مزیتها و مضرات کار خانگی با اینترنت

یکی از وبلاگهای انگلیسی زبانی که دنبالش می کنم، Daily Blog Tips است، که واقعاً مطالب خواندنی و جالبی، خصوصاً در زمینه وبلاگ نویسی دارد.

اخیراً نویسنده وبلاگ مطلبی درباره مضرات و مزیتهای کار خانگی با اینترنت نوشته است. با توجه به اینکه یکی از آرزوهای من در زندگی این است که روزی شرایطی برایم بوجود آید تا بتوانم تمام توان و انرژیم را در زندگی معطوف وبلاگ نویسی و وبگردی کنم، درحالی که از این راه درآمدی مکفی نیز نصیبم می گردد، لذا با دیدن این متن مشتاق شدم تا آنرا ترجمه کنم و با دوستان دیگری که به این کار علاقمند هستند به اشتراک بگذارم:

«تقریباً دو سال از زمانی که من از شغلم در یک شرکت چندملیتی استعفا دادم تا کسب و کار خانگی خودم با اینترنت را راه بیاندازم، می گذرد. برای شخص من این یک گذار خوب محسوب می شود. یکسال کار کردن در یک شرکت موجب شده بود تا به خوبی بدانم که از نظر حرفه ای چه کاری می خواهم انجام دهم، که مسلماً کار کردن برای دیگری جز آن نبود!

از دلایل دیگری که این گذار را برایم آسان می نمود این بود که در هنگام استعفا من فقط ۲۲ سال داشتم، نه بدهی ای برای پرداختن داشتم و نه مسئولیتی!

امروزه افراد بسیاری هستند که می خواهند درباره شرایط کار کردن از خانه بدانند. آنها این کار را دوست دارند، اما هنوز برای این تغییر مردد هستند و می خواهند بدانند که چطور باید برای این تغییر آماده شوند. بنابراین دوست دارم تا تجاربم را در طی این دو سال با آنها در میان بگذارم:

در اولین پست به نظرات موافق و مخالف درباره کار خانگی خواهم پرداخت و در پست بعدی درباره راهکارهای یک گذار موفق خواهم نوشت.

مضرات

۱- تنهایی

اگر در وجودتان نیاز روزانه به داشتن کنشهای متقابل اجتماعی احساس می کنید، گزینه کار در خانه نمی تواند برای شما مناسب باشد. بعضی ها هستند که باید همیشه دور و برشان رفت و آمد باشد، عده ای هم نیاز به روابط رو در رو دارند، و برای اینگونه افراد، اشتغال در یک شرکت می تواند بهتر باشد.

برنامه های پیام رسان، توئیتر و شبکه های اجتماعی تحت وب می توانند راه حلی برای غلبه بر این مشکل باشند، اما همه ما می دانیم که اینگونه ارتباطات مجازی با روابط حقیقی خیلی متفاوت هستند.

۲- عوامل مختل کننده حواس

اگر شما تنها زندگی می کنید، مشکلی نیست. اما اگر با والدین، دوستان، یا همسر و فرزندان تان زندگی می کنید، باید آمادگی فاصله گرفتن بیشتر از آنها را داشته باشید. دیگران ممکن است نیاز به وقت زیادی داشته باشند تا بتوانند قبول کنند که هنگامی که شما در خانه و پشت کامپیوترتان نشسته اید، واقعاً در حال کار کردن هستد. در نتیجه ممکن است که آنها برای کوچکترین مسایل در اتاقتان را بزنند یا به شما تلفن کنند.

در نظر گرفتن یک اتاق کار در خانه شاید راه حل مناسبی باشد، گرچه برای رفع مشکل کمی سخت خواهد بود.

۳- نیاز به انضباط کاری

شاید شما کاری را که من انجام می دهم دوست داشته باشید، اما قابل انکار نیست وقتی که روز آفتابی خوبی را بیرون از پنجره شاهدید، نمی توان روی کار تمرکز کرد! خوشبختانه من بازی های کامپیوتری را سالها پیش ترک کرده ام، وگرنه روی بهره وری کاریم تاثیر زیادی می گذاشت.

