راههای خوب، بد و زشت برای جذب ترافیک وبلاگ

مطلب زیر بعنوان پست مهمان در وبگاه Daily Blog Tips توسط Himanshu تهیه شده است و بنده آنرا به امید اینکه به کار بیاید، ترجمه کرده ام!

من قبل از اینکه به وبلاگ نویسی حرفه ای مشغول شوم، وبلاگهای زیادی داشته ام. در طول این سالها تحقیقات زیادی هم برای جذب ترافیک برای وبلاگهایم انجام داده ام، که در این مطلب قصد دارم تجاربم را با شما به اشتراک بگذارم. در این مطلب خواهید دید که چه راههایی برای جذب ترافیک خوب هستند، کدامها بدند، و چه راهکارهایی زشت تلقی می شوند!

لینکهای طبیعی ورودی

هر بلاگر آرزو دارد که مطالبش توسط دیگران لینک شوند! هرقدر که لینکهای ورودی به وبلاگتان افزایش یابند، اعتبار شما نیز افزایش می یابد. اما سوال اینجاست که آیا واقعاً لینکها ارزش دارند؟ پاسخ مثبت است! این یک چرخه کاملاً مفید است. هرچه میزان پیوندها به وبلاگتان افزایش یابد، اعتبار شما بیشتر خواهد شد، و هر اندازه که اعتبارتان بیشتر شود، تعداد پیوندهای ورودی وبلاگتان بیشتر می شود.

در طول سالهای وبلاگ نویسی، من یاد گرفته ام که تنها دو راه برای جذب لینکهای ورودی خوب وجود دارد: سخت کوشی و صبر. منظور از سخت کوشی، مطالب وبلاگتان است. اگر به وبلاگهای پربازدیدی مثل SixRevision و Hongkiat مراجعه کنید، می بینید که آنها مطالب مفیدی را بطور مرتب انتشار می دهند.

نظرات

فکر نمی کنم لازم باشد توضیح دهم که چرا لازم است تا شما در وبلاگهای دیگر نظر بگذارید. برای مثال هرگز اولین نظری را که برای مطالب TechCrunch گذاشتم، به یاد دارم. در آن زمان میانگین بازدیدهای وبلاگم ۴۰ بازدید در روز بود، اما در آن روز بخصوص (که نظر گذاشته بودم) بازدید وبلاگم به ۱۱۰ رسید!

در هنگام نظر گذاشتن در وبلاگ دیگران به این نکات باید توجه داشته باشید:

  1. سعی کنید اولین نفری باشید که نظر می گذارید. برای این کار باید بیشتر فعال باشید و ضمناً کمی هم شانس داشته باشید!
  2. سعی کنید در نظرتان سوالی را مطرح کنید. این کار ۱۰۰% موجب جذب ترافیک به وبلاگتان خواهد شد. البته منظورم این نیست که بپرسید “چه خبر رفیق؟”! چیزی بپرسید که خوانندگان را به فکر وادارد و آنها را علاقمند کند تا به وبلاگ شما سر بزنند.
  3. سعی کنید تا نظرتان ساده باشد. هرگز نظرات عریض و طویل نگذارید. کسی برای خواندن نظر کسی که حتی شاید نشناسد، وقت نمی گذارد.

انجمن ها

انجمنها یا فرومها، همواره یکی از راههای مناسب برای سوق دادن ترافیک به سمت وبلاگتان محسوب می شوند. شما می توانید موضوعاتی مرتبط با مطالب وبلاگتان را آنجا مطرح کنید یا لینک وبلاگتان را بعنوان امضا زیر مطالبی که می گذارید قرار دهید.

نکاتی که باید بخاطر داشته باشید:

  1. هرگز به هدف جذب تعدادی ترافیک، اقدام به مطرح کردن موضوعات بی فایده نکنید. آنجا افراد باهوشی حضور دارند که با چنین کاری برای همیشه شما را تحریم می کنند.
  2. وقتی که آدرس وبلاگتان را بعنوان امضای انجمنی تان قرار می دهید، توضیح جذابی هم برایش بنویسید تا دیگران ترغیب شوند که روی لینک کلیک کنند. مثلاً جمله “چطور من با کار نیمه وقت پول زیادی بدست می آورم؟” بهتر از جمله “اینجا کلیک کنید تا پول بیشتری بگیرید” است!
  3. برای بهره بردن بیشتر از فرومها، بطور منظم به آنها سر بزنید. هر روز ۵ دقیقه را برای ارسال مطلب یا پاسخ دادن به مشکلات دیگران صرف کنید. این یعنی اینکه ۵×۳۰=۱۵۰ دقیقه در ماه! این کار حداقل ۳۰۰ بازدیدکننده در ماه روانه وبلاگتان می کند، و این در دراز مدت بسیار مفید خواهد بود.

توئیتر

توئیتر همواره یکی از بهترین دوستان من برای جذب بازدیدکننده بوده است. جذب ترافیک از این طریق بستگی زیادی به چیزی که شما می نویسید دارد. کاربران توئیتر علاقه عجیبی به رسانه های اجتماعی (Social Media) یا شبکه های اجتماعی دارند. اگر شما مطلبی مثل “۱۰ روش برای پولدار شدن از طریق توئیتر” بنویسید، مطمئنم که دنبال کنندگان توئیتهای شما علاقمند خواهند بود که آنرا ReTweet کنند.

