توافق‌ خوبِ ژنو

صبح امروز یک اتفاق تاریخی افتاد و پس از حدود ۱۰ سال مذاکرات بی‌نتیجه برسر برنامه هسته‌ای، ایران و گروه ۵+۱ به یک توافق اولیه رسیدند.

iran-geneve-2013

به نظر من آنچه که بیش از همه موجب رسیدن به این توافق شد، تغییر تیم مذاکره کننده ایرانی و مهم‌تر از همه روش دیپلماتیک دکتر ظریف و دکتر روحانی بوده است، که از یک طرف توانستند طرف داخلی را مجاب کنند و از طرف دیگر غربی‌ها را متقاعد نمایند. که واقعاً باید به ایشان دستمریزاد گفت.

به هر حال در سال‌های پیش اتفاقاتی پیرامون برنامه هسته‌ای ایران افتاد و خبرها و گفتارها و رفتارهایی صورت گرفت که اکثر کشورهای جهان چه عامدانه و چه غیرعامدانه ایران را مورد اتهام قرار دادند و درست یا غلط سلامت و صلح‌آمیز بودن برنامه‌های هسته‌ای‌مان را زیر سوال بردند. این روند به دلیل مذاکرات بی‌نتیجه و طولانی موجب بدتر شدن دید طرف‌های غربی شد و نتیجه‌اش تحریم‌های بی‌سابقه علیه ایران بود. که خسارات زیان‌باری به کشور وارد کرده و می‌کند. لذا در چنین شرایطی که بهانه‌های بسیاری دست طرف مقابل داده‌ایم، منطقی نیست که انتظار گرفتن امتیازات بالا در مذاکرات داشته باشیم، چرا که می‌بایست قبل از هرچیز علامت سوال موجود را از سرمان دور کنیم و ابهامات را برطرف کنیم تا از این طریق هرگونه دلیل بهانه‌جویی را از طرف مقابل بگیریم و سپس در جایگاه برابر به مذاکرات ادامه دهیم. بنابراین همین که توانستیم برحق ادامه دادن غنی‌سازی، که طرف‌های غربی به شدت با آن مخالف بودند، پافشاری کنیم و حتی در دوره شش ماهه توافق شده هم آن را ادامه دهیم، خود نشان از پیروزی در مذاکرات دارد. چه بسا که اگر امتیاز غنی سازی را هم به کل واگذار می‌کردیم، می‌توانستیم امتیازات بیشتری هم بگیریم. اما به قولی این موضوع خط قرمز ما شد و جای بسی خوشحالی دارد که دکتر ظریف و همکارانش توانستند آن را حفظ کنند. چرا که مسلماً طرف غربی چیزی برای از دست دادن نداشت و برایش به اندازه ما مهم نبود که این مذاکرات به نتیجه برسد!

اما خبر خوش دوم امروز، حمایت رهبری از توافقنامه ژنو بود. چرا که بیم آن می‌رفت، افراطیون داخلی توافق انجام شده را نپذیرند و در مسیر تیم مذاکره‌کننده برای اجرای مفاد تعهد شده سنگ‌اندازی نمایند. اما حالا با تقدیر رهبر، مسلماً کارشان سخت‌تر خواهد شد و این هم‌جریانی را باید به فال نیک گرفت.

به هر حال آنچه که امروز اتفاق افتاد، تازه شروع یک مسیر جدید است. امیدوارم و البته خوشبینم که ایران بتواند در این دوره هوشمندانه عمل کند و جایگاه ایران را تا حدی ارتقا دهد که در مذاکرات بعدی، نه بعنوان بدهکار و متهم که بعنوان طلبکار بر صندلی بنشیند و بتواند حقوق از دست رفته‌ی ناشی از فشارهای چند سال اخیر را مطالبه کند و ایرانی‌ها بتوانند راحت‌تر زندگی کنند. باشد که چنین شود…

