انجمن وبلاگ‌نویسان گیلان

عصر روز دوشنبه ۲۰ شهریور ماه، اولین همایش رسمی وبلاگ‌نویسان در گیلان برگزار شد. گرچه این همایش اصلاً در حد و اندازه‌های وبلاگ‌نویسان گیلانی نبود، و حتی به ظن خیلی‌ها بدنام کننده آنان بود، ولی بالاخره می‌بایست از جایی شروع می‌شد و شروع گیلان هم شاید از اینجا بود.

همایش توسط پرشین‌بلاگ و با عنوان افتتاح «انجمن هواداران پرشین‌بلاگ گیلان» برگزار شد. اما آنچه باعث شد من در این همایش باشم، توضیحی بود که در کنارش دادند: «نام پرشین‌بلاگ بهانه‌ای است برای اینکه بتوانیم دور هم باشیم.»

راستش را بخواهید مدّتی است که ناخودآگاه وبلاگ‌های پرشین‌بلاگ را تحریم کرده‌ام و به آنها سر نمی‌زنم. باور کنید بی‌خود به آن گیر نداده‌ام، نه با مدیران پرشین‌بلاگ پدرکشتگی دارم و نه از سرویس‌های دیگر پول گرفته‌ام! حتّی برای پرشین‌بلاگ احترام خاصّی هم قائلم، چون وبلاگ‌نویسی را با این سرویس‌دهنده شروع کردم. اما امروز پرشین‌بلاگ از نظر من «قبرستان وبلاگ‌ها»ست. دلیل اصلی‌اش هم طراحی ضعیف و غیراستاندارد صفحاتش است که موجب کند شدن بیش از اندازه این صفحات شده است.

آزمایش کنید: یک صفحه از وبلاگهای مشابه را روی سرویس‌دهنده‌های مختلف به همراه یک صفحه از وبلاگهای پرشین‌بلاگ همزمان باز کنید تا تفاوت لود شدن صفحات را کاملاً حس کنید.

حتی صفحه اول سایت پرشین‌بلاگ که این روزها با طراحی جدید و به اصطلاح نسخه جدید عرضه می‌شود هم این مشکل را دارد. بارها و بارها هم وعده بهبود یافتن این وضعیت داده شد ولی تغییری تا امروز ندیدم.

وبلاگ‌های خوب بسیاری روی سرویس‌دهنده‌های دیگر هستند که می‌توانند ارضایم کنند، لذا لزومی نمی‌بینم پول و وقتم را صرف باز شدن وبلاگهای تحت پرشین‌بلاگ کنم. بیشتر به همین خاطر هم بود که نمی‌خواستم به این همایش بروم. ولی از سوی دیگر دلم نمی‌آمد در نخستین همایشی که خارج از تهران و بیخ گوشم، در لاهیجان، برگزار می‌شود، نروم.

یکی از برنامه‌هایی که در این همایش گنجانده بودند، رأی‌گیری برای تعیین مدیران «انجمن هواداران پرشین‌بلاگ» بود که در کنار آن می‌خواستند «انجمن وبلاگ‌نویسان گیلان» را هم تشکیل دهند و مدیرانی برای آن هم انتخاب کنند. ولی متاسفانه به دلیل تبلیغات ضعیف همایش، خیلی‌ها نیامده بودند، بسیاری هم بدلیل مشکلی که با پرشین‌بلاگ و کلاً سرویس‌دهنده‌های داخلی داشتند، نیامده بودند و این شد که به نظر من شرکت‌کنندگان در همایش به هیچ وجه نمی‌توانستند نماینده بلاگرهای گیلانی محسوب شوند.

بسیار سعی می‌شد که آگاهانه یا ناآگاهانه انجمن هواداران پرشین‌بلاگ و انجمن وبلاگ‌نویسان گیلان با هم ادغام شوند. روی این موضوع ساعت‌ها بحث کردیم.

