وبلاگ نویسی حرفه ای: نگاهی به اجزای اصلی وبلاگها

آنچه در ادامه می خوانید الهام گرفته از نظر و مطالب علی نیکوئی می باشد. از این بابت از ایشان بسیار سپاسگزارم.

همانطور که پیش از این اشاره شد، وبلاگنویسی نیز مانند تمام کارهای دیگری که انسان انجام می دهد می تواند “حرفه ای” انجام شود. البته منظورم از “حرفه ای” چیزی غیر از بعد “اشتغال” می باشد و بیشتر به جنبه تخصصی آن توجه دارم.

بگذارید از اجزای تشکیل دهنده وبلاگ شروع کنم. وبلاگها بدون توجه به زبان و ملیت نگارنده شان، دارای اجزای یکسانی هستند که از مهمترین آنهامی توان به مطلب نویسنده، بخش نظرات، ستون کناری (سایدبار)، شکل و قالب وبلاگ اشاره نمود. در ادامه روی این اجزا بیشتر زوم می کنم و آنها را با جزئیات بیشتری از نظر حرفه ای بودن، مورد بررسی قرار می دهم:

پست وبلاگ:

وبلاگها برای آن بوجود آمده اند که مطالب نگارنده شان را منتشر کنند و آنها را با دیگران به اشتراک بگذارند. لذا هدف وجودی یک وبلاگ، مطالبی است که در آن نوشته می شود. بنابراین اغراق نیست اگر پستهای یک وبلاگ را مهمترین بخش آن وبلاگ بنامیم.

حال که اهمیت این بخش از وبلاگها روشن شد، لذا راز حرفه ای بودن نیز بیش از همه در این بخش نهفته است.

وبلاگها رسانه های آزاد و شخصی هستند. لذا بلاگر از هر آنچه که دلش بخواهد می تواند در آنها بنویسد و هیچکس را بخاطر آنچه که در وبلاگش می نویسد نمی توان سرزنش کرد. اما برای حرفه ای بودن، لازم است که نوشته های وبلاگ نیز حرفه ای باشند. من بین حرفه ای نوشتن و تخصصی نوشتن تفاوت قائلم، پیش از این نیز در قسمت نظرات مطلب “وبلاگ نویسی حرفه ای” بطور مفصل در این باره توضیح دادم.

منظور من از حرفه ای نوشتن آن است که نویسنده باید تمام آداب نوشتن را رعایت کند، که البته در این باره نویسندگان برجسته و ادب دانان می توانند بیشتر راهنمایی کنند. اما من به ذکر چند نکته که به ذهنم خطور می کند اکتفا می کنم:

– سبک مشخصی برای نوشتن داشته باشد. کلامش را با مقدمه کوتاهی آغاز کند و در آن سعی کند که خواننده را به خواندن ادامه متن ترغیب کند. مطلب را به گونه ای بپرورد که برای خواننده جذابیت داشته باشد و آنچه را که باید دریافت کند، براحتی بگیرد.

– کلام ثابتی را برای متن هایش در نظر بگیرد. اگر به زبان محاوره ای می نویسد، سعی کند که دستور زبان محاوره ای را رعایت کند و بصورت من در آوردی، سخن نگوید! در صورتی هم که از زبان رسمی استفاده می کند، رسم الخط و قواعد زبان را رعایت کند تا سخنش گیرایی لازم را دارا باشد.

– پراکنده سخن نگوید. در مطالبش از این شاخه به آن شاخه نپرد.

– عنوان مطلبش در عین کوتاهی، گویا و جذاب باشد.

