[بهترین‌های وب ایران] : سمپادیا – بهترین سایت مدرسه

سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) شامل مجموعه‌ای از مدارسی است که دانش‌آموختگان بااستعداد و نخبه‌ای را پرورش می‌دهد. دانش‌آموزان و فارغ‌التحصیلان این مدارس، جامعه‌ی اینترنتی با نام «سمپادیا» راه‌اندازی کرده‌اند که بصورت داوطلبانه توسط اعضای آن اداره می‌شود. این جامعه مجازی شامل بخش‌های مختلفی است:

گروه‌نوشت فارسی: وبلاگ گروهی اعضای سمپادیا می‌باشد. در این وبلاگ، از مطالب درسی گرفته تا پادکست و خبرهای گوناگون و خاطرات اعضا منتشر می‌شوند.

تالار گفتگو: مثل همه فروم‌های دیگر، تالار گفت‌وگوی سمپادیا هم به موضوعات مختلفی تقسیم بندی شده است و اعضا ضمن پرسیدن سوالات خود، می‌توانند جواب را از افراد مطلع بشنوند. علاوه بر موضوعات درسی، بحث‌های ورزشی، سرگرمی و حتی خرید و فروش نیز در این تالار برپا است!

نشریه: نشریه سمپادیا، نشریه‌ای است که توسط عده‌ای از دانش آموزان و دانش آموختگان سمپاد منتشر می شود و توسط رابطین در برخی از شهرستان‌ها هم توزیع می‌شود. این نشریه به صورت یک صفحه A4 دو طرفه، منتشر می‌شود و حاوی مطالب متنوع بدون موضوع بندی مشخص است. نسخه‌ی الکترونیکی این نشریه در سایت سپمادیا نیز قابل دسترس است.

از امکانات دیگر سایت سمپادیا، فید یا خوراک بخش‌های مختلف سایت، خبرنامه و شبکه اجتماعی اعضا می‌باشد که از طریق سایت قابل دسترس هستند.

قابل ذکر است که سمپادیا در دومین جشنواره وب ایران، با نظر هیأت داوران به عنوان بهترین سایت مدرسه کشور  انتخاب شده است. امید است که در آینده شاهد ورود سایر مدارس ایران نیز به صحنه وب باشیم.

هشت سال بلاگ نویسی فارسی

شانزدهم شهریور ماه ۱۳۸۰ تنها یک بلاگ فارسی در وب وجود داشت، و امروز پس از گذشت ۸ سال، این تعداد به میلیونها عدد رسیده است، تا جائی که تشکیل جامعه ای مجازی با نام “بلاگستان” را داده است. هر قدر که این تعداد رو به فزونی می رود، تاثیرپذیری جامعه حقیقی نیز از آن بیشتر و بیشتر می شود.

در سالیان گذشته همواره تاثیر بلاگستان بر انتخاباتها مورد بحث برخی از محافل بود وهر چه که جلوتر می رفتیم به نظر می رسید که این تاثیرگذاری پر رنگتر می شود. اما در شرایط ویژه ای که در انتخابات دهم ریاست جمهوری پیش آمد، و با سانسور شدیدی که بر رسانه های غیرمجازی حاکم شد، فرصتی پیش آمد تا رسانه های مجازی و از جمله بلاگها در تثبیت جایگاه خبررسانی خود بیشتر بکوشند. اما باید دید که این موقعیت چه مقدار به نفع بلاگستان بوده است؟!

در ویژه نامه Face Off به مناسبت هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی، به بررسی نقش بلاگستان در حوادث انتخابات اخیر پرداخته شده است. پیشنهاد می کنم ضمن مطالعه نظر برخی از بلاگ نویسان مطرح در این باره، نظر خودتان را نیز با دیگران به اشتراک بگذارید، تا به جمع بندی بهتری از این موضوع دست یابیم. بدون شک اینگونه بررسی ها می تواند به پیشرفت روز افزون بلاگستان فارسی کمک شایان توجهی نماید.

در انتها، بر خود واجب می دانم تا سالروز تولد بلاگستان فارسی را به جامعه بلاگ نویسان و بلاگ خوانان فارسی زبان تبریک و تهنیت عرض نمایم. امید دارم که هر روز شاهد شکوفایی بیشتر این جامعه پربار باشیم.