به نظر من به هیچ وجه این امر نمی‌توانست درست باشد. اصلاً یکی از بزرگترین مشکلات وبلاگ‌نویسان در ایران، مشکلات حقوقی سرویس‌دهنده‌های داخلی هستند.

وبلاگ رسانه‌ای است مستقل و خصوصی. ولی هیچکدام از این ویژگی‌ها توسط سرویس‌دهنده‌های داخلی همچون پرشین‌بلاگ و بلاگفا و… به رسمیت شناخته نمی‌شوند.

نماینده پرشین‌بلاگ با افتخار از این سخن می‌گفت که دولت نمی‌تواند همه وبلاگها را کنترل کند و ما به آنها در فیلترکردن وبلاگهایی که خارج از چارچوب قوانین جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند، کمک می‌کنیم!! گرچه بعید است، اما اگر فردا بگویند سرویس‌دهنده‌های وبلاگ در ایران باید تعطیل شوند، همه وبلاگ‌نویسان تحت آنها باید غزل خداحافظی را بخوانند.

شاید برای خیلی‌ها این حرف مهم نباشد، اما برای من خیلی مهم است که حداقل در فضای سایبر، آزادی عمل و امنیت وجودی داشته باشم. و اگر منطقی فکر کنیم، نه غیرتی، هیچکدام از سرویس‌دهنده‌های داخلی این آزادی و امنیت را به ساکنین‌شان نمی‌دهند. لذا از نظر من نخستین اولویت انجمن وبلاگ‌نویسان گیلان بایستی مقابله با این محدودیت‌های حقوقی و تلاش برای ایجاد امنیت و آزادی برای وبلاگ‌نویسان گیلانی باشد. لذا ادغام آن با «انجمن هواداران پرشین‌بلاگ» ضربه بزرگی است به وبلاگ‌نویسان گیلانی که با ناکارآمد شدن «انجمن وبلاگ‌نویسان گیلان» وارد می‌شود.

به هر حال من و برخی از دوستانی که در این همایش شرکت کرده بودیم، از جمله حدیثه حسینی‌پور، علی و عرفان یوسفی، تمام تلاش خود را بکار بستیم و بالاخره موفق شدیم، این دو انجمن را کاملاً از هم تفکیک نمائیم.

برای شکل‌گیری کامل «انجمن وبلاگ‌نویسان گیلان» قرار بر آن شد که از هر سرویس‌دهنده‌ای بصورت موقت یک نماینده در هئیت موسس شرکت کنند و اساسنامه و سایر کارها را آماده کنند، تا پس از تکمیل شدن آنها طی یک فراخوان عمومی از وبلاگ‌نویسان گیلانی، مجمع عمومی برای تصویب نهایی اساسنامه و همچنین انتخاب مدیران انجمن برگزار شود.

در هئیتی که تشکیل شد، من بعنوان نماینده بلاگر، دوست خوبمان علی یوسفی بعنوان نماینده بلاگفا، ایمان آریامنش بعنوان نماینده میهن‌بلاگ و خانم برومند که رئیس انجمن هواداران پرشین‌بلاگ هم هستند، بعنوان نماینده پرشین‌بلاگ انتخاب شدیم.

شاید خیلی‌ها این رأی‌گیری و این همایش را به رسمیت نشناسند. خودِ من هم از این دسته افراد هستم. ولی اینجا ایران است، سرزمین بی‌دلیل! همه کارها همین‌طوری شکل می‌گیرند و جلو می‌روند.

من در این همایش، وظیفه خودم می‌دانستم که از حق خیل وسیعی از وبلاگ‌نویسان شایسته‌ای که غایب بودند، دفاع کنم. تمام سعی خودم را کردم که تصمیم‌گیری درباره انجمن وبلاگ‌نویسان گیلان به جلسه‌ای مفصل‌تر انتقال یابد، ولی نشد. تنها کاری که از دستم بر‌می‌آمد، این بود که جزء هئیت موسس بشوم تا حداقل از این طریق بتوانم نظرات خود و دوستان غائب را در شکل‌گیری انجمن اعمال نمایم و زمینه را برای تشکیل هرچه سریعتر مجمع عمومی و تاسیس انجمن‌ وبلاگ‌نویسان گیلان، آماده نماییم.