البته از این دست نکته ها بسیارند که به محیط وبلاگ نیز محدود نیستند و در هر متن حرفه ای باید رعایت شوند. گذشته از اینها، مطالبی که در وبلاگ نوشته می شوند، بطور کلی موضوعیت وبلاگ را بوجود می آورند. لذا مطالبی که در وبلاگ منتشر می شود، نقش مهمی در ذهنیت خواننده از وبلاگ دارد. بنابراین علاوه بر رعایت نکات مربوط به هر نوشته، باید در انتخاب موضوعات نیز دقت کرد. البته وبلاگها می توانند چند موضوعه هم باشند و این از نظر من هیچ منافاتی با حرفه ای بودن آنها ندارد (اینگونه وبلاگها را معمولاً “ترکیبی” می نامند)، اما مسلماً تمرکز موضوعی وبلاگ نیز می تواند یک پوئن مثبت برای حرفه ای تر شدن آن باشد، اما در عین حال دست و پای نویسنده را می بندد و از هر آنچه که دلش بخواهد نمی تواند در وبلاگ تخصصیش بنویسد. البته در این مورد نیز معتقدم که وبلاگهای تخصصی هم بهتر است خشک و تک بعدی نباشند و هر از گاهی دل نوشت هایشان را نیز با خوانندگان شان در میان بگذارند. این کار احساس نزدیکی بیشتری بین مخاطبان و نویسنده ایجاد می کند، که این موضوع به حرفه ای شدن نویسنده می تواند کمک کند.

بخش نظرات:

از مطالب که بگذریم، یکی از ویژگی های مهم وبلاگها بخش نظرات پویای آنهاست. در تعاریف اولیه ای که برای وبلاگها نوشته اند، آنرا “رسانه ای دو سویه” معرفی کرده اند. از این تعریف اینگونه بر می آید که یک وبلاگ تنها مختص به نوشته های وبلاگ نویس نباید باشد، بلکه لازم است مخاطبان نیز در آن شرکت فعال داشته باشند. اما این وظیفه نویسنده است که مخاطبان را ترغیب به اظهارنظر درباره مطالبش کند.

بلاگر با پاسخگویی به نظرات مخاطبان، و با ایجاد فضایی آزاد و ایمن در قسمت نظرات میتواند این علاقمندی را در مخاطبانش بوجود بیاورد. لازم است که برای نظرات سایرین، حتی اگر مخالف باشند، احترام قائل بود و با بداخلاقی با ایشان برخورد نکرد.

این روزها با توسعه ابزارهای وب۲، حتی لازم است که بلاگر به بازتابهای مطالب در شبکه های اجتماعی نیز توجه داشته باشد و به نظراتی که در این شبکه ها ارائه می شوند نیز پاسخگو باشد.

ستون کناری (سایدبار):

سایدبار وبلاگ، مهمترین حاشیه وبلاگ است! آنچه که لازم است در حاشیه مطالب به مخاطب ارائه شود، در این ستون جای خواهد داشت، لذا اهمیت بسیاری دارد.

روزی که وبلاگها پایه گذاری شدند، به لینک کردن وبگردیهای بلاگر اختصاص داشتند. اما امروزه، لینکهایی که وبلاگ نویس در حین وبگردی هایش می بیند به عنوان حاشیه وبلاگها در آمده اند. اما حاشیه ای که بودنش الزامی است! لذا به نظر من از اولین بخشهایی که در سایدبار یک وبلاگ حرفه ای باید باشد، “لینکهای روزانه” است.

بلاگر حرفه ای باید با تکنولوژی حرکت کند و خوانندگانش را نیز به سمت جلو سوق دهد. این روزها استفاده از ابزارهای وب۲ برای هر وبلاگ نویس حرفه ای الزامی است. بلاگر باید وبلاگش را به خوراک (فید یا خمیرمایه) مجهز کند و خوانندگانش را به استفاده از آن ترغیب نماید. سایر وب سرویس هایی چون فیس بوک و توئیتر و فرندفید نیز برای ارتباط بیشتر با ساکنین مجازی و در جریان اطلاعات بودن بسیار مفید می توانند باشند.

اینها بخشهایی از حاشیه های الزامی یک وبلاگ حرفه ای هستند. مسلماً هر بلاگری حاشیه های سورپرایزی نیز برای مخاطبانش دارد که می تواند جذابیتهای خاصی برای خوانندگان فراهم آورد. اما آنچه که مهم است اینکه به هر حال باید به سایدبار اهمیت داد و ساده از کنارش رد نشد.

