بایگانی برچسب: کتاب

شاندل و دکتر علی شریعتی

اولین پایه های اعتقادی من، نسبت به همه چیز در دنیا، با دکتر شریعتی پایه گذاری شد. دوران تحصیل در مدرسه را با آثار دکتر گذراندم و در دانشگاه، تحقیقات زیادی روی آثار و زندگی وی انجام دادم. اما امروز هرقدر با خودم فکر کردم که درباره این استاد بزرگوار چه بنویسم و از کجای این دنیا برایش بنالم، چیزی به ذهنم نرسید.

اما همین چند دقیقه پیش در بین جستجوهایم به سایت جالبی بر خوردم بنام شاندل!

آنهایی که با آثار دکتر شریعتی آشنا هستند می دانند که وی بارها از شاندل نام برده و جملاتی را از او نقل کرده است. یکبار شاندل را فرانسوی تبار و زاده الجزایر معرفی کرده و باری دیگر او را فرانسوی و تونسی یا و زاده تونس نامیده است! اما پس از او هر چه در دنیا دنبال این دانشمند گشتند، نام و یادی از او نیافتند! تازه معلوم شد که شاندل اسمی بوده که دکتر برخی از سخنانش را از زبان او نقل می کرده است.

اما این نام از کجا آمد؟

همانگونه که می دانید نام کامل دکتر، علی شریعتی مزینانی بوده است. که اگر نام و فامیلش را با هم جابه جا کنید، از کنار هم گذاشتن حروف اول آنها، واژه «شمع» بدست می آید. که در فرانسوی به آن Candle یا به قول دکتر، شاندل می گویند!

حالا گروهی از این نام برای عنوان سایتی در قلمروی آرمانهای دکتر شریعتی استفاده کرده اند.

گرچه سایت هنوز تکمیل نشده است، اما چند عنوان از کتابهای دکتر، و چندین مقاله درباره وی را می توانید از آن دانلود کنید.

پ.ن۱: دانلود کتابهای دکتر شریعتی

پ.ن۲: دانلود فایلهای صوتی سخنرانی های دکتر شریعتی

هری پاتر

هری پاتر ۱ و ۲ رو بعد از اینکه ماهها از پخش شدنشون میگذشت، اون هم بصورت دوبله شده دیدم. و از همون روز علاقه شدیدی به این مجموعه فیلمها پیدا کردم. شاید این موضوع بخاطر علاقه شخصی ام به داستانهای تخیلی باشه یا شاید هم بخاطر علاقه به فیلمهای دنباله داری باشه که ساختنشون سالها طول میکشه.

بارها “هری پاتر و سنگ جادو” و “هری پاتر و تالار اسرار یا حفره اسرارآمیز” رو دیدم، تا اینکه نسخه دوبله نشده “هری پاتر و زندانی آزکابان” به بازار اومد. بعد از مدتی یکبار دیگه همین فیلم رو، اینبار با زیرنویس نگاه کردم. واقعاًکه زیرنویسهاش مزخرف بودند! تا اینکه بالاخره دوبله فارسیش هم رسید.

“هری پاتر و جام آتش” رو که دیدم خیلی حال کردم. و حالا دیگه علاقه ام به این شاهکار دنیا بیشتر شده بود. و ترغیب شدم که رمانهای اون رو هم بخونم. اما بنا به وسوسه شخصی در این زمینه ها باید از اولین کتاب شروع می کردم، که همین کار رو هم انجام دادم.

با خوندن کتابهای هری پاتر متوجه شدم که جذابیت اونها اصلاً قابل مقایسه با فیلمهاش نیست. نکاتی که در کتاب اومدن خیلی جالبتر و زیباتر بیان شده اند. بطوری که از اون پس علاقه آدم به فیلمهاش کمتر میشه.

به هر حال من از خوندن کتابهای اول تا چهارم هری پاتر که مجموعاً پنج جلد میشن خیلی لذت بردم. حالا هم همزمان با فیلمبرداری “هری پاتر و محفل ققنوس” با حدیث جون در حال خوندن کتاب سه جلدیش هستیم.

تا یادم نرفته از نویسنده این مجموعه شاهکار، خانم جوآن کتلین رولینگ و خانم ویدا اسلامیه که اونو به زیبایی به فارسی برگردوندند هم یادی بکنم.

پ.ن۱: در همین رابطه حدیث جون به معرفی نویسنده هری پاتر پرداخته.

پ.ن۲: از سایتهای هری پاتر ، ارتش دامبلدور ، کمپانی برادران وارنر (سازنده فیلمها) ، جی. کی. رولینگ (نویسنده داستانها) دیدن کنید.

