خرید کتاب “استیو جابز” به قیمت دلخواه

کتاب استیو جابزکتاب «استیو جابز» اثر والتر آیزاکسون که در مدت کوتاهی پس از فوت این نابغه‌ی تکنولوژی منتشر شد، به سرعت به پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۱ بدل گردید. که این موضوع را می‌شود به تلفیق جذابیت زندگی جابز با قدرتمندیِ قلم آیزاکسون نسبت داد. اما واقعاً حیف می‌شود اگر خودمان را از فیض این اثر محروم کنیم.

اگر اهل خواندن کتاب‌های چاپی هستید، تنها با ۱۰هزار تومان می‌توانید کتاب را با ترجمه‌ی فارسی مهدی ابراهیمی سفارش دهید. به نظر من که واقعاً با توجه به حجم کتاب، قیمت ناچیزی می‌پردازید! پیشنهاد می‌کنم که اگر اهل کتاب خواندن هم نیستید، این کتاب را برای روز مبدا هم که شده بگیرید و نگه دارید!

اما برای آن‌هایی که هنوز تصمیم به خرید کتاب چاپی نگرفته‌اند یا آن‌هایی که اهل خواندن کتاب‌های الکترونیکی هستند، نسخه‌ی الکترونیکی کتاب استیو جابز با ترجمه‌ی ناصر (نیما) دادگستر، که در وبگاه نارنجی انتشار یافته است، یک پیشنهاد فوق‌العاده است!

گرچه این اثر الکترونیکی بصورت رایگان عرضه می‌شود، اما هنگام دانلود به رنج‌هایی که برای تهیه‌ی این گنج ۶۰۰ صفحه‌ای برده شده، فکر کنید و سعی کنید تا با پرداخت مبالغ دلخواه راه را برای ادامه‌ی کارهای اینچنینی باز کنید. جدای از آن‌که با این کار، فرهنگ احترام به حقوق دیگران را در خودمان تقویت می‌کنیم.

سوپ جوجه برای روح‌های رمانتیک

کتاب “سوپ جوجه برای روح‌های رمانتیک” حاوی داستان هایی الهام بخش درباره عشق و احساسات عاشقانه می باشد. نویسنده های کتاب جز پرمخاطب ترین نویسندگان نیویورک تایمز و یو اس ای تودی هستند: جک کنفیلد، مارک ویکتور هنسن، مارک و کریسی دونلی، و دکتر باربارا دی آنجلس. مترجم این کتاب مریم اسلامی است و انتشارات سایه گستر نشر آنرا در ایران بر عهده دارد.

حدیث استاد غافلگیر کردن است! همین دیشب در یک حرکت غافلگیر کننده، یک کتاب رمانتیک برام هدیه گرفت. اول که کتاب رو دیدم، به خیالم که کتاب آشپزی است! اما کمی که دقیق تر شدم، دیدم سخت در اشتباه بودم! اسم کتاب “سوپ جوجه برای روح‌های رمانتیک” است و حاوی داستان هایی الهام بخش درباره عشق و احساسات عاشقانه می باشد. نویسنده های کتاب جز پرمخاطب ترین نویسندگان نیویورک تایمز و یو اس ای تودی هستند: جک کنفیلد، مارک ویکتور هنسن، مارک و کریسی دونلی، و دکتر باربارا دی آنجلس. مترجم این کتاب مریم اسلامی است و انتشارات سایه گستر نشر آنرا در ایران بر عهده دارد. در ادامه یکی از داستان های کوتاه این کتاب با عنوان “تماس تلفنی از راه دور” را می خوانید:

اگر بدانیم که فقط ۵ دقیقه برای بیان تمام چیزهایی که می خواهیم فرصت داریم، تمامی اتاقکهای تلفن توسط افرادی اشغال می شود که برای ابراز عشق خود به دیگران تماس می گیرند.

کریستوفر مورلی

مطلبی را درباره‌ی مردی می خواندم که از تلفن سکه ای فرودگاه با همسرش تماس گرفته بود. پس از آن که سکه هایش تمام شد، اپراتور برای اعلام این که یک دقیقه‌ی دیگر فرصت دارند، روی خط آمد. مرد سعی داشت که با عجله گفت و گویش را با همسرش تمام کند، اما پیش از آنکه خداحافظی کند، تماس آنها قطع شد. مرد در حالی که آه می کشید، گوشی را گذاشت و به طرف درِ اتاقک تلفن برگشت. در همین موقع دوباره تلفن زنگ زد. مرد که فکر می کرد اپراتور پول بیشتری می خواهد، گوشی را بر نداشت. اما حسی در وجودش می گفت که گوشی را بردارد. قطعاً اپراتور پشت خط بود. اما پول بیشتری نمی خواست، بلکه پیغامی برایش داشت.

اپراتور گفت: «بعد از آن که گوشی را گذاشتید، همسرتان گفت که شما را خیلی دوست دارد، فکر کردم شاید بخواهید بدانید.»

باربارا جانسون

پ.ن: یکی از نتایجی که علاوه بر نتیجه اصلی این داستان می شه گرفت، اینه که “شنود کردن همیشه بد نیست!” :دی

شاندل و دکتر علی شریعتی

اولین پایه های اعتقادی من، نسبت به همه چیز در دنیا، با دکتر شریعتی پایه گذاری شد. دوران تحصیل در مدرسه را با آثار دکتر گذراندم و در دانشگاه، تحقیقات زیادی روی آثار و زندگی وی انجام دادم. اما امروز هرقدر با خودم فکر کردم که درباره این استاد بزرگوار چه بنویسم و از کجای این دنیا برایش بنالم، چیزی به ذهنم نرسید.

