جوابیه ویولت به اعتراضات اخیر – بیائید همدیگر را ببخشیم

پس از نوشتن پست قبلی و درخواست از خانوم ویولت برای معذرت خواستن از دوستانی که بصورت ناخواسته مورد بی احترامی قرار گرفته بودند، ایشان لطف کردند و جوابیه زیر را در مورد مسائل اخیر ارسال کردند:

اول نمی خواستم هیچ اهمیتی به حرف و حدیث هایی که پیرامون دلخوری آقای اکبرپور ایجاد شده بود بدم که اگه ایشون کمی مدبرانه تر برخورد می کردند شاید هیچکدوم از این حرف و حدیث ها هم پیش نمی اومد. و الان هم فقط و فقط به احترام شما که دیدمتون و شخص موجه ایی هستید پاسخ میدم.
در ابتدا بر می گردم به پی نوشتی که حذف کردم و این همه ظاهرا آتش بپا کرده، نوشته بودم:
” دوستمون ساعت ۴ صبح جمع آراشون ۲۳% بود و الان که ۷ شبه در کمتر از ۲۴ ساعت ۳۲%…عمو یواشتر، می فهمن ها.”
برام جالبه کسی که به گفته خودش حتی تا کامنتهای من رو خونده و متوجه اعتراضات شده چطور به خودش زحمت نوشتن یک پست تکذیبیه رو نداده؟ که کار من نیست و کسی داره من رو خراب میکنه. در صورتیکه من در جواب کامنتهای اعتراض آمیز تذکر دادم فکر نمی کنم کار خودش باشه حتما کسی داره از قصد اینکار رو میکنه.

اتفاقی وبلاگ ایشون رو دیدم و پست معترضانه و سراسر توهین و ناسزاشون رو.متوجه شدم ایمیلی برام زدن که من ندیدم. بالک میلم رو چک کردم و دیدم بله! ایمیل اونجاست…

[از آنجائیکه ایمیل آقای اکبرپور بصورت خصوصی برای خانم ویولت ارسال شده، بنده مجاز به انتشار آن نیستم]

اینکه ذکرکردن” شاید دارم رای میارم” کاملا توجیه است من که تو کوران مسابقه بودم می دونم جابجا کردن ۱% چه مکافاتی ست اونوقت در عرض ۱۴ ساعت،۹%؟!!! کاملا مشخصه که اتفاقی غیر عرف در حال شکل گیریه.
با اینحال جواب دادم:
“سلام آقای نیما
عصبانیت شما محترم و قابل درک
من تو جواب کامنتها هم اشاره کردم که احتمالا کسی قصد خراب کردن شما رو داره چون اگه خودتون هم توجه کنید بسیار تابلو داره تقلب میشه و هیچ آدم عاقلی اینکار رو نمی کنه تو صحبت تلفنی با آقای نیستانی به همین مسئله اشاره شد که عمدی در کاره ولی هرچیزی که هست حق بدید که تهوع آوره
خوانندگان هر دو وبلاگ یک ماه زحمت کشیدن و رقابتی تنگاتنگ رو رقم زدند در یک زور آزمایی تا حدی نزدیک به استاندارهای سالم و حالا چه می بینند؟یک نفر یک شبه ره صدساله میره!!!من نمی گم شما مقصرید ولی به عصبانیت رای دهندگان هم در صدی حق میدهم.
درست می فرمایید من شما رو احمدی نژاد خوندم…نه بخاطر تشبیه صرف شما ولی اتفاقاتی که افتاده درست عین جریانات انتخابات اخیر ایران بوده…خوانندگان توکا من رو ننه مکین خطاب کردن،پس من هم باید عکس العمل شما رو نشون بدم؟بله؟
مطمئن باشید هرکدوم از ما گرفتاری و مشکلات مخصوص به خودمون رو داریم و درمونده جایزه مسابقه نیستیم ولی عکس العمل دربرابر یک جریان مشکوک حق هر انسان سالم و دارای عقل ه
در ضمن ایمیل شما تو اسپم ها بود و اگه چک نمی کردم قدر مسلم از دست میرفت و تهمتی از بی توجهی به سیل ناسزاهای شما به من اضافه می شد
موفق باشید”

و مجدد جواب گرفتم:

[از آنجائیکه ایمیل آقای اکبرپور بصورت خصوصی برای خانم ویولت ارسال شده، بنده مجاز به انتشار آن نیستم]

