وبلاگ نویسی حرفه ای: نگاهی به اجزای اصلی وبلاگها

آنچه در ادامه می خوانید الهام گرفته از نظر و مطالب علی نیکوئی می باشد. از این بابت از ایشان بسیار سپاسگزارم.

همانطور که پیش از این اشاره شد، وبلاگنویسی نیز مانند تمام کارهای دیگری که انسان انجام می دهد می تواند “حرفه ای” انجام شود. البته منظورم از “حرفه ای” چیزی غیر از بعد “اشتغال” می باشد و بیشتر به جنبه تخصصی آن توجه دارم.

بگذارید از اجزای تشکیل دهنده وبلاگ شروع کنم. وبلاگها بدون توجه به زبان و ملیت نگارنده شان، دارای اجزای یکسانی هستند که از مهمترین آنهامی توان به مطلب نویسنده، بخش نظرات، ستون کناری (سایدبار)، شکل و قالب وبلاگ اشاره نمود. در ادامه روی این اجزا بیشتر زوم می کنم و آنها را با جزئیات بیشتری از نظر حرفه ای بودن، مورد بررسی قرار می دهم:

پست وبلاگ:

وبلاگها برای آن بوجود آمده اند که مطالب نگارنده شان را منتشر کنند و آنها را با دیگران به اشتراک بگذارند. لذا هدف وجودی یک وبلاگ، مطالبی است که در آن نوشته می شود. بنابراین اغراق نیست اگر پستهای یک وبلاگ را مهمترین بخش آن وبلاگ بنامیم.

حال که اهمیت این بخش از وبلاگها روشن شد، لذا راز حرفه ای بودن نیز بیش از همه در این بخش نهفته است.

وبلاگها رسانه های آزاد و شخصی هستند. لذا بلاگر از هر آنچه که دلش بخواهد می تواند در آنها بنویسد و هیچکس را بخاطر آنچه که در وبلاگش می نویسد نمی توان سرزنش کرد. اما برای حرفه ای بودن، لازم است که نوشته های وبلاگ نیز حرفه ای باشند. من بین حرفه ای نوشتن و تخصصی نوشتن تفاوت قائلم، پیش از این نیز در قسمت نظرات مطلب “وبلاگ نویسی حرفه ای” بطور مفصل در این باره توضیح دادم.

منظور من از حرفه ای نوشتن آن است که نویسنده باید تمام آداب نوشتن را رعایت کند، که البته در این باره نویسندگان برجسته و ادب دانان می توانند بیشتر راهنمایی کنند. اما من به ذکر چند نکته که به ذهنم خطور می کند اکتفا می کنم:

– سبک مشخصی برای نوشتن داشته باشد. کلامش را با مقدمه کوتاهی آغاز کند و در آن سعی کند که خواننده را به خواندن ادامه متن ترغیب کند. مطلب را به گونه ای بپرورد که برای خواننده جذابیت داشته باشد و آنچه را که باید دریافت کند، براحتی بگیرد.

– کلام ثابتی را برای متن هایش در نظر بگیرد. اگر به زبان محاوره ای می نویسد، سعی کند که دستور زبان محاوره ای را رعایت کند و بصورت من در آوردی، سخن نگوید! در صورتی هم که از زبان رسمی استفاده می کند، رسم الخط و قواعد زبان را رعایت کند تا سخنش گیرایی لازم را دارا باشد.

– پراکنده سخن نگوید. در مطالبش از این شاخه به آن شاخه نپرد.

– عنوان مطلبش در عین کوتاهی، گویا و جذاب باشد.

البته از این دست نکته ها بسیارند که به محیط وبلاگ نیز محدود نیستند و در هر متن حرفه ای باید رعایت شوند. گذشته از اینها، مطالبی که در وبلاگ نوشته می شوند، بطور کلی موضوعیت وبلاگ را بوجود می آورند. لذا مطالبی که در وبلاگ منتشر می شود، نقش مهمی در ذهنیت خواننده از وبلاگ دارد. بنابراین علاوه بر رعایت نکات مربوط به هر نوشته، باید در انتخاب موضوعات نیز دقت کرد. البته وبلاگها می توانند چند موضوعه هم باشند و این از نظر من هیچ منافاتی با حرفه ای بودن آنها ندارد (اینگونه وبلاگها را معمولاً “ترکیبی” می نامند)، اما مسلماً تمرکز موضوعی وبلاگ نیز می تواند یک پوئن مثبت برای حرفه ای تر شدن آن باشد، اما در عین حال دست و پای نویسنده را می بندد و از هر آنچه که دلش بخواهد نمی تواند در وبلاگ تخصصیش بنویسد. البته در این مورد نیز معتقدم که وبلاگهای تخصصی هم بهتر است خشک و تک بعدی نباشند و هر از گاهی دل نوشت هایشان را نیز با خوانندگان شان در میان بگذارند. این کار احساس نزدیکی بیشتری بین مخاطبان و نویسنده ایجاد می کند، که این موضوع به حرفه ای شدن نویسنده می تواند کمک کند.

بخش نظرات:

از مطالب که بگذریم، یکی از ویژگی های مهم وبلاگها بخش نظرات پویای آنهاست. در تعاریف اولیه ای که برای وبلاگها نوشته اند، آنرا “رسانه ای دو سویه” معرفی کرده اند. از این تعریف اینگونه بر می آید که یک وبلاگ تنها مختص به نوشته های وبلاگ نویس نباید باشد، بلکه لازم است مخاطبان نیز در آن شرکت فعال داشته باشند. اما این وظیفه نویسنده است که مخاطبان را ترغیب به اظهارنظر درباره مطالبش کند.

بلاگر با پاسخگویی به نظرات مخاطبان، و با ایجاد فضایی آزاد و ایمن در قسمت نظرات میتواند این علاقمندی را در مخاطبانش بوجود بیاورد. لازم است که برای نظرات سایرین، حتی اگر مخالف باشند، احترام قائل بود و با بداخلاقی با ایشان برخورد نکرد.

این روزها با توسعه ابزارهای وب۲، حتی لازم است که بلاگر به بازتابهای مطالب در شبکه های اجتماعی نیز توجه داشته باشد و به نظراتی که در این شبکه ها ارائه می شوند نیز پاسخگو باشد.

ستون کناری (سایدبار):

سایدبار وبلاگ، مهمترین حاشیه وبلاگ است! آنچه که لازم است در حاشیه مطالب به مخاطب ارائه شود، در این ستون جای خواهد داشت، لذا اهمیت بسیاری دارد.

روزی که وبلاگها پایه گذاری شدند، به لینک کردن وبگردیهای بلاگر اختصاص داشتند. اما امروزه، لینکهایی که وبلاگ نویس در حین وبگردی هایش می بیند به عنوان حاشیه وبلاگها در آمده اند. اما حاشیه ای که بودنش الزامی است! لذا به نظر من از اولین بخشهایی که در سایدبار یک وبلاگ حرفه ای باید باشد، “لینکهای روزانه” است.

بلاگر حرفه ای باید با تکنولوژی حرکت کند و خوانندگانش را نیز به سمت جلو سوق دهد. این روزها استفاده از ابزارهای وب۲ برای هر وبلاگ نویس حرفه ای الزامی است. بلاگر باید وبلاگش را به خوراک (فید یا خمیرمایه) مجهز کند و خوانندگانش را به استفاده از آن ترغیب نماید. سایر وب سرویس هایی چون فیس بوک و توئیتر و فرندفید نیز برای ارتباط بیشتر با ساکنین مجازی و در جریان اطلاعات بودن بسیار مفید می توانند باشند.