اگر شما فرد منضبطی باشید، آنگاه شاید با چنین مشکلاتی مواجه نشوید. اما اگر شما به یک رییس تا همکار محتاجید تا شما را به تحرک وادارد، آنگاه این موضوعات به ظاهر کوچک برایتان مسئله ساز خواهند شد.

۴- مکان ثابت

یکی از مزیتهای کار در شرکت این است که بین محل سکونت شما و محل کارتان یک تفاوت فیزیکی وجود دارد. من معتقدم که این تفاوت تاثیر زیادی روی سلامت فرد دارد.

یکی از تاثیرات مهم آن این است که بدن و ذهنتان می تواند بین محل کار و کار از یک سو و خانه و استراحت از سویی دیگر ارتباط برقرار نماید. گاهی پیش می آید که من می خواهم بخوابم ولی ذهنم سخت درگیر وب سایتهایم و بطور کلی استراتژی های آنلاینم هست. و این واقعاً چیز خوبی نیست!

اینکه تمام روز در خانه بمانید، می تواند یکنواخت و خسته کننده باشد. رفتن به حوالی خانه و هوایی خوردن می تواند کمی تسکین دهنده باشد، اما مشکل را بطور کامل برطرف نمی کند.

وقتی که در کارتان پیشرفت کردید، می توانید برای خودتان اداره ای را اجاره کنید یا بخرید، اما این کار ممکن است شما را به ریتم کار قبلی تان در شرکت برگرداند.

۵- چه کاره هستید؟

اینکه برای دیگران توضیح دهید که «چه کاره هستید؟» خیلی مشکل است! هر وقت درباره شغلم از من سوال می کنند، من در جواب فقط می گویم «با وب سایتها کار میکنم». پیش خودم فکر میکنم که یک طراح وب یا مسئول وب سایت یک شرکت هستم، چون خیلی مشکل است که کارتان را برای کسی که از اینترنت فقط برای چک کردن ایمیلهایش و گه گاهی هم جستجو کردن در Google استفاده میکند، توضیح دهید.

تصور کنید که شما بخواهید یک خانه بخرید. در آنصورت گرفتن کارت اعتباری، با کار اینترنتی بدون درآمد ثابت ماهیانه یا شرکتی که شما را پشتیبانی نماید، خیلی مشکل است.

مزیتها

۱- انعطاف پذیری

شاید یکی از بزرگترین حسن های کار خانگی، انعطاف پذیری آن باشد. یک مثال ساده: مدتها پیش یکروز من فراموش کردم هنگام خواب ساعت را زنگ بگذارم و صبح خواب ماندم.

شما هر زمان که بخواهید، و به هر صورتی که دوست داشته باشید، می توانید کار کنید.

دوست دارید در پیژامه کار کنید؟ مشکلی نیست!

دوست دارید در هنگام طراحی کردن با صدای بلند به آهنگهای Heavy Metal گوش کنید؟ خوب این کار را انجام دهید!

افرادی هستند که راندمان کاریشان در شبها بالاتر است. برای این افراد کارهای خانگی میتواند خیلی ایده آل باشد.

۲- بدون رییس

اینکه کسی به شما مدام بگوید که این کار را انجام دهید و آن کار را انجام ندهید، غیر قابل تحمل است. حداقل برای من که اینطور است.

کار کردن بدون حضور کسی که مدام غر بزند، به اندازه زیادی میتواند باعث کاهش استرس در هنگام کار کردن شود. البته شرکتهای زیادی هم وجود دارند که فرهنگ خوبی بر آنها حکم فرماست و افراد باهوش و با شخصیتی در کنار هم به فعالیت مشغولند. راستش را بخواهید رییس قبلی من شخص بسیار خوبی بود.

اما با این حال، هنوز کسی نیست تا به شما بگوید که چه کاری را در چه زمانی انجام دهید، چون خودتان در این باره تصمیم می گیرید.