وبلاگ نویسی حرفه ای

اصفهان که بودیم دیداری با چند تن از مجازی نگاران اصفهانی داشتیم که پیش از این پرهام به آن اشاره کوتاهی کرده بود. یکی از موضوعات مورد بحث در این جمع “وبلاگ نویسی حرفه ای” بود. در جمع حاضر به نظر می رسید که آرش خان بیشترین دغدغه را در مورد وبلاگ نویسی حرفه ای داشته باشد. ایشان شغل اصلی خود را وبلاگ نویسی می دانستند و از کلامشان اینگونه بر می آمد که قصد دارند از وبلاگ نویسی منبع درآمد خوبی دست و پا کنند. اما یکی از موانع مهم پیش روی خود را عدم حرفه ای بودن اکثریت وبلاگ نویسان می دانستند. ایشان معتقد بودند که اکثر وبلاگ نویسان فارسی زبان به این کار بعنوان یک تفریح نگاه می کنند و از همین روی آنگونه که باید و شاید حرفه ای عمل نمی کنند.

به همین بهانه قصد دارم نگاه شخصی خود را به پدیده وبلاگ نویسی و خصوصاً وبلاگ نویسی حرفه ای تشریح کنم.

پیش از این بارها درباره تعریف وبلاگ نویسی نوشته ام:

از نظر من، «وبلاگ» رسانه‌ای است شخصی و دوسویه بر پایه وب که در آن نویسنده یا نویسندگان دیدگاههای خود را در رابطه با موضوعات مختلف (با توجه به علائق و تخصص‌های خود) بیان می‌کند و همزمان این امکان وجود دارد که از نظرات خوانندگان و مخاطبین خویش در آن رابطه مطلع گردند.

اصول وبلاگ نویسی

همچنین در مطلبی تحت عنوان “تبیین جایگاه لینکهای روزانه در وبلاگها” به تعریف چند تن از پایه گذاران وبلاگ نویسی درباره پدیده وبلاگ اشاره کرده ام.

علاوه بر اینها طی پستی با عنوان “وبلاگستان: جامعه ای پر از خوبی ها و بدی ها” به این موضوع اشاره کرده بودم که:

آنان که برای نخستین بار کلید وبلاگ نویسی را میزدند اهداف والایی در سر داشتند و به خیال خود می خواستند وبلاگستان فقط خروجی مثبت و مفید داشته باشد. اما امروز وبلاگستان به یک جامعه وسیع بدل شده است، پر از انواع و اقسام آدمها، با سلیقه ها و رفتارهای مختلف. حالا دیگر وبلاگستان نیز مثل همه جوامع بشری به سمت بینهایت میل می کند و در این گستره عظیم چاره ای نیست جز اینکه به آنچه که باب میل مان است بپردازیم و از خیر بقیه بگذریم. مثلاً شاید مطالب زرد از نظر بار اطلاع رسانی، مفید نباشند، اما عده بسیاری هم هستند که فقط دنبال اطلاعات مفید نیستند، و به جنبه های سرگرم کننده آنها نیز توجه دارند، لذا نه تنها خودشان به تولید اینگونه مطالب می پردازند بلکه از مطالب زرد دیگران نیز استقبال می کنند. و هیچ ایرادی نه به اینگونه افراد و نه به کسانی که صرفاً به تولید علم و دانش توجه دارند، وارد نیست.

اما حرفه ای بودن در عرصه وبلاگ نویسی به چه معناست؟

متاسفانه در جامعه مجازی تعریف درستی از وبلاگ نویسی حرفه ای در دست نیست. گاهاً این موضوع را با تخصصی نویسی اشتباه می گیرند و وبلاگ نویسان تک موضوعه را به عنوان وبلاگ نویسان حرفه ای در نظر می گیرند. گاهی هم آنهایی که بصورت مرتب وبلاگ می نویسند را حرفه ای می نامند.

اما به نظر من وبلاگ نویس حرفه ای صرفاً نباید به وبلاگ نویسی بعنوان شغل نگاه کند. یا لزومی ندارد که برای وبلاگ نویس حرفه ای بودن، بتوان از آن کسب درآمد کرد. وبلاگ نویس حرفه ای حتماً کسی نیست که فقط در وبلاگش درباره موضوع خاصی مطلب می نویسد یا روزانه حتماً مطلبی در بلاگش می نگارد.

