بایگانی برچسب: دنیای مجازی

وبلاگ‌نوشت‌های بلاگ‌نوشت

خیلی دوست داشتم که امسال، در روز ۱۶ شهریور، که مصادف است با تولد نخستین وبلاگ فارسی، یک پست خوب یادگار بگذارم. اما متاسفانه مشغله‌های زندگی ماشینی امان نداد. اما به هرحال قبلاً چیزهایی درباره‌ی بلاگ‌ها نوشته بودم که بد نیست از پستو بیرون‌شان بکشم تا تجدید خاطره شود!

یادش بخیر! روزی روزگاری پست‌های زیر را با موضوعیت وبلاگ‌ها در بلاگ‌نوشت منتشر کرده بودم:

ده نکته از ابداع کننده واژه وبلاگ

همه چیز درباره خوراک و خوراک خوانی

همه چیز درباره FeedBurner

وبلاگ‌های فیلتر شده را چگونه دنبال کنیم؟!

وبلاگ‌های‌تان را به شبکه‌های اجتماعی متصل کنید

چیدمان اجتماعی وبلاگ‌ها

چگونه به کمک فیدبرنر «روزنوشت» بسازیم؟

۱۰ چیزی که وبلاگ‌تان به آن‌ها نیاز ندارد

۱۰ روش برای تبدیل کردن بازدیدکنندگان وبلاگ به خوانندگان دائمی

۵۰ راه ساده برای بدست آوردن مشترکان خوراکی بیشتر

۵ مشکل اکثر وبلاگها

آیا خوانندگان وبلاگتان را می شناسید؟

تبیین جایگاه لینکهای روزانه در وبلاگها

راههای خوب، بد و زشت برای جذب ترافیک وبلاگ

چرا پست بعدی وبلاگ‌تان باید مینیمال باشد؟!

کسب درآمد از وبلاگ‌ها

وبلاگ‌ها بهترین بیلبورد تبلیغاتی در وب

وبلاگ نویسی حرفه ای

وبلاگ نویسی حرفه ای: الگوبرداری از غرب؟!

وبلاگ نویسی حرفه ای: نگاهی به اجزای اصلی وبلاگها

وبلاگ نویسی حرفه ای: گذار از روزانه نویسی به توئیترنویسی؟!

وبلاگستان: جامعه ای پر از خوبی ها و بدی ها

وبلاگ از نگاه من

وبلاگ نویس جشنواره ای نباشیم

این روزهای بلاگستان فارسی

وبلاگها را دوست می دارم…

چطور شد که بلاگ نویس شدم؟!

Face Off ویژه هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی

Face Off ویژه هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی

به هوش باشید که «روز وبلاگ» نزدیک است !

اگر خاطرتان باشد، چند سالی‌ست که ۳۱آگوست مصادف با ۹ شهریور ماه بنام روز جهانی وبلاگ یا Blog Day معرفی شده است. معمولاً در آن روز، بلاگ‌نویسان طی یک حرکت جمعی، ۵ وبلاگ جدید را طی پستی معرفی می‌کنند.

یک هفته بعد از این روز، مصادف می‌شود با ۱۶شهریور، که نخستین وبلاگ فارسی در این روز متولد شد و به همین مناسبت مزین است بنام «روز بلاگستان فارسی». پیشنهاد شده است که در این یک هفته، یک حرکت جمعی در بلاگستان فارسی داشته باشیم و درباره‌ی «وبلاگ و وبلاگ‌نویسی» گپ بزنیم. که شرح کامل این موضوع در سایت رسمی روز بلاگستان فارسی آمده است.

در کنار این برنامه‌ها، پایگاه اطلاع‌رسانی جشنواره‌های فضای مجازی هم خواسته است تا مطالبی را که برای روز جهانی وبلاگ در نظر گرفته‌اید، پیش از انتشار برای‌شان ارسال کنید تا از بین آن‌ها به ۵ معرفی‌کننده و معرفی‌شده‌ی برتر به رسم یادبود هدایایی تقدیم کنند. همچنین مقرر شده است تا نشستی با همین موضوع برگزار شود و در آن به گپ‌زنی بپردازند.