۳- سلامتی بیشتر

من از وقتی که ده ساله بودم همیشه دوست داشتم تا بصورت منظم ورزش کنم. بعد از اتمام دانشگاه که به کار مشغول شدم، به یکباره فاصله زیادی در برنامه ورزشیم بوجود آمد. سعی کردم تا شبها ورزش کنم، اما بعد از یکروز کاری سخت، انرژی شما به اندازه زیادی تحلیل می رود.

حالا که در خانه به کار مشغول هستم، می توانم هر روز زمانی را به ورزش کردن اختصاص دهم. بعضی صبحها می دوم، یا عصرها تمرین بوکس می کنم حتی بعضی روزها شنا می کنم. در حال حاضر در آماده ترین حالت جسمانی به سر می برم.

یکی دیگر از فاکتورهایی که بر سلامت شما تاثیر می گذارد، جیره غذایی شماست. اگر شما با اصول اولیه علم تغذیه آشنا باشید، می توانید برنامه غذایی متعادلی را برای خودتان طرح ریزی کنید. شما می توانید وعده های غذایی تان را مرتب کنید و با مطالعه دستورالعملهای غذایی بدانید که چه چیزی به بدنتان تزریق می کنید.

اینکار را شما در بیرون از خانه هرگز نمی توانید انجام دهید، (بخاطر داشته باشید که شما بایستی هر روز در ۶ وعده غذا بخورید) و مجبورید بیشتر اوقات غذاهای سرخ شده ای را که سرو می کنند، تناول کنید.

۴- زمان بیشتر برای خانواده

یکی از مهمترین مسائل همه ما در زندگی این است که خانواده مان در کنارمان باشد و اولین اولویت را به آنها بدهیم. من درباره والدینتان صحبت نمی کنم، درباره وقتی حرف می زنم که شما زن میگیرید و وقتی که بچه ها اطراف شما را پر می کنند.

من هنوز به آن درجه نرسیده ام، اما مطمئنم افرادی که در خانه کار میکنند، وقت زیادی برای گذراندن با کسی که دوستش دارند، خواهند داشت. بعنوان پدر یا مادر شما می توانید تمرکز بیشتری روی تحصیلات و مراقبت از فرزندانتان داشته باشید.

۵- کار کردن از همه جا

این مقاله طولانی را من زمانی که در هواپیما نشسته بودم، نوشته ام! من به برزیل می روم تا ژوئن را در آنجا بگذرانم. چون اینجا هوا زمستانی است و من با آب و هوای سرد، نمی توانم خوب کنار بیایم، برای همین تصمیم گرفته ام به مناطق حاره ای بروم!

شما می توانید در تعطیلات هم کار کنید، در حالی که از یک سر دنیا به سر دیگرش می روید! من هنوز ساکن ایتالیا هستم اما برای دیدن والدین و دوستان سری به برزیل می زنم. تصمیم دارم تا سال بعد به ایالات متحده یا کانادا بروم و در چند کنفرانس شرکت کنم، و با افرادی که می توانند روی کارم در وب تاثیرگذار باشند، ملاقات داشته باشم.

اینکه در یک کشور یا یک شهر برای همیشه زندگی و کار کنید، خیلی وحشت انگیز است!

نظر حقیقی من

در هنگام نوشتن مطالب بالا، خیلی سعی کردم تا بی طرفانه به موضوع نگاه کنم. اگر بخواهم نظر حقیقی خودم را صادقانه با شما در میان بگذارم، باید بگویم که من کار از خانه را ترجیح میدهم. به نظر من کفه مزیتهای کار خانگی نسبت به مضراتش خیلی سنگین تر است.

من معتقدم که در سالهای بعد، درصد افراد تحصیلکرده جوانی که به سراغ کار در شرکتها و ادارات می روند، کوچکتر و کوچکتر خواهد شد. امروزه این رقم ۹۵% می باشد، شاید تا ده سال دیگر ۷۰% شود.

