بایگانی برچسب: شبکه‌های مجازی

آنچه که بر سر بلاگستان آمد…

زمانی وبلاگ‌های ایرانی، یکی از بزرگترین اجتماعات وبلاگی جهان را تشکیل می‌دادند و دنیا متعجب بود که چطور با اوضاع اینترنتی که در ایران وجود دارد، بلاگستان چنان حجم بزرگی دارد. اما این روزها دیگر از آن عظمت سابق خبری نیست. در این باره که چه اتفاقی افتاده بسیار حرف زده‌ایم و هرکس از نگاه خویش به موضوع پرداخته است. اما تاکنون تحقیق جامع و کاملی دراین خصوص ندیده‌ام تا اینکه اخیراً مرکز پژوهش رسانه در ایران مطالعاتی در همین باره انجام داد و نتایج آن را بصورت پژوهشی به زبان انگلیسی منتشر نمود. واشینگتن‌پست هم براساس همین پژوهش، مقاله‌ای نوشته که بازتاب‌هایی هم در رسانه‌های ایران داشته‌ است، اما در این پست قصد دارم تا به بازنشر بخش‌هایی از پژوهش که برای من جالب بودند، بپردازم:

اندازه بلاگستان

در بخشی از پژوهش براساس منابع مختلف به تعداد وبلاگ‌های فارسی در طی سال‌های مختلف اشاره شده که این تعداد تا رقم ۷۰۰هزار وبلاگ و ۱۰۰ وبلاگ فعال شناسایی شده و در آخرین منابع به ۶۰ تا ۱۰۰هزار وبلاگ تقلیل یافته است.

number-of-blogs

خوانندگان وبلاگ‌ها

اکثر کسانی که وبلاگ می‌خواندند، همچنان به خواندن وبلاگ‌ها ادامه می‌دهند و بیش از نیمی از آن‌ها این کار را بصورت روزانه انجام می‌دهند:

عادات خوانندگان وبلاگها

علل تغییر عادات در خواندن وبلاگ‌ها

شبکه‌های اجتماعی نه تنها مهمترین دلیل فاصله گرفتن از وبلاگ‌ها هستند بلکه علت اصلی وقت گذاشتن بیشتر برای وبلاگ‌ها هم محسوب می‌شوند:

علل تغییر عادات خوانندگان وبلاگ‌ها

راههای دسترسی به وبلاگ‌ها

در سال‌های اخیر شبکه‌های اجتماعی بیشترین رشد را در بین روش‌های دسترسی به وبلاگ‌ها دارا بوده است. نکته حایز اهمیت دیگر کاهش چشمگیر مراجعه مستقیم به آدرس وبلاگ‌ها می‌باشد:

راه‌های دسترسی به وبلاگ‌ها

وبلاگ‌نویسان و وبلاگ‌خوانان

اکثر کسانی که وبلاگ‌ها را می‌خوانند، خودشان وبلاگ‌نویس می‌باشند اما خیلی از آن‌ها وبلاگ‌های خود را تعطیل کرده‌اند:

وبلاگ‌نویسان و وبلاگ‌خوانان

دلایل شروع و توقف وبلاگ‌نویسی

رضایت شخصی و دلایل شخصی، مهمترین عوامل شروع و توقف وبلاگ‌نویسی هستند. همچنین وقت‌گذرانی بیشتر در شبکه‌های اجتماعی دومین عامل مهم توقف وبلاگ‌نویسی معرفی شده است:

