نظرسنجی: بعد از یک رابطه نامشروع چه باید کرد؟!

اخیراً به یک مورد اجتماعی برخورده‌ام که دوست دارم نظر شما را در این باره بدانم:

دختر و پسری حدوداً ۲۰ ساله، چند روزی را با همدیگر گذرانده‌اند و مقاربت هم داشته‌اند. پدر دختر خانوم، از ماجرا باخبر می‌شود و از پسر شکایت می‌کند.

دادگاه دو راه پیش روی پسر جوان قرار داده است: یا می‌بایست با دختر جوان عقد کند یا اینکه شش ماه حبس را به همراه جریمه نقدی تحمل کند.

لازم به ذکر است که هر دو خانواده از نظر مالی ضعیف هستند و پسر هم صاحب درآمد نمی‌باشد. با این اوصاف شما کدامیک از این دو راه را ارجح می‌دانید؟!

به صدای شجریان، به عنوان یکی از بهترین‌های جهان رای دهید

npr مخفف National Public Radio، یک شبکه رادیویی ملی و غیر دولتی در آمریکاست. بودجه این شبکه توسط مردم تأمین می شود و بین دانشگاهیان امریکا طرفداران بسیاری دارد.

این شبکه رادیویی در صدد است تا بهترین صداها را از سرتاسر دنیا لیست کند. البته قرار نیست که خواننده‌ای به عنوان «بهترین خواننده دنیا» معرفی شود، بلکه بیشتر بر تهیه لیستی از بهترین‌های سراسر دنیا تاکید شده است. به هر حال در مرحله نخست از مخاطبان خواسته شده تا از لیست ارائه شده، حداکثر ۵ خواننده محبوب خود را نامزد بهترین صداهای دنیا کنند. در این لیست نام محمدرضا شجریان از ایران نیز به چشم می‌خورد.

برای دیدن لیست بهترین صداهای دنیا به این صفحه مراجعه کنید. وقتی که فایل فلش حاوی لیست صداهای پیشنهادی کاملاً بارگذاری شد، می‌توانید از زیر کادر، گزینه‌ی Sort by را روی name تنظیم کنید، تا اسامی به ترتیب حروف الفبایی انگلیسی مرتب شوند. حالا برای پیدا کردن نام استاد شجریان لازم است تا فلش سمت راست کادر را آن‌قدر پیش ببرید تا به حرف S برسید. حالا کافیست از بین نه نام لیست شده، روی Mohammad Reza کلیک کنید. در کادری که باز می‌شود روی گزینه‌ی add to my top 5 کلیک کنید.

از آنجا که هر شخص باید ۵ خواننده را نامزد کند، لذا حالا می‌بایست در کادر جدید با انتخاب گزینه‌ی keep exploring، چهار خواننده دیگر را نیز به همین ترتیب به لیست آراتان اضافه کنید. در انتها کافیست که روی گزینه‌ی all done کلیک کنید و در فرم مشخصات، نام، کشور، شهر و استان‌تان را وارد کنید تا رای شما ثبت گردد.

امیدوارم که صدای جاودانه و آسمانی استاد شجریان بتواند به اندازه‌ی کافی رای بیاورد تا در لیست نهایی بهترین صداهای npr قرار بگیرد.

پ.ن: از آرمین عزیز به خاطر اینکه خبر این نظرسنجی را با من در میان گذاشت سپاسگزارم.

فیس بوک! ممنونم که تحریم مان نکردی

طبق توافقنامه جدید فیس بوک که اکثریت اعضا به آن رای مثبت دادند، ساکنان کشورهایی که در لیست تحریم دولت آمریکا قرار دارند، تحریم خواهند شد. اما فیس بوک این اجازه را برایشان قائل شده که در صورتی که فعالیت تجاری در فیس بوک نداشته باشند، همچنان بتوانند از امکاناتش بهره ببرند. به همین خاطر معتقدم که باید از فیس بوک ممنون باشیم.