یکی از نکات جالب در مورد توئیتر این است که حتی اگر مطالب شما ارتباطی هم به شبکه های اجتماعی نداشته باشد، باز هم ترافیک بالایی را روانه وبلاگتان خواهد کرد.

نکته: توئیتر فقط در صورتی برایتان مفید واقع خواهد شد که شما بطور مرتب برایش وقت بگذارید. سعی کنید که از روزی ۱۰ دقیقه شروع کنید و مطالب جالب دیگران را ریتوئیت کنید. با این کار دنبال کنندگان شما هم مقابله به مثل خواهند کرد و توئیتهای شما را RT میکنند.

موتورهای جستجو

این موضوع نیاز به توضیح ندارد. قبل از شروع بلاگ نویسی شما باید تصمیم بگیرید که آیا می خواهید ترافیک سازمان دهی شده داشته باشید یا خیر. اگر تصمیم دارید که اینگونه بازدیدکننده ها داشته باشید، پس ناچارید که قوانین SEO را رعایت کنید. بد نیست بخاطر داشته باشید که طبیعی است که به هر حال برخی بلاگها بهتر از سایرین می توانند ترافیکهای سازمان یافته را جذب کنند. مثل وبلاگهایی که در زمینه IT فعالیت می کنند. پس در این زمینه زیاد اضطراب نداشته باشید.

خرید لینک

اگر واقعاً قصد وبلاگ نویسی و رعایت “استانداردهای طبیعی” را بدون حقه بازی دارید، پس باید بدانید که خریدن لینک یک راه بد برای جذب ترافیک است!

نشانه گذاری اجتماعی (Social Bookmarking)

درباره این موضوع دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند که این راه مناسبی برای جذب بازدیدکننده است و برخی دیگر آنرا بد می دانند. بگذارید این دیدگاهها را مورد بررسی قرار دهیم:

چرا نشانه گذاری اجتماعی برای وبلاگم بد است؟

ترافیکی که از طریق نشانه گذاری های اجتماعی به سمت وبلاگ شما جاری می شوند، هوشمند هستند. برای مثال اگر شما از طریق تبلیغات وابسته به قرائن مثل Adsense سعی کنید که پول در آورید، متوجه خواهید شد که اینگونه ترافیک ها چنگی به دل نمی زنند!

و اما چرا نشانه گذاری اجتماعی برای وبلاگم مفید است؟

تحلیل این موضوع نیاز به ذکاوت ندارد! ترافیک بیشتر نشان دهنده این موضوع است که مردم به مطلب شما علاقمندند. فقط تصور کنید که اگر تنها ۱% از این بازدیدکنندگان به مطالب شما در وبلاگهایشان لینک بدهند، و اگر تنها ۱% از بازدیدکنندگان برای اولین بار باشد که به وبلاگتان مراجعه کرده باشند و مشترکش شوند، چقدر به نفعتان خواهد بود.

نکته: اگر قصد دارید که در نشانه گذاری های اجتماعی موفقیت کسب کنید، باید روی کیفیت عناوین تان کار کنید. عنوان می تواند در موفقیت یا شکست شما در نشانه گذاری های اجتماعی، نقش مهمی داشته باشد.

اقوام و دوستان

اگر مرتب از مادرتان می خواهید که وبلاگتان را چک کند و مطالب گیکی آنجا را بخواند، پس باید بگویم که لازم است تا شما به مدرسه وبلاگ نویسی برگردید و دوباره مشق هایتان را بنویسید و بیشتر برای یادگیری وقت بگذارید!

اما از سوی دیگر، اگر شما درباره گربه ها و سگها می نویسید و مطالبتان دوستان و آشنایان تان را به خنده وا می دارد، با این کار شما یک کار مفید و خوب انجام داده اید!

Face Off 7 : دکتر احمدنیا vs خانم توحیدلو

به جبران تاخیر در دو فیس آف گذشته، فیس آف هفتم را کمی زودتر منتشر می کنم! البته یکی از عوامل دیگر این ماجرا لو رفتن لوگوی فیس آف هفتم در دقایقی پیش بود!

شرکت کنندگان دور هفتم Face Off از زندگی بر ساحل سلامت می نویسند! دو بانوی بسیار وقت شناس و منظم که چند روز قبل از رسیدن موعد مقرر پاسخهایشان را ارسال کردند. برای من جای بسی سعادت است که در پروژه فیس آف میزبان دکتر احمدنیا و دکتر توحیدلو هستم:

دکتر شیرین احمدنیا

نویسنده وبلاگ از زندگی به آدرس blog.ahmadnia.net که توسط SPIP مدیریت می شود. و خوراک آن را از این آدرس می توانید دنبال کنید.