در انتها، اگر شما فکر می کنید که باید از کار فعلی تان خارج شوید، من پیشنهاد میکنم که این کار را انجام دهید. این نیاز به کمی جسارت و برنامه ریزی با توجه به موقعیت تان دارد، اما با این کار شما به آزادی دست خواهید یافت و می توانید روی پاهای خودتان راه بروید.

نامه ای به هزاره پنجاه و دوم

آبان ماه ۸۴، مطلبی درباره پروژه بین المللی KEO نوشته بودم. در این پروژه هر کدام از انسانهای کره زمین میتوانند حداکثر در چهار صفحه (۶۰۰۰ کاراکتر)، هر چه میخواهد دل تنگشان را، به زبان مادری یا هر زبانی که دوست دارند، بنویسند و برای KEO بفرستند، تا در DVDهای خاصّی ثبت گردند، و همراه با ماهواره KEO به فضا پرتاب شود. این ماهواره طوری برنامه ریزی خواهد شد که پس از پنجاه هزار سال گردش به دور زمین، بار دیگر به زمین بازگردد و امانت مردم قرن ۲۱ را به نوادگانشان تحویل دهد.

آن روزها تصمیم داشتم که نامه ای برای ثبت در این پروژه بنویسم، اما  آن روزها، تا امروز به طول انجامید!

اصلاً بیایید برای پربارشدن متون ایرانی در این پروژه، یک بازی وبلاگی راه بیاندازیم. (بالاخره ما هم بازی ساز در آمدیم!) اسم بازی هم می گذاریم “نامه به هزاره پنجاه و دوم”.

برای نامه نوشتن هم هیچ قانونی وجود ندارد، مگر آنکه، نویسنده پس از نوشتن نامه و انتشار آن در وبلاگ، بایستی آنرا برای پروژه KEO نیز ارسال کند.

قبل از اینکه نامه ام را منتشر کنم، به رسم بازی های وبلاگی دعوت میکنم از همسر عزیزم، شاهین، جوزف، جمهور، کاپیتان، دکتر مزیدی، مرد تنها، نیما اکبرپور و همه دوستانی که اینجا را میخوانند، برای توسعه دادن این پروژه.

این هم نامه من به نوادگان مان:

به نام خداوندگار

سلام مردمِ پس از من

نمی دانم اینها را در چه سالی میخوانید. اما بیش از آنکه بخواهم برایتان از سالهای خودم بگویم، دوست دارم بدانم در سالهای شما چه می گذرد. همانگونه که شاید شما مشتاقید از آنچه نمی بینید، بیشتر بدانید.

امروز من در ایران می زیم. سرزمینی که از اوان تمدن بشری بر کره خاکی زمین پهنه گسترده بود، اما با این همه هیچگاه روی آرامش به خود ندید.

امروز نیز من با تمام وجودم درد را در این سرزمین احساس می کنم، و البته در وجود خودم. گویا گل ایرانی را با خشت درد سرشته اند.

اما چه باک. ما مردمان همیشه تاریخیم، و شکی نیست که آینده از آن ما خواهد بود. چرا که خیر محکوم به پیروزی است.

روزی را می بینم که ایرانم دست دشمنان داخلی و خارجی را از خود کوتاه نموده است و مردمانش آزادترین آزادگان دنیایند. و شاید شما شاهدی بر این نسخ باشید.

از میهن که بگذریم، دوست دارم از دنیای سایبر بدانم.

چه بر سر هویتهای مجازی بشر آمده؟

امروز که من اینجایم، صنعت بلاگ نویسی و سایبراندیشی، روز به روز در حال گسترش است. ثانیه به ثانیه بر تعداد کاربران اینترنتی افزوده می شود. دور نیست زمانی که همه انسانهای زمینی با کامپیوتر، موبایل، تلویزیون و… به اینترنت متصل شوند و بسیاری از کارهایشان را با آن به انجام برسانند.