دوستان وبلاگ‌نویس گیلانی! ما بارها و بارها غیبت کردن و گوشه‌نشینی و کناره‌گیری را تجربه کرده‌ایم. فکر نمی‌کنم شایسته باشد بار دیگر گزیده شویم.

انجمنی که تشکیل می‌شود به نام همه وبلاگ‌نویسان گیلانی است، حتی شما. لذا نباید بگذاریم آنرا از چنگمان درآورند. نباید بگذاریم جای ما، برای ما تصمیم بگیرند.

من بعنوان نماینده کوچک شما در این انجمن (گرچه شایستگی لازم را ندارم، ولی اجباراً) پذیرای نصایح، نظرات و پیشنهادات همه وبلاگ‌نویسان گیلانی، درباره نحوه قانون‌گذاری، و برگزاری مجمع عمومی هستم. روی کمک‌تان حساب باز کرده‌ام… انجمن خود را دریابید…

تحلیل نیوزویک درباره وبلاگ احمدی‌نژاد

چرا آقای رئیس جمهور تصمیم گرفتند که یک دفتر یادداشت آن‌لاین داشته باشند؟
رهبران کشورها به ندرت وقت آزاد برای وبلاگ‌نویسی پیدا می‌کنند. اما محمود احمدی‌نژاد می‌خواهد این وضع را تغییر دهد. رئیس جمهور ایران هفته قبل شروع به نوشتن وبلاگی در آدرس www.ahmadinejad.ir نمود که مزین است به عکسی از او در حالیکه یقه پیرهنش باز است ]![ و قلمی بدست دارد. و تعجب برانگیز نیست که این وبلاگ در همین مدت کوتاه چنان سروصدایی به پا کند که خیلی از بلاگرها آرزویش را دارند!
در طی همین چند روزی که از اولین پست رئیس‌جمهور می‌گذرد، Technorati – موتور جستجوی وبلاگها که در سان‌فرانسیسکو مستقر است ـ به آن امتیاز ۳۷۲۲مین وبلاگ را از بین ۵۰ میلیون صفحه وب داده است.
اما شاید مهمترین پرسش این باشد که پشت این کار چه هدفی نهفته است. واضح است که سایت برای مخاطبان بین‌المللی طراحی شده است. سایت علاوه بر آنکه به زبان فارسی منتشر می‌گردد، دسترسی به زبانهای عربی و انگلیسی نیز در آن وجود دارد، ضمن آنکه ترجمه فرانسوی مطالب هم در راه است.
با توجه به نزدیک شدن به ۳۱ آگوست که بعنوان پایان ضرب‌العجل تعیین شده توسط شورای امنیت برای متوقف ساختن فعالیتهای هسته‌ای برای ایران می‌باشد، چنان جای تعجبی ندارد که احمدی‌نژاد در پی جمع‌آوری یک موافقت در بین افکار عمومی جهان نسبت به خود می‌گردد.
واضح است که توسط یک رسانه جمعی جدید، احمدی‌نژاد می‌خواهد پیام خود را به تمام دنیا ابلاغ کند. همچنین وبلاگ، با گستردگی و تجددی که دارد، می‌تواند راه نوینی باشد برای ارسال پیام برای دسته خاصی از مخاطبان مهم که همان جوانان هستند.