دکتر احمد نیا خود را اینطور معرفی می کند:

متولد خرداد ۱۳۴۲ هستم. یه زنم، یه بار ازدواج کردم که خب البته هنوز به طلاق نیانجامیده… یه دختر یکی یه دونه دارم، نصف بیشتر عمرم رو درس خوندم و حالا دارم به جبرانش هی درس می دم. اهل شکستن کلیشه ها و قالب های تحمیلی هستم. به زندگی آدمها  و احساساتشون و روابط شون علاقمندم. دایره ی دوستانم خیلی وسیعه و این یکی از علت های شادی زندگیمه. خوشحالم که سه چهارسالی هست وبلاگ نویس شده ام و به همین خاطر هم شما اینجا دعوتم کردین؛ این یعنی که خیلی مهم شدم : )

از پستهای اخیر پر استقبال وبلاگ «از زندگی» می توان به این نمونه ها اشاره کرد: سلامی دوباره From Barcelona ـ بفرمائید خواستگاری! ـ تدابیری در مقابله با افزایش مصرف الکل در ایران

خانم سمیه توحیدلو

نویسنده وبلاگ بر ساحل سلامت به آدرس smto.ir که به کمک سیستم WordPress مدیریت می شود. و خوراک آن از اینجا قابل دنبال کردن است.

خانم توحیدلو درباره خود اینطور می گوید:

سمیه توحیدلو هستم. الان جامعه شناسی می خوانم و فکر کنم تنوع طلبی باعث شده باشد سرکی به رشته های مختلف بکشم. اولش هم از مهندسی شیمی شروع شده، ‌رشته ای که هنوزم که هنوزاست، دوستش دارم و گاهی هوس بازگشتن به آن را دارم. حداقلش این که راضی نمی شوم علیرغم اینهمه فاصله از ان رشته، کتابهای آن را از کتابخانه‌ام جمع کنم. یک مهربان همسر هم دارم که بنده خدا درس و کار و اینترنت گردی‌های بیش از حد معمول من را  تحمل می کند. و وبلاگی که قرار نیست در ان نقش بازی کنم.

از پستهای اخیر خانم توحیدلو که بازتاب بیشتری داشته اند عبارتند از: این سر جدا روی کدامین بدن خوش رقصی می کند؟ ـ موقع گرفتن جان آدمها دست و دلتان بلرزد ـ چقدر باید نگران بی تفاوتی در جامعه باشیم؟

قبل از اینکه پاسخ سوالات این دو استاد بزرگوار را بخوانیم، لازم است از کسانی که در برگزاری Face Off 7 بنده را یاری کردند، تشکر کنم:

همکاران Face Off 7

آرش کمانگیر: نویسنده وبلاگ کمانگیر و شرکت کننده Face Off 5
بامدادی: نویسنده وبلاگ بامدادی و شرکت کننده Face Off 6
شروین فتحی: نویسنده وبلاگ یک فتحی و شرکت کننده Face Off 4

و اما پرسش و پاسخها:

۱- یک فتحی: آیا درباره وبلاگتان و موضوعاتش در منزل هم صحبت می کنید؟ نگاه خانواده تان به وبلاگ شما چگونه است؟

دکتر احمدنیا: شوهرم که اصلاً چشم دیدن وبلاگ منو نداره،  فقط با دخترم گاهی پیش می آد که راجع به پست های وبلاگم صحبت کنم، اون هم زمانیه که به زور می خوام وادارش کنم بره یه سری به وبلاگ مامانش بزنه!  این دختره اصلاً مامانش رو تحویل نمی گیره! عجب دوره زمونه ای شده!

خانم توحیدلو: سوژه های من از جامعه می‌ایند و درباره‌شان با اطرافیانم حرف می‌زنم. همسرم که باید حتما بخوانند، ‌یعنی می ایستم بالا سرش تا وبلاگ را بخواند و نظر بدهد. بقیه اعضای خانواده هم می‌خوانند. بنابراین هر وقت کسی را می بینم باید اطمینان بدهم که سعی می کنم طوری بنویسم که کسی کاری به کارم نداشته باشد. در واقع مطالب را قبول دارند اما نگرانم هم هستند.

۲- آرش کمانگیر: آیا پیش می آید که دانشجویان شما سر کلاس یا در دانشگاه در مورد وبلاگ با شما صحبت کنند؟ آیا این دو وجه شخصیت تان را در محیط کار مجزا نگاه می دارید؟

دکتر احمدنیا: من هرگز خودم راجع به وبلاگم سر کلاس هام صحبت نمی کنم. بعضی وقتها هم که دانشجوها اشاره ای به وبلاگم می کنن زود موضوع رو عوض می کنم. وبلاگ من اساساً بر مبنای علائق شخصی ، تجربیات و احساساتمه و الزاماً مطالب علمی و یا جامعه شناختی توش نمی نویسم بنابر این لزومی نمی بینم که موضوعاتش سر کلاس مطرح بشه. البته هر وقت مطلب وبلاگم موضوعی اجتماعی بوده ؛ بدون این که بگم این مطلبیه که در وبلاگم نوشتم راجع بهش در کلاس صحبت می کنم. ترجیح می دم اگر دانشجوها از وبلاگم مطلع شدند یا خواستند راجع به مطالبش اظهار نظر کنن در همون قالب رابطه ی وبلاگی باشه  به صورت کامنت و نه بحث سر کلاس!

