بایگانی برچسب: وبلاگستان

از بلاگستانی که بود…

سیدرضا شکراللهی، نویسنده وبلاگ خوابگرد، از آن دسته آدم‌هایی است که غنای بلاگستان فارسی بسیار به او مدیون است. او کارهای بزرگی در بلاگستان فارسی انجام داده که اخیراً بعضی از آن‌ها را در قالب یک بازی وبلاگی از نوع جدی و کمی سخت مرور کرده و از سایر بلاگرها، خصوصاً آن‌هایی که این کار را کنار گذاشته‌اند، خواسته تا مروری بر تاریخچه شخصی وبلاگ‌نویسی‌شان داشته باشند، که اتفاقاً موجب گرد آمدن مجموعه نوشته‌های جالبی شده است.

دوست قدیمی من آرش خان بهمنی هم مطلبی خواندنی‌ در همین رابطه قلم زده و از بنده دعوت کرده تا در این رابطه بنویسم. گرچه من هر از چندگاه، خصوصاً در سالروز آغاز بکار بلاگ‌نوشت مروری بر قصه وبلاگ‌نویسی خودم می‌کنم، که آخریش هم در همین آذر ماه منتشر شده، اما دسته جمعی نوشتن لذت دیگری دارد که اتفاقاً یکی از ویژگی‌های بلاگستان فارسی است، آن هم در این روزهایی که بازی‌های وبلاگی بسیار نایاب شده‌اند!

یکی از خوشبختی‌های من در زندگی آن است که در زمانه‌ای بدنیا آمدم که توسعه و همه‌گیر شدن اینترنت، حداقل در ایران را تقریباً از همان ابتدا درک کردم. هنوز لذت آن اتصال دایال آپی به شبکه اینترانت آموزش و پرورش در روزهایی که هیچ شرکت ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی در استان گیلان وجود نداشت، در خاطرم هست. و خاطره خوش اتصال یواشکی به اینترنت از روی ویندوز۹۸ با کارت اینترنت یک شرکت تهرانی، که موجب شده بود هزینه قبض تلفن ما به یکباره از ماهی ۱۰۰۰تومان به بالای ۲۰۰۰۰تومان برسد! و چقدر برایم جای سوال داشت وقتی که حتی کارمندان شرکت مخابرات هم نمی‌توانستند تشخیص بدهند که این شماره تلفنی که با کد۰۲۱ در پرینت تلفن ما بارها تکرار شده، چه نوع اتصالی است! و به پدرم گفته بودند که این بوق فاکس است!

بله! در آن دوران به اصطلاح پارینه سنگی اینترنت، با آن سرعت k 10 – 12 سرگرمی ما فقط چت روم‌های یاهو بودند تا اینکه اوج خوشبختی‌مان زمانی شد که حسین درخشان در «سردبیر:خودم» آموزش ساخت یک صفحه شخصی در وب را قرار داد که نامش بود «وبلاگ»! و ما توانستیم در پهنه‌ی بی‌قید و بند و بی طول و عرض وب، به لطف Blogger یک خانه مجازی داشته باشیم. و چقدر هم وبلاگ داشتن در آن هنگامه کلاس داشت!

هرچه قرار بود گفته شود در قالب یک پست وبلاگی منتشر می‌شد، چه این مطلب خاطره می‌بود، یا یک یادداشت روزانه، نقدی بر کتابی و فیلمی، یک پست سیاسی و اجتماعی جدی و یا حتی یک عکس خانوادگی! همه آنچه که امروز برای انتشارشان به توئیتر، گوگل‌پلاس، فیس‌بوک، اینستاگرام و یا هر کجای دیگر می‌کشدمان، در یک جا بنام وبلاگ جمع بود.

کم‌کم بلاگرها شروع کردند به لینک دادن به همدیگر و این‌چنین شد که حلقه‌های وبلاگی بوجود آمدند و شدند نخستین شبکه‌های اجتماعی آدم‌های روی وب. و این روند همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه هر بخش این خانه مجازی و هر نیازی که در آن برای اجتماعی‌تر شدن دیده می‌شد، ایده‌ای شد برای راه‌اندازی یک شبکه اجتماعی امروزی. به همین دلیل هم هست که می‌توان وبلاگ را به نوعی پدر همه شبکه‌های اجتماعی تحت وب دانست!