دلایل شروع و توقف وبلاگ‌نویسی

و اما به نظر من

وبلاگ در سالهاى اول شکل گرفتنش در بین فارسى زبانان، هویت مجازى یک فرد محسوب می‌شد. پروفایلى بود که افراد حرفهایشان را درباره هر موضوعى در آن مى‌زدند. لذا اغلب وبلاگها با موضوعیت شخصى و ترکیبى بودند. اما به تدریج با ظهور وب‌سرویس‌هایى که مى‌شد در آنها هویت مجازى تعریف کرد و حرفهاى شخصى را راحت‌تر زد، شکل تخصصى‌تر وبلاگها پدید آمد.  قبلاً که شبکه‌هاى مجازى نبودند، مجبور بودیم تا براى زدن هر حرفى و بیان هر خاطره و اتفاقى مطلبى در وبلاگ بنویسیم. اما حالا خیلى از این حرفها و خاطرت، خیلى کوتاه و متاسفانه زودگذر در شبکه‌هاى مجازى زده مى‌شود. و همین امر هم موجب شده تا خیلى از وبلاگهاى اغلب شخصى غیر فعال شوند. به نظر من دنیاى مجازى که قبلاً بیشتر جاى زدن حرفهاى مهم بود حالا با آمدن شبکه هاى مجازى شبیه یک اجتماع شلوغ و پر سر و صدا شده.

وبلاگ نویسى نیازمند صرف وقت و تفکر و تأمل بیشترى است، اما در شبکه‌هاى مجازى که ما شاهدش هستیم حتى گاهاً حرفها بدون فکر کردن زده مى‌شوند! خواننده‌اى هم که به وبلاگ مراجعه مى‌کند با دقت بیشترى مطالعه مى‌کند و در پى یادگیرى و دانستن است. اما در شبکه‌هاى مجازى که مى‌بینیم، اغلب حال و هواى سرگرمى حاکم است. از سوى دیگر در جریانهاى خبررسانى و ایجاد سریع یک موج خبرى، شبکه‌هاى مجازى موفقتر و سریعتر عمل مى‌کنند. چرا که براى وبلاگ نوشتن وقت بیشترى باید صرف کرد و تا زمانى که چندین وبلاگ نویس درباره یک موضوع اظهارنظر کنند، ممکن است چند ساعت یا چند روزى بگذرد، به همین دلیل وبلاگها براى ایجاد موج تحلیلى در رابطه با یک موضوع بهتر عمل مى‌کنند، اما موج خبرى آنى و فورى در شبکه‌هاى مجازى راحت‌تر شکل مى گیرد. بنابراین هرچند که شاید عده‌ای از تاثیر مخرب شبکه‌هاى مجازى بر وبلاگها سخن می‌گویند اما به نظر من در شرایط فعلى این دو لازم و ملزوم همدیگر هستند و باید در کنار هم بکار گرفته شوند.

بطور کلى امروزه وبلاگستان تقریباً بخاطر نسل جدید سرویسهاى مجازى و ظهور شبکه‌هاى مجازى از نظر کمیت کمرنگ‌تر شده اما کیفیت آن به مراتب بالاتر رفته است. خصوصاً وبلاگهاى تخصصى بسیار قدرتمند شده‌اند و حالا یکى از معتبرترین و سریعترین منابع اطلاعاتی محسوب می‌شوند. خوانندگان وبلاگها هم حالا از افراد مطلع‌تر و عالم‌تر تشکیل شده اند و خیلى از کامنتها و فیدبکهاى غیرمنطقى سالهاى اول، دیگر حذف شده‌اند. خواننده‌اى که امروز به وبلاگى مراجعه می‌کند در پى رسیدن به نتیجه است و لذا از سر وظیفه مطلبى را نمى‌خواند تا کامنتى بگذارد و شما را وادار به بازدید از وبلاگش کند.

اما گسترش شبکه‌هاى مجازى ذائقه خوانندگان را هم اندکى تغییر داده است و اغلب علاقه دارند مطالب کوتاهتر را بخوانند. همین شبکه‌ها همچنین موجب شده‌اند تا یکى از خاصیت وبلاگها محو شود. در سالهاى اولیه وبلاگها شکلى از شبکه به خود گرفته بودند و بلاگرها سعى مى‌کردند تا وبلاگهایشان را به همدیگر و به خوانندگان‌شان زنجیر کنند تا ارتباطات محکمتر باشد، اما حالا شبکه‌هاى اجتماعی تحت وب این رابطه را بر هم زده‌اند و گویا دیگر نیاز نیست که از طریق وبلاگها همدیگر را پیدا کنیم.