توییتلماسی دولتمردان ایرانی

یکی از شادی‌های این روزهای من این است که بالاخره شبکه‌های اجتماعی تحت وب در ایران به سمت رسمیت یافتن سوق پیدا می‌کنند. اینکه گروهی از دولتمردان ایرانی به استفاده مستقیم از توییتر و فیس‌بوک روی آورده‌اند، نسبت به روزهایی که این وب‌سرویس‌ها را ابزار جاسوسی و تهاجم فرهنگی می‌خواندند، پیشرفتی چشمگیر محسوب می‌شود. واقعاً باید فریاد زد “روحانی، مچکریم”!

twittlomaci

و در این بین باید یک دست‌مریزاد حسابی گفت به جواد ظریف که شجاعانه پای در این مسیر گذاشت و تاکنون با تدبیر دیپلماسی عمومیش را از طریق شبکه‌های اجتماعی مدیریت کرد. و البته باید تشکر کرد از اسحاق جهانگیری و مرضیه افخم و بیژن نامدار زنگنه که با حضورشان این حرکت امیدبخش را محکم‌تر کردند. مسلماً چنین اقداماتی از دادن شماره تلفن همراه مستقیم هیات دولت بسی تاثیرگذارتر و مفیدتر می‌نماید. امروز بهترین راه برای شناساندن فرهنگ ملت بزرگ ایران، نه برگزاری نمایشگاه‌ها و مجالس گوناگون در عرصه گیتی، بلکه گپ زدن مستقیم بر پهنه وب است. کافیست بنگریم که در همین چند روز گذشته، تک توییت‌ها و پیام‌های وزار، چه بازتاب گسترده‌ای در دنیا داشته است. شاید بتوان سخنرانی و ترجمه الفاظ را تحریف کرد، اما صحبت مستقیم با مردم دنیا از طریق توییتر و فیس‌بوک سندی است که حتی اگر رسانه‌های مغرض بخواهند هم نمی‌توانند تغییرش دهند. البته این امر نیاز به هوشمندی دارد. بسیار مهم است که برای جلوگیری از سو استفاده‌ها، هیات محترم دولت، حساب‌های کاربری‌شان را رسماً اعلام کنند.

نکته مهم دیگر این است که گرچه همه مسروریم که نظر دولتمردان‌مان را بی واسطه می‌شنویم اما این بى واسطه بودن و آزادى مسلماً مشقتهاى بسیارى برایشان به همراه خواهد داشت. لذا برایشان صبر و سعه‌صدر آرزومندم و مردمم را به رعایت، دعوت مى کنم. شکی نیست که بزودی هجمه‌ی گسترده‌ای از طرف تنگ‌نظران به این اقدام جسورانه صورت خواهد گرفت، لذا ماهایی که به سبز بودن این مسیر مطمئنیم، نباید در همین ابتدا با انواع نظرات نامربوط، یا انتظارات خارج از خطوط، تبری شویم در دست تندروها، که خدای ناکرده تیشه بر ریشه درخت جوان اعتدال بزنند.

روحانی سنج

دیروز حکم دکتر حسن روحانی تنفیذ شد، و امروز هم مراسم تحلیف ایشان در مجلس شورا برگزار گردید و حالا ایشان رسماً رییس جمهور ایران هستند.

امیدوارم که دکتر روحانی بتواند جلوی روند رو به عقبی که در سال‌های اخیر باعث مشکلات زیادی برای همه شده است را بگیرد و آن را با روند رو به جلو جایگزین کند. اما با این حال، همان‌گونه که قبلاً هم گفتم، این انتخاب از آنجا که از سر ناچاری بود، برای من سنگین تمام شده است، بنابراین آرام نخواهم نشست تا ببینم که ایشان پشت به اندک وعده‌های‌شان زده باشند و کاری دیگر در پیش گیرند. اصلاً یکی از مشکلات ما، به عنوان ملت، این است که فقط در روز انتخابات حرف می‌زنیم و بعد فقط غر می‌زنیم! و همین است که ذولت‌ها، همیشه ما را دور می‌زنند!