در حقیقت بنده معتقدم وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که علاوه بر رعایت اخلاق حرفه ای، چارچوب مشخصی را برای وبلاگش در نظر می گیرد و در همان چارچوب به فعالیت می پردازد.

لذا کسی که گل و بلبل می نویسد، یا کسی که از روزانه هایش می گوید، یا حتی کسی که فقط لینک می کند هم می تواند وبلاگ نویس حرفه ای باشد. به شرط آنکه حقوق سایرین را رعایت کند و آنچه را که مخاطبین عامش می پسندند ارائه کند.

وبلاگ نویس حرفه ای کسی است که برای مطالبش وقت می گذارد، اگر از مطالب دیگران استفاده می کند منابعشان را ذکر می کند، به نظرات دیگران احترام می گذارد و امانتدار است.

برای حرفه ای بودن لازم است مطالب وبلاگ درست دسته بندی شوند و درست برچسب گذاری گردند تا جستجوی آنها سریعتر امکان پذیر باشد. باید لینکها را به موقع و در جای خود قرار داد تا ارتباطات مطالب به طور صحیح شکل گیرند. لحن کلام مطالب باید روان باشد و نویسنده سبک خاصی را برای نوشته هایش در نظر بگیرد و خود را به همان سبک به خوانندگان بشناساند.

لازمه اینکه وبلاگ نویس حرفه ای باشیم، این است که بطور حرفه ای وبلاگ بخوانیم. این کار به اجتماعی شدن نویسنده کمک می کند و باعث می شود که بهتر و بیشتر با قوانین زندگی جمعی آشنا شویم و راحتتر با هم زندگی کنیم. امروزه شبکه های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری بسترهای اجتماعی شدن را فراهم کرده اند.

از آنجائی که این روزها در بلاگستان با خیل کثیری از سلیقه ها روبرو هستیم، لذا ارائه ملاکهای خاص برای حرفه ای بودن آسان نیست، و تقریباً نسبی است. آنچه که در بالا آمد گوشه ای از آنچه بود که من در این باره می اندیشم. خوشحال خواهم شد شما هم به این لیست ملاکهای تان را بیافزائید.

وبلاگستان: جامعه ای پر از خوبی ها و بدی ها

مطرود عزیز بحثی را در وبلاگستان راه انداخته است که مدتها گلویم را می فشارد و دوست داشتم درباره اش بنویسم.

ما در دورانی قرار گرفته ایم که خوشبختانه یا متاسفانه شکل گیری و رشد وبلاگستان را با چشمهای خویش دیده ایم و می بینیم. آنان که برای نخستین بار کلید وبلاگ نویسی را میزدند اهداف والایی در سر داشتند و به خیال خود می خواستند وبلاگستان فقط خروجی مثبت و مفید داشته باشد. اما امروز وبلاگستان به یک جامعه وسیع بدل شده است، پر از انواع و اقسام آدمها، با سلیقه ها و رفتارهای مختلف. حالا دیگر وبلاگستان نیز مثل همه جوامع بشری به سمت بینهایت میل می کند و در این گستره عظیم چاره ای نیست جز اینکه به آنچه که باب میل مان است بپردازیم و از خیر بقیه بگذریم. مثلاً شاید مطالب زرد از نظر بار اطلاع رسانی، مفید نباشند، اما عده بسیاری هم هستند که فقط دنبال اطلاعات مفید نیستند، و به جنبه های سرگرم کننده آنها نیز توجه دارند، لذا نه تنها خودشان به تولید اینگونه مطالب می پردازند بلکه از مطالب زرد دیگران نیز استقبال می کنند. و هیچ ایرادی نه به اینگونه افراد و نه به کسانی که صرفاً به تولید علم و دانش توجه دارند، وارد نیست.

اما در این بین آنچه که نیاز به توجه و کنترل دائمی دارد، اخلاقیات و رفتارهای گاهاً افسارگسیخته ای است که از ساکنان این دنیای مجازی سر می زند.