خانم توحیدلو: دانشجوهای زیادی ندارم چون اصولا استاد نیستم. فقط بابت یادگرفتن معلمی، سر یکی دو کلاس حاضر می‌شوم. چیزی درباره وبلاگم سر کلاس نگفته‌ام. بنابراین بحثی سر نوشته های من نمی‌شود. البته هستند دانشجویانی که با جستجو به وبلاگ می‌آیند و در کامنتدونی با هم گفتگو می کنیم.
اما کلاسم وبلاگ محور است. همان اولین جلسه آدرس وبلاگی را می دهم. جزوه ها، ‌مطالب کلاسی و هرچیزی وابسته به کلاس را آنجا می‌گذارم. بچه ها هم تکالیف را و اخبار مهم هفته را انجا می‌نویسند. اینقدر هست که اگر قرار باشد دانشجویان شیطنت آنورمیزی بکنند، بهترین کار هک کردن وبلاگ کلاس باشد. این ترم تجربه تلخش را داشتم!

۳- پیش آمده که اطرافیان تان را به نوشتن وبلاگ تشویق کنید؟

دکتر احمدنیا: اوه بله. فراوون. تجربه ی وبلاگ نویسی اینقدر برای من مثبت و شیرین بوده که به خیلی ها تاکنون توصیه کردم !

خانم توحیدلو: خیلی زیاد. اعضای خانواده که وبلاگ نویس شدند. هم کلاسی‌هایم هم احتمالا در یک برنامه سه ساله وبلاگ خواهند نوشت. دوستانم هم اغلب وبلاگ نویسند یا وبلاگ نویس‌ ها را دوست دارند. البته زورم به مهربان همسر نمی‌رسد!

۴- بامدادی: به نظر شما نوشتن در وبلاگ بیشتر مخاطب و تاثیرگذاری دارد یا نوشتن در روزنامه‌ها و مطبوعات؟

دکتر احمدنیا: از نظر  گستره ی مخاطبان به هر حال فکر می کنم هنوز در کشور ما مخاطبین وبلاگ محدود هستند بنابر این به نظرم می رسه که نوشتن در مطبوعات باعث می شه پیام به تعداد افراد  بیشتری برسه. اما از لحاظ تاثیرگذاری به نظرم وبلاگ ها بهتر عمل می کنند. در وبلاگ ها ملاحظات و محدودیت های معمول در باره ی روزنامه های رسمی که در چارچوب مجوز ها عمل می کنند دیده نمی شه و بنابر این به نظرم جلب اعتماد بیشتری می کنند و  نفوذ بیشتری دارند.

خانم توحیدلو: هم هردو و هم هیچکدام. مخاطب عام تلویزیون می‌بیند و کاری به این رسانه ها ندارد. به نوعی تاثیرگذاری این دو در جامعه اندک است. اما در مقایسه دو رسانه دیگر، ‌فکر می‌کنم سهم فضای مجازی برای تاثیرگذاری در حال افزایش و سهم رسانه های مکتوب در حال کاهش است. سانسور، مطبوعات ما را دست به عصا کرده و قاعدتا اینترنت را تاثیرگذارتر و صادق‌تر نشان داده است. هرچند ته دلم روزنامه نگاری را ماندگارتر می‌دانم و نمی‌دانم چرا! – در گوشی بگویم که خودم هم مدتهاست روزنامه نمی‌خوانم اما وبلاگ تا دلتان بخواهد.

۵- یک فتحی: اگر فرض کنیم که به وبلاگهای بانوان نسبت به مردان توجهی ویژه و فارغ از محتوا می شود آیا این نگاه در مورد وبلاگ  شما نیز صدق می کند؟

دکتر احمدنیا: در عنوان وبلاگ من مشخص نیست که نویسنده اش زن است یا مرد و بوده اند کسانی که بعد از مدتی تازه پی به این برده اند که من زن هستم. به نظرم نمی رسد که آنچه شما گفته اید در مورد وبلاگ من صدق کند. اگر هم صحت داشته باشد من متوجه ی آن نشده ام.

خانم توحیدلو: فرض اولتان را به شکل عام قبول ندارم. اتفاقا وبلاگستان به شدت مردانه است. (رجوع شود به پرخواننده‌های به صورت آمار در‌آمده دیدیشی!) اما درباره وبلاگ خودم، متاسفانه قضاوت اطرافیان درباره اش این است که عنصر زنانگی در ان تقریبا یافت می‌نشود. بنابراین حتی با مفروض گرفتن پیش فرض سوال، ‌بنده از این مواهب بی‌بهره ام.