در حال حاضر با وجود ابزارهاى موجود به نظرم آنچه که باید وبلاگها از سایر ابزارها و سرویس ها تاثیر مى گرفت، گرفته است و براى آینده باید منتظر ظهور سرویس‌هاى جدید بود. اما با این حال چون نقطه اوج وبلاگها از نظر کمیت در سالهاى پیش بود، بنابراین آیندگانى که پس از این وارد دنیاى مجازى مى‌شوند با وجود ابزارهاى موجود براى داشتن هویت مجازى در ابتدا به سراغ وبلاگها نخواهند رفت و از طرف دیگر چون قدرت وبلاگهاى موجود و فعال روز به روز در حال افزایش است، بنابراین آیندگانى که مى‌خواهند دست به ایجاد وبلاگ جدید بزنند براى کسب بازدید دلهره بیشترى خواهند داشت و دلسردتر خواهند بود. لذا به نظرم مى‌آید که فضاى وبلاگستان از این هم در کمیت کوچکتر خواهد شد. و شاید ظهور وب سرویسى در این حوزه بتواند کمى اوضاع را متعادل‌تر کند.

در انتها به نظر من  نگاه اغلب ما اینگونه است که وبلاگها و شبکه‌هاى مجازى دو پدیده جدا هستند، اما شاید بتوان اینگونه نگاه کرد که شبکه‌هاى مجازى نسل جدیدى از وبلاگها می‌باشند و وبلاگ پدر توییتر و فیس بوک و… است!

زلزله آذربایجان و خطر مطالب دروغین در شبکه‌های اجتماعی

زلزله آذربایجان یک اتفاق دلخراش بود که همه را ناراحت کرد. این بار هم دیدیم که سریعترین خبرها در این باره در شبکه‌های اجتماعی مجازی مثل توئیتر و فیس‌بوک منتشر شد. با گذشت یک روز از این اتفاق هنوز مهمترین خبر در این شبکه‌ها، اطلاع‌رسانی درباره‌ی زلزله و بیان روش‌های مختلف کمک‌رسانی به آسیب دیدگان هست.

اما متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلاتی که در خبررسانی در شبکه‌های اجتماعی به چشم می‌خورد، استفاده از خبرها یا تصاویر دروغین است که باعث می‌شود تا اعتماد عمومی به مطالب ارائه شده کمرنگ شود و این امر می‌تواند آفت بزرگی برای شبکه‌های اجتماعی تحت وب باشد.

خواستم تا در گیر و دار این اتفاق، توجه‌ فعالان وب را به این موضوع جلب کنم تا نسبت به انتشار خبرها و تصاویر دقت بیشتری کنیم که خدای نکرده در اوضاع مشابه اعتماد عمومی به وب کم نشود.

کافیست قبل از انتشار خبری که خودتان در جریانش نیستید از ابزارهای جستجو استفاده کنید و تا قبل از اینکه منبع موثقی برایش پیدا نکردید آن را بازنشر ندهید.

حتی برای تصاویر هم می‌توانید از جستجوی تصاویر گوگل استفاده کنید و با دادن تصویر به آن ببینید که آیا قبلاً آن عکس در واقعه‌ی دیگری منتشر شده یا نه.

شرکت در دوره‌ی آموزشی رایگان «سواد رسانه‌ای» می‌تواند توصیه‌های مفیدی را برای تشخیص شایعه از خبرهای درست در اختیارتان قرار دهد.

لطفاً بیشتر مراقب مطالبی باشید که در بحران منتشر می‌کنید…

[از اجتماع وب] نریمان غریب

در سلسله پست‌های «در اجتماع وب» به گپ‌زنی با افرادی می‌پردازم که به موازات زندگی حقیقی‌شان، در وب نیز زندگی فعالی دارند. هدف از این گفتگوها آشنا شدن با ساکنین شبکه‌های مجازی و شناخت شبکه‌های اجتماعی تحت وب است.

