جوابیه ویولت به اعتراضات اخیر – بیائید همدیگر را ببخشیم

پس از نوشتن پست قبلی و درخواست از خانوم ویولت برای معذرت خواستن از دوستانی که بصورت ناخواسته مورد بی احترامی قرار گرفته بودند، ایشان لطف کردند و جوابیه زیر را در مورد مسائل اخیر ارسال کردند:

اول نمی خواستم هیچ اهمیتی به حرف و حدیث هایی که پیرامون دلخوری آقای اکبرپور ایجاد شده بود بدم که اگه ایشون کمی مدبرانه تر برخورد می کردند شاید هیچکدوم از این حرف و حدیث ها هم پیش نمی اومد. و الان هم فقط و فقط به احترام شما که دیدمتون و شخص موجه ایی هستید پاسخ میدم.
در ابتدا بر می گردم به پی نوشتی که حذف کردم و این همه ظاهرا آتش بپا کرده، نوشته بودم:
” دوستمون ساعت ۴ صبح جمع آراشون ۲۳% بود و الان که ۷ شبه در کمتر از ۲۴ ساعت ۳۲%…عمو یواشتر، می فهمن ها.”
برام جالبه کسی که به گفته خودش حتی تا کامنتهای من رو خونده و متوجه اعتراضات شده چطور به خودش زحمت نوشتن یک پست تکذیبیه رو نداده؟ که کار من نیست و کسی داره من رو خراب میکنه. در صورتیکه من در جواب کامنتهای اعتراض آمیز تذکر دادم فکر نمی کنم کار خودش باشه حتما کسی داره از قصد اینکار رو میکنه.

اتفاقی وبلاگ ایشون رو دیدم و پست معترضانه و سراسر توهین و ناسزاشون رو.متوجه شدم ایمیلی برام زدن که من ندیدم. بالک میلم رو چک کردم و دیدم بله! ایمیل اونجاست…

[از آنجائیکه ایمیل آقای اکبرپور بصورت خصوصی برای خانم ویولت ارسال شده، بنده مجاز به انتشار آن نیستم]

اینکه ذکرکردن” شاید دارم رای میارم” کاملا توجیه است من که تو کوران مسابقه بودم می دونم جابجا کردن ۱% چه مکافاتی ست اونوقت در عرض ۱۴ ساعت،۹%؟!!! کاملا مشخصه که اتفاقی غیر عرف در حال شکل گیریه.
با اینحال جواب دادم:
“سلام آقای نیما
عصبانیت شما محترم و قابل درک
من تو جواب کامنتها هم اشاره کردم که احتمالا کسی قصد خراب کردن شما رو داره چون اگه خودتون هم توجه کنید بسیار تابلو داره تقلب میشه و هیچ آدم عاقلی اینکار رو نمی کنه تو صحبت تلفنی با آقای نیستانی به همین مسئله اشاره شد که عمدی در کاره ولی هرچیزی که هست حق بدید که تهوع آوره
خوانندگان هر دو وبلاگ یک ماه زحمت کشیدن و رقابتی تنگاتنگ رو رقم زدند در یک زور آزمایی تا حدی نزدیک به استاندارهای سالم و حالا چه می بینند؟یک نفر یک شبه ره صدساله میره!!!من نمی گم شما مقصرید ولی به عصبانیت رای دهندگان هم در صدی حق میدهم.
درست می فرمایید من شما رو احمدی نژاد خوندم…نه بخاطر تشبیه صرف شما ولی اتفاقاتی که افتاده درست عین جریانات انتخابات اخیر ایران بوده…خوانندگان توکا من رو ننه مکین خطاب کردن،پس من هم باید عکس العمل شما رو نشون بدم؟بله؟
مطمئن باشید هرکدوم از ما گرفتاری و مشکلات مخصوص به خودمون رو داریم و درمونده جایزه مسابقه نیستیم ولی عکس العمل دربرابر یک جریان مشکوک حق هر انسان سالم و دارای عقل ه
در ضمن ایمیل شما تو اسپم ها بود و اگه چک نمی کردم قدر مسلم از دست میرفت و تهمتی از بی توجهی به سیل ناسزاهای شما به من اضافه می شد
موفق باشید”

و مجدد جواب گرفتم:

[از آنجائیکه ایمیل آقای اکبرپور بصورت خصوصی برای خانم ویولت ارسال شده، بنده مجاز به انتشار آن نیستم]

