر ترجیح میدم خواننده باشم تا بنویسم اما خوب این سوال جواب طولانی داره، اما اینطور میتونم بگم مشغله نتونسته جلوی وبلاگ نوشتم رو بگیره، هرچند کم بنویسم، یه دلیلم میتونه فیل.تر.ینگ و همینطور سرعت پایین اینترنت باشه، اما اکثر اوقات برای تنبیه کردن خودم ننوشتم، میتونم بگم از دست خودم ناراحت بودم.

۳- چرا مستعار می نویسید؟ هیچ وقت شده آرزو کنید که کاش با نام واقعی وبلاگ نویسی می کردید؟

J.O.Z.E.P.H: به ندرت. زمانی تصمیم گرفتم با هویت واقعی بنویسم که با عکس العمل هایی از خوانندگان مواجه شدم که من رو از این تصمیم منصرف کردند. مستعار بودن هم ماجرای ساده ای دارد و بر میگردد به قول و قرار های دوران دبیرستان و انتخاب نام هایی جایگزین که “یوسف” نصیب من شد. به هر حال لذتی در مستعار بودن هست که در واقعی بودن نیست و برعکس!

کاپیتان: خوشبختانه از همون اول تصمیم به نوشتن با نام مستعار کردم اما همونطور که میگن ماه پشت ابر پنهان نمیمونه، لو رفتن هویتم مجبورم کرد که دوبار آدرسمو عوض کنم، اما این پایانی نداشت و دوباره با وجود اینکه دلم میخواست از دیدٍ آشنایان مخفی بمونم، پیدا شدم، اما دیگه واسم عادی شده، البته این باعث خود سانسوری میشه که من کاملاً احساسش میکنم اما راجبه نوشتن با نام واقعی خودم، راستش آره دلم میخواد و این تصمیم و دارم اما زمانی که از ایران برم.

۴- به نظر شما وبلاگ نویس چقدر آزاد است؟

J.O.Z.E.P.H: راستش رو بخواید تا بحال زیاد بهش فکر نکردم. اما همیشه سعی کردم از همه چیز بنویسم و مطالبی رو که مینویسم از فیلتر وجدان خودم عبور بدم. به زبان ساده تر اینکه، طبق یک چهار چوب خاص نمینویسم. اما خیلی چیزها رو هم که بد میدونم بیان نمیکنم.

کاپیتان: از چند جنبه میشه برسی کرد، سیاسی که کاری ندارم، اما از جنبه ی اجتماعی میتونه کاملاً آزاد باشه، اما نمی تونه آزاد بنویسه، به هر حال مشکلاتی هم وجود داره.

۵- چه وبلاگهایی را دنبال می کنید، به سراغ کدامها نمی روید؟

J.O.Z.E.P.H: معمولا طبق عادت و سلیقه اولین چیزی که توی وبلاگ چشمم رو میگیره رنگ بندی قالب و ترکیب قرار گرفتن مطالب هستش که شاید خیلی کم اهمیت به نظر بیاد ولی به نظر من اون چیزی که به یه مطلب خوب و پر محتوا، بیننده میده، همین نکته های ظریف و دقیق طراحی وبلاگ هستش. معمولا عکس بلاگها ، آی تی نویس ها و همچنین اونهایی که از تجربیات زندگی روزمره شون مینویسند رو بیشتر از بقیه میپسندم. مینیمالیست ها رو هم دوست میدارم. به سراغ بقیه هم اگر بروم، زود بر میگردم…

کاپیتان: در کل میونه خوبی با وبلاگ های شعر و شاعری و عاشقانه ندارم، از وبلاگ هایی که هم که با قلم ساده تجربیاتشون رو مینویسن خوشم میاد. در ضمن اینو هم اضافه میکنم از وبلاگ هایی هم که دنبال مطرح شدن و بالا بردن آمار وبلاگشون به هر نحوی هستن هم کاملاً متنفرم یا اینکه وبلاگو جایی برای پول ساختن میدونن.

۶- خوراک خوان هستید یا دم در وبلاگها می روید؟

J.O.Z.E.P.H: مسلما دم در میروم. ترجیح میدهم محتویات وبلاگ را با شکل و شمایلی که نویسنده میخواهد، ببینم.(همون قضیه ی قالب و رنگ و لعاب)

کاپیتان: راستش چند بار سعی کردم از خوراک استفاده کنم. بنظرم هم خیلی خوب اومد. اما ترجیح میدم به وبلاگا سر بزنم، این مثل این میمونه که به خونه ی دوستت بری. یه جورایی با قالب وبلاگا میتونم شخصیت نویسنده رو لمس کنم، قالب وبلاگ بوی نویسندش رو میده.

