HootSuite؛ پیشخوان شبکه‌های اجتماعی

یکی از سردرگمی‌های دنیای دیجیتال امروز، تعدد شبکه‌های اجتماعی دوست‌داشتنی است. فعالیت همزمان در شبکه‌هایی مثل توئیتر، فرندفید، فیس‌بوک، گوگل پلاس، و بخصوص به روز کردن Status آن‌ها می‌تواند کمی مشکل‌ساز باشد. و در چنین وضعیتی بود که وب‌سرویس‌هایی مثل ping.fm که امکان به روزرسانی همزمان Social Networkها را فراهم می‌آورند، گسترش یافتند.

HootSutie هم یکی از پیش‌خوان‌های مدیریت و حضور همزمان در چندین سرویس اجتماعی مختلف است. به کمک این وب‌سرویس شما قادر خواهید بود تا با صرفه‌جویی در زمان، چندین شبکه‌ی اجتماعی، از جمله Twitter و Facebook را در کنار همدیگر مانیتور کنید و مطالب‌تان را تنها با یک کلیک در همه‌ی آن‌ها انتشار دهید.

همچنین به کمک این ابزار شما قادر خواهید بود، مطالب منتشره‌ی خود در رسانه‌های اجتماعی را ردگیری کنید و گزارش‌های آماری از آن‌ها استخراج نمائید.

زمان‌بندی کردن برای انتشار پیام در آینده، یکی دیگر از امکانات فوق‌العاده‌ی هوت‌سوئیت است. بدین ترتیب و با این امکان شما مطمئن خواهید بود که ارسال هیچ پیامی را فراموش نخواهید کرد و آن‌لاین بودن و به روز بودن خود را تاحدودی تضمین خواهید نمود!

یکی دیگر از ویژگی‌های مهمی که این روزها، یک وب‌سرویس خوب حتماً باید داشته باشد، دارا بودن اپلیکیشن برای انواع تلفن‌های همراه و تبلت‌هاست. HootSutie برای آیفون/آی‌پد، و سیستم‌های آندرویدی و بلک‌بری، بصورت جداگانه اپلیکیشن مخصوص ارائه می‌کند. و بدین ترتیب همراه همیشگی شما محسوب می‌گردد!

HootSutie ویژگی‌های خوب دیگری هم دارد که حتی این امکانات با پرداخت هزینه، بیشتر هم می‌شوند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره می‌توانید این صفحه را ببینید.

با توجه به گشت و گذاری که در چند روز اخیر در سرویس‌های این‌چنینی داشتم، به نظر من هوت‌سوئیت می‌تواند اکثر خواسته‌های یک کاربر اجتماعی را برطرف کند. پیشنهاد می‌کنم که حتماً سری به آن بزنید.

پی‌نوشت:  با تشکر از احسان نوروزی برای آشنا کردن من با هوت سوئیت!

دنیس ریچی؛ شانه‌هایی که استیو جابز روی آن‌ها ایستاد

در روزهای گذشته، دنیای تکنولوژی شاهد از دست دادن دو تن از افراد مهم این عرصه بود. کسانی که از پایه‌گذاران دنیای کامپیوترها بودند: استیو جابز و دنیس ریچی.

دنیس ریچی (ایستاده) و کن تامسون در کنار PDP-11 در سال ۱۹۷۲
دنیس ریچی (ایستاده) و کن تامسون در کنار PDP-11 در سال ۱۹۷۲

گرچه در این بین مرگ استیو جابز، بعنوان بنیان‌گذار و مغز متفکر شرکت اپل، بازتاب گسترده‌ای داشت و ادای احترام در خور توجهی از جای جای دنیا نثار وی گردید، اما فوت دنیس ریچی که خالق زبان برنامه‌نویسی C و پدر سیستم عامل یونیکس می‌باشد، آن‌چنان که باید و شاید بازتاب نداشت. در حالی که ابداعات ریچی زندگی همه‌ی ما را بسیار دگرگون و البته بهتر کرد.