اینها بخشهایی از حاشیه های الزامی یک وبلاگ حرفه ای هستند. مسلماً هر بلاگری حاشیه های سورپرایزی نیز برای مخاطبانش دارد که می تواند جذابیتهای خاصی برای خوانندگان فراهم آورد. اما آنچه که مهم است اینکه به هر حال باید به سایدبار اهمیت داد و ساده از کنارش رد نشد.

قالب وبلاگ:

قالب نخستین بخشی است که به چشم می آید، لذا تاثیر زیادی در برداشت های بعدی مخاطب دارد. علاوه بر آنکه لازم است قالب سبک و ساده باشد، باید با شخصیت عمومی وبلاگ نیز همخوانی داشته باشد.

علاوه بر تاثیرات ظاهری که قالب وبلاگ دارد، از نظر فنی و در پشت پرده نیز می تواند تاثیر زیادی روی وبلاگ داشته باشد. قالبی که بصورت استاندارد طراحی نشده باشد، موتورهای جستجو را نیز با مشکل مواجه می کند، لذا نتایج جستجوی مطالب وبلاگ در جایگاه واقعی خود قرار نخواهند گرفت و این تاثیرات منفی فراوانی بر وبلاگ خواهد گذاشت.

درباره مشخصاتی که قالب وبلاگ باید داشته باشد، طراحان حرفه ای اظهارنظرهای فراوانی کرده اند و با جستجو می توانید به اطلاعات زیادی در این باره دسترسی پیدا کنید. اما به خاطر داشته باشید که یک وبلاگ حرفه ای باید در ظرفی حرفه ای باشد تا به چشم آید.

آنچه در بالا آمد، به نظر من برای حرفه ای بودن لازم است، اما مسلماً کافی نیست. توجه نکردن به هر یک از این اجزای اصلی موجب می شود که وبلاگ، حرفه ای نباشد. شاید کسی نویسنده قهاری باشد، اما اگر قالب وبلاگش بهم ریخته و گیج کننده باشد، من او را تنها یک نویسنده حرفه ای می دانم، نه یک بلاگر حرفه ای! طراحی که قالب زیبایی برای وبلاگش طراحی کرده، و علاوه بر آن تمام نکات استانداردسازی را نیز رعایت کرده، تنها زمانی یک بلاگر حرفه ای خواهد بود که متنش را نیز به همان زیبایی بیاراید و موضوعات جالبی برای گفتن داشته باشد.

امیدوارم در این مجال کوتاه توانسته باشم، منظورم را به دور از ابهام بیان کنم. مسلماً کلام حقیر بدون نقص نیست، لذا نظرات شما درباره آنچه که من آنرا “وبلاگ نویسی حرفه ای” خوانده ام می تواند به تبیین شدن بیشتر این موضوع کمک کند.

Face Off 12 : نیما اکبرپور vs پژمان دشتی نژاد

بیش از چهار ماه از آخرین فیس آف منتشر شده می گذرد. در این مدت با مشورت دوستانی که قبلاً در فیس آفها شرکت کرده بودند و پرس و جو از صاحب نظران بر آن بودیم تا شکل جدید و حرفه ای تری به فیس آف بدهیم. نتیجه بررسی های به عمل آمده این شد که فیس آف از این پس با شرایطی جدید برگزار شود:

  • برخلاف نسخه قبلی، این بار Face Off به معنای واقعی کلمه برگزار می شود. بدین صورت که دو وبلاگ نویس به یکدیگر معرفی می شوند و برای همدیگر سوال طرح می کنند و حتی به پاسخهای یکدیگر گیر می دهند!
  • پرسش و پاسخها منتشر می شوند و مخاطبین با توجه به سوالات طراحی شده و پاسخهای ارائه شده، از طریق نظرسنجی برنده فیس آف را تعیین می کنند.

امیدوارم این تغییرات به بهتر شدن فیس آفها کمک کند و رضایت مخاطبین عزیز را نیز فراهم آورد.

بعنوان نخستین مهمانان نسخه جدید فیس آف، میزبان نیما اکبرپور (نویسنده وبلاگ عصیان) و پژمان دشتی نژاد (نویسنده وبلاگ یه وجب خاک اینترنت) هستیم.

طراح لوگو: حدیث

نیما اکبرپور (نویسنده وبلاگ عصیان)

خودش را اینگونه معرفی می کند:

“نیما اکبرپور، بلاگر، خبرنگار، برنامه‌ساز تلویزیونی و مجری شغل‌هاییه که این روزها بهش مشغولم. قبلش هم شغل‌های متعددی داشتم. از کافی‌نت تا مدیر فروش و طراح وب و این جور چیزها. مهندسی کامپیوتر و نرم‌افزار خوندم توی دانشگاه آزاد لاهیجان. با دیپلم تجربی رفتم یه رشته فنی مهندسی. این خودش به اندازه کافی مخ درب و داغون می‌خواد. رفتم دانشگاه در حالی که تا اون موقع دست به یه کامپیوتر هم نزده بودم. اون موقع‌ها مثل الان کامپیوتر توی هر خونه نبود. عرض کنم که مجردم و ۳۴ سالم تازه تموم شده و فعلا هم قصد ادامه تحصیل دارم (از این کلاس‌ها که می‌ذارن دخترهای دم بخت. این از اونا بود). توی وبلاگم هم توی این  هفت هشت سال همه چیز نوشتم. از غرغر و روزنوشت و شعر و داستان کوتاه و خاطره بگیر تا آی تی و موسیقی و کتاب و فیلم. هر تجربه قابل گفتنی رو که توی زندگیم داشتم ریختمش اون تو. “

پژمان دشتی نژاد (نویسنده وبلاگ یه وجب خاک اینترنت)

سایبرپژمان برای معرفی خودش، ما را به صفحه “درباره من” وبلاگش ارجاع داد:

“من پژمان هستم. از نخستین وبلاگ نویس های زبان فارسی. همان زمانی که تعداد وبلاگهای فارسی به تعداد انگشتهای دو دست می رسید! وبلاگ من همیشه تحت نام یه وجب خاک اینترنت نوشته شده است…

سه سال و نیم در کشور امارات زندگی کرده ام و مدرک لیسانس فن آوری اطلاعات را با درجه بسیار ممتاز دریافت کرده ام… قبل از اتمام تحصیلات لیسانس در دوره فوق لیسانس دانشگاه سلطنتی استکهلم قبول شدم و چندی نگذشت که برای همیشه کوله بارم را از ایران بستم. رشته فوق لیسانس من شبکه های کامپیوتری است و در زمینه امنیت اطلاعات کار کرده ام. من دارای تحصیلات بازرگانی هم هستم و در واقع بیش از آنکه به مهندسی علاقه مند باشم به دنیای بازرگانی و تجارت آنلاین و وب ۲.۰ علاقه مندم از این رو اخبار مربوطه را کاملا پیگیری می کنم.

من از تاریخ ماه مه ۲۰۰۷ در شرکت آرزوهایم (گوگل) مشغول به کار شدم و مهمان مردم دوبلین. شغل من در گوگل نگاهداری و مراقبت از سیستم های کنفرانس از راه دور بوده است.  پس از حدود یک سال کار در گوگل و تاثیر عمیق آن بر بینش کاری من، به دلایل بسیار به استکهلم باز گشتم. از جمله اصلی ترین این دلیل ها، رغبت بسیار زیاد من برای تاسیس شرکت و استارتاپ خودم بوده است. این در حالیست که در همین بین بعد از دوماه چانه زنی با شرکت اریکسون موفق شدم که پروژه ای که در سر داشتم را با آنها به مذاکره بگذارم و در حال حاضر هم چند ماهیست که در شرکت اریکسون به عنوان پژوهشگر در مقر اصلی آن در استکهلم مشغول به کار هستم. زمینه تحقیق من امنیت تلفن های هوشیار یا همان “اسمارت فونها” و چگونگی هک کردن آنهاست!”