چند روزی بود که Facebook بعنوان یکی از شبکه های اجتماعی پیشرو در وب، نظرسنجی را بین کاربرانش برگزار کرد تا نظر ایشان را درباره توافقنامه جدید عضویت در شبکه بداند. یکی از مفاد این توافقنامه تحریم کاربرانی است که ساکن کشورهای تحریم شده توسط دولت ایالات متحده هستند. همین موضوع هم نگرانیهای زیادی را در بین کاربران ایرانی فیس بوک بوجود آورد.

روز گذشته بالاخره مدت نظرسنجی به پایان رسید و اکثریت قاطع رای دهندگان (۷۴.۴%) با توافقنامه جدید موافقت کردند. اما فیس بوک در پاسخ به نگرانیهای کاربران ایرانی اعلام کرد که “برای قرار گرفتن در چارچوب قوانین دولت آمریکا، ما بایستی از فعالیتهای تجاری کاربران ساکن کشورهای تحریم شده جلوگیری نمائیم. ما تاکنون اجازه داده ایم و از این پس نیز اجازه خواهیم داد تا کاربران این کشورها در صورتی که از بخشهای مالی وب سایت استفاده نکنند، در فیس بوک عضو شده و از آن استفاده کنند.”

معتقدم همانگونه که در زمان تحریم دست به اعتراض جمعی می زنیم، و گاهاً هم به قولی حقوق مان را فراموش می کنیم! اکنون نیز برای تشکر از این حرکت دموکراتانه فیس بوک بایستی از دست اندر کارانش تشکر کنیم.

به نوبه خودم، از اینکه فیس بوک، این اجازه را برایم قائل شد تا همچنان عضوی از شبکه اجتماعی اش باشم، از تصمیم گیرانش تشکر می کنم. مسلماً این حق برای شان محفوظ است که هرگاه اقدامات من سایر کاربرانش را دچار مشکل کرد، دسترسی مرا محدود نماید.

وبلاگ نویسی حرفه ای: گذار از روزانه نویسی به توئیترنویسی؟!

یکی از بحثهایی که همیشه حول موضوع وبلاگ نویسی حرفه ای مطرح است، بلاگهایی هستند که نویسنده در آنها از احوال روزانه خود می نویسد و معمولاً به روزنوشت ها یا روزانه ها معروفند.

سال های ابتدایی ظهور وبلاگ، هدف از بوجود آمدن پدیده ای بنام وبلاگ این بود که نویسنده یک دفتر خاطرات تحت وب داشته باشد و در آن ضمن ارائه گزارشی از اتفاقات جالب زندگیش، به صفحاتی که در حین وبگردی هایش به آنها بر می خورد لینک دهد. اما رفته رفته با ظهور وب سرویس هایی همچون Delicious (خوشمزه!) لینک دادن در وبلاگ ها وارد مرحله جدیدی شد. این گونه سرویس ها علاوه بر آنکه مراحل لینک دادن به صفحات وب را آسانتر می کنند، دسته بندی های منسجم تر و بهتری را تشکیل می دهند که برای مخاطب این امکان را فراهم می آورد تا علاقمندی هایش را سریعتر پیدا کند.

از آن زمان کمتر شاهد آن بوده ایم که بلاگرها در متن پستهای وبلاگشان به معرفی لینک های برتر اقدام کنند، و اغلب، این گونه لینک ها در ستون کناری (سایربار) وبلاگ یافت می شد.

امروزه وب سرویس هایی همچون توئیتر، می روند که وبلاگها را با یک تغییر اساسی دیگر روبرو کنند. این بار روز نوشت ها یا احوالات روزانه بلاگر، قسمتی از موضوع سرویس های جدید شده اند. روزانه نویسی در سرویس هایی همچون توئیتر موجب می شود که نویسنده بتواند سریعتر دیگران را از احوالاتش آگاه کند. همچنین به روز کردن سرویس هایی همچون توئیتر بسیار ساده تر از نوشتن گزارش احوالات شخصی در وبلاگ است. حتی در این سرویس ها شما بدون دسترسی به کامپیوتر و تنها با یک گوشی تلفن همراه نیز می توانید افکار و احوالات تان را با دیگران به اشتراک بگذارید.