Rob Pike از برنامه‌نویسان مطرح و مهندسین بنام شرکت گوگل، که ۲۰ سال با دنیس ریچی در Bell Labs همکار بود، در این باره می‌گوید: «مرگ استیو جابز در هفته‌ی گذشته، سر و صدای زیادی کرد که بسیار در خور توجه و تکان دهنده بود. با اینکه دنیس ریچی، تاثیرات بیشتری بر دنیا گذاشت اما متاسفانه حتی مردم او را نمی‌شناسند.»

دنیس ریچی (Dennis Ritchie) پدر زبان برنامه‌نویسی C و کسی است که به همراه Ken Thompson در لابراتوار Bell، به کمک C، سیستم عامل Unix را خلق نمود. سیستم عاملی که بسیاری از جاهای دنیای ما – مثل امپراطوری اپلی که استیو جابز بنا نهاد – براساس آن ساخته شده‌اند.

راب پایک می‌گوید: «تقریباً همه چیز روی وب این دو چیز را بکار می‌گیرند: C و Unix. مرورگرها به کمک زبان برنامه‌نویسی C ساخته می‌شوند و هسته‌ی Unix‌ – که تقریباً اکثر جاهای اینترنت روی آن اجرا می‌شود – به کمک زبان c تهیه شده است. سِروِرهای وب هم با C نوشته شده‌اند، و اگر هم اینطور نباشد با ++C یا Java نوشته شده‌اند که خودشان از مشتقات زبان C هستند. و همه‌ی سخت‌افزارهای شبکه‌ها برنامه‌هایی را اجرا می‌کنند که من می‌توانم به جرئت بگویم که تقریباً اکثرشان با C ساخته شده‌اند.»

پایک می‌افزاید:‌ «واقعاً سخت است که بگوییم تا چه اندازه از اقتصاد دنیای مدرن تکنولوژی براساس کارهای دنیس ریچی بنا نهاده شده است.»

حتی Windows هم با زبان برنامه‌نویسی C طراحی شده است، Mac OS X، سیستم‌عامل‌های Apple و iOS که روی iPhone و iPad نصب شده‌اند، براساس یونیکس پی‌ریزی شده‌اند.

Martin Rinard، استاد مهندسی الکترونیک و علوم کامپیوتر دانشگاه MIT و از اعضای لابراتوار علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی، می‌گوید: «جابز، پادشاه دنیای قابل رویت است، و ریچی پادشاه دنیای بزرگی‌ست که نامریی است. نبوغ جابز در این بود که چیزهایی را می‌ساخت که مردم دوست داشتند بکار ببرند. چون او لذت بکار بردن آن‌ها را می‌چشید و می‌توانست چیزهایی را بسازد که مردم بکار بردنش را احتیاج داشتند. اما ریچی چیزهایی را می‌ساخت که تکنولوژی آن‌ها را برای بنا کردن زیرساخت‌هایی که مردم نمی‌دیدند، بکار می‌گرفت. گرچه همه‌ی ما آن زیرساخت‌ها را هر روزه بکار می‌بریم.»

آن‌گونه که نزدیکان ریچی می‌گویند، وی شخص گوشه‌گیری بود، راب پایک می‌گوید: «با اینکه ۲۰ سال در یک سالن با وی همکار بودم، اما هنوز احساس می‌کنم که او را خوب نمی‌شناسم.» اما این گوشه‌گیری به هیچ وجه به این معنا نیست که او شخص کوچکی بوده و این را کسانی که کارهای به جامانده از او را درک می‌کنند به سادگی می‌فهمند. مثل Brian Kernighan که می‌گوید: «این همان‌جایی است که نیوتن از ایستادن بر شانه‌‌های بزرگان سخن می‌گوید. براستی همه‌ی ما بر شانه‌های دنیس ریچی ایستاده‌ایم.»

منبع: Wired » Dennis Ritchie: The Shoulders Steve Jobs Stood On

استیو جابز از زبان خودش

من همیشه با شرکت Apple در ارتباط خواهم ماند. امیدوارم در سراسر زندگیم، کارها به گونه‌ای پیش روند که اهداف زندگی من و اهداف Apple مثل یک پرده‌ی نقش‌دار، در تار و پود هم تنیده شوند. شاید چند سالی اینجا نباشم، اما من همیشه باز خواهم گشت.