حالا به نظر می‌رسد که بیشتر افراد نسلی که روزی وبلاگ‌نویسی، یکی از دغدغه‌های مهم زندگی‌شان بود، به مرحله‌ای در زندگی غیرمجازی رسیده‌اند که درگیری‌های روزمره مجال پرداختن به وبلاگ را از ایشان گرفته. نسل جدیدی هم که به فضای مجازی روی آورده‌اند، اغلب چنان اسیر زرق و برق شبکه‌های اجتماعی تایم‌لاین محور می‌شوند و آن‌قدر در آن سردرگم می‌شوند که به جز سرگرم بودن، نمی‌توانند برایش کاربرد خاصی پیدا کنند. وبلاگ‌هایی هم که از قدیم بصورت حرفه‌ای فعال بودند، حالا اغلب تبدیل شده‌اند به مجله‌های اینترنتی بیشتر تکنولوژی محور که تعریف وبلاگ با آن سبک و سیاق سابق برای‌شان مصداق پیدا نمی‌کند.

این‌گونه گذشت که بلاگستان فارسی جذاب آن زمان حالا تقریباً فیدخوان‌های ما را پر کرده از انواع خبرهای تکنولوژی که برای رهایی از آن ناچاریم به توئیتر و امثال آن پناه ببریم! و کاشکی بزرگان طرحی نو در اندازند و وب فارسی که در این کثرت نوشتار بیش از همیشه به تولید محتوای فاخر و خودمانی در همه زمینه‌ها نیازمند است را یاری رسانند…

آنچه که بر سر بلاگستان آمد…

زمانی وبلاگ‌های ایرانی، یکی از بزرگترین اجتماعات وبلاگی جهان را تشکیل می‌دادند و دنیا متعجب بود که چطور با اوضاع اینترنتی که در ایران وجود دارد، بلاگستان چنان حجم بزرگی دارد. اما این روزها دیگر از آن عظمت سابق خبری نیست. در این باره که چه اتفاقی افتاده بسیار حرف زده‌ایم و هرکس از نگاه خویش به موضوع پرداخته است. اما تاکنون تحقیق جامع و کاملی دراین خصوص ندیده‌ام تا اینکه اخیراً مرکز پژوهش رسانه در ایران مطالعاتی در همین باره انجام داد و نتایج آن را بصورت پژوهشی به زبان انگلیسی منتشر نمود. واشینگتن‌پست هم براساس همین پژوهش، مقاله‌ای نوشته که بازتاب‌هایی هم در رسانه‌های ایران داشته‌ است، اما در این پست قصد دارم تا به بازنشر بخش‌هایی از پژوهش که برای من جالب بودند، بپردازم:

اندازه بلاگستان

در بخشی از پژوهش براساس منابع مختلف به تعداد وبلاگ‌های فارسی در طی سال‌های مختلف اشاره شده که این تعداد تا رقم ۷۰۰هزار وبلاگ و ۱۰۰ وبلاگ فعال شناسایی شده و در آخرین منابع به ۶۰ تا ۱۰۰هزار وبلاگ تقلیل یافته است.

number-of-blogs

خوانندگان وبلاگ‌ها

اکثر کسانی که وبلاگ می‌خواندند، همچنان به خواندن وبلاگ‌ها ادامه می‌دهند و بیش از نیمی از آن‌ها این کار را بصورت روزانه انجام می‌دهند:

عادات خوانندگان وبلاگها

علل تغییر عادات در خواندن وبلاگ‌ها

شبکه‌های اجتماعی نه تنها مهمترین دلیل فاصله گرفتن از وبلاگ‌ها هستند بلکه علت اصلی وقت گذاشتن بیشتر برای وبلاگ‌ها هم محسوب می‌شوند:

علل تغییر عادات خوانندگان وبلاگ‌ها

راههای دسترسی به وبلاگ‌ها

در سال‌های اخیر شبکه‌های اجتماعی بیشترین رشد را در بین روش‌های دسترسی به وبلاگ‌ها دارا بوده است. نکته حایز اهمیت دیگر کاهش چشمگیر مراجعه مستقیم به آدرس وبلاگ‌ها می‌باشد:

راه‌های دسترسی به وبلاگ‌ها

وبلاگ‌نویسان و وبلاگ‌خوانان

اکثر کسانی که وبلاگ‌ها را می‌خوانند، خودشان وبلاگ‌نویس می‌باشند اما خیلی از آن‌ها وبلاگ‌های خود را تعطیل کرده‌اند:

