فیس بوک! ممنونم که تحریم مان نکردی

طبق توافقنامه جدید فیس بوک که اکثریت اعضا به آن رای مثبت دادند، ساکنان کشورهایی که در لیست تحریم دولت آمریکا قرار دارند، تحریم خواهند شد. اما فیس بوک این اجازه را برایشان قائل شده که در صورتی که فعالیت تجاری در فیس بوک نداشته باشند، همچنان بتوانند از امکاناتش بهره ببرند. به همین خاطر معتقدم که باید از فیس بوک ممنون باشیم.

چند روزی بود که Facebook بعنوان یکی از شبکه های اجتماعی پیشرو در وب، نظرسنجی را بین کاربرانش برگزار کرد تا نظر ایشان را درباره توافقنامه جدید عضویت در شبکه بداند. یکی از مفاد این توافقنامه تحریم کاربرانی است که ساکن کشورهای تحریم شده توسط دولت ایالات متحده هستند. همین موضوع هم نگرانیهای زیادی را در بین کاربران ایرانی فیس بوک بوجود آورد.

روز گذشته بالاخره مدت نظرسنجی به پایان رسید و اکثریت قاطع رای دهندگان (۷۴.۴%) با توافقنامه جدید موافقت کردند. اما فیس بوک در پاسخ به نگرانیهای کاربران ایرانی اعلام کرد که “برای قرار گرفتن در چارچوب قوانین دولت آمریکا، ما بایستی از فعالیتهای تجاری کاربران ساکن کشورهای تحریم شده جلوگیری نمائیم. ما تاکنون اجازه داده ایم و از این پس نیز اجازه خواهیم داد تا کاربران این کشورها در صورتی که از بخشهای مالی وب سایت استفاده نکنند، در فیس بوک عضو شده و از آن استفاده کنند.”

معتقدم همانگونه که در زمان تحریم دست به اعتراض جمعی می زنیم، و گاهاً هم به قولی حقوق مان را فراموش می کنیم! اکنون نیز برای تشکر از این حرکت دموکراتانه فیس بوک بایستی از دست اندر کارانش تشکر کنیم.

به نوبه خودم، از اینکه فیس بوک، این اجازه را برایم قائل شد تا همچنان عضوی از شبکه اجتماعی اش باشم، از تصمیم گیرانش تشکر می کنم. مسلماً این حق برای شان محفوظ است که هرگاه اقدامات من سایر کاربرانش را دچار مشکل کرد، دسترسی مرا محدود نماید.

Face Off 11 : سنجاقک vs سینادیلی

جمع و جور شدن فیس آف یازدهم خیلی طول کشید اما بالاخره طلسمش شکست و موفق شدیم بین دو مالزی نویس برگزارش کنیم.

در این فیس آف، علاوه بر سوالات متداول وبلاگی، از دو شرکت کننده محترم خواستیم تا درباره شرایط زندگی در مالزی هم کمی بنویسند تا علاقمندان به مهاجرت هم بی نصیب نمونند.

طراح لوگو: چشم غمگین
طراح لوگو: چشم غمگین

سنجاقک (فاطمه قدیانی)

فاطمه قدیانی نویسنده وبلاگ “سنجاقک” به آدرس www.sanjaaghak.blogfa.com (خمیرمایه)، متولد اول فروردین یکی از سالهای دهه شصت (البته قطعاً هجری شمسی!)، متأهل و دانشجوی کارشناسی رشته ارتباطات می باشد. ایشان در حال حاضر  ساکن سایبرجایای مالزی می باشند.

کتابهای مورد علاقه شان را می توانید در Good Reader ببینید، موزیکهای مورد علاقه شان هم به دلیل بی شمار بودن در این مجال نمی گنجید که بازگو شوند! اما باغ های کندلوس، شب های روشن، گوزن ها، لیلا، خیلی دور- خیلی نزدیک، ۲۱ Grams, Amelie, Juno و… از فیلمهای مورد علاقه شان هستند.

خانوم قدیانی از سبز، لیمویی، سرمه ای و فیروزه ای خوششان می آید و بین حیوانات نیز فقط و فقط دلفین را دوست می دارند! اگر خواستید ایشان را به ضیافتی دعوت کنید لطفاً یکی از این غذاها را سرو نمائید: ماکارونی، حلیم بادمجان، شیشلیک و انواع سوپ ها و سالادهای با حال!