— استیو جابز، ۱۹۸۵

این جملات را استیو جابز طی مصاحبه‌ای با Playboy در سال ۱۹۸۵ ایراد نمود. این‌ها را در فوریه ۱۹۸۵، درست قبل از خروجش از شرکت اپل، که به همراه استیو وزنیاک و رونالد وین، تاسیس کرده بود، بیان نمود. اپل، از یک گاراژ شروع به کار کرد، اما هوش وزنیاک و راهبری جابز، طی نه سال آن را به یک شرکت تراز اولدر زمینه‌ی کامپیوترها تبدیل نمود.

استیو همیشه راه خودش را برای انجام کارها داشت، خصلت مشهوری که موج‌های مهندسی بسیاری را بر جای گذاشت. وقتی کارها خوب پیش می‌رفتند، او پرستیدنی بود، اما هنگامی که کار از روال خارج می‌شد، کسی نمی‌توانست سراغش برود.

در می ۱۹۸۵، جابز توسط جان اسکالی که از شرکت Pepsi به عنوان مدیرعامل شرکت اپل، به کار گرفته شد، اخراج گردید! در این مدت استیو برای انجام دادن کارهایش، فراغت بیشتری یافت.

فشار موفق بودن، جای خودش را به فراغ‌بالی مبتدی بودن، و مطمئن نبودن، داد. این رخداد، مرا وارد خلاقانه‌ترین دوران زندگیم کرد.

— استیو جابز، ۲۰۰۵

استیو شرکت کامپیوتری NeXT را تاسیس نمود. شرکتی که تولیدکننده‌ی کامپیوترهای رومیزی بسیار پیشرفته (و البته بسیار گران) شد. کامپیوترهایی که بخاطر پایه‌ی شی‌گرا بودن‌شان، مورد استقبال توسعه‌دهندگان نرم‌افزاری قرار گرفت. گرچه این کامپیوترها هرگز نتوانستند از نظر مالی موفق باشند، اما از جهات دیگر بسیار سودرسان بودند.

در همه چیز، نقاط منفی وجود دارد. اشتباهات و عواقب غیرعمد در هرچیزی وجود دارد. تباه‌کننده‌ترین بخش تکنولوژی که من تاکنون دیده‌ام، تلویزیون است. اما همین تلویزیون بهترین و عالی‌ترین است.

— استیو جابز، ۲۰۰۳

در سال ۱۹۸۶، جابز شرکت Graphics Group، که در آن زمان شرکت کوچکی بود که به خلق جلوه‌های ویژه تصویری مثل جلوه‌های فیلم پیشتازان فضای ۲ می‌پرداخت، را به قیمت ۵ میلیون دلار خرید. در سال ۲۰۰۶، یعنی ۲۰ سال بعد از آنکه جابز مالکیت آن را در اختیار داشت، این شرکت به قیمت ۷.۴ میلیارد دلار به شرکت Disney فروخته شد (که حالا با نام Pixar شناخته می‌شود).

خیلی از اوقات، مردم نمی‌دانند که چه می‌خواهند، تا اینکه شما نشان‌شان می‌دهید.

— استیو جابز، ۱۹۹۸

در سال ۱۹۹۶، اپل، شرکت NeXT جابز را خریداری نمود و استیو را بار دیگر به شرکت برگرداند، و این بار وی را بر جایگاه مدیریت نشاند. در این زمان، استیو پروژه‌های ناموفق شرکت (مثل Newton) را تعطیل کردو در نهایت Apple را به شرکتی که امروزه می‌شناسیم، بدل نمود.

اول که شروع به حل مسئله‌ای می‌کنید، راه‌حل‌هایی که ابتدا به ذهن‌تان می‌رسند خیلی پیچیده‌اند و اغلب افراد در این مرحله، دست از تلاش می‌کشند. اما اگر ادامه دهید و با مسئله زندگی کنید و لایه‌های زیرین مشکل را کشف کنید، اغلب به راه‌حل‌های ظریف و ساده‌ای دست خواهید یافت.

