پایان گمگشتگی…

در هر زمان، مکان یا حالی که هستید، بیائید لحظه‌ای، به اختیار، افکار را ساکن کنیم و زندگی خارج از زمان و مکان‌مان را نظاره‌گر باشیم.

بیائید ببینیم کجا هستیم و به کجا می‌رویم؟

اینجا – دنیایی که ساخته‌ایم – قرار بود جائی باشد برای یافتن خویشتن خویش‌مان؛ قرار بود جائی باشد برای اینکه یافته شویم. اما حالا در عوض محلی شده برای سردرگمی و گمگشتگی‌مان.

اگر خوب بنگریم در می‌یابیم که همه‌ی ما – چه آن‌ها که مرده‌اند و چه مائی که خواهیم مرد – در سفری هم‌داستانیم. و مهمترین بخش این سفر، لحظاتی است که با یکدیگر می‌گذرانیم. همه‌ی ما به همدیگر نیازمندیم و بدون یکدیگر نمی‌توانیم زندگی کنیم.

و یادمان باشد که فقط «عشق» به خاطر می‌ماند و «نفرت»، هر اندازه هم شدید باشد، از یاد خواهد رفت.

و ممنونم از Lost که به من این فرصت را داد تا پی به گمگشتگی و حیرانیم ببرم و لحظاتی را به چرائی و کجائی زندگیم بیاندیشم.

Let’s go and moving on to find out where we going…

پی‌نوشت: اگر هنوز Lost را ندیده‌اید، پیشنهاد می‌کنم که حتماً برای دیدنش عجله کنید! از اینجا می‌توانید نسخه‌ی کامل سریال را بصورت پستی خریداری کنید.

سوپ جوجه برای روح‌های رمانتیک

کتاب “سوپ جوجه برای روح‌های رمانتیک” حاوی داستان هایی الهام بخش درباره عشق و احساسات عاشقانه می باشد. نویسنده های کتاب جز پرمخاطب ترین نویسندگان نیویورک تایمز و یو اس ای تودی هستند: جک کنفیلد، مارک ویکتور هنسن، مارک و کریسی دونلی، و دکتر باربارا دی آنجلس. مترجم این کتاب مریم اسلامی است و انتشارات سایه گستر نشر آنرا در ایران بر عهده دارد.

حدیث استاد غافلگیر کردن است! همین دیشب در یک حرکت غافلگیر کننده، یک کتاب رمانتیک برام هدیه گرفت. اول که کتاب رو دیدم، به خیالم که کتاب آشپزی است! اما کمی که دقیق تر شدم، دیدم سخت در اشتباه بودم! اسم کتاب “سوپ جوجه برای روح‌های رمانتیک” است و حاوی داستان هایی الهام بخش درباره عشق و احساسات عاشقانه می باشد. نویسنده های کتاب جز پرمخاطب ترین نویسندگان نیویورک تایمز و یو اس ای تودی هستند: جک کنفیلد، مارک ویکتور هنسن، مارک و کریسی دونلی، و دکتر باربارا دی آنجلس. مترجم این کتاب مریم اسلامی است و انتشارات سایه گستر نشر آنرا در ایران بر عهده دارد. در ادامه یکی از داستان های کوتاه این کتاب با عنوان “تماس تلفنی از راه دور” را می خوانید:

اگر بدانیم که فقط ۵ دقیقه برای بیان تمام چیزهایی که می خواهیم فرصت داریم، تمامی اتاقکهای تلفن توسط افرادی اشغال می شود که برای ابراز عشق خود به دیگران تماس می گیرند.

کریستوفر مورلی

مطلبی را درباره‌ی مردی می خواندم که از تلفن سکه ای فرودگاه با همسرش تماس گرفته بود. پس از آن که سکه هایش تمام شد، اپراتور برای اعلام این که یک دقیقه‌ی دیگر فرصت دارند، روی خط آمد. مرد سعی داشت که با عجله گفت و گویش را با همسرش تمام کند، اما پیش از آنکه خداحافظی کند، تماس آنها قطع شد. مرد در حالی که آه می کشید، گوشی را گذاشت و به طرف درِ اتاقک تلفن برگشت. در همین موقع دوباره تلفن زنگ زد. مرد که فکر می کرد اپراتور پول بیشتری می خواهد، گوشی را بر نداشت. اما حسی در وجودش می گفت که گوشی را بردارد. قطعاً اپراتور پشت خط بود. اما پول بیشتری نمی خواست، بلکه پیغامی برایش داشت.

اپراتور گفت: «بعد از آن که گوشی را گذاشتید، همسرتان گفت که شما را خیلی دوست دارد، فکر کردم شاید بخواهید بدانید.»