مانی منجمی، وبلاگ‌نویس تهرانی، می‌گوید: «او تلاش می‌کند تا با مردمی سخن بگوید که از طریق سایر رسانه‌ها همچون تلویزیون و روزنامه به او توجهی نمی‌کنند.» وبلاگ‌نویس تهرانی دیگری که بدلیل فیلتر بودن وبلاگش برای مدت شش ماه، نخواسته نامش فاش شود، می‌گوید که احمدی‌نژاد در تلاش است تا راهی پیدا کند که نشان دهد زندگی جوانان برایش اهمیت دارد و به فکر آنان است.
اما آیا جوانان ایرانی به این ابراز علاقه پاسخ مثبت خواهند داد؟
نخستین پست احمدی‌نژاد متن بلندی است درباره داستان بیداری دینی و سیاسیش، برخاستنش از خانواده‌ای روستایی و تنگ‌دست، و تشریح اینکه چگونه شاه و روسای خارجیش می‌کوشیدند تا ایران را به غربزدگی بکشانند و چگونه آیت‌اله خمینی این توطئه را ناکام گذاشت.
همچنین از این متن استباط می‌شود که احمدی‌نژاد یکی از دانش‌آموزان استعدادهای درخشان بوده است، یک دیندار عملگرا و یکی از اعضای گارد نخبگان انقلاب در جنگ ایران و عراق.
حسین درخشان، یکی از وبلاگ‌نویسان مطرح ایرانی که اکنون در تورنتو مستقر است، گمان می‌کند که اغلب ایرانی‌ها وبلاگ احمدی‌نژاد را کاملاً باب روز خواهند یافت.
اما قالب کلی وبلاگ شبیه وبلاگهای متداول نیس و تفاوتهایی دارد. در آن لینکهایی به سایتهای رسمی و دولتی وجود دارد که به وبلاگ حال و هوای حکومتی می‌بخشد. مخصوصاً که لینک سایر وب‌سایتها و بخصوص وب‌سایتهای مخالف در آن دیده نمی‌شود.
پست طولانی احمدی‌نژاد هم خوانندگان ویژه‌ای می‌طلبد ولی وی برای حل این مشکل در همان پست وعده داده است که در آینده «کوتاه‌تر و ساده‌تر» بنویسد و «به امید خدا» سخنانش را در کمتر از یک ربع تمام کند.
در نظر گرفتن آزادی بیان هم در این وبلاگ قابل تأمل است. خوانندگان این شانس را دارند که نظرات خود را بگذارند، البته با توجه به اینکه قبل از انتشار، نظراتشان بایستی تائید گردد.
احمدی‌نژاد در وبلاگش به نظرسنجی هم می‌پردازد. او می‌پرسد: «آیا فکر می‌کنید آمریکا و اسرائیل از حمله به لبنان قصد راه انداختن جنگ جهانی دیگری را دارند؟». خوانندگان به این بخش علاقه خاصی نشان داده‌اند، و تا روز چهارشنبه بیش از ۲۱۵۰۰۰ نفر رای دادند، و ۵۱ درصدشان گفتند نه!
از نگاه درخشان این می‌تواند نشانه خوبی باشد. وقتی که او در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری به ایران برگشته بود، توسط ماموران امنیتی بخاطر نوشته‌هایش در وبلاگ مورد بازجویی قرار گرفت. حالا که احمدی‌نژاد به دنیای وبلاگ‌نویسی وارد شده است، درخشان امیدوار است که تهران کمتر وبلاگ‌ها را فیلتر کند و صاحبانشان را بازداشت نماید.

منبع: NewsWeek
ترجمه آزاد از خودم!

