انتخاب بین شرافت و عشق

اکثر آدم‌ها، معمولاً در شرایط عادی وظیفه‌شان را درست انجام می‌دهند و براساس عقل، آن‌چه را که “صحیح” و “شرافت‌مندانه” می‌پندارند، به انجام می‌رسانند. اما در شرایط سخت و احساسی، معمولاً این کار دشوار می‌شود و لغزش‌ها زیاد.

نمونه‌ای از این ماجرا در اعترافات اجباری اتفاق می‌افتد. فردی که «حقیقت» را می‌داند، حاضر می‌شود تا برای حفظ جان عزیزانش، آن را کتمان کند یا به نحو دیگری بیان نماید. این یک شرایط ساده نیست! اینجا جایی‌ست که به قول استاد آئمون در Game of Thrones انسان مجبور می‌شود بین “شرافت” و “دوست داشتن” یکی را انتخاب کند. و اگر به خودمان رجوع کنیم، می‌بینیم که این انتخاب سختی‌ست.

به درون خود رجوع کنید. خود را در یک شرایط ویژه، مانند آنچه که به آن اشاره شد، قرار دهید و صادقانه خود را بشناسید. بد نیست صادقانه‌های‌مان را در یک نظرسنجی با هم بسنجیم:

افکارسنجی‌: آزادی در اینترنت

یکی از بحث‌هایی که معمولاً اصطلاح «آزادی» با خود به دنبال می‌آورد، موضوع «حدود و محدوده‌» است! اینکه آیا آزادی باید بی‌قید باشد یا بایستی محدوده‌ای را برای آن قائل شد؟ و اگر باید حدودش را معلوم کرد، این حدود تا کجا بایستی پیش برود و چه کسی صلاحیت تعیین و نظارت بر آن را دارد؟

در بین پاسخ‌های مختلفی که در این باره مطرح است، اینکه «آزادی تا آن‌جا می‌تواند پیش رود که دیگران را دچار محدودیت و مشکل نکند» تقریباً بیش از همه، موردپسند طیف‌های مختلف است. بحث مشابهی را در محیط اینترنت هم می‌توان مطرح کرد. این‌که «آزادی در اینترنت» چه تعریفی دارد و آیا حدودی باید برایش قائل شد یا خیر؟

این موضوع در شرایطی مثل شرایط اخیر انگلیس می‌تواند تعیین کننده باشد. همان‌گونه که می‌دانیم، ابزارهایی مثل شبکه‌های اجتماعی به قولی مانند شمشیرهای دولبه هستند. یعنی هم می‌توانند در جهت نیل به اهداف عالی مورد استفاده قرار گیرند و هم در جهت اهداف شوم! قصد تعبیر وقایع پیش آمده یا تحلیل آن‌ها را ندارم. اما واضح است که یک عده خرابکار می‌‌توانند به راحتی از ابزارهایی مثل اینترنت یا تلفن همراه برای ایجاد هماهنگی در جهت پیش‌برد اهداف‌شان و ایجاد خرابکاری‌های بیشتر بهره ببرند. در چنین شرایطی فکر می‌کنید که آیا ناظرین بر حقوق دیگران (بدون توجه به گرایش‌های سیاسی)، این حق را دارند که برای استفاده‌ی اشخاص از ابزارهای اجتماعی اینترنت محدودیت ایجاد کنند یا اینکه باید به اینترنت به مثابه‌ی یک ابزار نگاه کنند و شیوه‌های دیگری را برای پیشگیری در نظر بگیرند؟

از آنجایی که برای جمع‌بندی این بحث، به نگاه گسترده‌ای نیاز است، برای یک هفته‌ی آینده تمایل دارم تا نظرات مختلف را جمع‌آوری کنم. لذا ضمن دعوت از اهالی محترم وبلاگستان برای شرکت در این گپ‌زنی و بررسی آن از جوانب مختلف، دعوت می‌کنم تا در نظرسنجی زیر این مطلب هم برای رسیدن به یک نتیجه‌ی عمومی شرکت کنید:

بهترین وبلاگ‌های فارسی دوئچه‌وله ۲۰۱۰ – ۴ : آنکس که نداند

خانم ۴۱ ساله‌ای می‌گوید «بر خاک من بنویسید “او ندانست، و هرگز نخواست که بداند”! من هرگز نخواستم که بدانم، فقط زیستن آب را تماشا کردم و سکوت خاک را. من آنچه را اندیشیدم رها کردم» و ایشان نویسنده وبلاگ «آنکس که نداند» هستند که جز کاندیداهای بخش فارسی مسابقه بهترین وبلاگ‌های سال ۲۰۱۰ دوئچه‌وله می‌باشد.