خط آخر پستم را که در بالا نوشتم، و بازهم میگم وقتی کسی تموم کامنتهای دیگری را هم خوانده چطور می تونه ادعا کنه روحش هم خبر نداشته؟ ولی از اونجاییکه دلم نمی خواد احدی بی دلیل ازم برنجه باز هم گفتم شاید واقعا روحش خبر نداشته! پس من معذرت می خوام چیزی ازم کم نمیشه و نوشتم
“سلام
با یه حرفت از ته دل موافقم و اونم”مرده شور این مسابقه رو ببرند” خدا لعنت کنه کسی که اسم من رو وارد این مسابقه کرد که دوماه آرامشم بهم ریخته و باید حرفها و نظرات مزخرف رو بخونم.
نیما جان اگه شما هم من رو می شناختی می دونستی که جنبه طنز حرف زدنم خیلی زیاده و شاید حرف من رو متلک و تیکه برداشت نمی کردی…خب نمی شناسی بهت حق میدم و معذرت می خوام ازت که حرفم ناراحتت کرده و اون قسمت رو حذف می کنم
هیچ چیز ارزش ناراحتیت رو نداره بخصوص این مسابقه پیزوری و رقیبان پیزوری ترش  خوشبینانه امیدوارم دیگه ازم دلخور نباشی
در ضمن آقای توکا تو حرفاشون گفتن تو رو از نزدیک می شناسن و خیلی پسر خوبی هستی و این حرفا و تقلبها بهت نمیاد…شوکه دیگه حق بده”

آقای جم به اعتقاد خودم اینقدر معرفت و شعور داشتم که علاوه بر معذرت خواهی(که به واقع خودم رو مقصر نمی دونستم) حتی پی نوشت رو هم پاک کردم که از ایشون دلجویی کرده باشم و حسن نیتم رو نشون داده باشم.
ولی ایشون در جواب چه کردند؟ نه تنها پاسخ ایمیل من رو ندادند که جا داشت ایشون هم متقابلا رفع سو تفاهم کنن بلکه حتی حاضر نشدن پست سراسر ناسزا با الفاظ رکیکشون رو حذف کنند.
و من ماندم با آماجی از حملات.
و دوستانی!!! چون پدرام یا فواد به خودشون اجازه دادند از وبلاگ عصیان بدوند بیان تو وبلاگ من کامنت بگذارن و برای من اظهار تاسف کنن بدون اینکه بدونند اصل ماجرا چیه.چرا؟چون آقای عصیان شما با رندی سکوت پیشه کرد و پست مذکور را حذف نکرد.
کار این افراد وقتی فقط نگاهشون به نوریه که یک طرف جسم را روشن کرده و نه همه اون رو…
اگه شما من رو واقعا می شناسید باید بدونید که تو این ۵ سال نوشتن و با وجود معروفیت و محبوبیت به هیچ عنوان وارد هیچ باندی نشدم و با هیچ بلاگری اصطکاک یا برخوردی نداشتم و این نشون دهنده اینه که دنبال شر نیستم…………پس چطور این افراد اینقدر راحت به خودشون اجازه میدن اظهار تاسف کنند؟
هنوزم مصرانه می گم من به عنوان یک زن ایستادگی کردم چون تو کامنتهای مزخرف دائم زن بودن یا ضعیفه بودن!! و بیماریم نشونه رفته… شما جای من، اگر خواننده نوشته های من باشید می دونید که سختی های زندگیم رو در قالب طنز بیان می کنم.آقای نیستانی اظهار نظری کردند که عده ایی هوادار بیشعور ایشون رو هوا بُل گرفتند و کامنت گذاشتند” تو لیاقتت همون ه که گوشه توالت بمیری” اشاره به پستی که از زمین خوردنم توی توالت نوشتم و شستن توالت و یا اینکه تو با برانگیختن حس ترحم خوانندگانت کاسه گدایی دست گرفتی برای رای جمع کردن!! ولی ایشون درایت به خرج داد و با عملش جلوی مزخرف گویان رو گرفت.
این جوابیه برای شخص شماست اونم چون شخصا براتون احترام قائلم…اگه حرفهام منطقیه هرجور صلاح میدونید قضیه رو جمع کنید…این هم میگذره مثل همه چیزهایی که تا بحال گذشته.

قبل از هر چیز باید برای افرادی که نظرات آزاردهنده می گذارند و بیماریهای جسمی کسی را به رخش می کشند اظهار تاسف کنم. این کار بیشرمانه ترین کاری است که می توان کرد و هیچ توجیه و عذری موجهش نخواهد کرد.

