از گوگلی که تحریم کرده‌ایم…

فیلتر شدن سایت‌ها و سرویس‌ها در ایران چیز جدیدی نیست. الحمدلله اکثر سرویس‌های پرطرفدار روی وب هم آمریکایی هستند و بهانه‌ی فیلتر کردن‌شان هم کلاً جور است. همین گوگل و جیمیل هم چندین بار بی سر و صدا فیلتر شده بودند اما این‌بار رسماً خبرش اعلام شد. بهانه‌اش را هم گذاشتند “انتشار فیلم موهن علیه پیامبر اسلام در سرویس یوتیوب”!

خب شاید افراد کم اطلاع فکر کنند که بد هم نشده! به هر حال باید برای توهین به پیامبر واکنشی نشان داده شود. اما آیا واقعاً این واکنش منطقی‌ست؟

Google یکی از بزرگترین شرکت‌های فعال در دنیای وب امروز است. این بزرگی را هم ساده به دست نیاورده است:

گرچه پیش از موتور جستجوگر گوگل، موتورهای دیگری هم وجود داشتند. اما این google.com بود که انقلابی در صنعت جستجوی تحت وب بوجود آورد و دیگرانی چون مایکروسافت را هم به تکاپو انداخت. و گرچه امروزه موتورهای جستجوی قدرتمندی در وب حضور دارند اما هنوز هم که هنوز است گوگل در رتبه‌های نخست این جدول جای دارد.

Gmail هم در نوع خود انقلابی در صنعت ایمیل محسوب می‌شد. روزی که سرویس رایگان و با حجم بالای گوگل ارائه شد خیلی‌ها برای داشتن دعوتنامه‌ی عضویت در این سیستم دست و پا می‌زدند! تا جایی که حتی دعوتنامه‌های آن خرید و فروش هم می‌شد! و این علاقه از روی کیفیت خدمات و سرعت خوب سرویس جیمیل بود. شاید فکرش را هم نمی‌کردیم که در کشوری که اکثریت آن ایمیل را با آی‌دی یاهو می‌شناختند، جیمیل این‌قدر طرفدار پیدا کند!

روزی هم که Orkut آمد، نخستین تجربه‌ی خیلی‌ها از شبکه‌ی اجتماعی تحت وب شکل گرفت. گرچه گوگل روی این سرویس موفقیت چشمگیری نداشت. اما به نظر من این پروژه در زمان نامناسبی کلید خورده بود، وگرنه شاید با توسعه‌ی اورکات دنیا نیازی به فیس‌بوک پیدا نمی‌کرد!

Google Reader سرویس به درد بخور و کارآمد دیگری از گوگل است. در زمانه‌ای که فیدخوانی خصوصاً در میان بلاگرها و بلاگ‌خوان‌ها رواج پیدا می‌کرد، گوگل به این نیاز پاسخ گفت و حالا یکی از بزرگترین و بهترین فیدخوان‌های موجود روی وب را ارائه می‌کند. گرچه خیلی از ایرانی‌ها با تغییرات این سرویس‌دهنده موافق نبودند اما هنوز هم جایگزینی برای گوگل ریدر قدرتمند نیامده است!

حتی اگر اهل فناوری هم نباشید، حتماً تاکنون اسم Android را شنیده‌اید. یکی از سیستم عامل‌های قدرتمند تلفن‌های همراه و تبلت‌ها. که این روزها طرفداران بیشماری پیدا کرده و روز به روز بر تعداد کاربرانش افزوده می‌شود. آیا می‌دانستید که توسعه‌ی این سیستم‌عامل هم توسط گوگل انجام می‌گیرد؟!

چه کسی تصور می‌کرد که روزی Internet Explorer بتواند در صنعت مرورگرهای اینترنتی رقیب پیدا کند؟ اما حالا علاوه بر Mozilla Firefox، مرورگر گوگل Chrome هم طرفداران زیادی دارد و شکی نیست که قدرت‌های گوگل کروم یکی از عوامل مهم شکسته شدن شاخ اینترنت اکسپلورر بوده است!

برای دیدن لیست کاملی از سرویس‌ها و خدمات Google کافیست نگاهی به این صفحه بیاندازید!