نویسنده وبلاگ «آنکس که نداند» می‌گوید:

خودم خیلی تعجب کردم که وبلاگ من هم در میان کاندید ها بود. نمی دانم لطف داوران چه چیزی در آن دیده که انتخاب شده. اما در این وبلاگ تنها سعی می کنم خود زندگی را بنویسم. همان گونه که هست و می گذرد. پر از نشیب و فراز هایی که دارد. سعی می کنم با خودم و کلمه ها صادق باشم. شش سال است که نوشتن در وبلاگ را شروع کرده ام و در این شش سال اتفاق های زیادی در زندگی ام افتاده که تا آنجا که توانسته ام روایتش کرده ام. از شروع بیماری آلزایمر مادرم، از اختلافاتی که با پدرم داشتیم و بعد، از مرگ پدرم و اتفاقاتی که بعد از آن افتاد، از شراکتمان در ساختمان، ازخواهران  و برادران، از خرداد سال گذشته هم از نگاهم میان آن همه نگاه که به خیابان های تهران دوخته بود، از تلخی ها و شیرینی ها، …

بیشتر نمی دانم چه می توانم درباره اش بنویسم. جز اینکه خود زندگیست برایم.

از «آنکس که نداند» دیدن کنید و اگر فکر می‌کنید که لیاقت داشتن رای شما را دارد، در این صفحه و در بخش بهترین وبلاگ‌های فارسی، رای‌تان را به نامش ثبت کنید.

بهترین وبلاگ‌های فارسی دوئچه‌وله ۲۰۱۰ – ۳ : رادیو کالو

عبدالمحمد شعرانی، معلم کوچکترین مدرسه دنیا، را حتماً می‌شناسید. آقای شعرانی نویسنده وبلاگ‌ دیرتش‌باد است. وی از ابتدای سال گذشته اقدام به راه‌اندازی رادیوی اینترنتی کالو نمود و پادکست‌هایی را از مدرسه کالو در آن منتشر می‌کند. دیرتش‌باد در چهارمین دوره‌ی مسابقه بهترین وبلاگ‌های دوئچه‌وله، جز نامزدهای بهترین وبلاگ‌های فارسی بود. امسال نیز رادیو کالو با اینکه فعالیت زیادی در طول عمر یکساله‌اش نداشته، اما نماینده فارسی‌زبان‌ها در بخش بهترین پادکست دوئچه‌وله است.

عبدالمحمد شعرانی درباره زندگی وبلاگیش اینچنین می‌نویسد:

شاید دنیا هم فکرش را نمی کرد که آخرین فرزند خانواده “حاج غریب “ناخدای دریا با وبلاگش چنان دنیا را منقلب خود کند که سی ان ان آمریکا برخلاف همیشه به جای حرف زدن از نیروگاه هسته ای بوشهر از مدرسه ای کوچک در بوشهر حرف بزند که دنیایی را به جست و جوی خود واداشته .

عبدالمحمد شعرانی در سال ۸۵ به عنوان نیروی سرباز معلم به روستای جمال آباد کالو (روستایی در ۱۸۰ کیلومتری بوشهر -۲۵ کیلومتری بندر دیر) فرستاده شد. و در همان روزهای اولیه سرباز معلمی اش اتفاقات مدرسه کوچک اش که بیشتر از ۴ دانش آموز نداشت در وبلاگ شخصی اش به نام دیر تش باد نوشت و همین اتفاقات و نوشته‌های وبلاگی او باعث شد از تلویزیون برای گزارش گرفتن از این مدرسه به روستای جمال آباد کالو بیایند و همین گزارش که در خبر ۲۰:۳۰ که یکی از پرمخاطب ترین بخش‌های خبری تلویزیون ایران پخش شذ باعث شد این مدرسه به شهرت برسد.

عبدالمحمد شعرانی جوان ۲۱ ساله با تلاش خود توانست نظر خیر مدرسه سازی برای ساخت مدرسه در این روستا جلب کند (کار ساخت مدرسه این روستا به اتمام رسیده) جاده روستای کالو آسفالت شود و با نگاه وِیژه ، این روستا  به نعمت آب، برق و تلفن مجهز بشود.

