مرا سودی از ضرر بلاگفا نیست

پس از بوجود آمدن موج عظیمی از اعتراضات به اقدامات غیر معقولانه بلاگفا نسبت به مسدود کردن سیستم انتقال اطلاعات از بلاگفا به وردپرس، مدیریت این سرویس دفاعیه ای را منتشر نمودند.

ایشان در این دفاعیه مسدود کردن را در جهت منافع سایت دانسته اند و  متذکر شده اند که سایتهایی همچون فلیکر و فیس بوک نیز اقداماتی از این دست را انجام می دهند. که البته دکتر مزیدی در همین رابطه کاملاً موضوع مسدود شدن برخی امکانات توسط این دو ابرسایت را تشریح نموده اند.

اما در بخشی دیگر از این دفاعیه آمده است:

در بلاگفا همانند هر سایت مشابه و رایگان دیگری خدماتی برای انتشار و ذخیره مطالب فراهم شده است که هزینه آن نیز توسط سایت پرداخت می شود و قاعدتا این انتظار می رود که این اطلاعات توسط کاربران واقعی دیده شود تا از این طریق هزینه های سایت جبران شود.

از این جملات می توان این گونه برداشت نمود که بلاگفا معتقد است هر روشی که موجب شود کاربران واقعی، سایت را دور بزنند و از طریق دیگری غیر از روش معمول به مطالب دسترسی پیدا کنند، منافع سایت را (که در حال حاضر از نمایش تبلیغات تامین می گردد) به خطر می اندازد و لذا مردود است و با آن مقابله می شود.

طبق این تعریف خروجی خوراک وبلاگ نیز می تواند یکی از راههای دور زدن قالب اصلی وبلاگ باشد. چرا که در این صورت خواننده مطالب دیگر بیننده تبلیغات سایت نخواهد بود و لذا هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که دو فردای دیگر با افزایش خوراک خوانها و به خطر افتادن منافع بلاگفا، خروجی RSS وبلاگها نیز مسدود گردد!

آقای شیرازی همچنین تاکید دارند که

طبیعی است که بلاگفا با اینگونه کاربردها و استفاده از اطلاعات سایت در جهت تبلیغات و منافع سایت مشابه دیگری کاملا مخالف است و طبیعتا بدون توجه به اینکه سایت مورد نظر چه سایتی است با آن برخورد میکند.

اما کدام تبلیغات؟ کدام منافع؟ آنچه که توسط تیم وردپرس فارسی طراحی شده است، نرم افزاری است که اولاً تنها توسط صاحب وبلاگ در بلاگفا قابل استفاده می باشد، چرا که نیاز به انجام تغییراتی در قالب وبلاگ مورد نیاز دارد، ثانیاً تنها از مطالب وبلاگ در بلاگفا نسخه پشتیبان تهیه می کند، که مسلماً این نسخه پشتیبان نیز در اختیار نویسنده مطلب قرار می گیرد. یعنی بطور کلی این نرم افزار تنها خدماتی را به صاحبان وبلاگهای بلاگفایی ارائه می دهد و هیچ منفعتی از این ماجرا نمی برد. که آن هم با اصرار تعداد زیادی از کاربران بلاگفا تهیه شده است، که بنده تعداد زیادی از آنها را از نزدیک می شناسم و با ایشان مراودت دارم. نزدیکترین شان هم، همین همسر بنده که مدتها زحمت کشید تا بتواند تک تک مطالبش را بصورت دستی به سیستم وردپرس منتقل نماید، و تازه نظراتش را هم نتوانست که منتقل کند!

آیا این حق برای نویسنده مطلب وجود ندارد که از مطالب خود هرگونه که دوست دارد استفاده کند؟ آیا وی حق ندارد از مطالب خود نسخه پشتیبان داشته باشد؟ آیا نویسنده نمی تواند مطلبش را به هر کجای دیگر که دوست دارد، منتقل نماید و آنها را منتشر کند؟!

ایشان می فرمایند:

این بدین معنا نیست که اطلاعات کاربران سایت در حصر باشد که میدانیم آنها میتوانند همواره صفحات خود را ذخیره یا به شکل دستی در جای دیگری ذخیره کنند بلکه این محدودیت برای روباتها و اسکریپتهای سایتهای مشابه و رقیب است که بدون کسب اجازه و هماهنگی درخواستهایی را به سرور سایت ارسال میکنند.