باربارا جانسون

پ.ن: یکی از نتایجی که علاوه بر نتیجه اصلی این داستان می شه گرفت، اینه که “شنود کردن همیشه بد نیست!” :دی

گمشدگان – اپیزود موضوعی ۶ : عشق و نفرت

آیا شما حاضرید برای عشق تان هر کاری انجام دهید؟! آیا اصولاً انجام دادن هر کاری برای رسیدن به معشوق جائز است؟

بین عشق و نفرت نیز مثل بسیاری دیگر از واقعیتهای متضاد، به اندازه یک تار مو فاصله است. همین موضوع نیز تشخیص را مشکل و زمینه های گمراه شدن را فراهم می کند.

جین برای ازدواج با سان قبول می کند که برای پدرزنش کار کند، و هر کاری را برایش انجام دهد. اما رفته رفته آنقدر در کار غرق می شود که فراموش میکند، هدف اصلی سان است!

بی توجهی ها وبدخلقی های جین، چنان عرصه را بر سان تنگ می کند، که در اپیزود ششم از سیزن نخست لاست وی را بر سر دو راهی عشق و نفرت می بینیم که مجبور است بین بود و نبود کسی که عاشقش هست، یکی را انتخاب کند.

سان و جین در فرودگاه!

عموماً برخی از رفتارهایی که موجب سوق داده شدن عشق به سمت نفرت در زندگی زناشویی می شوند، عبارتند از:

سلطه جویی و زورگویی: که با گرفتن حق انتخاب و تصمیم گیری از شریک زندگی ناشی می شود. مثلاً مجبور کردن طرف مقابل به پوشیدن لباسهای خاص و یا نحوه رفتار وی با دیگران!

سخت کوشی افراطی: خلاصه کردن کل زندگی در کار و فراموش کردن خانواده به بهانه های مختلف مانند عقب افتادن اقساط بدهی ها، فراهم کردن رفاه، مسئولیت کاری و…

بی مسئولیتی: شانه خالی کردن از مسئولیتهای خانواده و پرداختن به تفریح و لذات شخصی.

توقعات بیجا: البته در کنار این مورد بی توقعی نیز خود می تواند عامل مشکل باشد.

در انتها به عنوان کسی که دو سال تجربه زندگی مشترک را دارد، باید عرض کنم که گفتن اینها ساده است، و عملی کردنشان کاری است بس طاقت فرسا. چرا که اغلب این رفتارها از ضمیرناخودآگاه آدمی سرچشمه می گیرند و برای کنترل کردنشان نیاز به اراده و صرف وقت است. و البته کاری است که به هر حال می توان انجام داد و مهمترین کاری است که برای حفظ عشق تان باید انجام دهید.

نیروی عشق

در افسانه شاه آرتور آمده است که وی در زمان کودکی شاهد کشته شدن مادرش توسط دشمنان بود. در همان حال به سمت قبر پدرش می دود تا شمشیری که به نشان شوالیه بودن در قبر فرو برده شده بود را بردارد و به کمک مادرش بشتابد.

شمشیر تا نیمه در قبر فرو رفته بود و آرتور کوچک را یارای در آوردن آن نبود. وی آنقدر سعی کرد تا بالاخره موفق به کندن شمشیر شد. ولی متاسفانه کار از کار گذشته بود.

روزی که آرتور خود شوالیه قدرتمندی شده بود، قاتل مادرش را می یابد و به وی از حس انتقامی که در طول سالهای گذشته داشته است، می گوید. اما قاتل از آرتور امان می خواهد و به وی می گوید: «نیرویی که در آن روز باعث کنده شدن شمشیر از زمین شد، و و در طول این سالها با تو مانده است، عشق به مادرت بود، نه نفرت از من.»

P.S I Love You

اون بیرون پر از عشقه! و هیچکدوم ما نمی تونیم بدون اون بمیریم!

اما گاهی وقتها تنهایی باید بار عشق را کشید. کاری که Holly (با بازی Hilary Swank) بعد از مردن Gerry (با بازی Gerard Butler) مجبور به انجامش شد.

با اینکه بازیگر اصلی فیلم P.S. I Love You هالی بود، اما به نظر من قهرمان اصلی داستان جری هست! چون اوست که با بقیه فرق دارد.

جری که به دلیل تومور در جوانی درگذشت، و عشقش را در این دنیا تنها گذاشت، قبل از مرگ، به گونه ای برنامه ریزی نمود تا فراقش زندگی عزیزترینش را به جنون نکشاند. او یکسال پس از مرگ نیز دوش به دوش همسرش زندگی کرد و او را قدم به قدم همراهی نمود. کاری که جز از عشق بر نمی آید.

در این فیلم علاوه بر عشق، جدایی و فراق نیز به زیبایی به تصویر کشیده شده است. احساسی که واقعاً از آن متنفرم. در و دیوار خانه ای که تا دیروز با هم بودن را میزبان بود، در تنهایی غیر قابل تحمّل است.

به هر حال فیلم دراماتیک زیبایی بود. البته نسخه ای که من داشتم، ترجمه زیرنویسش خیلی مزخرف بود! اما تاثیری که باید می گذاشت را گذاشت!