*   *   *   *   *   *   *   *   *

همانگونه که در ابتدا اشاره شد، ما از نیما و پژمان خواستیم تا از همدیگر سوالاتی بپرسند و به سوالات یکدیگر پاسخ بدهند:

نیما اکبرپور: پژمان از موقعی که وبلاگ‌نویسی رو شروع کردی، کلی تغییر کردی. قبلا بیشتر از خودت می‌نوشتی و الان بیشتر از کارت. قبلا یه پسر شیطون پشت اون وبلاگ نشسته بود و الان یه جنتلمن! اسمش خودسانسوریه؟ یه کم توضیح بده درباره‌ش.

پژمان دشتی نژاد: دغدغه هایم تغییر کرده اند. سنم بالاتر رفته است و پر تجربه تر شده ام. شاید کمی محتاط تر در نوشته هایم شده ام و بعله راجع به بسیاری از احساسات درونیم نمی نویسم. همچنین دیدم نسبت به وبلاگ نویسی عوض شده است.

پژمان دشتی نژاد: آیا تحصیلات دانشگاهی به درد زندگی کاری تو خورده است؟

نیما اکبرپور: تحصیلاتم تو رشته کامپیوتر تأثیر مستقیم نذاشته توی کاری که دارم انجام می‌دم. درس خوندن اما می‌تونه جهت کلی مسیر زندگی رو تعیین کنه. این که توی این رشته درس خوندم به هر حال باعث شد تا بیشتر وقتم با کامپیوتر پر بشه و در نهایت هم بتونم خبرنگاری رو باهاش تلفیق کنم.

نیما اکبرپور: مدت‌هاست که می‌گن توی گوگل بودی. چند ماه اونجا بودی؟ چرا رفتی گوگل و اصلاً چرا اومدی بیرون؟ آیا دوره آموزشی، کارآموزی یا چیزی شبیه این بود یا رسماً کارمند گوگل بودی؟ اونجا چی‌کار کردی؟

پژمان دشتی نژاد: به اندازه کافی راجع به گوگل و احوالاتم در وبلاگم نوشته ام. یه مدت من گوگل رو ول نمی کردم حالا مثل اینکه گوگل نمی خواد من رو ول کنه. فعلا دغدغه من استارتاپم هست تا پیشینه گوگل و یا تجربه کاری در اریکسون و تحصیلاتم در دانشگاه!

پژمان دشتی نژاد: سخت ترین شکست کاریت تا کنون چه بوده است؟

نیما اکبرپور: توی کارهایی که قبلاً انجام دادم اتفاقات بدی برام افتاد. اما اسمشون رو شکست نمی‌ذارم. من یک سال و نیم کافی‌نت داشتم که به خاطر سرقت همه چیزم از دست رفت. بعدش هم با یکی از دوستام شرکت طراحی سایت رو هاستینگ راه انداختیم که به خاطر اتفاقاتی مجبور شدم بعد از یک سال و نیم از اونجا بیام بیرون بدون این که سرمایه‌ای باهام همراه شده باشه. اما همه‌شون تجربه‌های تلخ اما مفیدی بودن. خیلی چیزها یاد گرفتم. اصلاً می‌تونم بگم که اگه اون اتفاقات برام نمی‌افتادن، به مسیری که دوست داشتم و دارم کشیده نمی‌شدم و الان اینجا نبودم.

نیما اکبرپور: یه چند تا نوشته داشتی که از خواننده‌هات خواسته بودی تا مشکلاتی رو که درباره گوگل فارسی به نظرشون می‌رسه، بهت بگن تا انتقالشون بدی به مسؤولان. چی شد نتیجه‌ش؟

پژمان دشتی نژاد: من تا آنجا که تونستم کار رو پیگیری کرده ام. در شرکتهای بزرگ پروسه یک کار یا بازخورد به آن سرعتی نیست که فکر می کنید. از سویی احتمالا قضیه پیگیری مصادف با بیرون آمدن من از گوگل بوده که دیگه امکان دسترسی من رو به مورد مربوطه نمی داده.

پژمان دشتی نژاد: سخت ترین پروژه ای که تاکنون به تو پیشنهاد شده و با موفقیت انجام داده ای چه بوده؟

نیما اکبرپور: بین کارهایی که انجام دادم، سخت‌ترین‌هاش اونهایی هستن که الان دارم انجام می‌دم. توی کار جدیدم مدیوم، تصویره و من چندان تجربه‌ای درباره اون نداشتم تا پیش از این. اما الان که چند ماه گذشته فکر می‌کنم دیگه انجام این کارها به سختی قبل نیست. معمولاً همه کارها این‌طورن. اولش سختن و به تدریج راحت‌تر می‌شن. تا زمانی که کلاً جهت رو عوض می‌کنی.

نیما اکبرپور: تو حوزه کامپیوتر بیشتر دوست داری یه نویسنده – معلم باشی؟ خبرنگار باشی؟ یا تاجر؟

پژمان دشتی نژاد: هیچکدام. من دوست دارم کارآفرین باشم. هدف اصلی من هم پول نیست بلکه ارزش آفریدن است.

پژمان دشتی نژاد: اگر قرار باشد یک نامزد مجازی درست کنی، آواتارش چگونه شکلی خواهد داشت؟

نیما اکبرپور: عجب سؤال پیچیده‌ای! من ترجیح می‌دم نامزد قابل لمس درست کنم تا مجازی. اما از نظر شکل و قیافه به نظرم یه جوری طراحی می‌کنم که عاشقش نشم.

نیما اکبرپور: کدوم یکی از این جملات رو برای نوشتن تو وبلاگت انتخاب می‌کنی؟
الف- یه سر رفتیم کرمان. کلی با بلاگرهاش حال کردیم.
ب- برای برگزاری یک نشست در زمینه کارآفرینی به کرمان رفتیم و از مصاحبت با دوستان کرمانی کلی لذت بردیم.
ج- کرمان خوش گذشت در حد تیم ملی. برو بکسش اند باحالن.

پژمان دشتی نژاد: بسته به حال و هوام داره اما اصولا جمله الف رو می پسندم. کلا با جملات عصا قورت داده سنخیتی ندارم.

پژمان دشتی نژاد: آیا وبلاگ مخفی داری که با اسم مستعار در آن بنویسی؟

نیما اکبرپور: نه هیچ وقت وبلاگ مخفی‌ای نداشتم. چند باری وبلاگ‌های دیگه ساختم که توشون به انگلیسی یا فرانسه نوشتم اما بعد از چند پست تعطیلش کردم.

پژمان، دو سوال بیشتر از نیما اکبرپور پرسید!

پژمان دشتی نژاد: چرا به فارسی می نویسی؟ چرا به انگلیسی نه؟

نیما اکبرپور: اتفاقاً چند وقتی هست که در انتهای نوشته‌های وبلاگم یک خلاصه به انگلیسی هم می‌نویسم. اما هنوز راه زیادی دارم تا روان نوشتن به انگلیسی. اما دارم سعی خودم رو می‌کنم.