استفاده از سرویسهایی همچون فرندفید در کنار توئیتر، این امکان را برای سایرین هم فراهم می آورد که راحتتر بتوانند به توئیت نوشتها پاسخ دهند و درباره آن اظهارنظر کنند. همچنین امکان به اشتراک گذاری در این سرویسها بسیار آسان تر است.

با وجود اینگونه سرویسهای جدید وب۲، روزانه نویسی در وبلاگ، به سبک قدیم تاحدودی غیرضروری به نظر می رسد. آیا شما اینطور فکر نمی کنید؟!

خوشحال خواهم شد ضمن توضیح دلائل تان در قسمت نظرات، با شرکت در نظرسنجی زیر آرای تان را با دیگران به اشتراک بگذارید:

روزانه های من را در اکانت توئیترم می توانید دنبال کنید!

وبلاگ نویسی حرفه ای: الگوبرداری از غرب؟!

پیش از این طی پستی به موضوع “وبلاگ نویسی حرفه ای” پرداخته بودم که دوستان عزیز لطف کردند و در قسمت نظرات همان پست به تبیین برخی مسائل در همین رابطه پرداختند و باعث روشن تر شدن هر چه بیشتر موضوع شدند. در همین جا لازم می دانم از همه این دوستان خصوصاً علی نیکوئی عزیز و آرش افراسیابی گرامی قدردانی کنم.

یکی از بحثهایی که در زیر پست مذکور در گرفت، “لزوم یا عدم لزوم الگوبرداری از غرب در پدیده وبلاگ نویسی” بود. که تمایل دارم برای دقیق تر شدن روی این موضوع، آنرا جداگانه مطرح کنم تا بیشتر درباره اش فکر کنیم.

موضوع از آنجا شروع شد که آرش خان برای اینکه ثابت کند وبلاگهای ترکیبی نمی توانند وبلاگهای حرفه ای خوبی محسوب شوند، از من خواست تا یک نمونه موفق وبلاگ حرفه ای خارجی را معرفی کنم (+). اما من نظر متفاوتی داشتم:

به نظر من جامعه مجازی شمه ای از جامعه حقیقی ای است که در آن زندگی می کنیم. همانگونه که آداب و رسوم و فرهنگ جامعه ایرانی با سایر ملل متفاوت است و نوع زندگی حقیقی آنها نیز دگرگونه می باشد، لذا شکی نیست که در دنیای مجازی نیز تفاوت اساسی بین این فرهنگها وجود دارد و نمی توان تنها به این بهانه که چون غربیها در پدیده هایی چون وبلاگ نویسی پیشرو بوده اند، همان نسخه ای را برای ایرانیها پیچید که آنها از آن بهره می برند. (+)

آرش در پاسخ می نویسد:

وقتی پدیده ای متعلق به ما نیست الگوهای آن نیز طبیعتا ارتباطی با ما ندارد و به همان علت که وقتی از تمدن باستان، هنرهای دستی سنتی و فراورده های مختص این مملکت همچون پسته و خاویار صحبت می شود، همه دنیا به ایران فکر می کنند، وقتی ار پدیده ای غربی همچون اینترنت و وب لاگ نیز سخن می رانیم می بایست به الگوهای پایه ای این مبحث بپردازیم…

وقتی که وب لاگ های حرفه ای در ایران از تعداد انگشت های یک دست نیز فراتر نمی رود چگونه انتظار دارید به نمونه های ایرانی این ماجرا اکتفا نمائیم؟ اینجاست که من برخلاف شما به شدت به این موضوع اعتقاد دارم که امری که ساخته و پرداخته ما نیست، نسخه پیچیده شده و من درآوردی وطنی در مورد آن جواب نمی دهد، کما اینکه جواب نداده است و ما همچنان در اولین ایده ایجاد وب لاگ یعنی روزانه نویسی، مانده ایم و بر حرفه ای بودن آن تاکید هم داریم!  (+)

اما من همچنان مخالف این نظریه هستم:

به نظر من پدیده هایی چون دنیای مجازی فرا ملیتی هستند. همه جوامع با هم شروع به ساختن این دنیا کرده اند. اینجا مثل دنیای حقیقی با فرآیند چندین هزار ساله کشف قاره روبرو نیستیم که صحبت از تمدنها کنیم.