وبلاگ‌نویسان و وبلاگ‌خوانان

دلایل شروع و توقف وبلاگ‌نویسی

رضایت شخصی و دلایل شخصی، مهمترین عوامل شروع و توقف وبلاگ‌نویسی هستند. همچنین وقت‌گذرانی بیشتر در شبکه‌های اجتماعی دومین عامل مهم توقف وبلاگ‌نویسی معرفی شده است:

دلایل شروع و توقف وبلاگ‌نویسی

و اما به نظر من

وبلاگ در سالهاى اول شکل گرفتنش در بین فارسى زبانان، هویت مجازى یک فرد محسوب می‌شد. پروفایلى بود که افراد حرفهایشان را درباره هر موضوعى در آن مى‌زدند. لذا اغلب وبلاگها با موضوعیت شخصى و ترکیبى بودند. اما به تدریج با ظهور وب‌سرویس‌هایى که مى‌شد در آنها هویت مجازى تعریف کرد و حرفهاى شخصى را راحت‌تر زد، شکل تخصصى‌تر وبلاگها پدید آمد.  قبلاً که شبکه‌هاى مجازى نبودند، مجبور بودیم تا براى زدن هر حرفى و بیان هر خاطره و اتفاقى مطلبى در وبلاگ بنویسیم. اما حالا خیلى از این حرفها و خاطرت، خیلى کوتاه و متاسفانه زودگذر در شبکه‌هاى مجازى زده مى‌شود. و همین امر هم موجب شده تا خیلى از وبلاگهاى اغلب شخصى غیر فعال شوند. به نظر من دنیاى مجازى که قبلاً بیشتر جاى زدن حرفهاى مهم بود حالا با آمدن شبکه هاى مجازى شبیه یک اجتماع شلوغ و پر سر و صدا شده.

وبلاگ نویسى نیازمند صرف وقت و تفکر و تأمل بیشترى است، اما در شبکه‌هاى مجازى که ما شاهدش هستیم حتى گاهاً حرفها بدون فکر کردن زده مى‌شوند! خواننده‌اى هم که به وبلاگ مراجعه مى‌کند با دقت بیشترى مطالعه مى‌کند و در پى یادگیرى و دانستن است. اما در شبکه‌هاى مجازى که مى‌بینیم، اغلب حال و هواى سرگرمى حاکم است. از سوى دیگر در جریانهاى خبررسانى و ایجاد سریع یک موج خبرى، شبکه‌هاى مجازى موفقتر و سریعتر عمل مى‌کنند. چرا که براى وبلاگ نوشتن وقت بیشترى باید صرف کرد و تا زمانى که چندین وبلاگ نویس درباره یک موضوع اظهارنظر کنند، ممکن است چند ساعت یا چند روزى بگذرد، به همین دلیل وبلاگها براى ایجاد موج تحلیلى در رابطه با یک موضوع بهتر عمل مى‌کنند، اما موج خبرى آنى و فورى در شبکه‌هاى مجازى راحت‌تر شکل مى گیرد. بنابراین هرچند که شاید عده‌ای از تاثیر مخرب شبکه‌هاى مجازى بر وبلاگها سخن می‌گویند اما به نظر من در شرایط فعلى این دو لازم و ملزوم همدیگر هستند و باید در کنار هم بکار گرفته شوند.

بطور کلى امروزه وبلاگستان تقریباً بخاطر نسل جدید سرویسهاى مجازى و ظهور شبکه‌هاى مجازى از نظر کمیت کمرنگ‌تر شده اما کیفیت آن به مراتب بالاتر رفته است. خصوصاً وبلاگهاى تخصصى بسیار قدرتمند شده‌اند و حالا یکى از معتبرترین و سریعترین منابع اطلاعاتی محسوب می‌شوند. خوانندگان وبلاگها هم حالا از افراد مطلع‌تر و عالم‌تر تشکیل شده اند و خیلى از کامنتها و فیدبکهاى غیرمنطقى سالهاى اول، دیگر حذف شده‌اند. خواننده‌اى که امروز به وبلاگى مراجعه می‌کند در پى رسیدن به نتیجه است و لذا از سر وظیفه مطلبى را نمى‌خواند تا کامنتى بگذارد و شما را وادار به بازدید از وبلاگش کند.

