Face Off 12 : نیما اکبرپور vs پژمان دشتی نژاد

بیش از چهار ماه از آخرین فیس آف منتشر شده می گذرد. در این مدت با مشورت دوستانی که قبلاً در فیس آفها شرکت کرده بودند و پرس و جو از صاحب نظران بر آن بودیم تا شکل جدید و حرفه ای تری به فیس آف بدهیم. نتیجه بررسی های به عمل آمده این شد که فیس آف از این پس با شرایطی جدید برگزار شود:

  • برخلاف نسخه قبلی، این بار Face Off به معنای واقعی کلمه برگزار می شود. بدین صورت که دو وبلاگ نویس به یکدیگر معرفی می شوند و برای همدیگر سوال طرح می کنند و حتی به پاسخهای یکدیگر گیر می دهند!
  • پرسش و پاسخها منتشر می شوند و مخاطبین با توجه به سوالات طراحی شده و پاسخهای ارائه شده، از طریق نظرسنجی برنده فیس آف را تعیین می کنند.

امیدوارم این تغییرات به بهتر شدن فیس آفها کمک کند و رضایت مخاطبین عزیز را نیز فراهم آورد.

بعنوان نخستین مهمانان نسخه جدید فیس آف، میزبان نیما اکبرپور (نویسنده وبلاگ عصیان) و پژمان دشتی نژاد (نویسنده وبلاگ یه وجب خاک اینترنت) هستیم.

طراح لوگو: حدیث

نیما اکبرپور (نویسنده وبلاگ عصیان)

خودش را اینگونه معرفی می کند:

“نیما اکبرپور، بلاگر، خبرنگار، برنامه‌ساز تلویزیونی و مجری شغل‌هاییه که این روزها بهش مشغولم. قبلش هم شغل‌های متعددی داشتم. از کافی‌نت تا مدیر فروش و طراح وب و این جور چیزها. مهندسی کامپیوتر و نرم‌افزار خوندم توی دانشگاه آزاد لاهیجان. با دیپلم تجربی رفتم یه رشته فنی مهندسی. این خودش به اندازه کافی مخ درب و داغون می‌خواد. رفتم دانشگاه در حالی که تا اون موقع دست به یه کامپیوتر هم نزده بودم. اون موقع‌ها مثل الان کامپیوتر توی هر خونه نبود. عرض کنم که مجردم و ۳۴ سالم تازه تموم شده و فعلا هم قصد ادامه تحصیل دارم (از این کلاس‌ها که می‌ذارن دخترهای دم بخت. این از اونا بود). توی وبلاگم هم توی این  هفت هشت سال همه چیز نوشتم. از غرغر و روزنوشت و شعر و داستان کوتاه و خاطره بگیر تا آی تی و موسیقی و کتاب و فیلم. هر تجربه قابل گفتنی رو که توی زندگیم داشتم ریختمش اون تو. “

پژمان دشتی نژاد (نویسنده وبلاگ یه وجب خاک اینترنت)

سایبرپژمان برای معرفی خودش، ما را به صفحه “درباره من” وبلاگش ارجاع داد:

“من پژمان هستم. از نخستین وبلاگ نویس های زبان فارسی. همان زمانی که تعداد وبلاگهای فارسی به تعداد انگشتهای دو دست می رسید! وبلاگ من همیشه تحت نام یه وجب خاک اینترنت نوشته شده است…

سه سال و نیم در کشور امارات زندگی کرده ام و مدرک لیسانس فن آوری اطلاعات را با درجه بسیار ممتاز دریافت کرده ام… قبل از اتمام تحصیلات لیسانس در دوره فوق لیسانس دانشگاه سلطنتی استکهلم قبول شدم و چندی نگذشت که برای همیشه کوله بارم را از ایران بستم. رشته فوق لیسانس من شبکه های کامپیوتری است و در زمینه امنیت اطلاعات کار کرده ام. من دارای تحصیلات بازرگانی هم هستم و در واقع بیش از آنکه به مهندسی علاقه مند باشم به دنیای بازرگانی و تجارت آنلاین و وب ۲.۰ علاقه مندم از این رو اخبار مربوطه را کاملا پیگیری می کنم.

من از تاریخ ماه مه ۲۰۰۷ در شرکت آرزوهایم (گوگل) مشغول به کار شدم و مهمان مردم دوبلین. شغل من در گوگل نگاهداری و مراقبت از سیستم های کنفرانس از راه دور بوده است.  پس از حدود یک سال کار در گوگل و تاثیر عمیق آن بر بینش کاری من، به دلایل بسیار به استکهلم باز گشتم. از جمله اصلی ترین این دلیل ها، رغبت بسیار زیاد من برای تاسیس شرکت و استارتاپ خودم بوده است. این در حالیست که در همین بین بعد از دوماه چانه زنی با شرکت اریکسون موفق شدم که پروژه ای که در سر داشتم را با آنها به مذاکره بگذارم و در حال حاضر هم چند ماهیست که در شرکت اریکسون به عنوان پژوهشگر در مقر اصلی آن در استکهلم مشغول به کار هستم. زمینه تحقیق من امنیت تلفن های هوشیار یا همان “اسمارت فونها” و چگونگی هک کردن آنهاست!”

*   *   *   *   *   *   *   *   *

همانگونه که در ابتدا اشاره شد، ما از نیما و پژمان خواستیم تا از همدیگر سوالاتی بپرسند و به سوالات یکدیگر پاسخ بدهند:

نیما اکبرپور: پژمان از موقعی که وبلاگ‌نویسی رو شروع کردی، کلی تغییر کردی. قبلا بیشتر از خودت می‌نوشتی و الان بیشتر از کارت. قبلا یه پسر شیطون پشت اون وبلاگ نشسته بود و الان یه جنتلمن! اسمش خودسانسوریه؟ یه کم توضیح بده درباره‌ش.

پژمان دشتی نژاد: دغدغه هایم تغییر کرده اند. سنم بالاتر رفته است و پر تجربه تر شده ام. شاید کمی محتاط تر در نوشته هایم شده ام و بعله راجع به بسیاری از احساسات درونیم نمی نویسم. همچنین دیدم نسبت به وبلاگ نویسی عوض شده است.

پژمان دشتی نژاد: آیا تحصیلات دانشگاهی به درد زندگی کاری تو خورده است؟

نیما اکبرپور: تحصیلاتم تو رشته کامپیوتر تأثیر مستقیم نذاشته توی کاری که دارم انجام می‌دم. درس خوندن اما می‌تونه جهت کلی مسیر زندگی رو تعیین کنه. این که توی این رشته درس خوندم به هر حال باعث شد تا بیشتر وقتم با کامپیوتر پر بشه و در نهایت هم بتونم خبرنگاری رو باهاش تلفیق کنم.

نیما اکبرپور: مدت‌هاست که می‌گن توی گوگل بودی. چند ماه اونجا بودی؟ چرا رفتی گوگل و اصلاً چرا اومدی بیرون؟ آیا دوره آموزشی، کارآموزی یا چیزی شبیه این بود یا رسماً کارمند گوگل بودی؟ اونجا چی‌کار کردی؟

پژمان دشتی نژاد: به اندازه کافی راجع به گوگل و احوالاتم در وبلاگم نوشته ام. یه مدت من گوگل رو ول نمی کردم حالا مثل اینکه گوگل نمی خواد من رو ول کنه. فعلا دغدغه من استارتاپم هست تا پیشینه گوگل و یا تجربه کاری در اریکسون و تحصیلاتم در دانشگاه!

پژمان دشتی نژاد: سخت ترین شکست کاریت تا کنون چه بوده است؟

نیما اکبرپور: توی کارهایی که قبلاً انجام دادم اتفاقات بدی برام افتاد. اما اسمشون رو شکست نمی‌ذارم. من یک سال و نیم کافی‌نت داشتم که به خاطر سرقت همه چیزم از دست رفت. بعدش هم با یکی از دوستام شرکت طراحی سایت رو هاستینگ راه انداختیم که به خاطر اتفاقاتی مجبور شدم بعد از یک سال و نیم از اونجا بیام بیرون بدون این که سرمایه‌ای باهام همراه شده باشه. اما همه‌شون تجربه‌های تلخ اما مفیدی بودن. خیلی چیزها یاد گرفتم. اصلاً می‌تونم بگم که اگه اون اتفاقات برام نمی‌افتادن، به مسیری که دوست داشتم و دارم کشیده نمی‌شدم و الان اینجا نبودم.

نیما اکبرپور: یه چند تا نوشته داشتی که از خواننده‌هات خواسته بودی تا مشکلاتی رو که درباره گوگل فارسی به نظرشون می‌رسه، بهت بگن تا انتقالشون بدی به مسؤولان. چی شد نتیجه‌ش؟

پژمان دشتی نژاد: من تا آنجا که تونستم کار رو پیگیری کرده ام. در شرکتهای بزرگ پروسه یک کار یا بازخورد به آن سرعتی نیست که فکر می کنید. از سویی احتمالا قضیه پیگیری مصادف با بیرون آمدن من از گوگل بوده که دیگه امکان دسترسی من رو به مورد مربوطه نمی داده.