البته در این بین دولتهایی هم هستند که از این پدیده چنان راضی نیستند، و بحث فیلترینگ و در کنترل در آوردن اینترنت لجام گسیخته را مطرح می کنند. ولی زهی خیال باطل.

امروزه، وبلاگ رفته رفته به یکی از فراگیرترین رسانه های بشری مبدل می شود. و من به خود می بالم که در دوره ای از زمان قرار گرفته ام که از وبلاگ نویسان نسل اول بشر محسوب می شوم.

راستی! سری به آدرس وبلاگم بزنید، ببینید هنوز وجود دارد؟!

البته اگر در دوره شما آدرس نویسی تغییر شکل یافته، خودتان زحمت دایرکت کردنش را بکشید!

خیلی دوست دارم بدانم کامپیوترهای شما چه شکلی هستند! گرچه مال ما در نوع خود کوچک به حساب می آیند، اما هنوز خیلی کارهاست که با آن نمی توان انجام داد! مطمئنم که آرزوهای ما اکنون برای شما شکل روزمرگی یافته است. خوش بحالتان!

شما هنوز شبیه ما هستید؟! ۱۷۵ سانتی و ۷۸ کیلویی؟! می گویند قبل از ما بشر خیلی بلندتر بوده، نکند اکنون شما کوتوله شده باشید!

البته هر قدر که از قد این موجود کاسته شده، دهها برابر بر دانسته هایش افزوده شده است. به قول ضرب المثل ایرانی “فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه”!

با بیماری ها چه میکنید؟ امراض آرامش را از بشر گرفته اند. امیدوارم در دوره شما خبری از انواع و اقسام سرطان، ام اس، ایدز و… نباشد و توانسته باشید راه چاره ای برای آن بیاندیشید.

امروز که می گویند وقت طلاست! حتماً در زمان شما طلا با ارزشتر شده است. پس زیاد وقتتان را نمی گیرم. امیدوارم دنیای شما پر از عشق، محبت و دوستی باشد.

کاش من هم نوادگانی داشتم که می توانستند این نامه را بخوانند. امیدوارم پدربزرگشان مایه سربلندی شان در دنیای جدید باشد، به هر حال همه تان را دوست دارم.

وردپرس فارسی

WP Persianنمی دونم چرا از نرم افزارهای فارسی خوشم نمیاد! انگار هر چیزی که فارسی شده، با مشکل عجین است! اما گویا «وردپرس فارسی» از این امر مستثنی است.

دیروز طی یک حرکت انتحاری، پس از بکآپ گرفتن، پایگاه داده و تمام فایلهای موجود در هاستم رو حذف کردم، و پس از آن طرحی نو درانداختم. البته مدت مدیدی بود که در این فکر بودم، اما مشکلات متعدد سرور و البته ناآگاهی من از اونها، مانع از این میشد. تا اینکه به کمک مجمع فارسی سازان وردپرس تونستم مشکل Allow Memory Size و محدودیت Import کردن رو بر طرف کنم تا بتونم به پاکسازی سرور همت گمارم.

برای نخستین بار، اینجا با نیروی وردپرس فارسی مدیریت می شود. تا اینجای کار که خوب بوده، امیدوارم پس از این هم مشکلی پیش نیاد.

دانشگاهها درسهایشان را روی وبلاگها ارائه میکنند

وبلاگها بصورت فزاینده ای توسط دانشگاهیان و دانشجویان مورد استفاده قرار میگیرد.

تا چند ماه پیش، بیشتر به وبلاگها یا بلاگها به عنوان یک رسانه تجاری یا سیاسی نگاه می شد. هر چند که بسیاری از دانشگاهیان هم بلاگ نوشتهای «سلم پکس» بلاگر معروف بغدادی را که درباره جنگ عراق می نوشت را دنبال می نمودند. امروزه این تکنولوژی منابع بسیاری از خبرها را به دانشگاهها می آورد و کاملاً وارد زندگی دانشگاهیان شده است.