کنترل اینترنت

در روزهای قبل، طی پستی با عنوان «افکارسنجی: آزادی در اینترنت» سوالی را مطرح کردم و در طی آن پرسیدم که

آیا ناظرین بر حقوق دیگران [متولیان حکومت] (بدون توجه به گرایش‌های سیاسی)، این حق را دارند که برای استفاده‌ی اشخاص از ابزارهای اجتماعی اینترنت محدودیت ایجاد کنند یا اینکه باید به اینترنت به مثابه‌ی یک ابزار نگاه کنند و شیوه‌های دیگری را برای پیشگیری در نظر بگیرند؟

نتایج نظرسنجی، زیر همان پست قابل مشاهده است، اما در این مطلب دعوت می‌کنم تا نظر شخصی حقیر را مطالعه فرمائید.

قبل از پرداختن به موضوع ذکر چند نکته را لازم می‌دانم:

۱- نتایج نظرسنجی قبلی و بازخوردهایی که از آن پست گرفتم، این فکر را تداعی می‌کند که اغلب افراد تحت تاثیر رویه‌های موجود در ایران، واکنش نشان داده‌اند. اما قصد من در اینجا بررسی عملکرد حکومت‌ها و دولت‌های خاص نیست. لذا واژه‌هایی که می‌توانند تفاسیر متفاوتی داشته باشند را بصورت کلی بکار می‌گیرم. برای مثال ناهنجاری‌ها در فرهنگ‌ها و ملل مختلف ممکن است تعاریف مختلفی داشته باشد، در اینجا قصد بررسی آن‌ها را ندارم.

۲- گرچه اینترنت و خدمات آن یک ابزار هستند، اما با توجه به گستردگی و پیچیدگی‌شان شاید بهتر باشد که به عنوان یک «فرا ابزار» به آن‌ها نگاه کنیم.

این پیشنهاد از آن جهت قابل بررسی است که معمولاً ابزارها محدودیت دارند و به راحتی می‌توان بر کلیت آن‌ها اشراف داشت. اما اینترنت، این روزها آن‌قدر گسترده شده است که می‌توان آن را یک قاره‌ی جدید نامید! شبکه‌های اجتماعی موجود در آن، مثل فیس‌بوک هم حالا آن‌قدر عضو دارند که از پرجمعیت‌ترین کشورهای دنیا هستند و حتی چیزی نمانده که بر جایگاه نخست بنشینند. با این اوصاف و با وجود پیچیدگی حضور افراد جوامع مختلف با عقاید و رفتارهای متفاوت، مسلماً هیچ‌کس نمی‌تواند اشراف کافی بر این ابزارها داشته باشد. این‌ها ابزارهای هوشمندی هستند که کنترل‌شان از دست بشر خارج شده است یا به تدریج خارج می‌شود.

۳- من معتقدم همان‌طور که «قدرت مطلق» می‌تواند فساد به همراه داشته باشد، «آزادی بی‌قید و شرط و مطلق» هم می‌تواند به فساد و تباهی بکشد. این موضوع که آزادی‌ها باید دارای حد و مرزی باشند تا به آزادی دیگران خلل ایجاد نکنند، موردپسند من است.

اینترنت یک فضای نامتناهی‌ست و پیش از آنکه بشر بتواند به فکر کنترل کردنش باشد، آن‌قدر سریع رشد کرد که از کنترل خارج شد. این فضای لجام گسیخته، به افراد توهم آزادی مطلق می‌دهد. و اینجاست که «منِ درونی» و گاهی «عقده‌های پنهان» افراد ظهور پیدا می‌کند. معمولاً از افراد مجازی، رفتارهایی را شاهدیم که شاید در دنیای اجسام، هیچ‌وقت نشانه‌ای از آن‌را شاهد نبوده باشیم. چنین محیطی هم می‌تواند جایگاه شکوفایی استعدادها و هم محل بروز ناهنجاری‌های بس خطرناک باشد.

