هفت روز بدون آب و نان

امروز برای من روز بزرگی است. چون بالاخره پس از هفت روز برق شهرمان وصل شده و من توانستم به وبلاگم سر بزنم و مطلب تازه ای در آن بنویسم.
همه چیز از چهارشنبه پیش شروع شد. بارش برف زمستانی موجی از شور و شعف را در بین گیله مردان به راه انداخته بود. سالها بود که خشکسالی عروس ایران، گیلان، را فرا گرفته بود و زمستان برف خویش را از این منطقه دریغ کرده بود. اما این دومین باری بود که زمستان این منطقه را سفیدپوش می کرد.
صبح روز دوم گیلانیان از اینکه بارش برف همچنان ادامه داشت بسیار متعجب شده بودند، و البته بسیار خوشحال. اما نبایستی بام خانه ها فراموش می شدند. و اینچنین شد که مردم گیلان راهپیمایی ۲۲ بهمن سال ۸۳ را بر فراز بامهایشان انجام دادند، چرا که بر روی زمین جایی برای راهپیمایی نمانده بود و همه جا را برف پوشانده بود.
روز سوم برف همچنان می بارید. میانسالان سالها بود که چنین بارشی را از آسمان گیلان ندیده بودند و جوانان هیچگاه زمین گیلان را تا این اندازه دور از پا احساس نکرده بودند. بیش از یک و نیم متر برف بر زمین نشسته بود و البته بارش برف همچنان ادامه داشت.
برف همه را غافلگیر کرده بود. کابلهای برق قطع شدند، جریان آب قطع شد. راههای ارتباطی مسدود گردیدند. برخی از خانه های قدیمی فرو ریختند و…
کم کم بارش برف به بحرانی بدل شد. ستاد بحران در استانداری گیلان تشکیل شد. همه نیروها برای برطرف کردن مشکلات شهر رشت، مرکز استان گیلان، بسیج شدند. استاندار مدام به خبرگزاری ها از پیشرفت کارها در رشت و برطرف شدن مشکلات ناشی از بارش سنگین و بی سابقه، خبر می داد. نیروهای کمکی از استان های مجاور جهت کمک رسانی به رشت اعزام شدند. صدای گیلان بصورت شبانه روزی به پل ارتباطی مردم رشت و مسئولان بدل گردیده بود. و بالاخره با تلاش همگان مردم رشت پس از گذشت چند ساعت از بحران خارج شدند و بسیاری از نیازهای آنان برطرف شد. اما آیا گیلان فقط رشت است؟!
اینجا که من هستم، یعنی آستانه اشرفیه، حدود ۳۵ کیلومتر با رشت فاصله دارد. هیچکس نمی تواند کتمان کند که اگر در اینجا بیشتر از رشت برف نباریده باشد، کمتر از آن هم نباریده است. با امروز، درست هفت روز بود که مردم آستانه اشرفیه بصورت انسانهای اولیه روزگار می گذارنیدند و از نیازهای اولیه ای چون داشتن آب و برق و در پی آن نان محروم بودند. از روز سوم بارش برف مسئولین شهر، خودشان به تکاپو افتادند و به برطرف کردن مشکلات شهر پرداختند. هفت روز گذشت و تا امروز نیز وضعیت بسیاری از روستاهای شهر برای مسئولین مشخص نیست. چرا که علاوه بر راههای ارتباطی زمینی، برف ارتباط تلفنی آنها را نیز قطع کرده است.
اما آنچه که بیش از همه انسان را عذاب می دهد، این است که در تاریکی مطلقی که شهر در آن فرو رفته است، بدون داشتن آب و نان از رادیو بشنوی که آقای استاندار در گزارشهای روزانه خود همواره تاکید نمایند که همه مشکلات بر طرف شده اند و استان به وضعیت عادی خود برگشته است.
واقعاً چرا باید کسی استاندار شود که قدرت دیدن یک شهر را هم ندارد؟

۲۰۰۵ سال همه گیر شدن بلاگها

ربرت بلو

Robert Belo

گزارشگر بخش تکنولوژی سایت خبری BBC

وبلاگها یا بلاگها همه جا هستند، تخمین زده میشود که حداقل پنج میلیون بلاگ روی وب وجود داشته باشد و این عدد در حال رشد است.

این یادداشتهای روزانه به شکلها و قالبهای مختلفی وجود دارند، و مردم نظرات، تصاویر و لینکهای مورد علاقه شان را به این وسیله با هم به اشتراک می گذارند و همین امر از سوئی دیگر به شرکتها این امکان را می دهد که نیاز مشتری هایشان را بهتر بشناسند.

اما در سال گذشته نگاهها بیش از پیش به بلاگها معطوف شده بود، چرا که بلاگها دیدگاههای انتقادی به رخدادها داشتند و اغلب درباره چیزهایی می نوشتند که از چشم رسانه های بزرگ دور می ماندند.