پژمان دشتی نژاد: سخت ترین پروژه ای که تاکنون به تو پیشنهاد شده و با موفقیت انجام داده ای چه بوده؟

نیما اکبرپور: بین کارهایی که انجام دادم، سخت‌ترین‌هاش اونهایی هستن که الان دارم انجام می‌دم. توی کار جدیدم مدیوم، تصویره و من چندان تجربه‌ای درباره اون نداشتم تا پیش از این. اما الان که چند ماه گذشته فکر می‌کنم دیگه انجام این کارها به سختی قبل نیست. معمولاً همه کارها این‌طورن. اولش سختن و به تدریج راحت‌تر می‌شن. تا زمانی که کلاً جهت رو عوض می‌کنی.

نیما اکبرپور: تو حوزه کامپیوتر بیشتر دوست داری یه نویسنده – معلم باشی؟ خبرنگار باشی؟ یا تاجر؟

پژمان دشتی نژاد: هیچکدام. من دوست دارم کارآفرین باشم. هدف اصلی من هم پول نیست بلکه ارزش آفریدن است.

پژمان دشتی نژاد: اگر قرار باشد یک نامزد مجازی درست کنی، آواتارش چگونه شکلی خواهد داشت؟

نیما اکبرپور: عجب سؤال پیچیده‌ای! من ترجیح می‌دم نامزد قابل لمس درست کنم تا مجازی. اما از نظر شکل و قیافه به نظرم یه جوری طراحی می‌کنم که عاشقش نشم.

نیما اکبرپور: کدوم یکی از این جملات رو برای نوشتن تو وبلاگت انتخاب می‌کنی؟
الف- یه سر رفتیم کرمان. کلی با بلاگرهاش حال کردیم.
ب- برای برگزاری یک نشست در زمینه کارآفرینی به کرمان رفتیم و از مصاحبت با دوستان کرمانی کلی لذت بردیم.
ج- کرمان خوش گذشت در حد تیم ملی. برو بکسش اند باحالن.

پژمان دشتی نژاد: بسته به حال و هوام داره اما اصولا جمله الف رو می پسندم. کلا با جملات عصا قورت داده سنخیتی ندارم.

پژمان دشتی نژاد: آیا وبلاگ مخفی داری که با اسم مستعار در آن بنویسی؟

نیما اکبرپور: نه هیچ وقت وبلاگ مخفی‌ای نداشتم. چند باری وبلاگ‌های دیگه ساختم که توشون به انگلیسی یا فرانسه نوشتم اما بعد از چند پست تعطیلش کردم.

پژمان، دو سوال بیشتر از نیما اکبرپور پرسید!

پژمان دشتی نژاد: چرا به فارسی می نویسی؟ چرا به انگلیسی نه؟

نیما اکبرپور: اتفاقاً چند وقتی هست که در انتهای نوشته‌های وبلاگم یک خلاصه به انگلیسی هم می‌نویسم. اما هنوز راه زیادی دارم تا روان نوشتن به انگلیسی. اما دارم سعی خودم رو می‌کنم.

پژمان دشتی نژاد: ۵ وبلاگ مورد علاقه ات رو بگو و دلیل هر کدام رو هم ذکر کن.

نیما اکبرپور: وبلاگ‌های مورد علاقه من در طول زمان تغییر می‌کنن. در حال حاضر یکی از وبلاگ‌های مورد علاقه من وبلاگ آقا اجازه هست به خاطر نگاه سفرنامه‌ای یک آدم دنیادیده. یکی دیگر وبلاگ یک پزشک به خاطر این که برای من مثل یک مجله پر از اطلاعات مختلفه. کیبرد آزاد چون جادی بدون این که خودش رو مخفی کنه درباره آزادی بیان می‌نویسه و البته روزنوشت‌هاش رو هم دوست دارم. گارفیلد دات آی آر که البته وبلاگ محسوب نمی‌شه اما رفتار این گربه و صاحبش برای من بسیار جذابه مخصوصاً وقتی که داره توسط یه آدم خوش‌ذوقی به فارسی ترجمه می‌شه. و وبلاگ خواب بزرگ سروش روحبخش که هم همکارم بوده و هم این که توش می‌شه از افکار پراکنده اما خوش یه آدم کنجکاو چیزهای زیادی خوند که دوست داره اونها رو با بقیه به اشتراک بذاره.

نظرسنجی:

به نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و…

با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 12 را انتخاب کنید.

این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.

نتایج نظرسنجی FaceOff 12


Face Off را دنبال کنید

بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

سالهای علاقمند شدن به کامپیوترها

۲۸بیل گیتس و پل آلن در حال کار با کامپیوترهای اولیه اکتبر ۱۹۵۵ (۶ آذر ۱۳۳۴)

Bill Gates در یک خانواده ثروتمند سیاتلی به دنیا آمد. او فرزند دوم William H Gates II بود. پدرش وکیل دادگستری و مادرش یک فعال امور خیرخواهانه بود.

۱۹۶۸ (۱۳۴۶-۱۳۴۷)

گیتس در Lakeside که یک مدرسه غیرانتفاعی انحصاری بود مشغول به تحصیل شد. او دو کلاس از Paul Allen عقبتر بود.

مدرسه به کمک انجمن اولیا یک ماشین تله تایپ خرید ـ ماشینی که می توانست از طریق خط تلفن، اطلاعات را به یک کامپیوتر مرکزی واقع در دانشگاه شهر ارسال کند ـ.

گیتس و آلن خیلی به این ماشین علاقمند بودند و گاهی اوقات، شبها بصورت دزدکی وارد مدرسه می شدند تا با این ماشین برنامه نویسی کنند.

۱۹۷۲ (۱۳۵۰-۱۳۵۱)

گیتس از ماشین تله تایپ برای طراحی ساعات درسی مدرسه Lakeside استفاده کرد. این کار پیچیده ای بود اما گیتس از این طریق برای دخترهایی را که برایش جذاب بودند در کلاس خودش برنامه ریزی می کرد.

فارغ التحصیلی

در سال 1970 جهشی در صنعت کامپیوتر بوجود آمد ۱۹۷۳ (۱۳۵۱-۱۳۵۲)

گیتس از مدرسه Lakeside فارغ التحصیل شد و شروع به تحصیل در دانشگاه Harvard نمود. رشته اول او حقوق بود، اما او در کلاسهای ریاضیات و اقتصاد نیز شرکت می کرد. در همین سال او با دانشجویی بنام Steve Ballmer آشنا شد.

دسامبر ۱۹۷۴ (آذر و دی ۱۳۵۳)

مقاله ای در نشریه Popular Electronics درباره ساخت نمونه جدیدی از “کامپیوترهای شخصی” با نام Altair 8800 توسط کمپانی MITS منتشر شد.

این کامپیوتر از ریزپردازنده Intel 8080 استفاده می کرد. MITS از خوانندگان خواسته بود تا برای این کامپیوتر یک زبان برنامه نویسی طراحی کنند.

اوائل ۱۹۷۵ (۱۳۵۶)

گیتس و دوست دوران مدرسه اش آلن با MITS تماس گرفتند و مدعی شدند که زبان برنامه نویسی پایه ای (BASIC) نوشته اند که با Altair کار میکند. MITS قبول کرد که برنامه آنها را ببیند. گیتس و آلن شب و روز کار کردند تا برنامه را سر وقت آماده کنند.

دو و نیم هزار مایل آن طرفتر در دره سیلیکان، کالیفرنیا، یک انجمن طرفداران کامپیوتر، با نام کلوب کامپیوتر Homebrew نیز به Altair علاقمند شدند. در آن هنگام Stephen Wozniac و Steve Jobs عضو این گروه بودند.

آلن به Albuquerque در نیومکزیکو، جائی که کمپانی MITS قرار داشت، سفر کرد و با موفقیت ساختار برنامه BASIC را که با همکاری گیتس نوشته بود، تشریح کرد. MITS، آلن را مسئول عیب یابی و سرپرست بخش نرم افزاری کرد.

تاسیس Microsoft

موفقیتهای بعدی گیتس با تاسیس شرکت مایکروسافت آغاز شدتابستان ۱۹۷۵ ـ بهار ۱۹۷۶ (تابستان ۱۳۵۴ ـ بهار ۱۳۵۵)

گیتس در Albuquerque به آلن پیوست و با هم روی توسعه دادن BASIC برای Altair کار کردند. در همین زمان آنها شرکت خود را با نام Micro Soft یا Micro-Soft تاسیس نمودند.