خط آخر پستم را که در بالا نوشتم، و بازهم میگم وقتی کسی تموم کامنتهای دیگری را هم خوانده چطور می تونه ادعا کنه روحش هم خبر نداشته؟ ولی از اونجاییکه دلم نمی خواد احدی بی دلیل ازم برنجه باز هم گفتم شاید واقعا روحش خبر نداشته! پس من معذرت می خوام چیزی ازم کم نمیشه و نوشتم
“سلام
با یه حرفت از ته دل موافقم و اونم”مرده شور این مسابقه رو ببرند” خدا لعنت کنه کسی که اسم من رو وارد این مسابقه کرد که دوماه آرامشم بهم ریخته و باید حرفها و نظرات مزخرف رو بخونم.
نیما جان اگه شما هم من رو می شناختی می دونستی که جنبه طنز حرف زدنم خیلی زیاده و شاید حرف من رو متلک و تیکه برداشت نمی کردی…خب نمی شناسی بهت حق میدم و معذرت می خوام ازت که حرفم ناراحتت کرده و اون قسمت رو حذف می کنم
هیچ چیز ارزش ناراحتیت رو نداره بخصوص این مسابقه پیزوری و رقیبان پیزوری ترش  خوشبینانه امیدوارم دیگه ازم دلخور نباشی
در ضمن آقای توکا تو حرفاشون گفتن تو رو از نزدیک می شناسن و خیلی پسر خوبی هستی و این حرفا و تقلبها بهت نمیاد…شوکه دیگه حق بده”

آقای جم به اعتقاد خودم اینقدر معرفت و شعور داشتم که علاوه بر معذرت خواهی(که به واقع خودم رو مقصر نمی دونستم) حتی پی نوشت رو هم پاک کردم که از ایشون دلجویی کرده باشم و حسن نیتم رو نشون داده باشم.
ولی ایشون در جواب چه کردند؟ نه تنها پاسخ ایمیل من رو ندادند که جا داشت ایشون هم متقابلا رفع سو تفاهم کنن بلکه حتی حاضر نشدن پست سراسر ناسزا با الفاظ رکیکشون رو حذف کنند.
و من ماندم با آماجی از حملات.
و دوستانی!!! چون پدرام یا فواد به خودشون اجازه دادند از وبلاگ عصیان بدوند بیان تو وبلاگ من کامنت بگذارن و برای من اظهار تاسف کنن بدون اینکه بدونند اصل ماجرا چیه.چرا؟چون آقای عصیان شما با رندی سکوت پیشه کرد و پست مذکور را حذف نکرد.
کار این افراد وقتی فقط نگاهشون به نوریه که یک طرف جسم را روشن کرده و نه همه اون رو…
اگه شما من رو واقعا می شناسید باید بدونید که تو این ۵ سال نوشتن و با وجود معروفیت و محبوبیت به هیچ عنوان وارد هیچ باندی نشدم و با هیچ بلاگری اصطکاک یا برخوردی نداشتم و این نشون دهنده اینه که دنبال شر نیستم…………پس چطور این افراد اینقدر راحت به خودشون اجازه میدن اظهار تاسف کنند؟
هنوزم مصرانه می گم من به عنوان یک زن ایستادگی کردم چون تو کامنتهای مزخرف دائم زن بودن یا ضعیفه بودن!! و بیماریم نشونه رفته… شما جای من، اگر خواننده نوشته های من باشید می دونید که سختی های زندگیم رو در قالب طنز بیان می کنم.آقای نیستانی اظهار نظری کردند که عده ایی هوادار بیشعور ایشون رو هوا بُل گرفتند و کامنت گذاشتند” تو لیاقتت همون ه که گوشه توالت بمیری” اشاره به پستی که از زمین خوردنم توی توالت نوشتم و شستن توالت و یا اینکه تو با برانگیختن حس ترحم خوانندگانت کاسه گدایی دست گرفتی برای رای جمع کردن!! ولی ایشون درایت به خرج داد و با عملش جلوی مزخرف گویان رو گرفت.
این جوابیه برای شخص شماست اونم چون شخصا براتون احترام قائلم…اگه حرفهام منطقیه هرجور صلاح میدونید قضیه رو جمع کنید…این هم میگذره مثل همه چیزهایی که تا بحال گذشته.

قبل از هر چیز باید برای افرادی که نظرات آزاردهنده می گذارند و بیماریهای جسمی کسی را به رخش می کشند اظهار تاسف کنم. این کار بیشرمانه ترین کاری است که می توان کرد و هیچ توجیه و عذری موجهش نخواهد کرد.