۶- بامدادی: در پاسخ به کامنت‌های تند و گستاخانه (یا حتی بعضا بی‌ادبانه) چه می‌کنید؟

دکتر احمدنیا: اخیراً با یکی از دوستان همین صحبت شد که در وبلاگ من کمتر کسی کامنت گستاخانه یا تند می گذارد و یا مثلاً ازآن مدل بحث و جدل های آتشینی که بین برخی وبلاگ نویسان رخ می دهد در این جا خبری نیست. واقعیت همین است. من به ندرت کامنت های آنچنانی دریافت کرده ام؛ به نظرم دلیلش این باشد که اصولاً مبارز نمی طلبم! همه می دانند من آدمی نیستم که لازم باشد کسی با او در بیافتد. اصراری برای قانع یا متقاعد کردن دیگران در مورد حرفهایی که می زنم ندارم و این در لحن بیانم در یادداشت هایم پیداست ( البته یک مورد مزاحم اینترنتی داشته ام که در نتیجه ی همان مورد که هرزه نگاری می کرد ناچار شدم سیستم تائید کامنت پیش از انتشار را برگزینم). کامنت هایی که حاوی ناسزا باشد منتشر نمی کنم و کامنت هایی که منتقدانه باشد حتی المقدور پاسخ می دهم آن هم با بیشترین تلاش برای مدارای سخن ناسازگار!

خانم توحیدلو: کمی لبم را می گزم، ‌بعد منتظر می‌شوم که دوستان دیگر بیایند و جواب بدهند. کامنتدونی به مرور زمان خودکنترلی خواهد داشت و حتی نیاز به حضور خودم در میان کامنت ها و پاسخ به آنها نمی‌بینم. البته گاهی مجبورم ازسانسور و عبارت جایگزین سه نقطه استفاده کنم. آن هم وقتی است که توهینی به شخص ثالثی می‌شود که بنده خدا بی خبر از ماجراست. و دوم زمانی که کمی توهین‌ها به شکل فحش در‌می‌اید و با اعتقادات بخش زیادی از خوانندگان نمی‌خواند. البته خیلی این موارد معدود است!

۷- چه وبلاگهایی را در وبلاگتان لینک می کنید؟ میانه تان با تبادل لینک چطور است؟

دکتر احمدنیا: در یکی دو یادداشت وبلاگم در این مورد به طور مبسوط توضیح   داده ام اما به اختصار تکرار می کنم. هنگامیکه از سد فیلتر بلاگرولینگ می گذرم  تقریبا به هر وبلاگی که ابراز تمایل کرده باشد لینک بهش بدهم لینک می دهم، به آنهایی که متوجه شوم به من لینک داده اند لینک می دهم، و گذشته از آن وبلاگ هایی را که علاقمند به خواندن شان باشم را نیز صرف نظر از این که به من لینک داده اند یا خیر لینک می دهم. به همین دلیل لینکدانی من از مفصل ترین لینکدانی های وبلاگستان است و هنوز به بسیاری که می باید؛ نرسیده ام  لینک بدهم. منتظر فرصت هستم …!

خانم توحیدلو: وبلاگ‌های دوستان آشنا را حتما لینک می‌کنم. وبلاگی را که می خوانم –اغلب سیاسی یا اجتماعی – حتما لینک می‌دهم و برایم تبادل لینک مهم نیست، ‌اما سعی می‌کنم به کسانی که لطف داشته‌اند و لینک داده‌اند، تا جایی که متوجه ‌شوم، ‌حتما لینک دهم.

۸- زندگی مجازی تان تنها به محدوده وبلاگها ختم می شود یا به سرویس های دیگر، مثل شبکه های اجتماعی هم سرک می کشید؟

دکتر احمدنیا: به اورکات علاقه داشتم و سر می زدم که اینروزها به دلیل فیلتر دسترسی ام محدود شده است. با جدید تر ها آشنایی چندانی ندارم.

خانم توحیدلو: وبلاگ و وبلاگ خوانی اصل ماجراست. چاشنی اش هم می‌شود اخبار سیاست و اجتماع. قاعدتا تفریحات جانبی هم هست. فعلا فرندفید کار خودش را کرده،‌ و زیاد به آن سر می‌زنم. مابقی سرویس‌ها در حد رفع کنجکاوی است و سریع رها می‌شود.

۹- دوست دارید که روابط مجازی تان را در دنیای حقیقی هم تجربه کنید؟ مثلاً با دوستان مجازی تان قرار ملاقات بگذارید، یا با آنها تماس تلفنی داشته باشید یا…

دکتر احمدنیا: بله. خیلی پیش آمده که با دوستان عالم مجاز قرار ملاقات گذاشته ام و دیدارهای خوبی را تجربه کرده ام. دوستی های وبلاگستان برایم بسیار مغتنم بوده و هست. یافتن دوستان ارزشمند و بی نظیر از مهمترین امتیازات وبلاگ نویسی بوده برای من که قدرش رو می دونم.

خانم توحیدلو: نه درباره همه آنها. اما واقعیت اینجاست که تازگی‌ها دامنه روابط حقیقی‌ام محدود شده به آشنایان مجازی. در واقع دوستان از مجاز به حقیقت درآمده در اطرافم بسیارند و انصافا دوستان خوبی یافته‌ام.

۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!

دکتر احمدنیا: دل من دیگه تنگ نیست ! یه روزی بود ؛ اما روزهای دلتنگی رو پشت سر گذاشتم : ) اتفاقات خوب همیشه فرامیرسند تا جایگزین اتفاقات ناخوب بشوند.