فوریه ۱۹۷۶ (اسفند ۱۳۵۴)

«نامه سرگشاده به طرفداران کامپیوتر» گیتس در خبرنامه کلوب کامپیوتر Homebrew منتشر شد. او از علاقمندان به کامپیوتر درخواست کرده بود که احترام به حقوق کپی رایت در برنامه های کامپیوتری را سرلوحه قرار دهند و به آن احترام بگذارند.

بهار ۱۹۷۶ (بهار ۱۳۵۵)

گیتس به هاروارد برگشت تا به تحصیلاتش ادامه دهد.

۱ آوریل ۱۹۷۶ (۱۳ فروردین ۱۳۵۵)

استیو جابز و استفان وازنیک که شرکت Apple را تاسیس کرده بودند، نخستین محصولشان را با نام کامپیوتر شخصی Apple I عرضه کردند.

۲۶ نوامبر ۱۹۷۶ (۶ آذر ۱۳۵۵)

گیتس و آلن، علامت تجاری “Microsoft” را به ثبت رساندند. کار آنها به انحصار MITS درآمد. گیتس تحصیلاتش را در هاروارد رها کرد و به همراه آلن، جدی تر به تجارت پرداختند.

دسامبر ۱۹۷۸ ( آذر و دی ۱۳۵۷)

درآمد مایکروسافت از ۱ میلیون دلار تجاوز کرد.

۱ ژانویه ۱۹۷۹ (۱۱ دی ۱۳۵۷)

گیتس و آلن Microsoft را از Albuquerque به محل سکونتشان در واشنگتن منتقل کردند. آنها دفتری در Bellevue ـ چند مایل دورتر از جایی که متولد شدند ـ را افتتاح کردند.

۱۱ ژوئن ۱۹۸۰ (۲۲ خرداد ۱۳۵۹)

گیتس، دوست قدیمیش در هاروارد ـ استیو بالمر ـ را مسئول امور تجاری مایکروسافت نمود.

پیشرفت در تجارت

بیل بیش از نیمی از سهام کمپانی و آلن تنها یک سوم آنرا از آن خود کردند.تابستان و پائیز ۱۹۸۰ (تابستان و پائیز ۱۳۵۹)

گیتس تلاشش را برای تولید سیستم عاملی برای کامپیوترهای شخصی IBM ـ پیشروی صنعت کامپیوتر جهان ـ آغاز نمود. مایکروسافت حقوق انتشار سیستم عامل (MS-DOS) را برای توسعه روی کامپیوترهای دیگر، برای خود محفوظ نگهداشت.

۱ جولای ۱۹۸۱ (۱۰ تیر ۱۳۶۰)

شرکت Microsoft بصورت رسمی به ثبت رسید. گیتس ۵۳%، آلن ۳۱% و بالمر ۸% از سهام کمپانی را از آن خود کردند. ارزش اولیه سهام ۹۵ سنت بود.

۱۹۸۱ (۱۳۵۹-۱۳۶۰)

درآمد مایکروسافت به ۱۶ میلیون دلار رسید. در این زمان مایکروسافت ۱۲۸ کارمند داشت.

۱۹۸۳ (۱۳۶۱-۱۳۶۲)

آلن به بیماری سخت Hodgkin مبتلا شد. با اینکه معالجات او با موفقیت پیش می رفت اما او هیچگاه به کار تمام وقت در مایکروسافت بازنگشت.

۱۹۸۵ (۱۳۶۳-۱۳۶۴)

درآمدهای مایکروسافت به ۱۴۰ میلیون دلار رسید، و تعداد کارمندانش به ۹۱۰ نفر افزایش یافت.

عرضه Windows

۲۰دوستان دوران دانشجویی در هاروارد ـبیل گیتس و استیو بالمرـ بیش از 28 سال است که با هم کار می کنند. نوامبر ۱۹۸۵ (۲۹ آذر ۱۳۶۴)

مایکروسافت به سیستم عاملش MS-DOS یک افزونه گرافیکی اضافه کرد. این اولین نسخه Windows بود.

فوریه ۱۹۸۶ (بهمن و اسفند ۱۳۶۴)

مایکروسافت به Redmond ـ منطقه خوش آب و هوایی در سیاتل ـ نقل مکان کرد. جائی که تاکنون مرکز اصلی کمپانی در آنجا قرار دارد.

۱۳ مارس ۱۹۸۶ (۲۲ اسفند ۱۳۶۴)

سهام مایکروسافت بصورت عمومی عرضه شد. در نخستین روز قیمت سهام از ۲۱دلار به ۲۸دلار افزایش یافت.

۱۹۸۷ (۱۳۶۵-۱۳۶۶)

یک خانم جوان تگزاسی بنام Melinda French بعنوان مدیر فروش مایکروسافت منسوب شد. او و گیتس با هم روابط عاشقانه پیدا کردند.

۱۸ مارس ۱۹۸۸ (۲۸ اسفند ۱۳۶۶)

Apple برعلیه Microsoft در دادگاه طرح دعوی نمود مبنی بر اینکه سیستم “Look and Feel” ویندوز، شبیه “Graphical User Interface” اپل است. این مرافعه به مدت شش سال به طول انجامید و سرانجام Apple آنرا باخت.

۱۹۸۹ (۱۳۶۷-۱۳۶۸)

Microsoft Office عرضه شد.

۲۲ می ۱۹۹۰ (۱ خرداد ۱۳۶۹)

Windows 3.0 منتشر شد و در دو هفته اول، ۱۰۰۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت. در این هنگام همچنین Microsoft با IBM در تولید محصول مشابه ای با نام OS/2 همکاری داشت.

۲۰ آگوست ۱۹۹۰ (۲۹ مرداد ۱۳۶۹)

مایکروسافت دیدار ویژه ای در عمارت Shumway داشت تا در این مورد تصمیم گیری کند که کار روی OS/2 را رها کند و روی Windows تمرکز نماید. بعدها خبرگزاری ها نقل کردند که Microsoft و IBM از هم جدا شدند.

نگرانی رقبا

۱۹۹۲گیتس بر تجارت و کسب مال قانونی تمرکز کرد (۱۳۷۰-۱۳۷۱)

بعضی از شرکتهای رقیب نسبت به تسلط کمپانی گیتس بر بازار ابراز نگرانی می کردند و در این باره ملاقاتهایی را ترتیب دادند.

اکتبر ۱۹۹۲ (مهر ۱۳۷۱)

مجله Forbes اظهار داشت که گیتس به ثروتمندترین مرد آمریکا می باشد. در آن زمان دارایی های او ۶٫۳ میلیارد دلار بود.

۲۰ ژانویه ۱۹۹۳ (۳۰ دی ۱۳۷۱)

ارزش تجاری Microsoft از غول صنعت کامپیوتر، IBM سبقت گرفت.

۵ فوریه ۱۹۹۳ (۱۶ بهمن ۱۳۷۱)

کمیته تجاری فدرال درباره این موضوع که آیا مایکروسافت قانون شکنی می کند یا نه، به نتیجه ای نرسید و موضوع برای رسیدگی، در ماه آگوست به دادگستری ارجاع شد.

۲۰ مارس ۱۹۹۳ (۲۹ اسفند ۱۳۷۱)

گیتس در راه برگشت از Palm Springs به همراه ملیندا فرنچ، مسیر هواپیمای شخصیش را به سمت Omaha منحرف نمود. در آنجا دوست میلیاردرش Warren Buffet آنها را به مغازه جوهرفروشیش برد. در آنجا گیتس برای فرنچ، حلقه نامزدی خرید.

۱ ژانویه ۱۹۹۴ (۱۱ دی ۱۳۷۲)

بیل گیتس با ملیندا فرنچ ازدواج نمود.

۹ ژوئن ۱۹۹۴ (۱۹ خرداد ۱۳۷۳)

مادر گیتس، Mary در سن ۶۴ سالگی بر اثر سرطان درگذشت.

۱۴ اکتبر ۱۹۹۴ (۲۲ مهر ۱۳۷۳)

شرکت Netscape سیستم هدایتگر دانلود رایگانش را بر روی اینترنت عرضه نمود.

دسامبر ۱۹۹۴ (آذر و دی ۱۳۷۳)

شایعه شد که مایکروسافت در نظر دارد کلیسای کاتولیک را بخرد. اما مایکروسافت با انتشار بیانیه ای این موضوع را تکذیب نمود.

۵ جولای ۱۹۹۵ (۱۴ تیر ۱۳۷۴)

مجله Forbes اعلام کرد که گیتس، ثروتمندترین مرد جهان می باشد. عنوانی که تا سال ۲۰۰۸ ادامه داشت.

آغاز اینترنت

۲۶گیتس کمپانی مایکروسافت را در سال 1990 به حرکت در مسیر موج اینترنت واداشت. می ۱۹۹۵ (۵ خرداد ۱۳۷۴)

گیتس مسیر تازه ای را برای حرکت Microsoft طرحریزی نمود. در مقاله ای با عنوان «موج جذاب اینترنت» که برای مدیران ارشد نگاشته بود، چنین گفت: «از این پس، اینترنت بیشترین اهمیت را خواهد داشت.»