بلاگها به ادارات، کارمندان و دانشجویان آزادی بیان می دهد تا یک مجله و یا حتی روزنامه درخور شأن داشته باشند. کارشناسان وبلاگ می گویند که تکنولوژی برای دانشجویان دستیابی آسان به وب را فراهم نموده است و بحثهای خارج از کلاس آنان را بهبود بخشیده است.

ذخیره کردن عقاید

خانم استر مک کالوم استوارت (Esther Maccallum Stewart) استاد تاریخ سوسکس (Sussex) یکی از اولین بلاگ نویسان انگلیسی است که از این تکنولوژی برای تدریس و توزیع نمودن تحقیقات بهره برده است.

او درباره فرهنگ عمومی در دوران جنگ جهانی اول تحقیق می کند و در همین زمینه وبلاگی را باز نموده است که هرگاه به مطالب جدیدی میرسد عقایدش را در آن می آورد که البته این نوشته ها بیشتر جنبه دانشگاهی دارند.

دانشجویان او هم به این وبلاگ به عنوان مکانی برای دسترسی به منابع تحقیق و اطلاعات نگاه میکنند.

این وبلاگ روی سِروِر دانشگاه جای گرفته است و او میتواند سوالاتی را که دانشجویانش مطرح میکنند در آن ببیند و پاسخ آنها را برای همه اعضای گروه بفرستد.

او میگوید: «من دریافته ام که به کمک وبلاگ می توانم از جاهای مختلفی به کارم بپردازم، حتی در جاهایی که دستگاه یا دیسکهایم با من نیستند. به نظر من وبلاگ مکانی است برای ذخیره کردن عقاید، ارتباطات و منابع تحقیقی.» او می افزاید:«من کاملاً عقیده دارم که که همه اطلاعات بایستی روی اینترنت قرار گیرند. من فکر میکنم که دانشگاه ها می توانند خیلی نزدیکتر از این با هم باشند. آنها بایستی به جمع آوری دانشها بپردازند»

به همین دلیل هم است که دانشگاه وارویک (Warwick) به کارمندان و دانشجویان خود فضای رایگان می دهد تا برای خودشان وبلاگ بسازند.

پروژه بلاگها در دانشگاه که از ماه سپتامبر گذشته شروع شد در نوع خودش بسیار بی نظیر است. در این مدت تعداد کاربران آن ۲۶۰۰ نفر میباشد که این نسبت به سایر پروژه های مشابه بسیار بزرگ بحساب می آید.

در حقیقت وارویک نخواست که در چهار دیواری خودش بماند و خواست که خودش را از طریق وب به جهان بنمایاند.

جان دال (John Dale) رئیس سرویس IT دانشگاه میگوید که هدف دانشگاه این است که فرصتهای شخصی دانشجویان را افزایش دهد و معتقد است که وبلاگ یکی از ابزارهایی است که به انجام رسیدن این هدف کمک خواهد میکند.

آقای دال می گوید: «ما معتقدیم که وبلاگ میتواند فرصتهای جدیدی را برای کارمندان و دانشجویان بوجود آورد. این ابزار به دانشجویان امکان میدهد تا بصورت گروهی روی پروژه ها کارکنند.»

چنین وبلاگهایی در مدرسه تجارت وارویک وجود دارد و دانشگاه امیدوار است که کارمندان نیز از این تکنولوژی برای انجام پروژه های گروهی استفاده کنند.

در وبلاگهای دانشگاه تفاوت فاحشی بین وبلاگهای دانشجویی و اساتید وجود ندارد. برخی از دانشجویان از وبلاگهایشان برای ارتباطات درسی استفاده میکنند و برخی از اساتید نیز درسها را برای آنها می فرستند.

رویا حکمت پناه (Roya Hekmatpanah) یکی از دانشجویان سیاست بین المللی اقتصاد هر هفته وبلاگش را به روز میکند و از آن برای فرستادن پیام به دوستانش و به اشتراک گذاشتن تصاویر با دوستان و آشنایانش استفاده میکند.