سنجاقک از خود چنین می گوید:

““دلم که تنگ می شود، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم، گاهی که می خندم، اشکی می ریزم، شوقی دارم، بی حوصله می شوم، می دانم که اینجا هست! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم. دلم که تنگ می شود، سنجاقکم هست، لبخند می زنم.”
بیشتر از سه ساله که فقط برای ثبت حرف هام وبلاگ می نویسم. خودم هم ارتباطات با گرایش روزنامه نگاری می خونم. هیچ چیز مثل کتاب و موسیقی و رنگ برای من در زندگی لذت بخش نیست. خیلی آدم به جوشی نیستم، در دنیای واقعی شاید یک جورهایی خجالتی و کم حرف هم هستم. آشپزیم خوبه (البته به اعتراف سجاد). علاوه بر بحث های ارتباطی، جامعه شناسی و سینمایی به خریدکردن هم علاقه ی زیادی دارم! به صورت “نان استاپ” موسیقی در زندگی من جریان داره.”

سینا دیلی (سینا راحتی)

سینا راحتی نویسنده وبلاگ سینا دیلی از مالزی به آدرس www.sinadaily.com (خمیرمایه)، در ساعت چهار و نیم صبح روز دوم اسفند سال شصت به دنیا آمدند. ایشان لیسانس کامپیوتر ( گرایش مالتی مدیا) دارند و در مالزی ساکن اند.

جناب آقای راحتی، بوی بهشت با صدای حسام الدین سراج را دوست دارند و آبی آسمانی از رنگهای مورد علاقه شان می باشد. ژانر فیلمهای مورد علاقه شان هم پلیس آهنین ۲ و راه سبز است. فیل و پنگوئن را می پسندند و خورشت بامیه، بادمجان و قرمه سبزی از غذاهایی است که دوست می دارد.

سینا راحتی چنین از خودش می گوید:

“من سینا راحتی بیست و شش یا هفت ساله هستم . از سه سال و خورده ایی پیش هم در مالزی زندگی میکنم و درس میخوانم و کار میکنم .  وبلاگم را تاسیس کردم چون از تنهایی و غربت در حال مردن بودم و وبلاگ و ارتباط با مخاطب بسیار به من کمک کرد تا بتونم از اون شرایط سخت بیرون بیام .

خارج از وبلاگ

همانطور که عرض کردم، در این فیس آف یک سوال ویژه از دو شرکت کننده عزیز داشتیم. و آن اینکه کمی از شرایط زندگی در مالزی برای مان بگویند:

سنجاقک: یک شرکت هایی هستند که خدمات مشاوره مهاجرت می دهند، اگر خواستید آدرسشون رو دارم! (این سوال از اون سوال هاست که برای من جواب دادنش سخته و به سبک زندگی هر کسی بستگی داره و فقط می تونم بگم زندگی در مالزی بد نیست.)

سینا: والا حدود سه سال و خورده ایی پیش که من مالزی اومدم تعداد ایرانیها خیلی زیاد نبود اما از حدود دو سال پیش یک جوی راه افتاد و بسیاری ایرانی اینجا اومد که به نظر من هم مثبت هست و هم میتونه منفی باشه .
جنبه منفی از آن جهت که یک عده که در ایران سطح علمی و یا رفتاری پایینی داشتند و از جامعه و اطرافیان طرد شدند به مالزی اومدند و رفتارهاشون داره کم کم باعث این میشه که دید مثبت مردم مالزی به ایرانیها عوض بشه .

کارپیدا کردن برای یک ایرانی در مالزی کار آسانی نیست دلیل اصلی اش هم این است که اولا ویزای کار برای کارفرما دردسر  و هزینه دارد و دومش هم این است که غالب ایرانی های اینجا زبان های انگلیسی ضعیفی دارند البته این را هم بگویم که ایرانی های اینجا اعتماد به نفس زیادی ندارند و فکر میکنند توان رقابت با چینی مالزیایی ها را ندارند در صورتی که به نظر من ایرانی ها بسیار توانمندند و خیلی هاشون اگر در سایت های شغل یابی ثبت نام کنند میتونند کار پیدا کنند  .

اما درامد در مالزی طوری تنظیم است که بتونید به راحتی زندگی کنید اما پولدار نشوید . میتونم اینجوری بگم که درامد نرمال قشر تحصیل کرده بین سه تا هفت هزار رینگیت متفاوت هست( هر رینگیت :۲۹۰ تومان) . البته من خودم کسی را میشناسم که بیش از پنجاه هزار رینگیت حقوق میگیرد اما او یک مدیر ارشد از انگلستان است که توانایی مدیریت دوازده کمپانی را دارد
در مورد خرج زندگی هم باید بگم که تقریبا تو مایه های همین تهران خودمان است . بعضی چیز هایش خیلی ارزان تر است مثل اجاره خونه و یا گوشت قرمز و بعضی چیزهایش گران تر مثل لباس و لبنیات اما در کل ۲ نفر با اجاره خونه معمولی و خرج معمولی  میتونند با ۲ تا دو هزار و پانصد رینگیت به خوبی زندگی کنند  .

خانوم دکتر احمدنیا، خواستند در همین رابطه پرسیده شود که مهاجرت به مالزی بصورت مجردی بهتر بود یا متأهلی؟

سنجاقک: در هر دو حالت می تونه خوب باشه و هر کدوم تجربه ای متفاوت برای خودشون هستند. البته در حالت مجردی شاید خیلی دلتنگی و احساس تنهایی به وجود بیاد.

سینا: به طور قطع یقین مجردی بهتر بود چون سختی هایی که اول مهاجرت کشیدم پدری از من دراورد که یاداوری اش چهار ستون بدنم را میلرزاند .
البته شاید اگر متهل بودم دیگر مشکل دپرس شدن و افسردگی به سراغم نمیامد و سعی میکردن زندگی بهتری داشته باشم .

البته پول حلال مشکلات است و اگر کسی پول کافی دارد فرقی واقعا نمیکند چون اینجا همه جور چیز بنا به هر سلیقه ایی وجود دارد .

و اما برگردیم به روال عادی فیس آف و پرسش و پاسخهای وبلاگی:

۱- فواد: چه حسی باعث می‌شه که آدم با شرایطی که خارج از ایران داره باز هم بخواد با زبان فارسی وبلاگ بنویسه و با مخاطبان فارسی زبانش ارتباط برقرار کنه؟

سنجاقک: در واقع من هیچ وقت از ایران جدا نشده و نمی شم که بخواهم به زبان فارسی وبلاگ ننویسم. البته من نمی دونم که شرایط مورد نظر شما که اشاره کردی چی هست اما فکر می کنم که وبلاگ نویسی به فارسی خیلی به موقعیت مکانی وابسته نیست.

سینا: ما ایرانی ها به قطب جنوب هم سفر کنیم باز همزبان و همدل خودمون و پیدا میکنیم . اگر به اغلب ایرانیهای سراسر جهان نگاه کنید همه سعی میکنند با ایرانیها رفت و آمد کنند و کمتر میشود که ایرانی باشد و از دیگر ایرانیها ببرد و ارتباط نداشته باشد . من به شخصه هر جای دنیا که باشم خودم را متعلق به ایران میدانم و هر روز صبح تا همه خبر های ایران را نخوانم و دو کلام فارسی حرف نزنم آرامش نمیگیرم .

۲- فکر می کنید حضور شما در کشوری خارج از ایران باعث شده که حال و هوای پست هاتون با حال و هوای وبلاگ هایی که از داخل ایران نوشته میشه متفاوت باشه؟

سنجاقک: فکر می کنم که روزمرگی ها و جنس واگویه هام با زمانی که در ایران بودم فرق کرده باشه. به هر حال زندگی در خارج از ایران حس های جدیدی در آدم به وجود میاره که در قطعا در نوشته های آدم بی تاثیر نیست. البته بعید می دونم که خیلی حال و هوای نوشته های وبلاگ من عوض شده باشه.

سینا: فکر میکنم کمی دید من نسبت به ایران و شرایط ایران فرق کرده چون از بیرون به ایران نگاه میکنم . در کل جواب سوالتون بله است.

۳- آیا وبلاگ های غیر ایرانی رو هم دنبال می کنید؟ اگر پاسخ تون مثبت هست، به نظر شما چه تفاوت عمده ای بین وبلاگستان فارسی و وبلاگستانهای کشورهای دیگه وجود داره؟

سنجاقک: نه، وبلاگ های غیر ایرانی رو دنبال نمی کنم.

سینا: راستش را بخواهیدنه . اما شده بشینم و وبلاگ چند نفر خارجی را بخوانم اما اینکه دنبال کنم نه اصلا .

۴- فواد: آیا شده با جامعه‌ی وبلاگ نویسان ایرانی در کشور محل سکونت تون در تماس باشید؟ یا حتی جمع کوچکی از وبلاگ‌نویسان ایرانی در اونجا رو دور هم جمع کنید؟

سنجاقک: خیر. خیلی علاقه ای هم به این کار ندارم. جز وبلاگ عکاسی نفیسه مطلق هیچ وبلاگ فارسی در مالزی رو دوست ندارم.

سینا: بله . چند تا از وبلاگ نویس ها را حضوری دیدم و با چند تای دیگه در تماسم . تصمیم هم داریم یک جلسه وبلاگی راه بندازیم تا همه رو دور هم جمع کنیم .

۵- فواد: محدودیت‌های جامعه‌ی مالزی که مثل ایران یک کشور اسلامی به حساب میاد در مقایسه با ایران چقدر متفاوت است و اگر کمتر است، چه تاثیری بر روابط اجتماعی، انسانی و حتی وبلاگ‌نوسی شما گذاشته است؟

سنجاقک: نسبت به ایران که شاید اصلا محدودیتی نداشته باشه اما هیچ تاثیری روی روابط انسانی، اجتماعی و نحوه وبلاگ نویسی من نذاشته. البته آزادی دسترسی به اطلاعاتی که در مالزی وجود داره قطعا لذت بخشه.

سینا: راستش را بخواهید مالزی به صورت اسمی کشور اسلامی است اما در عمل هر کسی به کیش خود عمل میکند . اینجا درصد بالایی از جمعیت را بودایی ها ، مسیحیها و ادیان و نژاد های دیگر تشکیل میدهد و هر کسی میتونه طبق آداب و رسومش رفتار کند و کسی هم به کسی کار ندارد .

این پدیده اینقدر جالب است که در طبقه پایین قمار خانه ( کازینو ) نمازخانه هم وجود دارد .

۶- آیا اونجا هم پدیده ای مثل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ وجود داره؟ نظرتون درباره اینجور برخوردها چیه؟

سنجاقک: ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی وجود نداره اما نرم افزارهایی در بازار هست که امکان اعمال کنترل رو به خانواده ها می دهد. من به شدت با ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی مخالفم و به نظرم یک نوع توهین به مردم هم هست.

سینا: والا من که تا الان به سایت ف.ی.ل.ت.ر شده برخورد نکردم اما شنیدم سه یا چهار تا از سایت های سیاسی را ف.ی.ل.ت.ر کردند . به نظر من ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ تنها راه را برای رسیدن به هدف سخت میکند وگرنه من که ایران بودم دوستان هر سایتی را که میخواستند باز میکردند . در کل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ اخلاقی را میپسندم آن هم در محیط های آموزشی ولاغیر .

۷- تا چه حد ابزارهای وب۲ (خوراک خوانها مثل گوگل ریدر، سرویسهای مینی بلاگینگ مثل توئیتر، شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و…) در دنیای مجازی شما رخنه کرده اند؟

سنجاقک: خیلی زیاد. شاید بیشتر وقت من در دنیای مجازی با همین ها می گذرد. شخصا وابستگی زیادی به گوگل ریدر، توییتر و فرندفید دارم.

سینا: راستش را بخواهید زیاد رخنه نکرده است . عضو فیس بوک نشده ام چون خاطره خوبی از اورکات نداشتم و زیاد هم از گوگل ریدر استفاده نمیکنم.

۸- فکر می کنید که ظهور ابزارها و سرویس های جدید وب چه تاثیری در نقش وبلاگها دارند؟ آیا موجب تقویت جایگاه اونها میشن یا اینکه جایگاهشون رو متزلزل می کنند؟

سنجاقک: فکر می کنم در صورتی که وبلاگ نویس ها به استفاده از این ابزار ها روی بیارن باعث معرفی و تاثیر گذاری بیشتر وبلاگ ها می شه.

سینا:

۹- زندگی مجازی براتون شیرینتره یا زندگی حقیقی؟ اگه قرار باشه یکی رو انتخاب کنید کدومش رو ترجیح میدید؟

سنجاقک: هر دو شیرینی و تلخی های خودشون رو دارن. بدون هیچ کدوم کامل نیستم. از ترجیح هم خبری نیست چون هر کدوم اون یکی رو کامل می کنن و به قول معروف هر گلی بوی خودش رو می ده!

سینا: قطعا زندگی واقعی برایم شرین تر است و وبلاگ برای من جایی است که حرفهایم را بزنم و احساس آرامش کنم .

۱۰- هر چه که مجال گفتنش رو نیافتید…!

سنجاقک: گفتم که من کم حرفم، تا همین جا هم خیلی حرف زدم که حالا بخوام چیز اضافه تری هم بگم.

سینا: تورو به خدا بگویید همین جوری پا نشند و زندگی را بفروشند و بیایند مالزی . اینجا حلوا پخش نمیکنند . اگر واقعا پشتوانه مالی خوبی دارند حرفی نیست که بیایند و درس بخونند اما خیلی میبینم که میایند و بعد چند ماه دست از پا دراز تر بر میگردند ایران .

و اما سوال آخر:

نظرتون درباره پروژه ای مثل Face Off یا پروژه های مشابه چیه؟ آیا تاثیری هم می تونند داشته باشند؟

سنجاقک: برای سرگرمی جالب و خوبه.

سینا: کار بسیار خوب و طاقت فرسایی برای مدیرانش است که امیدوارم از آنجا که پشتوانه مالی ندارند بتوانند دوام بیاورند و زنده بمانند .

نتیجه نظرسنجی FaceOff 11:

در پایان یک هفته نظرسنجی، آقای سینا راحتی با کسب ۶۰% آرا بعنوان برنده فیس آف انتخاب شدند.


فرندفید و مباحث پیرامونش

پس از انتشار پادکست «فرندفید و فصلی نو»، دوست عزیزی برایم ایمیلی ارسال کردند و سوالاتی را درباره فرندفید مطرح نمودند. به نظرم آمد که این سوالات، دغدغه بسیاری دیگر نیز باشد، لذا با کسب اجازه از ایشان، سوالات و توضیحات بنده را اینجا منتشر می کنم.

۱- چرا و به چه علت باید انتظار داشته باشیم که در فرندفید مطالب و موضوعات به درد بخوری رد و بدل شود؟ آن هم باوجود رسانه قدرتمندی همچون وبلاگ که میتوانیم تمامی داشته هایمان را به آن انتقال دهیم.

۲- چرا و به چه علت باید انتظار داشته باشیم که بازدیدکنندگان وبلاگ در محیط فرند فید درمورد مطلب تایپ شده گفتگو کنند؟ آن هم باوجود قسمت کامنت که در رابطه با همین موضوع ایجاد شده است و تمامی وبلاگ ها از داشتن آن سود میبرند.

۳- چرا باوجود سیستم یاهومسنجر و روم های پر از شور و شادی اش با آن همه زیر شاخه های متنوع باید کاربران به دو دسته تقسیم شوند و جمعی به یاهو و جمعی به فرند فید بروند؟ آیا قشر وبلاگ نویسان نمیتواند با عام مردم در یک محیط که همان یاهومسنجر باشد سر کند؟

۴- چرا نباید یک جامعه مجازی کامل و با سرعت عالی برای ایرانی ها تاسیس شود؟ و چرا به پیشرفت سایت کلوب کمک نمیکنیم؟ و چرا سایتی با نام دانشگاهیان ایران به نام دوره باید تشکیل شود؟

۵- چرا باید شاخه های مختلفی را در اینترنت ایجاد کنیم که باعث سردرگمی هرچه بیشتر یک کاربر اینترنتی شود؟

۶- چرا باید در فرند فید انتظار داشته باشیم که گفتگوها و مطالب تخصصی بین کاربران رد و بدل شود و خبری از شوخی و خنده نباشد؟ آن هم وقتی که وبلاگ به راحتی میتواند میزبان مطالب تخصصی ما باشد و دیگر نیازی به انتشار آن در فرندفید نیست.

قبل از هر چیز لازم می دانم تا تعریف و نگاه خودم را از فرندفید تشریح کنم:

فرندفید یک شبکه اجتماعی تحت وب  است که گرچه امکان تولید محتوا بصورت مستقیم در آن وجود دارد اما مهمترین مشخصه آن این است که از خروجی خوراکها (فیدها) بعنوان ورودی استفاده  می کند. از همین جهت کاربردهای زیادی می توان برای آن متصور شد. که این کاربردها مختص به نوع خاصی نیستند و به تعداد موضوعات فیددار تحت وب می توان برای آن کاربرد متصور شد!

از مزیتهای دیگر فرندفید این است که امکان نظر گذاشتن برای فیدهای وارده را فراهم می آورد. یعنی علاوه بر اینکه شما می توانید خوراکهای مورد علاقه تان را وارد کنید، قادر هستید درباره آنها به بحث و تبادل نظر هم  بپردازید.ا

از مباحث مطرح شده چنین بر می آید که فرندفید مکانی است برای دسترسی آسانتر به آنچه که دوست داریم. برای نمونه من به مطالبی که شما در وبلاگتان می نویسید، عکسهایی که در فلیکر آپلود می کنید، توئیتهایی که در توئیتر می نویسید، و… علاقمندم. مسلماً خیلی کم پیش می آید که بتوانم به همه این سرویسها سر بزنم و آپدیتهای شما را ببینم. حالا در نظر بگیرید اگر بخواهم  آپدیتهای چندین نفر را دنبال کنم، وضع چقدر بدتر می شود!

اما با وجود سرویسی چون فرندفید، دیگر نیازی نیست که من به سایتهای مختلف سرک بکشم و صفحات سنگین متعدد را باز کنم. تنها کافیست به اکانت فرندفیدم بروم و به صفحات دوستانم سرک بکشم تا آخرین کارهایشان را به راحتی دنبال کنم و حتی اگر دوست دارم درباره آنها نظر بدهم.

از این جهت، مشخص می شود که در هر صورتی، به هر حال فرندفید جایی است که اطلاعات در آن رد و بدل می شود و بنا بر تجربه شخصی اکثر این اطلاعات در هر صورت مفید هستند. و این هیچ ارتباطی با رسانه های دیگر (همچون وبلاگ) ند ارد و حتی در موازات آنها هم نیست. اصلاْ رسانه هایی چون وبلاگ خودشان یکی از منابع اطلاعاتی سرویس هایی مثل فرندفید هستند.

اما در مورد سوال دوم، باید به عرض برسانم که هیچ انتظاری وجود ندارد که مخاطبان وبلاگها حتماً در فرندفید درباره مباحث مطرح شده در پستها، به مباحثه بپردازند. اما فرندفید هم راهی است برای مطرح کردن نظرات و اتفاقاً بخش نظرات فرندفید به گونه ای غیر رسمی تر می نماید و کاربران در آن راحتتر و  با خیالی آسوده تر نظراتشان را مطرح می کنند و به دلیل قرار گرفتن سریعتر نظراتشان در اختیار دیگران، از قسمت نظرات وبلاگها بسی پویاتر می باشد.

با خواندن سوال سوم، این تصور در من بوجود آمد که شما نگرانی های برخی مبنی بر رفتن فرندفید به سمت و سوی چت رومها را شنیده اید، و از همین روی تصور کرده اید که فرندفید نسل جدیدی از چت روم است! در صورتی که به نظر من اصلاً چنین نیست  و با توجه به تعاریفی که از آن در بالا آوردم به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و اصلاً به منظور چت کردن (به آن صورتی که در جامعه ایرانی مطرح است) طراحی نشده است. گرچه نمیتوان انکار کرد که در آن گفتگو و گپ زدن نیز صورت می گیرد. اما واقعاً به نحوی سازمان یافته تر  و مطلوب تر.

از سوی دیگر فرندفید مختص وبلاگ نویسان هم نیست که بگوئیم وبلاگ نویسان برای خودشان کافه جدایی راه انداخته اند و در آن به چت کردن می پردازند! عضویت در آن برای عموم آزاد است و هر کس به هر نحوی می تواند از آن بهره ببرد. اما همیشه گروهی هستند که در افتتاح سرویسها پیشگامند. و اغلب این پیشگامان از کسانی هستند که بیشتر سر در  پویش و کشف تازه ها دارند. از سوی دیگر به نظر من سرویسهایی مثل فرندفید باعث میشن که وبلاگ نویسان و علی الخصوص نخبگان (آنگونه که موردنظر شماست!) بیشتر با جامعه در ارتباط باشند. لذا موضوعات مطرح شده در سوال سوم نیز از نظر من بی بنیه هستند!

بنده با تقویت سرویس های مشابه ایرانی مشکلی ندارم.  فکر هم نمی کنم کسی مشکل داشته باشد.  اما  آنچه که موجب می شود سرویس های ایرانی همیشه کمتر مورد توجه قرار گیرند آن است که همیشه دنباله رو هستند! یعنی اولین سرویس در نوع خود نیستند! مثلاً اورکات بوجود می آید و  بعد سرویسی مثل کلوب ظهور پیدا میکند. و همین عامل باعث می شود که اکثر کاربران حرفه ای که دوست دارند چیزهای جدید را تجربه کنند، رغبتی به عضویت در سایتهای مشابه بسیاری که در وب بوجود می آیند نداشته باشند. این مشکل تنها مختص به سایتهای ایرانی نیست. سایتهای مشابه خارجی زیادی وجود دارند که به این مشکل بر می خورند. بعنوان مثال برای توئیتر، آلترنتیوهای زیادی بوجود آمده است اما هیچکدام رشد توئیتر را ندارند. من فکر می کنم دلیلش همان دنباله رو بودن و عدم ارائه طرحی نوین است.

در مورد سوال پنجم، بنده فکر می کنم که وجود مشابهات و سایتهای موازی نه تنها مشکلی نیست که باعث رونق یافتن و احساس رقابت و بهتر شدن می شود. و از این روی وجود سایتهای مشابه را برای پیشرفت وب ضروری می دانم.

درباره اینکه چرا نباید در فرندفید شوخی کرد! بنده هیچگاه چنین نظری نداشته و ندارم. من معتقدم که دنیای مجازی از قانون “آزادی مطلق” تبعیت می کند و هر کاربری از سرویس های مجازی به هر نحوی که بخواهد می تواند استفاده کند و هیچ احدی نمی تواند وی را محدود کند. تنها کسانی که انتها و حد و مرزها را مشخص می کنند، طراحان سرویس ها هستند که در ضمن طراحی محدودیتها را در نظر می گیرند (آن هم در خود طرح، نه مانند برخی از سرویس های ایرانی با وضع قانون!). لذا در جایی مثل فرندفید، هر کس، هر نوع مطلبی که بخواهد می تواند وارد کند و مخالفان نهایت کاری که از دستشان بر می آید، اینکه آن فرد یا موضوع مطرح شده را بلاک نمایند! وگرنه به هیچ وجه، هیچکس قادر نخواهد بود جلوی مطرح شدن موضوعی را در پهنه گسترده وب بگیرد و به نظر من هر تلاشی در این راستا محکوم به شکست است!

البته مباحث قابل طرح درباره سرویس هایی همچون فرندفید، بسیار بیشتر از اینها هستند که مسلماً از حوصله این پست خارج است!

امیدوارم که در این مطلب توانسته باشم حق مطلب را برسانم و به روشنی دیدگاه خود را بیان کنم. به هر حال خوشحال خواهم شد اگر نظر خودتان را در این باره با بنده در میان بگذارید.

آپلود کردن همزمان تصاویر روی سایتهای مختلف با PixelPipe

Flickr، Facebook، Picasa، Friendfeed و چندین سایت اعجاب انگیز دیگر وجود دارند که شما دوست دارید عکسهایتان را روی آنها آپلود کنید و آنها را به دیگران نشان دهید. ولی خوب، از سرعت بد اینترنت هم که بگذریم، باز آپلود کردن روی همه این سرویسها کاری بس اعصاب خوردکن است!

PixelPipe وب سرویس جدیدی است که بصورت همزمان عکسهای شما را روی سایتهای مورد علاقه تان آپلود می کند:

– سایتهایی را که می خواهید عکس هایتان روی آنها منتشر شود، انتخاب کنید.

– به عکسهای تان عنوان، برچسب و زیرنویس اضافه کنید.

– در انتها کلید Upload را فشار دهید و با خیال راحت منتظر انتشار همزمان تصاویر روی سایتهای مورد علاقه تان باشید.

علاوه بر اینکه شما می توانید برای آپلود کردن تصاویر از سایت PixelPipe استفاده کنید، نرم افزارهای رایگان آن نیز برای سیستم عاملهای Windows، Linux و OS X در دسترس می باشد. همچنین امکان آپلود مستقیم از گوشی های موبایل هم فراهم است.

به همین راحتی! به همین خوشمزگی!

مرا سودی از ضرر بلاگفا نیست

پس از بوجود آمدن موج عظیمی از اعتراضات به اقدامات غیر معقولانه بلاگفا نسبت به مسدود کردن سیستم انتقال اطلاعات از بلاگفا به وردپرس، مدیریت این سرویس دفاعیه ای را منتشر نمودند.

ایشان در این دفاعیه مسدود کردن را در جهت منافع سایت دانسته اند و  متذکر شده اند که سایتهایی همچون فلیکر و فیس بوک نیز اقداماتی از این دست را انجام می دهند. که البته دکتر مزیدی در همین رابطه کاملاً موضوع مسدود شدن برخی امکانات توسط این دو ابرسایت را تشریح نموده اند.

اما در بخشی دیگر از این دفاعیه آمده است:

در بلاگفا همانند هر سایت مشابه و رایگان دیگری خدماتی برای انتشار و ذخیره مطالب فراهم شده است که هزینه آن نیز توسط سایت پرداخت می شود و قاعدتا این انتظار می رود که این اطلاعات توسط کاربران واقعی دیده شود تا از این طریق هزینه های سایت جبران شود.

از این جملات می توان این گونه برداشت نمود که بلاگفا معتقد است هر روشی که موجب شود کاربران واقعی، سایت را دور بزنند و از طریق دیگری غیر از روش معمول به مطالب دسترسی پیدا کنند، منافع سایت را (که در حال حاضر از نمایش تبلیغات تامین می گردد) به خطر می اندازد و لذا مردود است و با آن مقابله می شود.

طبق این تعریف خروجی خوراک وبلاگ نیز می تواند یکی از راههای دور زدن قالب اصلی وبلاگ باشد. چرا که در این صورت خواننده مطالب دیگر بیننده تبلیغات سایت نخواهد بود و لذا هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که دو فردای دیگر با افزایش خوراک خوانها و به خطر افتادن منافع بلاگفا، خروجی RSS وبلاگها نیز مسدود گردد!

آقای شیرازی همچنین تاکید دارند که

طبیعی است که بلاگفا با اینگونه کاربردها و استفاده از اطلاعات سایت در جهت تبلیغات و منافع سایت مشابه دیگری کاملا مخالف است و طبیعتا بدون توجه به اینکه سایت مورد نظر چه سایتی است با آن برخورد میکند.

اما کدام تبلیغات؟ کدام منافع؟ آنچه که توسط تیم وردپرس فارسی طراحی شده است، نرم افزاری است که اولاً تنها توسط صاحب وبلاگ در بلاگفا قابل استفاده می باشد، چرا که نیاز به انجام تغییراتی در قالب وبلاگ مورد نیاز دارد، ثانیاً تنها از مطالب وبلاگ در بلاگفا نسخه پشتیبان تهیه می کند، که مسلماً این نسخه پشتیبان نیز در اختیار نویسنده مطلب قرار می گیرد. یعنی بطور کلی این نرم افزار تنها خدماتی را به صاحبان وبلاگهای بلاگفایی ارائه می دهد و هیچ منفعتی از این ماجرا نمی برد. که آن هم با اصرار تعداد زیادی از کاربران بلاگفا تهیه شده است، که بنده تعداد زیادی از آنها را از نزدیک می شناسم و با ایشان مراودت دارم. نزدیکترین شان هم، همین همسر بنده که مدتها زحمت کشید تا بتواند تک تک مطالبش را بصورت دستی به سیستم وردپرس منتقل نماید، و تازه نظراتش را هم نتوانست که منتقل کند!

آیا این حق برای نویسنده مطلب وجود ندارد که از مطالب خود هرگونه که دوست دارد استفاده کند؟ آیا وی حق ندارد از مطالب خود نسخه پشتیبان داشته باشد؟ آیا نویسنده نمی تواند مطلبش را به هر کجای دیگر که دوست دارد، منتقل نماید و آنها را منتشر کند؟!

ایشان می فرمایند:

این بدین معنا نیست که اطلاعات کاربران سایت در حصر باشد که میدانیم آنها میتوانند همواره صفحات خود را ذخیره یا به شکل دستی در جای دیگری ذخیره کنند بلکه این محدودیت برای روباتها و اسکریپتهای سایتهای مشابه و رقیب است که بدون کسب اجازه و هماهنگی درخواستهایی را به سرور سایت ارسال میکنند.

اما گویا فراموش کرده اند که این به اصطلاح روباتی که طراحی شده است اولاً روباتی است که جهت تسهیل کردن کار کاربران طراحی شده است و ثانیاً بدون کسب اجازه و هماهنگی فعالیت نمی کند، چرا که قبل از آن باید صاحب وبلاگ یک سری تنظیمات را برای آن مهیا نماید. یعنی به نوعی روباتی است که گوش به فرمان صاحب وبلاگ است و اختیاراتی را به صاحب وبلاگ می دهد. که متاسفانه الزامات آن توسط بلاگفا مسدود گردیده است!

آقای شیرازی معتقد است

سایت بلاگفا تضمینی برای ارائه خدمات و اطلاعات سایت به  اسکریپتهای سایتهای رقیب یا هرگونه روبات یا اسکریپتی که منفعتی برای سایت بلاگفا ندارد نخواهد داشت و قاعدتا عدم ارائه خدمات به این اسکریپتها اصولا ارتباطی به حقوق کاربران  نسبت به سایت ندارد.

اما آنچه که بعنوان اسکریپت سایتهای رقیب نامیده شده است، در پاسخ به نیاز کاربران خود بلاگفا بوجود آمده است، که پس از مدتی متوجه شده اند که راهی برای انتقال یا پشتیبان گیری از مطالبشان وجود ندارد، و سرویس دهنده نیز گویا در سر ندارد که چنین امکاناتی را برایشان فراهم نماید.

شاید مسدود کردن این اسکریپتها به معنی از بین بردن حقوق کاربران نباشد، اما سخت کردن راههای انتقال و پشتیبان گیری از مطالب، نیز به معنای احترام کردن به کاربران و رعایت حقوق شان نمی باشد!

در انتها مدیر بلاگفا کسانی که در این مورد زبان به اعتراض گشوده اند را سودجویانی می داند که با این کار متضرر شده اند:

به راحتی میتوان مشاهده کرد  که وقتی دسترسی اینگونه اسکرپیتها به سرور محدود می شود اولین و تقریبا اکثر کسانی که به این روند اعتراض میکنند کسانی هستند که از کار این اسکریپتها برای منافع شخصی یا سایت خود بهره می برند یا با بلاگفا به هر دلیلی مخالف هستند و طبیعی است که اعتراض خود را با محکوم کردن بلاگفا یا من  نشان می دهند.

که الحمدلله بنده نه هیچگاه در بلاگفا وبلاگی داشته ام، و نه از این نقل و انتقالات سود و زیانی به من می رسد! اما نمی دانم چرا ما هرگاه زبان به انتقاد می گشائیم یا به بزغاله ملقب می شویم یا به سودجو!

به هر حال بنده نه تنها از ضرر بلاگفا سودی نمی برم، که بسیار خوشحال خواهم شد که سرویس دهندگان داخلی بتوانند آنقدر پیشرفت کنند که با سایتهای مشابه خارجی رقابت نمایند. تا به جهان ثابت شود که ایرانیان نیز چیزهایی برای ارائه کردن دارند.

اما فعلاً با توجه به شواهد و قرائن نمی تواند آن چنان که باید و شاید به سرویس دهندگان وطنی اطمینان نمود. لذا تنها کاری که از بنده حقیر بر می آید اینکه توصیه کنم تا اطلاع ثانوی با بلاگفا و سایتهای مشابه وبلاگ نویسی را آغاز نکنید که بدون شک بعدها دچار مشکل خواهید شد.

پ.ن: پس از جوالدور به بلاگفا: یک سوزن به وردپرس را هم حتماً بخوانید!