پژمان دشتی نژاد: ۵ وبلاگ مورد علاقه ات رو بگو و دلیل هر کدام رو هم ذکر کن.

نیما اکبرپور: وبلاگ‌های مورد علاقه من در طول زمان تغییر می‌کنن. در حال حاضر یکی از وبلاگ‌های مورد علاقه من وبلاگ آقا اجازه هست به خاطر نگاه سفرنامه‌ای یک آدم دنیادیده. یکی دیگر وبلاگ یک پزشک به خاطر این که برای من مثل یک مجله پر از اطلاعات مختلفه. کیبرد آزاد چون جادی بدون این که خودش رو مخفی کنه درباره آزادی بیان می‌نویسه و البته روزنوشت‌هاش رو هم دوست دارم. گارفیلد دات آی آر که البته وبلاگ محسوب نمی‌شه اما رفتار این گربه و صاحبش برای من بسیار جذابه مخصوصاً وقتی که داره توسط یه آدم خوش‌ذوقی به فارسی ترجمه می‌شه. و وبلاگ خواب بزرگ سروش روحبخش که هم همکارم بوده و هم این که توش می‌شه از افکار پراکنده اما خوش یه آدم کنجکاو چیزهای زیادی خوند که دوست داره اونها رو با بقیه به اشتراک بذاره.

نظرسنجی:

به نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و…

با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 12 را انتخاب کنید.

این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.

نتایج نظرسنجی FaceOff 12


Face Off را دنبال کنید

وبلاگ نویسی حرفه ای

اصفهان که بودیم دیداری با چند تن از مجازی نگاران اصفهانی داشتیم که پیش از این پرهام به آن اشاره کوتاهی کرده بود. یکی از موضوعات مورد بحث در این جمع “وبلاگ نویسی حرفه ای” بود. در جمع حاضر به نظر می رسید که آرش خان بیشترین دغدغه را در مورد وبلاگ نویسی حرفه ای داشته باشد. ایشان شغل اصلی خود را وبلاگ نویسی می دانستند و از کلامشان اینگونه بر می آمد که قصد دارند از وبلاگ نویسی منبع درآمد خوبی دست و پا کنند. اما یکی از موانع مهم پیش روی خود را عدم حرفه ای بودن اکثریت وبلاگ نویسان می دانستند. ایشان معتقد بودند که اکثر وبلاگ نویسان فارسی زبان به این کار بعنوان یک تفریح نگاه می کنند و از همین روی آنگونه که باید و شاید حرفه ای عمل نمی کنند.

به همین بهانه قصد دارم نگاه شخصی خود را به پدیده وبلاگ نویسی و خصوصاً وبلاگ نویسی حرفه ای تشریح کنم.

پیش از این بارها درباره تعریف وبلاگ نویسی نوشته ام:

از نظر من، «وبلاگ» رسانه‌ای است شخصی و دوسویه بر پایه وب که در آن نویسنده یا نویسندگان دیدگاههای خود را در رابطه با موضوعات مختلف (با توجه به علائق و تخصص‌های خود) بیان می‌کند و همزمان این امکان وجود دارد که از نظرات خوانندگان و مخاطبین خویش در آن رابطه مطلع گردند.

اصول وبلاگ نویسی

همچنین در مطلبی تحت عنوان “تبیین جایگاه لینکهای روزانه در وبلاگها” به تعریف چند تن از پایه گذاران وبلاگ نویسی درباره پدیده وبلاگ اشاره کرده ام.

علاوه بر اینها طی پستی با عنوان “وبلاگستان: جامعه ای پر از خوبی ها و بدی ها” به این موضوع اشاره کرده بودم که:

آنان که برای نخستین بار کلید وبلاگ نویسی را میزدند اهداف والایی در سر داشتند و به خیال خود می خواستند وبلاگستان فقط خروجی مثبت و مفید داشته باشد. اما امروز وبلاگستان به یک جامعه وسیع بدل شده است، پر از انواع و اقسام آدمها، با سلیقه ها و رفتارهای مختلف. حالا دیگر وبلاگستان نیز مثل همه جوامع بشری به سمت بینهایت میل می کند و در این گستره عظیم چاره ای نیست جز اینکه به آنچه که باب میل مان است بپردازیم و از خیر بقیه بگذریم. مثلاً شاید مطالب زرد از نظر بار اطلاع رسانی، مفید نباشند، اما عده بسیاری هم هستند که فقط دنبال اطلاعات مفید نیستند، و به جنبه های سرگرم کننده آنها نیز توجه دارند، لذا نه تنها خودشان به تولید اینگونه مطالب می پردازند بلکه از مطالب زرد دیگران نیز استقبال می کنند. و هیچ ایرادی نه به اینگونه افراد و نه به کسانی که صرفاً به تولید علم و دانش توجه دارند، وارد نیست.

اما حرفه ای بودن در عرصه وبلاگ نویسی به چه معناست؟

متاسفانه در جامعه مجازی تعریف درستی از وبلاگ نویسی حرفه ای در دست نیست. گاهاً این موضوع را با تخصصی نویسی اشتباه می گیرند و وبلاگ نویسان تک موضوعه را به عنوان وبلاگ نویسان حرفه ای در نظر می گیرند. گاهی هم آنهایی که بصورت مرتب وبلاگ می نویسند را حرفه ای می نامند.

اما به نظر من وبلاگ نویس حرفه ای صرفاً نباید به وبلاگ نویسی بعنوان شغل نگاه کند. یا لزومی ندارد که برای وبلاگ نویس حرفه ای بودن، بتوان از آن کسب درآمد کرد. وبلاگ نویس حرفه ای حتماً کسی نیست که فقط در وبلاگش درباره موضوع خاصی مطلب می نویسد یا روزانه حتماً مطلبی در بلاگش می نگارد.

در حقیقت بنده معتقدم وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که علاوه بر رعایت اخلاق حرفه ای، چارچوب مشخصی را برای وبلاگش در نظر می گیرد و در همان چارچوب به فعالیت می پردازد.

لذا کسی که گل و بلبل می نویسد، یا کسی که از روزانه هایش می گوید، یا حتی کسی که فقط لینک می کند هم می تواند وبلاگ نویس حرفه ای باشد. به شرط آنکه حقوق سایرین را رعایت کند و آنچه را که مخاطبین عامش می پسندند ارائه کند.

وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که برای مطالبش وقت می گذارد، اگر از مطالب دیگران استفاده می کند منابعشان را ذکر می کند، به نظرات دیگران احترام می گذارد و امانتدار است.

برای حرفه ای بودن لازم است مطالب وبلاگ درست دسته بندی شوند و درست برچسب گذاری گردند تا جستجوی آنها سریعتر امکان پذیر باشد. باید لینکها را به موقع و در جای خود قرار داد تا ارتباطات مطالب به طور صحیح شکل گیرند. لحن کلام مطالب باید روان باشد و نویسنده سبک خاصی را برای نوشته هایش در نظر بگیرد و خود را به همان سبک به خوانندگان بشناساند.

لازمه اینکه وبلاگ نویس حرفه ای باشیم، این است که بطور حرفه ای وبلاگ بخوانیم. این کار به اجتماعی شدن نویسنده کمک می کند و باعث می شود که بهتر و بیشتر با قوانین زندگی جمعی آشنا شویم و راحتتر با هم زندگی کنیم. امروزه شبکه های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری بسترهای اجتماعی شدن را فراهم کرده اند.