قالب وبلاگ:

قالب نخستین بخشی است که به چشم می آید، لذا تاثیر زیادی در برداشت های بعدی مخاطب دارد. علاوه بر آنکه لازم است قالب سبک و ساده باشد، باید با شخصیت عمومی وبلاگ نیز همخوانی داشته باشد.

علاوه بر تاثیرات ظاهری که قالب وبلاگ دارد، از نظر فنی و در پشت پرده نیز می تواند تاثیر زیادی روی وبلاگ داشته باشد. قالبی که بصورت استاندارد طراحی نشده باشد، موتورهای جستجو را نیز با مشکل مواجه می کند، لذا نتایج جستجوی مطالب وبلاگ در جایگاه واقعی خود قرار نخواهند گرفت و این تاثیرات منفی فراوانی بر وبلاگ خواهد گذاشت.

درباره مشخصاتی که قالب وبلاگ باید داشته باشد، طراحان حرفه ای اظهارنظرهای فراوانی کرده اند و با جستجو می توانید به اطلاعات زیادی در این باره دسترسی پیدا کنید. اما به خاطر داشته باشید که یک وبلاگ حرفه ای باید در ظرفی حرفه ای باشد تا به چشم آید.

آنچه در بالا آمد، به نظر من برای حرفه ای بودن لازم است، اما مسلماً کافی نیست. توجه نکردن به هر یک از این اجزای اصلی موجب می شود که وبلاگ، حرفه ای نباشد. شاید کسی نویسنده قهاری باشد، اما اگر قالب وبلاگش بهم ریخته و گیج کننده باشد، من او را تنها یک نویسنده حرفه ای می دانم، نه یک بلاگر حرفه ای! طراحی که قالب زیبایی برای وبلاگش طراحی کرده، و علاوه بر آن تمام نکات استانداردسازی را نیز رعایت کرده، تنها زمانی یک بلاگر حرفه ای خواهد بود که متنش را نیز به همان زیبایی بیاراید و موضوعات جالبی برای گفتن داشته باشد.

امیدوارم در این مجال کوتاه توانسته باشم، منظورم را به دور از ابهام بیان کنم. مسلماً کلام حقیر بدون نقص نیست، لذا نظرات شما درباره آنچه که من آنرا “وبلاگ نویسی حرفه ای” خوانده ام می تواند به تبیین شدن بیشتر این موضوع کمک کند.

وبلاگ نویسی حرفه ای: گذار از روزانه نویسی به توئیترنویسی؟!

یکی از بحثهایی که همیشه حول موضوع وبلاگ نویسی حرفه ای مطرح است، بلاگهایی هستند که نویسنده در آنها از احوال روزانه خود می نویسد و معمولاً به روزنوشت ها یا روزانه ها معروفند.

سال های ابتدایی ظهور وبلاگ، هدف از بوجود آمدن پدیده ای بنام وبلاگ این بود که نویسنده یک دفتر خاطرات تحت وب داشته باشد و در آن ضمن ارائه گزارشی از اتفاقات جالب زندگیش، به صفحاتی که در حین وبگردی هایش به آنها بر می خورد لینک دهد. اما رفته رفته با ظهور وب سرویس هایی همچون Delicious (خوشمزه!) لینک دادن در وبلاگ ها وارد مرحله جدیدی شد. این گونه سرویس ها علاوه بر آنکه مراحل لینک دادن به صفحات وب را آسانتر می کنند، دسته بندی های منسجم تر و بهتری را تشکیل می دهند که برای مخاطب این امکان را فراهم می آورد تا علاقمندی هایش را سریعتر پیدا کند.

از آن زمان کمتر شاهد آن بوده ایم که بلاگرها در متن پستهای وبلاگشان به معرفی لینک های برتر اقدام کنند، و اغلب، این گونه لینک ها در ستون کناری (سایربار) وبلاگ یافت می شد.