در این مجموعه، سعی من بر آن بوده تا به سوالات اساسی بسنده کنم تا حتی‌الامکان طول پست‌ها کمتر شود. همچنین به جهت تسهیل جمع‌بندی، تصمیمم بر آن است که از همگان سوالات یکسانی پرسیده شود تا از این طریق نگاه‌های موافق و مخالف راحت‌تر دیده شوند.

خواهشم این است که با تاباندن نور راهنمایی‌های‌تان، مسیر را هموارتر کنید تا به آن‌چه که باید، برسیم… (توضیحات بیشتر)

آدرس مجازیت کجاست؟

آدرس مجازیم فیس‌بوک و توییترم هست.

    

چند وقته در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنی و بطور متوسط چه مدت زمانی رو در این شبکه‌های مجازی سپری می‌کنی؟

من از اواسط سال ۲۰۰۸ با جدیت تمام شبکه‌های اجتماعی رو دنبال می‌کردم، البته آن زمان‌ها شبکه‌های اجتماعی مثل امروز نبودند و فقط چندتا سایت بودند که شلوغ نبودند و یک ایده کوچیکی بودند. من هر روز با کامپیوتر و موبایلم بطور متوسط ۱۰ تا ۱۲ساعت رو از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنم

چه عاملی باعث می‌شه که دوست داشته باشی در شبکه‌های اجتماعی تحت وب، فعالیت کنی؟

اینکه با دوستام در ارتباط نزدیک‌تری هستم و اونا و من از حال هم خبر داریم، اگرچه یک ؛لایک ، کامنت و ریتوییت و منشن‌توییتر؛ هم کم اثر نیستد :)

به نظر می‌رسه که فعالان شبکه‌های اجتماعی وب دوست دارند تا هر لحظه از وضعیت‌شون رو گزارش بدن. دلیلش چی می‌تونه باشه؟

دلیل من ب‌شخصه اینه که دوست دارم خودم رو خالی کنم، شاید وقتی با دوستی درد و دل تلفنی یا حضوری می‌کنم همه‌چی تموم میشه بعداز یک مدت فراموش می‌کنی، اما من می‌نویسم از روزگار از اتفاق‌های اطرافم‌ به شخصه که این متنها بمونه نظرات رو ببینم لایک‌ها رو ببینم و بعدا بازم بهشون روجوع کنم. دلیل دیگه‌ای اینه که دوست دارم همه بدونن چه حسی دارم اگر پول زیاد میاد بگم بچه‌ها امروز خوشحالم یا ناراحتم و همینطور در رابطه با باقی مسائل…

پروفایل‌های مجازی شما خصوصی ‌شده است یا اینکه بصورت عمومی قابل رویت هستند؟

ب شخصه توییتر و فرندفید و گوگل پلاسم عمومی هستند، البته گاهی مورد حمله اشخاصی قرار می‌گیرم برای مدتی خصوصی می‌شم اما بعدش عمومی هستم. در مورد فیس‌بوک هم اگر شخصی را نشناسم درخواست دوستی‌اش را رد می‌کنم اما بهشون اجازه می‌دم مطالب عمومی من را بخوانند.

آیا تابحال دوستی‌های مجازی‌تون به رفاقت‌های دنیای واقعی و دید و بازدیدهای بیرون از وب هم کشیده؟

معمولا تمام دوستی‌های من با اشخاص حقیقی انجام می‌شه و بله بیشتر از ۹۰درصد دوستان مجازی را در بیرون ملاقات کرده‌ام و حتی دوستی‌ها اینقدر قوی و صمیمی می‌شه که بطور مثال به مهمانی‌های همدیگر هم می‌رویم.

با توجه به اینکه کنترل و تحت نظر قرار دادن افراد در شبکه‌های اجتماعی تحت وب برای حکومت‌ها آسون‌تره، فکر می‌کنی که فعالیت در این‌گونه شبکه‌ها چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟ آیا اصولاً با این‌گونه نظارت‌ها موافقی؟

خب در اینکه با این کار موافق نیستم شکی نیست، اما هرکسی مسئول نوشته‌های خودشه.