از آنجائی که این روزها در بلاگستان با خیل کثیری از سلیقه ها روبرو هستیم، لذا ارائه ملاکهای خاص برای حرفه ای بودن آسان نیست، و تقریباً نسبی است. آنچه که در بالا آمد گوشه ای از آنچه بود که من در این باره می اندیشم. خوشحال خواهم شد شما هم به این لیست ملاکهای تان را بیافزائید.

Face Off 8 : بابک محمودی vs کامیار ندیمی

در آستانه اولین روز شهریور ماه، شماره دیگری از فیس آف وبلاگ نویسان ایرانی را با حضور دو ITنویس مطرح و دوست داشتنی ترتیب داده ایم.

قبل از هر چیز تشکر ویژه خود را نثار دوستانی می کنم که در تهیه این فیس آف با من همکاری داشته اند:

همکاران Face Off 8

میلاد احرامپوش: نویسنده وبلاگ روزنوشت میلاد و شرکت کننده Face Off 4

بامدادی: نویسنده وبلاگ بامدادی و شرکت کننده Face Off 6

شروین فتحی: نویسنده وبلاگ یک فتحی و شرکت کننده Face Off 4

هزاران نقطه: نویسنده وبلاگ هزاران نقطه و شرکت کننده Face Off 6

بابک محمودی

نویسنده وبلاگ زنگوله به آدرس www.zangoole.com که خوراکش از این آدرس قابل دسترسی است. اگر نمی دانید خوراک به چه دردی می خورد، اینجا را ببینید!

بابک خودش را اینطور برای خوانندگان فیس آف معرفی کرده است:

آدمی هستم واقع گرا و منطقی ، از بچگی علاقه زیادی به کامپیوتر و گجت ها داشتم در شش سالگی اسباب بازی های محبوبم یک کومودور ۶۴ دوست داشتنی بود و یک کمد پر از سیم و لامپ و آرمیچر و از این جور چیزا…. قبلآ بیشتر در زمینه امنیت شبکه فعال بودم و در چند تا از گروه های زیرزمینی ایرانی فعالیت می‌کردم البته کلاهم از برف هم سفید‌تر بود! ولی این روز ها بیشتر وبلاگ ها و اخبار عادی را دنبال می‌کنم. احتمالآ الان تصویر ذهنی‌ای که از من ساخته‌اید یک گیک لاغر با عینک ته استکانی و پشت غوز کرده است اما بر عکس ، با اینکه خیلی از خصوصیات گیک ها را دارم خیلی از خصوصیات افراد دقیقآ نقطه‌ی مقابل گیک را هم دارم ، عاشق ورزش های Extreme  هستم و هر وقت فرصتی بیایم پارکور و ژیمناستیک تمرین می‌کنم به ورزش های رزمی هم علاقه زیادی دارم و در حال حاظر کونگ فو (Wing Chun) تمرین و تدریس می‌کنم و از زندگی لذت می‌برم.
کوچیک همتون ، بابک

بعضی از پستهای زنگوله عبارتند از: از ادیسون درس وبلاگ نویسی بگیرید!غلظت فید شما چقدر است؟لیسانس رایگان سه نرم افزار فوق العاده برای استفاده بدون وجدان درد!

کامیار ندیمی

کامیار قبلاً در وبرگر به آدرس www.weburger.net می نوشت و حالا وبلاگش را به وردپرس.کام منتقل کرده است و با نام کامی در وب در www.kaaam.wordpress.com می نویسد. در هر صورت شما می توانید خوراک نوشته های کامی را از این آدرس دنبال کنید.

کامیار عزیز با اینکه در مسافرت بود و به اینترنت دسترسی نداشت اما لطف کرد و حتی زودتر از موعد مقرر پاسخ سوالات را برایمان ارسال کرد.

و اما نیک بنگرید که نظر این دو وبلاگ نویس عزیز درباره وبلاگستان و پیرامونش چیست:

۱- میلاد: هدفتان از وبلاگ نویسی چیست؟ آیا کسب درآمد از این طریق نیز جز اهدافتان بوده است؟ آیا در ایران می توان به وبلاگ نویسی بعنوان یک حرفه نگاه کرد؟

بابک: در درجه اول می‌نویسم تا مفید واقع شوم! دوست دارم دانسته های هر چند اندک خودم را با دیگران به اشتراک بگذارم ، گویی از این طریق حس عجیبی در درونم ارضا می‌شود.
اما در کنار این ، وبلاگ نویسی باعث می‌شود در جریان رویداد ها باشم ، با افراد جدید آشنا شوم و چیز های جدید یاد بگیرم. همچنین به نظر من داشتن یک وبلاگ خوب می‌تواند به عنوان یک امتیاز مثبت در رزومه افراد باشد. کسب درآمد جز اهدافم نبوده اما سعی می‌کنم حداقل هزینه سالیانه هاست و دومین را در بیاورم. «در ایران می توان به وبلاگ نویسی بعنوان یک حرفه نگاه کرد؟» لطفآ خیالاتی نشوید!

کامیار: اون اوایل که وبلاگ نویسی رو به صورت رسمی شروع کردم شاید تنها برای استفاده از ابزار جدیدی به نام وبلاگ بود و برای آشنایی هرچی بیشتر با این پدیده مطالبی رو مینوشتم ولی الان که به مسیر طی شده نگاه میکنم میبینم از همان ابتدا هدف چیز دیگری بوده، هدفی که امروز دنبال میکنم، شاید باورتون نشه ولی یه حسی دارم که منو وادار میکنه به دونستن و اشتراک دانسته ها، یه جور احساس مسوولیت در برابر کسی که میاد تو اینترنت و دنبال چیزی میگرده شاید با مطالب من به هدفش برسه و شاید با مطالب شما بخصوص اینروزها که بایت بایت اینترنت رو مطالب غیرمفید پر کرده.
کسب درآمد رو تنها در یک دوره ی زمانی بخصوص (نه از ابتدا) به عنوان یک هدف دنبال میکردم، زمانی که فکر میکردم بابت نوشتنم باید حقی رو بگیرم، اما امروزه دید من عوض شده و همین که کاربری در مورد یک مطلب نظرش رو بیان میکنه از ته دل خوشحال میشم چراکه یک قدم به هدف اصلیم که مفید بودن برای دیگران هست نزدیک میشم.
وبلاگ نویسی در ایران با مشکلات متعددی همراه است که اکثر دوستان با اونها آشنا هستن، شاید در آینده خیلی از چیزها دستخوش تغییر بشن و بشه به کسب درآمد واقعی فکر کرد، کسب درآمد سوای تمام فوایدی که داره یک عامل تشویقی خیلی خوب برای وبلاگ نویس هست که اون رو به ادامه ی نوشتن دلگرم میکنه.

۲- یک فتحی: به نظر شما پیشرفت سریع وبلاگهای آی تی در آمارها، به دلیل پتانسیل بالای نویسندگان شان است یا به دانش بالای مخاطبان شان بر می گردد؟

بابک: به نظرم چند علت دارد ، مهمترین آن این که وبلاگ های آی تی عمومآ عاری از هر نوع مطلب شخصی هستند و اطلاعات آنها برای مخاطب به نوعی «غیرقابل از دست دادن تر» است.
دوم اینکه چون فرهنگ وبلاگ خوانی هنوز فراگیر نشده اکثر مخاطبان وبلاگ ها همان کسانی هستند که بیشتر با کامپیوتر و آی تی سر و کار دارند تا موضوع های دیگه که هم همانطور که شما ذکر کردید دانش فنی بیشتری دارند و هم آی تی موضوع مورد علاقه شان است.