یکی از جنبه‌های موجود در اینترنت، که به سرعت در حال توسعه است، شبکه‌های اجتماعی‌ست. نرخ رشد این پدیده از سرعتی که برای رشد اینترنت شاهد بودیم، بسیار بیشتر است. مهمترین محصول این شبکه‌ها، ارتباطات هستند. تا جایی که به نظر می‌رسد در آینده‌ای خیلی نزدیک، نحوه‌ی ارتباطات بشر را کلاً دگرگون کنند. حالا در نظر بگیرید که این ارتباطات در محیطی در حال شکل‌گیری است که اشراف کافی بر آن حاکم نیست و اسانس آزادی شاید مطلق هم می‌توان به آن اضافه کرد. شاید حاصل این درخت میوه‌ی شیرینی باشد، اما مسلماً تصدیق می‌کنید که این وضع، می‌تواند بوجود آورنده‌ی حوادث خطرناکی که تابحال نظیرش را ندیده‌ایم هم شود.

لذا من اعتقاد دارم که کنترل فرا ابزارهایی که در حال توسعه هستند، امری الزامی‌ست. البته باید یک تعریف درست هم از فعل «کنترل کردن» داشته باشیم. کنترل به عقیده‌ی من وضع ساز و کارهایی‌ست که سعی می‌کند تا حقوق همگان رعایت شود. این بدین معناست که حدود هرکس بصورت عادلانه مشخص گردد و دیگران از نقض آن منع شوند.

ابتدایی‌ترین نتیجه‌ای که می‌توان از همه‌ی این اوصاف گرفت، این است که دنیای اطراف ما در حال دگرگونی‌ست. این یعنی اینکه «روش‌ها» هم باید تغییر کنند. به عنوان نمونه، به نظر من سانسور اینترنت، یک روش قدیمی برای مواجهه با یک پدیده‌ی نوین است! تجربه‌ی چنین اعمالی نشان داده است که این کار نه تنها سودمند نیست که حتی می‌تواند نتیجه‌ی عکس هم داشته باشد. برای «کنترل» این فرا ابزارها، باید کاری بنیادی‌تر از این‌گونه تصمیم‌گیری‌های عجولانه انجام داد. در همین راستا مطالعه‌ی دقیق دگرگونی‌های پیش‌ آمده، از جوانب مختلف و براساس علوم متنوع، علی‌الخصوص علوم انسانی، الزامی به نظر می‌رسد.

حتی به نظرم می‌رسد که در تعریف حدود آزادی و موجودیت‌ها هم باید تجدیدنظر کرد. مثلاً با توجه به ماهیت اینترنت، اینکه دسترسی کسی را به اینترنت قطع کنیم، معادل یک نوع اعدام مجازی می‌تواند باشد. یا اینکه قابلیت پیگرد و استفاده‌ی حقوقی از هر لایک و نظری که در شبکه‌های اجتماعی توسط یک پروفایل ثبت می‌شود، باید مورد بررسی دوباره قرار گیرد تا جایی که به عقیده‌ی من دست ناظرین حکومتی از بسیاری از این محتویات باید دور نگه داشته شود.

مسلماً وضع قوانین جدید، ایجاد ابزارهای نوین و تشکیل کمیته‌های ناظر علمی-اجتماعی می‌تواند ضمن تعریف روند جدید برای نظارت دور از جنجال بر روی دنیای مجازی، از بوجود آمدن ناهنجاری‌های نشأت گرفته در فضاهای مجازی هم بکاهد.

در این باره حرف بسیار است، و البته از جنبه‌های مختلف می‌توان به بررسی آن‌ها پرداخت. شما در این‌باره چه فکر می‌کنید؟

افکارسنجی‌: آزادی در اینترنت

یکی از بحث‌هایی که معمولاً اصطلاح «آزادی» با خود به دنبال می‌آورد، موضوع «حدود و محدوده‌» است! اینکه آیا آزادی باید بی‌قید باشد یا بایستی محدوده‌ای را برای آن قائل شد؟ و اگر باید حدودش را معلوم کرد، این حدود تا کجا بایستی پیش برود و چه کسی صلاحیت تعیین و نظارت بر آن را دارد؟