۷- جایگاه وبلاگ را در جامعه ایرانی چگونه ارزیابی می کنید؟ آینده را چطور می بینید؟

J.O.Z.E.P.H: جوابی ندارم که بدهم. فقط اینکه دوست دارم کمتر و کمتر خداحافظی وبلاگ نویس ها رو نظاره گر باشم.

کاپیتان: یادمه ترم اول دانشگام یعنی پنج سال پیش بود که اولین وبلاگ رو خودنم. اون موقع اصلاً نمیدونستم وبلاگ چیه. اما از این سبک وب خیلی خوشم اومد. دو سال به خوندن ادامه دادم و بعد خودم هم شروع به نوشتن کردم. متاسفانه تا زمانی که وضعیت اینترنت در ایران مشخص نشه وبلاگ جایی در عموم نخواهد داشت، اگه بخوام جواب این سوال رو بدم یه قالب کلیشه ای پیدا میکنه که هممون میدونیم، از این جور جوابها خوشم نمیاد.

۸- رابطه تان با سرویسهای وب۲ مثل فیس بوک، توئیتر، فرندفید و… چطور است؟

J.O.Z.E.P.H: با ظهور وب۲ و امکانات و ابزارها و الگوهای جدید طراحی صفحات وب، جذابیت سایتهای اینترنتی بالا رفته است. همچنین سهولت در کار کاربر ها و اینکه محیط های متنوع به همراه فعالیت های گروهی، وسوسه انگیز است. اما به شخصه بعد از آغاز هجوم فیلترینگ به برخی از این سایت ها با خودم لج کردم و دیگه به سمتشون نرفتم. شاید یکجور ترس از تکنولوژی های جدید و اندکی هم دلایل شخصی…

کاپیتان: در کل علاقه ی چندانی ندارم، اما فیس بوک رو به دلیل اصرار دوستان قدیمیم که خیلی هاشون دیگه در دسترس نیستن و همینطور با خبر بودن ازشون مرتب چک میکنم.

۹- کدامیک از این سوژه ها را برای وبلاگ نویسی بیشتر می پسندید؟ امکانات جدید Google Reader – شامی که دیشب درست کردید – عدم موافقت با عضویت ایران در شورای امنیت

J.O.Z.E.P.H: شاید هیچ کدام… اما شام دیشب را بیشتر میپسندم. چون هم مزه اش را حس کرده ام و هم رنگ و قیافه اش را دیده ام و شاید هم عکسی از غذا که بیان کننده ی همه ی حس و حال من، دیشب سر میز شام است.

کاپیتان: شامی که دیشب درست کردم

۱۰- آنچه که مجال گفتنش را نیافتید…!

J.O.Z.E.P.H: راستش فکر میکنم دعوت من به فیس آف خیلی زود انجام شد و من تجربه ی زیادی در زمینه ی وبلاگ نویسی ندارم که بتونم درست و حسابی جواب و سوال ها رو بدم. همچنین ممنونم از همه ی اونایی که واسه این پروژه تلاش میکنند و زحمت میکشند.

کاپیتان: راستش تا حالا به این سوالا فکر نکرده بودم، جالب بود واسم، خوشحالم که تونستم توی این پروژه که از روز اول دنبالش کردم و به مطالب جالبی هم رسیدم شرکت کردم. در آخر از خلاقیت و نبوغ دوست عزیزم صادق خان جم تشکر میکنم که این فرصت رو به بچه های وبلاگستان داده تا با نظرات همدیگه آشنا بشن.
آرزوی موفقیت برای تک تک ِ وبلاگ نویسا علی الخصوص دوست گلم صادق خان جم و همینطور خانم محترمشون دارم.
اما خوبه که سوالی هم با این موضوع اضافه بشه که وبلاگ نویسی چه تغییر و تاثیری در زندگیتون داشته ؟ که برای من یه سری تجاربی که با هیچ چیر نمیشه بدست آورد.

و اما سوال آخر

حدس بزنید! چه کسی رقیب فیس آفی شماست؟!

J.O.Z.E.P.H: با توجه به سوالها و حدسهایی هم که نمیشه زد، بعید میدونم “صفا در ال ای” رو در روی من باشد!؟

کاپیتان: حس میکنJozeph، درسته؟ شایدم یکی دیگه از دوستان!

نتیجه نظرسنجی Face Off 10:

کاپیتان بدون هواپیما با کسب ۵۳% آرا از نظر خوانندگان بعنوان برنده فیس آف انتخاب شد.