اما گویا فراموش کرده اند که این به اصطلاح روباتی که طراحی شده است اولاً روباتی است که جهت تسهیل کردن کار کاربران طراحی شده است و ثانیاً بدون کسب اجازه و هماهنگی فعالیت نمی کند، چرا که قبل از آن باید صاحب وبلاگ یک سری تنظیمات را برای آن مهیا نماید. یعنی به نوعی روباتی است که گوش به فرمان صاحب وبلاگ است و اختیاراتی را به صاحب وبلاگ می دهد. که متاسفانه الزامات آن توسط بلاگفا مسدود گردیده است!

آقای شیرازی معتقد است

سایت بلاگفا تضمینی برای ارائه خدمات و اطلاعات سایت به  اسکریپتهای سایتهای رقیب یا هرگونه روبات یا اسکریپتی که منفعتی برای سایت بلاگفا ندارد نخواهد داشت و قاعدتا عدم ارائه خدمات به این اسکریپتها اصولا ارتباطی به حقوق کاربران  نسبت به سایت ندارد.

اما آنچه که بعنوان اسکریپت سایتهای رقیب نامیده شده است، در پاسخ به نیاز کاربران خود بلاگفا بوجود آمده است، که پس از مدتی متوجه شده اند که راهی برای انتقال یا پشتیبان گیری از مطالبشان وجود ندارد، و سرویس دهنده نیز گویا در سر ندارد که چنین امکاناتی را برایشان فراهم نماید.

شاید مسدود کردن این اسکریپتها به معنی از بین بردن حقوق کاربران نباشد، اما سخت کردن راههای انتقال و پشتیبان گیری از مطالب، نیز به معنای احترام کردن به کاربران و رعایت حقوق شان نمی باشد!

در انتها مدیر بلاگفا کسانی که در این مورد زبان به اعتراض گشوده اند را سودجویانی می داند که با این کار متضرر شده اند:

به راحتی میتوان مشاهده کرد  که وقتی دسترسی اینگونه اسکرپیتها به سرور محدود می شود اولین و تقریبا اکثر کسانی که به این روند اعتراض میکنند کسانی هستند که از کار این اسکریپتها برای منافع شخصی یا سایت خود بهره می برند یا با بلاگفا به هر دلیلی مخالف هستند و طبیعی است که اعتراض خود را با محکوم کردن بلاگفا یا من  نشان می دهند.

که الحمدلله بنده نه هیچگاه در بلاگفا وبلاگی داشته ام، و نه از این نقل و انتقالات سود و زیانی به من می رسد! اما نمی دانم چرا ما هرگاه زبان به انتقاد می گشائیم یا به بزغاله ملقب می شویم یا به سودجو!

به هر حال بنده نه تنها از ضرر بلاگفا سودی نمی برم، که بسیار خوشحال خواهم شد که سرویس دهندگان داخلی بتوانند آنقدر پیشرفت کنند که با سایتهای مشابه خارجی رقابت نمایند. تا به جهان ثابت شود که ایرانیان نیز چیزهایی برای ارائه کردن دارند.

اما فعلاً با توجه به شواهد و قرائن نمی تواند آن چنان که باید و شاید به سرویس دهندگان وطنی اطمینان نمود. لذا تنها کاری که از بنده حقیر بر می آید اینکه توصیه کنم تا اطلاع ثانوی با بلاگفا و سایتهای مشابه وبلاگ نویسی را آغاز نکنید که بدون شک بعدها دچار مشکل خواهید شد.

پ.ن: پس از جوالدور به بلاگفا: یک سوزن به وردپرس را هم حتماً بخوانید!

اوریانا فالاچی

اوریانا فالاچی را تا همین امروز هم نمی‌شناختم! ولی امروز که سومین روز درگذشت این روزنامه‌نگار و نویسنده ایتالیایی است، در روزنامه‌ها و وبلاگهای بسیاری از وی خواندم. بیشتر شهرت اوریانا بخاطر سبک بخصوص مصاحباتش با افراد بزرگ است که در آن مکرراً بر سوال خود تاکید می‌ورزد و به مصاحبه‌شونده اجازه نمی‌دهد که از پاسخ دادن به سوالاتش طفره رود.

از جمله مصاحبه‌های جنجالی او مصاحبه با شاه سابق ایران، آیت‌اله همینی، علی‌بوتو، یاسر عرفات، معمر قذافی، هنری کسینجر و… هستند. که خیلی دوست دارم بتوانم آنها را تهیه کنم و بخوانم.