YouTube هم یکی از سرویس‌هایی‌ست که گوگل ارائه می‌دهد. یوتیوب یک سایت اشتراک ویدئوست. کاربران می‌توانند در این سایت عضو شوند و فایل‌های ویدئویی را آپلود کرده و برای تماشای دیگران بگذارند. گوگل ابزار این کار را فراهم کرده است. اما محتوای منتشر شده ربطی به گوگل ندارد و تا زمانی که محتوای منتشر شده قانونی را نقض نکند، حق دخالت در آن را ندارد. در موضوع اخیر هم حتی با وجود تقاضای کاخ سفید، گوگل اعلام کرد که طی قوانین محلی از دیده شدن فیلم در برخی از کشورها جلوگیری نموده اما از آنجایی که حقوق انتشاردهنده محفوظ است، لذا حذف کامل آن برعهده‌ی وی می‌باشد.

شاید بدیهی باشد اما حتماً می‌دانید که فیلم موهن به پیامبر اسلام توسط شرکت گوگل تولید نشده است. تولیدکنندگان تنها از ابزارهای ارائه شده توسط گوگل، برای انتشار فیلم در فضای وب بهره برده‌اند. حتی با حذف فیلم از روی سرویس‌های گوگل، باز این امکان برای‌شان فراهم است که خودشان سایتی راه بیاندازند و فیلمشان را نمایش دهند. گوگل هم تنها طبق قوانین خود و کشوری که در آن فعالیت می‌کند عمل کرد.

همین قوانین موجب شده است تا خودِ گوگل طبق تحریم‌های دولت آمریکا، بعضی از سرویس‌هایش را برای کاربران ایرانی مسدود کند. که این موضوع بارها موجب اعتراض کاربران ایرانی و ابراز ناراحتی آن‌ها شده بود. چرا که آن‌ها این متمایز شدن را دوست ندارند و علاقمندند تا از ابزارهای قدرتمند گوگل بهره ببرند. ابزارهایی که خیلی‌های‌شان حتی آلترناتیوی هم در وب ندارند!

حالا دولت ما تصمیم گرفته تا بار دیگر مشکلات را از طریق حذف ابزارها حل کند. این بار خودمان می‌خواهیم دسترسی کاربران‌مان را به سرویس‌های شرکت یکتایی مانند گوگل محدود کنیم! اما ما جایگزین خوبی برای این سرویس‌ها نداریم. پس ناچاریم توصیه کنیم تا از خدمات شرکت‌هایی مثل مایکروسافت و یاهو استفاده شود. غافل از این‌که این شرکت‌ها هم در موارد مشابه، اقدامی مشابه عمل گوگل انجام خواهند داد!

پس به نظر من این راهکار مناسبی برای اعتراض به فیلم موهن نیست. همان‌طور که آتش زدن پرچم و حمله به سفارت نیز راهکار خوبی نیست. راهکار منطقی به نظر من نمایش صلح و دوستی اسلامی‌ست؛ نشان دادن برخورد صحیح با نقد ناصحیح‌ست؛ استفاده از تمام ظرفیت‌ها برای نمایش چهره‌ی واقعی پیامبر مهر و دوستی‌ست. اما حرکت‌های این‌چنینی نمایان‌گر تکنولوژی‌ستیزی و سانسورمداری‌ست که مسلماً با روح اسلام واقعی بسی فاصله دارد.

عطای هاست ایرانی را به لقایش بخشیدم!

چند روز پیش نوشتم که بلاگ‌نوشت به یک سرور ایرانی منتقل شد. این امر موجب شد تا به طور باور نکردنی دیگر اینجا فیلتر نباشد! همه چیز خوب بود، به جز اینکه دیگر نمی‌توانستم از افزونه‌هایی که به سایت‌های فیلتر شده متصل بودند روی وبلاگم استفاده کنم. مثلاً دیگر نمی‌شد از ابزارک (Widget) توئیتر برای نمایش دادن توئیت‌هام استفاده کنم یا نوشته‌های تامبلرم را نشان دهم. حتی پلاگین Jetpack که یک سری امکانات مدیریتی مثل آمار بازدید یا مدیریت فرم تماس و… به وردپرس اضافه می‌کند هم به دلیل اینکه بخاطر فیلترینگ نمی‌توانست از روی سرور ایرانی به سایت wordpress.com متصل شود، از کار افتاد!