اما گسترش شبکه‌هاى مجازى ذائقه خوانندگان را هم اندکى تغییر داده است و اغلب علاقه دارند مطالب کوتاهتر را بخوانند. همین شبکه‌ها همچنین موجب شده‌اند تا یکى از خاصیت وبلاگها محو شود. در سالهاى اولیه وبلاگها شکلى از شبکه به خود گرفته بودند و بلاگرها سعى مى‌کردند تا وبلاگهایشان را به همدیگر و به خوانندگان‌شان زنجیر کنند تا ارتباطات محکمتر باشد، اما حالا شبکه‌هاى اجتماعی تحت وب این رابطه را بر هم زده‌اند و گویا دیگر نیاز نیست که از طریق وبلاگها همدیگر را پیدا کنیم.

در حال حاضر با وجود ابزارهاى موجود به نظرم آنچه که باید وبلاگها از سایر ابزارها و سرویس ها تاثیر مى گرفت، گرفته است و براى آینده باید منتظر ظهور سرویس‌هاى جدید بود. اما با این حال چون نقطه اوج وبلاگها از نظر کمیت در سالهاى پیش بود، بنابراین آیندگانى که پس از این وارد دنیاى مجازى مى‌شوند با وجود ابزارهاى موجود براى داشتن هویت مجازى در ابتدا به سراغ وبلاگها نخواهند رفت و از طرف دیگر چون قدرت وبلاگهاى موجود و فعال روز به روز در حال افزایش است، بنابراین آیندگانى که مى‌خواهند دست به ایجاد وبلاگ جدید بزنند براى کسب بازدید دلهره بیشترى خواهند داشت و دلسردتر خواهند بود. لذا به نظرم مى‌آید که فضاى وبلاگستان از این هم در کمیت کوچکتر خواهد شد. و شاید ظهور وب سرویسى در این حوزه بتواند کمى اوضاع را متعادل‌تر کند.

در انتها به نظر من  نگاه اغلب ما اینگونه است که وبلاگها و شبکه‌هاى مجازى دو پدیده جدا هستند، اما شاید بتوان اینگونه نگاه کرد که شبکه‌هاى مجازى نسل جدیدى از وبلاگها می‌باشند و وبلاگ پدر توییتر و فیس بوک و… است!

پاسخی به یک نقد : روز بلاگستان فارسی متعلق به همه‌ی وبلاگ‌هاست

دوست عزیزی لطف کردند و در وبلاگشان نقدی بر عملکرد وبگاه رسمی روز بلاگستان فارسی نوشتند. از آنجایی که بنده یکی از موسسان این وب‌سایت و هماهنگ‌کننده‌ی برنامه‌هایش هستم، و از طرف دیگر، عملی را که ایشان نقدکرده‌اند، توسط من انجام گرفته است، لذا بر خود واجب دانستم تا به سو تفاهم پیش آمده پاسخ دهم.

همان‌گونه که قبلاً هم نوشتم و در توضیحات خود وبگاه روز بلاگستان فارسی هم آمده است، این سایت بدون هیچ جناح‌بندی، فقط و فقط متعلق به همه‌ی وبلاگ‌نویسان فارسی زبان است. همان‌گونه که از عملکرد سایت هم مشخص است، به همه‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌ها و سازمان‌هایی که هفته‌ی وبلاگ‌نویسی را به رسمیت می‌شناختند و درباره‌ی آن مطلبی منتشر کردند یا برنامه‌ی ویژه‌ای برگزار کردند و یا پادکست و ویدئوکستی انتشار دادند، اشاره شده است. از وبلاگ‌های فارسی گرفته تا پرشین‌بلاگ که برگزار کننده‌ی نشستی در این هفته بود، و دوئچه‌وله‌ی فارسی که صفحه‌ی ویژه‌ای را به این روز اختصاص داد.

باز هم تاکید می‌کنم که هدف وبگاه رسمی روز بلاگستان فارسی، ایجاد هماهنگی در برنامه‌های هفته‌ی وبلاگ‌نویسی و انتشار اخبار مربوط به این هفته است. بنابراین این وبگاه مسئولیتی در قبال نوع نگاه افراد در مطالبی که منتشر می‌کنند، یا برنامه‌هایی که برگزار می‌کنند، ندارد. حتماً تائید می‌فرمائید که اگر قرار باشد در این وبگاه هم قبل از انتشار لینک‌ها و خبرها، آن‌ها را مورد بازبینی قرار گیرند، کار ما جز سانسور عقاید و جناح‌بندی وبلاگ‌ها نیست!‍ در حالی که شخصاً با این کار کاملاً مخالفم.