–استیو جابز، ۲۰۰۶

استیو در طی ۱۵ سال همکاریش با اپل، با تعداد زیادی راه‌حل هوشمندانه برای حل مشکلاتی آمد که حتی خیلی از افراد نمی‌دانستند که چنین مشکلی دارند! iMac در سال ۱۹۹۶ تحت نظارت استیو جابز، راهی بازار شد. دستگاهی که به قول وی، «هیجان اینترنت را با سادگی مکینتاش» درهم آمیخت. اما در سال ۲۰۰۱ اپل، واقعاً گام‌هایش را محکم‌تر و بزرگ‌تر برداشت.

خلاقیت تنها ارتباط دادن بین چیزهاست. وقتی که از افراد خلاق می‌پرسید که چگونه کارها را انجام می‌دهند، آن‌ها کمی احساس گناه می‌کنند، چون در حقیقت آن‌ها کاری نمی‌کنند، بلکه فقط چیزهایی را می‌یبنند. بعد از مدتی این کار تقریباً برای‌شان عادی می‌شود.

— استیو جابز

در سال ۲۰۰۱ بود که اپل تبدیل به شرکتی شد که ما امروزه می‌شناسیم: اپل سیستم عامل Mac را با OS X (که بر پایه‌ی NeXT ساخته شده بود) بازسازی نمود، فروشگاه‌های زنجیره‌ای Apple افتتاح شدند، iPod و همراه آن iTunes ارائه شدند. در روزهای اول، این‌ها اخبار تکان‌دهنده‌ای بودند، هرچند که خیلی زود به صنعتی عادی بدل گردیدند.

ما برای کارهایی که می‌کنیم، خیلی مشتاقیم.

— استیو جابز، ۱۹۸۵

بعد از این، اپل، در سال ۲۰۰۷، iPhone، در سال ۲۰۰۸، App Store و در سال ۲۰۱۰، iPad را عرضه نمود. هر سه‌ی این محصولات، با وجود تمام کنجکاوی‌ها و تردیدها، چنان گسترش پیدا کردند که هیچ‌کس – مطمئناً حتی خود استیو جابز هم – فکرش را نمی‌کرد. گرچه شاید مردم اخیراً از iPhone 4S راضی نبوده باشند، اما این بخاطر محصولات حیرت‌آوری‌ست که اپل در گذشته با آن‌ها همه را مسحور کرده است.

من متاسفم. این درست است. بچه‌دار شدن، دید شما را نسبت به چیزها تغییر داده است. ما متولد شدیم، در حال زندگی می‌کنیم و می‌میریم. این واقعه برای یک مدت طولانی‌ست که در جریان است.

— استیو جابز، ۱۹۹۳

استیو جابز تاثیر پررنگی روی صنعت گذاشت. تاثیر شگرف او روی دنیای الکترونیک شخصی، غیرقابل انکار است و فوت ناگهانیش، چاله‌ی عظیمی بر جای گذاشت که پرشدنی نیست. اما او همچنین میراث بزرگی بر جای گذاشت که نظیر آن بسیار کم است. اپل حالا محکم و استوار بعنوان لیدر دنیای الکترونیک شخصی، ایستاده است و برای خیلی‌ها آن همیشه خانه‌ای خواهد بود که استیو آن را بنا کرده است.

در انتها پیشنهاد می‌کنم که به هیچ عنوان سخنرانی استیو جابز را در مراسم فارغ‌التحصیلی دانشگاه استنفورد – با زیرنویس فارسی – از دست ندهید:

 

منبع

فروشگاه‌های اینترنتی؛ شاهرگ‌های تجارت الکترونیک

در برنامه‌ی شانزدهم رادیو گویا به موضوع فروشگاه‌های اینترنتی پرداخته شده است. در این برنامه من هم نظراتم را در این‌باره ارائه کرده‌ام، که پیاده‌سازی این گپ‌زنی را در ادامه می‌توانید بخوانید:

تقریباً اولین چیزی که با شنیدن اصطلاحاتی شبیه به «تجارت الکترونیک» یا «e-commerce» به یادمان می‌آید، «فروشگاه‌های اینترنتی» هستند! جایی که در ویترین اینترنتی‌شان یک سری ابزار و وسایل را می‌توانیم ببینیم و به دلخواه انتخاب کنیم و همان‌جا پشت کامپیوترمان سفارش بدهیم تا درب منزل تحویل بگیریم‌. به نظرتان لذت‌بخش نیست؟!

