کلمه

از میان تمام ابزارهای مخربی که بشر اختراع کرده است، وحشتناک‌ترین سلاح «کلمه» است.
مشت‌ها و سلاح‌های گرم، در نهایت قدری خون بر جای می‌گذارند. بمب‌ها، خانه‌ها و خیابان‌ها را ویران می‌کنند. زهرها را نیز می‌توان شناسایی کرد.
اما کلمه…
کلمه می‌تواند بدون بر جای گذاشتن هیچ سرنخی ویران کند. فرزندان را، والدین‌شان سالها شرطی می‌کنند. مردان به شیوه خدانشناسانه‌اسی مورد نکوهش قرار می‌گیرند. زنان به طرز حساب‌شده‌ای با کلمات شوهرانشان قلع و قمع می‌شوند. و کسانی که خود را مفسران کلام خدا می‌دانند، مومنان را از دین دور نگاه می‌دارند.
ببین که آیا تو نیز از این سلاح استفاده می‌کنی؟
ببین که آیا کسی در برابر تو این سلاح را در دست گرفته است؟
جلوی ادامه یافتن هر دو را بگیر.
مکتوب – پائولوکوئیلو

همه ما به عشق محتاجیم

همه ما به عشق محتاجیم. عشق به اندازه خوردن، آشامیدن و خوابیدن بخشی از سرشت انسان است. گاهی در تنهایی به غروبی زیبا می‌نگریم و می‌اندیشیم: “این زیبایی چه اهمیتی دارد، وقتی کسی نیست که با ما به نظاره آن بنشیند.”
در چنین مواقعی باید از خود بپرسیم چند بار کسی از ما عشق خواسته است و ما روی برگردانده‌ایم؟ چند بار تاکنون هراسان شده‌ایم که به کسی نزدیک شویم و با اطمینان به او بگوئیم که دوستش داریم؟
از تنهایی احتراز کن. تنهایی مانند اعتیاد به خطرناکترین مخدر است. اگر غروب دیگر برایت معنایی ندارد، فروتنی پیشه کن و به دنبال عشق برو. و بدان که چونان دیگر موهبت‌های معنوی، هر چه بخشنده‌تر باشی، بیشتر بهره‌مند خواهی شد.
مکتوب – پائولوکوئیلو

بدون شمشیر کشیدن

جنگجوئی از استادش پرسید: «بهترین شمشیرزن کیست؟»
استاد گفت: «به دشت برو. صخره‌ای آنجاست. می‌خواهم که به صخره اهانت کنی.»
شاگرد پرسید: «چرا باید چنین کنم؟ سنگ جوابی نخواهد داد.»
استاد گفت: «بسیار خوب. پس با شمشیرت به او حمله کن.»
شاگرد گفت: «این کار را هم نخواهم کرد. شمشیرم خواهد شکست. و اگر با دستانم به او حمله کنم، بدون اینکه اثری بر او بگذارم، انگشتانم را مجروح خواهم کرد. اما من این را نپرسیدم. چه کسی بهترین شمشیرزن است؟»
استاد گفت: «بهترین آن است که مانند صخره است. بدون شمشیر کشیدن ثابت می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند بر او فائق آید.»
مکتوب – پائولوکوئیلو

کمبود فتنه روح را ضعیف می‌کند

بین راهبان مشهور شده بود که جوزف راهب به حدی عبادت کرده است که بر تمام امیال نفسانی‌اش غالب آمده است و دیگر لازم نیست نگران چیزی باشد.
این کلمات به گوش یکی از فرزانگان صومعه ستا رسید. او بعد از صرف عصرانه شاگردانش را فراخواند و به آن‌ها گفت: «شنیده‌اید که می‌گویند جوزف دیگر وسوسه نفسانیی ندارد که نیازی به غلبه کردن بر آن باشد. کمبود مبارزه، روح را ضعیف می‌کند. بیایید از خداوند بخواهیم که فتنه بزرگی برای جوزف بفرستد و اگ توانست در برابر آن فتنه ایستادگی کند، از خداوند فتنه‌های دیگری برای او بخواهیم. و بیایید دعا کنیم وقتی او به فتنه‌ای دچار می‌شود، هرگز نگوید: «خداوندا، شیطان را از من دور نما». دعا کنیم که در عوض بگوید: «پروردگارا، به من نیرویی عطا فرما تا بتوانم بر این شر غالب آیم.»
مکتوب ـ پائولوکوئیلو – وحید بهلول

یک عمل جسورانه کافی است!

رام کنندگان حیوانات سیرک برای مطیع کردن فیل‌ها از ترفند ساده ای استفاده می‌کنند. زمانی که حیوان هنوز بچه است، یکی از پاهای او را به تنه درختی می‌بندند. حیوان جوان هر چه تلاش می‌کند نمی‌تواند خود را از بند خلاص کند. اندک اندک این عقیده که تنه درخت خیلی قوی‌تر از اوست در فکرش شکل می‌گیرد. وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد، کافی است شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه‌ای گره بزند. فیل برای رها کردن خود تلاشی نخواهد کرد.
پای ما نیز، همچون فیل‌ها، اغلب با رشته‌های ضعیف و شکننده‌ای بسته شده است، اما از آنجا که از بچگی قدرت تنه درخت را باور کرده‌ایم، به خود جرئت تلاش کردن نمی‌دهیم، غافل از اینکه برای به دست آوردن آزادی، یک عمل جسورانه کافی است.
مکتوب ـ پائولوکوئیلو ـ وحید بهلول