۲۴ آگوست ۱۹۹۵ (۲ شهریور ۱۳۷۴)

با تبلیغاتی گسترده Windows 95 و سرویس آنلاین مایکروسافت MSN عرضه شدند.

سپتامبر ۱۹۹۵ (شهریور و مهر ۱۳۷۴)

گیتس بعد از ۲۰ سال همراه با خانواده و دوستان نزدیکش به تعطیلاتی در چین رفت.

اکتبر ۱۹۹۵ (مهر و آبان ۱۳۷۴)

با فروش ۷ میلیون نسخه از Windows 95، سود کمپانی ۵۸% در یکسال افزایش یافت.

۷ دسامبر ۱۹۹۵ (۱۶ آذر ۱۳۷۴)

گیتس در یک مصاحبه جهانی استراتژی های اینترنتی مایکروسافت را تشریح کرد. در مناظره جنجالی با Pearl Harbor او از ارائه مرورگر اختصاصی مایکروسافت Explorer خبر داد.

آگوست ۱۹۹۶ (مرداد و شهریور ۱۳۷۵)

Internet Explorer 3.0 عرضه شد.

۱۹۹۶ (۱۳۷۵)

Netscape از دادگاه خواست تا به تخفیفی که Microsoft به کمپانی های کامپیوتری برای نصب Internet Explorer روی محصولاتشان می دهد، رسیدگی کند.

می ۱۹۹۸ (اردیبهشت و خرداد ۱۳۷۷)

دادگاه مایکروسافت را به رقابت نابرابر و ناعادلانه محکوم کرد.

۲۵ ژوئن ۱۹۹۸ (۴ تیر ۱۳۷۷)

مایکروسافت Windows 98 را عرضه کرد.

آگوست ۱۹۹۸ (مرداد و شهریور ۱۳۷۷)

گیتس برای سه روز بصورت کنفرانس ویدئویی به دادگاه دفاعیه اش را ارائه نمود.

سپتامبر ۱۹۹۸ (شهریور و مهر ۱۳۷۷)

Larry Page و Sergey Brin شرکت Google را به ثبت رساندند.

ژانویه ۲۰۰۰ (دی و بهمن ۱۳۷۸)

بالمر به عنوان مدیر اجرایی مایکروسافت منصوب گردید. گیتس بعداً اعلام کرد که آنها برای وفق پیدا کردن با نقش جدیدشان، زمان سختی را سپری کردند.

۷ ژوئن ۲۰۰۰ (۱۸ خرداد ۱۳۷۹)

پس از بررسیهای دادگستری، قاضی جکسون، حکم کرد که Microsoft بایستی به دو بخش تقسیم شود: بخش تولید سیستم عامل و بخش تولید سایر نرم افزارها. او مایکروسافت را “سو استفاده گر از انحصارات” نامید.

۲۰۰۰ (۱۳۷۸-۱۳۷۹)

درآمدهای مایکروسافت به ۲۲۹ میلیارد دلار رسید. ورشکستگی کمپانی dot-com که تاثیرات بدی روی سایر کمپانی های صنعت کامپیوتر گذاشته بود، روی مایکروسافت، تاثیر چندانی نداشت. در این زمان تعداد کارمندان مایکروسافت ۳۹۰۰۰ نفر بودند.

دهه دیجیتال

۲۰۰۰بیل گیتس برنامه های توسعه مایکروسافت را تشریح می کند (۱۳۷۸-۱۳۷۹)

خانواده گیتس اقدام به تاسیس موسسه خیریه ای نمودند که برای “کم کردن نابرابری در ایالات متحده و جهان” فعالیت می کند. آنها میلیاردها دلار از سرمایه شان را به این موسسه دادند و بزودی آن به بزرگترین موسسه خیریه دنیا بدل شد.

ژوئن ۲۰۰۱ (خرداد و تیر ۱۳۸۰)

دادگاه تجدیدنظر، حکم قاضی جکسون مبنی بر تبدیل مایکروسافت به دو بخش مجزا را نقض نمود. اما اینکه مایکروسافت از طریق استفاده ناعادلانه از قرارداد انحصاری، سرویس دهندگان اینترنت و تولیدکنندگان کامپیوتر را در جهت از بین بردن مرورگر اینترنت Netscape ترغیب می کند، تائید نمود.

۲۵ اکتبر ۲۰۰۱ (۳ آذر ۱۳۸۰)

مایکروسافت Windows XP را منتشر نمود.

۱۵ نوامبر ۲۰۰۱ (۲۴ آبان ۱۳۸۰)

مایکروسافت با عرضه xbox وارد بازار تجاری کنسول بازی شد. این محصول یک رقیب جدی برای Sony PlayStation 2 و Nintendo GameCube بود.

مارس ۲۰۰۴ (اسفند ۱۳۸۲ و فروردین ۱۳۸۳)

اتحادیه اروپا، مایکروسافت را به اقدامات انحصارطلبانه محکوم نمود.

آگوست ۲۰۰۴ (مرداد و شهریور ۱۳۸۳)

Google مسیر پیشرفت را با سرعت طی نمود. دو ماه بعد از Yahoo سبقت گرفت و دارایی هایش به ۵۰ میلیار دلار رسید.

ژانویه ۲۰۰۵ (دی و بهمن ۱۳۸۳)

گیتس ۲۹ میلیارد دلار به موسسه خیریه بیل و ملیندا گیتس بخشید.

مرزهای جدید

۱۵در سال 2008 بیل گیتس از خط مقدم مایکروسافت کناره گیری می کند ژوئن ۲۰۰۶ (۲۵ خرداد ۱۳۸۵)

بیل گیتس خبر داد که تا دو سال دیگر از مایکروسافت کناره گیری خواهد کرد تا بیشتر روی کارهای عام المنفعه و بشردوستانه تمرکز کند. او گام به گام برنامه های “گذار”ش را تشریح کرد و گفت که تمایل داشت که برای تمام عمر رئیس کمپانی باقی می ماند.

ژانویه ۲۰۰۷ (دی و بهمن ۱۳۸۵)

Windows Vista و Office 2007 ارائه شدند.

۷ ژوئن ۲۰۰۷ (۱۷ خرداد ۱۳۸۶)

گیتس به هاروارد بازگشت تا یک مدرک افتخاری دریافت کند.

۱ فوریه ۲۰۰۸ (۱۲ بهمن ۱۳۸۶)

Microsoft مبلغ ۴۴٫۶ میلیارد دلار برای خرید کمپانی Yahoo پیشنهاد داد. برای نخستین بار در تاریخ، مایکروسافت قصد داشت تا کمپانی دیگری را با خود ادغام نماید. Yahoo این پیشنهاد را رد کرد.

۲۷ فوریه ۲۰۰۸ (۸ اسفند ۱۳۸۶)

مایکروسافت به دلیل اجرا نکردن قوانین غیرانحصارطلبانه، توسط اتحادیه اروپا به پرداخت ۸۹۹ میلیون یورو جریمه شد. مایکروسافت درخواست لغو این جریمه را کرده است.

تابستان ۲۰۰۸ (تابستان ۱۳۸۷)

کارکنان مایکروسافت در حال حاضر تقریباً به ۹۰۰۰۰ نفر در سراسر دنیا می رسند.

۲۷ ژوئن ۲۰۰۸(۷ تیر ۱۳۸۷)

Bill Gates کار تمام وقت در Microsoft را رها خواهد نمود تا تمرکز بیشتری بر کارش در بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس داشته باشد.

منبع: BBC News

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه:  بیل گیتس از زبان خودش ـ   بیل گیتس از زبان دیگران

بیل گیتس از زبان دیگران

جای تعجب ندارد که در طی این سالها بیل گیتس موضوع بسیاری از صحبتها بوده است. افراد زیادی در سخنانشان از او نام برده اند، از رقیبانش تا کمدینها و سایر مردم. با نزدیک شدن به زمان کناره گیری وی از مایکروسافت، برخی از سخنان مثبت یا منفی ای را که دیگران درباره گیتس گفته اند، در زیر لیست می کنیم:

بیل بطور مرتب دنبال ایده هایی می گردد تا آنها را بدزدد. این واقعاً روش عاقلانه ای است. این روش او را خیلی موفق می کند. بعد او شروع می کند به پول گرفتن، بخاطر ایده هایی که دزدیده است. او واقعاً فکر می کند که از اول، آن ایده ها، مال خودش بودند… او نمی تواند خودش را مثل Rockefeller تصور کند، او فکر می کند که Edison است.

لری الیسون (Larry Ellison) ـ مدیر کمپانی Oracle ـ نقل شده از کتاب “نرم افزار: ایده ای گرفته شده از لری الیسون و اوراکل” نوشته متیو سیموندز (Matthew Symonds) با اضافاتی از شخص لری الیسون

بیل نخستین کمپانی نرم افزاری بزرگ را بنا نهاده است.