در بین پاسخ‌های مختلفی که در این باره مطرح است، اینکه «آزادی تا آن‌جا می‌تواند پیش رود که دیگران را دچار محدودیت و مشکل نکند» تقریباً بیش از همه، موردپسند طیف‌های مختلف است. بحث مشابهی را در محیط اینترنت هم می‌توان مطرح کرد. این‌که «آزادی در اینترنت» چه تعریفی دارد و آیا حدودی باید برایش قائل شد یا خیر؟

این موضوع در شرایطی مثل شرایط اخیر انگلیس می‌تواند تعیین کننده باشد. همان‌گونه که می‌دانیم، ابزارهایی مثل شبکه‌های اجتماعی به قولی مانند شمشیرهای دولبه هستند. یعنی هم می‌توانند در جهت نیل به اهداف عالی مورد استفاده قرار گیرند و هم در جهت اهداف شوم! قصد تعبیر وقایع پیش آمده یا تحلیل آن‌ها را ندارم. اما واضح است که یک عده خرابکار می‌‌توانند به راحتی از ابزارهایی مثل اینترنت یا تلفن همراه برای ایجاد هماهنگی در جهت پیش‌برد اهداف‌شان و ایجاد خرابکاری‌های بیشتر بهره ببرند. در چنین شرایطی فکر می‌کنید که آیا ناظرین بر حقوق دیگران (بدون توجه به گرایش‌های سیاسی)، این حق را دارند که برای استفاده‌ی اشخاص از ابزارهای اجتماعی اینترنت محدودیت ایجاد کنند یا اینکه باید به اینترنت به مثابه‌ی یک ابزار نگاه کنند و شیوه‌های دیگری را برای پیشگیری در نظر بگیرند؟

از آنجایی که برای جمع‌بندی این بحث، به نگاه گسترده‌ای نیاز است، برای یک هفته‌ی آینده تمایل دارم تا نظرات مختلف را جمع‌آوری کنم. لذا ضمن دعوت از اهالی محترم وبلاگستان برای شرکت در این گپ‌زنی و بررسی آن از جوانب مختلف، دعوت می‌کنم تا در نظرسنجی زیر این مطلب هم برای رسیدن به یک نتیجه‌ی عمومی شرکت کنید:

اعتیاد اینترنتی!

من تا حالا سیگار نکشیدم. به قلیونی هم که گهگدار با دوستان می‌کشیم اعتیاد ندارم (خب اگه داشتم لابد نمی‌تونستم همه‌ی این چند ماهی که قلیون نکشیدیم رو تاب بیارم!) اما می‌دونیم که اغلب اعتیاد رو به مواد کشیدنی (Smoking) نسبت می‌دن، مثل این مطلب که نویسنده‌ش معتقده: Technology Is The New Smoking ! من که باهاش موافق، شما چطور؟

همین چند سال پیش بود که حدیثه گوشی لمسی داشت و من گوشت‌کوب! به واسطه همین امر حدیثه مدام سرش توی گوشی بود و باهاش آن‌لاین بود، که همین موضوع باعث کلافه شدنم می‌شد! اما حالا که به لطفش من هم صاحب یه گوشی آندرویدی شدم، به همون درد دچارم! البته گوشی که ابزار و بهونه‌ست. این میل باطنی برای «همیشه آن‌لاین بودن»، «همیشه به اشتراک گذاشتن»، «همیشه در دنیای مجازی بودن» حکایت از مبتلای من و بسیاری از ما، به اعتیاد تکنولوژی دارد.

«اعتیاد» که کلاً مفهوم منفی‌گرایی‌ست. اما برای توجیه اغلب ما می‌گیم که تفریحی این کار رو می‌کنیم و تحت کنترلش داریم، اما شاید وقتی درست به عقب برگردیم و کارهامون رو نظاره کنیم، ببینیم که آن‌چنان هم تحت کنترل نیست!

شما چه فکر می‌کنید؟! آیا هنوز نیاز به راه افتادن NGOهای ترک اعتیاد اینترنتی نیست؟!