سوء استفاده

اما رابرت اُتول (Robert O’Toole) دانشجوی دکترای فلسفه، از وبلاگش هم برای اهداف دانشگاهی و هم برای اهداف شخصی استفاده میکند. مطالب او شامل موضوعاتی چون خلاقیت در تکنولوژی، تشریح فلسفه و جزئیات سفر اخیرش به بوتس وانا (Botswana) است. او میگوید که از دور و نزدیک پیامهایی را در وبلاگش دریافت میکند.

او میگوید: «تصمیم گرفته ام که موضوع پایان نامه ام وبلاگ باشد.» او می افزاید: «وبلاگ مرا قادر ساخته است که در بحثهای دانشگاهی خارج از انگلستان هم شرکت کنم و دانش خارجی ها را جمع آوری نمایم. وبلاگ جایی است که من میتوانم هر روز بصورت منصفانه درباره وقایعی که اتفاق افتاده است، بنویسم.»

با اینکه وارویک به موفقیتهایی دست یافته است اما هنوز این پروژه دوران کودکی اش را پشت سر میگذارد. کارشناسان عقیده دارند که برقراری توازن بین فرصتهای مثبت و منفی که این تکنولوژی می آورد مشکل است. آنها پیشنهاد میکنند که دانشگاه بایستی با سوء استفاده هایی که از این تکنولوژی میشود برخورد کنند.

دیوید ساپل (David Supple) مدیر راهبردی وب در دانشگاه بیرمنگهام (Birmingham) میگوید: «همانگونه که وبلاگها بعنوان ابزاری قدرتمند برای جمع آوری اطلاعات، سودهای مهمی برای دانشگاهیان به همراه می آورد اما طبیعت غیرساختمند آن باعث بروز مشکلات متعددی هم میشود.» او هشدار می دهد که «دانشگاهها بایستی هوشیار باشند. در این نوع تکنولوژی آزادی مطلق وجود دارد که میتواند وسوسه کننده باشد.»

شولا آدنکان (Shola Adenekan)
منبع: BBC

۲۰۰۵ سال همه گیر شدن بلاگها

ربرت بلو

Robert Belo

گزارشگر بخش تکنولوژی سایت خبری BBC

وبلاگها یا بلاگها همه جا هستند، تخمین زده میشود که حداقل پنج میلیون بلاگ روی وب وجود داشته باشد و این عدد در حال رشد است.

این یادداشتهای روزانه به شکلها و قالبهای مختلفی وجود دارند، و مردم نظرات، تصاویر و لینکهای مورد علاقه شان را به این وسیله با هم به اشتراک می گذارند و همین امر از سوئی دیگر به شرکتها این امکان را می دهد که نیاز مشتری هایشان را بهتر بشناسند.

اما در سال گذشته نگاهها بیش از پیش به بلاگها معطوف شده بود، چرا که بلاگها دیدگاههای انتقادی به رخدادها داشتند و اغلب درباره چیزهایی می نوشتند که از چشم رسانه های بزرگ دور می ماندند.

شاید بیشتر بلاگها خواننده های کمی داشته باشند اما کارشناسان علوم ارتباطات می گویند که مردم از این طریق راهی را برای خود باز نموده اند تا در عالم سیاست حرفهایشان را بزنند.

از نمونه های معروف بلاگها می توان به بلاگ معاون سابق رئیس جمهور ایران، محمدعلی ابطحی اشاره نمود که در بلاگش آنچه را که در درون دولت جمهوری اسلامی میگذرد را بیان می کند و نظراتش را به عنوان کسی که داخل گود است می نویسد، همچنین می توان به بلاگهایی که در مورد جنگ عراق هستند اشاره نمود و یا بلاگهایی که درباره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا می نوشتند.

سایتهایی هم وجود دارند که تلاش می کنند تا خبرهای دسته اولی را که از بلاگها شنیده می شوند را انعکاس دهند. از این نوع می توان به wikinews.com اشاره نمود که از ماه نوامبر سال گذشته میلادی کار خود را آغاز نموده است.