استیو جابز (Steve Jobs) – مدیر کمپانی Apple ـ نقل شده از کنفرانس مشترک با بیل گیتس در سال گذشته

در تکنولوژی های پیشرفته سه شرکت انحصاری ـ Intel، Cisco و Microsoft ـ وجود دارند، اما فقط یکی از آنها از این بابت دچار مشکل است. [گیتس و مدیرش استیو بالمر (Steve Ballmer)] مثل جوانان میانسالی هستند که نمی دانند بزرگ شده اند، و همه چیز را این ور آن ور پرت می کنند.

باب متکالف (Bob Metcalfe) ـ خالق اترنت (Ethernet) و موسس کمپانی ۳Com ـ نقل شده از مقاله ای در واشنگتن پست در سال ۲۰۰۰

کرنش کردن شما در برابر بیل ممکن است کمی خطرناک باشد… او می توان انتخاب اول برای شروع کارهای گروهی باشد.

ورن رابرن (Vern Raburn) ـ یکی از اولین مدیران مایکروسافت در بخش محصولات

IT تجارتی است که من در آن سررشته ای ندارم، اما من بیل گیتس رو بخاطر عظمتش تحسین می کنم. من وی را از نزدیک می شناسم و فکر میکنم که در تجارت فردی افسانه ای است.

وارن بافت (Warren Buffett) ـ سرمایه گذار ـ نقل شده از یک سخنرانی در دانشگاهی در شمال کارولینا

مهم نیست که بیل گیتس چقدر از راههای دیگر درآمد دارد، او اینترنت را از دست داده است. درست مثل قطار سریع و السیری که او آمدنش را نمی بیند و نمی شنود.

جیم کلارک (Jim Clark) ـ از موسسین کمپانی ارتباطات Netscape ـ نقل شده از کتاب «i-Quote: استعدادها و استهزاهای عصر اینترنت» نوشته دیوید گرین (David Green)

[بیل گیتس] سهم باورنکردنی ای دارد… خیلی سخت است که تصور کنیم بدون استاندارد شدن سیستم عاملها توسط مایکروسافت، این صنعت امروزه چه جایگاهی داشت. من فکر میکنم که اگر این اتفاق نمی افتاد، امروزه این صنعت خیلی کوچکتر و ضعیفتر می بود.

مارک آندرسن (Mark Andreessen) ـ از موسسین کمپانی Netscape ـ  نقل شده از سخنرانی در نمایشگاه وب۲ در ماه آوریل

گیتس به بهترین نحو با ساختن MS-DOS از روی CP/M کار مرا از من گرفت.

گری کیلدال (Gary Kildall) ـ از دیر پیشقدمان صنعت سیستم عامل ـ نقل شده از خاطرات منتشر نشده ای تحت عنوان “ارتباطات کامپیوتری” در کتاب «آنان که آمریکا را ساختند» نوشته هارولد ایوانز (Harold Evans) با همکاری گیل باکلند (Gail Buckland) و دیوید لفر (David Lefer)

شاید خطرناکترین و قدرتمندترین فرد در صنعت دوران ما.

اسکات مکنلی (Scott McNealy) ـ رئیس شرکت Sun Microsystems ـ نقل شده از گزارش ارائه شده به کمیته قضایی در سال ۱۹۹۸

گویا این بصورت یک رسم در آمده که هروقت شما از این در می گذرید به بیل انگشت نشان دهید؟

ریچارد استالمن (Richard Stallman) ـ رهبر جنبش نرم افزار آزاد ـ نقل شده به یک دانشجو در خارج از ساختمان بیل گیتس در دانشگاه استنفورد ـ گزارش شده توسط Salon.com در سال ۱۹۹۸

امروز بیل گیتس خیلی پولدار است… میخواهید بدانید چرا؟ پاسخ یک کلمه است: ورژنها.

دیو بری (Dave Barry) ـ طنزنویس ـ نقل شده از کتابش با عنوان «دیو بری در دنیای مجازی»

بیل گیتس مثل آدمی است با عینک تک چشمی یا یک گربه ایرانی است که مرتباً در فیلم های جیمز باند از اینکه آدم پستی باشد، دوری می کند.

دنیس میلر (Dennis Miller) ـ کمدین ـ نقل شده از کتابش با عنوان «من بزله گویی میکنم، پس من هستم»

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان خودش ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

بیل گیتس از زبان خودش

همه حرفهایی که بیل گیتس (Bill Gates ـ موسس کمپانی Microsoft) در عمر حرفه ای خویش زده است، درست و منطقی نبودند. بعنوان مثلا، نقل شده است که او در سال ۱۹۸۱ گفته بود: «مقدار ۶۴۰K حافظه برای همه کافی است».

او درباره این حرفش در سال ۱۹۹۶ به اخبار تجاری Bloomberg گفت: «من تاکنون حرفهای احمقانه و اشتباهی زده ام،  اما این سخن را من نگفته ام. هیچ کس هیچگاه نمی تواند بگوید که یک مقدار مشخصی از حافظه، برای تمام زمانها و تمام افراد کفایت می کند. من از نسبت داده شدن این سخن احمقانه که میگوید ۶۴۰K حافظه کفایت می کند، ضربه خورده ام. این شایعه مدام تکرار شد و تکرار شد. زمانی کامپیوتر میرفت تا به حافظه ۵۱۲K دست یابد، اما ما همیشه سعی می کردیم تا این مقدار را افزایش دهیم. من هرگز چنین حرفی نزدم، من عکس این سخن را گفته ام.»

برای جمع آوری سخنانی که گیتس واقعاً آنها را نقل کرده است ما به سراغ آرشیو سایتهای معتبری چون Microsoft و IDG News رفتیم. مرور مصاحبات و سخنان بیل گیتس یادآوری می کند که وی یک مرد رویایی و باهوش است با گستره عظیمی از دانش.

در زیر بعضی از سخنانی که از هوش و ذکاوت وی ناشی شده اند را می خوانید:

اگر من شخصی بودم که فقط میخواست برنده شود، تاکنون باید وارد عرصه دیگری می شدم. فکر نمی کنید که اگر من در ذهنم خط پایانی را متصور بودم، سالها پیش می بایست از آن گذر کرده باشم؟

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

ما همیشه درباره اتفاقاتی که در دو سال آینده رخ خواهد داد، اغراق می کنیم، اما آنچه که در ۱۰ سال آینده رخ خواهد داد را خیلی کم تخمین می زنیم. هرگز اجازه ندهید که رکود و سکون به سراغتان بیاید.

کتاب «راه پیش رو» ـ انتشارات پنگوئن ـ ۱۹۹۶

آرزو دارم که فرصتی برای نوشتن کدهای بیشتری بدست آورم. دور و برم خیلی شلوغ شده است. اجازه نمی دهند که کدهای من در محصولات نهایی منتشر شود. هشت سال است که این کار را با من می کنند! هر وقت که به آنها می گویم در تعطیلات آخر هفته روی این کد کار خواهم کرد، آنها آنطور که باید و شاید حرف مرا جدی نمی گیرند!»

سخنرانی در سانتیاگو ـ ۱۹۹۷

خوب، یادتان باشد که من مالک دلارها نیستم. من فقط مالک سهامی در مایکروسافت هستم. بنابراین این ارقام وحشتناکی که شما نقل می کنید، تنها از طریق ضرب کردن بدست می آیند!

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

آرزو داشتم که ثروتمند نبودم. چون از آن چیزهای خوبی بعمل نمی آید.

سخنرانی در سیاتل ـ ۲۰۰۶

منصفانه است اگر آنچه که امروزه ابداع می شوند را با اختراع ماشین چاپ، تلفن و رادیو یکسان بدانیم. این ابزارهای ارتباطی تاثیرات شگرفی دارند. آنها جهان را به مکان کوچکتری بدل می کنند. آنها به علم کمک می کنند تا شایسته تر پیش رود. آنها به سیاست کمک میکنند تا گام در مسیر جدیدی بگذارد. حالا کامپیوترهایی که به اینترنت متصل می شوند، از همه ابزارهای ارتباطی موجود، قدرتمندتر عمل می کنند.

کنفرانس «جوامع اینترنتی» ـ دانشگاه هاروارد ـ ۱۹۹۶

کامپیوترهای شخصی و اینترنت میروند که بعنوان ابزارهای پایه ای و اساسی درآیند. گرچه هنوز به آن درجه نرسیده اند اما ما در مسیر رسیدن به این هدف قرار داریم. درست مثل اینکه سوار اتومبیلی برای رسیدن به مقصد باشیم.