امروزه وب سرویس هایی همچون توئیتر، می روند که وبلاگها را با یک تغییر اساسی دیگر روبرو کنند. این بار روز نوشت ها یا احوالات روزانه بلاگر، قسمتی از موضوع سرویس های جدید شده اند. روزانه نویسی در سرویس هایی همچون توئیتر موجب می شود که نویسنده بتواند سریعتر دیگران را از احوالاتش آگاه کند. همچنین به روز کردن سرویس هایی همچون توئیتر بسیار ساده تر از نوشتن گزارش احوالات شخصی در وبلاگ است. حتی در این سرویس ها شما بدون دسترسی به کامپیوتر و تنها با یک گوشی تلفن همراه نیز می توانید افکار و احوالات تان را با دیگران به اشتراک بگذارید.

استفاده از سرویسهایی همچون فرندفید در کنار توئیتر، این امکان را برای سایرین هم فراهم می آورد که راحتتر بتوانند به توئیت نوشتها پاسخ دهند و درباره آن اظهارنظر کنند. همچنین امکان به اشتراک گذاری در این سرویسها بسیار آسان تر است.

با وجود اینگونه سرویسهای جدید وب۲، روزانه نویسی در وبلاگ، به سبک قدیم تاحدودی غیرضروری به نظر می رسد. آیا شما اینطور فکر نمی کنید؟!

خوشحال خواهم شد ضمن توضیح دلائل تان در قسمت نظرات، با شرکت در نظرسنجی زیر آرای تان را با دیگران به اشتراک بگذارید:

روزانه های من را در اکانت توئیترم می توانید دنبال کنید!

وبلاگ نویسی حرفه ای: الگوبرداری از غرب؟!

پیش از این طی پستی به موضوع “وبلاگ نویسی حرفه ای” پرداخته بودم که دوستان عزیز لطف کردند و در قسمت نظرات همان پست به تبیین برخی مسائل در همین رابطه پرداختند و باعث روشن تر شدن هر چه بیشتر موضوع شدند. در همین جا لازم می دانم از همه این دوستان خصوصاً علی نیکوئی عزیز و آرش افراسیابی گرامی قدردانی کنم.

یکی از بحثهایی که در زیر پست مذکور در گرفت، “لزوم یا عدم لزوم الگوبرداری از غرب در پدیده وبلاگ نویسی” بود. که تمایل دارم برای دقیق تر شدن روی این موضوع، آنرا جداگانه مطرح کنم تا بیشتر درباره اش فکر کنیم.

موضوع از آنجا شروع شد که آرش خان برای اینکه ثابت کند وبلاگهای ترکیبی نمی توانند وبلاگهای حرفه ای خوبی محسوب شوند، از من خواست تا یک نمونه موفق وبلاگ حرفه ای خارجی را معرفی کنم (+). اما من نظر متفاوتی داشتم:

به نظر من جامعه مجازی شمه ای از جامعه حقیقی ای است که در آن زندگی می کنیم. همانگونه که آداب و رسوم و فرهنگ جامعه ایرانی با سایر ملل متفاوت است و نوع زندگی حقیقی آنها نیز دگرگونه می باشد، لذا شکی نیست که در دنیای مجازی نیز تفاوت اساسی بین این فرهنگها وجود دارد و نمی توان تنها به این بهانه که چون غربیها در پدیده هایی چون وبلاگ نویسی پیشرو بوده اند، همان نسخه ای را برای ایرانیها پیچید که آنها از آن بهره می برند. (+)

آرش در پاسخ می نویسد:

وقتی پدیده ای متعلق به ما نیست الگوهای آن نیز طبیعتا ارتباطی با ما ندارد و به همان علت که وقتی از تمدن باستان، هنرهای دستی سنتی و فراورده های مختص این مملکت همچون پسته و خاویار صحبت می شود، همه دنیا به ایران فکر می کنند، وقتی ار پدیده ای غربی همچون اینترنت و وب لاگ نیز سخن می رانیم می بایست به الگوهای پایه ای این مبحث بپردازیم…

