از این اوضاع بی سامان

از ما نفت نخواهند خرید! داد و ستدهای مالی‌مان هم تحریم است، و حالا باید معامله‌ی کالا به کالا انجام دهیم! خیلی از شرکت‌های بزرگ ترجیح می‌دهند که عطای بازار بزرگ ایران را به لقایش ببخشند تا به سبب آن دچار تحریم نشوند. و…

قبول ندارم که همه‌ی ساز و کارهای دنیا درست و اصولی است. اما در همین دنیای پر از دوز و کلک هم نمی‌توان دور خود دیوار کشید و زندگی گذراند. با چند رفیق دور و نزدیکِ مثل خود و بدتر از خود هم، دردی درمان نمی‌شود. این چند ابرقدرتی هم که چاپلوسی‌مان را می‌کنند، بهتر از بقیه نیستند و حتی چه بسا که استعمارگران جدیدی باشند که فقط به فکر منافع خود و چپاول کردن ما هستند.

چاره در گفتگوست. گفتگوی اصولی. حالا که به ما اعتماد ندارند، باید اعتماد دنیا را جلب کنیم. نگوییم که چرا اسراییل بمب اتمی داشته باشد و ما نداشته باشیم! چون اگر آن‌ها به لطف حیله‌گری‌های‌شان دارند، لااقل هرگز لفظاً دنیا را تهدید به استفاده از سلاح‌های اتمی نکرده‌اند، اما ما هر روز برای کشورهای دور و نزدیک خط و نشان می‌کشیم! حالا دنیا باید هم بترسد که اگر ما سلاح اتمی داشته باشیم، دیگر وا مصیبتاست! پس باید یک قدم به عقب برداریم و سر فرود آوریم تا حداقل مدتی آب از آسیب بیافتد. وگرنه اوضاع همینی هست که می‌بینیم و حتی بسی هم بدتر!

به هر حال حرکتی باید! پس کجایند آن بلبلانی که با هر تق و توقی چه چه می‌زدند؟! نکند به خیال‌شان با سکوت اوضاع روبراه خواهد شد؟! قیمت‌ها تا کجا باید بالا کشیده شوند تا شما به خود بیایید؟! بیایید فکری اساسی برای این بی سر و سامانی کنید…

جهان زشت ما !

دنیای ما به خوب‌ها و بدها تقسیم نمی‌شود. ما روشنایی و تاریکی را در کنار یکدیگر داریم. در درون همه‌ی ما خوبی و بدی وجود دارد.

 دیالوگی از هری پاتر و محفل ققنوس

بله در دنیای ما خوبی و زشتی در هم تنیده. و گاهی این در هم تنیدگی آن‌قدر پیچیده است که تفکیکش آسان نیست. اما برآیند آنچه که در کل دنیا می‌توان دید، برآیندی نیست که بتوان آن را «خوبی» نامید.

همه‌ی زندگی بشر زیر چتری از «زر» و «زور» اداره می‌شود. آن‌ها که به این نهادها نزدیکند، زندگی شادی می‌گذرانند و وقت پرداختن به سایر ملزومات یک زندگی شایسته‌ی بشریت را دارند، و آنانی که دور از این توفیقات هستند، فقط سعی می‌کنند که روزها را بگذرانند.

این‌ها محدود به کشور ما یا کشورهای عقب‌مانده نیست. همه‌ی دنیا کم و بیش این اوضاع را دارند. همین هم هست که این روزها شاهد راه افتادن جنبشی مثل «جنبش تسخیر وال استریت» هستیم. زندگی‌ها سخت شده و تحمل‌ها تاب آمده!

البته این روزها بشریت دچار یک مشکل خطرناک دیگر هم هست: «تزویر»! هستند گروهی که در این آشفته بازار، پشت ضعفای به تنگ آمده می‌ایستند و به بهانه‌ی حمایت از جنبش‌های بهتر کردن دنیا، اهداف خودشان را پیش می‌برند. این‌ها هم خود مشکل دیگری هستند که آشفته‌ی مشوش ما را مشوش‌تر می‌کنند و به تنگ آورده‌اند ما را.

آری! جهان ما چه بخواهیم و چه نخواهیم به همین زشتی است! خوشی‌هایی هم که به آن‌ها، کوتاه دل می‌بندیم، فقط برای از یاد بردن زشتی دنیایی‌ست که در آن نفس می‌کشیم.

نمی‌دانم که می‌شود یا نه! اما همچنان امید دارم که بشود تا با خودمان شروع کنیم و زشتی‌های تن‌مان را بزدائیم، و بعدتر ساختارها را تغییر دهیم و دنیای بهتری بسازیم تا بتوانیم خوشبخت‌تر نفس بکشیم.

احتمالاً می‌شود! اما نه به تنهایی. همه باید بخواهیم که بشود…

به خواهر بزرگوارم، سمیه بانو توحیدلو

با اینکه متانت و آرامشت از پسِ نوشته‌های پر ز منطقت همیشه نمایان بود، اما تصورم بعد از همان یک‌بار دیداری که در همایش برترین بانوان وبلاگ‌نویس، با هم داشتیم، به کلی دگرگون شد. منِ طوفانی، کجا آن همه آرامش و وقار را می‌توانستم دیده باشم؟! بر خود بالیدم و بر دستان اینترنت بوسه زدم، که مرا با گوهری چون حضور شما آشنا کرد.