یکی از کارهای خوبی که دانشگاه تورنتو، در همین راستا، برای پیگیری وعده‌های دکتر روحانی کرده، پروژه “روحانی‌سنج” هست، که می‌توانید آن را اینجا ببینید.

rouhanimeter

چرا باید رای داد؟!

قبلاً گفته بودم که چرا رای می‌دهم و همچنان بر همان عقیده‌ام. اما لازم دیدم تا نکاتی چند را در باب شبهات مطرح شده، بیان نمایم:

۱) هدف اصلی این است که جامعه را به سمت پیشرفت سوق دهیم، و این حاصل نمی‌شود مگر با آموزش مردم، آشنا کردن‌شان با حقوق‌شان، تشکیل پایگاه‌های مستحکم مردمی و استقرار یک دموکراسی برتر. اما برای رسیدن به این امر، قبل از هر چیز نیازمند یک حداقل شرایط هستیم. شرایط اقتصادی بهتر، شرایط اجتماعی بهتر و شرایط سیاسی بهتر. چیزی حداقل شبیه به هشت ساله دوره اصلاحات با همه کاستی‌هایش. دورانی که می‌شد یک همایش حداقلی بمناسبت سالروز دکتر علی شریعتی برگزار کرد!

۲) در شرایطی که دو انتخابات را با هم ادغام کرده‌اند، که یکی محلی‌ترین و دیگری گسترده‌ترین آن‌هاست، بدبینانه‌ترین نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حداقل مشارکت ۵۰% خواهیم داشت. غیر از این اصولاً معتقدم که جامعه ایران، بصورت سنتی حداقل مشارکت‌کننده لازم را داراست، در چنین شرایطی آیا واقعاً تحریم انتخابات می‌تواند یک گزینه‌ی مطرح باشد؟! اصلاً در چنین شرایطی تحریم دیده می‌شود؟!

۳) باور کنید که تمامیت‌خواهان و اقتدارگرایان تمایلی به شرکت من و امثال من در انتخابات ندارند! چرا که با شرکت حداکثری گروه ما، امکان بالا رفتن هزینه‌شان زیادتر می‌شود. منی که قرار است به گفتمانی که ساز مخالف‌تری نسبت به گفتمان موجود می‌زند رای دهم، موجب می‌شوم تا امکان دست بردن در انتخابات برای تغییر نتیجه بالاتر رود، و این به سود آن‌ها نیست. برای همین هم هست که این روزها با اپوزیسیون‌های تندرو هم نوا شده‌اند که “شرکت در انتخابات، رای به نظام است” و می‌خواهند مرددان جبهه ما را دلسردتر کنند! یا با برنامه‌ریزی مناظره‌های زودهنگام و بی‌رمق سعی کردند که تب‌ها را به کنترل خود درآورند!

۴) یادمان باشد، که هر وقت تحریم کردیم، نتیجه‌ی چندانی نگرفتیم. مگر اینکه جریان مقابل، خیلی راحت‌ بر همه چیره شد، و حتی دستاوردهای قبلی‌مان را هم از ما گرفت. اما وقتی مشارکت حداکثری داشتیم، مجبور شد دست به کارهای غیرعادلانه بزند و همه چیزش را برای ماندن خرج کند.

۵) اگر احیاناً برای پیروزی در انتخابات، باز هم دست به روش‌های ناجوانمردانه زدند، من چیزی را از دست نداده‌ام! بلکه حتی هزینه‌ای را هم به کول‌شان انداخته‌ام. و هرچه تعداد ماها بیشتر باشد، این هزینه گزاف‌تر خواهد بود. هرچند که معتقدم این‌بار نیازی به پرداخت این هزینه نیست، چرا که کاندیداهای حاضر راحت قابل کنترل هستند.

۶) به عقیده من، اقتدارگرایان، از افراد نمی‌هراسند، بلکه از موجی که پشت‌شان بوجود می‌آید، می‌ترسند. به همین خاطر هم دست به رد صلاحیت هاشمی زدند. چون موجی که با آمدنش شکل گرفت بسیار عجیب بود! حتی تصور اینکه بعد از اتفاقات ۸۸ چنین موجی قابل شکل گرفتن باشد، سخت بود، اما این نشان داد که جامعه هنوز زنده است و هنوز امیدوار روزنه‌ای برای تغییر است.