کامیار: نمیشه تنها یک عامل رو در این پیشرفت در نظر گرفت، از نظر من هردو. چراکه افزایش علم نویسنده مستقیما روی سطح دانش و سواد کاربر تاثیر میذاره و همچنین کاربر با افزایش سطح دانش از نویسنده مطالب بهتری میخواد، پس این دو با هم در تعاملند. در این موضوع نمیشه تغییر نگاه و دید کاربران به اینترنت و وب رو نادیده گرفت، امروزه نه تنها به اینترنت به چشم یک تفریح و عامل وقت گذرون نگاه نمیشه بلکه پاسخ خیلی از سوالات رو میشه در اون پیدا کرد و حتی با پیشرفت روزافزون اون تقریبا دنیای واقعی رو با دنیای مجازی درآمیخت پس وبلاگ ها که درصد بالای محتوای وب رو تشکیل میدن دیده میشن و اعتبار بالایی رو کسب میکنن، حالا به علت اینکه در ایران اکثر وبلاگ نویس ها افراد متخصص کامپیوتر هستن رشد آماری در این دسته از وبلاگ ها ملموس تره.

۳- هزاران نقطه: به نظر می رسد که اکثر آی تی نویسان سبک و سیاق مشترکی در نوشتن دارند. به نظر شما از چه شاخصهایی می توان بعنوان تفاوت آی تی نویسان نام برد؟

بابک: اینجا یک جای کار می‌لنگد که نمی‌گذارد وبلاگ نویسان بر سر مهارت های وبلاگ نویسی با یکدیگر رقابت کنند (جواب سوال آخر را ببینید) اما به عنوان یک دسته بندی ساده ، یک دسته هستند که یک سری نرم افزار و بازی و… را به خورد مخاطب داده و برچسب آی تی به خود می‌زنند. دسته‌ی دیگر کسانی که هر سایت و سرویسی که به چشمشان بخورد را معرفی می‌کنند و به نوعی هر چیز کوچکی را زیادی به درد بخور و یا مهم جلوه می‌دهند و دسته‌ی آخر کسانی که پست های ارزشمند می‌نویسند یا از وبلاگ های خوب خارجی ترجمه می‌کنند و یا آموزش های گویا و خوب در رابطه با کامپیوتر و تکنولوژی درست می‌کنند.

کامیار: موضوع شباهت در مطالب چیزی هست که در تمام دنیا رواج داره حتی در بین وبلاگ های بزرگ IT  این شباهت دیده میشه و یکی از دلایل اصلیش این هست که اکثرا به دنبال خبررسانی هستند و تولید مطلب فراموش شده البته در ایران یکی از مشکلات عمده ش همون کمبود امکانات هست که مطمئنا همه میگن شعار تکراری(!)  ولی باور کنید که کمبود امکانات یکی از معضلات بزرگ هست و شاید اگر امکانات کشورهای دیگه رو به کاربرای ایرانی میدادن امروزه افراد مجبور میشدن برای زبان دوم فارسی رو یاد بگیرن نه انگلیسی!
اما چطور میشه فرق گذاشت بین مطالب، از این لحاظ واقعا ایده ای ندارم و نمیدونم چطور باید ازهم جدا کرد ولی به هرصورت تفاوت وبلاگنویس ها و وبلاگها تقریبا از هم مشخصه و تعدادی در یک گروه کوچک و تعدادی در یک گروه بزرگ جای میگیرند که نیاز به معرفی ندارند.

۴- بامدادی: در هنگام نوشتن به کدام سبک بیشتر اهمیت می‌دهید: واقع‌گرایانه و بی‌طرف (Objective) موضوع سخن را توصیف کنید (مثلا بگویید این یک گندم است، از آن نان می‌پزند، ویتامین ب دارد، …) ؟ یا مولفه‌های فانتزی و شخصی‌تر را وارد نوشتار خود کنید و به نوعی وارد دنیایی ورای موضوع سخن شوید (مثلا بگویید گندم سمبل گناه است چون هوا به کمک گندم آدم را وسوسه کرد و …)؟

بابک: واقع گرایانه و بی طرف ، از آنجایی که من بیشتر مطالب آموزشی منتشر می‌کنم زیاد نمی‌توانم مولفه های شخصی و فانتزی را وارد نوشته کنم و البته مهارت زیادی هم در این زمینه ندارم.

کامیار: تقریبا میشه گفت که هیچ کدوم، تا اونجایی که لازم و از ضرورات باشه به بیان واقعیات میپردازم و اگر مناسب دیدم در ادامه به بیان دیدگاه خودم میپردازم و یا تجاربی که داشتم و سعی میکنم وجهه ای از موضوع رو به نمایش بگذارم که مثل بقیه نباشه و حرفی تازه برای گفتن داشته باشه. البته این رو نباید به دسته ی دوم یعنی نوشته های فانتزی مرتبط دونست، هرچند که گاهی اوقات از این سبک در نوشتن استفاده میکنم.

۵- بامدادی: مطالب فنی ممکن است جالب یا آموزنده باشند، اما معمولا جنجال‌برانگیز نیستند. تا حالا شده هوس کرده باشید مطلبی بنویسید که جنجال ایجاد کند؟ و خوانندگان را به دو دسته‌ی موافق و مخالف تقسیم کند؟

بابک: حق با شماست ، هوس که شدییید. ولی چون موضوع اصلی وبلاگ من در رابطه با کامپیوتر و اینترنت است این هوس ها را عملی نمی‌کنم چون آن موضوع های جنجال برانگیز عمومآ خارج از این مباحث هستند و در زمینه آی تی نمی‌شود زیاد آشوب به پا کرد.

کامیار: چه کسی است که جنجال را دوست نداشته باشد؟ من فکر میکنم که همه به نحوی به دنبال این موضوع هستند حالا ممکنه بعضی از افراد بخاطر حفظ یکسری از منافع یا پیروی از قوانین شخصیشون از این کار پرهیز کنن. من هم به نوعی از این موضوع استقبال میکنم ولی نه اینکه مدام به این فکر باشم که امشب جنگی نو راه بندازم!  سعی م بیشتر در این هست که از موضوعات محرک در جهت مثبت استفاده کنم که جداسازی خوانندگان مسلما یکی از اهداف مثبت هستش برای داشتن وبلاگی بهتر.

۶- فتحی: اغلب نظرات گذاشته شده در وبلاگهای آی تی نیاز به مدیریت ندارند. تابحال پیش آمده است که بخواهید قبل از انتشار بر آنها نظارت کنید؟

بابک: خیر ، اگر در وبلاگ من نظری بگذارید همان لحظه منتشر می‌شود مگر اینکه شامل کلمات سیاه یا بیش از دو لینک باشند.

کامیار: همونطور که اشاره کردید معمولا احتیاجی به نظارت نیست، مگر در موارد خاص (مثلا موارد جنجال برانگیز) که من با این مورد هم موافق نیستم و ترجیح میدم هرکاربری نظر خودش رو ارائه کنه حتی نظراتی که مخالفت شدیدی دارند با مطلب، چراکه اینرو حق کاربر میدونم و نظارت بر نظرات رو مثل بستن بخش نظرات میدونم که اصلا خوب نیست و وبلاگ نویس تنها به خودش ضربه میزنه.