خانم توحیدلو: الان احساس دلتنگی نمی‌کنم. احساس نفس تنگی را هم در وبلاگ در خدمتتان خواهم بود. اما اینجا جا دارد از دوستانی که لطف داشته‌اند هم برای انتخاب، ‌هم برای تهیه سوالها تشکر کنم. دوستان خواننده هم بر من ببخشند پاسخهای پراکنده مرا !

و اما سوال آخر

چرا در Face Off شرکت کردید؟

دکتر احمدنیا: برای این که مشهور شوم!

خانم توحیدلو: اتفاقا مردد بودم. چون فکر می‌کردم خیلی به شناخته شدگی نفرات قبلی فیس اف نیستم و شاید صحبت های من چندان جذابیتی نداشته باشد. اما یکی از دوستان گفت شرکت کنم، ‌من هم گفتم چشم. دوست خوبی است درنوع خودش و نمی‌شود رویش را زمین انداخت!‌

فکر می کنید نظرات کدام وبلاگ نویس را بیشتر می پسندید؟

نتیجه نظرسنجی Face Off 7

در پایان یک هفته نظرسنجی، معلوم شد که پاسخهای خانم دکتر احمدنیا با کسب ۱۱۶ رای (۶۵% از کل آرا) با مزاج خوانندگان سازگارتر می باشد.

پیشنهاد: دوست دارید کدام وبلاگ نویسان در Face Off شرکت داشته باشند؟! آنها را به ما معرفی کنید.

پ.ن: بنا به درخواست خانم سمیه توحیدلو، پیشوند «دکتر» با این توضیح که ایشان هنوز دانشجوی دوره دکترا هستند، از ابتدای نامشان حذف گردید.

تبیین جایگاه لینکهای روزانه در وبلاگها

بعد از مطرح کردن موضوع لینکلاگ و اینکه از این پس در سر دارم تا لینکهای روزانه را بجای سایدبار در جایگاه پستها منتشر کنم، دوستان لطف نمودند و نظراتشان را با من در میان گذاشتند که از همه آنها سپاسگزارم.

برخی با این کار موافق بودند و بعضی هم پستها و لینکهای روزانه هر وبلاگ را از دو جنس مختلف می دانستند، و پیشنهاد می کنند که لینکها را به جایگاه خودشان در سایدبار برگردانم، یا اینکه بالای پستها جایگاه تازه ای برایشان باز کنم تا مشکل در چشم نبودن هم حل شود.

نظر هر دو گروه محترم است و من نیز هر دو نظریه را قبول دارم. اما می خواهم کمی دقیق تر به موضوع وبلاگ و لینکهای روزانه نگاه کنم.

وبلاگ پدیده نوینی است که روز به روز در حال تکامل است و رفته رفته قالب آن شکیل تر و کاملتر میشود. این تکامل از هر جهت خوب است و باعث می شود تا این رسانه نو جایگاه حقیقی خویش را در بین رسانه های متداول جهان پیدا کند. اما اکنون که در ابتدای جاده تکامل هستیم باید مراقب بود که گذر زمان زنگار فراموشی بر پایه های اساسی این پدیده نکشد.

وبلاگ در روزهای نخستین آغازش از سوی مبتکران اینگونه تعریف میشد:

A weblog (sometimes called a blog or a newspage or a filter) is a webpage where a weblogger (sometimes called a blogger, or a pre-surfer) ‘logs’ all the other webpages she finds interesting.
The format is normally to add the newest entry at the top of the page, so that repeat visitors can catch up by simply reading down the page until they reach a link they saw on their last visit.

(Jorn Barger, September 1999)

حتی نخستین وبلاگ نویس ایرانی هم، در اولین پستش اینگونه می آورد:

(وب نوشت) اصلا یعنی جی؟
وب نوشت بر وزن دست نوشت یک اصطلاح من در آوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepage ای میگن که شامل نوشته های شخصی یک نفر راجع به چیزها و نکات جالبی که میبینه یا بهشون فکر میکنه هست. weblog ها معمولا هر روز update می شوند.
وب نوشت من شامل چه چیزهایی میشه؟
… از نکات جالبی که در طول روز از اینور و اونور می خونم و می شنوم … تا چیزهای جالبی که روی وب پیدا می کنم … تا فکرها و نکاتی که به ذهنم می آد … همه چی! …

(سلمان حریری، ۱۶شهریور ۸۰)

حسین نوش آذر در مقاله ای که در همان سالهای ابتدایی در مورد وبلاگ نوشته بود، اینگونه می آورد:

در یک مفهوم: نویسنده وبلاگ یک مسافر است و وبلاگ سفرنامه اوست، گزارشی از سیر و سیاحت او در شبکه، دیده ها و شنیده هایش.

وی در همین مقاله به تقسیم بندی وبلاگها می پردازد، و یکی از نقاط مشترک در همه این بخش بندی ها، لینکهایی است که در آنها آورده می شود.

آنچه که همه آغازگران پدیده وبلاگ نویسی به آن اشاره دارند این است که وبلاگ محیطی است که در آن نگارنده علاوه بر نوشتن عقاید و افکار خویش، به اشتراک گذاشتن لینکهایی که بصورت روزانه به آنها بر می خورد هم می پردازد. اهمیت لینکهای روزانه از نظر آنها تا جایی است که در تعاریفشان گذاشتن پست از به اشتراک گذاشتن لینک کمرنگ تر به نظر می رسد، و حتی گاهی منظور از انتشار افکار و عقاید، توضیحاتی است که در مورد لینکهای به اشتراک گذاشته می نویسند.