کنفرانس «عرضه Windows 98» ـ سانفرانسیسکو ـ ۱۹۹۸

می دانید که بسیاری از مردم تصمیم می گیرند تا دارایی هایشان را به فرزندانشان ببخشند، و البته برای این انتخاب یک مشروعیت کاملاً قانونی دارند. اما در مورد من، فکر میکنم که برای جامعه و برای فرزندانم بهتر باشد تا قسمت بزرگی از دارایی هایم به انجمنهای خیریه مهمی واگذار شود تا در چیزهایی مثل تکنولوژی، تحصیلات، تحقیقات پزشکی، خدمات اجتماعی و خیلی موارد دیگر مصرف شود.

مصاحبه با چارلی رز ـ ۱۹۹۸

یکی از مزایای موفقیت در این کشور، درگیر شدن با رسیدگیهای دولتی است، که کار بسیار ارزشمندی است. ما صنعت بسیار شهوت انگیزی داریم. اگر شما کارمند دادگستری باشید،  مشتاقید که به کدام مورد رسیدگی می کنید: نان یا نرم افزار؟ ما همیشه با دادگستری سر این موضوع بحث داریم که آیا باید نرم افزارهایمان را ناقص کنیم یا نه! برای نمونه آیا میتوانیم یکی از محصولاتی را که بصورت جداگانه تولید کرده ایم با سیستم عاملمان ادغام کنیم. مثلاً مرورگر اینترنت، یا رابط گرافیکی یا چیزهای دیگری را که تولید کرده ایم روی سیستم عاملهایمان بگذاریم تا مردم مجبور نباشند برای خرید جداگانه آنها پول بپردازند و یک محصول کامل داشته باشند…. خوب ما در Windows 98 چیزی را تغییر ندادیم، اما متاسفانه آنها از ما خواستند که محصولی ناقص تولید کنیم، و این خیلی بد است. این موجب می شود که عقبگرد کنیم. اما ما مطمئنیم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ ۱۹۹۸

من به شدت ایمان دارم که هر ابزاری که ارتباطات را افزایش می دهد، تاثیر شگرفی روی روشهای یادگیری مردم از یکدیگر می گذارد. و بدین ترتیب آنها می توانند به آزادی ای که به آن علاقمندند دست یابند. پست الکترونیک در روسیه ابزار بسیار کلیدی ای بود برای اینکه مردم با هم در ارتباط باشند و صحبت کنند درباره اینکه آیا می خواهند به سبک حکومت قبلی بازگردند یا نه. شما میتوانید در هر کشوری، تفاوتی را که این ابزارها بوجود آورده اند را ببینید.

از وقتی که احساس بشردوستی در من بوجود آمد، به عقب نگاه کردم تا ببینم چه بنیادهایی در تاریخ بنا نهاده شده اند. و به اینکه چه ابزارهایی می توانند تغییر ایجاد کنند. و اولین چیزی که نظر من را به خود جلب کرد موضوع رشد جمعیت بود. خانواده ها اطلاعاتی در زمینه کنترل جمعیت بدست آورده بودند و اطمینان حاصل کردند که اگر رشد جمعیت کمتر باشد آنها می توانند تغییرات زیادی بوجود آورند. و در نتیجه این تصمیم منابع بیشتری برای تحصیل کردن، و کلاً بهتر زندگی کردن در دسترس قرار گرفت. این یکی از پایه های اساسی و مفیدی بود که بنا نهاده شد.

کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ ۲۰۰۰

یکی از دلایل اینکه امروز ایالات متحده رهبری جهان را در دست دارد، به ۲۰ سال پیش برمیگردد که ما فروتنی و تواضع زیادی داشتیم. ما به ژاپن نگاه می کردیم و با خودمان می گفتیم «واو! مدل برتری هم وجود دارد؟ آیا مدلی وجود دارد که از مدل ما قویتر باشد؟» و همه این دلایل موجب اوج گرفتن ما شد. اگر در طی این سالها ما تواضع نمی داشتیم به کشورهای دیگر توجه نمی کردیم، و از آنها یاد نمی گرفتیم، سیر پیشرفتمان نزولی می شد.

کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ ۲۰۰۰

تا هنگامی که ما به هر کودکی، به بهترین روش آموزش می دهیم، و تا هنگامی که شهر درونمان را پاکیزه می کنیم، در کارهایی که انجام می دهیم، کوچکترین نقصی وجود ندارد.

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

دیروز یکی از بهترین همکارانم، اسکات مک نلی (Scott McNealy) اینجا بود و درباه بازار دیجیتالی حلقه ای (Digital Market Ring) صحبت می کرد. همه همیشه می گویند که Microsoft سعی دارد تا همه کار انجام دهد. اما الان من بطور رسمی می خواهم اعلام کنم که این بازاری است که Microsoft نمی خواهد وارد آن شود.

نمایشگاه ابزارهای الکترونیکی در لاس وگاس ـ ۱۹۹۸

تمام صنعت کامپیوترهای شخصی پیرامون این دستاورد گرد آمده اند. Windows XP قدرتمندترین، سریعترین، و مطمئن ترین سیستم عاملی است که ما تاکنون تولید کرده ایم. اینطور بگویم که ما میلیونها دلار توسعه در این محصول جدید ریخته ایم! ما از طریق فیدبکهای مشتریانمان و بر پایه این نگاه که کامپیوترهای شخصی را به انجام دادن کارهای جدیدی واداریم، به این محصول دست یافتیم. برای ما امنیت و حفاظت از حریم خصوصی، خیلی مهم بود. در سیستم تبادل پیام فوری، اساس نوینی را بنا نهادیم. این تجربه شخصی جدیدی از دنیای دیجیتال است. Windows XP و Office XP دو ابزار جدیدی هستند برای دنیای تجارت آینده.

کنفرانس «عرضه Windows XP» ـ نیویورک ـ ۲۰۰۱

ما در دوره شگفت انگیزی زندگی می کنیم. اگر با نیازهای فرودستان آشنا شویم، می توانیم از طریق تخصیص دادن درآمدها، و ساختن تجارتهای جدید، فقر را ریشه کن کنیم. این کار بی انتهاست و هرگز به پایان نمی رسد. احساس خاتمه دادن به این چالش، موجب می شود که با اشتیاق جهان را تغییر دهیم. و من خیلی خوشحالم که جزئی از این مسیر هستم.

سخنرانی در مجمع جهانی اقتصاد ـ سوئیس ـ ۲۰۰۸

در حالی که تکنولوژی های جدیدی در حال عرضه شدن هستند، والدین این نگرانی را دارند که این تکنولوژی ها چگونه استفاده می شوند. و اینترنت در بالای این لیست قرار دارد. شما میدانید که بزرگترین فرزند من ۱۱ ساله است. و ما هنوز به سالهای سخت وارد نشده ایم. مثلاً داشتن حساب Facebook یا صرف حجم زیادی از وقت در مسنجرها. اما من مطمئنم که این اتفاق در پیش خواهد بود. ما مراقب هستیم که کامپیوترهای خانه مان آزاد نباشد. بنابراین فرزندانمان می دانند که هر کاری که روز کامپیوتر انجام میدهند، ما در جریانش خواهیم بود. البته ما از اعمال محدودیتهای زیاد، مثلاً محدودیت در تخصیص زمان یا چیزهای ویژه، دوری می کنیم. ما فقط نگاه می کنیم که اوضاع چطور پیش می رود و چه صحبتهایی رد و بدل می شود.

سخنرانی در کمیته علوم و تکنولوژی ایالات متحده ـ ۲۰۰۸

هنگامی که من به دبیرستان می رفتم، کامپیوتر، چیز وحشتناکی محسوب می شد. مردم درباه کارتهای پانچ و دستگاه شیطانی که صورتحسابهای اشتباهی برایشان می فرستاد سخن می گفتند. هیچکس تصور نمی کرد که روزی همه کارها به این ماشین واگذار شود.

سخنرانی در دانشگاه الینویز _ ۲۰۰۴

اگر بخواهم درباره چیزی که بهترین احساس را به من القا می کند، صحبت کنم، از بودن در جریان انقلاب نرم افزاری و نتایجی که از آن ناشی می شود، خواهم گفت. شما می توانید به سراسر جهان بروید و در تمام مدارس و بیمارستانها این کامپیوترها را ببینید که مورد استفاده قرار می گیرند. و خواهید دید که چگونه این ابزارها برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و در نتیجه بوجود آوردن جهانی بهتر و آزادتر بکار گرفته می شوند.

سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ ۲۰۰۲

۳۰ سال پیش، زمانی که پل آلن (Paul Allen) و من Microsoft را تاسیس کردیم، آرزوهای بزرگی درباره نرم افزارها در سر داشتیم. ما آرزوهایی از تاثیراتی که کامپیوترها می توانند در زندگی داشته باشند، داشتیم. ما رویای وجود کامپیوتر بر روی هر میز، و در هر خانه را در سر می پروراندیم. این خیلی شگفت انگیز است که می بینیم بسیاری از آن آرزوها به واقعیت بدل شده اند و ما می توانیم آنها را احساس کنیم. من هیچگاه تصور نمی کردم که کمپانی ما بتواند بر پایه آن رویاها چنین جهشی کند.