اما همین چند دقیقه پیش در بین جستجوهایم به سایت جالبی بر خوردم بنام شاندل!

آنهایی که با آثار دکتر شریعتی آشنا هستند می دانند که وی بارها از شاندل نام برده و جملاتی را از او نقل کرده است. یکبار شاندل را فرانسوی تبار و زاده الجزایر معرفی کرده و باری دیگر او را فرانسوی و تونسی یا و زاده تونس نامیده است! اما پس از او هر چه در دنیا دنبال این دانشمند گشتند، نام و یادی از او نیافتند! تازه معلوم شد که شاندل اسمی بوده که دکتر برخی از سخنانش را از زبان او نقل می کرده است.

اما این نام از کجا آمد؟

همانگونه که می دانید نام کامل دکتر، علی شریعتی مزینانی بوده است. که اگر نام و فامیلش را با هم جابه جا کنید، از کنار هم گذاشتن حروف اول آنها، واژه «شمع» بدست می آید. که در فرانسوی به آن Candle یا به قول دکتر، شاندل می گویند!

حالا گروهی از این نام برای عنوان سایتی در قلمروی آرمانهای دکتر شریعتی استفاده کرده اند.

گرچه سایت هنوز تکمیل نشده است، اما چند عنوان از کتابهای دکتر، و چندین مقاله درباره وی را می توانید از آن دانلود کنید.

پ.ن۱: دانلود کتابهای دکتر شریعتی

پ.ن۲: دانلود فایلهای صوتی سخنرانی های دکتر شریعتی

هری پاتر

هری پاتر ۱ و ۲ رو بعد از اینکه ماهها از پخش شدنشون میگذشت، اون هم بصورت دوبله شده دیدم. و از همون روز علاقه شدیدی به این مجموعه فیلمها پیدا کردم. شاید این موضوع بخاطر علاقه شخصی ام به داستانهای تخیلی باشه یا شاید هم بخاطر علاقه به فیلمهای دنباله داری باشه که ساختنشون سالها طول میکشه.

بارها “هری پاتر و سنگ جادو” و “هری پاتر و تالار اسرار یا حفره اسرارآمیز” رو دیدم، تا اینکه نسخه دوبله نشده “هری پاتر و زندانی آزکابان” به بازار اومد. بعد از مدتی یکبار دیگه همین فیلم رو، اینبار با زیرنویس نگاه کردم. واقعاًکه زیرنویسهاش مزخرف بودند! تا اینکه بالاخره دوبله فارسیش هم رسید.

“هری پاتر و جام آتش” رو که دیدم خیلی حال کردم. و حالا دیگه علاقه ام به این شاهکار دنیا بیشتر شده بود. و ترغیب شدم که رمانهای اون رو هم بخونم. اما بنا به وسوسه شخصی در این زمینه ها باید از اولین کتاب شروع می کردم، که همین کار رو هم انجام دادم.

با خوندن کتابهای هری پاتر متوجه شدم که جذابیت اونها اصلاً قابل مقایسه با فیلمهاش نیست. نکاتی که در کتاب اومدن خیلی جالبتر و زیباتر بیان شده اند. بطوری که از اون پس علاقه آدم به فیلمهاش کمتر میشه.

به هر حال من از خوندن کتابهای اول تا چهارم هری پاتر که مجموعاً پنج جلد میشن خیلی لذت بردم. حالا هم همزمان با فیلمبرداری “هری پاتر و محفل ققنوس” با حدیث جون در حال خوندن کتاب سه جلدیش هستیم.

تا یادم نرفته از نویسنده این مجموعه شاهکار، خانم جوآن کتلین رولینگ و خانم ویدا اسلامیه که اونو به زیبایی به فارسی برگردوندند هم یادی بکنم.

پ.ن۱: در همین رابطه حدیث جون به معرفی نویسنده هری پاتر پرداخته.

پ.ن۲: از سایتهای هری پاتر ، ارتش دامبلدور ، کمپانی برادران وارنر (سازنده فیلمها) ، جی. کی. رولینگ (نویسنده داستانها) دیدن کنید.

بدون شمشیر کشیدن

جنگجوئی از استادش پرسید: «بهترین شمشیرزن کیست؟»
استاد گفت: «به دشت برو. صخره‌ای آنجاست. می‌خواهم که به صخره اهانت کنی.»
شاگرد پرسید: «چرا باید چنین کنم؟ سنگ جوابی نخواهد داد.»
استاد گفت: «بسیار خوب. پس با شمشیرت به او حمله کن.»
شاگرد گفت: «این کار را هم نخواهم کرد. شمشیرم خواهد شکست. و اگر با دستانم به او حمله کنم، بدون اینکه اثری بر او بگذارم، انگشتانم را مجروح خواهم کرد. اما من این را نپرسیدم. چه کسی بهترین شمشیرزن است؟»
استاد گفت: «بهترین آن است که مانند صخره است. بدون شمشیر کشیدن ثابت می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند بر او فائق آید.»
مکتوب – پائولوکوئیلو