پیروزی بدون مشارکت عمومی

گرچه اینبار مشارکت عمومی و همبستگی ملی مردم ایران نقش نداشتند، اما به هر حال تیم ملی ایران با یک بازی نه چندان خوب، توانست مشارکت عمومی ملت کره شمالی را خنثی نماید و تیم فوتبال این کشور را در زمین خودش با دو گل متوقف کند.
پس بخاطر داشته باشیم که همیشه مشارکت عمومی پیروزی به ارمغان نخواهد آورد!!
بالاخره اولین نماد مشارکت عمومی و همبستگی ملی ایرانیان در سال ۸۴ به ثمر رسید و تیم ملی ایران با حمایت بی دریغ تماشاچیان در مقابل تیم ژاپن به پیروزی رسید.
امیدواریم که این مشارکت عمومی و همبستگی ملی همچنان تا پایان سال و بویژه در انتخابات ریاست جمهوری نمود یابد و همواره در راه پیشبرد مقاصد عالی ایرانیان بکار گرفته شود.
البته ملت ایران باید در نظر داشته باشد که همیشه مشارکت عمومی در «شرکت داشتن» معنا نمی یابد، گاهی «شرکت نکردن» هم نوعی مشارکت است!!

اولین نماد مشارکت عمومی در سال ۸۴

اگر کمی اهل فوتبال باشید، حتماً می دانید که امروز ساعت ۱۸ تیم ملی فوتبال ایران در جریان مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان به مصاف تیم قدرتمند ژاپن خواهد رفت. و همانگونه که استحضار دارید به جهت کَل کَلی که از قدیم الایام بین این دو تیم قدرتمند آسیا بوده است، این مسابقه برای هر دو تیم بسیار مهم می باشد، و البته این بار به دلیل حساسیتهای بازی های مقدماتی جام جهانی، حساسیت این بازی نیز بسیار زیاد است.
هر دو تیم بسیار قوی هستند و حتی بازیکنان و مربیان هر دو تیم نیز بر این موضوع صحه می گذارند. اما از آنجائیکه این بازی در زمین ایران برگزار می شود و روزهای بسیاری است، رسانه های ایران بر روی این بازی تبلیغ می کنند، بنابراین در صورت استقبال زیاد یاران دوازدهم از این مسابقه، ایران دارای یک پون مثبت خواهد بود. چرا که بدون شک برای هیچ تیمی، بازی کردن در مقابل صد هزار تماشاچی پر سر و صدا آسان نخواهد بود.
و البته از آنجائیکه امسال، سال مشارکت عمومی و همبستگی ملی است، لذا شکی نیست که استادیوم حتماً پر خواهد شد!!
به هر حال من نیز مانند همه ایرانیهای وطن پرست، امید دارم که ایران پیروز میدان باشد، اما واقعاً از ژاپن زیرک و باهوش می ترسم.
تا ببینیم خدا چه خواهد…

افتتاحیه مسابقات بانوان و ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ اورکات در گیلان!!

امشب از دو بابت خوشحالم و از یک بابت ناراحت، که البته مثل همیشه نگرانی ام به خوشحالی ها می چربد!

خوشحالی اولم از این بابت است که امروز یک امتحان توپ دیگر را به خوبی و توپی(!) پشت سر گذاشتم و بدین ترتیب تنها یک قدم دیگر تا پایانم امتحاناتم باقی مانده است! و این امر باعث میشود که از این پس بیشتر بتوانم وقتم را روی وبلاگم بگذارم.

دومین امری که باعث خوشحالیم شده است دیدن توانمندی زنان ایرانی بود. هیچوقت فکر نمیکردم که زنان ایرانی هم بتوانند به این خوبی مراسم افتتاحیه برگزار کنند.

امروز مراسم افتتاحیه نخستین دوره مسابقات بانوان پایتخت کشورهای اسلامی و آسیایی بود که به همت شهرداری تهران برگزار گردید. در افتتاحیه این مسابقات دانش آموزان منطقه دو شهریار کرج به اجرای رقص گونه های جمعی پرداختند که به نظر من قابل رقابت با رقص گونه های خارجی بود. حالا در نظر بگیرید که اگر این دختران از همه ایران گلچین شوند چه خواهد شد!

