اندر احوال ضد حالاتی که خورده‌ام

راستش خودم هم موندم که آیا من آدم تنوع‌طلبی هستم یا نه؟! خوب! شاید تو بعضی چیزا آره و و تو بعضی چیزای دیگه اصلاً!
مثلاً من دوست دارم که قالب وبلاگم هر از چند گاهی نو بشه. از نظر روانی این کار می‌تونه مثل تغییر دکوراسیون خونه باعث نشاط روح و روان من و خوانندگانم بشه. اینجوری اینجا همیشه رنگ و بوی تازگی میده و من از این بابت لذت می‌برم.
قالب وبلاگ همون قالب قبلیه که با «سایکو» طراحی کرده بودم. فقط رنگ‌بندیش جدیده که مثل قبل کار حدیث جونه. به نظر من رنگ جدید گرمتره. من که خوشم اومده، امیدوارم شما هم از گرمیش لذت ببرین.
راستش دیگه چیزی نمونده بود که بلاگ‌نوشت، دات کام بشه. همه چیز روبراه بود. این دامنه رو بارها امتحان کرده بودم و تقریباً از وجودش مطمئن بودم. اما همون روزی که قرار بود همه چیز تموم بشه، یکی چند ساعت زودتر از من دست بکار شد و ضد حال سنگینی به من زد. من در این موارد اصلاً تنوع طلب نیستم. روی اسامی خیلی حساسم.
یادمه وقتی می‌خواستم وبلاگ‌نویسی رو دوباره از سر بگیرم (بعد از اونکه وبلاگم رو در پرشین بلاگ بستم)، روزها دنبال اسمی گشتم که تابحال بکار برده نشده باشه. و بالاخره بعد از مدتها کنکاش به «بلاگ‌نوشت» رسیدم؛ ترکیبی که در هیچ موتور جستجویی پیداش نکردم. ولی نمی‌دونم چرا این روزها این اسم اینقدر طرفدار پیدا کرده که همه می‌خوان اِلّا با همین اسم وبلاگ بنویسن! اولش «بلاگ‌نوشت در بلاگفا» و حالا هم «بلاگ‌نوشت دات کام»! فعلاً که تو کف همون بلاگ‌نوشت دات کام هستم، تا ببینیم چی پیش میاد!

اما ضد حال دیگه‌ای که این روزها نصیبم شده، دی‌اکتیو شدن آی‌دی من در یاهو بود. از دست رفتن اد لیستهای پنج ساله‌ و ایمیل‌ها و فایلهای My Briefcase و My Photos و… یه طرف، از همه مهمتر حساسیت من روی آی‌دی sadeghjam بود که همه اکانتهای دیگر من هم به همین صورت هستن، و من از این بابت خیلی لذت می‌بردم! البته مدتیه که با Yahoo! در حال رایزنی هستم تا شاید بتونم آی‌دیم رو پس بگیرم! از همه دوستانی که احیاناً در این مدت با آی‌دی من تماس گرفتن و پاسخی دریافت نکردن، صمیمانه عذرخواهی می‌کنم. فعلاً می‌تونین با سایر ایمیل‌های من ( + ، + ، + ) تماس بگیرین تا ببینیم چی پیش میاد!

و اما ضد حال بعدی برمی‌گرده به حذف ناجوانمردانه آرژانتین بزرگ از دور مسابقات جام جهانی. باز کاش آرژانتین بد بازی می‌کرد و می‌باخت تا ما اینقدر نمی‌سوختیم! واقعاً داغ سنگینیه که یه تیم خوب بازی کنه و از رقیب سرتر باشه و بعد در ضربات پنالتی، به تماشاچیان ببازه!
ولی چی میشه کرد! فوتبال دیگه! خب برزیل هم حذف شد!! بمونه برای سالهای بعد!…