اما در مورد مسائل اخیر، همانگونه که در مطلب قبلی هم اشاره کرده بودم، به نظر من موضوع پیش آمده سو تفاهمی بیش نیست که بخاطر یک سری عصبانیتهای ناخودآگاه و پیش پا افتاده و بی اهمیت پیش آمده است.

ویولت، نیما، توکا، فواد و پدرام، همگی بهتر از من و هر کس دیگری بر مسائل واقفند و من حتی در حد و اندازه هایی نیستم که بخواهم مثلاً بین ایشان وساطت کنم! تنها وظیفه خود می دانم که بعنوان عضو کوچکی از وبلاگستان، و یکی از خوانندگان حقیر وبلاگهایشان، از ایشان بخواهم که کمی با سعه صدر بیشتری به مسائل پیش آمده نگاه کنند و با پاک کردن مطالب آزاردهنده از وبلاگهایشان، در رفع سو تفاهمات پیش آمده بکوشند. تا بدین ترتیب بدعت گذار فرهنگ فرخنده بخشندگی در وبلاگستان عزیز باشند، و الگویی شوند برای افرادی چون من و دست سو استفاده گران را از وبلاگستان پاک فارسی کوتاه کنند.

جوابیه نیما اکبرپور به اعتراضات اخیر – بیائید همدیگر را ببخشیم

پس از انتشار مطلب قبلی و جوابیه خانوم ویولت، آقای نیما اکبرپور عزیز هم پاسخی را درباره مسائل اخیر ارسال کردند که برای استحضار عموم منتشرش می کنم:

من فقط از ویولت دلخور بودم. بعد از نوشتن نامه دومش هم حرف دیگه ای نمونده بود. ترجیح دادم که جواب دیگه ای در جهت تایید و موافقت با حرفاش ارسال نکنم که موضع کش پیدا نکنه. به هر حال از نظر من موضوع تموم شده. اگه اون پست من واقعا آزارش می ده حاضرم کلش رو حذف کنم. از برگزارکنندگان این رقابت هم مصرا می‌خوام که توضیح شفافی درباره بالا و پایین شدن آرا بفرستن. ضعف سیستم رای دهی منجر به این اتفاقات شده. و خواستار این هستم که اعلام کنن این آرای تقلبی چطور و به وسیله چه کسی و از چه ایمیل هایی ارسال شده. این حق ماست.

ارادتمند همگی

پس از جوالدوز به بلاگفا: یک سوزن به وردپرس

ساعتی پیش جوابیه تندی بر دفاعیه علیرضا شیرازی درباره مسدود کردن سیستم انتقال اطلاعات از بلاگفا نوشتم. اما در این بین، هنگام وبگردی هایم به مصاحبه تلفنی نیما اکبرپور با علیرضا شیرازی برخوردم.

آقای شیرازی در این مصاحبه به طور آشکارتری به توضیح و تشریح موضع خویش پرداختند، که به نظر من از دفاعیه کتبی ایشان واضح تر بود. و تا حدودی مرا با خود هم پیمان ساخت. لذا بر خود واجب دانستم تا در همان لحظه دست بکار شوم و کمی از تندروی هایم را اصلاح نمایم.

ایشان وعده داده اند که:

در نسخه جدید سایت ما امکان تهیه نسخه پشتیبان فراهم شده که البته فرمتش یه فرمت خاصیه. تا ما هم بتونیم تمام اطلاعاتی رو که مورد نیازه بزاریم روی سایت و هم خود کاربرا بتونن ازش براحتی استفاده کنن.

بدین ترتیب، به بسیاری از بایدهایی که این روزها برایشان به بلاگفا معترض بودیم، پاسخ داده شده است.

آقای شیرازی در ادامه می افزاید:

من شخصاً به هیچ عنوان ترسی ندارم از اینکه کاربر من بخواد اطلاعاتش رو نسخه پشتیبان بگیره یا حتی بخواد ببره جای دیگه ای. این ترس وجود نداره، چرا که من همیشه بیشتر از اینکه به خروجیم نگاه کنم، به ورودی کاربرهام نگاه می کنم.