وقتی که وب لاگ های حرفه ای در ایران از تعداد انگشت های یک دست نیز فراتر نمی رود چگونه انتظار دارید به نمونه های ایرانی این ماجرا اکتفا نمائیم؟ اینجاست که من برخلاف شما به شدت به این موضوع اعتقاد دارم که امری که ساخته و پرداخته ما نیست، نسخه پیچیده شده و من درآوردی وطنی در مورد آن جواب نمی دهد، کما اینکه جواب نداده است و ما همچنان در اولین ایده ایجاد وب لاگ یعنی روزانه نویسی، مانده ایم و بر حرفه ای بودن آن تاکید هم داریم!  (+)

اما من همچنان مخالف این نظریه هستم:

به نظر من پدیده هایی چون دنیای مجازی فرا ملیتی هستند. همه جوامع با هم شروع به ساختن این دنیا کرده اند. اینجا مثل دنیای حقیقی با فرآیند چندین هزار ساله کشف قاره روبرو نیستیم که صحبت از تمدنها کنیم.

اگر دنیای مجازی غربی به دلیل صنعتی بودن جوامع حقیقی آنها شکل صنعتی تر و تخصصی تری به خود گرفته اند، نمی تواند دلیل آن باشد که دنیای مجازی ما با فضای شرقی گونه تر غیرحرفه ای است!

بلاگستان فارسی که امروز شاهدش هستید توسط چندین میلیون وبلاگ فارسی بنا نهاده شده است، نه توسط وبلاگهای غربی. بستر و تکنولوژی با آنچه که دنیای مجازیش می نامیم، متفاوت است. (+)

آرش همچنان با من اتفاق نظر ندارد و میگوید:

به نظر شما نقش کشورهای کاملا عقب افتاده عربی در دنیای مجازی تا چه اندازه است؟ (البته منظور از کشورهای عربی همین نمونه های حاضر در جنوب ایران است چرا که من کشورهایی مثل لبنان، مصر و سوریه را که همانند ایران مورد تهاجم عرب ها واقع شده اند را عربی به حساب نمی آورم) و یا کشوری مثل ایران که تا پیش از پدیده ای به نام hoder وب لاگ را نمی توانست معنی کند در میانه این بازی تا چه اندازه سهم داشته است. همانطور که اتوموبیل ساخت کشورهای غربی ست و در استفاده از آن خواه ناخواه می بایست به سبک غربی ها متوسل شد، دنیای مجازی نیز با وجود تفاوت های محسوسی که با دنیای واقعی دارد بعلت گسترده بودن آن در فضائی فراتر از مرزها قابل تسویه نمودن و اعمال فرهنگی خاص به آن را ندارد. در مورد بلاگستان فارسی نیز بعلت عدم تعریف صحیح از پدیده وب لاگ، این میلیون ها وب لاگ قالبا روزنوشته های پراکنده ای هستند که دو گزینه حیاتی یک نوشتار حرفه ای یعنی دوام و تولید محتوا در آنها جائی نداشته و برخلاف دنیای پیشرفته که وبلاگ ها انقلابی را در دنیای مجازی بوجود آورده اند، حرکت در سطح در آنها بشدت به چشم می خورد. (+)

من معتقدم که فیزیک وبلاگ از روحش جداست:

با یک مثال سعی میکنم تا منظورم را بهتر بیان کنم:

اتومبیل یک وسیله غربی است. لذا ما برای ساخت آن ناچاریم از نمونه های غربی الگوبرداری کنیم و برای ساخت ابزارهای جانبی از آنها کمک بگیریم. اینها قسمت فیزیکی قضیه هستند. اما برای کاربریهایی که با ان می کنیم لزومی ندارد حتماً از غربیها الگوبرداری کنیم. این بخش مربوط به فرهنگ جامعه است که فرهنگ اتومبیل رانی را می سازد.