آنچه که امروز شاهدش هستیم ـ همانگونه که در ابتدا نیز اشاره کردم ـ تکامل یافتن این تعاریف است. اما متاسفانه در وبلاگستان فارسی شاهد این موضوع هم هستیم که در تعاریف جدید روز به روز بر اهمیت پستها افزوده تر می شود و خبری از لینکهای روزانه در این بین نیست!

چه بسیار وبلاگهایی که این روزها پا به عرصه وبلاگستان می گذارند اما در آنها هیچ خبری از لینکهای روزانه نیست! و حتی اگر مایل به این کار هم باشند هیچ الگوی مناسبی برای این کار نمی یابند.

شکل نگرفتن درست فرهنگ لینکهای روزانه در وبلاگستان فارسی باعث شده است تا شاهد ظهور گروهی کپی پیست کار باشیم که به دلیل نداشتن توانایی لازم برای نگاشتن پست، و علاقمندی هایشان به وبلاگ نویسی، دست به دستبرد مطالب دیگران بزنند.

شاید تصور شود که خوانندگان برای خواندن مطالب وبلاگ نویس به وبلاگش سر می زنند، اما به قول جورن بارگر، “اگر صادقانه، خودتان باشید، بر جذابیت لینکهایی که در وبلاگ میگذارید افزوده خواهد شد.” و از این طریق نه تنها خوانندگان شخصیت تان را می شناسند که برای یافتن یافته هایتان به شما سر خواهند زد تا در لذت تان شریک باشند.

به هر حال من تصمیم دارم از این پس بیشتر به انتشار وب پویی هایم در اینترنت بها بدهم و آنها را با خوانندگان وبلاگم در ستون اصلی “بلاگ نوشت” یعنی جایگاه پستهایم، به اشتراک خواهم گذاشت. کاری که از نظر من “بازگشت به اصل” است.

پ.ن: پس از راهنمایی های دوستان عزیز، تصمیم گرفتم تا بالای ستون پستها، جایگاهی با عنوان “لینکلاگ” تعبیه نمایم و لینکهای روزانه ام را آنجا به اشتراک بگذارم. بدین ترتیب هم نشان می دهم که برای لینکهای روزانه اهمیت قائلم و هم مشکل در چشم نبودن لینکها را مرتفع می نمایم.

لینکلاگ : ۲۲ فروردین ۸۷

از آنجائیکه امسال به نام سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری شده است، من هم تصمیم گرفتم تا یک سری بازسازیها در بلاگ نوشت انجام دهم! و دغدغه هایی را که درباره وبلاگ نویسی داشتم و تاکنون موفق به حلشان نشده بودم را از سر راه بردارم.

اولین دغدغه مربوط میشد به لینک وبلاگها دیگر، که الحمدلله به کمک گوگل ریدر برطرف شد. اما یکی دیگر از موضوعاتی که مدتهاست با آن درگیرم مربوط می شود به بحث لینکهای روزانه.

در یکی از پستهای قبلیم، مصاحبه با ابداع کننده واژه وبلاگ را منتشر کرده بودم، که آقای جورن بارگر در آن ده نکته اساسی که یک وبلاگ خوب باید داشته باشد را ذکر کرده بودند. اولین نکته ای که ایشان ذکر کردند به این شرح بود: «یک وبلاگ به معنی کامل کلمه، لیستی است از لینکهایی که شما میخواهید ذخیره شان کنید، یا آنها را به اشتراک بگذارید. (از همین رو در حقیقت del.icio.us سیستم وبلاگ نویسی مناسبتری است از Blogger).» و در ادامه توضیح دادند: «شما لینکها را به افکار و پستهایتان و هر کجای دیگر میتوانید اضافه کنید… اما چنانکه در وبلاگتان، تعداد پستها بیش از لینکهاست، پس شما نیاز دارید که برخی چیزها را بیاموزید.»

الان که به گذشته بر میگردم، می بینم که واقعاً تعداد پستهای من از لینکهایم بیشتر است، و نیاز به یک بازبینی اساسی در روش وبلاگ نویسم دارم.

اما لینکلاگی که در سایدبار وبلاگم دارم، نمیتواند جای مناسبی برای به اشتراک گذاشتن لینکهای روزانه باشد. چرا که به نظر من سایدبار وبلاگها همیشه مثل عوامل پشت صحنه فیلمها زیاد به چشم نمی آیند. گرچه امروزه افزوده شدن این لینکدونیها به فیدها، تا حدی مشکل را مرتفع نموده است، ولی با این حال، هنوز تعداد خوانندگان مستقیم، خیلی بیشتر از تعداد فیدخوانان است. لذا به نظر من بهتر است که لینکها را وارد پستهایم کنم.

لازم به ذکر است که جرقه این تغییر با دیدن وبلاگ بامدادی به ذهنم خطور کرده است. البته دوست عزیزم امین ثابتی هم در تشکیل این جرقه کم تاثیر نبوده اند. ایشان هم لینکهای مفید بسیاری را بصورت روزانه منتشر می کنند.