نیما اکبرپور در بخش دیگری از مصاحبه می پرسد: «چرا حالا که این امکان در وردپرس فارسی تعبیه شده بود، جلوش رو گرفتید؟» و شیرازی پاسخ می دهد:

دلیل اصلیش این بود که من بعنوان مدیر سایت اجازه نمی دم کسی از سرویس بلاگفا و اطلاعات اون استفاده تبلیغاتی بکنه. قضیه فرق میکنه بین اینکه گروهی بخوان برای کاربر بلاگفا دل بسوزونن و یا اینکه بخوان برای تبلیغ کار خودشون و کار بازاریابی برای سایت خودشون یا سایتی که بهش علاقمندند بیان چنین امکانی رو بزارن.

البته من قبول ندارم که تیم وردپرس فارسی بخاطر بازاریابی برای وردپرس این امکان را تعبیه نموده اند. در حقیقت این کار از یک سو برای علاقمندانی تعبیه شده است که به دلیل نبودن امکانات انتقال، دست و دلشان به مهاجرت به سمت وردپرس نمی رفت، و از سوی دیگر برای کسانی در نظر گرفته شده است که از بلاگفا به وردپرس مهاجرت کرده اند، اما امکان انتقال پستهای وبلاگ قبلی شان را ندارند.

شیرازی می افزاید:

دوستانی که این کار رو انجام دادند، هیچگونه هماهنگی و کسب اجازه ای از ما نکردند… اگه قراره کار نرم افزاری روی سرور انجام بشه، اگه که اون سرور صلاح بدونه تا یه حدی رو سرویس رو ارائه میده، اگه شما بخوای خارج از اون این کار رو انجام بدی حداقل به نظر من اولین گام حرفه ای بودن اینه که کسب اجازه بکنید.

نیما اکبرپور می پرسد: «اگر کسب اجازه می شد ممکن بود که با این کار موافقت کنی؟» و شیرازی در پاسخ می گوید:

بله، من شرایط می ذاشتم. مثلاً می گفتم که شما می تونید این کارو انجام بدی، اگه کاربری دلش خواست بیاد این کارو انجام بده یک چنین آپشنی می تونه وجود داشته باشه ولی نباید شما ازش استفاده تبلیغاتی بکنی. یعنی نباید اینجوری بشه که برای تهییج و تبلیغات سایت خودم. این کار درستی نیست… اگه تو می خوای تبلیغات خودت رو انجام بدی پس با من چیکار داری؟ چرا قرار هستش که کاربر منو به هر دلیلی تحریک بکنی که حالا بیاد به این سمت؟

من کاملاً ناراحتی آقای شیرازی را در این مورد درک می کنم و حق را به ایشان می دهم. تیم وردپرس فارسی چنانکه می خواست یک کار حرفه ای انجام دهد، می بایست قبل از هر اقدامی از ایشان کسب اجازه می نمود.

تیم قدرتمند وردپرس فارسی باید در نظر داشته باشند که در هر اقدامی که انجام می دهند آبروی یک سیستم معتبر بین المللی را یدک می کشند و بایستی کمی سنجیده تر عمل نمایند، و حتی کوچکترین بهانه ای را نیز به دست دیگران ندهند تا به وسیله آن تقبیح شوند.

علیرضا شیرازی می افزاید:

جالب اینجاست که مثلاً این سایت به عنوان این اومد که “انتقال اطلاعات کاربران بلاگفا به وردپرس” بعد که ما اینو مسدودش کردیم میگن که بلاگفا به کاربراش اجازه نداد که از اطلاعاتشون پشتیبان بگیرن. این که تهیه نسخه پشتیبان نبود. اگه شما می گفتی “ابزار تهیه نسخه پشتیبان از بلاگفا” این یه داستان دیگه بود… عنوان این قضیه نشون دهنده اینه که این کار در حقیقت یه کار تبلیغاتیه.

و یک اشتباه فاحش تیم وردپرس فارسی که به عقیده من کل اعتراضات ما را بصورت تف سربالا در آورد:

تو نسخه جدید همین نرم افزاری که تهیه شده اومدن گفتن که از قالب پیش فرض بلاگفا ما استفاده می کنیم، یعنی حتی لازم نیست که شما کدی رو بزارین توی قالب، حالا نتیجه این میشه که هر کسی میتونه اطلاعات هر کاربر دیگه ای رو منتقل کنه توی وبلاگی و بنام خودش بکنه. بدون کسب اجازه می تونه چنین کاری رو انجام بده، آیا این واقعاً تجاوز به حقوق کاربران نیست؟

به نظر من که هست، و واقعاً چنین نرم افزاری رو در شان وردپرس نمی بینم. هنگامی که من خواستم اطلاعاتم را از وبلاگ قبلیم در بلاگر به وردپرس منتقل کنم، از من نام کاربری و کلمه عبور خواست، این بدین معناست که هر کسی نمی تواند اطلاعات مرا از بلاگر به وردپرس منتقل کند و آنرا به نام خودش ثبت کند.