شل سیلورستاین

اولین بار دوست جون نازنینم، حدیث خانوم، منو با آثار شل آشنا کرد. بعدها که کتابهای بیشتری رو ازش خوندم برام جالبتر شد. شاید در نگاه اول آثار شل کودکانه به نظر بیان، اما وقتی می‌خونیشون، اونقدر جالبن که در هر سن و سالی میشه باهاش ارتباط برقرار کرد. این موضوع دیشب به من ثابت شد. وقتی که من نوشته‌های شل رو با صدای بلند می‌خوندم، علاوه بر خواهرای ۱۳ و ۱۸ ساله‌ام، پدر و مادر پنجاه و اندی ساله‌ام هم ازش لذت می‌بردن.
در مقدمه کتاب «دنیای دیوانه دیوانه» که در نگاه اول مجموعه‌ای ساده از طرح‌ها و کاریکاتورهای طنزآمیز هست، اما در پسِ اون مفاهیم عمیق اجتماعی، اخلاقی و فلسفی بیان شده، نویسنده رو اینگونه معرفی کردن:

«شِلی سیلورستاین (Sheli Silverstein) که بیشتر با نام شل سیلورستاین شناخته شده است. در سال ۱۹۳۲ در شیکاگو، ایالت ایلی‌نوی آمریکا، متولد شد. عمده شهرت وی برای شعرهایش در ادبیات کودکان است، هرچند که کاریکاتوریست، آهنگساز، ترانه‌سرا و خواننده فولکلور نیز هست. همچنین موسیقی فیلم‌های متعددی را تصنیف کرده که برای یکی از آنها به نام «کارت پستال‌هایی از مرز» نامزد جایزه اسکار شده است. وی علاوه بر اینها فیلمنامه هم نوشته است.
شل سبک نویسندگی خاص خود را در سن جوانی بوجود آورد و اشعارش قرابت چندانی با اشعار دیگر شاعران همدوره‌اش نداشت. به قول خود او «من بسیار خوش اقبال بودم که کسی را نداشتم تا از او تقلید و تحت تاثیرش واقع شوم. من سبکی خاص بوجود آوردم و پیش از آنکه بدانم «تربر»، «بنچلی»، «پرایس» و «استاین برگ» هم وجود دارند، به آفریدن مشغول بودم.»
آثار سیلورستاین از مرز ادبیات کودکان فراتر می‌رود. او کار خود را در ۱۹۵۲ به عنوان نویسنده و کاریکاتوریست یکی از نشریات بزرگسالان آغاز کرد. او خود می‌گوید: «امیدوارم که مردم در هر سنی، چیزی را در کتاب‌هایم بیابند تا با آن احساس نزدیکی کنند. کتاب را بردارند و حسّی شخصی از کشف و شهود را تجربه کنند. این عالی است. البته برای خودشان، نه برای من.»

کتابهای متعددی از این نویسنده در ایران گلچین و ترجمه شده، که من کتابهای زیر رو خونده‌ام:

۲۵ دقیقه مهلت ـ ترجمه چیستا یثربی ـ نشر نامیرا

دنیای دیوانه دیوانه ـ مجموعه‌ای برگزیده از کاریکاتورها و طرح‌های کتاب رقص متفاوت سیلورستاین ـ انتشارات کتاب پنجره

اژدهای گریندلی گران ـ متن دوزبانه ـ ترجمه شیدا سرمست ـ انتشارات کتاب کیمیا

درخت بلوط و بوته گل سرخ ـ متن دوزبانه ـ ترجمه شیدا سرمست ـ انتشارات کتاب کیمیا

کورن فلکس و شکر با چند قطره اشک ـ متن دوزبانه ـ ترجمه شیدا سرمست ـ انتشارات کتاب کیمیا

کثیف‌ترین مرد جهان ـ متن دوزبانه ـ ترجمه شیدا سرمست ـ انتشارات کتاب کیمیا

God’s Wheel

God says to me with a kind of smile,
While “Hey how would you like to be God a
And steer the world?”
“Okay,” says I, “I’ll give it a try.
Where do I set?
How much do I get?
What time is lunch?
When can I quit?”
“gimme back that wheel,” says God.
“I don’t think”

سُکان خدا

خدا با لبخند مهربانانه به من گفت:
«هی، دوست داری یه مدتی خدا باشی
و دنیا رو هدایت کنی؟»
من گفتم: «باشه، یه امتحان می‌کنم.
از کجا شروع کنم؟
حقوقم چقدره؟
وقت ناهار چه ساعتیه؟
کِی می‌تومن برم؟»
خدا هم گفت: «سُکان رو بده دست خودم،
تو آدمش نیستی.»