خدایا! کمک

با خودم عهد بسته بودم که جز خدا، از کسی استطاعت نخواهم. مطمئن بودم که خدا کمکم خواهد کرد.

حالا مانده ام که جزء گروه ضالین هستم که زیاد به مسلمان بودن خودم مطمئنم در حالیکه گمراهم و خدا حامیم نیست، یا اینکه جور در نیامدن این کار بهتر بوده است برایم!؟

اصلاً شاید هنوز هم نباید از پا نشست که خدا بزرگ است…

چترها را باید بست

بالاخره همچون سنوات گذشته ماه مبارک رمضان، بعد از ساعتها کش و قوس دادن و معلق بودن بین حلول کردن و نکردن، توسط گروه استحلال پته اش روی آب ریخته شد و مجبور به رونمایی گردید!

رمضان، ماه رحمت، مـغفرت، ضـمانت، امان و نـور است. ماهی است که خداوندگار بدان سوگند یاد میکند و از بندگانش میخواهد که آنرا قدر بدانند و از دست ندهند. ماهی است که عبادت درآن نظم می یابد، و انسان میتواند در آن انسان بودن را تجربه کند!

متاسفانه ماه رمضان سالهای نزدیک، حال و هوای سالهای دورتر را ندارد، و گویا سال به سال میرود که ارزشش نزد ما کمتر شود. اما با این همه دربهای آسمان در این ماه همچنان باز باز هستند و این مائیم که باید چترهامان را ببندیم تا مشمول رحمت بی انتهای الهی شویم. امید است که چنین کنیم…

عیسی (ع)

و ای رسول ما، در کتاب خود، احوال مریم را یاد کن، آن روزی که از اهل خانه خویش کنار گرفته به مکانی به مشرق (بیت المقدس برای عبادت) روی آورد.

و آنگاه که از همه خویشان به کنج تنهایی پنهان گردید، ما روح خود را (که فرشته اعظم است) بر او (در صورتی زیبا) مجسم ساختیم.

مریم (که آن روح مجسم را در آن صورت نیکو دید) گفت من از تو به خدای رحمان پناه میبرم که تو پرهیزکاری کنی.

گفت من فرستاده خدای توأم. آمده ام تا به امر او تو را فرزندی بخشم بسیار پاکیزه و پاک سیرت

مریم گفت از کجا مرا پسری تواند بود در صورتی که دست بشری به من نرسیده و من کار ناشایستی نکرده ام

رسول حق از زبان خدا گفت این چنین کار البته خواهد شد و بسیار بر من آسان است. و ما این پسر را آیت رحمت واسع خود برای خلق می گردانیم و قضای الهی بر این کار رفته است

پس مریم به آن پسر بار برداشت و به مکانی دور خلوت گزید

آنگاه قوم مریم (که از این قضیه آگاه شدند) به جانب او آمدند که از این مکانش همراه ببرند، گفتند ای مریم عجب کار منکر و شگفت آوری کردی

ای مریم، خواهر هارون، تو را نه پدری ناصالح بود و نه مادری بدکاره

مریم با اشاره حواله به طفل کرد، آنها گفتند ما چگونه با طفل گهواره سخن بگوئیم؟

(آن طفل به امر خدا) گفت همانا من بنده خالص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود

و مرا هر کجا باشم برای جهانیان مایه برکت و رحمت گردانید و تا زنده ام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد

و به نیکویی با مادر توصیه کرده مرا ستمکار و شقّی نگردانید

و سلام خدا بر من باد روزیکه به دنیا آمدم و روزی که از جهان بروم و روزی که برای زندگانی ابدی برانگیخته شود…

قرآن محمد(ص) – سوره مریم – آیات ۱۶ تا ۳۳