شاید همین لذت‌ بود که خیلی‌ها را به بازار اینترنتی کشاند و بازار خیلی‌ها را هم گرم کرد. در کشور ما علی‌الخصوص بازار فیلم و سریال را!

همین عجین بودن نام فروشگاه‌های اینترنتی با تجارت الکترونیک، نشان از اهمیت این بخش از وب فارسی دارد. و حتی مسئولیت سنگینی را بر دوش آن قرار می‌دهد. به طوری که گاهی با یک حرکت درست می‌توانند روند تجارت الکترونیک را در کشور تغییر دهند.

برای نمونه اگر چند سال به عقب‌تر برگردیم، می‌بینیم که آن روزها بازار اینترنتی آن‌قدر‌ها هم پر رونق نبود! در آن سال‌ها برای خرید هر محصولی ابتدا باید به بانک می‌رفتیم و پول را به حساب صاحب کالا واریز می‌کردیم، تا بعد محصول برایمان ارسال شود. خب این موضوع نفس خرید اینترنتی را زیر سوال می‌برد، چرا که باید از پشت کامپیوتر بلند می‌شدیم که این اصلاً خوشآیند نبود! از طرف دیگر هم نمی‌شد به هر سایتی اعتماد کرد و پول واریز کرد! اما به هر حال قبل از آنکه بانک‌ها با سیستم‌های پرداخت اینترنتی‌شان مشکل را حل کنند، سیستم «پرداخت در محل» که توسط بعضی از شرکت‌ها و با همکاری پست ارائه شد، بازار خرید و فروش اینترنتی را زیر و رو کرد. و از همان‌جا بود که همه هوس خرید اینترنتی به سرشان زد! این یک حرکت درست و مثبت در روند تغییر تجارت الکترونیک در کشور بود، که بصورت ملموس می‌توان نتایج آن را درک کرد.

پیشرفت‌ها در این بخش آن‌قدر مثبت بود که برای خود عرضه‌کنندگان سرویس‌های تجارت الکترونیک هم وضع تغییر کرده است. این کارفرینی جدید آن‌قدر جذاب و درآمدزا بوده که خیلی زود انحصار در آن شکست و حالا آن‌قدر تعدادشان زیاد شده است که یک جشنواره‌ی ویژه برای انتخاب برترین سرویس‌دهند‌ه‌های پستی راه‌انداخته‌اند و قرار است که تا همین ۲۴ مرداد ماه هم نتایج نظرسنجیش را منتشر کنند! آدرس سایت جشنواره‌اش هم eshopaward.ir است.

اما متاسفانه بخشی که هنوز فروشگاه‌های اینترنتی به نظر من، درست ورود نکرده‌اند و جای یک انقلاب اساسی را دارد، بحث تبلیغات و بازاریابی درست اینترنتی است. به نظر می‌آید خیل وسیعی از وب‌سایت‌های حاضر در عرصه‌ی تجارت الکترونیک کشور، به جای بازاریابی درست و ارائه‌ی تبلیغات مشتری‌پسند، به اسپم‌پراکنی و مشتری‌پرانی مشغولند. باید متذکر شوم که فروشگاه‌های اینترنتی به‌سان شاهرگ‌های حیاتی تجارت الکترونیک کشور، در این بخش نیز مسئولیت بزرگی دارند. آن‌ها بایستی با وارد کردن سایر بخش‌های وب به عرصه‌ی تبلیغات، به آن‌ها نیز سهمی در تجارت الکترونیکی بدهند. مسلماً این سهم از سود بیشتری خواهد بود که نصیب خودشان خواهد شد. مثلاً وبلاگ‌ها به عنوان بزرگترین تولیدکنندگان محتوا در وب فارسی، و به عنوان بخشی از وب که بیشترین بازدیدها و خصوصاً بیشترین مخاطبین ثابت را دارند، می‌توانند به عنوان ابزاری برای تبلیغات هدفمند بکار روند. گرچه اخیراً برخی از فروشگاه‌های اینترنتی به اهمیت این بخش پی برده‌اند و از آن‌ها بهره گرفته‌اند، اما به نظر می‌رسد در این زمینه هم یک حرکت درست، مثل ایجاد یک شرکت واسطه برای ارتباط بین فروشگاه‌های اینترنتی با وبلاگ‌ها می‌تواند در توجه دادن بخش بیشتری از فروشگاه‌های اینترنتی به تبلیغات محتوایی در متن وبلاگ‌ها مفید باشد.