۷- فکر می کنید وبلاگستان فارسی در رتبه بندی جهانی چه جایگاهی دارد؟

بابک: به نظرم وبلاگ نویسان فارسی زبان از دانش فنی خوبی برخوردارند و مهارت های وبلاگ نویسی هم تقریبآ دارند یعنی از این لحاظ در جایگاه خوبی هستیم اما چیز های خیلی مهم تری هست که مانع پیشرفت وبلاگستان شده. مثل سرعت کم اینترنت ، نبود سیستم جامع برای تبلیغات و کسب درآمد ، کمبود سرویس های اینترنتی وطنی و… که یقین دارم اگر مشکلات اینها حل شود شاهد یک انقلاب بزرگ در وبلاگستان فارسی خواهیم بود.

کامیار: جایگاه خوب، اگر فاکتورهایی مثل انواع آمارها را حذف کنیم و امکانات وبلاگنویسان بزرگ دنیا که معمولا انگلیسی زبان هستند رو با امکانات وبلاگ نویسهای ایرانی یکسان کنیم اگر نتیجه بهتر نبود مسلما بدتر هم نخواهد بود و رتبه ی خیلی خوبی را کسب میکنیم، البته در حال حاضر هم این رتبه رتبه ی خوبیست، نفوذ وبلاگ های فارسی در اینترنت و سایت های بزرگ و همچنین در خود کشور رو نمیشه نادیده گرفت، چیزی مثل بهترین ها از کمترین ها : )

۸- اگر بخواهید وبلاگهای وبلاگستان فارسی را دسته بندی کنید، چطور این کار را انجام می دهید؟

بابک: وبلاگ های زرد – وبلاگ های شخصی – وبلاگ های به درد نخور – وبلاگ های مفید

کامیار: یک دسته بندی دقیق و منظم، در حال حاضر وبلاگ های بسیاری داریم که متاسفانه درست دسته بندی نشده اند و خیلی از موارد نامربوط را با هم در یک دسته میبینیم!  شاید اگر دسته بندی دقیق و تخصصی تر باشه و به دسته های ریزتری تقسیم بشه وب فارسی از این رو به اون رو بشه، برای درک بهتر یک شهر شلوغ مثل تهران را با یک شهر شلوغ مثل توکیو مقایسه کنید، این کجا و آن کجا نه؟ مطمئنا یکی از دلایل برتری توکیو نظم حاکم بر آنجاست.

۹- به نظر می رسد با توسعه یافتن وب۲، محدوده حریم خصوصی افراد در وب، کوچکتر شده است؟ نظر شما در این باره چیست؟

بابک: درسته ، اما خوشبختانه هنوز هر کس می‌تواند اندازه‌ی حریم خصوصی‌اش را در اینترنت بزرگ یا کوچک کند. به نظرم بهتر است بگوییم با گسترش وب۲ فضای اینترنت اجتماعی تر شده است.

کامیار: به نظر من همچین چیزی نیست، حریم خصوصی افراد تا زمانی که فرد دلش بخواد میتونه خصوصی بمونه و هرچقدر هم مایل بود محدوده ش رو گسترش بده وب۲ تاثیری بر این افراد نداره و تنها دایره ی انتشار و اشتراک دانسته های فرد رو بالا میبره، حالا یه کسی دوست داره که حرفهای توی ذهنش رو به اشتراک بگذاره و از توییتر استفاده کنه و یکی هم دوست داره نهایتا افراد دور و برش یک شناخت کلی ازش داشته باشن که به یک صفحه ی استاتیک بسنده میکنه. پس وب۲ کاری به حریم خصوصی افراد نداره و عامل رشد برای کاربرانیست که در بالا گفتم.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!

بابک: کاش همه می‌فهمیدند که اینترنت فقط یاهو مسنجر و ۳۶۰  و عکس های یانگوم نیست….

کامیار: امید روزی که زبان دوم هرفرد فارسی بشه، این آرزو دست نیافتنی نیست، کمی تلاش میخواهد و البته شرایطی هم باید وجود داشته باشد که متاسفانه فعلا به شکل مانع جلوی پای ما هستند. کسانی که این حرف را غیرممکن میدونند نگاهی به افراد خارج از کشور بندازند و ببینند که چگونه هرروز در مسیر پیشرفت قدم برمیدارند : )

و اما سوال آخر:

الگوی وبلاگ نویسی شما چه وبلاگی است؟ (لطفاً آنها را چه ایرانی و چه خارجی نام ببرید)

بابک: اگر جواب های قبلی‌ام را کامل نخواندید لطفآ این یکی را کامل بخوانید ، ما وبلاگ نویس های ایرانی و خصوصآ آی تی نویس ها نمی‌توانیم بگوییم فلان وبلاگ «الگو» من است. خود من و اکثر ماها مقاله های خوب را ترجمه می‌کنیم و این مفید ترین کاری است که از دست ما بر می‌آید. فرض کنید همگی به زبان انگلیسی وبلاگ می‌نوشتیم ، آن وقت دیگر مطالب LifeHacker  وProblogger  و… طرفداری نداشت بلکه آن وقت واقعآ باید خودمان دست به کار می‌شدیم و ابتکار به خرج می‌دادیم و مطلب می‌نوشتیم و وبلاگ نویس خوب فقط آن زمان مشخص می‌شود. اما تقصیر خودمان هم نیست بلکه دو علت بزرگ دارد ، مهم ترین آن اینکه وبلاگ نویس های ایرانی پولی از وبلاگشان در نمی‌آورند که انگیزه‌ای برای ابتکار و تلاش زیاد داشته باشند. دوم اینکه ما چیز های وطنی زیادی نداریم که بخواهیم راجع به آنها بنویسیم و به اصطلاح پست ایرانی تولید کنیم. چند نرم افزار ایرانی داریم؟ چند سرویس اینترنتی ایرانی داریم؟ چند نفر از اینها استفاده می‌کنند؟ روزی چند تا به اینها افزوده می‌شود که ما بخواهیم آنها را معرفی کنیم و راجع به نکات مثبت و منفی و… آنها بنویسیم؟ نتیجه می‌شود اینکه کسی عملآ خودش ابتکاری به خرج نمی‌دهد که بخواهد «الگو» داشته باشد بلکه می‌تواند «منبع» داشته باشد. ببخشید طولانی شد.

کامیار: این اولین باره که به این موضوع فکر میکنم! الگو به اون صورت که مدنظر شماست ندارم ولی بعضا دلم خواسته مثل دیگری باشم، هرفردی مطمئنا این آرزو رو از کودکی در دلش داشته. چون تاکید روی نامبردن بوده عنوان میکنم که روزی خیلی دوست داشتم مثل دکتر مجیدی مینوشتم ولی بعدها متوجه شدم که از هیچ نظر در یک دسته بندی قرار نمیگیرم حتی سعی کردم که دسته بندی ها را یکی کنم ولی تلاش بیهوده بود و هر دم به سمت قبلی کشیده میشدم. پس تلاشم رو میکنم تا روزی من رو به عنوان الگو قرار بدن ; )
اما در بین خارجی ها ReadWriteWeb  رو خیلی دوست دارم و صدالبته جنجال های TechCrunch رو و همچنین سرعتی که Mashable در انتشار اخبار داره و وبلاگ های دیگه ای که در زمینه های موردعلاقم فعالیت میکنن مثل آموزش های طراحی و برنامه نویسی و … . احساس میکنم بیشترین مشکلم در انشا هست و نمیتونم اونطور که باید مطلب رو ادا کنم و یکی از اهداف بزرگ همین یادگیری بیان مطالب هست.

و اما شما نظرات و دیدگاههای کدام وبلاگ نویس را در فیس آف هشتم بیشتر دوست دارید؟!