همان اندازه که وبلاگ‌های فیلتر شده و شاید از نظر سیاسی رانده شده، حق دارند که در برنامه‌های روز وبلاگستان فارسی شرکت کنند، وبلاگ‌هایی که روی سرویس‌های وطنی هم میزبانی می‌شوند، یا وبلاگ‌هایی که نویسندگان‌شان ریشه در نظام جمهوری اسلامی دارند هم این حق را دارند. چرا که موضوع این هفته فقط و فقط وبلاگ و وبلاگ‌نویسی است و قرار هم نیست که وبگاه رسمی روز بلاگستان، این مرزبندی را در وبلاگستان اعمال کند.

در انتها لازم می‌داند یادآوری کنم که نه من و نه وبگاه رسمی روز بلاگستان فارسی، به هیچ گروه یا سازمانی در داخل یا خارج از کشور، هیچ‌گونه وابستگی نداریم و این وبگاه فقط در راستای اجرای ایده‌ای بود برای همدلی بلاگستان در هفته‌ای که باید وبلاگ‌ها را ارج نهاد.

این روزهای بلاگستان فارسی

داشتم فکر می‌کردم که اگر حسین درخشان امروز بین ما بود، حتماً دادش در می‌آمد که «نه آقا جان! امروز تولد وبلاگستان نیست! تولد وبلاگستان آبان ماه است که من “سردبیر:خودم” را راه انداختم» و حتماً برچسب دشمنی را هم به ما می‌زد! یادش بخیر! یادم هست دو سال پیش وقتی از وی خواستم تا به مناسبت تولد وبلاگستان، در فیس‌آفی مقابل سلمان جریری شرکت کند، همین حرف‌ها را با لحنی تندتر به من زده بود! اما با این حال آرزو می‌کنم که کاش امروز حسین درخشان هم بین ما بود، حالا شاید نه به عنوان اولین بلاگر ایرانی، اما بعنوان نخستین وبلاگ‌نویسی که خیلی از ماها شناختیمش و از وی بلاگ‌نویسی را یاد گرفتیم.

همین‌طور با خودم فکر می‌کنم که کاش حاج آقا ابطحی هم هرگز دستگیر نمی‌شد تا در تلاش شش ساله‌اش برای به روز کردن وب‌نوشت خلل وارد شود و این روزها دست و دلش به زور سمت وبلاگ‌نویسی برود. فکرش را بکنید! شش سال تمام، آن هم به تنهایی، وبلاگش را به روز کرده! اصلاً آیا این موضوع جای افتخار دارد؟! به هر حال همین امر بود که ایشان را به پای میز محاکمه کشاند!

به قول خانم توحیدلو «این روزها وبلاگ نویس‌ها بخاطر یک پست یا بخاطر چند خط و حتی بخاطر یک کلمه قضاوت می شوند. چه این قضاوت به شکل واقعی و در محضر یک قاضی باشد یا فیلتر شدن بخاطر استفاده از کلمات».

گویا این روزها وبلاگ‌نویسی در ایران زیر چتری است از «خستگی»، «ابهام» و «روزمرگی» در زیر بارانی از «فیلتر»!

اما روی دیگر سکه را هم باید دید! براستی آیا می‌توان جایی را سراغ گرفت که در آن وبلاگ‌نویسی تا این اندازه سخت باشد و با این حال این همه پست در وبلاگ‌هایش منتشر شود؟! گرچه شادابی و سرزندگی در بلاگستان فارسی کمرنگ شده، اما به هر حال هنوز روح زندگی در آن روان است، درست همان‌گونه که در جامعه‌ی پر از درد ما، زندگی در زیر پوست شهر جریان دارد…

دعوت می‌کنم از شما هم تا درباره‌ی دردها، درمان‌ها، خاطرات و زندگی در بلاگستان فارسی بنویسید. شاید همین حرف‌ها مرحمی شود، و یا حداقل ظرفی باشد برای خالی کردن عقده‌ها!

 PersianBlogsDay1389

فراخوان حرکت وبلاگی شانزدهم شهریور ماه – روز بلاگستان فارسی

شانزدهم شهریور ماه ۱۳۸۰، سلمان جریری در صفحه وبی که آنرا «وبلاگ سلمان» می نامد، چنین می نویسد:

weblog (وب نوشت) اصلا یعنی چی؟

وب نوشت بر وزن دست نوشت یک اصطلاح من در آوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepage ای میگن که شامل نوشته های شخصی یک نفر راجع به چیزها و نکات جالبی که میبینه یا بهشون فکر میکنه هست. weblog ها معمولا هر روز update می شوند. میتونید مجموعه ای از weblog کلی آدم رو در این قسمت از سایت google ببینید.