گزارش سخنرانی دکتر علی اکبر ولایتی در مسجد جامع شهرستان آستانه اشرفیه

در هر دوره انتخابات ریاست جمهوری، معمولاً نامزدهایی که برای تبلیغات به استان گیلان سفر میکنند، در روز اول سفر خود پس از یکی از نمازهای یومیّه، و اکثراً پس از نماز مغرب و عشاء، در مسجد جامع شهرستان آستانه اشرفیه، برنامه سخنرانی خواهند داشت. این شهرستان که یکی از ۵ شهر مذهبی ایران بحساب می آید، و مدفن دکتر محمد معین نیز می باشد، بیشتر از آن جهت مورد توجه قرار می گیرد که امام جمعه شهرستان، آیت الله امینیان، در کل استان نفوذ خاصی دارد و در اکثر انتخاباتهای مجلس خبرگان رهبری، رای اول استان گیلان را به خود اختصاص می دهد.
دکتر علی اکبر ولایتی، نخستین نامزد انتخاباتی است که به گفته پیش سخنران، با فرا رسیدن ماه ربیع الاول که رهبر آنرا برای شروع تبلیغات ریاست جمهوری مناسب دانستند، به خطه سرسبز گیلان سفر کردند. هنگام نماز مغرب و عشاء حدود نیمی از مسجد با نمازگزاران همیشگی پر شده بود، اما پس از نماز و آغاز سخنرانی ولایتی، تقریباً تمام فضای مسجد جامع پر شده بود، که اکثر آنان از نیروهای سپاهی بودند.
به گفته خود او سخنرانی وی به دو قسمت تقسیم شد، بخش اول آن به پیامبر اکرم (ص) و دین مبین اسلام پرداخته شد و در بخش دوم درباره ایران سخن راند. آنچه در زیر می خوانید، برداشتی کلّی از سخنان وی می باشد:
«خداوند متعال پیامبری را فرستاد تا مردمی را که تا آنروز در جهل کامل بسر می بردند را به راه راست دعوت کند. رسالت حضرت محمد(ص) ۲۳ سال طول کشید و به فرموده خودشان هیچ پیامبری به اندازه ایشان از دست پیروانش رنج و مشقت نکشید. و از آنروز تا کنون دین مبین اسلام همچنان پا برجاست و به زندگی خویش ادامه می دهد.
خانم آلبرایت، در زمان دوره اول ریاست جمهوری جورج بوش گفت: در بین ادیان موجود در دنیا، دین اسلام بیشترین رشد را داراست.»
دکتر ولایتی در بخش دوم سخنانش به انقلاب ایران و سپس مسئله انتخابات پرداخت:
«یکی از عوامل احیای این دین در دنیای معاصر انقلاب اسلامی ایران می باشد. در حالی که دشمنان اسلام با تمام نیرو طی ۵۰-۶۰ سال گذشته سعی در تضعیف این دین داشتند، انقلاب اسلامی ایران توانست رشته آنها را پنبه کند و حتی دستاوردهای این انقلاب مرزهای داخلی را پیمود و روز سایر جنبشهای اسلامی مانند جنبش مردم فلسطین و لبنان نیز تاثیر گذاشت.
مقام معظم رهبری امسال را سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی نامیدند.
چرا همبستگی ملی؟ این امر در واکنش به حرکتی است که از داخل و خارج برای تضعیف انقلاب اسلامی شروع شده است.
چرا مشارکت عمومی؟ مقام معظم رهبری این موضوع را جهت انتخاباتی که پیش رو داریم، طرح نموده اند. مردم به هر کس که می خواهند، می توانند رای دهند، مهم این است که همه پای صندوقهای رای حاضر شوند تا مشت محکمی بر دهان دشمنان باشند و بفهمند که انقلاب ایران همچنان پابرجاست و هنوز هم مردم با انقلاب هستند.
براساس آمار بین ۴۰ تا ۴۵ میلیون نفر در انتخابات آتی می توانند شرکت کنند، حتی اگر حدود دو سوم، یعنی حدود ۳۰ میلیون نفر از این افراد هم در انتخابات شرکت کنند، رقم بزرگی است و هر دشمنی را سر جایش می نشاند.
این وظیفه شرعی و عرفی همگان است. برای رفع مشکلاتی که در کشور داریم، مثل مشکل بیکاری، مشکل اقتصادی و… باید در انتخابات شرکت کنیم.
طی دیدارهایی که امروز با مسئولین استان گیلان داشتم، با گوشه هایی از مشکلات این استان آشنا شدم. به نظر من بسیاری از این مشکلات قابل حل هستند. برای مثال یکی از مشکلات، مشکل چای می باشد. این مشکل با همان سیاستی که دولت برای گندم در نظر گرفته بود و به نتیجه هم رسید قابل حل است.
در شهر شما هم بادامی وجود دارد که براحتی می توان آنرا به خارج از کشور صادر نمود اما تاکنون مسئولین این امر را مورد توجه قرار ندادند.
به نظر من استان گیلان از فقدان صنایع مادر رنج می برد. در حالی که مردم این منطقه با انقلاب بوده اند و حق بزرگی بر گردن انقلاب دارند و بایستی مشکلات آنها حل شود. وظیفه هر دولتی است که مشکلات استان گیلان، استان اتحاد و فرهنگ را حل کند.»
این تقریباً همه موضوعاتی بود که دکتر ولایتی مطرح نمودند. حتماً شما هم با من موافقید که وی بیش از اینها سواد دارد و می توانست مطالب بیشتری را مطرح کند و موضوعات جدی تری را مورد بحث قرار دهد. اما انگار او تنها برای گرم کردن فضا آمده بود و به نظر می رسد که در کابینه آینده مقام وزارت امور خارجه از هم اکنون به او قول داده شده است، شاید حتی اگر معین رئیس دولت شود.