فعالیت کردن شما و یا من در شبکه‌های اجتماعی خطری برای کسی نداره، بلکه این یک تئوری و تفکری است که بعضی از حکومت‌ها در کشورهای مختلف دارند و فکر می‌کنن شبکه‌های اجتماعی جبهه دشمن هستش.

آیا بطور کل زندگی در شبکه‌های مجازی تحت وب رو مفید می‌دونی‌ و به دیگران وقت گذاشتن در این شبکه‌ها رو توصیه می‌کنی یا نه؟

می‌دونید چیه، بنظر من شخص بایستی خودش بفهمه و از بودن در وب لذت ببره حتی شده معتاد این فضای مجازی بشه، من اگه خودم جلو آینه وایسم به خودم آره توصیه می‌کنم اما نمی‌تونم به کسی این حرف رو بزنم.اهداف مردم و نتیجه‌ای که از این شبکه‌ها می‌خواهند بگیرند با هم فرق داره.

[از اجتماع وب] منیره منتظری

در سلسله پست‌های «در اجتماع وب» به گپ‌زنی با افرادی می‌پردازم که به موازات زندگی حقیقی‌شان، در وب نیز زندگی فعالی دارند. هدف از این گفتگوها آشنا شدن با ساکنین شبکه‌های مجازی و شناخت شبکه‌های اجتماعی تحت وب است. (توضیحات بیشتر)

آدرس مجازیت کجاست؟

وبلاگم که monire.ir هست و تو شبکه‌های مجازی با یوزر monire فعال هستم که جدیدا سند یوزر moniirre رو هم به اسم خودم زدم :دی

    

چند وقته در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنی و بطور متوسط چه مدت زمانی رو در این شبکه‌های مجازی سپری می‌کنی؟

گمونم یه ۴ سالی میشه که توییتری شدم و بلافاصله بعدش فرندفیدی. ولی فیسبوک رو خیلی قبلتر از توییتر داشتم منتها تا مدتها ازش استفاده‌ای نمیکردم.

در مورد مدت زمان استفاده هم … سعی میکنم همیشه آنلاین باشم (بخصوص در مورد توییتر که خاصیتش همیشه حضور داشتنه) ولی خب از وقتی جی‌پی‌آر‌اس رو کنار گذاشتم گمونم روزی ۶-۷ ساعت آنلاین باشم. ولی اینها به این معنی نیست که همه‌ی این ساعات رو تمام و کمال حواسم به اینترنت هست. در حینش به کارهای دیگه‌م هم میپردازم.

چه عاملی باعث می‌شه که دوست داشته باشی در شبکه‌های اجتماعی تحت وب، فعالیت کنی؟

تبادل اطلاعات و سرگرم شدن … البته اینها بهانه ست. بیشتر واسه از تنهایی در اومدنه.

به نظر می‌رسه که فعالان شبکه‌های اجتماعی وب دوست دارند تا هر لحظه از وضعیت‌شون رو گزارش بدن. دلیلش چی می‌تونه باشه؟

شاید چون فکر میکنن این وضعیت گزارش دادن اطلاعات مهمی‌ه :دی من خودم بیشتر یه نوع عادت و ثبت خاطرات روزمره‌م شده و خب همون عامل از تنهایی در اومدن هم تاثیر داره. میخوام لحظاتم رو با بقیه شریک بشم.

پروفایل‌های مجازی شما خصوصی ‌شده است یا اینکه بصورت عمومی قابل رویت هستند؟

توییتر و فرندفیدم اغلب عمومی‌ان (مگر بعضی مواقع خاص) ولی خب فیسبوک نه! چون مردم عادی‌تر و اغلب دوستان و آشنایان عضو هستن و خیلی‌ها بهش دسترسی دارن اونجا بیشتر پست‌هام خصوصی هستند.