شاید بیشتر بلاگها خواننده های کمی داشته باشند اما کارشناسان علوم ارتباطات می گویند که مردم از این طریق راهی را برای خود باز نموده اند تا در عالم سیاست حرفهایشان را بزنند.

از نمونه های معروف بلاگها می توان به بلاگ معاون سابق رئیس جمهور ایران، محمدعلی ابطحی اشاره نمود که در بلاگش آنچه را که در درون دولت جمهوری اسلامی میگذرد را بیان می کند و نظراتش را به عنوان کسی که داخل گود است می نویسد، همچنین می توان به بلاگهایی که در مورد جنگ عراق هستند اشاره نمود و یا بلاگهایی که درباره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا می نوشتند.

سایتهایی هم وجود دارند که تلاش می کنند تا خبرهای دسته اولی را که از بلاگها شنیده می شوند را انعکاس دهند. از این نوع می توان به wikinews.com اشاره نمود که از ماه نوامبر سال گذشته میلادی کار خود را آغاز نموده است.

اندرو نچیسون (Andrew Nachison) رئیس Media Center، یکی از مراکز تحقیقاتی آمریکا که در مورد رسانه ها و تکنولوژی و تاثیر آنها بر جوامع مطالعه میکنند، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را نقطه بازگشت بلاگها می داند. وی می گوید:«مردم در این انتخابات از میان همه منابع اطلاعاتی موجود به دنبال راههای جدید دستیابی به اطلاعات میگشتند، و این راههای جدید به یک قدرت بدل شدند. بلاگها کلیدی برای دگرگون سازی انتخابات بودند.» برای نمونه میتوان به بلاگهایی اشاره نمود که از پیروزی جرج دبلیو بوش اظهار ناراحتی می کردند و درعوض پیامهایی که حامیان بوش در پاسخ آنها می گفتند.

آقای نچیسون پیش بینی می کند که در آینده بلاگ یک منبع اطلاعاتی مستقل و صادق در برابر منابع سنتی و تجاری مانند روزنامه، تلویزیون و رادیو خواهد بود.

وی به بخش خبری سایت BBC گفت:«بایستی تصدیق کنیم که بلاگها در بحثهای روزمره و انتشار خبرهای جدید نقش بسزائی دارند. اما آنها همیشه در پس داستان حرکت میکنند و در رهبری آن نقشی ندارند.»

گروهی از رسانه های سنتی از ظهور این رقیب اظهار نگرانی می کنند، اما گروهی دیگر همچون روزنامه فرانسوی لموند (Le Monde) نگاهی دیگر دارد و حتی بلاگ را به خدمت گرفته است.

آقای نچیسون میگوید:«من فکر نمیکنم که بلاگها نقش روزنامه نگاری را تهدید کنند. در حقیقت روزنامه نگاری در حال گذار است، همانگونه که جامعه گذار میکند.»

وی همچنین با نظر کارشناسانی مانند نوام چمسکی (Noam Chomsky) زبان شناس و تحلیلگر سیاسی، موافق است که میگوید بلاگها بن بست خبری رسانه های سنتی را میگشایند. آقای نچیسون می گوید:«بله، یکی از بسیار راههای روزنامه نگاری توسط بلاگها مورد تهدید قرار میگیرد. روزنامه نگاران حرفه ای مجبورند که از این پس خودشان را با محیط فعلی تطبیق دهند. محیطی که در آن مقاله نویسان خیلی بیشتری هر روزه مقاله می نویسند و آنها را انتشار می دهند. و بدین ترتیب دوران بن بست نمودن خبرها و سانسورچیانی که تصمیم میگرفتند چه چیزی برای انتشار خوب است و چه چیزی نیست، برای همیشه به پایان رسیده است. با وجود شهروندان عادی که با ابزارهایی همچون دوربین عکاسی و فیلمبرداری در جیب، در خیابان قدم می زنند، داستان تغییر خواهد کرد.»

تحلیلگران تعداد فعلی بلاگها را بیش از پنج میلیون می دانند که با شدتی انفجاری در حال افزایش است. و با وجود ابزارهایی همچون Blogger، MovableType و اخیراً فضاهای آزمایشی MSN انتشار بلاگها روز به روز آسانتر می شود و تعداد آنها نیز بیشتر می شوند.

مراکز تحقیقاتی آمریکا اعلام کرده اند که در هر ۸/۵ ثانیه یک بلاگ متولد می شود، هرچند که کمتر از ۴۰% آنها هر دو ماه یکبار به روز می شوند. اما به هر حال کارشناسان بر این باورند که این پدیده از آنجائیکه اجازه انتشار عقاید فردی، به اشتراک گذاشتن ایده ها، مبادله اطلاعات، ارسال آسان تصاویر و فیلمها روی وب و… را میدهد، ماندگار خواهد بود.

آقای نچیسون می گوید:«ما وارد یک عرصه تاریخی جدید شده ایم که در آن تکنولوژِی زیربنای یک بافت جدید برای ارتباطات نوین را بنا می نهد.»

منبع: BBC