کنفرانس خبری درباره کار تمام وقت در زمینه خیریه و کار نیمه وقت در مایکروسافت – ۲۰۰۶

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان دیگران ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

گفتگوی خداحافظی بیل گیتس

Engadget : بسیار خوشحالیم که در طی این سالها نشستهای متعددی با آقای بیل گیتس (Bill Gates) داشته ایم. و برایمان جای بسی خرسندی است که وی را یکی از طرفداران خود بنامیم. آرزو داریم که این آخرین نشست ما نباشد، اما متاسفانه، شاید چنانکه نشست دیگری هم در پیش باشد، این بار ایشان متصدی Microsoft نباشند.

این بار میخواهیم، با ایشان درباره نشست تاریخی شان با استیو جابز (Steve Jobs – مدیر شرکت Apple)، نقشه هایشان برای سازمان خیریه بیل و ملیندا گیتس، و همچنین آینده کاریشان در Microsoft سخن بگوئیم.

از وقتی که برای صحبت با ما گذاشتید، سپاسگزاریم. دیشب در حال نت برداری برای مصاحبه امروز بودم که به فیلم مصاحبه اخیرتان برخوردم که در آن گفته بودید دنبال شغل جدیدی می گردید! فقط میخواستم بگویم که ما در Engadget دنبال نویسنده می گردیم!…

عالیه!

من میدانم که شما اخیراً برای گاردین چند مقاله نوشته اید…

بله! من کارهای شما را هم خیلی دوست دارم…

به هر حال میدانید که مرا کجا باید پیدا کنید!…

البته
(خنده)

من دیدار شما و استیو جابز را از نزدیک نظاره گر بودم. اینکه شما روبروی همدیگر قرار می گرفتید، به نظر من گذشته از اهمیت تاریخی آن، برای بسیاری از مردم هیجان انگیز بود. میخواهم بدانم که برای شخص شما چه احساسی داشت؟ فکر میکنم که خیلی از مردم میخواهند بدانند که این دیدار برای شما طعم تلخی داشته یا بالعکس. من احساس میکنم که به نوعی تلخ و شیرین بوده است!

خوب من به استیو علاقمندم. و همیشه نسبت به برخورد او با صنعت کامپیوترهای شخصی، بسیار احترام قائل بوده ام. به هر حال همانگونه که استحضار دارید، صنعت کامپیوترهای شخصی توسط افراد جوانی پایه گذاری شد که آنرا باور داشتند و همه آنها با هم به رشد آن کمک کردند. من و استیو هم سن و سال هستیم. البته او کمی از من بزرگتر است، و سه سال پس از آنکه نخستین کامپیوتر شخصی تولید شد، وارد این صنعت گردید. استیو، شانزدهمین مشتری مفسر زبان بیسیک من بوده است. من کمودور را شش ماه قبل از آن عرضه کرده بودم، و اگر به خاطر داشته باشید هشت ماه قبل از آن هم TRS-80 را ارائه کرده بودم، که آن زمان Floating Point BASIC را اجرا میکردند. در طی همین سالها هم من شهرت پیدا کرده بودم. و در واقع آن زمان، ما بیشتربا استیو وازیاک (Steave Woziak – از پایه گذاران Apple در کنار استیو جابز) سر و کار داشتیم – استیو جابز هنوز درگیر این کار نشده بود -. استیو واز (Woz) هم در آن روزها سعی میکرد که BASIC خودش را طراحی کند که البته موفقیتی بدست نیاورد.

ما روی پروژه های مختلفی با هم کار کرده ایم. وقتی که استیو، MAC را ارائه کرد، ما رابطه نزدیکی با هم داشتیم. سی نفر در Microsoft و بیست نفر در Apple بر روی رابطهای گرافیکی با هم رقابت میکردند. تجارب خوبی در آن زمان نصیب ما میشد. هنگامی که آنها به سمت حافظه های ۵۱۲ کیلوبایتی رفتند، ما هم رقیب آنها بودیم. آنها فکر میکردند که نرم افزار Jazz یک پیشرفت غیرمنتظره در صنعت خواهد بود، اما ما به آنها نشان دادیم که این Excel است که محصول غیرمنتظره ای محسوب میشود.

من واقعاً معتقدم که استیو مهارتهای منحصر به فردی دارد که من آنها را ندارم. شما کارهای خارق العاده ای از او می بینید که تولیدات متفاوتی را ناشی میشود.

خوب وقتی که آنجا با او روبرو می شدید چه احساسی داشتید؟ استیو به Beatles گفته که او احساس نامانوس و عجیبی داشته است. رقابتی که غیر قابل توصیف و توضیح بوده!

البته! هر کدام از ما شانسهایی داشتیم. من فکر میکنم که من و استیو، افراد خوش شانسی در صنعت بوده ایم، و این رقابت بود که ما را به این موفقیت نائل آورد. ما میدانیم که این گزینه ویژه ای است و آنجاهایی که ما در کنار هم کار کرده ایم؛ به صنعت کمک زیادی شده است. و هنگامی که ما این ارتباطات را کاملتر کنیم، صنعت کامپیوترهای شخصی وارد فاز جدیدی خواهد شد.

در ماههای اخیری که تصدی Microsoft را در دست دارید، چه می کنید؟ آیا بیشتر زمان تان را در سازمان خیریه می گذارنید؟ یا هنوز روی تکنولوژی متمرکز هستید؟

من در حال حاضر بطور تمام وقت، در Microsoft هستم. چه بعنوان رئیس و چه به هر عنوان دیگری. شما میتوانید این موضوع را از کارکنان کمپانی بپرسید. اما اول جولای که بیاید، تغییراتی در پیش خواهد بود. ممکن است در ماه ژوئن حضور من در Microsoft کمی متفاوت باشد. نه به این خاطر که من بر کارهای دیگری تمرکز کنم، نه! بلکه از آن جهت که آخرین ماه کاری من در Microsoft خواهد بود… به هر حال در حال حاضر، من سخت تر از هر زمان دیگری در یک دهه اخیر به کار مشغول هستم.

چیزی روی میزتان مانده که احساس کنید که هنوز شروع نشده یا کاملاً به پایان نرسیده است؟

خوب! تکنولوژی همراه (Tablet) هنوز در مسیر اصلی خودش قرار نگرفته است. تماشای تلویزیون از طریق اینترنت نیز همچنین – البته منظورم فراگیر شدن این تکنولوژی هاست. بطوری که میلیونها کاربر از آنها بهره ببرند-. در حقیقت اینها در مسیر رسیدن به جاده اصلی هستند ولی هنوز در آن قرار نگرفته اند.

وقتی که من برنامه های مختلف را نگاه میکنم، می بینم که ما در بسیاری از موارد پیشرفتهای بیشتری نسبت به دیگران داشته ایم.

یا مثلاً بهره وری، چیزی است که ما هنوز باید بر روی آن کار کنیم.

محاسبه در ابر (Computing in the cloud) موضوع جدیدی است که بررسی میکند چگونه نرم افزار بطور خودکار منابع سخت افزاری را به کار گیرد. این چیز خارق العاده جدیدی است که ما برای سیستم های اطلاعاتی مصرف کنندگان خانگی و تجاری آنرا در دست انجام داریم.

اکنون، دوره زمانی شگفت انگیزی است! من معتقدم که همه این چیزها به وقوع خواهند پیوست. اما به زمان نیاز است. درست همچون تکنولوژی های پزشکی که زمان بیشتری از آنچه که من دوست دارم، برای به نتیجه رسیدن، نیاز دارند.

درباره بهره وری صحبت کردید. من فکر میکنم که Microsoft واقعاً در طی سالیان، بهره وری را از آنِ خود کرده است و بازار را در دست داشته. و این واقعاً پشتوانه محکمی برای Microsoft است. اما با این حال، شما هنوز احساس می کنید که در بدست آوردن بازار مشتریان قصور کرده اید؟ یعنی واقعاً روی مشتریان تمرکز نداشتید اما استیو جابز و شرکت Apple داشتند؟ یا اینکه آرزو میکنید که همه مشتریان دیگر را هم تحت پوشش می گرفتید؟

من فکر میکنم که کلید اصلی، مفهوم کامپیوترهای شخصی و صنعت نرم افزاری است. این چیزی است که ما در سال ۱۹۷۵ بر آن اساس، هسته اصلی شرکتمان را بنا نهادیم. برنامه های کاربردی ثالثی هستند که مصرف کنندگان، آنها را بر روی Windows اجرا میکنند. من فکر میکنم که ما مسیر اصلی را به آنها داده ایم، و شما می بینید که آنها هر روز بهتر میشوند. این نقش کلیدی ما را نشان میدهد. بله! Microsoft خودش برای موزیک و عکس و همه اینها برنامه دارد، اما آنچه که ما را متمایز میکند، این است که ما به نرم افزارهای ثالث هم وسعت اجرا میدهیم. سخت افزارها متنوع هستند، و نرم افزارها هم همینطور.ما به مرزهای تازه ای نیاز داریم که من فکر میکنم، واسط طبیعی و سرویسهای اتصال، میتوانند ما را قادر به حرکت به سمت این مرزهای جدید کنند.