بالاخره تلاش ما برای حل این مشکل به جایی نرسید و به همین دلیل قید فیلتر نبودن بلاگ‌نوشت را زدم و مجدداً به یک سرور کانادایی برگشتم! این‌ها را اینجا نوشتم تا اگر کسی می‌خواهد درباره‌ی انتقال وبگاهش به سرورهای ایرانی تصمیم‌گیری کند با محدودیت‌های آن بیشتر آشنا شود.

در انتها جا داره از امیر عمادی عزیز و گروه میزبانی گلسار خاطر زحماتی که طی این مدت برای بلاگ‌نوشت کشیدند، تشکر کنم. شما هم اگر دنبال یک هاست با پشتیبانی پاسخگو می‌گردید حتماً گلسار گروپ را امتحان کنید!

Face Off 11 : سنجاقک vs سینادیلی

جمع و جور شدن فیس آف یازدهم خیلی طول کشید اما بالاخره طلسمش شکست و موفق شدیم بین دو مالزی نویس برگزارش کنیم.

در این فیس آف، علاوه بر سوالات متداول وبلاگی، از دو شرکت کننده محترم خواستیم تا درباره شرایط زندگی در مالزی هم کمی بنویسند تا علاقمندان به مهاجرت هم بی نصیب نمونند.

طراح لوگو: چشم غمگین
طراح لوگو: چشم غمگین

سنجاقک (فاطمه قدیانی)

فاطمه قدیانی نویسنده وبلاگ “سنجاقک” به آدرس www.sanjaaghak.blogfa.com (خمیرمایه)، متولد اول فروردین یکی از سالهای دهه شصت (البته قطعاً هجری شمسی!)، متأهل و دانشجوی کارشناسی رشته ارتباطات می باشد. ایشان در حال حاضر  ساکن سایبرجایای مالزی می باشند.

کتابهای مورد علاقه شان را می توانید در Good Reader ببینید، موزیکهای مورد علاقه شان هم به دلیل بی شمار بودن در این مجال نمی گنجید که بازگو شوند! اما باغ های کندلوس، شب های روشن، گوزن ها، لیلا، خیلی دور- خیلی نزدیک، ۲۱ Grams, Amelie, Juno و… از فیلمهای مورد علاقه شان هستند.

خانوم قدیانی از سبز، لیمویی، سرمه ای و فیروزه ای خوششان می آید و بین حیوانات نیز فقط و فقط دلفین را دوست می دارند! اگر خواستید ایشان را به ضیافتی دعوت کنید لطفاً یکی از این غذاها را سرو نمائید: ماکارونی، حلیم بادمجان، شیشلیک و انواع سوپ ها و سالادهای با حال!

سنجاقک از خود چنین می گوید:

““دلم که تنگ می شود، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم، گاهی که می خندم، اشکی می ریزم، شوقی دارم، بی حوصله می شوم، می دانم که اینجا هست! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم. دلم که تنگ می شود، سنجاقکم هست، لبخند می زنم.”
بیشتر از سه ساله که فقط برای ثبت حرف هام وبلاگ می نویسم. خودم هم ارتباطات با گرایش روزنامه نگاری می خونم. هیچ چیز مثل کتاب و موسیقی و رنگ برای من در زندگی لذت بخش نیست. خیلی آدم به جوشی نیستم، در دنیای واقعی شاید یک جورهایی خجالتی و کم حرف هم هستم. آشپزیم خوبه (البته به اعتراف سجاد). علاوه بر بحث های ارتباطی، جامعه شناسی و سینمایی به خریدکردن هم علاقه ی زیادی دارم! به صورت “نان استاپ” موسیقی در زندگی من جریان داره.”

سینا دیلی (سینا راحتی)

سینا راحتی نویسنده وبلاگ سینا دیلی از مالزی به آدرس www.sinadaily.com (خمیرمایه)، در ساعت چهار و نیم صبح روز دوم اسفند سال شصت به دنیا آمدند. ایشان لیسانس کامپیوتر ( گرایش مالتی مدیا) دارند و در مالزی ساکن اند.

جناب آقای راحتی، بوی بهشت با صدای حسام الدین سراج را دوست دارند و آبی آسمانی از رنگهای مورد علاقه شان می باشد. ژانر فیلمهای مورد علاقه شان هم پلیس آهنین ۲ و راه سبز است. فیل و پنگوئن را می پسندند و خورشت بامیه، بادمجان و قرمه سبزی از غذاهایی است که دوست می دارد.