اما در مورد مسائل اخیر، همانگونه که در مطلب قبلی هم اشاره کرده بودم، به نظر من موضوع پیش آمده سو تفاهمی بیش نیست که بخاطر یک سری عصبانیتهای ناخودآگاه و پیش پا افتاده و بی اهمیت پیش آمده است.

ویولت، نیما، توکا، فواد و پدرام، همگی بهتر از من و هر کس دیگری بر مسائل واقفند و من حتی در حد و اندازه هایی نیستم که بخواهم مثلاً بین ایشان وساطت کنم! تنها وظیفه خود می دانم که بعنوان عضو کوچکی از وبلاگستان، و یکی از خوانندگان حقیر وبلاگهایشان، از ایشان بخواهم که کمی با سعه صدر بیشتری به مسائل پیش آمده نگاه کنند و با پاک کردن مطالب آزاردهنده از وبلاگهایشان، در رفع سو تفاهمات پیش آمده بکوشند. تا بدین ترتیب بدعت گذار فرهنگ فرخنده بخشندگی در وبلاگستان عزیز باشند، و الگویی شوند برای افرادی چون من و دست سو استفاده گران را از وبلاگستان پاک فارسی کوتاه کنند.

ویولت عزیز لطفاً معذرت خواهی کن

در مطلب قبل به عنوان عضو حقیری از جامعه وبلاگستان گفتم که بهتر است “وبلاگ نویس جشنواره ای نباشیم” و برای دل خودمان بنویسیم. همچنین نوشتم که به نظر بنده، وبلاگ خانه شخصیت مجازی ماست و باید حریمش را حفظ کنیم و با حس شهرت به آتشش نکشیم. در آن روز هرگز تصوّر نمی کردم که موضوع مسابقه اخیر دوئچه وله و بحثهای ویولت و نیما اکبرپور اینقدر کشدار است که آتشش دامان وبلاگهای دیگر را هم می گیرد!

روز گذشته در جمع فرندفیدان، به پاسخهای خانوم ویولت به وبلاگ نویسان محترمی که به پست وبلاگ من و ام اس برعلیه نیما اکبرپور انتقاد داشتند، اشاراتی شد ( + + + + ). پدرام نیز در پی بخشیدن همه جوایز وبلاگستان به ویولت، توضیحاتی درباره آنچه که گذشت، ارائه داد. فواد نیز در جانب دفاع از خویش و دوستش ویولت را تازه به دوران رسیده ای با برچسب وبلاگ نویس نامید.

هیچ شکی نیست که توکا، نیما، ویولت، پدرام و فواد همگی از وبلاگ نویسان برتر و البته محترم وبلاگستان فارسی می باشند. و بنده خودم را در حد و اندازه های آن نمی بینم که درباره رفتار و گفتار این دوستان اظهارنظر کنم. و امیدوارم که آنچه پیش آمده است سوتفاهمی باشد که هر چه سریعتر رفع گردد. قصد بنده نیز در این مطلب طرفداری از کسی یا توبیخ کردن دیگری نیست. تنها خواستم به عنوان یکی از خوانندگان وبلاگ ویولت کمی با وی درد و دل نمایم:

ویولت عزیز؛

قبل از هر چیز انتخاب پیشین شما در جشنواره پرشین بلاگ را بعنوان بانوی برتر وبلاگستان و همچنین انتخاب شما را در مسابقه دوئچه وله بعنوان یکی از وبلاگهای برتر فارسی تبریک عرض می نمایم. همه اینها نشان از معروفیت و محبوبیت شما در جامعه مجازی دارد که این خود گوهر ارزشمندی است.

ما همه شما منتخبان را دوست داریم و برایمان هیچ فرقی نمی کند که شما، توکای عزیز، یا نیمای دوست داشتنی و یا حتی شخص دیگری صاحب لقب برترین وبلاگ فارسی در دوئچه وله شوید. آنچه اهمیت دارد اینکه همراه با افتخار و اعتباری که این عناوین برایتان به ارمغان می آورند، مسئولیت سنگینی نیز بر دوشتان قرار می دهند. پس از این، وبلاگ شما دیگر خانه تنهایی شما نیست، اینک شما هر روزه میزبان هزاران رهگذری هستید که در این وادی مجازی عبور و مرور می کنند و برترین ها را برای دیدن و شنفتن بر می گزینند. اکنون شما یکی از نمادهای وبلاگستان شده اید و همه امیدواریم که بتوانید نماینده خوبی برای جامعه مجازی مان باشید و از آبرو و حیثیتمان در جامعه حقیقی و جوامع مجازی جهانی جانانه دفاع نمائید. که به امید خدا چنین خواهد بود.