غریب زاده کارگردان مشهور بوشهری مستندی از این مدرسه ساخته با عنوان «مدرسه کالو» که بزودی به اکران خواهد رسید . تاکنون شبکه های معروف تلویزیونی دنیا از جمله سی ان ان آمریکا و دویچه وله آلمان از این مدرسه گزارش پخش کرده اند.

سازمان یونسکو این مدرسه را عنوان کوچک ترین مدرسه دنیا به ثبت رسانیده و از عبدالمحمد شعرانی به پاس خدماتش تقدیر کرده است.

عبدالمحمد شعرانی در سال ۸۶ به عنوان قهرمان اجتماعی سال ایران ،در سال ۸۷ به عنوان سربلند ترین چهره سال ایران انتخاب شد و به عنوان دومین وبلاگ نویس برتر دنیا در سال ۲۰۰۸ میلادی از نگاه دویچه وله آلمان انتخاب شده‌است .

وبلاگ معروف دیر تش باد او توانست سال گذشته به عنوان برترین وبلاگ اجتماعی سال ایران در مسابقه ی وبلاگی دانشگاه تهران انتخاب شود .

عبدالمحمد شعرانی بهار سال گذشته کتابش که حاوی اتفاقات روزانه مدرسه اش بوده ،به چاپ رسیده . استقبال از این کتاب به حدی بوده است که تنها با گذشت چند ماه از انتشار آن به چاپ چهارم رسیده است. وبلاگ مدرسه کالو دارای رادیویی هم هست که در نظرسنجی پادکست های دویچه ولی فعلا در صدر قرار گرفته است .

اگر دوست دارید از نماینده فارسی‌زبان‌ها در بخش بهترین پادکست‌های مسابقه دوئچه‌وله ۲۰۱۰ حمایت کنید، می‌توانید حداکثر تا ۲۵ فروردین‌ماه با مراجعه به این صفحه رای خود را ثبت نمائید.

بهترین وبلاگ‌های فارسی دوئچه‌وله ۲۰۱۰

The BOB چیست؟

BOB مخفف Best Of Blogs، بزرگترین مسابقه بین‌المللی برای انتخاب بهترین وبلاگ، پادکست و ویدئوبلاگ است که توسط بنیاد دوئچه‌وله (که در حقیقت صدا و سیمای برون مرزی آلمان است) از سال ۲۰۰۴ تاکنون برگزار می‌گردد. این مسابقه در حال حاضر بین وبلاگ‌های یازده زبان دنیا، از جمله فارسی برگزار می‌شود.

برای آشنائی بیشتر با این مسابقات صفحه پرسش و پاسخ‌ها را مطالعه کنید.

بهترین وبلاگ‌های دوئچه‌وله ۲۰۱۰

ششمین دوره مسابقه The BOB از هفتم دسامبر ۲۰۰۹ با آغاز کاندیداتوری بلاگ‌نویسان آغاز شد. پس از پایان مهلت کاندیدا شدن وبلاگ‌ها، هیات داوران، در هر رشته یازده وبلاگ را انتخاب کرده و برای رای گیری عمومی معرفی نمودند. رای گیری عمومی از ۱۵ مارس (۲۴ اسفند) آغاز شد و تا ۱۴ آوریل (۲۵ فروردین) ادامه خواهد داشت.

وبلاگ‌های فارسی‌زبان راه‌یافته به دور نهایی The BOBs 2010:

در بخش بهترین وبلاگ: آق بهمن

در بخش بهترین پادکست: رادیو کالو (صدای کوچک‌ترین مدرسه دنیا)

در بخش بهترین ویدئوبلاگ: —

در بخش جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز: ما روزنامه‌نگاریم

در بخش جایزه ویژه تغییرات اقلیمی: مهار بیایان‌زایی

در بخش بهترین وبلاگ فارسی:

زندگی در بامیانمملکته داریم؟پیاده‌روسر هرمس مارناآن‌کس که نداندیادداشت‌های دختر دست‌فروش متروکمانگیررساله صد فرمانسیبستانبی پلاکی‌های جنگی که نیامدهوبلاگ سلمان

همان‌گونه که گفته شد، شما تا ۲۵ام فروردین ماه (۱۴ آوریل) وقت دارید تا با مراجعه به این صفحه در رای‌گیری عمومی شرکت کنید.

در نهایت، هر بخش از مسابقه، دو برنده خواهد داشت: برندگان رای‌گیری عمومی و برندگانی که توسط هیات داوران در روز ۱۵ آوریل (۲۶ فروردین) طی مراسمی معرفی می‌گردند.