من به شدت با این نرم افزار دومی که بر روی وردپرس فارسی گذاشته شده است مخالفم و آنرا نه تنها نقض حقوق کاربران بلاگفا می دانم، که عاملی برای بی اعتبار کردن وردپرس می شناسم. لذا کاملاً به بلاگفا حق می دهم که راه این نرم افزار را مسدود نماید.

پ.ن: توضیحات گناهکار عزیز را از زبان تیم وردپرس فارسی درباره مسائل اخیر حتماً بخوانید.

مرا سودی از ضرر بلاگفا نیست

پس از بوجود آمدن موج عظیمی از اعتراضات به اقدامات غیر معقولانه بلاگفا نسبت به مسدود کردن سیستم انتقال اطلاعات از بلاگفا به وردپرس، مدیریت این سرویس دفاعیه ای را منتشر نمودند.

ایشان در این دفاعیه مسدود کردن را در جهت منافع سایت دانسته اند و  متذکر شده اند که سایتهایی همچون فلیکر و فیس بوک نیز اقداماتی از این دست را انجام می دهند. که البته دکتر مزیدی در همین رابطه کاملاً موضوع مسدود شدن برخی امکانات توسط این دو ابرسایت را تشریح نموده اند.

اما در بخشی دیگر از این دفاعیه آمده است:

در بلاگفا همانند هر سایت مشابه و رایگان دیگری خدماتی برای انتشار و ذخیره مطالب فراهم شده است که هزینه آن نیز توسط سایت پرداخت می شود و قاعدتا این انتظار می رود که این اطلاعات توسط کاربران واقعی دیده شود تا از این طریق هزینه های سایت جبران شود.

از این جملات می توان این گونه برداشت نمود که بلاگفا معتقد است هر روشی که موجب شود کاربران واقعی، سایت را دور بزنند و از طریق دیگری غیر از روش معمول به مطالب دسترسی پیدا کنند، منافع سایت را (که در حال حاضر از نمایش تبلیغات تامین می گردد) به خطر می اندازد و لذا مردود است و با آن مقابله می شود.

طبق این تعریف خروجی خوراک وبلاگ نیز می تواند یکی از راههای دور زدن قالب اصلی وبلاگ باشد. چرا که در این صورت خواننده مطالب دیگر بیننده تبلیغات سایت نخواهد بود و لذا هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که دو فردای دیگر با افزایش خوراک خوانها و به خطر افتادن منافع بلاگفا، خروجی RSS وبلاگها نیز مسدود گردد!

آقای شیرازی همچنین تاکید دارند که

طبیعی است که بلاگفا با اینگونه کاربردها و استفاده از اطلاعات سایت در جهت تبلیغات و منافع سایت مشابه دیگری کاملا مخالف است و طبیعتا بدون توجه به اینکه سایت مورد نظر چه سایتی است با آن برخورد میکند.

اما کدام تبلیغات؟ کدام منافع؟ آنچه که توسط تیم وردپرس فارسی طراحی شده است، نرم افزاری است که اولاً تنها توسط صاحب وبلاگ در بلاگفا قابل استفاده می باشد، چرا که نیاز به انجام تغییراتی در قالب وبلاگ مورد نیاز دارد، ثانیاً تنها از مطالب وبلاگ در بلاگفا نسخه پشتیبان تهیه می کند، که مسلماً این نسخه پشتیبان نیز در اختیار نویسنده مطلب قرار می گیرد. یعنی بطور کلی این نرم افزار تنها خدماتی را به صاحبان وبلاگهای بلاگفایی ارائه می دهد و هیچ منفعتی از این ماجرا نمی برد. که آن هم با اصرار تعداد زیادی از کاربران بلاگفا تهیه شده است، که بنده تعداد زیادی از آنها را از نزدیک می شناسم و با ایشان مراودت دارم. نزدیکترین شان هم، همین همسر بنده که مدتها زحمت کشید تا بتواند تک تک مطالبش را بصورت دستی به سیستم وردپرس منتقل نماید، و تازه نظراتش را هم نتوانست که منتقل کند!