یکی از نمونه‌های خوبی که به نظرم درست وارد این عرصه شد و با شروع کار خود، موج خوبی در بلاگستان فارسی ایجاد کرد، فروشگاه البسکو.کام است.

مورد دیگری که فروشگاه‌های اینترنتی باید بدان توجه داشته باشند، طراحی یک ویترین خوب و کاربرپسند است. گاهی صاحبان این نوع کسب و کار آن‌قدر به فکر پول درآوردن هستند که یادشان می‌رود یک فروشگاه خوب حتماً باید یک ویترین خوب هم داشته باشد تا مشتریان بیشتری را به خود جذب کند. متاسفانه بعضی از این سایت‌ها این‌قدر چشم‌آزار و بد ترتیب هستند که مشتری حتی رغبت نمی‌کند همان یکبار هم از آن‌ها خرید کند!

به نظرم برنده‌ی سال پیش جشنواره وب ایران، یعنی وب‌سایت دیجی‌کالا در این زمینه درست کار کرده است و نمونه‌ی یک ویترین درست و حسابی را در صفحه‌ی اولش می‌توانید ببینید.

از دیگر مواردی که می‌تواند هم به نفع فروشگاه‌های اینترنتی و هم به نفع خریداران باشد، وجود یک سیستم اعتمادسازی است. بحثی که خوشبختانه وزارت بازرگانی به درستی به آن ورود کرده است و با طراحی یک نماد اعتماد الکترونیکی و اهدای آن به فروشگاه‌های اینترنتی، خیال خیلی‌ها را از این بابت راحت کرده است. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به سایت enamad.ir مراجعه کنید.

به هر حال آنچه که مسلم است، آینده‌ی روشن و رو به پیشرفت تجارت الکترونیک است. باشد که با همت درست صاحبان فروشگاه‌ها، دست اندرکاران سرویس‌های خدماتی تجارت الکترونیک، بازاریابان اینترنتی، خریداران و حمایت‌های جشنواره‌هایی مثل جشنواره وب ایران، این مسیر هموارتر و درست‌تر طی گردد…

از داناترین‌ها بپرسید!

یکی از ویژگی‌های خوب وب، وجود انجمن‌ها و سایت‌های پرسش و پاسخ است. جایی که کاربران کم اطلاع درباره‌ی یک موضوع خاص می‌توانند سوالات‌شان را مطرح کنند و پاسخش را -اغلب بدون هیچ چشم‌داشتی- از خبره‌ها بگیرند. حتی گاهی اوقات همین پرسش و پاسخ‌ها مهمترین منابع برای یادگیری یک موضوع خاص می‌شوند.

گرچه اغلب با مطرح شدن موضوع پرسش و پاسخ، به یاد انجمن‌ها و فروم‌ها می‌افتیم، اما به نظرم با وجود پیشرفت‌های جدید وب و بالا رفتن ورژن پویایی، انجمن‌ها حالا صورتی ابتدایی در وب محسوب می‌شوند که اغلب چهره‌شان خسته‌کننده و گاهاً حتی آزاردهنده است. شاید حالا وقت آن رسیده تا به سرویس‌های جدیدتری فکر کنیم.

داناترین، یکی از همین سرویس‌های جدید پرسش و پاسخی‌ست. جایی‌ست که اگر از شلوغی انجمن‌های گفت و گوی سنتی خسته شدید و می‌خواهید در یک محیط وب۲ و همگام با سایر کاربران برای پرسش‌های خود در موضوع فناوری اطلاعات، پاسخی بیابید، حتماً باید سری به آن بزنید.