درست است که وبلاگشهر جامعه ای مجازی است، اما قوانین دنیای حقیقی در آن دخیل می باشد، چرا که ساکنان هر دو جهان را «انسانها» تشکیل می دهند. همین امر هم موجب می شود که رفتارها در وبلاگستان نیز مانند دنیای حقیقی نسبی باشند. در اینجا ما هم وبلاگ نویس خوش اخلاق داریم، هم بداخلاق، هم وبلاگ نویس خاکی داریم، هم مغرور، هم وبلاگ نویس معاشرتی و اجتماعی داریم، هم خوددار و گوشه گیر… و از مجموع این رفتارها می توان نتیجه گرفت که در وبلاگستان، هم وبلاگ نویس خوب وجود دارد، و هم وبلاگ نویس بد!

در وبلاگستان نیز مانند دنیای حقیقی بعضی بدی ها اشتهار دارند و مطلق هستند. مثلاً همانطور که در دنیای حقیقی، کسانی را که به هر نحوی دزدی می کنند، یا دیگران را مورد اذیت و آزار قرار می دهند، افراد بدی می دانیم، در دنیای مجازی نیز اشخاصی که از آزادی موجود سو استفاده می کنند و بدون رعایت قوانین کپی رایت، به دستبرد اطلاعات اقدام می کنند، یا در وبگاههایشان دیگران را مورد توهین و دشنام قرار می دهند، ساکنین بد دنیای مجازی می دانیم، و همه نیز در این موضوع متفق القول هستیم.

اما برخی رفتارها هم هستند که بدی و خوبی شان نسبی است. مثلاً شخصی را در نظر بگیرید که گوشه گیر است و دوست دارد در زندگی محدوده مشخصی داشته باشد و تمایل ندارد که در این حریم هر کسی را وارد کند. حالا اگر بنده به زور بخواهم با ایشان رابطه برقرار کنم، وی یا با بی محلی یا بصورت رک بنده را کنار میزند. شاید من از این موضوع ناراحت شوم و آنرا به حساب غرور و خودخواهی وی بگذارم، در صورتی که موضوع چیز دیگری بوده است.

در دنیای مجازی نیز وضع بر همین منوال است. مثلاً هر وبلاگ نویسی آزاد است که قوانین خاص خودش را بر لینکدونی وبلاگش اعمال نماید. یکی هر وبلاگی را که می بیند، فوراً می لینکد و یکی هم دوست دارد تنها آنهایی را لینک کند که نوشته ها و عقایدشان با افکارش جور در می آیند. حالا اگر من با این بلاگ نوشتهای مزخرفم از وی بخواهم که به من لینک دهد، مسلماً با پاسخ منفی یا بی محلی روبرو خواهم شد. و بعداً پشت سرش صفحه خواهم گذاشت که فلانی مثلاً چون آرشیو بلند بالایی دارد خودش را از ما بهتران فرض کرده و به من لینک نداده!

البته چه در قدیمی های وبلاگشهر و چه در تازه واردان شان هستند کسانی هم که واقعاً خودشان را تحفه جامعه فرض می کنند و از هر فرصتی برای اثبات برتری هایشان بهره می برند، که مسلماً اینگونه افراد مذمت شده هستند.

متاسفانه به دلیل افسار گسیخته بودن دنیای مجازی، کنترل کردن ناهنجاری های رفتاری و انتساب پاداش یا کیفر به آنها، مشکل و گاهی غیرممکن است. لذا تنها راهی که پیش روی مان باقی می ماند، اینکه رفتارهای نادرست را تذکر دهیم و به مذمت آنها بپردازیم. کاری که مطرود در یادداشت اخیرش کمی با چاشنی تندی و خشونت انجام داده است!

البته در بیان اینگونه انتقادات و گوشزدها باید حواسمان باشد که انگشت اتهام را تنها به سوی گناهکاران نشانه رویم و سایرین را بدون دلیل مورد اتهام قرار ندهیم. دیگران نیز بهتر است به جای به خودگیری انتقادات و جبهه گیری در برابر آنها، با منتقدین حقیقی همراه شوند برای مذمت کردن گناهان، تا شاید بدین ترتیب، بتوانیم جلوی بسیاری از کژی ها را در همین ابتدای راه بگیریم و در آینده جامعه مجازی به نسبت بهتری از جامعه حقیقی مان داشته باشیم.

