کو صداقت ؟!

صداقت یکی از مظلوم‌ترین واژه‌هاست که بشر آن‌را بسیار همنشین «توجیه» می‌کند و بسی از آن سو استفاده می‌نماید.

سیاستمداران بنام مصلحت و در لوای صداقت، واقعیات را پنهان و کتمان می‌کنند و مسائل را نه آنگونه که هست، بلکه بدان ترتیب که می‌پسندند، جلوه می‌دهند.

رسانه‌ها بنام حقیقت، صداقت را وارونه بزک می‌کنند و افکار عمومی را صید می‌نمایند، تا منافع خویش را کسب کنند.

افراطیون، پنداشت‌های خود را عین صداقت و هر آنچه غیر از آن را عین دروغ معرفی می‌کنند.

و به همین ترتیب سو استفاده از صداقت در تار و پود جوامع بشری عجین شده و مردم هر روز، و روزی چند بار از عنوانش به کام خویش و ضرر دیگران سود می‌برند.

گاهی عده‌ای با نمونه‌هایی از صداقت، اعتمادها را جلب می‌کنندو زیر نفوذ آن، دروغ‌ها و زشت‌کرداری‌هایشان را به انجام می‌رسانند.

دیگرانی هم مدام لاف صداقت می‌زنند و در آن سوی پرده، آن کار دیگر می‌کنند.

و در این بلبشو آنان که واقعاً صادقند یا می‌خواهند که صادق باشند، مدام چوب صداقت‌شان را می‌خورند و از آن بدتر اینکه بخاطر کارهای صادقانه، برچسب حماقت می‌گیرند!

و همه‌ی این اوضاع بدآنجا می‌انجامد که جهان روز به روز از راستگویان خالی و پر از چاپلوسان، دروغ‌گویان، جنایتکاران و خیانتکاران می‌شود. و چه زشت جهانی‌ست این جهان!

لحظه‌ای چشم ببندید و جهانی را تصور کنید که همه مردمش از راستگویانند…

آیا داشتن چنین بهشتی، ارزش آن را ندارد که به کودکان خود بیاموزیم تا در هر شرایطی، کار درست و صادقانه را انجام دهند؟ حتی اگر آن کار به مصلحت خود نباشد، حتی اگر بابتش متضرر شویم، حتی اگر انجامش برایمان دردناک باشد و همه حتی‌های دیگر…

سیزده‌تون بدر!!

بالاخره تعطیلات نوروز هم تموم شد و من موندم و کلّی کار و برنامه. این چند روز که من وبلاگم رو به روز نکردم، در دو سه جلسه با تعدادی از اصلاح طلبان شرکت کردم. گرچه آقایان محترم در حال حاضر صاحب منصب نیستن، اما به هر حال راپورتچی‌هایی در بدنه قدرت دارن که خبرهای مهم و محرمانه رو بهشون برسونن. با اینکه در این جلسات تاکید شده بود که این موضوعات فعلاً محرمانه بمونن، ولی از اونجایی که من و خوانندگان وبلاگم از این حرفها نداریم، تصمیم گرفتم که بعنوان عیدی برخی از این خبرها رو که هیچ کجای دیگه نمی‌تونین بخونین‌شون رو، اینجا بذارم.

۱) قراره که در پایان فرصت سی روزه شورای امنیت در مورد مسئله هسته‌ای ایران، احمدی‌نژاد به همراه هیئتی بلندپایه به آمریکا سفر کنه و با جورج بوش و هیئت بلندپایه آمریکایی‌ها مذاکره کنه. ناظرین بین‌المللی معتقدن که این سی روز، آخرین سی روزیه که ایران در مورد انرژی هسته‌ای مشکل خواهد داشت و پس از اون انرژی هسته‌ای در تمام جهان بعنوان حق مسلّم ایران شناخته میشه.

۲) دولت احمدی‌نژاد در پی نشستهایی که با طیف‌های مختلف جناح چپ از جمله مشارکت و ملی‌ـ‌مذهبی‌ها داشت، حاضر شده تا در آینده‌ای نه چندان دور، اونها رو هم در اداره مملکت سهیم کنه.

۳) از دپارتمان ایران در وزارت امور خارجه آمریکا خبر می‌رسه که در این دپارتمان پروژه‌ای برای تبدیل ایران به هفت کشور مستقل در دست بررسی هست.

۴) دولت اخیراً طرحی رو با همکاری دفتر فرمانده کل نیروی‌های مسلح برای اختیاری کردن خدمت سربازی آماده کرده و در اختیار مجلس قرار داده است. از اونجائیکه این طرح مورد قبول فرمانده کل بوده است، لذا به نظر میرسه که تا پایان خرداد ماه مشکل سربازی عملاً حل بشه.

۵) و امّا در این نشستها یه سری خبرهای خوب در مورد صنعت IT هم به گوش رسید. مثل اینکه قراره در چند ماه آینده قانون کپی رایت کاملاً اجرایی بشه. همچنین با بالا رفتن سرعت و کیفیت خدمات اینترنتی، قیمت این خدمات تا ۹۰ درصد کاهش پیدا کنه. همچنین دولت طرحی برای دادن یارانه خدمات رایانه‌ای در دست داره که بر طبق اون به خانواده‌های ایرانی در جهت خرید رایانه و متعلقات اون سوبسید داده میشه.

و سایر خبرهای محرمانه که بمونه برای سیزده بدر سال بعد!
با این خبرهایی که اول ۸۵ و البته قبل از بد کردن سیزده سال رسیده، فکر کنم که امسال همون سالی باشه که همه آرزوش رو دارن!

دروغ

کاش می شد

وقتی کسی دیکته می گوید

دروغ را به جای چیز دیگر ننویسیم

کاش معلم ادبیات

می گفت صد بار از دروغ بنویسید

تا شکلش یادتان نرود

کاش معلم خط روی تخته

دروغ را در اندازه های مختلفش می نوشت

و معلم نقاشی

دروغ را می کشید

و با یک قلم موی قلابی

آنقدر رنگهای بنفش و زرد به آن می زد

که تهوع بیاورد

کاش معلم طبیعی

دروغ را تشریح می کرد

دستش، سرش، شکمش

را می کشید

و می گفت که قلبش یک گلوله پر خار است

و خونش زهر مهلک

کاش معلم شیمی می گفت

دروغ با زمان رسوب نمی کند

و همیشه فرّار است

می گفت که اگر با آگاهی ترکیبش کنید

قلب را منفجر می کند

کاش معلم فیزیک

شدّت جریان دروغ را در یک رابطه

اندازه می گرفت

و می گفت چه مقاومتی دروغ را منفجر میکند

کاش معلم حساب با یک معادله هزار مجهولی

بالاخره دروغ را پیدا می کرد

و به ما می گفت شماره اش چند است

تا در ضرب و تقسیم ها دیگر اشتباه نکنیم

کاش معلم تاریخ می گفت

دروغ از کجا آمده

و نژادش از کدام لجن است

کاش می گفت

در سر راهش چقدر آبادی ویران شده

کاش معلم جغرافی جای دقیقش را

نشان میداد

کاش می گفت روی نقشه لبها و چشمها

چگونه پیدایش کنیم

کاش همه معلم ها

کمک می کردند تا ما بتوانیم

یک قدم دیگر برداریم

؟