اما این افتتاحیه هم بدون سوتی نبود! اولین سوتی خیلی فاحش آن زمانی رخ داد که خواستند مشعل مسابقات را روشن کنند. گوینده چند بار تکرار کرد که حامل مشعل پس از زدن دور افتخار مشعل را به دستان مبارک دکتر حداد عادل خواهند داد تا ایشان مشعل اصلی را روشن کنند. اما من که هرچه نگاه کردم از دکتر خبری نبود! تا اینکه خانم حامل مشعل خودشان زحمت مشعل اصلی را هم کشیدند!!

و سوتی دوم از آنجا حاصل شد که ما بالاخره نفهمیدیم «کانادا» که با یک خانم در این مسابقات شرکت کرده است، جز کشورهای اسلامی محسوب میشود یا آسیایی!!

ولی افتتاحیه نخستین دوره مسابقات بانوان کشورهای اسلامی و آسیایی مصادف با با یک روز نحس برای ما بود. چون متاسفانه از امروز اورکات در استان گیلان ف.ی.ل.ت.ر شد!

بعد از آن همه مدت که دوستان تهرانی مشکل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ اورکات را داشتند، مثل اینکه حالا نوبت به ما رسیده است. در تماسی که با دوستانم در ISP داشتم، آنها از این امر اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند: «راستش خودمون هم گیج شدیم! یک ساعت بازه، یک ساعت ف.ی.ل.ت.ر میشه»!!

به هر حال برای ما هم دعا کنید تا مشکل اورکات ما هم حل شود!

جنبش بلاگ نویسان و یک پیروزی دیگر

یکی از بحثهایی که این روزها در بلاگها زیاد به آن پرداخته میشود قضیه انتخابات برترین وزنه بردار قرن است. البته من کوچکتر از آن هستم که درباره حرکتهای بلاگ نویسان اظهارنظر کنم اما شخصاً به عنوان کسی که دوست دارم یک بلاگ نویس باشم خیلی از این نوع حرکتهای خود جوش بلاگ نویسان به خود می بالم و با دیدن اینگونه جنبشها به نوعی احساس غرور میکنم، حرکتهایی که تاکنون همواره پیروز بوده است چه در مسئله خلیج همیشه فارس و چه در موضوع انتخاب برترین وزنه بردار قرن.

به هر حال هنوز هم کار به اتمام نرسیده است و گویا فدراسیون جهانی وزنه برداری مدت انتخابات را بنا به درخواست برخی از کشورها از جمله ایران برای مدت یک هفته دیگر تمدید نموده است، باز هم بایستی هوشیار بود تا در این یک هفته باقیمانده رقبا از رضازاده پیشی نگیرند، لذا بایستی باز هم به این حرکت ملی ادامه داده شود و حتی شایسته است که اگر با همه ایمیل هایتان رای داده اید اقدام به ساختن ایمیلهای جدید کنید و سهمتان را در این پروژه ملی بیشتر نمائید!

اما بحث دیگری که در بین وبلاگ نویسها در گرفته است درباره عدم رای دهی عده ای از آنهاست که یکی از آنها حسین درخشان است که در بلاگش هم این امر را عنوان نموده است و اذعان هم داشته که این موضوع کاملاً شخصی است که البته این حرف کاملاً حرف حساب است و جواب هم ندارد، اما برخی دیگر عدم شرکت کردنشان در رای گیری اینگونه توجیه میکنند که موفقیت رضازاده باعث سربلندی دولتمردان ایران در جامعه بین المللی میگردد! به نظر من این حرف کاملاً غیرمنطقی است. پیروزی رضازاده باعث سربلندی نام ایران و ایرانی در جهان خواهد بود، آیا این موضوع که جهان پهلوان تختی در زمان پهلوی به این افتخارات دست یافته است کمترین خللی در قهرمانی و سربلندی وی وارد میکند؟ ولی درعوض هر ایرانی در هر جای جهان که باشد می تواند او را با سربلندی هموطن خود معرفی نماید.

به هر جهت به قول آقای درخشان این یک موضوع کاملا شخصی است و تصمیم با شماست…