وبلاگ بعنوان یک تکنولوژی تحت وب از غرب آغاز شد. ما از آنها یادگرفتیم که وبلاگ چه شکل و شمایل و قالبی دارد. به چه وسیله ای می توان آنرا اداره کرد. ابزارهای جانبی آن چه چیزهایی هستند. اما اینکه در آن چه بنویسیم لزومی به الگوبرداری از غرب ندارد.

فیس بوک یک شبکه اجتماعی غربی است. ما از طریق غربی ها آنرا یافتیم و در آن عضو شدیم و با ابزارهای آن آشنایی پیدا کردیم. تمام بسترهای نرم افزاری و سخت افزاری فیس بوک را غربیها فراهم کرده اند. اما هدف اصلی فیس بوک تشکیل شبکه های اجتماعی از انسانهاست. نحوه ایجاد روابط ما و نحوه بکارگیری آن به هیچ وجه نیاز به الگوبرداری از غرب ندارد. ما با توجه به فرهنگ جامعه خودمان آنرا ناخودآگاه می سازیم. (+)

اما نظر شما چیست؟! فکر می کنید برای وبلاگ نویسی لازم است که از غرب الگوبرداری کنیم یا نه؟

دعوت می کنم ضمن ارائه دلائل تان دراین باره در نظرسنجی زیر نیز شرکت کنید:

وبلاگ نویسی حرفه ای

اصفهان که بودیم دیداری با چند تن از مجازی نگاران اصفهانی داشتیم که پیش از این پرهام به آن اشاره کوتاهی کرده بود. یکی از موضوعات مورد بحث در این جمع “وبلاگ نویسی حرفه ای” بود. در جمع حاضر به نظر می رسید که آرش خان بیشترین دغدغه را در مورد وبلاگ نویسی حرفه ای داشته باشد. ایشان شغل اصلی خود را وبلاگ نویسی می دانستند و از کلامشان اینگونه بر می آمد که قصد دارند از وبلاگ نویسی منبع درآمد خوبی دست و پا کنند. اما یکی از موانع مهم پیش روی خود را عدم حرفه ای بودن اکثریت وبلاگ نویسان می دانستند. ایشان معتقد بودند که اکثر وبلاگ نویسان فارسی زبان به این کار بعنوان یک تفریح نگاه می کنند و از همین روی آنگونه که باید و شاید حرفه ای عمل نمی کنند.

به همین بهانه قصد دارم نگاه شخصی خود را به پدیده وبلاگ نویسی و خصوصاً وبلاگ نویسی حرفه ای تشریح کنم.

پیش از این بارها درباره تعریف وبلاگ نویسی نوشته ام:

از نظر من، «وبلاگ» رسانه‌ای است شخصی و دوسویه بر پایه وب که در آن نویسنده یا نویسندگان دیدگاههای خود را در رابطه با موضوعات مختلف (با توجه به علائق و تخصص‌های خود) بیان می‌کند و همزمان این امکان وجود دارد که از نظرات خوانندگان و مخاطبین خویش در آن رابطه مطلع گردند.

اصول وبلاگ نویسی

همچنین در مطلبی تحت عنوان “تبیین جایگاه لینکهای روزانه در وبلاگها” به تعریف چند تن از پایه گذاران وبلاگ نویسی درباره پدیده وبلاگ اشاره کرده ام.