و اما اولین لینکلاگ بلاگ نوشت:

نگاهی به گرانترین دامنه های سایتهای اینترنتی

واقعاً که مردم از چه راههایی پولدار میشن! با این حساب خرید و فروش دامنه اینترنتی از خرید و فروش زمین در این دوره زمونه بیشتر سود داره!

دامنه شما چقدر می ارزد؟

اما پس از خوندن لینک قبلی، وسوسه شدم ببینم که دامنه “بلاگ نوشت” چقدر می ارزه! حدود ۶۰۰۰ دلار! هنوز نمی صرفه بفروشمش!

مجموعه ای از ابزارهای وب مستری

با استفاده از ابزارهای این سایت می تونید، وبگاه خودتون رو از هر لحاظ تست کنید و به بهینه سازی اون اهتمام بورزید.

اسرائیل تهدید کرد: ایران را نابود می کنیم!

احمدی نژادشون گفته!

«مادر صلح» دربند

خدیجه مقدم، از فعالان جنبش زنان، کمپین یک میلیون امضا و گروه «مادران صلح» در خانه‌اش در تهران دستگیر شد.

رکورد ارسال SMS شکسته شد

حالا خوب شد قبل از سال هزار جور تحریمیه در این باره ارسال شده بود!

سالنامه جنبش دانشجویی در سال ۸۶

بیش از ۲۱۰ تجمع و تحصن اعتراضی در سال گذشته در دانشگاههای کشور صورت گرفته است.

خوشحال میشم اگه نظرتون رو درباره شیوه جدید لینکلاگ نویسیم بدونم.

ده نکته از ابداع کننده واژه وبلاگ

Jorn Barger

ده سال پیش (۱۷ دسامبر ۱۹۹۷) برای نخستین بار جورن بارگر (Jorn Barger) واژه وبلاگ (Weblog) را برای لیستی از لینکهایی که در حین وبگردی ها توجهش را جلب کرده بودند، بکار برد.
حالادر آستانه دهمین سالروز این اتفاق، وی ده نکته از تجاربش در زمینه بلاگ نویسی را برای آنهایی که به تازگی وبلاگ نویسی را آغاز میکنند، لیست نموده است:

«تصوّر من در سال ۱۹۹۷ از وبلاگ، پدیده ای بود برای شفاف سازی بیشتر در وب. که هر وبلاگ در شبکه های پیچیده اینترنتی، لیستی خواهد بود از لینکهایی که نگارنده اش در حین وب گردی آنها را بهترین یافته است. سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ برای من دوران طلایی وبلاگها بودند. درست زمانی که من اصول زیر را فرا گرفتم:

  1. یک وبلاگ به معنی کامل کلمه، لیستی است از لینکهایی که شما میخواهید ذخیره شان کنید، یا آنها را به اشتراک بگذارید. (از همین رو در حقیقت del.icio.us سیستم وبلاگ نویسی مناسبتری است از Blogger).
  2. شما لینکها را به افکار و پستهایتان و هر کجای دیگر میتوانید اضافه کنید… اما چنانکه در وبلاگتان، تعداد پستها بیش از لینکهاست، پس شما نیاز دارید که برخی چیزها را بیاموزید.
  3. اگر شما قبل از نگاشتن پست، کمی وبگردی کنید، در اکثر مواقع، ایده هایتان ساخت یافته تر خواهند شد.
  4. اگر صادقانه، خودتان باشید، بر جذابیت لینکهایی که در وبلاگ میگذارید افزوده خواهد شد. خوانندگانتان نیاز دارند که شما را خوب بشناسند.
  5. همیشه برای لینکهایی که میگذارید، عنوان وبلاگ نویسنده را هم ذکر کنید. (یا حداقل مطمئن شوید که توضیحات شما برای لینک، آنقدر کافی هست که خوانندگان دوباره صفحه ای را که قبلاً دیده اند، باز نکنند.)
  6. همیشه به لینکهایتان، صفات توصیفی بیافزایید، تا خواننده واکنش شما را به لینکها بداند. (مثلاً عالیست، جالب بود، و…)
  7. به منابعی که شما را به مطلبی راهنمایی کرده اند، اشاره کنید. با این کار برای خوانندگانتان امکان اتصال به سرچشمه را فراهم می آورید.
  8. مراقب “gotchas” (فرمتینگ جادویی، فایلهای طویل و…) باشید! لینکهای مهم و اصلی را بین، لینکهای غیرضروری گم نکنید.
  9. تعدادی از نویسندگان یا افراد محبوب تان را انتخاب کنید و یک Google News Feed از نوشته ها یا اخبار مربوط به آنها بسازید و آنرا در وبلاگتان به نمایش بگذارید تا خوانندگانتان هم در جریان نوشته ها و اخبار آنها قرار بگیرند.
  10. لینکهای مورد علاقه تان را بارها و بارها منتشر کنید، تا افرادی که اولین بار آنرا از دست داده اند، هم شانس دیدن آنرا داشته باشند.

منبع: Wired