بدون شمشیر کشیدن

جنگجوئی از استادش پرسید: «بهترین شمشیرزن کیست؟»
استاد گفت: «به دشت برو. صخره‌ای آنجاست. می‌خواهم که به صخره اهانت کنی.»
شاگرد پرسید: «چرا باید چنین کنم؟ سنگ جوابی نخواهد داد.»
استاد گفت: «بسیار خوب. پس با شمشیرت به او حمله کن.»
شاگرد گفت: «این کار را هم نخواهم کرد. شمشیرم خواهد شکست. و اگر با دستانم به او حمله کنم، بدون اینکه اثری بر او بگذارم، انگشتانم را مجروح خواهم کرد. اما من این را نپرسیدم. چه کسی بهترین شمشیرزن است؟»
استاد گفت: «بهترین آن است که مانند صخره است. بدون شمشیر کشیدن ثابت می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند بر او فائق آید.»
مکتوب – پائولوکوئیلو

کودک درون

«درون هر کدوم از ما ـ فارغ از سن و سالمون ـ یک کودک پنج ساله، یک کودک سه ساله، یک کودک یک ساله و حتی یک کودک یک ماهه زندگی می‌کنه» که خیلی از رفتارها و گفتارهای ما رو بدون اینکه خودمون متوجه باشیم، تحت کنترل خودشون دارن. همین موضوع که برگرفته از کتاب «کودک درون» نوشته لوچیا کاپاکیونه
هست، جان‌مایه فیلم «آتش‌بس» ساخته تهمینه میلانی، رو تشکیل میده.
کودکان درون یه زن و شوهر جوان، مدام با همدیگه لج و لجبازی می‌کنن و سر به سر هم می‌زارن، تا جائی که زن و شوهر با اینکه همدیگه رو خیلی دوست دارن، خسته میشن و کارشون به جاهای باریک کشیده میشه. اما از بخت خوش‌شون، بصورت خیلی اتفاقی با یه روان‌شناس آشنا میشن که بهشون کمک می‌کنه تا کودک درون‌شون رو بشناسن و اونو تحت کنترل خودشون در بیارن، تا کمتر زندگی‌شون رو بهم بریزه.
«آتش‌بس» فیلمیه که چشم مخاطبش رو به دنیای جدیدی از درون باز می‌کنه و دید آدمی رو نسبت به رفتار و گفتار خودش تغییر میده. من به نوبه خودم با فیلم خیلی احساس نزدکی کردم، چون همیشه در وجود خودم، چیزی شبیه به «نی‌نی» رو احساس می‌کردم. و حالا با دیدن این فیلم خیالم راحت شد که این «نی‌نیه» فقط مختص به من نیست و همه آدمها یکی مثل اون رو دارن! البته خیلی‌ها شاید نخوان که باورش کنن یا باهاش دوست باشن، اما من زندکی کردن باهاش رو دوست دارم!
کافیه کودک درون‌تون رو بشناسید و چند روزی باهاش زندگی کنید، اون موقع می‌بینید که چقدر زندگی کردن باهاش لذت‌بخشه. اینجوری دنیای اطراف‌تون، خیلی زیباتر به نظر میاد و خیلی از اتفاقات ساده‌ای که ازشون کوه می‌ساختین، دیگه اصلاً به چشم‌تون نمیاد.
بعنوان نمونه اگه یادتون باشه وقتی که بچه بودیم هیچ چیز برامون «غیر ممکن» نبود. هر کدوم‌مون آرزویی داشتیم و تقریباً مطمئن بودیم که وقتی بزرگ شدیم می‌تونیم به خواسته‌هامون برسیم. و اصلاً هم از این بابت نگران نبودیم. اما هر چی که بزرگتر شدیم و واقعیتهای زندگی رو بهتر دیدیم و به خیال اینکه بزرگ شدیم، کودک درون‌مون رو از یاد بردیم، آرزوهامون رو هم فراموش کردیم. اصلاً به خودمون نهیب می‌زدیم که این آرزوهای دست‌نیافتنی چی بودن که من داشتم! اما اگه کمی بهتر نگاه کنیم و کودک درون‌مون رو بیرون بکشیم، می‌بینیم که واقعاً چیزی نیست که انسان در این دنیا بخواد و نتونه بهش برسه. همه چیز به خودمون برمی‌گرده. اگه شما با این جمله که «فقط غیرممکن، غیرممکنه» موافق نیستید، بخاطر اینه که کودک درون‌تون باهاتون قهره! یه سری بهش بزنید، زندگی‌تون عوض میشه!

کمبود فتنه روح را ضعیف می‌کند

بین راهبان مشهور شده بود که جوزف راهب به حدی عبادت کرده است که بر تمام امیال نفسانی‌اش غالب آمده است و دیگر لازم نیست نگران چیزی باشد.
این کلمات به گوش یکی از فرزانگان صومعه ستا رسید. او بعد از صرف عصرانه شاگردانش را فراخواند و به آن‌ها گفت: «شنیده‌اید که می‌گویند جوزف دیگر وسوسه نفسانیی ندارد که نیازی به غلبه کردن بر آن باشد. کمبود مبارزه، روح را ضعیف می‌کند. بیایید از خداوند بخواهیم که فتنه بزرگی برای جوزف بفرستد و اگ توانست در برابر آن فتنه ایستادگی کند، از خداوند فتنه‌های دیگری برای او بخواهیم. و بیایید دعا کنیم وقتی او به فتنه‌ای دچار می‌شود، هرگز نگوید: «خداوندا، شیطان را از من دور نما». دعا کنیم که در عوض بگوید: «پروردگارا، به من نیرویی عطا فرما تا بتوانم بر این شر غالب آیم.»
مکتوب ـ پائولوکوئیلو – وحید بهلول