دانشگاهها درسهایشان را روی وبلاگها ارائه میکنند

وبلاگها بصورت فزاینده ای توسط دانشگاهیان و دانشجویان مورد استفاده قرار میگیرد.

تا چند ماه پیش، بیشتر به وبلاگها یا بلاگها به عنوان یک رسانه تجاری یا سیاسی نگاه می شد. هر چند که بسیاری از دانشگاهیان هم بلاگ نوشتهای «سلم پکس» بلاگر معروف بغدادی را که درباره جنگ عراق می نوشت را دنبال می نمودند. امروزه این تکنولوژی منابع بسیاری از خبرها را به دانشگاهها می آورد و کاملاً وارد زندگی دانشگاهیان شده است.

بلاگها به ادارات، کارمندان و دانشجویان آزادی بیان می دهد تا یک مجله و یا حتی روزنامه درخور شأن داشته باشند. کارشناسان وبلاگ می گویند که تکنولوژی برای دانشجویان دستیابی آسان به وب را فراهم نموده است و بحثهای خارج از کلاس آنان را بهبود بخشیده است.

ذخیره کردن عقاید

خانم استر مک کالوم استوارت (Esther Maccallum Stewart) استاد تاریخ سوسکس (Sussex) یکی از اولین بلاگ نویسان انگلیسی است که از این تکنولوژی برای تدریس و توزیع نمودن تحقیقات بهره برده است.

او درباره فرهنگ عمومی در دوران جنگ جهانی اول تحقیق می کند و در همین زمینه وبلاگی را باز نموده است که هرگاه به مطالب جدیدی میرسد عقایدش را در آن می آورد که البته این نوشته ها بیشتر جنبه دانشگاهی دارند.

دانشجویان او هم به این وبلاگ به عنوان مکانی برای دسترسی به منابع تحقیق و اطلاعات نگاه میکنند.

این وبلاگ روی سِروِر دانشگاه جای گرفته است و او میتواند سوالاتی را که دانشجویانش مطرح میکنند در آن ببیند و پاسخ آنها را برای همه اعضای گروه بفرستد.

او میگوید: «من دریافته ام که به کمک وبلاگ می توانم از جاهای مختلفی به کارم بپردازم، حتی در جاهایی که دستگاه یا دیسکهایم با من نیستند. به نظر من وبلاگ مکانی است برای ذخیره کردن عقاید، ارتباطات و منابع تحقیقی.» او می افزاید:«من کاملاً عقیده دارم که که همه اطلاعات بایستی روی اینترنت قرار گیرند. من فکر میکنم که دانشگاه ها می توانند خیلی نزدیکتر از این با هم باشند. آنها بایستی به جمع آوری دانشها بپردازند»

به همین دلیل هم است که دانشگاه وارویک (Warwick) به کارمندان و دانشجویان خود فضای رایگان می دهد تا برای خودشان وبلاگ بسازند.