علاوه بر اینها طی پستی با عنوان “وبلاگستان: جامعه ای پر از خوبی ها و بدی ها” به این موضوع اشاره کرده بودم که:

آنان که برای نخستین بار کلید وبلاگ نویسی را میزدند اهداف والایی در سر داشتند و به خیال خود می خواستند وبلاگستان فقط خروجی مثبت و مفید داشته باشد. اما امروز وبلاگستان به یک جامعه وسیع بدل شده است، پر از انواع و اقسام آدمها، با سلیقه ها و رفتارهای مختلف. حالا دیگر وبلاگستان نیز مثل همه جوامع بشری به سمت بینهایت میل می کند و در این گستره عظیم چاره ای نیست جز اینکه به آنچه که باب میل مان است بپردازیم و از خیر بقیه بگذریم. مثلاً شاید مطالب زرد از نظر بار اطلاع رسانی، مفید نباشند، اما عده بسیاری هم هستند که فقط دنبال اطلاعات مفید نیستند، و به جنبه های سرگرم کننده آنها نیز توجه دارند، لذا نه تنها خودشان به تولید اینگونه مطالب می پردازند بلکه از مطالب زرد دیگران نیز استقبال می کنند. و هیچ ایرادی نه به اینگونه افراد و نه به کسانی که صرفاً به تولید علم و دانش توجه دارند، وارد نیست.

اما حرفه ای بودن در عرصه وبلاگ نویسی به چه معناست؟

متاسفانه در جامعه مجازی تعریف درستی از وبلاگ نویسی حرفه ای در دست نیست. گاهاً این موضوع را با تخصصی نویسی اشتباه می گیرند و وبلاگ نویسان تک موضوعه را به عنوان وبلاگ نویسان حرفه ای در نظر می گیرند. گاهی هم آنهایی که بصورت مرتب وبلاگ می نویسند را حرفه ای می نامند.

اما به نظر من وبلاگ نویس حرفه ای صرفاً نباید به وبلاگ نویسی بعنوان شغل نگاه کند. یا لزومی ندارد که برای وبلاگ نویس حرفه ای بودن، بتوان از آن کسب درآمد کرد. وبلاگ نویس حرفه ای حتماً کسی نیست که فقط در وبلاگش درباره موضوع خاصی مطلب می نویسد یا روزانه حتماً مطلبی در بلاگش می نگارد.

در حقیقت بنده معتقدم وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که علاوه بر رعایت اخلاق حرفه ای، چارچوب مشخصی را برای وبلاگش در نظر می گیرد و در همان چارچوب به فعالیت می پردازد.

لذا کسی که گل و بلبل می نویسد، یا کسی که از روزانه هایش می گوید، یا حتی کسی که فقط لینک می کند هم می تواند وبلاگ نویس حرفه ای باشد. به شرط آنکه حقوق سایرین را رعایت کند و آنچه را که مخاطبین عامش می پسندند ارائه کند.

وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که برای مطالبش وقت می گذارد، اگر از مطالب دیگران استفاده می کند منابعشان را ذکر می کند، به نظرات دیگران احترام می گذارد و امانتدار است.

برای حرفه ای بودن لازم است مطالب وبلاگ درست دسته بندی شوند و درست برچسب گذاری گردند تا جستجوی آنها سریعتر امکان پذیر باشد. باید لینکها را به موقع و در جای خود قرار داد تا ارتباطات مطالب به طور صحیح شکل گیرند. لحن کلام مطالب باید روان باشد و نویسنده سبک خاصی را برای نوشته هایش در نظر بگیرد و خود را به همان سبک به خوانندگان بشناساند.

لازمه اینکه وبلاگ نویس حرفه ای باشیم، این است که بطور حرفه ای وبلاگ بخوانیم. این کار به اجتماعی شدن نویسنده کمک می کند و باعث می شود که بهتر و بیشتر با قوانین زندگی جمعی آشنا شویم و راحتتر با هم زندگی کنیم. امروزه شبکه های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری بسترهای اجتماعی شدن را فراهم کرده اند.

از آنجائی که این روزها در بلاگستان با خیل کثیری از سلیقه ها روبرو هستیم، لذا ارائه ملاکهای خاص برای حرفه ای بودن آسان نیست، و تقریباً نسبی است. آنچه که در بالا آمد گوشه ای از آنچه بود که من در این باره می اندیشم. خوشحال خواهم شد شما هم به این لیست ملاکهای تان را بیافزائید.