آیا این حق برای نویسنده مطلب وجود ندارد که از مطالب خود هرگونه که دوست دارد استفاده کند؟ آیا وی حق ندارد از مطالب خود نسخه پشتیبان داشته باشد؟ آیا نویسنده نمی تواند مطلبش را به هر کجای دیگر که دوست دارد، منتقل نماید و آنها را منتشر کند؟!

ایشان می فرمایند:

این بدین معنا نیست که اطلاعات کاربران سایت در حصر باشد که میدانیم آنها میتوانند همواره صفحات خود را ذخیره یا به شکل دستی در جای دیگری ذخیره کنند بلکه این محدودیت برای روباتها و اسکریپتهای سایتهای مشابه و رقیب است که بدون کسب اجازه و هماهنگی درخواستهایی را به سرور سایت ارسال میکنند.

اما گویا فراموش کرده اند که این به اصطلاح روباتی که طراحی شده است اولاً روباتی است که جهت تسهیل کردن کار کاربران طراحی شده است و ثانیاً بدون کسب اجازه و هماهنگی فعالیت نمی کند، چرا که قبل از آن باید صاحب وبلاگ یک سری تنظیمات را برای آن مهیا نماید. یعنی به نوعی روباتی است که گوش به فرمان صاحب وبلاگ است و اختیاراتی را به صاحب وبلاگ می دهد. که متاسفانه الزامات آن توسط بلاگفا مسدود گردیده است!

آقای شیرازی معتقد است

سایت بلاگفا تضمینی برای ارائه خدمات و اطلاعات سایت به  اسکریپتهای سایتهای رقیب یا هرگونه روبات یا اسکریپتی که منفعتی برای سایت بلاگفا ندارد نخواهد داشت و قاعدتا عدم ارائه خدمات به این اسکریپتها اصولا ارتباطی به حقوق کاربران  نسبت به سایت ندارد.

اما آنچه که بعنوان اسکریپت سایتهای رقیب نامیده شده است، در پاسخ به نیاز کاربران خود بلاگفا بوجود آمده است، که پس از مدتی متوجه شده اند که راهی برای انتقال یا پشتیبان گیری از مطالبشان وجود ندارد، و سرویس دهنده نیز گویا در سر ندارد که چنین امکاناتی را برایشان فراهم نماید.

شاید مسدود کردن این اسکریپتها به معنی از بین بردن حقوق کاربران نباشد، اما سخت کردن راههای انتقال و پشتیبان گیری از مطالب، نیز به معنای احترام کردن به کاربران و رعایت حقوق شان نمی باشد!

در انتها مدیر بلاگفا کسانی که در این مورد زبان به اعتراض گشوده اند را سودجویانی می داند که با این کار متضرر شده اند:

به راحتی میتوان مشاهده کرد  که وقتی دسترسی اینگونه اسکرپیتها به سرور محدود می شود اولین و تقریبا اکثر کسانی که به این روند اعتراض میکنند کسانی هستند که از کار این اسکریپتها برای منافع شخصی یا سایت خود بهره می برند یا با بلاگفا به هر دلیلی مخالف هستند و طبیعی است که اعتراض خود را با محکوم کردن بلاگفا یا من  نشان می دهند.

که الحمدلله بنده نه هیچگاه در بلاگفا وبلاگی داشته ام، و نه از این نقل و انتقالات سود و زیانی به من می رسد! اما نمی دانم چرا ما هرگاه زبان به انتقاد می گشائیم یا به بزغاله ملقب می شویم یا به سودجو!

به هر حال بنده نه تنها از ضرر بلاگفا سودی نمی برم، که بسیار خوشحال خواهم شد که سرویس دهندگان داخلی بتوانند آنقدر پیشرفت کنند که با سایتهای مشابه خارجی رقابت نمایند. تا به جهان ثابت شود که ایرانیان نیز چیزهایی برای ارائه کردن دارند.

اما فعلاً با توجه به شواهد و قرائن نمی تواند آن چنان که باید و شاید به سرویس دهندگان وطنی اطمینان نمود. لذا تنها کاری که از بنده حقیر بر می آید اینکه توصیه کنم تا اطلاع ثانوی با بلاگفا و سایتهای مشابه وبلاگ نویسی را آغاز نکنید که بدون شک بعدها دچار مشکل خواهید شد.

پ.ن: پس از جوالدور به بلاگفا: یک سوزن به وردپرس را هم حتماً بخوانید!