پروژه بلاگها در دانشگاه که از ماه سپتامبر گذشته شروع شد در نوع خودش بسیار بی نظیر است. در این مدت تعداد کاربران آن ۲۶۰۰ نفر میباشد که این نسبت به سایر پروژه های مشابه بسیار بزرگ بحساب می آید.

در حقیقت وارویک نخواست که در چهار دیواری خودش بماند و خواست که خودش را از طریق وب به جهان بنمایاند.

جان دال (John Dale) رئیس سرویس IT دانشگاه میگوید که هدف دانشگاه این است که فرصتهای شخصی دانشجویان را افزایش دهد و معتقد است که وبلاگ یکی از ابزارهایی است که به انجام رسیدن این هدف کمک خواهد میکند.

آقای دال می گوید: «ما معتقدیم که وبلاگ میتواند فرصتهای جدیدی را برای کارمندان و دانشجویان بوجود آورد. این ابزار به دانشجویان امکان میدهد تا بصورت گروهی روی پروژه ها کارکنند.»

چنین وبلاگهایی در مدرسه تجارت وارویک وجود دارد و دانشگاه امیدوار است که کارمندان نیز از این تکنولوژی برای انجام پروژه های گروهی استفاده کنند.

در وبلاگهای دانشگاه تفاوت فاحشی بین وبلاگهای دانشجویی و اساتید وجود ندارد. برخی از دانشجویان از وبلاگهایشان برای ارتباطات درسی استفاده میکنند و برخی از اساتید نیز درسها را برای آنها می فرستند.

رویا حکمت پناه (Roya Hekmatpanah) یکی از دانشجویان سیاست بین المللی اقتصاد هر هفته وبلاگش را به روز میکند و از آن برای فرستادن پیام به دوستانش و به اشتراک گذاشتن تصاویر با دوستان و آشنایانش استفاده میکند.

سوء استفاده

اما رابرت اُتول (Robert O’Toole) دانشجوی دکترای فلسفه، از وبلاگش هم برای اهداف دانشگاهی و هم برای اهداف شخصی استفاده میکند. مطالب او شامل موضوعاتی چون خلاقیت در تکنولوژی، تشریح فلسفه و جزئیات سفر اخیرش به بوتس وانا (Botswana) است. او میگوید که از دور و نزدیک پیامهایی را در وبلاگش دریافت میکند.

او میگوید: «تصمیم گرفته ام که موضوع پایان نامه ام وبلاگ باشد.» او می افزاید: «وبلاگ مرا قادر ساخته است که در بحثهای دانشگاهی خارج از انگلستان هم شرکت کنم و دانش خارجی ها را جمع آوری نمایم. وبلاگ جایی است که من میتوانم هر روز بصورت منصفانه درباره وقایعی که اتفاق افتاده است، بنویسم.»

با اینکه وارویک به موفقیتهایی دست یافته است اما هنوز این پروژه دوران کودکی اش را پشت سر میگذارد. کارشناسان عقیده دارند که برقراری توازن بین فرصتهای مثبت و منفی که این تکنولوژی می آورد مشکل است. آنها پیشنهاد میکنند که دانشگاه بایستی با سوء استفاده هایی که از این تکنولوژی میشود برخورد کنند.

دیوید ساپل (David Supple) مدیر راهبردی وب در دانشگاه بیرمنگهام (Birmingham) میگوید: «همانگونه که وبلاگها بعنوان ابزاری قدرتمند برای جمع آوری اطلاعات، سودهای مهمی برای دانشگاهیان به همراه می آورد اما طبیعت غیرساختمند آن باعث بروز مشکلات متعددی هم میشود.» او هشدار می دهد که «دانشگاهها بایستی هوشیار باشند. در این نوع تکنولوژی آزادی مطلق وجود دارد که میتواند وسوسه کننده باشد.»

شولا آدنکان (Shola Adenekan)
منبع: BBC