اگر دنیای مجازی غربی به دلیل صنعتی بودن جوامع حقیقی آنها شکل صنعتی تر و تخصصی تری به خود گرفته اند، نمی تواند دلیل آن باشد که دنیای مجازی ما با فضای شرقی گونه تر غیرحرفه ای است!

بلاگستان فارسی که امروز شاهدش هستید توسط چندین میلیون وبلاگ فارسی بنا نهاده شده است، نه توسط وبلاگهای غربی. بستر و تکنولوژی با آنچه که دنیای مجازیش می نامیم، متفاوت است. (+)

آرش همچنان با من اتفاق نظر ندارد و میگوید:

به نظر شما نقش کشورهای کاملا عقب افتاده عربی در دنیای مجازی تا چه اندازه است؟ (البته منظور از کشورهای عربی همین نمونه های حاضر در جنوب ایران است چرا که من کشورهایی مثل لبنان، مصر و سوریه را که همانند ایران مورد تهاجم عرب ها واقع شده اند را عربی به حساب نمی آورم) و یا کشوری مثل ایران که تا پیش از پدیده ای به نام hoder وب لاگ را نمی توانست معنی کند در میانه این بازی تا چه اندازه سهم داشته است. همانطور که اتوموبیل ساخت کشورهای غربی ست و در استفاده از آن خواه ناخواه می بایست به سبک غربی ها متوسل شد، دنیای مجازی نیز با وجود تفاوت های محسوسی که با دنیای واقعی دارد بعلت گسترده بودن آن در فضائی فراتر از مرزها قابل تسویه نمودن و اعمال فرهنگی خاص به آن را ندارد. در مورد بلاگستان فارسی نیز بعلت عدم تعریف صحیح از پدیده وب لاگ، این میلیون ها وب لاگ قالبا روزنوشته های پراکنده ای هستند که دو گزینه حیاتی یک نوشتار حرفه ای یعنی دوام و تولید محتوا در آنها جائی نداشته و برخلاف دنیای پیشرفته که وبلاگ ها انقلابی را در دنیای مجازی بوجود آورده اند، حرکت در سطح در آنها بشدت به چشم می خورد. (+)

من معتقدم که فیزیک وبلاگ از روحش جداست:

با یک مثال سعی میکنم تا منظورم را بهتر بیان کنم:

اتومبیل یک وسیله غربی است. لذا ما برای ساخت آن ناچاریم از نمونه های غربی الگوبرداری کنیم و برای ساخت ابزارهای جانبی از آنها کمک بگیریم. اینها قسمت فیزیکی قضیه هستند. اما برای کاربریهایی که با ان می کنیم لزومی ندارد حتماً از غربیها الگوبرداری کنیم. این بخش مربوط به فرهنگ جامعه است که فرهنگ اتومبیل رانی را می سازد.

وبلاگ بعنوان یک تکنولوژی تحت وب از غرب آغاز شد. ما از آنها یادگرفتیم که وبلاگ چه شکل و شمایل و قالبی دارد. به چه وسیله ای می توان آنرا اداره کرد. ابزارهای جانبی آن چه چیزهایی هستند. اما اینکه در آن چه بنویسیم لزومی به الگوبرداری از غرب ندارد.

فیس بوک یک شبکه اجتماعی غربی است. ما از طریق غربی ها آنرا یافتیم و در آن عضو شدیم و با ابزارهای آن آشنایی پیدا کردیم. تمام بسترهای نرم افزاری و سخت افزاری فیس بوک را غربیها فراهم کرده اند. اما هدف اصلی فیس بوک تشکیل شبکه های اجتماعی از انسانهاست. نحوه ایجاد روابط ما و نحوه بکارگیری آن به هیچ وجه نیاز به الگوبرداری از غرب ندارد. ما با توجه به فرهنگ جامعه خودمان آنرا ناخودآگاه می سازیم. (+)

اما نظر شما چیست؟! فکر می کنید برای وبلاگ نویسی لازم است که از غرب الگوبرداری کنیم یا نه؟

دعوت می کنم ضمن ارائه دلائل تان دراین باره در نظرسنجی زیر نیز شرکت کنید: