بایگانی برچسب: فیس‌بوک

[بازی وبلاگی] وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی

در زمان‌های نه چندان دور که هنوز اینترنت عمق چندانی نداشت، کاربران مجبور شدند تا برای زدن حرف‌های ریز و درشت خود صفحه‌ای شخصی بنام وبلاگ داشته باشند. اما با ظهور شبکه‌های اجتماعی و آسان‌تر شدن گپ‌زنی در وب، خیلی‌ها برای زدن حرف‌های کوتاه‌شان دیگر نیازی به رسمی نوشتنِ در عین حالِ خودمانی بودن، نداشتند، و حالا در هر حالی که هستند می‌توانند حرف‌شان را بپرانند! البته ماندگاری بلاگ‌نوشت‌ها بیشتر و تعدد نویسندگان در شبکه‌های اجتماعی بیشتر است. هر یک از این دو سیاق، بر دیگری فوایدی دارد و در عین حال معایبی. وبلاگ‌ها حالا نویسندگان زبده‌تر و حرفه‌‌ای‌تری دارند و کمتر از شخصی نویسی‌ها در بلاگستان خبری هست، اما حالا شخصیت‌های حاضر در شبکه‌های اجتماعی وب را بیشتر می‌شناسیم و اطلاعات بیشتری درباره زندگی و عقایدشان می‌دانیم.

وبلاگ نویسى نیازمند صرف وقت و تفکر و تأمل بیشترى است، اما در شبکه‌هاى مجازى حتى گاهی حرفها بدون فکر کردن زده مى شوند! خواننده‌اى هم که به وبلاگ‌ها سر می‌زند با دقت بیشترى مطالعه مى‌کند و در پى یادگیرى و دانستن است. اما در شبکه‌هاى مجازى این‌گونه به نظر می‌رسد که حال و هواى سرگرمى حاکم است.

اما از سوى دیگر در جریانهاى خبررسانى و ایجاد سریع یک موج خبرى، شبکه‌هاى مجازى موفقتر و سریعتر عمل مى‌کنند. چرا که براى وبلاگ نوشتن وقت بیشترى باید صرف کرد و تا زمانى که چندین وبلاگ‌نویس درباره یک موضوع اظهار نظر کنند، ممکن است چند ساعت یا چند روزى بگذرد، به همین دلیل با اینکه وبلاگها براى ایجاد موج تحلیلى در رابطه با یک موضوع بهتر عمل مى‌کنند، اما موج خبرى آنى و فورى در شبکه‌هاى اجتماعی وب راحت‌تر شکل مى‌گیرند.

بطور کلى امروزه وبلاگستان تقریباً بخاطر نسل جدید سرویس‌هاى مجازى و ظهور شبکه‌هاى اجتماعی تحت وب از نظر کمیت کمرنگ‌تر شده است اما کیفیت آن به مراتب بالاتر رفته است. خصوصاً وبلاگهاى تخصصى بسیار قدرتمند شده‌اند و حالا یکى از معتبرترین و سریعترین منابع هستند. خوانندگان وبلاگها هم حالا از افراد مطلع‌تر و عالم‌تر تشکیل شده‌اند و خیلى از کامنتها و فیدبکهاى غیرمنطقى سالهاى اول، دیگر حذف شده‌اند. خواننده‌اى که امروز به وبلاگى مراجعه مى‌کند در پى رسیدن به نتیجه است و لذا از سر وظیفه مطلبى را نمى‌خواند تا کامنتى بگذارد و شما را وادار به بازدید از وبلاگش کند.

اما گسترش شبکه هاى مجازى ذائقه خوانندگان را هم اندکى تغییر داده است و اغلب علاقه دارند مطالب کوتاه‌تر را بخوانند. شبکه‌های اجتماعی حتی موجب شده‌اند تا وبلاگ‌ها یکی از خاصیت‌های خودشان را از دست بدهند. در سالهاى اولیه وبلاگها شکلى از شبکه به خود گرفته بودند و بلاگرها سعى مى‌کردند تا وبلاگهایشان را به همدیگر و به خوانندگان‌شان زنجیر کنند تا ارتباطات محکمتر باشد، اما حالا شبکه‌هاى مجازى این رابطه‌های سنتی را بر هم زده‌اند و گویا دیگر نیاز نیست که از طریق وبلاگها همدیگر را پیدا کنیم.

بنابراین با اینکه خیلی‌ها معتقدند که ظهور شبکه‌های اجتماعی قاتل وبلاگ‌ها هستند، اما به نظر من این دو لازم و ملزوم همدیگرند و باید در کنار هم بکار گرفته شوند. اصلاً شاید یکی از کمبودهای حال حاضر دنیای وب، سرویسی است که بتواند به درستی این دو پدیده را در کنار هم قدرت ببخشد و تعادل را برقرار سازد.

–  –  –  –  –  –  –  –  –

ایده بازی وبلاگی شب یلدا : از شبکه‌های اجتماعی در وب بنویسیم!

یلدا، درازترین شب و درگاه ورود به زمستان، از اون دسته شب‌هایی‌ست که سنت هم‌نشینی و دورهمی رو با خودش همراه داره. در وبلاگستان هم سعی می‌شه تا همزمان با این شب، طی سلسله نوشته‌هایی محافل دنیای مجازی رو گرم‌تر کرد.

یکی از بحث‌های داغ ماههای اخیر، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی تحت وب مثل توییتر، فیس‌بوک، گوگل پلاس، اینستاگرام، و اخیراً وی‌چت و مانند اونهاست. افراد زیادی که صاحب تریبون‌های رسمی هستند، از جهات مختلفی درباره شبکه‌های اجتماعی و فواید و مضرات اون‌ها سخن گفتند. اما در این بین حرف‌های پراکنده و جسته و گریخته کاربران این شبکه‌ها خوب به گوش نمی‌رسه!

SocialNetwork

به همین مناسبت‌ها پیشنهاد من اینه که بلاگستان، به عنوان تریبونی که صدای رساتری داره، در شب یلدا به گپ‌زنی درباره شبکه‌های اجتماعی بپردازه. این گپ‌زنی می‌تونه درباره هر موضوعی باشه که به ذهن می‌رسه، مثل بیان خاطرات شیرین، یا لحظات خنده‌دار و خاصی که در شبکه‌های اجتماعی براتون اتفاق افتاده، صحبت درباره فواید یا مضرات استفاده از شبکه‌های اجتماعی، کارهایی که می‌شه در این شبکه‌ها انجام داد، چرایی لزوم فیلتر بودن یا نبودن شبکه‌های اجتماعی و هر چیز دیگری که فکر می‌کنید باید گفت.

نکته آخر اینکه، به نظر من اصلاً مهم نیست که وبلاگتان برای مدت زیادی خاک می‌خورده یا در آن کم نوشته‌اید، اکثر ما، از جمله خودم، به دلایل مختلف همین حال و روز را داریم، چه مناسبتی بهتر از یلدا، که خاکی بتکانیم و با هدیه حضورمان، یاد ایام گرم قدیم را زنده کنیم. مطمئنم که خیلی‌ها از خواندن حتی یک پست دیگر از شما، خنده بر لب خواهند داشت.

منتظر نوشته‌های شما در شب یلدا هستم. خبر انتشارش را از طریق sadeghjam در توییتر یا جیمیل به من بدهید تا لینک‌هایش را دست به دست کنیم.

ضمناً برای انتشار مطالب‌تان در شبکه‌های اجتماعی خوب است از هشتگ #یلدابازی استفاده کنید تا دنبال کردن‌شان آسان‌تر باشد.

توییتلماسی دولتمردان ایرانی

یکی از شادی‌های این روزهای من این است که بالاخره شبکه‌های اجتماعی تحت وب در ایران به سمت رسمیت یافتن سوق پیدا می‌کنند. اینکه گروهی از دولتمردان ایرانی به استفاده مستقیم از توییتر و فیس‌بوک روی آورده‌اند، نسبت به روزهایی که این وب‌سرویس‌ها را ابزار جاسوسی و تهاجم فرهنگی می‌خواندند، پیشرفتی چشمگیر محسوب می‌شود. واقعاً باید فریاد زد “روحانی، مچکریم”!