سینا راحتی چنین از خودش می گوید:

“من سینا راحتی بیست و شش یا هفت ساله هستم . از سه سال و خورده ایی پیش هم در مالزی زندگی میکنم و درس میخوانم و کار میکنم .  وبلاگم را تاسیس کردم چون از تنهایی و غربت در حال مردن بودم و وبلاگ و ارتباط با مخاطب بسیار به من کمک کرد تا بتونم از اون شرایط سخت بیرون بیام .

خارج از وبلاگ

همانطور که عرض کردم، در این فیس آف یک سوال ویژه از دو شرکت کننده عزیز داشتیم. و آن اینکه کمی از شرایط زندگی در مالزی برای مان بگویند:

سنجاقک: یک شرکت هایی هستند که خدمات مشاوره مهاجرت می دهند، اگر خواستید آدرسشون رو دارم! (این سوال از اون سوال هاست که برای من جواب دادنش سخته و به سبک زندگی هر کسی بستگی داره و فقط می تونم بگم زندگی در مالزی بد نیست.)

سینا: والا حدود سه سال و خورده ایی پیش که من مالزی اومدم تعداد ایرانیها خیلی زیاد نبود اما از حدود دو سال پیش یک جوی راه افتاد و بسیاری ایرانی اینجا اومد که به نظر من هم مثبت هست و هم میتونه منفی باشه .
جنبه منفی از آن جهت که یک عده که در ایران سطح علمی و یا رفتاری پایینی داشتند و از جامعه و اطرافیان طرد شدند به مالزی اومدند و رفتارهاشون داره کم کم باعث این میشه که دید مثبت مردم مالزی به ایرانیها عوض بشه .

کارپیدا کردن برای یک ایرانی در مالزی کار آسانی نیست دلیل اصلی اش هم این است که اولا ویزای کار برای کارفرما دردسر  و هزینه دارد و دومش هم این است که غالب ایرانی های اینجا زبان های انگلیسی ضعیفی دارند البته این را هم بگویم که ایرانی های اینجا اعتماد به نفس زیادی ندارند و فکر میکنند توان رقابت با چینی مالزیایی ها را ندارند در صورتی که به نظر من ایرانی ها بسیار توانمندند و خیلی هاشون اگر در سایت های شغل یابی ثبت نام کنند میتونند کار پیدا کنند  .

اما درامد در مالزی طوری تنظیم است که بتونید به راحتی زندگی کنید اما پولدار نشوید . میتونم اینجوری بگم که درامد نرمال قشر تحصیل کرده بین سه تا هفت هزار رینگیت متفاوت هست( هر رینگیت :۲۹۰ تومان) . البته من خودم کسی را میشناسم که بیش از پنجاه هزار رینگیت حقوق میگیرد اما او یک مدیر ارشد از انگلستان است که توانایی مدیریت دوازده کمپانی را دارد
در مورد خرج زندگی هم باید بگم که تقریبا تو مایه های همین تهران خودمان است . بعضی چیز هایش خیلی ارزان تر است مثل اجاره خونه و یا گوشت قرمز و بعضی چیزهایش گران تر مثل لباس و لبنیات اما در کل ۲ نفر با اجاره خونه معمولی و خرج معمولی  میتونند با ۲ تا دو هزار و پانصد رینگیت به خوبی زندگی کنند  .

خانوم دکتر احمدنیا، خواستند در همین رابطه پرسیده شود که مهاجرت به مالزی بصورت مجردی بهتر بود یا متأهلی؟

سنجاقک: در هر دو حالت می تونه خوب باشه و هر کدوم تجربه ای متفاوت برای خودشون هستند. البته در حالت مجردی شاید خیلی دلتنگی و احساس تنهایی به وجود بیاد.

سینا: به طور قطع یقین مجردی بهتر بود چون سختی هایی که اول مهاجرت کشیدم پدری از من دراورد که یاداوری اش چهار ستون بدنم را میلرزاند .
البته شاید اگر متهل بودم دیگر مشکل دپرس شدن و افسردگی به سراغم نمیامد و سعی میکردن زندگی بهتری داشته باشم .