همان به که امید به بیگانه بندیم

تقصیر این عِرقِ ملّی هست که گلومون رو فشار داده و وادارمون می‌کنه که بازی‌های ایران رو ببینیم و حرص بخوریم! وگرنه وقتی که آرژانتین هست، ایران کیلو چنده؟!
حداقل حتی اگه در هر مرحله‌ای هم حذف بشه، وصله کم کاری و بی‌نظمی بهشون نمی‌چسبه. بازیکنان آرژانتین واقعاً مثل کوه مستحکم و با انگیزه هستن و با دل جون بازی می‌کنن. همین ویژگی‌ها، صرف نظر از نتایجی که بدست میاره، من رو راضی می‌کنه. ویژگی‌هایی که هرگز در بازیکنان ایرانی سراغ ندارم.
بی‌خیال عرق ملّی و نقد سالم و امید به آینده و… بیائید این‌بار همه با هم برای موفقیت تیم ملی فوتبال آرژانتین دعا کنیم…

اما از این حرفها گذشته، همه فوتبال دوستان دنیا باید یه تشکر مخصوص از Yahoo! داشته باشن. من که تابحال در هیچ دوره‌ای از بازی‌های بین‌المللی سایتی به کاملی سایت رسمی جام جهانی ۲۰۰۶ سراغ ندارم. از شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو می‌تونید در سایت FIFA WorldCup که Yahoo! مدیریتش رو بر عهده دارید، پیدا کنید. هر کس با هر علاقه‌ای، می‌تونه با گشتن در این سایت خودش رو کاملاً ارضاء کنه. توصیه می‌کنم که حتماً سری به این سایت بزنید.

می‌توانستیم و باختیم

تیم ملی فوتبال کشورمان با اینکه پتانسیل پیروزی بر حریفان و صعود به دور دوم جام جهانی را داشت، با تن دادن به شکست در رویارویی با دومین حریف خود، که تیم قدرتمند و تراز اول پرتغال بود، از گردونه تورنمنت بین‌المللی ۲۰۰۶ حذف شد، تا بدین ترتیب پس از ۸ سال انتظار، باز هم نتیجه‌ای در خور شأن نصیب‌مان نگردد.
درد این شکست از آن جهت زجرآورتر می‌شود که «ما می‌توانستیم» و باختیم! به نظر من هیچ تیمی نمی‌توانست اینقدر راحت از ما امتیاز بگیرد، مگر آنکه خودمان این زمینه را فراهم کنیم، که متأسفانه با ایجاد تشنج و درگیری در بین اعضای تیم ملی این امر صورت گرفت.
خبرهای ضد و نقیضی که از درگیری‌های لفظی در کمپ پس از باخت در مقابل مکزیک شنیده می‌شد، حکایت از بحران روحیه در اعضای تیم داشت، که خود را بصورت حرکت ناشایست علی کریمی پس از تعویض نشان داد.
یکی از مهمترین عواملی که در اینگونه رقابتهای بین‌المللی برای پیروزی لازم است، داشتن روحیه بانشاط و عاری از مشغله‌های حاشیه‌ای است که گویا متأسفانه بین اعضای تیم کشور ما این امر وجود نداشت و یا خیلی ضعیف‌تر از حد لازم بود.
خوب یا بد، زـ یا زیبا، این تیم منصوب به میهن عزیز ما بود و ما در برد و باختش شریکیم. گرچه امیدهایمان به قعر دره‌های حذف کشیده شدند، اما حداقل برای خریدن ذره‌ای از آبروی رفته‌مان هم که شده، بایستی امید به بازی تشریفاتی آخر در مقابله با تیم آنگولا ببندیم. اما پر واضح است که اگر بدون انگیزه و با روحیه خراب در مقابل این تیم حاضر شویم، بازی آخر را هم واگذار خواهیم کرد، و بدترین نتیجه ممکنه نصیبمان خواهد شد. نتیجه‌ای که مجوز سرزنش بی حد و حرص دست‌اندرکاران این تیم را به ملت ایران خواهد داد، تا حداقل عقده‌های چند ساله خود را سبک‌تر کنیم.
گرچه دیگر همچون سابق امیدی به این تیم ندارم، اما چاره‌ای هم نیست جز داشتن امید!

پ.ن: اصلاً بی خیال ایران! به آرژانتین بیاندیشید!!