وب نوشت من شامل چه چیزهایی میشه؟

… از نکات جالبی که در طول روز از اینور و اونور می خونم و می شنوم … تا چیزهای جالبی که روی وب پیدا می کنم … تا فکرها و نکاتی که به ذهنم می‌آد … همه چی! …
و این واقعه، مبدأ پیدایش وبلاگستان فارسی شد.
اینک سالیانی است که ۱۶ شهریور ماه ملّقب شده است به «روز تولد بلاگستان فارسی». که بلاگ‌نویسان فارسی‌زبان آن را با نگاشتن انواع مطالب و ویژه‌نامه‌ها پاس می‌دارند.

با همراهی گروهی از بلاگ‌نویسان وبگاه «روز بلاگستان فارسی» را راه انداخته‌ایم تا راهی باشد برای منسجم‌تر کردن حرکت‌های وبلاگی شانزدهم شهریور ماه. در حقیقت این روز و این وبگاه متعلق به هیچ شخص یا گروه خاصی نیست، بلکه متعلق به همه‌ی وبلاگ‌نویسان فارسی‌زبان از هر کجای دنیا و با هر عقیده و مسلکی است، که نوشته‌های روز ۱۶‌ام شهریور هر سال‌ وبلاگ‌شان را گرد هم می‌آورند تا همگان بدانند که بلاگستان فارسی زنده و پویاست و هر سال پرمخاطب‌تر از قبل به راهش ادامه خواهد داد.

در روز بلاگستان فارسی چه باید کنیم؟

اگر شما یک وبلاگ‌نویس ایرانی یا فارسی زبان هستید، فارغ از نوع وبلاگ‌تان و نوع نگاه‌تان، پس جزئی از جامعه‌ی عظیم بلاگستان فارسی محسوب می‌شوید. در این صورت پیشنهاد می‌کنیم با ما برای بزرگداشت روزی که بنام جامعه‌ی وبلاگ‌نویسان و وبلاگ‌خوانان فارسی زبان نام‌گذاری شده است، همراه شوید:
۱- مطلبی درباره‌ی «وبلاگ‌ها و وبلاگ‌نویسان ایرانی» بنویسید.
مطلب شما می‌تواند درباره‌ی هر موضوع مرتبطی مانند دلائل کم رونق شدن وبلاگ‌ها، تاثیر وبلاگ‌ها بر جامعه‌ی ایرانی، نقش وبلاگ‌ها به عنوان یک رسانه، وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای، راهکارهای کسب درآمد از وبلاگ‌ها در ایران، وبلاگ‌نویسان دربند، سرویس‌های وبلاگ‌نویسی، خاطرات وبلاگ‌نویسی و یا …  باشد.

۲- لوگوی «روز بلاگستان فارسی» را در مطلب خود قرار دهید یا به وبگاه رسمی روز بلاگستان فارسی لینک بدهید.

۳- در انتهای مطلب خود برچسب تکنوراتی روز بلاگستان فارسی را قرار دهید.

۴- مطلب خود را در روز ۱۶ شهریور ماه منتشر کنید.

۵- لینک مطلب‌تان را به persianblogsday@gmail.com ارسال کنید تا مطلب‌تان در لیست پست‌های روز بلاگستان فارسی در سال ۱۳۸۹ قرار گیرد.

دعوت به همکاری با وبگاه روز بلاگستان فارسی

با اینکه وبگاه روز بلاگستان فارسی کار خود را به تازگی شروع کرده است، اما قرار نیست این آخرین سال فعالیتش باشد. قصد داریم از همین امروز به فکر برنامه‌های سال آینده باشیم تا شانزدهم شهریور ماه ۱۳۹۰، باشکوه‌ترین روز بلاگستان فارسی باشد! از همین روی، به یاری تک تک بلاگرهای ایرانی در هر کجای دنیا چشم امید بسته‌ایم.

شما می‌توانید ایده‌ها و پیشنهادات خود را برای هر چه باشکوه‌تر برگزار کردن حرکت شانزدهم شهریور ماه به این آدرس ایمیل کنید. همچنین اگر تمایل دارید تا در گروه همکاران جنبش روز بلاگستان فارسی باشید، شک نکنید که اینجا متعلق به خود شماست و ما به شدت از حضورتان استقبال خواهیم کرد.

در ضمن فراموش نکنید که کمتر از ۳ روز تا روز بلاگستان فارسی باقیست. پس لطفاً به انتشار وسیع این فراخوان کمک کنید…

 PersianBlogsDay1389