نتیجه نظرسنجی Face Off 8 :

در پایان یک هفته نظرسنجی از خوانندگان، بابک محمودی با کسب ۶۶% آرا به عنوان برنده نظرسنجی انتخاب گردید.

اصول وبلاگ‌نویسی

از نظر من، «وبلاگ» رسانه‌ای است شخصی و دوسویه بر پایه وب که در آن نویسنده یا نویسندگان دیدگاههای خود را در رابطه با موضوعات مختلف (با توجه به علائق و تخصص‌های خود) بیان می‌کند و همزمان این امکان را دارد که از نظرات خوانندگان و مخاطبین خویش در آن رابطه مطلع گردد.

همچنین نویسنده در وبلاگ خویش می‌تواند لینکهایی از موضوعات و یا وبلاگها و وب‌سایتهای مورد علاقه‌اش جمع‌آوری نماید تا علاوه بر خوانندگان، خودش هم هر از گاهی به آنان سر بزند.

بر پایه این تعریف‌ها، چند ویژگی مهم برای وبلاگها می‌توان در نظر گرفت، که دوست دارم نظر خودم را درباره این موضوعات مدون نمایم:

۱٫ شخصی بودن: این ویژگی سبب می‌گردد تا نویسنده وبلاگ از هر قید و بند خارجی آزاد باشد و خود به تنهایی درباره شکل ظاهری و باطن وبلاگش تصمیم بگیرد. این نویسنده است که تصمیم می‌گیرد درباره چه موضوعاتی، با چه زبان و لحنی و به چه شکلی مطلب بنویسد و هیچ‌کس نمی‌تواند نویسنده وبلاگ را مجبور کند که در این شیوه تغییر دهد. گرچه مخاطبین هم آزادند که نظرات خود را درباره نوشته‌های منتشر شده بیان کنند، ولی علاوه بر اینکه ضمانت اجرایی آنها توسط نویسنده تعیین می‌شود، ممکن است حتی انتشار یا عدم انتشار خود نظر هم زیر سایه اختیار نویسنده قرار گیرد. نکته قابل ذکر دیگر در این ویژگی، این است که شخصی بودن وبلاگ، تا آنجا به نویسنده آزادی عمل می‌دهد که آزادی‌های دیگران را محدود نکند و آنها را آزار ندهد. یکی از مهمترین معضلاتی که اکنون این امر در وبلاگستان فارسی بوجود آورده است، عدم رعایت کپی‌رایت توسط برخی از وبلاگ‌نویسان است که کاری بسیار زشت و ناپسند است و البته هیچ ربطی به شخصی بودن وبلاگ پیدا نمی‌کند و بدین‌ترتیب قابل توجیه نمی‌باشد.

۲٫ دو سویه بودن: وبلاگ بر خلاف بسیاری از رسانه‌ها، دوسویه است. بدین معنی که نویسنده پس از انتشار دیدگاه خویش، از این امکان برخوردار است که از طریق کامنتگاه یا ایمیل، نظرات خوانندگان و مخاطبینش را در همین رابطه دریافت کند و حتی با آنها به بحث و تبادل نظر بپردازد. بر همین اساس، قسمت «نظرات» یکی از مهمترین بخشهای هر وبلاگ است که از نظر من وجودش، به هر ترتیب الزامی است. اما متاسفانه امروزه در وبلاگستان فارسی شاهد استفاده نادرست از این ابزار توسط خوانندگان و شاید وبلاگ‌نویسان هستیم، که از آن برای قرار دادن اسپم‌گونه‌هایی برای معرفی وبلاگ خویش و دعوت برای تبادل لینک استفاده می‌کنند. که به نظر می‌رسد این موضوع به دلیل فرهنگ نادرست سنجش کیفیت وبلاگها از طریق تعدد لینکهایش در وبلاگهای دیگر و همچنین کثرت نظرهایش می‌باشد. ولی اگر ویژگی «شخصی بودن» وبلاگها را بپذیریم و همچنین دلیل استفاده از ابزار نظرگاه را تبادل نظر و ارتباط دو سویه نویسنده و خواننده بر پایه مطلب مورد نظر بدانیم، و برای مطالب نگاشته شده توسط نویسنده احترام قائل باشیم، تصدیق می‌کنیم که گذاشتن اینگونه نظرات که عموماً هیچ موضوعیتی با مطلب نگاشته شده ندارند، مذموم هستند. ولی چنانچه بر اینگونه اطلاع‌رسانی‌ها اصرار داریم، بهتر است حداقل از ایمیل استفاده کنیم.

۳٫ ارتباط داشتن: همانگونه که از ویژگی دوسویه بودن بر می‌آید، یکی از خصوصیات وبلاگها، برقراری ارتباط بین افراد مختلف با علایق و سلائق یکسان و متفاوت است. این ارتباط از یک سو از طریق نظرگاه بوجود می‌آید که در بسیاری از موارد می‌تواند محدود به همان مطلب مربوطه شود، و از سوی دیگر از طریق قرار گرفتن لینک یک وبلاگ در لینک‌گاه وبلاگی دیگر، که سبب سرزدن چندباره نویسنده یا خوانندگانش به آن وبلاگ می‌شود و از این طریق دو وبلاگ‌نویس بیشتر با همدیگر و طرز تفکر هم آشنا می‌شوند. اما همانطور که در بالا هم آمد، از این ابزار هم گاهاً در جهت بالابردن آمارهای وبلاگ استفاده می‌شود و ممکن است نویسندگان دو وبلاگ مدتهای مدیدی به یکدیگر سر نزنند و یا با عقاید همدیگر آشنا نباشند، ولی با این حال طی مرامنامه‌ای با یکدیگر تبادل لینک می‌کنند. که به نظر من کاری بی‌دلیل و بی‌فایده است.

براساس همین سه ویژگی، «بلاگ‌نوشت» وبلاگ شخصی من است که در آن هر هنگام دیدگاهم را درباره موضوع مورد علاقه‌ام می‌نگارم. قالبش فعلاً همینی‌ است که می‌بینید. شکل و رنگش زیاد برایم مهم نیست (البته از آنچه که هست، خوشم می‌آید) اما ابزارهایش در هر شکلی همین‌هاست که می‌بینید (شامل فتوبلاگ، لینک‌دامپ، لینکدونی، و…).

البته در کنار همه اینها، نظرات خوانندگان برایم بسیار اهمیت دارند. تک‌تک آنها را مورد بررسی قرار می‌دهم و چنانچه نیاز به پاسخ داشته باشند، همانجا به آنها پاسخ می‌دهم.

البته منظور، نظراتی است که در حیطه موضوع پست مربوطه باشند، در غیر اینصورت فوراً حذف خواهند شد. همچنین نظراتی که در آنها عفت کلام رعایت نشده باشد، به همین سرنوشت دچار خواهند شد. در مورد سایر نظرات حتی اگر مخالف دیدگاه بنده باشد، حق آزادی بیان برایشان قائلم و بر دیده منّت می‌گذارم‌شان.

و اما لینک‌هایی که از وبلاگ‌های دیگر در اینجا جمع کرده‌ام، شامل وبلاگهایی می‌شوند که هرگاه وقت کنم، فوراً به آنها سر می‌زنم. و تنها دلیل این انتخابها هم علاقه شخصی خودم به موضوعات مطرح شده و نوع نگارش آنهاست و هیچ فاکتور دیگری را در نظر ندارم.

و در انتها، آنچه برایم در «بلاگ‌نوشت» اهمیت دارد، این است که «خودم» باشم، حتّی اگر «تنها» باشم…