آیا تابحال دوستی‌های مجازی‌تون به رفاقت‌های دنیای واقعی و دید و بازدیدهای بیرون از وب هم کشیده؟

اون اوایل خیلی داغتر بودم که مثلا دوستای مجازیمو ببینم و خوشبختانه خیلی‌ها رو هم دیدم و تعدادیشون هم دوستان ثابتم شدن. ولی خب این تب هم مثل بقیه تب‌ها خوابیده :)

فکر می‌کنی که چرا دیگه اون هیجان قبلی رو نداری؟ به نظر می‌رسه که از این‌جور دوستی‌ها دل خوشی نداری؟

شاید چون الان بیشتر درگیر زندگی حقیقی‌ترم هستم و بیشتر با دوستای دنیای حقیقی‌م وقت میگذرونم. شایدم چون به اندازه کافی دوستِ خوب مجازی یافتم که دیگه نیاز این رو نمی‌بینم که با دیدار آدمای مجازی بهشون نزدیکتر بشم و یه جورایی ترجیح میدم دامنه‌ی دوستیمو محدود کنم.

ولی این سوالتون خیلی زیرکانه بود :دی درسته که خاطره بدی از این دوستی‌های حقیقی شده دارم ولی اون قدر نبود که روی اشتیاقم واسه دیدن بقیه تاثیر بذاره.

با توجه به اینکه کنترل و تحت نظر قرار دادن افراد در شبکه‌های اجتماعی تحت وب برای حکومت‌ها آسون‌تره، فکر می‌کنی که فعالیت در این‌گونه شبکه‌ها چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟ آیا اصولاً با این‌گونه نظارت‌ها موافقی؟

اینکه کنترل شبکه‌های اجتماعی آسونتره و بارها شده باعث دردسر عده‌ای بشه رو قبول دارم ولی اینکه این دلیل باعث بشه ما از این تکنولوژی دست بکشیم رو نه! حتی به نظرم نباس خودسانسوری کرد. البته کله‌م زیاد بوی قرمه سبزی میده :دی

در مورد نظارت‌ها هم نظری ندارم. بذارین خوش باشن :دی

آیا بطور کل زندگی در شبکه‌های مجازی تحت وب رو مفید می‌دونی‌ و به دیگران وقت گذاشتن در این شبکه‌ها رو توصیه می‌کنی یا نه؟

بستگی به هدف آدما داره. از نظر تبادل اطلاعات و درجریان قرار گرفتن اخبار روز و حتی رشد روابط اجتماعی و شناخت آدما خیلی خیلی مفیده. و خب باز بستگی به آدمش داره. به بعضیا توصیه نمیکنم (حتی گاهی منع میکنم) ولی به بعضیا مشتاقانه پیشنهاد میدم حضور پررنگ‌تری داشته باشن :دی

خب چطور به این نتیجه می‌رسی؟ آیا افرادی که باید در این شبکه‌ها حضور پررنگی داشته باشند، ویژگی خاصی دارند؟ 

ویژگی‌ای مهمتر از فرهنگ و جنبه‌ی استفاده؟

البته بیشتر تا الان منع‌هایی که کردم مربوط به توییتر و فرندفید بوده اونم چون ترجیح میدادم توییت‌هام (که خیلی بی‌پروا و بدون خودسانسوری هستند) رو دوستان دنیای حقیقی‌م نخونن. اینم یه نوع بدجنسی‌ه دیگه :دی

[از اجتماع وب] علی علی‌اکبری

این روزها با پدیده‌ای بنام شبکه‌های مجازی یا شبکه‌های اجتماعی تحت وب روبرو هستیم که به نظر می‌رسد در حال دگرگون کردن ساختار کنش‌های اجتماعی در جوامع و بخصوص نسل جدید هستند.  با این‌که چند سالی است از تولد این شبکه‌ها می‌گذرد اما رشد سریع‌شان موجب شده که هنوز برای بسیاری ناشناخته باقی بماند. عده‌ای از روی کنجکاوی مدتی را در این شبکه‌ها می‌گذرانند و بعد بی آن‌که از آن بهره‌ای ببرند، سردرگم، رهایش می‌کنند. برخی هم زمان زیادی را در این شبکه‌ها می‌گذرانند اما کمی که در عمق زندگی حقیقی پیش‌تر می‌روند، به ناچار رهایش می‌کنند و از آن فقط خاطره‌ای برای‌شان می‌ماند.