در همین رابطه:

شکاف جامعه مجازی

یکی از چالشهایی که در جامعه مجازی ایرانی وجود دارد، شکاف بزرگی است که بین کاربران حرفه ای و کاربران غیرحرفه ای دیده می شود. اگر در وبلاگستان ـ که اغلب افراد جامعه آن جز کاربران حرفه ای نت محسوب می شوند ـ گشتی بزنید، درخواهید یافت که آنها تقریباً با سرعتی بالا در حال فراگیری و کاربرد ابزارهای پیشرفته اینترنت هستند که البته این موضوع جای بسی خوشحالی دارد. اما نباید فراموش کنیم که این قشر، تنها کاربران اینترنتی نیستند، و کاربران غیرحرفه ای بسیاری نیز وجود دارند که امروزه علاقمندی بیشتری به استفاده از این تکنولوژی نشان می دهند، اما متاسفانه به دلیل نداشتن وقت کافی یا مشکلات دیگر نمی توانند با سرعت کاربران حرفه ای با ابزارهای نوین آن آشنا شوند و آنها را بکارگیرند.

برای مثال، امروزه بسیاری از کاربران حرفه ای با مفهوم وب۲ آشنایی دارند و از ابزارهای آن بصورت روزمره استفاده می کنند. و این موضوع باعث می شود تا بتوانند استفاده بهینه تر و مفیدتری از اینترنت بعمل آورند. اما بسیاری از کاربران غیرحرفه ای نه تنها با این مفهوم آشنایی ندارند که در استفاده معمولی از وب نیز دچار مشکلات فراوانی هستند. در حالی که استفاده از ابزارهایی چون فید (خوراک) می تواند کمک شایانی به این دسته از کاربران نماید تا علاوه بر حل مشکل کمبود وقت، از بسیاری از موانع دیگر از جمله قیلطرینگ عبور نمایند.

البته وبلاگنویسان همواره کوشیده اند تا با ارائه آموزشهایی بتوانند این شکاف را کاهش دهند، اما به نظر می رسد که این آموزشها بیشتر در سطوح کاربران حرفه ای باقی مانده است و در عمق جامعه سنتی نفوذ پیدا نکرده است. بسیاری از دانشگاهیان، معلمان، و تحصیلکردگان دیروز، که امروز به سمت کامپیوتر سوق پیدا کرده اند، با وجود گذراندن دوره های دست و پاشکسته ICDL، نمی توانند بدرستی به کشف و فراگیری ابزارهای جدید اینترنتی بپردازند و همین امر موجب توسعه یافتن این شکاف گردیده است.

شکی نیست که با پر کردن این شکاف، شاهد تاثیرگذاری بیشتر دنیای مجازی در دنیای حقیقی خواهیم بود، و پس از آن بیشتر می توان روی تاثیر پدیده هایی چون رسانه های وبلاگی روی جامعه و یا شکستن انحصار رسانه ای حساب باز کرد. آنچه که بعنوان راهکار به ذهنم می رسد اینکه لازم است کاربران حرفه ای دنیای مجازی، پلی بسازند در ارتباط با دنیای حقیقی و تلاش کنند تا سطح وسیعتری از علاقمندان را با ابزارهای اینترنتی آشنا کنند. این پل می تواند به کمک آموزشهای حضوری و یا انتشار جزوات و مقالات خودآموز بنا گردد. این پله ای است که پیش از این باید گام روی آن می گذاشتیم، اما متاسفانه از روی آن پریدیم و به این سبب ضعیفترها، پشت سر جامانده اند!

بنده به نوبه خود، هر علاقمند به مطالعه اینترنتی را که دور و برم پیدا می کنم، سریعاً با گوگل ریدر آشنا می کنم و ایشان را به استفاده از این ابزار تشویق می نمایم. البته ناگفته نماند که یکی از مشکلات دیگری که در این راه به آن برخورده ام، عدم پشتیبانی بسیاری از سایتهای خبری ایرانی (که جامعه سنتی ما بیشتر با آنها انس دارند)، از ابزارهایی چون فید(خوراک) است،  که فعلاً برای رفع این مشکل از ابزار Page2Rss کمک گرفته ام.

شما نیز اگر کسانی را در نزدیکیتان می شناسید که پتانسیل استفاده و فراگیری این ابزارها را دارند، بیکار ننشینید! این به نفع همه ماست.