ویولت عزیز؛

گویا معتقدید که یکی از دستاوردهایتان در طی شرکت در مسابقه اخیر دوئچه وله این بود که “به عنوان یک خانم بلاگر جلوی آقایون مدعی ایستاده اید و در مقابل چنگ و دندون نشون دادن ایادی اونها یک قدم هم از موضعتان عقب نرفتید”!

به یاد دارم که همواره همه وبلاگنویسان، از زن و مرد در کنار هم بوده ایم، تا با تبعیض جنسی موجود در جامعه حقیقی مان مقابله کنیم. هرگز یادم نمی آید که تبعیض جنسی را در جامعه مجازی نیز شاهد بوده باشم.

تقریباً شک ندارم که این احساس نشأت گرفته از دنیای واقعی پیرامون تان بوده که به اشتباه و بطور ناخودآگاه در شخصیت مجازی تان نیز ظهور کرده و موجب جبهه گیریهای تند و تیز شما در مقابل به اصطلاح آقایون وبلاگستان و ایادی آنها شده است. وگرنه واقعاً در دنیای مجازی چه اهمیتی دارد که شما مرد باشید یا زن؟!

ویولت عزیز؛

این وظیفه شما و همه کاندیداهای دیگر است که از حق خوانندگان و علاقمندان تان دفاع کنید و نگذارید تا آرای کسانی که به شما رای داده اند، با تنگ نظری ها و دغل بازی های دیگران پایمال شوند.

اما نه شایسته شماست و نه شایسته خانه مقدس تان که عده ای ناآگاه با ترویج فرهنگ تقلب، ناپاکیها را واردش نمایند. مطمئنم که شما هرگز این موضوع را نمی پذیرید و با خاطیان برخورد خواهید کرد.

ویولت عزیز؛

اینک که این خطوط را می نگارم، ساعاتی است که مهلت رای گیری عمومی مسابقه دوئچه وله به اتمام رسیده است. اما آنچه که ماندگار است گفتار و رفتاری است که در وبلاگتان ثبت می کنید.

به هیچ وجه شایسته شما نمی دانم که با منتقدان تان، هر چند که سخن ناثواب گویند، با پرخاشگری سخن گوئید. انتقاد، هرقدر که تلختر باشد، سازنده تر است. و برخورد با منتقد ناثواب ترین کاری است که می تواند از کسی سر بزند.

در انتها بعنوان یکی از چندین هزار خوانندگان وبلاگتان، و بعنوان شهروندی ناچیز از دنیای وبلاگستان، از شما خواهشمندم تا ضمن تجدیدنظر در برخی از جبهه گیریهای اخیرتان، از دوستان محترمی که بصورت غیرعمد مورد بی احترامی قرار گرفته اند، پوزش بطلبید، تا بدین ترتیب فضای صمیمانه وبلاگتان همچنان حفظ گردد و از دشمنیها پاک شود.

جوابیه نیما اکبرپور به اعتراضات اخیر – بیائید همدیگر را ببخشیم

پس از انتشار مطلب قبلی و جوابیه خانوم ویولت، آقای نیما اکبرپور عزیز هم پاسخی را درباره مسائل اخیر ارسال کردند که برای استحضار عموم منتشرش می کنم:

من فقط از ویولت دلخور بودم. بعد از نوشتن نامه دومش هم حرف دیگه ای نمونده بود. ترجیح دادم که جواب دیگه ای در جهت تایید و موافقت با حرفاش ارسال نکنم که موضع کش پیدا نکنه. به هر حال از نظر من موضوع تموم شده. اگه اون پست من واقعا آزارش می ده حاضرم کلش رو حذف کنم. از برگزارکنندگان این رقابت هم مصرا می‌خوام که توضیح شفافی درباره بالا و پایین شدن آرا بفرستن. ضعف سیستم رای دهی منجر به این اتفاقات شده. و خواستار این هستم که اعلام کنن این آرای تقلبی چطور و به وسیله چه کسی و از چه ایمیل هایی ارسال شده. این حق ماست.

ارادتمند همگی