اما امروز، چگونه بار این شرم عظیم را تحمل کنم؟ حتی چگونه رویم شود تا روی دیوار نمایه‌های آن‌لاین‌تان، ابراز درد نمایم؟ گیرم از شما هم پنهان شدم، در پیشگاه تعالی، چه بهانه‌ای برای غیبت در آن هنگامه‌ی سوال بیاورم؟ کجا بود تن بی‌ارزش من، وقتی که روح عظیم تو در زیر فشار جور تفال می‌زد؟

و وای بر ما در آن دقایق عدالت، که سحرشان برای‌شان رذالت، و سکوت‌مان برای‌مان حقارت آورد. و خوشا به سعادت تو، در آن زمان که نور حقانیت از گفتارت طلوع کند و درد، حمایل‌کش عظمتت شود…

[بازی وبلاگی] :‌ نقل فالگوشی‌ها

این چند روزی که قرار شد تا فال‌گوش بایستیم و نقلش کنیم برای همدیگر، حرف‌های زیادی را گوش دادم! اغلبشان دغدغه‌های هر روزه‌ی مردم بودند، از این‌جمله:

[در بانک]

پیرمرد: آقا،ببین یارانه‌ رو برام ریختن؟

تحویلدار: [دفترچه‌ی حساب را وارسی می‌کند و با تعجب می‌گوید:] شما که مرحله‌ی دوم رو هم گرفتی؟!

پیرمرد: عیدیش رو که نگرفتم! یه ماه پیش عیدی کارمندا رو با حقوق‌شون دادن. الان ما که حقوق‌بگیر شدیم مال ما رو ندادن!

بنزین هم که حرف اول ماشین‌نشین‌هاست:

[در تاکسی]

مسافر جلویی: چندصد تُن بنزین زیاد اومده قراره چند روز دیگه بدن، اون هم با قیمت ۱۰۰ تومنی!

راننده: اینا برای بستن دهن مردم حاضرن همه چی بدن! برای همین هم نزدیک چهارشنبه‌سوری این خبر رو اعلام کردن.

مسافر عقبی: کی فکرشو می‌کرد یه روز برای پیدا کردن بنزین لیتری ۴۰۰ تومنی مجبور بشی به این و اون رو بندازی؟!

در ساختمان‌ها، نرخ‌های جدید آب و برق و گاز نقل هر جمعی است:

[در راه‌پله‌های آپارتمان]

همسایه اولی: آخه ما که دو نفریم و ۱۶۹ تومن یارانه گرفتیم باید ۶۰ تومنش رو بدیم پول گاز، بعد این همساده هم که ۵ نفرن و کلی یارانه گرفتن، ۶۰ تومن بدن؟!

همسایه دومی: تازه مصرف گازشون هم بیشتره! همشون که توی یه اتاق جا نمیشن بخوابن، برای همین هم مجبورن تا سه چهار تا بخاری رو روشن بزارن!

و بالاخره چهارشنبه‌سوری هم موضوع امروز بیشتر محافلی بود که از کنارشان می‌گذشتم:

[در محل کار]

همکار اولی: امروز از همه‌ی مغازه‌دارها تعهد گرفتن که ساعت ۶ کرکره رو پائین بکشن. همه‌ی ادارات و سازمان‌هایی هم که شیفت عصر داشتن باید تعطیل کنن.

همکار دومی: به تاکسی‌ها هم گفتن که نباید عصر سمت گلسار و منظریه مسافر ببرن.

همکار اولی: همه‌ی اینا بخاطر اینه که موسوی و کروبی گفتن که مردم بیان چهارشنبه‌سوری کنن!

بله! مدت‌هاست که حتی گوش‌های‌مان هم از تکرار خسته‌اند!

نقل فال‌گوشی‌های دیگران را هم بشنوید:

– رسم روزگار : اندراحوالات بوق خوب

گپی با یکتاپرستان

نُه سال از حادثه‌ی اسفناک یازده سپتامبر می‌گذرد. متاسفانه یکی از مظلوم‌ترین قربانیان این حادثه در طی این سالیان «دین اسلام» بوده است. با آنکه گفته می‌شود مقصر اصلی این واقعه گروه طالبان بوده‌اند و با وجود اینکه اصلاً نمی‌توان طالبان را جز مسلمانان به حساب آورد، اما با این حال عده‌ای از اسلام ستیزان از این آب گل‌آلود جهت رسیدن به اهداف خویش بهره برده‌اند و گویا با کمک رسانه‌ها و البته برخی بی‌فکری‌های کشورهای به اصطلاح مسلمان توانسته‌اند تا حدود زیادی به این هدف نائل آیند.

اما افکار عمومی جهان باید بدانند، اسلامی که امروز در اغلب رسانه‌ها دیده می‌شود، و اسلامی که برخی از کشورها داعیه‌ی پرچمداری آن‌را دارند، غیر از اسلامی است که از جانب خدای یکتا و توسط پیامبر آخرین به بشر نازل گردیده است. اسلام ناب مانند مسیحیت و یهودیت اصیل جز به خوبی و صلح دعوت نمی‌کند که ذات اقدس ربوبیت از جز این مبرّاست. همه‌ی ما به یک خداوندگار معتقدیم و هیچ چیز در مسلک‌مان مهم‌تر از پرستش او نیست. دین چیزی نیست که از زبان دولت‌مردان شناخته شود، دین را در دل مومنان باید جست. پس نگذاریم عده‌ای مشرک با بهره‌گیری از حوادثی این‌چنین ما را از اصل پرستش دور کنند و متوجه‌ی فرعیات نمایند. با برادران یکتاپرست مهربان باشیم و روی از تزویرکنندگان در دین بگردانیم. باشد که بدین سبب در پیشگاه ازل رو سفید گردیم…