البته پول حلال مشکلات است و اگر کسی پول کافی دارد فرقی واقعا نمیکند چون اینجا همه جور چیز بنا به هر سلیقه ایی وجود دارد .

و اما برگردیم به روال عادی فیس آف و پرسش و پاسخهای وبلاگی:

۱- فواد: چه حسی باعث می‌شه که آدم با شرایطی که خارج از ایران داره باز هم بخواد با زبان فارسی وبلاگ بنویسه و با مخاطبان فارسی زبانش ارتباط برقرار کنه؟

سنجاقک: در واقع من هیچ وقت از ایران جدا نشده و نمی شم که بخواهم به زبان فارسی وبلاگ ننویسم. البته من نمی دونم که شرایط مورد نظر شما که اشاره کردی چی هست اما فکر می کنم که وبلاگ نویسی به فارسی خیلی به موقعیت مکانی وابسته نیست.

سینا: ما ایرانی ها به قطب جنوب هم سفر کنیم باز همزبان و همدل خودمون و پیدا میکنیم . اگر به اغلب ایرانیهای سراسر جهان نگاه کنید همه سعی میکنند با ایرانیها رفت و آمد کنند و کمتر میشود که ایرانی باشد و از دیگر ایرانیها ببرد و ارتباط نداشته باشد . من به شخصه هر جای دنیا که باشم خودم را متعلق به ایران میدانم و هر روز صبح تا همه خبر های ایران را نخوانم و دو کلام فارسی حرف نزنم آرامش نمیگیرم .

۲- فکر می کنید حضور شما در کشوری خارج از ایران باعث شده که حال و هوای پست هاتون با حال و هوای وبلاگ هایی که از داخل ایران نوشته میشه متفاوت باشه؟

سنجاقک: فکر می کنم که روزمرگی ها و جنس واگویه هام با زمانی که در ایران بودم فرق کرده باشه. به هر حال زندگی در خارج از ایران حس های جدیدی در آدم به وجود میاره که در قطعا در نوشته های آدم بی تاثیر نیست. البته بعید می دونم که خیلی حال و هوای نوشته های وبلاگ من عوض شده باشه.

سینا: فکر میکنم کمی دید من نسبت به ایران و شرایط ایران فرق کرده چون از بیرون به ایران نگاه میکنم . در کل جواب سوالتون بله است.

۳- آیا وبلاگ های غیر ایرانی رو هم دنبال می کنید؟ اگر پاسخ تون مثبت هست، به نظر شما چه تفاوت عمده ای بین وبلاگستان فارسی و وبلاگستانهای کشورهای دیگه وجود داره؟

سنجاقک: نه، وبلاگ های غیر ایرانی رو دنبال نمی کنم.

سینا: راستش را بخواهیدنه . اما شده بشینم و وبلاگ چند نفر خارجی را بخوانم اما اینکه دنبال کنم نه اصلا .

۴- فواد: آیا شده با جامعه‌ی وبلاگ نویسان ایرانی در کشور محل سکونت تون در تماس باشید؟ یا حتی جمع کوچکی از وبلاگ‌نویسان ایرانی در اونجا رو دور هم جمع کنید؟

سنجاقک: خیر. خیلی علاقه ای هم به این کار ندارم. جز وبلاگ عکاسی نفیسه مطلق هیچ وبلاگ فارسی در مالزی رو دوست ندارم.

سینا: بله . چند تا از وبلاگ نویس ها را حضوری دیدم و با چند تای دیگه در تماسم . تصمیم هم داریم یک جلسه وبلاگی راه بندازیم تا همه رو دور هم جمع کنیم .

۵- فواد: محدودیت‌های جامعه‌ی مالزی که مثل ایران یک کشور اسلامی به حساب میاد در مقایسه با ایران چقدر متفاوت است و اگر کمتر است، چه تاثیری بر روابط اجتماعی، انسانی و حتی وبلاگ‌نوسی شما گذاشته است؟

سنجاقک: نسبت به ایران که شاید اصلا محدودیتی نداشته باشه اما هیچ تاثیری روی روابط انسانی، اجتماعی و نحوه وبلاگ نویسی من نذاشته. البته آزادی دسترسی به اطلاعاتی که در مالزی وجود داره قطعا لذت بخشه.

