سریالها رو می‌بینم

درباره سریالهای تلویزیونی وی‍ژه ماه رمضان اظهارنظرهای مختلفی شنیده‌ام، که اکثرشون رو منتقدین و مخالفین این سریالهای به اصطلاح آبکی گفته بودن! اما با همه اینها این سریالها بعد از یه روزه دست و پا شکسته و در کنار سفره افطار به من می‌چسبن! و من اونها رو دوست دارم و دنبالشون می‌کنم.

شاید بگین مثل این آدمهای بیکار حرف میزنم که کاری جز نشستن جلوی تلویزیون و دیدن برنامه‌های مسخره‌اش ندارن. اما این سریالها یه جورایی بهم نهیب میزنن و منو به خودم میارن. یه جور یادآور ارزشها و ضد ارزشهای اسلامی هستن (البته ارزشهای اسلام اصیل نه اسلام آقایون! که تشخیصشون از هم زیاد مشکل نیست!) که من برای خودم لازم می‌بینم که هر از چندگاهی مرورشون کنم.

با دیدن آدمهای مغرور این فیلم‌ها که فکر می‌کنن همه کارهاشون درست و خدائیه ولی دارن توی مردابی از لجن دست و پا می‌زنن،به کارهایی که دارم انجام میدم بیشتر فکر می‌کنم و با دید بازتر نگاهشون می‌کنم.

البته منکر مشکلات کیفی این سریالها نمیشم، ولی با این حال فکر می‌کنم که این رویه جالبیه و من این سریالها رو می‌بینم! خواستم گفته باشم! فقط همین!!

مجله وبلاگستان

بلاگچین : مجله وبلاگستان

روزی که بلاگچین راه افتاد، فکر نمی‌کردم که تا این اندازه حرفه‌ای باشه! واقعاً کفم برید! خصوصاً پرونده‌هایی که از روزمرگیات وبلاگستان فارسی تشکیل می‌ده، در نوع خود کاری بی‌نظیر و جالب توجه هستن.

و حالا در اقدام غافل‌گیرکننده دیگری، بلاگچین در حال کشیدن شیره بلاگر بتاست! و قصد داره تا از این طریق فرزندانی بدنیا بیاره که از خودش بزرگتره! فرزندی دوقلو!

بله صحبت از مجله وبلاگستان هست که شماره صفر و نسخه آزمایشی‌اش منتشر شده. البته برای دیدن این نطفه بایستی از سوی مدیران دعوتنامه داشته باشید که برای گرفتنش باید از طریق جی‌میل باهاشون مکاتبه کنین.

در شماره صفرم مجله بلاگچین محمود فرجامی در مطلب طنزی “راهنمای عملی تظاهر به روزه‌داری” رو آموزش داده، پویا ارجمند در تحلیل روز مطلبی با عنوان “مذهب با خشونت گسترش نمی‌یابد” نوشته، پرویز زاهد هم از “اولین تلویزیون فروشگاهی فارسی” صحبت کرده. در سایر بخشها هم مطالبی درباره سینما و موسیقی نوشته شده.

البته هنوز مجله در حال تکمیل شدن هست ولی من که خیلی باهاش حال کردم! و مطمئنم که قدوم این نو رسیده برای وبلاگستان پارسی پربرکت خواهد بود.