پایان گمگشتگی…

در هر زمان، مکان یا حالی که هستید، بیائید لحظه‌ای، به اختیار، افکار را ساکن کنیم و زندگی خارج از زمان و مکان‌مان را نظاره‌گر باشیم.

بیائید ببینیم کجا هستیم و به کجا می‌رویم؟

اینجا – دنیایی که ساخته‌ایم – قرار بود جائی باشد برای یافتن خویشتن خویش‌مان؛ قرار بود جائی باشد برای اینکه یافته شویم. اما حالا در عوض محلی شده برای سردرگمی و گمگشتگی‌مان.

اگر خوب بنگریم در می‌یابیم که همه‌ی ما – چه آن‌ها که مرده‌اند و چه مائی که خواهیم مرد – در سفری هم‌داستانیم. و مهمترین بخش این سفر، لحظاتی است که با یکدیگر می‌گذرانیم. همه‌ی ما به همدیگر نیازمندیم و بدون یکدیگر نمی‌توانیم زندگی کنیم.

و یادمان باشد که فقط «عشق» به خاطر می‌ماند و «نفرت»، هر اندازه هم شدید باشد، از یاد خواهد رفت.

و ممنونم از Lost که به من این فرصت را داد تا پی به گمگشتگی و حیرانیم ببرم و لحظاتی را به چرائی و کجائی زندگیم بیاندیشم.

Let’s go and moving on to find out where we going…

پی‌نوشت: اگر هنوز Lost را ندیده‌اید، پیشنهاد می‌کنم که حتماً برای دیدنش عجله کنید! از اینجا می‌توانید نسخه‌ی کامل سریال را بصورت پستی خریداری کنید.

گمشدگان – اپیزود موضوعی ۶ : عشق و نفرت

آیا شما حاضرید برای عشق تان هر کاری انجام دهید؟! آیا اصولاً انجام دادن هر کاری برای رسیدن به معشوق جائز است؟

بین عشق و نفرت نیز مثل بسیاری دیگر از واقعیتهای متضاد، به اندازه یک تار مو فاصله است. همین موضوع نیز تشخیص را مشکل و زمینه های گمراه شدن را فراهم می کند.

جین برای ازدواج با سان قبول می کند که برای پدرزنش کار کند، و هر کاری را برایش انجام دهد. اما رفته رفته آنقدر در کار غرق می شود که فراموش میکند، هدف اصلی سان است!

بی توجهی ها وبدخلقی های جین، چنان عرصه را بر سان تنگ می کند، که در اپیزود ششم از سیزن نخست لاست وی را بر سر دو راهی عشق و نفرت می بینیم که مجبور است بین بود و نبود کسی که عاشقش هست، یکی را انتخاب کند.

سان و جین در فرودگاه!

عموماً برخی از رفتارهایی که موجب سوق داده شدن عشق به سمت نفرت در زندگی زناشویی می شوند، عبارتند از:

سلطه جویی و زورگویی: که با گرفتن حق انتخاب و تصمیم گیری از شریک زندگی ناشی می شود. مثلاً مجبور کردن طرف مقابل به پوشیدن لباسهای خاص و یا نحوه رفتار وی با دیگران!

سخت کوشی افراطی: خلاصه کردن کل زندگی در کار و فراموش کردن خانواده به بهانه های مختلف مانند عقب افتادن اقساط بدهی ها، فراهم کردن رفاه، مسئولیت کاری و…

بی مسئولیتی: شانه خالی کردن از مسئولیتهای خانواده و پرداختن به تفریح و لذات شخصی.

توقعات بیجا: البته در کنار این مورد بی توقعی نیز خود می تواند عامل مشکل باشد.

در انتها به عنوان کسی که دو سال تجربه زندگی مشترک را دارد، باید عرض کنم که گفتن اینها ساده است، و عملی کردنشان کاری است بس طاقت فرسا. چرا که اغلب این رفتارها از ضمیرناخودآگاه آدمی سرچشمه می گیرند و برای کنترل کردنشان نیاز به اراده و صرف وقت است. و البته کاری است که به هر حال می توان انجام داد و مهمترین کاری است که برای حفظ عشق تان باید انجام دهید.

نیروی عشق

در افسانه شاه آرتور آمده است که وی در زمان کودکی شاهد کشته شدن مادرش توسط دشمنان بود. در همان حال به سمت قبر پدرش می دود تا شمشیری که به نشان شوالیه بودن در قبر فرو برده شده بود را بردارد و به کمک مادرش بشتابد.

شمشیر تا نیمه در قبر فرو رفته بود و آرتور کوچک را یارای در آوردن آن نبود. وی آنقدر سعی کرد تا بالاخره موفق به کندن شمشیر شد. ولی متاسفانه کار از کار گذشته بود.

روزی که آرتور خود شوالیه قدرتمندی شده بود، قاتل مادرش را می یابد و به وی از حس انتقامی که در طول سالهای گذشته داشته است، می گوید. اما قاتل از آرتور امان می خواهد و به وی می گوید: «نیرویی که در آن روز باعث کنده شدن شمشیر از زمین شد، و و در طول این سالها با تو مانده است، عشق به مادرت بود، نه نفرت از من.»