ما بخاطر بازیهایی که مردم بر روی Windowsها اجرا میکنند، به خود افتخار میکنیم. اما حرکت به این مرزهای جدید، میتواند نوید وارد شدن به مرحله جدید را به آنها بدهد.

به نظر من تاکید و اهمیت دادن به شرکتهای دیگر، کاری است ما همیشه بهتر از بقیه آنرا انجام داده ایم و امیدوارم که این موضوع ما را در موقعیت مناسبی قرار دهد.

درباره Windows، یکصد میلیون لیسانس فروخته شده، بدیهی است که مقدار هنگفتی است. اما فکر میکنم در ماههای اخیر، خصوصاً با تبلیغات رسانه ها و وبلاگها، Vista واقعاً در بین مردم ضربه خورده است. خیلی از کاربران به XP بازگشت کرده اند یا حداقل از بازگشت سخن میگویند. احساس نمی کنید که بی اعتبار شده است؟ آیا در طراحی محصول اصلی کمپانی، انتظارات مصرف کنندگان لحاظ نگردیده است؟

من اینطور فکر نمی کنم! هر نسخه ای از Windows امکانات جدید زیادی دارد که مردم از آنها بهره می برند، امکاناتی که با دوام هستند اما گاه سخت!

در گذار از XP به Vista ما چیزهای زیادی برای تغییر دادن داریم. آیا درایورهای سخت افزارها آماده این گذار شده اند؟ آیا ما به روزرسانی را تا آنجائیکه میتوانستیم برای این گذار آسان کرده ایم؟

وقتی که مردم به سمت Vista حرکت میکنند، آنها در کل احساس خوبی دارند. این خوشنودی شاید کامل نباشد، اما احساس خوبی است. به هر حال ما به گذار برای بهتر شدن کارها نیاز داریم.

در حال حاضر درایورها در دسترس قرار گرفته اند. بطور کلی وقتی که ما به محصولی نگاه میکنیم و میگوئیم که «خوب است!» ممکن است چیزهای خوب بسیاری در آن باشد، اما ما برای چیزهایی که برای انتقال به نسخه جدید لازم هستندذ، بایستی آمادگی پیدا کنیم. بنابراین بازگشت میکنیم تا آماده شویم.

پروسه های سختی در Windows وجود دارد که ما درباره آنها بررسی میکنیم و آنها را آسانتر ارائه میدهیم. نظرات برای ما خیلی مهم هستند. اما Vista محصولی است که امکانات فوق العاده ای دارد. من مردم را به استفاده از آن تشویق میکنم. ما به امکانات Vista افتخار میکنیم!

بله، البته! اما آیا خودتان به شخصه از آن کاملاً راضی هستید؟

من هیچ وقت از هیچ محصول Microsoft رضایت کامل ندارم!

پس این جمله را تصدیق میکنید که «نرم افزارها هیچگاه کامل نیستند، بلکه فقط کنار گذاشته میشوند»؟

همیشه ویژگی هایی وجود دارند که من میخواهم به نرم افزارها اضافه گردند، یا امکاناتی که دوست دارم، کمی بیشتر به آنها رسیدگی شود.

افرادی که در این کمپانی موفق هستند، کسانی هستند که بطور خنده آوری سخت کوش و مصمم هستند. آنها تقریباً وادار میشوند که کار را رها کنند و در این زمان، اصلاً کار آماده ارائه شده است! اما من در هر محصولی جستجو میکنم و آرزوهایم را برای بهتر شدن آن بیان می دارم.

بخشی از سازمان خیریه بر روی تکنولوژی متمرکز است تا به بالابردن سطح سلامتی در کشورهای در حال توسعه کمک کند. آیا قصد دارید که از آن بعنوان یک شرکت نرم افزاری یا یک کمپانی در زمینه تکنولوژی استفاده کنید؟

البته که نه! مسلماً این مسئله کاملاً متفاوت است. من فکر نمیکنم که کمپانی هایی که در زمینه تکنولوژی فعالیت دارند، همه شبیه به هم باشند. اینجا در سازمان خیریه، شما با تحقیقات آکادمیک، دانشمندان بزرگ شرکتهای دارویی، دولتهای توسعه یافته و در حال توسعه، سازمانهای غیر انتفاعی و… سر و کار دارید که برای عموم فعالیت میکنند.

بزرگترین بخش سازمان خیریه ما به پیدا کردن درمان برای بیست نوع بیماری مختلف می پردازد. مالاریا، ایدز، سل و بیماری های دیگری که بسیاری از آنها در کشورهای فقیر شیوع دارند و برخی از مردم ثروتمند حتی نام آنها را نشنیده اند مانند Visceral و Leishmaniasis.

خوب راهی که ما در پیش گرفته ایم، هماهنگی بیشتر انرژی و منابع است. اما محرّک ما برای این مسیر، بازار نیست. این مسیر نیاز به ابداعات و اختراعات دارد. و چون ما هنوز در مراحل اولیه هستیم، من هم به این گروه پیوسته ام. و میخواهم چیزهای زیادی یاد بگیرم.

من کتابخانه بزرگی از کتب علمی و خصوصاً علوم زیستی جمع آوری نموده ام. در نیمه دوم سال، که بیشتر وقتم را صرف آنها خواهم نمود.

شما سازمان خیریه را راه اندازی نموده اید و بطور خارق العاده ای هم به آن کمک مالی میکنید. مسیر اولیه چیست؟ اولین سال سازمان چگونه خواهد بود، و شما آرزو دارید که در دوازده ماه اول چه کاری انجام گیرد؟

خوب من در سازمان بصورت پاره وقت حضور خواهم داشت. آنجا افراد بزرگی هستند که بطور تمام وقت فعالیت میکنند، از جمله پتی استونسیفر (Patty Stonesifer – سرپرست بنگاه خیریه گیتس) و همسر من که وقت زیادی میگذارد.

ما از کمک مالی ۱/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ خواهیم رسید. بنابراین ما در حال صعود کردن هستیم، و این نشان میدهد که ما بلند پروازیم. ما میخواهیم که یک کار غیرمنتظره انجام دهیم، مثلاً کشف یک واکسن جدید، و در این راه شما واقعاً به پول بیشتری نیاز خواهید داشت. اما خوشبختانه اقبال عمومی نسبت به این کارها بیشتر شده است. اجماع سازمان Global، Bono و سازمان ما که به تازگی آغاز شده است، باعث می شود تا بهتر به آنچه که می خواهیم برسیم.

خوب من با روسای سازمانهایی که در این باره تجارب زیادی دارند و بیشتر درگیر این نوع کارها هستند، دیدار خواهم کرد و از آنها برای همکاری دعوت میکنم. همچنین با افراد خیّر و نیک اندیش، نشست خواهم داشت و درباره لذّتی که از این کار نصیب من شده است سخن خواهم گفت، و آنها را ترغیب به همداستانی می کنم. به هر حال، هر کاری که از دستم بر بیاید انجام خواهم داد. اما هدف اصلی سازمان تلاش برای سلامتی دو میلیارد انسان فقیر دنیاست تا آنها هم همچون دو میلیار فرد ثروتمند احساس سلامتی داشته باشند. این هدفی بود که از ابتدا اتخاذ شده بود و من تنها جهت تسریع آن تلاش خواهم نمود.

و اما سوال آخر؛ چه محصولاتی در Microsoft است که دوست دارید قبل از رفتن ناخنکی به آنها بزنید؟

من واسط طبیعی کاربر (Natural User Interface) را دوست دارم و دلم میخواهد که با گروهی که در این باره کار میکنند، بمانم تا آنگاه که وقتش برسد و آنرا در جریان اصلی استفاده قرار دهیم.

جستجو، پروژه عظیم دیگری است که افراد مستعدی در حال پیش بردن آن هستند. افرادی که مردم آنها را نمی شناسند، اما در حال خلق چیزهای واقعاً متمایزی هستند. استیو بالمر (Steve Ballmer – رئیس جدید Microsoft) استارت این پروژه را زده است.

زمانی که در Microsoft نیستم، بر روی نرم افزارهایی برای سیستمهای درمانی و آموزشی فکر خواهم کرد. تا زمانی هم که اینجا هستم، جستجو میکنم ببینم که در این زمینه ها Microsoft چه گامی میتواند بردارد.

به هر حال در این مدّت باقیمانده، فکر کنم شاید در سه پروژه با Microsoft همکاری داشته باشم.

از نشستی که با ما داشتید بسیار سپاسگزارم.

خواهش میکنم. مصاحبه خوبی بود.

موفق باشید.

پ.ن: اگر در ترجمه، کم و کاستی بود، عذرخواهی میکنم.