کمبود فتنه روح را ضعیف می‌کند

بین راهبان مشهور شده بود که جوزف راهب به حدی عبادت کرده است که بر تمام امیال نفسانی‌اش غالب آمده است و دیگر لازم نیست نگران چیزی باشد.
این کلمات به گوش یکی از فرزانگان صومعه ستا رسید. او بعد از صرف عصرانه شاگردانش را فراخواند و به آن‌ها گفت: «شنیده‌اید که می‌گویند جوزف دیگر وسوسه نفسانیی ندارد که نیازی به غلبه کردن بر آن باشد. کمبود مبارزه، روح را ضعیف می‌کند. بیایید از خداوند بخواهیم که فتنه بزرگی برای جوزف بفرستد و اگ توانست در برابر آن فتنه ایستادگی کند، از خداوند فتنه‌های دیگری برای او بخواهیم. و بیایید دعا کنیم وقتی او به فتنه‌ای دچار می‌شود، هرگز نگوید: «خداوندا، شیطان را از من دور نما». دعا کنیم که در عوض بگوید: «پروردگارا، به من نیرویی عطا فرما تا بتوانم بر این شر غالب آیم.»
مکتوب ـ پائولوکوئیلو – وحید بهلول

یک عمل جسورانه کافی است!

رام کنندگان حیوانات سیرک برای مطیع کردن فیل‌ها از ترفند ساده ای استفاده می‌کنند. زمانی که حیوان هنوز بچه است، یکی از پاهای او را به تنه درختی می‌بندند. حیوان جوان هر چه تلاش می‌کند نمی‌تواند خود را از بند خلاص کند. اندک اندک این عقیده که تنه درخت خیلی قوی‌تر از اوست در فکرش شکل می‌گیرد. وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد، کافی است شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه‌ای گره بزند. فیل برای رها کردن خود تلاشی نخواهد کرد.
پای ما نیز، همچون فیل‌ها، اغلب با رشته‌های ضعیف و شکننده‌ای بسته شده است، اما از آنجا که از بچگی قدرت تنه درخت را باور کرده‌ایم، به خود جرئت تلاش کردن نمی‌دهیم، غافل از اینکه برای به دست آوردن آزادی، یک عمل جسورانه کافی است.
مکتوب ـ پائولوکوئیلو ـ وحید بهلول

در وصیتنامه خودتان را از قلم نیاندارید!

آرتور روبینشتاین، نوازنده پیانو، برای رسیدن به قرار ناهار در رستوران درجه یکی در نیویورک دیر کرده بود. دوستانش آهسته آهسته نگران می‌شدند. اما سرانجام سر و کله روبینشتاین پیدا شد، در حالی که دختر بور و جذابی با یک سوم سن خودش همراهش بود. او دوستانش را با سفارش دادن گرانقیمت‌ترین غذای رستوران و عالی‌ترین و کمیاب‌ترین شراب شگفت‌زده کرد و وقتی ناهار تمام شد، در حالی که لبخند بر لب داشت، صورتحساب را پرداخت.
روبینشتاین گفت: «می‌بینم که همه متعجبید. اما امروز من پیش وکیلم رفتم که وصیتنامه را تنظیم کنم. مبلغ قابل توجهی برای دختر و خویشاوندانم در نظر گرفتم و رقم سخاوتمندانه‌ای هم برای خیریه کنار گذاشتم. اما ناگهان متوجه شدم که خودم در وصیتنامه از قلم افتاده‌ام و همه چیز به دیگران رسیده است. بنابراین تصمیم گرفتم که نسبت به خودم سخاوتمندتر باشم.»
مکتوب ـ پائولوکوئیلو ـ وحید بهلول

گریه کن!

مرشد می‌گوید:
«اگر مجبوری گریه کنی، مانند کودک گریه کن.
تو زمانی کودک بوده‌ای و یکی از نخستین چیزهایی که آموخته‌ای گریستن بوده است، زیرا گریه بخشی از زندگی است. هرگز فراموش نکن که در آشکار کردن احساساتت آزادی و این کار، شرم‌آور نیست.
ضجه بزن. با صدای بلند هق‌هق کن و هر چه می‌خواهی هیاهو به راه بینداز، زیرا کودکان به این شیوه می‌گریند و آن‌ها سریع‌ترین راه به آرامش رساندن دل را می‌دانند.
هرگز توجه کرده‌ای که کودکان چگونه از گریه باز می‌ایستند؟ حتماً چیزی حواس آنها را از گریه پرت کرده است و آنها را به ماجراجویی بعدی فراخوانده است.
گریه کودکان خیلی زود تمام می‌شود.
و برای تو نیز بدین‌گونه خواهد بود، اما فقط اگر می‌توانی مثل بچه‌ها گریه کنی، دست به این کار بزن.»
مکتوب ـ پائولوکوئیلو ـ وحید بهلول

برای چه متحد می‌شویم؟

سالکی گفت: «مرشدان همگی می‌گویند که گنج معنوی در کاوشی انفرادی یافت می‌شود. اگر چنین است، ما برای چه گرد هم آمده‌ایم؟»
مرشد پاسخ داد: «جنگل همواره از تک درخت نیرومندتر است. جنگل در خود رطوبت نگه می‌دارد، در برابر توفان مقاومت می‌کند و خاک را حاصلخیز نگه می‌دارد. این است دلیل اجتماعی شما. اما آنچه درخت را توانمند می‌سازد، ریشه‌های آن است و ریشه‌های گیاه نمی‌تواند به رشد دیگری کمک کند.»
«متحد بودن برای هدفی خاص، به این معنی است که به هر کسی اجازه بدهیم به رو خودش به هدف نزدیک شود و این راه کسانی است که می‌خواهند با خدا در ارتباط باشند.»
مکتوب ـ پائولوکوئیلو ـ وحید بهلول