اما هستند کسانی هم که در اجتماعات وب “زندگی” می‌کنند. این‌ها در همه‌ی دورا‌ن‌های عمر (نوجوانی، مجردی، متاهلی، دانشجویی، کارمندی و…) به موازات زندگی حقیقی‌شان، در دنیای مجازی هم وقت می‌گذرانند و حتی گاهی نقطه عطفی بین این دو دنیا برقرار می‌سازند. و همین امر هم موجب می‌شود تا نسبت به دیگران شناخت عمیق‌تری نسبت به شبکه‌های اجتماعی تحت وب داشته باشند. 

در سلسله‌ پست‌های آتی خواهم کوشید تا با مراجعه به این افراد، بابی را فراهم کنم که از طریق آن شناخت بهتری از شبکه‌های مجازی بدست آید.

در این مجموعه، سعی من بر آن بوده تا به سوالات اساسی بسنده کنم تا حتی‌الامکان طول پست‌ها کمتر شود. همچنین به جهت تسهیل جمع‌بندی، تصمیمم بر آن است که از همگان سوالات یکسانی پرسیده شود تا از این طریق نگاه‌های موافق و مخالف راحت‌تر دیده شوند.

خواهشم این است که با تاباندن نور راهنمایی‌های‌تان، مسیر را هموارتر کنید تا به آن‌چه که باید، برسیم…

آدرس مجازیت کجاست؟

www.conformist.ir

    

چند وقته در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنی و بطور متوسط چه مدت زمانی رو در این شبکه‌های مجازی سپری می‌کنی؟

من از سال ۸۳ با اسم اصلی، وبلاگ نوشتن رو شروع کردم و قبلش هم البته وبلاگ داشتم ولی آش دهن‌سوزی نبود. از اون سال وارد جامعه‌ی وبلاگی شدم. ۴ سال هم هست که مستمر در شبکه‌های اجتماعی حضور داشتم. بیشتر در فرندفید و توییتر و البته مرحوم گودر.

زمان ثابتی برای حضور ندارم ، گاهی روزانه نیم ساعت ، گاهی تا ۶ ساعت در روز هم می‌شه. همه‌چیز بستگی به شرایط داره.

چه عاملی باعث می‌شه که دوست داشته باشی در شبکه‌های اجتماعی تحت وب، فعالیت کنی؟

من خیلی از دوست‌های دنیای واقعی‌م رو از همین دنیای مجازی پیدا کردم. حتا راه آشنایی من و همسرم از طریق همین شبکه‌های اجتماعی بود. من بیشتر اخبار فناوری و اخبار اجتماعی روز رو از طریق همین اخبار دنبال می‌کنم، البته با ابزارهای مختلف، از زمان مرحوم گودر به این سو البته نحوه‌ی دنبال کردن این اخبار تفاوت شایانی کرده و الان بیشتر سرخط خبرها رو دنبال می‌کنم. در کل به‌روز موندن اونم توی رشته‌ی ما (شاخه تحصیلی من کامپیوتر هست) کار سختی‌ه و همین شبکه‌ی اجتماعی خیلی بهش کمک می‌کنه. ولی اگر بخوام صادقانه فقط یک دلیل(سلام مرتضا) براش بیان کنم حضور دوستانم و به نوعی معاشرت با اونهاست که منو جذب این شبکه‌ها می‌کنه.

به نظر می‌رسه که فعالان شبکه‌های اجتماعی وب دوست دارند تا هر لحظه از وضعیت‌شون رو گزارش بدن. دلیلش چی می‌تونه باشه؟