۷) جدای از همه این‌ها، جامعه‌ای باید باشد که بخواهیم برای رسیدن به پیشرفتش امیدوار باشیم. در شرایط وخیم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی امروز، احتمال فروپاشی جامعه از همه لحاظ بیش از پیش مطرح است. امکان نابود شدن پایه‌های جامعه مطرح است، و برای خروج از وضع موجود باید از حداقل فرصت‌ها برای انتخاب مدیران عقلانی‌تر بهره بجوییم تا جامعه را از سقوط در قهقرا حفظ کنیم.

۸) دکتر عارف – که دلم برای چنین نخبه‌ای که مجبور به شرکت در بازی‌های سیاسی شده واقعاً می‌سوزد – کار بزرگی کرد. وقتی که با کمال درایت، سکوت برگزید و از سد احراز صلاحیت‌ها گذشت، وقتی که شجاعانه بر مواضع اصلاح‌طلبی تاکید کرد و نشان داد که اصلاحات همچنان زنده است، و وقتی که صادقانه برای کمک به پیروزی اعتقاداتش کنار ایستاد. خوشحالم که کشورم چنین بزرگانی دارد. و حالا نوبت ماست که برای حفظ این ارزش‌ها، ادای دین کنیم…

۹) به نظر من اوضاع آن‌چنان هم برای دکتر روحانی بد نیست. حداقل اگر چنین است برای اردوی مقابل بهتر نیست! چرا که آنان چند دسته مانده‌اند و ائتلاف دیرهنگام اصلاح‌طلبان فرصت اجماع‌شان را گرفته است. از طرف دیگر هم نشان داده‌اند که حاضر به پرداخت هزینه‌های گزاف نیستند. لذا من امید دارم که هنوز هم می‌توان برای رسیدن به آرزوهای ۸۸ ایستاد…

از این همه گرانی…

رفاه و معیشت آسان یکی از نیازهای اولیه انسان است که برای رشد و تعالی وی از اهمیت بسزائی برخوردار می‌باشد. در هرم سلسله مراتب نیازهای انسانی مازلو نیز از این موضوع با عنوان نیازهای فیزیولوژیکی بشر یاد شده است و تا وقتی که این نیاز برطرف نشود، انسان قادر نخواهد بود که به سایر جنبه‌های رشد و نیازهای خویش رسیدگی کند.

در دنیای امروز، گرانی و تورم یکی از آفت‌های مهم رفاه و معیشت بشر است. همان‌طور که حتماً شمایی که در ایران زندگی می‌کنید هم متوجه شده‌اید، این روزها دوره‌ی جدیدی از گرانی اجناس آغاز شده است. روز به روز قیمت املاک، اتومبیل‌ها و اجناس غذایی بیشتر و بیشتر می‌شود و زندگی کردن را خصوصاً برای اقشار متوسط و طبقات پائین‌تر جامعه سخت‌تر و سخت‌تر می‌کند. حتی وقتی با مردم هم‌کلام می‌شوید، می‌بینید که گویا همگی در انتظار موج گرانی عظیم‌تری در سال پیش‌رو نشسته‌اند! اما با همه‌ی این اوصاف راهکار دولتمردان همچنان انکار است و آرام جلوه دادن اوضاع!

برادران عزیز! آنچه که عیان است، چه حاجت به بیان است؟! آیا فکر نمی‌کنید که عقلانی‌تر است اگر بجای انکار تورم و ارائه‌ی آمارهای دگرگون، با شجاعت آنچه را که هست، بپذیریم و با شنیدن راهکارهای اندیشمندان، به اصلاح امور بپردازیم؟!

بعضی وقت‌ها واقعاً از این همه بیراهه رفتن، هنگ می‌کنم! یعنی واقعاً مرزی برای دروغ گفتن وجود ندارد؟!!