twittlomaci

و در این بین باید یک دست‌مریزاد حسابی گفت به جواد ظریف که شجاعانه پای در این مسیر گذاشت و تاکنون با تدبیر دیپلماسی عمومیش را از طریق شبکه‌های اجتماعی مدیریت کرد. و البته باید تشکر کرد از اسحاق جهانگیری و مرضیه افخم و بیژن نامدار زنگنه که با حضورشان این حرکت امیدبخش را محکم‌تر کردند. مسلماً چنین اقداماتی از دادن شماره تلفن همراه مستقیم هیات دولت بسی تاثیرگذارتر و مفیدتر می‌نماید. امروز بهترین راه برای شناساندن فرهنگ ملت بزرگ ایران، نه برگزاری نمایشگاه‌ها و مجالس گوناگون در عرصه گیتی، بلکه گپ زدن مستقیم بر پهنه وب است. کافیست بنگریم که در همین چند روز گذشته، تک توییت‌ها و پیام‌های وزار، چه بازتاب گسترده‌ای در دنیا داشته است. شاید بتوان سخنرانی و ترجمه الفاظ را تحریف کرد، اما صحبت مستقیم با مردم دنیا از طریق توییتر و فیس‌بوک سندی است که حتی اگر رسانه‌های مغرض بخواهند هم نمی‌توانند تغییرش دهند. البته این امر نیاز به هوشمندی دارد. بسیار مهم است که برای جلوگیری از سو استفاده‌ها، هیات محترم دولت، حساب‌های کاربری‌شان را رسماً اعلام کنند.

نکته مهم دیگر این است که گرچه همه مسروریم که نظر دولتمردان‌مان را بی واسطه می‌شنویم اما این بى واسطه بودن و آزادى مسلماً مشقتهاى بسیارى برایشان به همراه خواهد داشت. لذا برایشان صبر و سعه‌صدر آرزومندم و مردمم را به رعایت، دعوت مى کنم. شکی نیست که بزودی هجمه‌ی گسترده‌ای از طرف تنگ‌نظران به این اقدام جسورانه صورت خواهد گرفت، لذا ماهایی که به سبز بودن این مسیر مطمئنیم، نباید در همین ابتدا با انواع نظرات نامربوط، یا انتظارات خارج از خطوط، تبری شویم در دست تندروها، که خدای ناکرده تیشه بر ریشه درخت جوان اعتدال بزنند.

چطور عکس‌ها را در فیس‌بوک از منظر عمومی پنهان کنیم؟

فیس‌بوک یک دنیای مجازی است. پر است از انواع و اقسام آدم‌ها با نگرش‌ها و منظورهای مختلف. حتی آدم‌هایی در آن حضور دارند که شاید تاکنون عقایدی چون اعتقادات آن‌ها به ذهن‌مان هم خطور نکرده باشد! بنابراین عقل حکم می‌کند که حریم خصوصی‌مان را در آن حفظ کنیم.

همان‌طور که آلبوم خانوادگی‌مان را به حصار خانه‌مان نمی‌چسبانیم که هر رهگذری بتواند آن را ببیند، در فیس‌بوک هم نباید ناشی‌گری به خرج دهیم و عکس‌های خصوصی‌مان را به معرض بازدید عموم بگذاریم.

در فیس‌بوک به هنگام اضافه کردن هر متن، تصویر یا ویدئوی جدید می‌توانیم حریم بیننده‌های آن را مشخص کنیم. برای این کار کافیست در کنار دکمه‌ی “نگاشتن” یا “Publish”، نوار کشویی حریم خصوصی را پایین بکشیم و از بین گزینه‌ها موجود (Public برای دیدن همگان، Friends برای دیده شدن توسط دوستان و…) یکی را انتخاب کنیم، یا اینکه با انتخاب گزینه‌ی “سفارشی” به عده‌ی منتخبی حق دیدن یا ندیدن را بدهیم:

 حتی برای عکس‌هایی که از قبل اضافه کرده‌ایم هم می‌توان در کنار نام هر آلبوم منوی بازشوی تنظیم حریم خصوصی را دید:

به یاد داشته باشید که اگر روزی عکس‌های خصوصی‌تان را در بین کلیپ‌های صداگذاری شده دیدید، این تقصیر فیس‌بوک یا هکرها نیست، مقصر اصلی خودمانیم!