برای من و بیشتر کاربران اطرافم که در دایره‌ی دوستانم دارمشون یه جور زندگی هست بودن توی این شبکه‌ها. ما واقعا فرقی با دنیای بیرونمون نداریم، البته کمی با ادب‌تر هستیم در دنیای بیرون :) ، ولی کلیت قضیه همین هست. وقتی شما در حال زندگی‌کردن توی یه محیطی مثل توییتر یا فرندفید باشید ، خواه‌ناخواه بستر برای گفتن از کارهایی انجام می‌دی ، حال و هوای روحی‌ت ، موسیقی‌هایی که می‌شنوی(لست.اف‌ام) ، فیلم‌هایی که می‌بینی ، برنامه‌هایی که استفاده می‌کنی ، عکس‌هایی که توجه‌ت رو جلب کردن و خلاصه همه‌چیز مهیا هست. در نتیجه بیان می‌کنی و شرح‌حال باقی دوستان رو هم می‌خونی و از حال و اتفاقاتی که براشون می‌افته با خبر می‌شی. به عنوان مثال در اثر تحریم‌های بی‌اثر شرکتی که من در اونجا مشغول به کار بودم از ایران رفت و من تقریبا بی‌کار شدم ولی همین دوستان وقتی دیدن من این اتفاقات برام افتاد بلافاصله دست به کار شدن و تعداد زیادی شغل برای من مهیا شد. در هر صورت این میل به گفتن و به‌قولی گزارش دادن شرح حال به نظرم یه رفتار خاص یا یه عادت نیست ، یه جورایی از شاخص‌های محیط مجازی هست.

پروفایل‌های مجازی شما خصوصی ‌شده است یا اینکه بصورت عمومی قابل رویت هستند؟

پروفایل توییترم عمومی و پروفایل فرندفیدم خصوصی‌ست.

آیا تابحال دوستی‌های مجازی‌تون به رفاقت‌های دنیای واقعی و دید و بازدیدهای بیرون از وب هم کشیده؟

به ازدواج هم کشیده حتا ، به دیدار در دنیای واقعی که از روزهای اول هم بود :)) / فارغ از شوخی من تقریبا ظهر روزهای پنجشنبه‌ی هر هفته رو با بهترین دوستانم که همه‌شون از همین شبکه‌های مجازی میان می‌گذرونم، و این یه جورایی قانون زندگی من و همسرم شده. تنها فرصت تفریح‌مون در تمام مدت هفته هم هست البته و این اهمیت‌ش رو نشون می‌ده.

با توجه به اینکه کنترل و تحت نظر قرار دادن افراد در شبکه‌های اجتماعی تحت وب برای حکومت‌ها آسون‌تره، فکر می‌کنی که فعالیت در این‌گونه شبکه‌ها چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟ آیا اصولاً با این‌گونه نظارت‌ها موافقی؟

ببینید بالاخره حفظ امنیت مملکت از همه‌چیز مهم‌تره ، ولی نکته این‌جاست که آیا امنیت مملکت از طرف شبکه‌های اجتماعی تهدید می‌شه؟ یا مثلا اشتباهات نظام اقتصادی تهدید بزرگتریه؟ نظر شخصی من این هست که نظارت باید باشه ولی من کارمند که از صبح تا دیروقت کار می‌کنم یا اون دانشجویی که هزارتا مشغله داره فرد مناسبی برای براندازی یا تهدید امنیت نیست. اون کسی هم که بخواد امنیت کشور رو به خطر بندازه قطعا نمیاد توی شبکه‌های اجتماعی جار بزنه. این فقط اتلاف وقت و هزینه‌ست(که البته سود بعضی از دوستان در پر خطر جلوه‌دادن این فضاست به دلیل منفعت مالی حاصله از بودجه‌های کلان) یه جورایی فقط اصطکاک ایجاد می‌کنه در بدنه‌ی مردم و جو بدگمانی و نفرت رو گسترش می‌ده که به نظرم خطرناک‌تر از هر توطئه‌ای هست.

آیا بطور کل زندگی در شبکه‌های مجازی تحت وب رو مفید می‌دونی‌ و به دیگران وقت گذاشتن در این شبکه‌ها رو توصیه می‌کنی یا نه؟

قطعا کارهای بهتری مثل خوندن کتاب و دیدن فیلم و شنیدن موسیقی هست که بهتر از شبکه‌های مجازی باشه ولی من معتقدم زندگی گاهی نیاز به نفس کشیدن هم داره. این شبکه‌ها برای من حکم تنفس رو داره.