تمرکز بر پیروزی‌های آینده

کم‌کم شکست تلخ ایران مقابل مکزیک را به مدد شکست‌های بدتر سایر تیم‌های همردیف ما در آسیا همچون ژاپن که در مقابل استرالیا با نتیجه مشابه اتفاق افتاد، از یاد می‌برم. بدون شک بازی روز یکشنبه ایران نیمی راضی کننده و نیمی اعصاب‌خوردکن و غیرقابل چشم‌پوشی بوده است. اما آنچه می‌شد استنباط کرد اینکه بازیکنان ما این پتانسیل را داشتند که مکزیک را شکست دهند و این پتانسیل را نیز دارند که از سد پرتغال بگذرند. ما شایستگی این را داریم، به شرط آنکه روحیه‌اش را داشته باشیم.
ولی آنچه که این روزها مرا ناراحت می‌کند و می‌تواند بزرگترین خطر برای ما باشد، بروز برخی بحث و جدل‌ها و کارشکنی‌ها در کمپ تیم ملی است که از گوشه و کنار شنیده می‌شود. میزان صحّت این خبرها را نمی‌دانم، اما اینگونه حرف و حدیثها هر چند هم ناچیز، می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری را به بدنه تیم وارد کند، تا آنجا که ما را به شکست سخت‌تری در مقابل دیگر حریفان وادارد. بدون شک این اصلاً مطلوب مردمی نخواهد بود که هشت سال انتظار چنین روزی را کشیده‌اند. شایسته نیست که نمایندگان کشور ما در یک تورنومنت بین‌المللی به جای تمرکز بر کسب پیروزی، مشغول جنگهای داخلی شوند و علت شکست قبلی را به کول این و آن بیاندازند. شکست قبلی به نام «ایران» رقم خورده است و حتی یحیی گل‌محمدی که تک گل ایران را رقم زده است و یا وحید هاشمیان که بسیار دویده است را هم شامل می‌شود و همه در این شکست شریکند. موجه نیست که به فکر شکست قبلی، شکست دیگری را رقم زنیم که تمام امید ما را برای صعود به مرحله بعد از بین برد.
به این امید که در بازی‌های آینده پیروز بی چون و چرای میدان باشیم…

هنوز تموم نشده

دقایقی پیش تیم ملی فوتبال ایران در کمال ناباوری من با نتیجه سنگین ۳ بر ۱ نخستین بازی دور اول مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان رو به مکزیک واگذار کرد.
از شما چه پنهون من خیلی روی تیم ملی ایران حساب باز کرده بودم، و خیلی امید داشتم که حتی از این بازی سه امتیاز بگیره، اما انگار کور خونده بودم!
به نظر منِ ناشی(!) تیم ما در نیمه اول خیلی خوب بازی کرد و واقعاً از حریف برتر بود، نتیجه مساوی نیمه اول هم واقعاً منصفانه بود. اما نمی‌دونم چرا مربی‌‌‌هامون هر چند سال هم که توی ایران می‌مونن، اینو متوجه نمیشن که ما ایرونی‌ها بازی تدافعی توی خونمون وجود نداره و اصلاً نمی‌تونیم تدافعی، خوب بازی کنیم. نمی‌دونم چرا با اینکه ما در نیمه اول خوب بازی کردیم و حتی برتر از تیم مکزیک هم بودیم، آقای برانکو می‌خواستن همون نتیجه رو حفظ کنن و بچه‌ها رو به حفظ نتیجه تشویق می‌کردن! یعنی مربی ما نمی‌دونه که حفظ نتیجه مساوی در مقابل تیمی مثل مکزیک، اون هم برای یک نیمه تمام، غیر ممکنه؟!!
من فکر می‌کنم که اگه ما در نیمه دوم هم بدون توجه به نتیجه و فقط برای کسب پیروزی به میدان می‌رفتیم، می‌تونستیم، مکزیک رو شکست بدیم. اما هر چه بوده گذشته و آب رفته به جوی بر نمی‌گرده!
ولی هنوز تموم نشده. ما هنوز دو بازی دیگه هم پیش روی داریم، و با کسب نتیجه از اون دو بازی باز هم برای صعود شانس خواهیم داشت.
این بازی می‌تونه تجربه خوبی برای ما و بخصوص مربی ما باشه که دیگه در مقابل تیم‌های صاحب‌نام پای بچه‌های ما رو نبنده و بذاره خودشون باشن. من مطئمنم که اگه بازیکنان ما خودشون باشن، براحتی می‌تونیم، هر تیمی رو شکست بدیم.
به امید موفقیت تیم ملی ایران در بازی‌های پیش رو…