حوض نقاشی…

Painting-pool

به یاد ندارم تاکنون فیلم ایرانی دیده باشم که این‌قدر مرا بُغضی کند و بارها اشکم را در سالن سینما در آورد.

حوض نقاشی، داستان پدران و مادرانی است که دیوانه می‌نامیم‌شان و از دست کارهایی که کرده‌اند و می‌کنند به تنگ آمده‌ایم. آن‌ها آن‌گونه که سزاوار است برای‌مان زندگی نساخته‌اند، امکاناتی را که لایقشیم در دسترس‌مان قرار نداده‌اند و…

اما آن‌ها هم خسته‌اند، دل شکسته‌اند و امیدی به زندگی بهتر ندارند. همه و تنها امیدشان، فرزندان‌شان هستند و همه چیزشان را فدا می‌کنند تا فرزندان‌شان آینده‌ای بهتر داشته باشند.  و این همه‌ی عشق‌شان و همه‌ی زندگی‌شان است…

به پاس عشق پدران و مادران، و به پاس بازی درخشان و فراموش ناشدنی شهاب حسینی و نگار جواهریان باید حتماً حوض نقاشی را دید!

برف روی کاج‌ها…

barf-roye-kajhaبرف روی کاج‌ها را یهویی و بدون مقدمه دیدیم. نمای سیاه سفید، زندگی عادی، اتفاق بد و بازی قدرتمند مهناز افشار در نقشی متفاوت از آنچه که همیشه از او دیده بودم، بعد از مدتها خاطره‌‌ی خوبی از سینما رفتن برایم ساخت.

این فیلم نشان داد که «یه خطاهایی هست» که در زندگی مشترک باید اعتراف شود اما جرئتش نیست، و هرچه که کمتر جرئت کنیم، بیشتر در منجلابش گرفتار می‌آییم، تا آنجا که کاملاً بی دفاع می‌مانیم.

در داستان پیمان معادی، این زن است که مورد ظلم قرار می‌گیرد، اما به قول حدیثه، بعد از اینکه حتماً فیلم را دیدید، از خودتان بپرسید که اگر جای زن و مرد داستان عوض شود، اوضاع چگونه خواهد بود؟!