سینا: راستش را بخواهید مالزی به صورت اسمی کشور اسلامی است اما در عمل هر کسی به کیش خود عمل میکند . اینجا درصد بالایی از جمعیت را بودایی ها ، مسیحیها و ادیان و نژاد های دیگر تشکیل میدهد و هر کسی میتونه طبق آداب و رسومش رفتار کند و کسی هم به کسی کار ندارد .

این پدیده اینقدر جالب است که در طبقه پایین قمار خانه ( کازینو ) نمازخانه هم وجود دارد .

۶- آیا اونجا هم پدیده ای مثل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ وجود داره؟ نظرتون درباره اینجور برخوردها چیه؟

سنجاقک: ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی وجود نداره اما نرم افزارهایی در بازار هست که امکان اعمال کنترل رو به خانواده ها می دهد. من به شدت با ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی مخالفم و به نظرم یک نوع توهین به مردم هم هست.

سینا: والا من که تا الان به سایت ف.ی.ل.ت.ر شده برخورد نکردم اما شنیدم سه یا چهار تا از سایت های سیاسی را ف.ی.ل.ت.ر کردند . به نظر من ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ تنها راه را برای رسیدن به هدف سخت میکند وگرنه من که ایران بودم دوستان هر سایتی را که میخواستند باز میکردند . در کل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ اخلاقی را میپسندم آن هم در محیط های آموزشی ولاغیر .

۷- تا چه حد ابزارهای وب۲ (خوراک خوانها مثل گوگل ریدر، سرویسهای مینی بلاگینگ مثل توئیتر، شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و…) در دنیای مجازی شما رخنه کرده اند؟

سنجاقک: خیلی زیاد. شاید بیشتر وقت من در دنیای مجازی با همین ها می گذرد. شخصا وابستگی زیادی به گوگل ریدر، توییتر و فرندفید دارم.

سینا: راستش را بخواهید زیاد رخنه نکرده است . عضو فیس بوک نشده ام چون خاطره خوبی از اورکات نداشتم و زیاد هم از گوگل ریدر استفاده نمیکنم.

۸- فکر می کنید که ظهور ابزارها و سرویس های جدید وب چه تاثیری در نقش وبلاگها دارند؟ آیا موجب تقویت جایگاه اونها میشن یا اینکه جایگاهشون رو متزلزل می کنند؟

سنجاقک: فکر می کنم در صورتی که وبلاگ نویس ها به استفاده از این ابزار ها روی بیارن باعث معرفی و تاثیر گذاری بیشتر وبلاگ ها می شه.

سینا:

۹- زندگی مجازی براتون شیرینتره یا زندگی حقیقی؟ اگه قرار باشه یکی رو انتخاب کنید کدومش رو ترجیح میدید؟

سنجاقک: هر دو شیرینی و تلخی های خودشون رو دارن. بدون هیچ کدوم کامل نیستم. از ترجیح هم خبری نیست چون هر کدوم اون یکی رو کامل می کنن و به قول معروف هر گلی بوی خودش رو می ده!

سینا: قطعا زندگی واقعی برایم شرین تر است و وبلاگ برای من جایی است که حرفهایم را بزنم و احساس آرامش کنم .

۱۰- هر چه که مجال گفتنش رو نیافتید…!

سنجاقک: گفتم که من کم حرفم، تا همین جا هم خیلی حرف زدم که حالا بخوام چیز اضافه تری هم بگم.

سینا: تورو به خدا بگویید همین جوری پا نشند و زندگی را بفروشند و بیایند مالزی . اینجا حلوا پخش نمیکنند . اگر واقعا پشتوانه مالی خوبی دارند حرفی نیست که بیایند و درس بخونند اما خیلی میبینم که میایند و بعد چند ماه دست از پا دراز تر بر میگردند ایران .

و اما سوال آخر:

نظرتون درباره پروژه ای مثل Face Off یا پروژه های مشابه چیه؟ آیا تاثیری هم می تونند داشته باشند؟

سنجاقک: برای سرگرمی جالب و خوبه.

سینا: کار بسیار خوب و طاقت فرسایی برای مدیرانش است که امیدوارم از آنجا که پشتوانه مالی ندارند بتوانند دوام بیاورند و زنده بمانند .

نتیجه نظرسنجی FaceOff 11:

در پایان یک هفته نظرسنجی، آقای سینا راحتی با کسب ۶۰% آرا بعنوان برنده فیس آف انتخاب شدند.