اندرو نچیسون (Andrew Nachison) رئیس Media Center، یکی از مراکز تحقیقاتی آمریکا که در مورد رسانه ها و تکنولوژی و تاثیر آنها بر جوامع مطالعه میکنند، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را نقطه بازگشت بلاگها می داند. وی می گوید:«مردم در این انتخابات از میان همه منابع اطلاعاتی موجود به دنبال راههای جدید دستیابی به اطلاعات میگشتند، و این راههای جدید به یک قدرت بدل شدند. بلاگها کلیدی برای دگرگون سازی انتخابات بودند.» برای نمونه میتوان به بلاگهایی اشاره نمود که از پیروزی جرج دبلیو بوش اظهار ناراحتی می کردند و درعوض پیامهایی که حامیان بوش در پاسخ آنها می گفتند.

آقای نچیسون پیش بینی می کند که در آینده بلاگ یک منبع اطلاعاتی مستقل و صادق در برابر منابع سنتی و تجاری مانند روزنامه، تلویزیون و رادیو خواهد بود.

وی به بخش خبری سایت BBC گفت:«بایستی تصدیق کنیم که بلاگها در بحثهای روزمره و انتشار خبرهای جدید نقش بسزائی دارند. اما آنها همیشه در پس داستان حرکت میکنند و در رهبری آن نقشی ندارند.»

گروهی از رسانه های سنتی از ظهور این رقیب اظهار نگرانی می کنند، اما گروهی دیگر همچون روزنامه فرانسوی لموند (Le Monde) نگاهی دیگر دارد و حتی بلاگ را به خدمت گرفته است.

آقای نچیسون میگوید:«من فکر نمیکنم که بلاگها نقش روزنامه نگاری را تهدید کنند. در حقیقت روزنامه نگاری در حال گذار است، همانگونه که جامعه گذار میکند.»

وی همچنین با نظر کارشناسانی مانند نوام چمسکی (Noam Chomsky) زبان شناس و تحلیلگر سیاسی، موافق است که میگوید بلاگها بن بست خبری رسانه های سنتی را میگشایند. آقای نچیسون می گوید:«بله، یکی از بسیار راههای روزنامه نگاری توسط بلاگها مورد تهدید قرار میگیرد. روزنامه نگاران حرفه ای مجبورند که از این پس خودشان را با محیط فعلی تطبیق دهند. محیطی که در آن مقاله نویسان خیلی بیشتری هر روزه مقاله می نویسند و آنها را انتشار می دهند. و بدین ترتیب دوران بن بست نمودن خبرها و سانسورچیانی که تصمیم میگرفتند چه چیزی برای انتشار خوب است و چه چیزی نیست، برای همیشه به پایان رسیده است. با وجود شهروندان عادی که با ابزارهایی همچون دوربین عکاسی و فیلمبرداری در جیب، در خیابان قدم می زنند، داستان تغییر خواهد کرد.»

تحلیلگران تعداد فعلی بلاگها را بیش از پنج میلیون می دانند که با شدتی انفجاری در حال افزایش است. و با وجود ابزارهایی همچون Blogger، MovableType و اخیراً فضاهای آزمایشی MSN انتشار بلاگها روز به روز آسانتر می شود و تعداد آنها نیز بیشتر می شوند.

مراکز تحقیقاتی آمریکا اعلام کرده اند که در هر ۸/۵ ثانیه یک بلاگ متولد می شود، هرچند که کمتر از ۴۰% آنها هر دو ماه یکبار به روز می شوند. اما به هر حال کارشناسان بر این باورند که این پدیده از آنجائیکه اجازه انتشار عقاید فردی، به اشتراک گذاشتن ایده ها، مبادله اطلاعات، ارسال آسان تصاویر و فیلمها روی وب و… را میدهد، ماندگار خواهد بود.

آقای نچیسون می گوید:«ما وارد یک عرصه تاریخی جدید شده ایم که در آن تکنولوژِی زیربنای یک بافت جدید برای ارتباطات نوین را بنا می نهد.»

منبع: BBC