[از اجتماع وب] آرزو خادم

در سلسله پست‌های «در اجتماع وب» به گپ‌زنی با افرادی می‌پردازم که به موازات زندگی حقیقی‌شان، در وب نیز زندگی فعالی دارند. هدف از این گفتگوها آشنا شدن با ساکنین شبکه‌های مجازی و شناخت شبکه‌های اجتماعی تحت وب است. (توضیحات بیشتر)

آدرس مجازیت کجاست؟

    

چند وقته در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنی و بطور متوسط چه مدت زمانی رو در این شبکه‌های مجازی سپری می‌کنی؟

بیش از سه سال، اوایل شاید روزی شش ساعت! الان خیلی کمتر شده و تونستم برسونمش به روزی نیم ساعت که برای من یه رکورد به حساب میاد!

چه عاملی باعث می‌شه که دوست داشته باشی در شبکه‌های اجتماعی تحت وب، فعالیت کنی؟

راستش زندگی مجازی من به دو قسمت عمده تقسیم میشه:

زمانی که وقتی از دنیای واقعی خسته میشدم و به شبکه های اجتماعی رو میاوردم.

و الان که یکی از دلایل عمدش باخبر شدن از اخبار واقعیِ(!) جهان و کشورم، همچنین دلتنگی برای دوستان مجازیمه.

به نظر می‌رسه که فعالان شبکه‌های اجتماعی وب دوست دارند تا هر لحظه از وضعیت‌شون رو گزارش بدن. دلیلش چی می‌تونه باشه؟

به عقیده‌ی من اینکه یه عده آدم که به میل خودت دورت جمع شدن بدونن این لحظه چه کاری انجام میدی و از انجام اون چه حسی داری یا راجع به موضوع خاصی چه ایده‌ای داری به انسان حس پویایی میده. اونم تو فضایی که تحت کنترل بودن رو کمتر حس میکنی!

پروفایل‌های مجازی شما خصوصی ‌شده است یا اینکه بصورت عمومی قابل رویت هستند؟

همه ی پروفایل های من خصوصی هستن.

آیا تابحال دوستی‌های مجازی‌تون به رفاقت‌های دنیای واقعی و دید و بازدیدهای بیرون از وب هم کشیده؟

بله. و از خیلی هاشون هم راضی هستم:)

با توجه به اینکه کنترل و تحت نظر قرار دادن افراد در شبکه‌های اجتماعی تحت وب برای حکومت‌ها آسون‌تره، فکر می‌کنی که فعالیت در این‌گونه شبکه‌ها چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟ آیا اصولاً با این‌گونه نظارت‌ها موافقی؟

به عقیده‌ی من انسان موجودی آزاده و میتونه در قالب رفتار سالم نظر خودش رو در مورد موضوعات مختلف بیان کنه، بنابراین باید بگم که اگر این نظارتها در جهت اصلاح و رشد جامعه و حکومت باشه کاملا باهاش موافقم. اما اگر برای خفقان بیشتر باشه تاییدش نمیکنم.

عکس العمل دو گروه عمده از حکومتها در این باره بیشتر از بقیه به چشم میاد و اولیش حکومتهایی هستن که بهایی به حرف کاربران مجازی نمیدن، و گروهی دیگه هم با تحت نظر گرفتن شدید کاربران خفقان رو هر روز در جامعه‌ی مجازی بیشتر میکنن که متاسفانه زیاد هم دیده میشه.

آیا بطور کل زندگی در شبکه‌های مجازی تحت وب رو مفید می‌دونی‌ و به دیگران وقت گذاشتن در این شبکه‌ها رو توصیه می‌کنی یا نه؟

شبکه های اجتماعی مجازی دقیقا شبیه سایر اجتماع های انسانی هم قسمت خوب داره و هم قسمت بد، به عقیده ‌ی من انسان خودش تصمیم میگیره که فضای اطرافش فضای سالم و مفیدی براش باشه و بلعکس.

در خصوص خودم باید عرض کنم که شبکه های مجازی به من تو قسمت های مختلف زندگیم کمکهای خیلی زیادی کردن و خیلی جاها باعث بلوغ فکری من شدن و چشمم رو، رو به خیلی از مسائل باز کردن. و از این بابت خوشحالم:)